08182022پنج شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
دوشنبه, 19 تیر 1396 ساعت 23:08

سخنراني هاي گردهمايي بزرگ مقاومت ايران ـ شماره 3

نوشته شده توسط
گردهمایی عظیم مقاومت ایران نوید بخش ایران آینده   متن سخنراني امير تركي فيصل خانم مريم رجوي عاليجناب احمد غزالي خانم ها و آقايان سلام و رحمت و بركت خداوند بر شما باد مفتخرم كه از شما بخاطر دعوت مجدد من براي شركت در گردهمايي سالانه تان تشكر كنم. اين گردهمايي ميعادگاهي است كه همه ايرانياني كه ايران را بخاطر ستم رژيم ولايت فقيه ترك كرده اند، همراه با نمايندگان بسياري از كشورهاي جهان كه از تروريسم اين رژيم آسيب ديده اند، در آن گرد هم مي آيند. رژيمي كه بزرگترين سردمدار تروريسم است. اين گردهمايي براي اين است كه جنايات اين رژيم عليه شهروندان خود و عليه همسايگانش و تهديد امنيت و ثبات منطقه و جهان توسط اين رژيم را به دنيا يادآوري كند. خواهران و برادران من در ديدار با شما در سال گذشته گفتم كه آنچه ما را به هم پيوند مي دهد، تنها، موقعيت جغرافيايي نيست بلكه روابط انساني است. ........... اضافه بر آن، آرمان لا اله الا الله، محمد رسول الله ما را گرد هم مي آورد. همچنين ميراث تاريخي كه در پيشرفت تمدن انساني نقش داشته ما را به هم نزديك مي كند. كشورهاي شوراي همكاري در خليج فارس و همسايگان ايران در همزيستي با هم بودند تا اينكه خميني در سال 1979 آمد و اوضاع از همزيستي مشتركي كه به‌رغم برخي اختلافات، حاكم بود، تبديل به تلاش خميني و دنباله روهایش براي تغيير منطق همزيستي با دیگران شد كه بعنوان سياست صدور انقلاب شناخته ميشود. بطوريكه زبان مناسبات بين كشور ها تبديل به منطق (باصطلاح) انقلاب شد كه در پس آن انگيزه توسعه طلبي تهاجمي پنهان شده بود و لذا سخت و چه بسا غير ممكن شد كه ما با زبان انقلاب و كودتا به تفاهم برسيم و نه زبان سياسي و ديپلوماتيك و عدم دخالت در امور داخلي براي تحريك گروهها. و استراتژي خارجي رهبري ولايت فقيه اين شد كه افكار كودتاگرانه و ايجاد ناامني را به جاي انديشه ثبات بنشاند. خميني در فاصله سالهاي 1963 تا 1979 در خارج از كشورش زندگي كرد كه بدليل وضعيت سياسي و روح حزب گرايي او بود كه تفاوتي با ساير گروههاي اسلام گراي سياسي كه روحيه كودتاگرانه و تمايل به جدايي از پيكره كشور دارند تفاوت زيادي ندارد. خميني در نجف زندگي مي كرد تا آموزش هاي كودتاگرانه خود را رواج دهد كه اين انديشه ها را در كتابي تحت عنوان حكومت اسلامي سرجمع كرد و در آن كتاب انديشه ولايت فقيه بر همه امت اسلامي را علني كرد. خواهران وبرادران بزرگترين مراجع شيعه اين افكار را رد ميكنند وروشن ساخته اند كه افكار خميني با اصول ثابت فقهاي شيعه اماميه در تعارض است خواه در ايران كه مرجعيت و حوزه شيعه در قم قرار دارد يا در عراق كه مرجعيت وحوزه ديني در نجف قرار دارد يا بطور كلي هرجا كه مراجع شيعه جعفري حضور دارند. يكي از داستانهايي كه در باره ابتداي استقرار خميني در عراق گفته شده اين است كه آن زمان خميني با يك طلبه درحوزه ديني نجف هم اطاق بود. پشه اي وارد اطاق شد و هم اطاقي خميني پيشنهاد كرد كه براي از بين بردن پشه حشره كش بياورد اما خميني در فضاي صوفي مسلكي وتظاهر به ترس از خدا كه قبل از انقلاب داشت، با اين پيشنهاد مخالفت كرد وگفت اين پشه جان دارد ونبايد آنرا بكُشيم وبا استفاده از عبايش آنرا از اطاق بيرون كرد. بعد از حاكميت واجراي احكام اعدام در مورد ساير اعضاي اپوزيسيون در زندانها يعني همان كساني كه درانقلاب نقش داشتند وآنها و ساير فقها را به ياد مي آورد. همان دوستش در نزديكي او بود و به ياد او آورد كه در آن روز با پشه چكار كرده بود و اينكه چطور از قتل حشره ميترسيد اما در اين انقلاب دارد انسانها را كشتار ميكند. خميني در جواب او گفت آنها دشمنان اسلام هستند يعني كه هركس كه با او اختلاف نظر داشته باشد دشمن اسلام و خائن است و سرنوشتش قتل است. درزماني كه خميني قبل از انقلاب در نجف بود بسياري از اين مراجع نسبت به كارهاي او موافق نبودند خميني بعد از اينكه به حاكميت رسيد، پيروان او برايش شروع به جذب مقلد از كيسه بزرگان مذهب نمودند، تا اينكه ولايت فقيه و همچنين ولايت مذهب يكجا در دست او باشد، لذا شروع به فشار روي مراجع نمود، و بطور خاص روي مرجع محمد كاظم شريعتمداري كسي كه خميني را در زمان شاه از اعدام نجات داده بود. شريعتمداري گفته بود كه خميني آيت الله است و اين جايگاهي است كه صاحب آن بر اساس قانون ايران در آن زمان اعدام نمي شد. شريعتمداري با نامگذاري جمهوري با صفت اسلامي موافق نبود. در عراق هم مرجع ابوالقاسم خويي او هم خواستار وارد كردن دين و مذهب در سياست نبود و با ايده ولايت فقيه موافق نبود. آنچه كه بعد از آن اتفاق افتاد اين بود كه خميني با نفوذ رو به گسترشش، اقدام به توهين به شريعتمداري نمود و مدرسه و دفتر او را بست و او را حصر خانگي تا زمان فوتش در سال 1985 نمود. خميني القابي كه به روحانيون داده مي شد را ملغي كرد. او لباس شخصيت امام را پوشيد و حتي امام هم از دست خميني سالم نماند. خودش را در موضع نايب امام گذاشت و لقب «رهبر» و سپس پيشوا و لقبهاي ديگر اضافه نمود. بمحض اينكه به تهران رسيد بر همه متحدينش از جريانات مختلف مردم ايران كودتا كرد. مردمي كه انقلاب كرده بودند اما خميني آنها را سركوب كرد و زنداني نمود و ترور و اعدام نمود. و شما اولين كساني بوديد كه خميني از پشت به شما خنجر زد. از طرف ديگر خلخالي را رئيس دادگاه قرار داد و خود را انقلابي مي ناميد و همان راه خميني را در اعدام مخالفين مشكوك طي كرد. اين سخن معروف او در توجيه كشتار بيگناهان شايع شد كه مي گفت: جنايتكار مجازات ميشود و بيگناه هم وارد بهشت مي شود. خميني به ايرانيها دمكراسي را وعده داد، و امروز هم رژيم دم از برگزاري انتخابات مي زند. اين چه انتخاباتي است كه كسي حق ندارد وارد آن شود مگر از فيلتر ولي فقيه بگذرد. رفتار رژيم تهران اين رژيم را يك رژيم دمكراتيك معرفي نميكند، بلكه يك رفتار توأم با خونريزي و ديكتاتوري است. اعدامهايي كه جلادان رژيم ايران انجام داده و قربانيان آن هزاران تن از زندانيان ايراني در سال 1988 بوده است هنوز پژواكش به گوش ميرسد كه لعنت ابدي بر اين رژيم و رهبرانش را باقي خواهد گذاشت. اين اعدامها ثابت مي كند كه جنايتكاران جنگي بايد كه به محاكمه دادگاه جنايي بين المللي كشانده شوند. قرباني اول خميني و پيروان او مردم ايران هستند كه تمامي بدبختيهاي افكار بيمار گونه او را چشيدند وكماكان اين افكار تحت سلطة رژيم ولايت فقيه وجود دارد، رژيم ولايت فقيه نياز به بحرانهاي پي درپي براي بقا و ادامه حيات خود دارد. از اين رو جانشين خميني دنبال ايجاد شبه نظامياني است كه آنها را به مثابه ارتش هايي در اين پايتخت ها كه نيروهاي سپاه پاسداران برآنها تسلط دارند بكار گيرد مانند حوثي ها در يمن وحزب الله در لبنان وشبه نظاميان درسوريه و عراق . و آنها را مثل سپاه پاسداران مطيع خود نمايد، تا اينكه آلت دست ولي فقيه شوند كه قانون اساسي رژیم ايران به مثابه جانشين خميني اختيارات مطلق به او داده است برادران وخواهران تلاش هاي شما براي رويارويي با اين رژيم، مشروع است منظور جهاد شما براي رهايي مردم ايران با همه اجزاء تشكيل دهنده آن از عرب وكرد وبلوچ و آذري وفارس است كه همانطور كه خانم مريم رجوي گفتند، از ظلم ولايت فقيه رنج مي برند، بنابراين به ياري خدا پيش برويد وخداوند گام هايتان را استوار گرداند و درود بر شهدا که قربانيان خميني وجانشين او (خامنه‌ای) هستند، نه تنها در عراق و سوريه و شبه جزيره عرب و در هر كجاي ديگر جهان كه كشته مي شوند. و اما اول و آخر شهداي مردم بزرگ ايران باتشكر   سخنراني خانم اينگريد بتانكور- كانديداي پيشين رياست جمهوري كلمبيا در حاليكه اروپا با پوست و گوشت خود خشونت كور افراطگرايي اسلامي را لمس مي‌كند، در حاليكه اروپا قرباني سوء‌قصدهاي تروريستي در پاريس و لندن و آلمان است، ما همگي فراخوانده مي‌شويم به فكر كردن به مسئوليتهايمان در قبال تاريك اندیشی مذهبي ادعای احیا شدن دارد . چكار مي‌توانيم بكنيم؟ چكار بايد بكنيم؟ جامعه مسلمان بي‌شك اولين قرباني اين تروريسم اسلامي است، چون اعتقادات مذهبي‌اش كه يك ميليارد و نيم جمعيت جهان را در بر مي‌گيرد، به گروگان گرفته شده است. تفكيك قائل شدن بين اسلام واقعي و افراطگرايي اسلامي به اين سادگيها نيست؛ بخصوص كه تروريسم اسلامي خود را تنها و اصيل‌ترين مفسر خدا و اسلام مي‌خواند. اسلام راستين، اسلام واقعي در بهترين صورت در حاشيه و زير نگاههاي بدبينانه انظار عمومي جهان آزاد قرار گرفته است. اين در حالي‌است كه براي به شكست كشاندن تروريسم مذهبي، تدابير امنيتي يا عمليات نظامي كفايت نمي‌كنند، چرا كه بايد به سرچشمه رفت، به ريشه تاريخي اين عارضه. ريشه تاريخي آن انقلاب ايران در سال 1979 مي‌باشد. بنيادگراهاي ايراني اولين كساني بودند كه مدل حكومتي بر پايه قدرت مطلقه ولي فقيه را مستقر كردند. خيلي قبل از فتواهاي البغدادي در موصل و رقه، خميني از تهران فتواهايي براي قتل نويسندگان و روشنفكران اروپايي به اتهام كفر صادر كرده بود. رژيم خميني صدور بنيادگرايي مذهبي و خلافت حاكم بر كل جهان اسلام را ترويج مي‌كرد و اين خيلي قبل از آن بود که داعش همين را با روشهایی به همان بي‌رحمي ترويج كند. ديكتاتوري ايران صاحب ابزاري براي گسترش تروريسم مذهبي بنام پاسداران است. با آنها و به يمن آنها رژیم ایران از حزب‌الله لبنان، حوثيهاي شيعی يمني و حتي سازمانهاي سني مثل القاعده و طالبان حمايت به عمل می‌آورد. داعش هم بايد به عنوان محصولي از سياست رژيم ايران به شمار بيايد. رژيم ايران با تبحر خاصي موتلفينش، سوريه و عراق را واداشت كه رهبران آنچه كه بعدها تبديل به داعش شد را آزاد كنند. هدف رژيم ايران اين بود كه تاسيس گروهي در سوريه كه به لحاظ ايدئولوژيك به خودش نزديك باشد را تسهيل كند تا مخالفين بشار اسد را شقه كند و حمايتهاي غرب از اين اپوزيسيون را ناكارا بكند. اما عليرغم اين سياست گسترش بي‌دنده و ترمز، حكومت آخوندها در داخل كشور خودشان با سرسخت‌ترين مقاومت مواجه شدند. سازمان مجاهدين خلق ايران تنها سازمان مخالفي است كه از سياست قتل عام آخوندها جان سالم به در برد. اين جنبش، جنبش مقاومتي است كه توسط مسلمانان و براي مسلمانان تاسيس شده است. اين جنبش موفق شد اسلام كاذب آخوندها را برملا كرده و به نمايش بگذارد. نيروي آرام اين مقاومت توسط زني نمايندگي مي‌شود كه مورد علاقه و تحسين همگي ما به دليل شهامت و ذكاوتش است؛ مريم رجوي. وي با حمايت همگي شما و به يمن مقاومت هزاران هزار زن و مرد ايراني در شرف تبديل شدن به نيروي واقعي ضدتروريستي است كه ما به آن نياز داريم. وي با شما آلترناتيو دموكراتيك واقعي است كه براي مسلمانان و توسط مسلمانان ايران ارائه مي‌شود. او و شما الگويي براي مسلمانان آزاد سراسر جهان به شمار مي‌آييد. اگر ما امروز در اينجا گرد هم آمده‌ايم، براي اين است كه اتحاد و قدرتمان را به نمايش بگذاريم. همه اينها دور مريم رجوي شكل مي‌گيرد. دوستاني از سرتاسر جهان دور او را گرفته‌اند، دوستاني با تنوعات بسيار. هر كدام ازما در اينجا همه نژادها، همه فرهنگها و همه مذاهب جهان را نمايندگي مي‌كنيم؛ ما معتقديم كه اين اتحاد بهترين استراتژي براي پايان دادن به تروريسم بين‌المللي آخوندها مي‌باشد. ما در اينجا گرد هم آمده‌ايم چون مطمئنيم كه مقاومت ايران با نيروي پيشتازش يعني بازماندگان كمپ ليبرتي و تحت رهبري مريم رجوي به بلوغ كافي رسيده است، تا به يمن تشكيلاتش ، به يمن صلاحيتهايش و به يمن پايگاه مردمي‌اش در ايران، جريان تاريخ را بنام آزادي، برابري و برادري در جهان تغيير دهد.   سخنراني راما ياد – وزير پيشين حقوق بشر فرانسه آفرين به اينگريد و با تشكر از او! اينگريد پيام اميدي است از يك بازمانده، يك قهرمان، و به اين دليل من هميشه با خوشوقتي زياد و با شعف به شهادت هايي كه در مورد مقاومت ايرا ن مي دهد، توجه مي كنم. دوستان عزيز 24 اوت سال گذشته بود كه در راهروهاي دراز شهرداري منطقه 2 پاريس، هزاران عكس از جوانان دانشجو ، زنان باردار و نوجوانان، به نمايش گذاشته شده بود. آنها شهداي قهرمان قتل عام سي هزار زنداني سياسي در تابستان 1988 بودند، كه با خونسردي به قتل رسيدند. اين يك جنايت عليه بشريت بود.   به ناگهان در همين راهروهاي شهرداري منطقه 2 پاريس يك صدا به گوش رسيد، صداي يك مسئول بلندپايه اين كشتار كه اعتراف به جنايت مي‌كرد. او هنوز در قيد حيات است. عضو برجسته كابينه روحاني است ، چون مصونيت براي قاتلان ادامه دارد، اعدامهاي جمعي هم همينطور. با خاطره اين شهدا ، بدون عدالت، صلحي در كار نخواهد بود. پس دلسرد نشويد ، در همين مضحكه هاي انتخاباتي كه انجام شد ، خاطره اين شهدا ، خاطره اين 30 هزار شهداي قتل عام شده به سخنرانيهاي روحاني و دوستان محافظه كار او راه يافت ، و حالا آنها هر كدام ديگري را متهم به ارتكاب اين قتل عام مي كنند. اما كميسيون مرگي كه اين كشتار را به راه انداخت، اينها همگي اعضاي آن بودند، از جمله همانهايي كه امروز خود را اصلاح‌طلب مي نامند. آنها فكر مي كردند شما را از پا در ميآورند، با مجبور كردن شما به پراكنده شدن در دنيا از آلباني تا فرانسه و ازسوئد تا آمريكا. همه جا اشرفي ها، پرشور و با انضباط زندگي مبارزاتي خودشان را به پيش مي برند. تا وقتي مستبدان به حاكميت خود در تهران ادامه مي دهند بايد عليه توحش بايستيم ، مطالبه عدالت بكنيم و بخواهيم كه آنها به دادگاهها سپرده شوند. به نظر مي رسد كه اين تظاهرات (در)ويلپنت رژيم ايران را نگران مي كند. دولت فرانسه نبايد به شانتاژ تسليم شود. فرانسه نبايد ارزش هاي خود را با منافع هستهاي و اقتصادي، كه به هر حال غير موثر هستند، معامله كند . پس به مطالبه عدالت، آزادي و دموكراسي ادامه بدهيم. ما باز هم چيزي جز اين نمي‌خواهيم. طي چهار سال اول زمامداري روحاني، رژيم ايران همواره ركورددار اعدام به نسبت جمعيت بوده است. مضحكه انتخابات رياست جمهوري كه روحاني را به راس حاكميت كشور رساند چيزي را تغيير نخواهد داد. او نه اصلاح‌طلب است و نه ميانه رو. و اميد در اردوي ماست زيرا شكافهاي رژيم، زير فشار نمايان شده‌اند. جناح هاي رژيم با يكديگر در جنگند.   و در اين انتخابات تصاوير مريم رجوي را در خيابان هاي تهران ديديم. مقاومت پيشروي ميكند. در همه جا هسته‌هاي مقاومت فعال مي شوند . من مطمئنم كه اين حكومت از درون فرو خواهد پاشيد. ولي براي اين، نياز به ما و به جامعه بين المللي هست ، نياز به يك تغيير هست. جهان بايد ازبي‌پرنسپي تاجرمآبانه دست بردارد. جهان بايد از توهمات هسته اي دست بردارد . هيچ انتظاري از اين رژيم نمي‌توان داشت ، حتي بازرگانان هم ديگر اعتمادي ندارند. چه اعتمادي به يك سيستم اقتصادي ميشود كرد كه توسط شبه نظاميان اداره مي شود ؟ مردم كماكان هيچ بهره‌اي از به اصطلاح گشايش در پهنه بين‌المللي نبرده‌اند. بهتر است وقتمان را تلف نكنيم. وقت تلف شده معادل جانهاي زياد از دست داده شده است. همه ديديم كه انتخابات رياست جمهوري ربطي به انتخابات دموكراتيك نداشت. كدام دموكراسي وقتي كه كانديداها بايد توسط ولي فقيه تاييد بشوند؟ كدام دموكراسي وقتي كه انتخاب بين جنايتكاران ، عوامفريبان و خودكامگان است؟ كدام دموكراسي وقتي كه تهديد ، ارعاب و شانتاژ در همه جا حاكميت دارد؟ خانم رجوي، چهره شما ، اراده شما و صداي شما نماد مقاومت است؛ نماد مقاومت يك زن است و ايران نياز به شما دارد. شما نياز به جهان داريد، بايد هر چه بيشتر و هر چه مصمم‌تر بشويم تا اين تغيير اجتناب ناپذير را محقق كنيم. ما اين را به تمدن بزرگ ايران مديون هستيم ، يكي از درخشان ترين و يكي از بزرگترين تمدن هاي جهان. ما آن را به هزار زن اشرف مديون هستيم. ما آن را به هزاران شهيد مديون هستيم. ما آن را به زناني مديونيم كه در ايران براي آزادي مبارزه مي كنند. آن را به جوانان عاليقدر ايراني مديون هستيم كه با غرور و شهامت پرچم مقاومت را در ايران در اهتزاز نگه داشته‌اند. ما آن را به همه شما مديون هستيم ما آن را به نوع بشري مديون هستيم به نام كرامت انساني خود.

گردهمایی بزرگ مقاوت - ایران آزاد 2022

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان