12082019یکشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
شنبه, 31 شهریور 1397 ساعت 16:20

چرا خشکسالی از ایران یک بمب ساعتی ساخته است مطلب ویژه

نوشته شده توسط
 یک دریاچه نمک بسیار زیبای آبی رنگ  در ایران ضمن کوچکتر شدن نخست به رنگ سبز و سپس گاهی سرخ درمیاید.  این چه ربطی با اعتراضات خشمگینانه مردم در بسیاری از نقاط کشور دارد؟ 

پانزده سپتامبر 2018

 ارومیهارومیه، ایران (د ـ پ ـ آ) ـ این است قصه شهر ارومیه و دریاچه همنامش، یک مکان تفریحی خوش آب وهوا در شمال غرب ایران. همچنان این قصه مردمانی است، که گناه زیانرسانی به طبیعت را خریده و در پی ثروت اندوزی هستند. و همچنین قصه بسیاری که همزمان قربانی میشوند. پیش از همه این قصه مخلوتی بسیار منفجره از تغییرات اقلیمی، سوء مدیریت، فساد و تحریمهای آمریکا است، که انسانها را در ایران به خیابانها کشانده و از این کشور یک بمب زمانی میسازد.  

رجب علی، راننده تاکسی از ارومیه، خوب بیاد دارد، زمانیکه این دریاچه ده برابر دریاچه بودِن بود. او میکوید "ارومیه زمانی به عنوان پاریس ایران مشهور بود". تـوریستها از همه جای کشور و همچنین از ترکیه و عراق به اینجا میآمدند. هتلها، راننده های تاکسی، فروشنده های بازار، همه در این شهر مرزی با 740000 جمعیت خوب زندگی میکردند.

اما دیگر اینگونه نیست. تصاویر ماهواره اینشان میدهند، که سطح بزرگترین دریاچه ایران بسیار پایین آمده است. مجله "نشنال جئوگرافیک" نوشت، که سطح دریاچه در سی سال گذشته نزدیک به هشتاد درسد کاهش یافته است. پلیکانها، (؟) و مرغابیها تقریباً ناپدید شده اند.

طبق اخبار سطح آب چند متر کاهش یافته و ساحل دریاچه در برخی مکانها تا 23 کیلومتر عقب رفته است. در مکانهایی که زمانی مردم به آب میزدند، یک بیابان نمکی بجا مانده است. همه چیز به یک صحنه جرم بزرگ میماند، این مجله مینویسد. منظور یک جنایت زیستی است. طوفانهای نمک نیز بحران زیستی کشور را شدیدتر کردند.

 

فساد و سوء مدیریت

"گاهی بیست دقیقه رانندگی میکنم و ناگهان به خود میایم که تمام مسیر زمانی دریاچه بود، جائیکه تا چند سال پیش قایقها میراندند و نه تاکسیها". رجب علی راننده 62 ساله میگوید. "مردم اکنون میترسند که روزی تنلن دریاچه خشک شود".

چه پیش امده است؟ کوتاه و مفید: تغییرات اقلیمی در ایران خشکسالی طولانی و گرمای زیاد تابستان بدنبال داشت. اقزون بر این آب کمتری به دریاچه ارومیه سرازیر میشود. دلیل ان سدها، پروژه های کشاورزی و هزاران چاه غیر قانونی هستند. برخی از ایرانیها از دستیازی به طبیعت، از فساد و سوء مدیریت سود میبرند. بسیاری از مردم کار، زمین قابل کشت و درآمد از دست میدهند.

جای نگرانیست که ارومیه تنها مورد نیست و قصه های اینچنین و حتی نگران کننده تر برای جاهای دیگر نیز میتوان گفت. برای نمونه  شهر میلیونی اصفهان. در گذشته رودخانه زاینده رود، که از میان شهر میگذرد، تنها در تابستان بی آب بود. اما اکنون در بیشتر اوقات سال بی آب است. پزوهشگر جغرافیای انسانی، هانس گبهارد از هایدلبرگ میگوید: "پلهای پهناور، سطح رودخانه پهناور و مردم مانند گذشته در ساحل آن پیک نیک میگذرانند، اما از آب خبری نیست."

در حالیکه پیک نیک اصلا مسکل نیست. در امتداد سرازیری رودخانه زمینهای کشاورزی، که قبلا با آب زاینده رود آبیاری میشدند، دیگر بارور نیستند. در نتیجه: کشاورزان شریان زندگی خود را از دست میدهند و به محله های فقیرنشین در شهرهای بزرگ روی میاورند. 

 

ترک روستاها افزایش میابد

 "نیو یورک تایمز" از قول بومشناس، گرافیست و ایرانی در تبعید نیک آهنگ کوثر مینویسد: در این میان شانزده میلیون از جمعیت هشتاد میلیونی ایران میتوانند روستا نشینان باشند. روند رو به بالا. اعداد و ارقام رسمی وجود ندارد.

"با از دسترفتن زمین خود این مردم همه چیز خود را از دست میدهند و این باعث میشود که دیگر چیز برای از دست دادن نداشته باشند." توضیح کوثر در مورد اینکه چرا این محلات فقیر نشین کانون اعتراضات میشوند. آین کارشناس آینده شومی را پیشبینی میکند. بر حسب این داده ها و آنگونه که پیشبینی ها میگویند، میلیونها ایرانی تا پایان این سده به اجبار روستاهای خود را ترک هواهند نمود. یک موج جدید مهاجران.

از چهارده سال پیش ایران از خشکسالی رنچ میبرد. سال 2017 چهل درسد کمبود بارش نسبت به سال پیش وجود داشت. اداره محیط زیست هشدار داد، که تابستان امسال یکی از خشکترین تابستانها در دهه های گذشته خواهد بود. "ما در روند بیابانی شدن گام برمیداریم." چنانکه معاون رئیس جمهور و رئیس اداره محیط زیست عیسی کلانتری میگوید. در برخی جاها مردم برای بارش باران به نیایش دست جمعی روی میآورند. زمانی هم که باران میبارد مردم خیابان مانند کودکان خوشهال میشوند.

با وجود اینکه ایران طبق برآورد پژوهشگران در منطقه ای قرار دارد که نتایج تغییرات اقلیمی را به گونه مضاعف احساس خواهد کرد، اما ناپدید شدن دریاچه ارومیه از دید هانس گبهارد پیش از همه میباید توسط انسانها رقم خورده باشد. هنوز زمانیکه واژه "تغییرات اقلیمی" ناآشنا بود، ایران مرتب یا خشکسالی درگیر بوده.

      

آب زیادی برای کشت و تولید پسته صرف میشود

رهبران ایران در سه دهه گذشته  حدود 600 سد برای تولید انرژی و پروژه های آبیاری ساخته اند. هجم بسیار زیادی از آب برای کشاورزی صرف میشود، برای نمونه در آبیاری درختهای پسته. یک محصول صادراتی مهم برای ایران. به علاوه "نیو یورک تایمز" مینویسد: آب برای برخی از پروژه های صنعتی در مناطق مشکوک و پرسش برانگیز صرف میشود که سود آنها نخست به جیب افراد نزدیک به سپاه پاسداران، برگزیدگان رژیم، نمایندگان وزارت نیرو و شرکتهای کشاورزی میرود.  حجت جباری از اداره محیط زیست ارومیه میگوید: "برای تغییرات اقلیمی و کمبود بارش در ایران کسی کاری نمیتواند بکند، اما برای امور دیگر چرا."

او پیشنهاد میکند که در وحله نخست سیستمهای آبیاری و کشاورزی میباید مدرنیزه شده و در استفاده از منابع محدود آب صرفه جویی شود. سپس میباید ساخت کارخانجات دولتی با مصرف زیاد آب در مناطق مجاز وهمچنین استفاده از چاههای زیرزمینی متوقف شود. همجنین راهکارهایی از سوی پزوهشگران بین المللی برای دریاچه ارومیه ارائه شده. درخواست جباری اینست که "در حال حاضر تنها یک راهکار ساده باقی مانده. چنانچه وضع بهتر نمیشود، حداقل نباید اجازه داد که وضعیت بدتر ازین هم بشود."    

این پیام شاید تاکنون به پایتخت رسیده باشد. معاون رئیس جمهور اسحاق جهانگیری برای آشنایی بیشتر با اوضاع در ماه مارس به شمال غرب سفر کرد و اکنون میخواهد برای نجات دریاچه ارومیه اقدامات بیشتر بعمل آورد. او در ایران به عنوان یکی از سیاستمداران قابل اعتماد شناخته میشود. برعکس رئیسش، رئیس جمهور حسن روحانی.

  روحانی که با انتظارات زیاد به این پست برگذیده شد، قولهای بسیاری داد، اما به بسیاری از آنها عمل نکرد. او با گذشت پنج سال نتوانسته بحران اقتصادی را محار کند. بحران آب را او زمانی به عنوان مسئله رئیس جمهور عنوان نمود. اما مشکلات داخلی، سیاست خارجی و اقتصادی بر او چیره شدند و او مشکل آب را به عهده دو معاونش، جهانگیری و کلانتری گذاشت. میتوان گفت که ایندو تلاش در حرف زدن در این باره دارند، اما بدون برنامه ریزی دقیق و پیش از همه پول. کلانتری میگوید که اداره محیط زیست سهم بسیار ناچیزی از بودجه دولتی میبرد. تنها برای مدرنیزه نمودن سیستمهای آبیاری در کشاورزی به میلیونها، اگرنه حتی به میلیاردها ریال نیازمند است.

    

پول برای سوریه، یمن و غزه

"بجای آن پول ما به سوریه، یمن و غزه سرازیر میشود." اینرا یک خبرنگار ایرانی میگوید که نامش را فاش نمیکند. برای او و ایرانیهای دیگر قابل درک نیست که چرا حکومت پول نفت را به همپیمانان عرب خود در مناطق بحرانزده خرج میکند، نه برای مردم خود. این خانم خبرنگار میگوید:"خشکسالی در کشور میباید برای رژیم بسیار مهمتر از سرنوشت (رئیس جمهور بشار ال) اسد در سوریه یا حوثی ها در (جنگ داخلی) یمن یا حمس در غزه باشد."

با ورود به سال جدید سپس در تابستان 2018 هنگام اعتراضات خشمگینانه و ناآرامیها در ایران مردم درست به همین نکته اشاره میکردند. "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" یکی از شعارهای آشکار بود.

کلانتری رئیس اداره محیط زیست این مسئله را در چهارچوب دیگری قرار میدهد ـ اما همچنان با نگاه به مخارج دولتی. "وقتیکه گفته میشود برنامه اتمی حق مردم است، پس هوای پاکیزه و آب پاکیزه نیز بطور مسلم حق مهمتری برای مردم هستند."

 

میلیاردها برای برنامه اتمی

رهبری ایران حجم پولهای خرج شده برای برنامه بحث برانگیز اتمی را پنهان میکند. بخش مستندات کنگره آمریکا مینویسد که بیش از 100 میلیارد دلار (86 میلیارد یورو) بوده است. تنها راکتور بوشهر بیش از یازده میلیارد دولار خرج برداشته است، که آنرا یکی از گرانترین راکتورهای دنیا میکند.

سرمایه گذاریهای نجومی در برنامه اتمی به عقیده کارشناسان در ایران بجز سالها تنش با قدرتهای جهانی و تحرمهای اقتضادث دردناگ چیز دیگری ببار نیاورده است.  صرف این پولها در برنامه های حفاظت از محیط زیست بسیار بهتر میبود. انها میگویند دست کم میتوانست سلامت انسانها را تضمین نماید. بر حسب ارقام و اعداد وزارت بهداشت بین مارس 2016 تا مارس 2017 برای نمونه بیش از 4800 نفر در کشور در نتیجه آلودگی محیط زیست از بین رفته اند.

معاهده بین المللی اتمی 2015 برای رهبری در تهران فضای مالی را باز کرد ـ برای نمونه آزادسازی پولهای بلوکه شده در خارج و همچنین درآمدهای سرشار نفتی. این معاهده را رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپ به تنهایی در اوایل 2018 لغو نمود ـ ار دید او این معاهده بد معامله شده بود. وزیر امور خارجه آمریکا مایک پمپیو در یک سخنرانی رهبری در تهران را متهم به خرج پولهای کسب کرده از معاهده اتمی در منطقه کرد. ازین راه جیبهای سپاه پاسداران در ایران، حزب الاه در لبنان، حمس در نوار غزه و حوثی ها در یمن پر شده.   

 

نقش بحث برانگیز آمریکا

پمپیو قول سختترین تحریمها ی تاریخ را داد. وی گفت: "ایران مجبور به انتخاب خواهد شد: یا برای زنده نگاهداشتن اقتصاد بجنگد و یا ثروت با ارزش کشور را صرف جنگ در خارج کشور کند. نیرو و منابع برای انجام هر دو کار را ندارد." اتهام پیچیده تر نمودن مشکلات جاری در ایران با هدف درهم شکستن سیستم ملایان را دیپلماتهای ارشد آمریکایی رد میکنند، با وجود اینکه آنها از معترضین در ایران آشکارا حمایت میکنند.

با توجه با پهنه کلان معادلات سیاسی حیطه مانور معاون رئیس جمهور جهانگیری برای نجات دریاچه ارومیه کوچکتر شده است. او در فکر خرید اب برای دریاچه از خارج است، مثلا از دریاچه وان ترکیه یا از کشورهای همجوار دریای خزر. از نگاه کارشناسان محیط زیست این راه چاره خوبی نیست ت اما در کوتاه مدت تنها راه حل ممکن.

عکسهای ماهواره ای سازمان فضایی آمریکا ناسا از سالهای 1998، 2011 و 2016 بخوبی چگونگی تغییرات این دریاچه با درازای 140 و پهنای تا 55 کیلومتر را نشان میدهند. بیست سال پیش آب دریاچه آبی رنگ بود، زمانیکه مردم از آن با خاطره خوب یاد میکنند. 2011 سبزرنگی آب و سپیدی کناره های نمکی جلب توجه میکرد. اما 2016 رنگ سرخ آب شوک برانگیز بود. غلزت بالای نمک و آب گرم دریاچه تنها جلبکها و باکتریها را خوشهال میکند و به همین هم دلیل رنگ آب سرخ است.

مردم ارومیه در تلاشند، تا حد ممکن از این بدبختی ـ حداقل در کوتاه مدت ـ بهترین نتیجه بگیرند. داود ستاری، رئیس پیشین هتل "فانوس" زمانیرا بیاد میآورد که سیستم طبیعی دریاچه هنوز زنده بود. "امواج دریا آنزمان تا پله های هتل میرسیدند. (...) حالا باید از همین جا حدود دو کیلومتر راه رفت تا به ساحل رسید."  

نتیجه آخر: مهاجرت

در نتیجه ستاری باید هتل ساحلی یابقش را بازسازی کند: بجای ساحل و توریستها حالا جشنهای عروسی مردم محلی. او میگوید: "من اینجا میلیونها سرمایه گذاری کرده ام و حالا نمیتوانم از ادامه کار دست بردارم."

همچنین در هتل "پلیکان" بیشتر اطاقها خالی هستند. بجای یک مکان تفریحی کناردریایی صاحبان هتل به فکر یک گونه "دیسنی لند" ایرانی هستند. سرمایه گذاران ترک میخواهند با این نقشه یک گروه توریستهای جدید جلب کنند. یک کارمند هتل میگوید: "دریاچه و ساحل تا سالهای آتی اینجا کارکرد نخواهد داشت. ازینرو نخست چرخ فلک و پیست ماشینرانی."

طبیعیست که خشکشدن دریاچه گفتمان اصلی شهر ارومیه است. آیا هنوز امیدی هست؟ ماندن بهتر است؟ یا کوچ به شهری دیگر؟ بسیاری از ثروتمندان شهر به مهاجرت میاندیشند. مرز ترکیه تنها یک ساعت از اینجا دور است.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان