12162019دوشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
شنبه, 02 دی 1396 ساعت 17:56

كنفرانس ”جوانان نيروي قدرتمند قيام براي آزادي در ايران” ـ قسمت دوم مطلب ویژه

نوشته شده توسط
در گراميداشت 16 آذر روز دانشجو، بدعوت ”جنبش جوانان براي دادخواهي قتل عام 67” كنفرانسي متشكل از جوانان ايراني مقيم آلمان، با شركت و سخنراني نمايندگان مجلس فدرال در دفتر شوراي ملي مقاومت ايران در برلين برگزار گرديد. اين كنفرانس در آستانه روز جهاني حقوق بشر، در سه پنل مختلف با عناوين ”مشكلات جوانان ايران در حاكميت سركوب و اختناق ـ راه حل‌ها”، ”دادخواهي شهيدان قتل عام 1367 از نگاه جوانان” و ”خواست هاي جوانان ايراني از دولت و مجلس آلمان” برگزار شد. جوانان حاضر در اين جلسه ضمن تماشاي فيلمي از زلزله فاجعه بار كرمانشاه، با هموطنان زلزله زده ابراز همدردي نموده و بيتفاوتي سردمداران رژيم ضد ايراني نسبت به مشكلات و دردهاي مردم رنجديده در هواي سرد و باراني را محكوم نمودند. سحر ثنايي پنل دوم اين كنفرانس با عنوان ”دادخواهي شهيدان قتل عام 1367 از نگاه جوانان” توسط سحر ثنايي برگزار گرديد. سحر ثنايي ضمن سخنان خودگفت : با درود به شهداي قتل عام 67 كه 90 در صد آنها دانشجويان و دانش آموزان و جوانان همسن و سال ما بودند بايد بگويم كه در مورد قتل عام سال 67 تاكنون خيلي حرفها زده شده است، ما دراين قسمت از جلسه ميخواهيم ببينيم نگاه جوانان ايران، به اين قتل عام چيست و چه وظايفي در مقابل آن دارند؟ واقعيت اين است كه اين رژيم 28 سال تلاش كرد با سكوتي سنگين و سركوبي بيرحمانه، هيچ حرفي در مورد قتل عام بگوش نسل جوان نرسد، توسط عوامل مستقيم و غير مستقيم اش نيز اين جنايت بزرگ را، كشتن عده محدودي كه در زندان قصد شورش داشتند جلوه مي داد. اما افشاي نوار آقاي منتظري و فراخوان خانم رجوي، آن را به مسئله روز و بحث جدي هر تجمع كوچك و بزرگي تبديل نمود. ما در مقابل اين جنايت چه وظايفي داريم؟ ايا اتفاقي مربوط به گذشته است كه فقط بايد از آن ياد كرده و در تاريخ نوشت؟ آيا يادبود ساليانه آنها و احترام به فداكاري شان براي مردم ايران، كفايت مي كند؟ خير اين ذهن كنجكاو هيچ جوان ايراني را كفايت نمي كند، هر جوان ايراني دهها سوال بي جواب دارد كه بايد پاسخي قانع كنند به آن بيابد؟ چرا اين افراد زنداني شدند؟ جرم شان چه بود؟ طرز فكرشان چگونه بود؟ چه هدف مهمي بود كه آنها بر آن پافشاري كردند، به بازجو و جلاد نه گفتند و آگاهانه پاي چوبه دار رفتند؟ بياييد همه به اين سوالات و دهها سوال ديگر پاسخ بدهيم. شايد بتوانيم از ميان اين سوالات و پاسخهايش، مسيري متفاوت با آنچه تاكنون باور داريم براي رسيدن به آزادي ايران بيابي؟ من ميگويم آنها قبل از هرچيز عاشق بودند، عاشق ازادي و عاشق مردم و ميهن شان و مثل همه ميهنپرستان ضدفاشيستي در فرانسه، ايتاليا، نروژ، يونان، فلسطين در مقابل فاشيسم مذهبي ايستادند، بهاي عشق شان را با جان عزيزشان پرداختند آنها امروز و هر روز در كوچه و خيابان، در دانشگاه و اداره و كارخانه بما درس مي دهند: تسليم ناپذيري در برابر ظلم و ستم و سركوب و مقاومت و باز هم مقاومت درس فداكاري براي ديگران، درس انسانيت و آزادگي و جوانمردي، درس شجاعت و رشادت درس هدفدار بودن در زندگي و اعتقاد به ارزشهاي انساني وقتي ديكتاتور ارزشهاي انساني را از بين برده ما بدون اينكه آنها را بشناسيم ازشان درس گرفتيم و به همين دليل است كه امروز تصميم گرفته ايم بدادخواهي خون آنها برخيزيم، تا ديگربار خامنه اي قصد كشتاري مشابه نكند، تا جامعه جهاني همه عاملان اين قتل عام را مثل جنايتكاران نازي و صرب و ديگر جاها به محاكمه بكشد. از همه جوانان براي رسيدن به اين هدف ياري ميخواهيم. پريسا ذاكري سخنران بعدي اين قسمت پريسا ذاكري به اين صورت خود را معرفي كرد : من پريسا ذاكري هستم، 22 سال دارم دانشجوي رشته پزشكي در فرانسه بودم. تا انتخاب كردم مقاومت را براي آزادي، مقاومت در سازمان پرافتخار مجاهدين خلق ايران. پريسا ذاكري اچنين دامه داد : هنوز ميهن عزيزم ايران را نديده ام ولي عاشق آن و آزادي اش هستم. از حضور در اين جمع كه عليرغم هزاران كيلومتر دور از ميهن، هنوز دردهاي ميهن و مردم در سينه شان هست خوشحالم. هركدام از ما مي تواند ساعتها از ايران و دردهايي كه مردم مي كشند تعريف كند. ولي من مي خواهم از بالاترين حرم و تحت ستم ترين ها بگويم. از زنان، زناني كه براي لقمه اي نان گدايي مي كنند، از زناني كه دستفروشي مي كنند. از كودكان كار كه بجاي درس و مدرسه بايد زباله گردي كنند. امروز كه من اينجا هستم مي توانم حرف بزنم، مي توانم فرياد بزنم ، مي توانم از بي عدالتي ها بگويم از دردي كه مردم كشورم و بخصوص نسل جوان كشيده بگويم و از خشمم به نابرابري. اما يادمان نرود ريحانه ها براي همين حق فرياد، الان درهمين لحظه منتظر حكم اعدام شان هستند. من امروز اينجا هستم تا بگويم با داشتن خواهر مريم كه پيام اميد و رهايي است مي توان اميد به آينده اي زيبا داشت. مي توان ”نه“ گفت و جنگيد براي رساندن صداي بي صدايان ايران بگوش جهان. ديگر بس است، ماييم كه بايد برشوريم و برشورانيم، برخيزيم و برخيزانيم. ممكن است بگويم من كه ايران نيستم، مگر من يك نفر چه كاري مي توانم بكنم؟ 40 سال مردم را سركوب كرده اند و 40 سال ديگر هم طول مي كشد. ولي اين حرف ما نيست، آخوندهاي جنايتكار مي خواهند ما فراموش كنيم كه عاشق ايران و آزادي هستيم. مي خواهند كه به من و تو بگويند اول خودت و بعد بقيه. مي خواهند فراموش كنيم كه كودك كار بودن، شغل نيست، بلكه ستم و ظلم است. فراموش كنيم كه الگوهاي قهرماني داريم مثل صبا و آسيه و 30000 زنداني مقاوم كه با ”نه“ گفتن به جلاد حكم اعدام شان را امضا كردند. مي خواهند كور شويم و نبينيم كه امروز اعتراضات مردم چقدر گسترش يافته. ما اينجاييم كه بگوييم ايران اميد دارد، بله خواهر مريم پيام اميد و باور براي همه ماست. پس ما هستيم كه بايد يكي شويم و بدانيم آزادي قيمت دارد. ما جوانان باور داريم كه قدرت انقلابي ديگر داريم. انقلابي براي آزادي و عدالت، دمكراسي و پيشرفت. ” مي توان و بايد“ بله من هم افتخار مي كنم كه مي توانم به نداي دادخواهي خواهر مريم عزيزم جواب بدهم و جزئي از جنبش جوانان براي دادخواهي قتل عام 67 باشم. پيروز باشيد. ايمان افصحي ايمان افصحي سخنران بعدي اين قسمت كنفرانس ضمن معرفي خود در سخناني مستحكم و تكاندهنده اظهار داشت : من ایمان افصحی 34 ساله فوق لیسانس حقوق و وکیل و مشاور حقوقی هستم. حدودا" 15 ماهه که از زندان رژیم آخوندی رها شده ام . من از خانواده های زندانیان سیاسی قتل عام شده در سال 1367 هستم . پدرم، دایی و خاله ام بدست دژخیمان خمینی به شهادت رسیده اند. خودم در سلولهاي زندان بدنيا آمده‌ام و مادر عزيزم جزو معدود بازماندگان و شاهدان قتل عام 67 است. اكنون من بهمراه شما دوستان عزيز و بياري همه جوانان ايراني داخل و خارج ايران بدادخواهي خون سي هزار زنداني سياسي برخاسته ا م و به آن‌ها كه در اوج افتخار، به‌دفاع از نام و آرمان رهایی‌بخش خود برخاستند و منش و راه ‌و رسم این جنبش را با تسلیم‌ناپذیری سرشتند و مسئولان قتل عام را، مطابق اعتراف خودشان، به‌عجز و التماس کشاندند درود مي فرستم خمینی می‌خواست برای بقای نظام خود نسل مجاهدین را نابود کند اما از رژیم او جز موجود لعنت‌شده‌یی باقی نمانده که سراپا در فساد و خونریزی غرق شده و نکبت تاریخ ایران است. حال آن‌که نسل مجاهدین و آرمان و اندیشه آن‌ها اعتلا یافت و شهیدان قتل عام۶۷، وجدان تباهی‌ناپذیر مردم ایران شدند و آنچنانکه برادر مسعود در همان سالهای دهه۶۰ گفته است:‌ «بشریت در شورانگیزترین اسطوره‌ها و حماسه‌هایش راز خود را آشکار می‌کند. راز وجود آگاه و آزاد انسانی را. پس از 29 سال امروز سوال نسل جوان ايران كه در اين قتل عام هنوز بدنيا نيامده بودند اين است : به چه دليل بهترين جوانان تحصيلكرده ايران را كشتيد؟ مگر نه اين است كه طبق قوانين قرون وسطايي خودتان همه آنها به زندان محكوم شده بودند؟ مگر نه اين است كه بسياري از سال 58و59 بمدت 9-8 سال و فقط بجرم خواندن يك نشريه درزندان بودند؟ بعنوان يك وكيل سوال مي كنم مگر نه اين است كه طبق قوانين حقوقي خودتان یک متهم را به اتهام ارتکاب یک جرم فقط و فقط میتوان یکبار محاکمه و به مجازات محکوم کرد و در مرجع بالاتر یعنی دادگاه تجدیدنظر (استیناف) یا دیوانعالی کشور هم تنها میشود مجازات مقرر در دادگاه بدوی را تأیید یا تخفیف داد. مگر نه اين است كه درموازين حقوقي خودتان محکوم کردن یک زندانی در حال گذراندن حبس، به اعدام یعنی تشدید مجازات و اینکار بر طبق مواد مصرحه در قانون خودتان جرم است؟ بعنوان يك قرباني، يك جوان ايراني و يك وكيل مجرب، شما را به جنايت عليه بشريت متهم مي كنم و براي كشاندن شما بپاي عدالت همه مجامع حقوقي و حقوق بشري دنيا را درخواهم نورديد حتي بشما اجازه نخواهيم داد مثل آن جنايتكار صرب، در محضر عدالت شيشه سم را سربكشيد اگر چنين قصدي داريد بهتر است همين الان اقدام كنيد با ادای احترام به خون همه شهدای آزادی در سراسر میهن عزیزمان سلام بر آزادی زنده باد رجوی  محمد عابد با خدا محمد عابد با خدا ديگر سخنران جلسه در پنل دوم بود. محمد عابد سخنانش را چنين آغاز كرد : با سلام و خسته نباشید به تمام عزیزانی که امروز در اینجا جمع شدند جنبش دادخواهی در زمانی بود که همونطور که دوستان اشاره کردند شاید خیلی از ماها نبودیم ولی این جنایتی که جنایت علیه بشریت بود در تاریخ سابقه نداشت و هیچ ایرانی و هیچ وطن پرستی نمیتونه درباره این جنایت چشماشو ببنده و سکوت کنه و همانطور که شاهد بودیم کسانی که اعدام شدند در دهه 60 اکثرا" از قشر تحصیلکرده و با سواد جامعه بودند یعنی خمینی با اینکار زندانها رو تبدیل به دانشگاه کرد و از آنجا ما جوانان امروزی درس آزادی گرفتیم راهمون رو انتخاب کردیم که برای هر چیزی بها بایستی بدیم . خواسته من از تمام جوانان که الان در این جمع تقریبا" در یک رنج سنی هستیم اینه که در هر مکانی در ایران همینجا عزمشون رو جزم کنند و با تمام توان در مسیر سرنگونی قدم بردارند . با تشکر .  كيارش نوري نيك  پنجمین سخنران  اين قسمت از كنفرانس ”جوانان نيروي قدرتمند قيام براي آزادي در ايران” جوان 18 ساله تهراني كيارش نوري نيك بود. كيارش كه طبق گفته خودش چندسالي بيش نيست كه از ايران خارج شده است در سخنان منسجم و انگيزاننده اش گفت : من سخنان دوستان ديگرم در مورد دادخواهي قتل عام سي هزار مجاهد و مبارز را پي مي گيرم ولي روي سخن من به دولت آلمان و كشورهاي اروپايي است كه با مردم خودشان رو راست نيستند و حقايق را از شهروندان خود مي پوشانند. دولت آلمان بهمراه ساير كشورهاي اروپايي سالهاست كه دنبال سراب ميانه‌روي در حكومتي هستند كه حتي رئيس جمهور شيادش نيز بوضوح گفت : 38 سال است مردم چيزي جز اعدام از آنها نديده‌اند. بنابراين چگونه رؤساي اين كشورها براي يك ديكتاتوري وحشي مذهبي دايه مهربانتر از مادر مي شوند؟ آن را معتدل و مدره معرفي مي كنند؟ چرا به مردم خود بدون پرده پوشي نمي گويند كه ما حقوق بشر و ارزشهاي والاي انساني و عدالت را پاي مصالح كثيف اقتصادي قرباني مي كنيم؟ چرا به مردم خود نميگويند كه اين رژيم نزديك به 40 سال است در داخل ايران سركوب و درخارج ايران حتي در همين آلمان تروريسم را گسترش مي دهد ولي ما چشم براينها مي بنديم. چرا سفير آلمان در تهران آقاي میکائیل کلور ـ برشتولد (Michael Klor Berchtold) در يك ملاقات مشمئزكننده بديدار رئيسي از اعضاي هيئت مرگ قتل عام 67 مي رود ولي همين را به مردم آلمان نميگويد؟ قاضي دادگاههاي نازيها رولاند فرايسلر (Roland Freisler) كه به قاضي خون آشام (Blutrichter) معروف است فقط حكم قتل 2600 نفر منجمله دانشجوي جوان آلماني صوفي شول (Sophie Scholl) عضو گروه مقاومت رزهاي سفيد را صادر كرده است، در حاليكه رئيسي عضو هيأت مرگي بود كه براساس فتواي خميني، حكم اعدام هزاران زنداني سياسي را صادر كرده است. ايا مردم آلمان از چنين ملاقاتي مطلع هستند؟ چرا بخاطر چند معامله كثيف اقتصادي، اينقدر ارزشهاي مقاومت ضد فاشيستي مردم آلمان را زير پا مي گذاريد؟ اري شما از يك دولت فاشيسم مذهبي حمايت مي كنيد و اسم آن را مدره مي گذاريد. شما بجاي احترام‌گذاشتن به اميدها و آرزوهاي مردم ايران براي آزادي، براي دستيابي اين رژيم به موشك هايي باز هم با برد بيشتر كمك مي كنيد و اين به ضرر مردم آلمان و كل اروپا است. روزهاي رژيم ايران به شمارش افتاده، نه به‌خاطر محكوميت و عزم جزم جامعة جهاني... بلكه به‌خاطر اين‌كه مردم ايران از خواست خود براي برقراري حكومتي كه اميدها و آرزوهايشان را نمايندگي كنند، دست بر نخواهند داشت. اين اميدها در برنامه ده ماده اي خواهر مريم براي يك ايران ازاد و دمكراتيك آمده است اين برنامه‌ در برگيرندة انتخابات آزاد و عادلانه، كثرت‌گرايي، لغو مجازات مرگ، جدايي دين و دولت، برابري زن و مرد، حكومت قانون، حفاظت از حقوق بشر، بازار آزاد و حفاظت از اموال، همزيستي مسالمت‌آميز و كشوري عاري از تسليحات اتمي. خواست ما جوانان اين است كه تا زماني كه اعدام‌ها در ايران ادامه دارد، تا زماني كه آزادي بيان در ايران سركوب مي‌شود، تا زماني كه اقليت‌هاي مذهبي، از جمله مسيحيان و مسلمانان سني در ايران سركوب مي‌شوند، هيچ كشور اروپايي نبايد مناسبات عادي با اين رژيم داشته باشد. اولويت كشور آلمان براي رابطه با اين ژيم وحشي بايد حقوق بشر و نه معاملات اقتصادي باشد خانم موگريني نبايد در مورد نقض حقوق بشر سكوت كرده و روابط دوستانه‌يي با دولت روحاني داشته باشد ما با صداي بلند تاكيد مي كنيم كه در دوران روحاني، (رژيم) ايران بالاترين آمار اعدام به نسبت جمعيت را در دنيا داشته است. نهايتا خطاب به اين كشورها بايد ياداوري كنم كه رژيم ايران فقط دشمن مردم ايران نيست، بلكه دشمن شما و همه بشريت هم هست، دشمن همة ارزش‌هاي دموكراتيكي است كه از آن بهره‌ مي برند. تنها راه تغيير اين رژيم با يك جانشين دمكراتيك برهبري خانم رجوي است. برادر مسعود كه هركجا هست خدايا بسلامت دارش تنها كسي است كه مي تواند ايراني را كه خميني و خامنه اي و ساير اخوندها زخمي و مجروح كرده اند بسوي اينده اي درخشان پيش ببرد ما براي رسيدن به چنين ايراني تلاش مي كنيم ايراني ازاد و آباد و خالي از ديكتاتوري خواست و آرزوي جوانان ايراني است پيروز باشيد   مهدي قره گوزلو مهدي قره گوزلو ديگر سخنراني اين قسمت از جلسه بود وي ضمن سخنان خود با يادآوري انقلابي بزرگ چه گوارا منجمله گفت :امروز در مورد حقوق بشر مي خواد صحبت بشه، در مورد حقوق بشر توي ايران واقعا بخواي تعريفش كني اينه كه يه حكومت ضد بشري به معناي واقعي توي ايران داره حكومت مي كنه، يعني ما كه اينجاييم و بيرون، مسئوليتمون و وظيفه مون بيشتره، خيلي هم سنگين تره، خيلي سنگين تره، كسايي كه آمدن بيرون، ما اينجا تبعيد شدگانيم، به قول برشت تبعيد شديم اينجا، نيومديم براي زندگي بهتر، ما ايران رو از دست داديم، بايد پس اش بگيريم، با اتحاد، ما يه شانس بزرگ داريم، يه شانس بزرگ داريم، اونم مقاومته، اين مقاومت شانس ماست، يه تجربه ي بزرگي پشتش خوابيده، فوق العاده است، منظمه، سازماندهي داره، برنامه داره، مي تونيم ازش استفاده كنيم، من خودم ماركسيستم، ولي بينشونم مسيحي هست، مسلمان هست، هيچ كس به شما نميگه عقيده ات چيه؟ اينو تجربه كردم كه دارم ميگم. به خصوص از شبكه هاي اجتماعي بچه ها مي تونيم استفاده كنيم، بچه ها رو هماهنگ كنيم، متحد كنيم، توي گروه ها بحث هاي سياسي راه بندازيم، فقط اين نباشه كه شعار بديم، بايد رو به جلو قدم برداريم. ممنونم، درود مي فرستم به شهداي راه آزادي.  بهنام نوذري بهنام نوذري بعنوان آخرين سخنران اين قسمت از برنامه در سخنان خود گفت : با سلام و درود به همه ي حضار. من بهنام نوذري هستم. خانواده من جزو قتل عام شدگان سال 1367 هستن. خب من تو اون سال ها، بعد از كشتار 67 و چندين سال بعدش، مي تونم بگم يه كودك بودم، قاب عكس دايي هام رو كه شهيد شدن رو فقط مشاهده مي كردم و پيش خودم اين سوال رو ميومدم مي كردم، از خانوادم هم مي كردم و از مادرم هم سوال مي كردم، كه چي شدن دايي هاي من؟ و به چه جرمي اعدام شدن؟ و يا واقعا چه بلايي سرشون اومده؟ و حقيقت چيست؟ بعد از گذشت مدتي، مي شد بگم نوجوان ميشم، با تماشاي سيما كم كم به شرم آور بودن اين رژيم و حاكميت شرم آور و شرم انگيزش بر روي مردم پي مي بردم و آگاه و آگاه تر مي شدم، مي تونم بگم كه فقط قتل عام 67 نبوده و فقط به عنوان يه نكته نميشه بهش اشاره كرد، بلكه روز به روز شاهد اعدام، شكنجه و زنداني كردن بي رحمانه توسط اين رژيم هستيم، اينگونه هست كه قتل عام 67 هر چند كه من اون موقع به دنيا نيومده بودم و نديدم همچين كشتاري رو، با چند تا قاب عكس برام مفهوم پيدا مي كنه، مي خوام اينجا اعلام كنم براي خود كه جنبش دادخواهي رو انتخاب مي كنم به عنوان سرلوحه ي مبارزاتيم عليه رژيم پليد آخوندي و اينكه اول از هر چيزي از دولت آلمان و كشور آلمان خواستار به رسميت شناختن قتل عام 67 هستم، چون يك جنايت عليه بشريت بوده و همچنين خواستار حمايت از جنبش دادخواهي جوانان هستم، از ملل متحد هم همين رو خواستار هستم و دوست دارم كه حمايتشون رو براي جنبش جوانان يه نوع امتياز در نظر گرفته بشه. جمله ام رو و حرف هام رو به پايان مي رسونم، با اينكه بگم به اميد سرنگوني رژيم آخوندي و به اميد سرفرازي جوانان آزاده ي سرزمين ايران، مرگ بر ولايت فقيه. پريا كهندل در انتهاي اين قسمت از برنامه، پريا كهندل شعر معروف مبارز شهيد خسرو گلسرخي را دكلمه كرد: معلم پای تخته داد میزد صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود ولی آخر کلاسیها لواشک بین خود تقسیم می کردند وآن یکی در گوشه‌ای دیگر «جوانان» را ورق می زد. برای اینکه بیخود های‌و هو می کرد و با آن شور بی‌پایان  تساویهای جبری را نشان می‌داد با خطی خوانا بروی تخته‌ای کز ظلمتی تاریک غمگین بود تساوی را چنین بنوشت : یک با یک برابر است از میان جمع شاگردان یکی‌برخاست همیشه یک نفر باید بپاخیزد... به آرامی سخن سر داد: تساوی اشتباهی فاحش و محض است نگاه بچه‌ها ناگه به یک سو خیره گشت و  معلم مات بر جا ماند و او پرسید: اگر یک فرد انسان، واحد یک بود آیا یک با یک برابر بود؟ سکوت مدهوشی بود و سوالی سخت معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود و او با پوزخندی گفت: اگر یک فرد انسان واحد یک بود آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود؟ اگر یک فرد انسان واحد یک بود آنکه صورت نقره گون، چون قرص مه می‌داشت بالا بود وآن سیه چرده که می نالید پایین بود؟ اگر یک فرد انسان واحد یک بود این تساوی زیر و رو می شد حال می‌پرسم یک اگر با یک برابر بود نان و مال مفتخواران از کجا آماده می‌گردید؟ یا چه‌کس دیوار چین‌ها را بنا می‌کرد؟ یک اگر با یک برابر بود پس که پشتش زیر بار فقر خم می‌گشت؟ یا که زیر ضربه شلاق له می‌گشت؟ یک اگر با یک برابر بود پس چه‌کس آزادگان را در قفس می‌کرد؟ معلم ناله‌آسا گفت: بچه‌ها در جزوه‌های خویش بنویسید: یک با یک برابر نیست.......

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان