06182021جمعه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
دوشنبه, 19 اسفند 1392 ساعت 01:00

طرحی نو در شبقٌرق آواز

نوشته شده توسط
اگر در داخل ايران محنت زده مان شيپور شادماني نعلين پوشان تاتار در سالگرد سرقت ظفرنمون نميخواهد که بانگ تازيانة وحشت بر پهلوي شکستة زندانيان در اين سوي حصار گرفتار به گوشنهاي شنوا برسد و نسيم را بي پرس و جو اجازة وزيدن و رفتن نمي دهد. اگر خيل دستاربندان در ميان اين همه کوير خشک و هجوم نفرت و نفرين بدون شرم و حيائي از رهائي باغ و بهاران در ايران سخن مي گويند و دزدان رستگاري خلقهاي ايران در غارت شبانه و مفسدة هر روزة خود ايران را به آتش و خون بستند و خرمن خرمن شکنجه و اعدام از مزرع کرامت آن امام دروغين دجال قرن با داس بي شرمي در هر هلال ماه از درختان تناور باغ بدرويدند و سروهاي آزادة ايران را پاک بسوختند.

اگر در اين شب هاي پاي مانده در قير و روزهاي زمهرير سرد و شرير هر آينه با تصوير بيگانه است و پنهان ميکند هر چشمه اي سّر و سرودش را و بلور شست? واژگان آن چنان آلود که از رسالت گٌل خار و خس رواج گرفت و امروزه روز جلادانِ تا ديروز در کنار لاجوردي و رفسنجاني و خامنه اتو کشيده با کراوات ادکلن در لجن شب به صدر ميزگردهاي رسانه ها مي نشينند و با چراغ چشم جغد سپيده را در خاتمي يا روحاني يا موسوي تبليغ ميکنند و با تار عنکبوت روي باد خجستگي حکومت جاويد امام دجال را زنده باد مي کنند تا به دوران خوش امام برگردند و لوده اي خارِسرديوار از ميانشان در سراپردة دروغ و رياي شبکه اي ماهواره اي از حاميان آخوندها گلهاي ياد عزيزانمان شقايق هاي خونين بال سالهاي 60 و 67 را پرپر مي کند و سپردن به نيسان فراموشي را تجويز ميکند تا دستان آلودة خويش را پاک و شسته جلوه دهند.
اگر در ميان آذرخش تندر و طوفان، باد بي مٌروّتِ تنگناي غربت و تبعيد عده اي را به سوئي سوق داده تا عقده هاشان را عقيده نام داده زماها سوي من روند و کدوبٌني از ميانشان بادهاي مسموم پائيزي را از لابه لاي تريبونهاي ماهواره هاي خارجي به مشام خويش نسيم مي پندارند و درخت تناور خونين شاخ و برگ ريشه در جاي خاک خونين را به دَغا مي آلايد و هم شأن و هماوردي ميبيند، امّا، امّا در جبهة مقاومت اگر در زير تازيانة کولاک و آذرخش، امّا درختها انديشة بلند شکفتن، شور و شوق نور و نشاط و رويش محفوظ مي دارند و پيغام آن حقيقت سبز انقلاب 57 را روشن و پيامش آزادي را با عطر و نور و نسيم اگر با خون خويش و يا چو شمع آتش به سر شعله ور نگه مي دارند.
در سالگرد 19 بهمن سالروز سياهکل سرخ فام و عاشوراي خونين شهادت اشرف و موسي و در آستانة 22بهمن سالگرد انقلاب به سرقت رفتة ضداستبدادي امسال در پاريس زني سرفرازتر از همة ماههاي بدر و برآمده از سي و اندي سال درد و رنج و شکنجِ حکومت آخوندي چراغ حروفش را از صاعقه روشن کرد و ما را به سوي ملکوت زمين برد و از زايشي مجدّد و جوششي بهاري سخن گفت و عاشقاني را که از نور و شور و پويش و رويش سرشته اند بنام خواند.
او با چشماني از اشک و شوق از روزهاي انقلاب ياد کرد و سرود خواند که گردبادهايش هنوز بر فراز جهان ميپيچد و آفتاب سرخش بر سينه اي خونين مي درخشد او در نسل خونين بال انقلاب روحي تازه دميد، طرحي نو درافکند و آنهائي را که در شبقٌرق آواز در کوچه هاي بي دلي هنوز ميخوانند و در غروبهاي پردرد جز بر زيبائي صبح سلام نميکنند گردهم آورد و برايشان از انجمنهاي جوامع ايرانيان و پلي که عاشقان را به هم پيوند ميزند سخن گفت.
خانم رجوي که در اين ميان خشک سال ترانه و سرود هميشه صبح را سجده برده است در قعر شب با زبان و لهجة خورشيد مقاومت صحبت کرده است شبزدگانِ نقل مجلس دانه هاي زنجير را با پاي در قفس ماندگانِ در خاک و خاکستر و خون هنوز اميدوار که آب از دست عسس پس ميزنند و از راه خطا صاحب تاثير نميشوند و پيش دشمن سپر نمي افکنند به هم پيوند زد تا سپيده را با هم بر دوش کشند.
خانم رجوي در اين جلسه انجمنهاي جوامع ايرانيان در 18 کشور را با هموطنان در داخل که در اين سالهاي سياه حکومت آخوندي تن به شب نداده اند و از آلودگي به رژيم را پرهيز داشته اند فراخواند تا با هم فارغ از هرسلک و مذهب و وابستگي قومي و گروهي بر عليه زن ستيزي، شکنجه و اعدام، ويراني و فساد رژيم مبارزه کنند و دست در دست هم براي ساختن ايراني آزاد و آباد همکاري کنند و در داخل و خارج هم نوا اين فرياد را سردهند و به گوش جهانيان برسانند که دولت روحاني براي مردم ايران و ستمديدگان از رژيم جرعة آبي است که غلامان به کبوتران مي نوشانند از آن پيشتر که خنجر بر گلوگاهش نهند. روحاني در سي سال گذشته هميشه خنجر به دست کشتزار قدرت را با خون مردم آبياري کرده است و با داسش که اينک کليد جلوه اش ميدهد آوازها درو کرده است، او و هم پالکي هايش نميدانند که بهاران ايران جامة سبزي نيست که اينک بر دوش افکنده اند.
به ياد ياران دبستاني و دانشگاهي، بياد معلمان و فرهنگيان آزاده اي که براي آزادي ايران قلبشان از حرکت باز ايستاد و بنام معلمي که اشک و درد و رنج کودکان فقر محروم از تحصيل در چشمانش بيش از سه حرف معنا دارد، بنام عضوي حقير از خانواده مقاومت و انجمن معلمان در تبعيد اين طرح نو را به همة ايرانيان آزاده تبريک ميگويم و اميدوارم که دست در دست هم اين طرح را در ميان همة هموطنان گسترش دهيم تا خون شهداي مقاومت را پاس بداريم و نگذاريم جنايتکاران دستانِ آلوده خود را پنهان و خونهاي پاک عزيزان را حتي با طوفان نوح از دستانشان بشويند و يا از لوح ضمير بزدايند.

پاينده باد ايراني آزاد و آباد براي همه خلقهاي ايران
مجيد باقري
• براي اينکه نوشتار از غناي احساس لطيف برخوردار شود از اشعار شفيعي کدکني و حميد اسديان استفاده شده است.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان