11272022یکشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
چهارشنبه, 10 آبان 1396 ساعت 15:53

نگاهی به رمان سیاسی – تاریخی ”از آشویتس تا تهران”

نوشته شده توسط
رمان از آشویتس تا تهران، تکرار دو حادثهء مرگبار از نازیسم هیتلری تا فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران است. بیان دو فاجعه تاریخی جنایت علیه بشریت و نسل کشی در قالب رمان است. این رمان سفری است به گذشته­ای نه چندان دور و برگشتی است دوباره به زمان حال که خواننده را با خود و در میان گذشته و حال همراهی می­کند. با یک بررسی و نِگرش تاریخی به عمق دو فاجعه که در فاصله زمانی 50 ساله رخ داده است، تشابهات بسیاری در ارتکاب این جنایت هولناک بین هیتلر و خمینی دیده می­شود. هر دو سودای کشورگشائی داشتند گاهی در هر شبانه روز صد ها زندانی و اسیر بی­گناه را آنهم با وحشی­ترین متدهای کشتار، بعد از سال­­ها شکنجه­های طاقت فرسا و حبس نابود می­کردند. هر دو جنایتکار هیچ استثنایی بین بیمار و کودک و زن و مرد، پیر و جوان قائل نبودند. قربانیان هر دو جنايت، اکثرا در گورهای دسته جمعی بی نام و نشان دفن، یا در کوره­های آدم‌سوزی خاکستر می­شدند، تا هیچ اثری از این جنایت در تاریخ ثبت نشود حتي در ایران به دستور خامنه اي روی گورهای جمعی را آسفالت و یا ساختمان بنا کردند. در یک بخش رمان زبان حال يك ”سردار سپاه” را نقل مي كند که سالیان در جبهه­های جنگ ایران و عراق حاضر و د­هها نشان افتخار از دست خمینی گرفته و در اکثر صحنه­های جنایات نظام پلید آخوندی حاضر بود. او بعدها به کشورهای غربی پناهنده شده و در مصاحبه­ای از این جنایات پرده برداشته بود : «دوست داشتم فریاد بزنم: من از مرگ نمی­ ترسم ؛ من صدها جسد پاره پاره دیده­ام، من عفریته­ی مرگ را باره ها در کنارم یا در مقابلم تماشا کرده­ام، صدای مرگ را صدها بار کنار گوشم شنیده­ام. ولی هیچوقت از مرگ نترسیده بودم. آنجا جنگ بود. دو طرف روبروی هم قرار داشتند، یکی می­کشت دیگری کشته می­شد. هر دو مسلح بودند. آنها برای دفاع از آب و خاکشان می­جنگیدند..... ”... ولی اینجا، اینجا چه مکانی است که فقط یک طرف می­کشد!؟ بخود آمدم بخودم نهیب زدم و گفتم آروم باش! خونسرد باش! صبر داشته باش و ... . اینجا چیزی و یا واژه­ای به نام رحم، بخشش و انسانیت و ... وجود خارجی ندارد. اینجا جهنم است! .... » کشتار یهودیان توسط حکومت نازی در آلمان و کشتار بیش از سی هزار زندانی سیاسی و عقیدتی بدست فاشیسم مذهبی ایران، نقبی و نوری است دیگر بر زوایای تاریک و عمق فاجعه آن کشتار بیرحمانه. هر چند این دو واقعه در زبان آمار و ارقام قابل قیاس نیستند ولی به تصویر کشیدن جزئیات مربوط به کشتار زندانیان سال 67 در ایران، از زبان یک ”سردار سپاه” تکرار موازی بودن تاریخ «جنایت علیه بشریت بدست بشر» در هر دو نظام و همخوانی در سبعیت نظامی که، نژاد و دین خود را برترین و خون خود را پاکترین می­دانست، می­باشد. به قربانیان تا سرحد مرگ شکنجه و یا گرسنگی می دادند تا تبدیل به اسکلت شوند. جلادان خمینی با بیش از هفتاد نوع شکنجه ضد بشری قربانیان خود را بعد از سالها از بین می­بردند. برای هر اعدام بیرحمانه، حتی هزینه گلوله را از بازماندگان آنها دریافت می­کردند. به زنان حامله هم رحم نمی­کردند. و دختران جوان را قبل از اعدام بزور به عقد جلادان پاسدار در می آوردند. تا این جنایت، به زعم خودشان جنبه شرعی پیدا کند. خون زندانیان را قبل از اعدام می­کشیدند و به پاسداران مجروح جنگ ناعادلانه ایران و عراق تزریق می­کردند. در این رمان از یک تراژدی بی همتا در تاریخ ایران و آلمان یاد می­شود که هر خواننده با وجدان را در غم عمیق فرو می­برد. هر دو جنگ به پایان رسید. اما تبعاتش سراسر جهان يا منطقه را تحت­الشعاع قرار داد. نزدیک به چهار میلیون دست لباس زنانه و مردانه متعلق به قربانيان نازيها كه از ورودي كوره هاي آدم سوزي جمع آوري شده بود وارد ایران شد. بازارهای سراسر ایران دگرگون گردید و در بازارها فروشنده ها با ترازو و قپان لباسها را می­کشیدند و با قیمتی نازل می­فروختند. اکثر زنان و مردان ایرانی که مشتاق خریدن بودند نمی­دانستند که چه بر سر صاحبان این لباسها آمده است. هرچند رمان ”از آشويتس تا تهران” بپايان رسيده است ولي بخش ايراني داستان، قتل عام سي هزار زنداني سياسي همچنان تا تشكيل دادگاهي مشابه دادگاه نورنبرگ براي جنايتكاران قتل عام هولوكاست ادامه دارد ....

گردهمایی بزرگ مقاوت - ایران آزاد 2022

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان