01212021پنج شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
شنبه, 10 فروردين 1398 ساعت 00:24

رنسانس اسلامی

نوشته شده توسط
رنسانس یا دورهٔ نوزایی و یا تجدید حیات، به دوره ای از تاریخ گفته میشود که درآن اروپا با روی آوردن به اصلاحات مذهبی، با شتاب و سرعتی دو چندان به تحولات علمی شگرف و پیشرفتهای عظیم هنری دست یافت. این دوره محصول بلا فصل گذار از قرون وسطی بود ، که دورانی بسیار سیاه و تاریک بشمار میاید.

قرون وسطی که به آن سده های میانی یا قرون میانی نیز گفته میشود به دوره ای اطلاق میشود که از قرن پنجم میلادی شروع و تا قرن پانزدهم ادامه یافت . در این زمان حاکمیت کلیسا تمامی اروپا را در سیاهی و تباهی مطلق فرو برد بود. این دوران، دوران تاریکی و افول شدید علوم بود . فقر ، بیسوادی و بیماری گسترش بسیار پیدا کرد. علت اصلی بو جود آمدن این مرحله دهشتناک تاریخی در اروپا قدرت یافتن و تسلط کامل کلیسا و مذهبیون بر تمام جنبه‌های زندگی اعم از سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی بود. دهقانان و کارگران به سختی کار میکردند ولی در گرسنگی و بیماری بسر میبردند . اعتراض زحمتکشان به شرایط سخت کار، از سوی اشراف تا دندان مسلح و با حمایت کلیسا سرکوب میشد. دانشمندان و روشنفکران اگر ایده ای خلاف نظر کلیسا را ارائه میدادند راهی سیاه چاله ها میشدند، حتی اگر آن ایده مطابق با واقعیت میبود ( مصداق این حقیقت سرنوشت تلخ گالیله بود ) . از دیگر ویژگیهای مهم این دوره میتوان به این مهم اشاره کرد که حقوق انسانی در محاق حقوق کلیسا قرار گرفت و سرنوشت انسان بدست خدایانی افتاد که نماینده ان بر روی زمین کشیشان و راهبان بودند. مذهبیون نه تنها صاحب مال بلکه مالک جان انسانها نیز بودند. در این دوره هر چه نفوذ وا بستگان به کلیسا و مرتجعین زمان افزایش می یافت، در مقابل اما قدرت انتقاد و تحلیل و تفکر از مردم عادی گرفته میشد. اما با پایان این دوران و آغاز دوران رنسانس و عصر کاوش ها، اروپا به عرصه رشد و ترقی پا نهاد و در این مرحله بود که غرب توانست هم خود و هم جهان را از دستاوردهای علمی بسیار زیادی بهرمند سازد.

تکرار تاریخ

در تاریخ چنین اصلی مبنی بر تکرارپذیری تاریخ وجود ندارد و تعریف هم نشده است ، چون تاریخ مجموعه ای از اتفاقات به هم پیوسته بر روی خط زمان است و زمان غیر قابل تکرار و غیر قابل بازگشت است. زمان یک جاده یکطرفه است و فقط بسوی آینده میرود و بازگشت به گذشته غیر ممکن است. از اینرو اصلی مبنی بر تکرار تاریخ وجود ندارد. اما با وجود این در تمامی ادبیات جهان مفهومی بنام تکرار تاریخ به چشم میخورد و متفکرین رشته های مختلفی نظیر فلسفه ، سیاست ، جامعه شناسی و تاریخ شناسی بسیار به ان پرداخته اند. این مفهوم از ان رو قابل درک است که پژوهشگران در بررسی وقایع تاریخی تشابه زیادی میان بعضی از دوره های تاریخی که از یک الگوی ثابت پیروی میکنند را به منزله باز تکرار همان اتفاقات تلقی میکنند. به همین دلیل از عناصر تاریخی و اجزاء تکرار پذیر ان ، مفهوم تکرار تاریخ استنتاج میشود. که مفهومی قابل درک برای همگان است.

امروزه ما شاهد تکرار تاریخ قرون وسطی در خاورمیانه بخصوص در ایران هستیم. همان الگویی که در اروپا در سده میانی بوجود آمده بود در ایران کنونی نیز قابل مشاهده است. روحانیون به اصطلاح شیعه با بدست گرفتن قدرت سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی وبا الگویی مشابه در حال باز تکرار قرون وسطی از نوع شرقی آن هستند. نتیجه چهل سال حاکمیت جهل و ارتجاع همان دستاوردی را داشته که در سده های میانی شاهد ان بودیم. فقر ، گرسنگی ، جنگ ،زندان ، شکنجه، افول علم و افت شدید سطح فرهنگی مردم بیانگر تکرار یک ساختار مشخص است که قبلا بشریت آنرا بگونه ای تلخ در اروپا تجربه کرده است.

باز تکرار تاریخ اما فقط معطوف به جنبه ها ی منفی آن نیست بلکه وجوه مثبت آنهم به همان میزان قابل تکرار میباشند. از اینرو اگر ما به این قاعده کلی باور داشته باشیم لاجرم نیز باید این را هم بپذیریم که در شرایطی خاص اگر چندین مؤلفه مهم و اساسی در کنار هم قرار بگیرند میتوان شاهد یک باز تکرار تاریخی بعنوان « رنسانس اسلامی » هم بود.

قدرت انعطاف پذیری اسلام

اسلام در روند تاریخی ـ اجتماعی خود بخوبی نشان داده که هم ظرفیت لازم برای عبور از مراحل سخت را و هم قدرت انطباق پذیری خارق العاده با فرهنگهای متفاوت را دارا میباشد. تاریخ هزار و چهارصد ساله اسلام بخوبی گواه این مدعاست ، که چگونه این مکتب توانسته از پیچ و خمهای تاریخی عبور کرده و تا به امروز دوام بیاورد و در فاز مدرنیته و پسا مدرن نیز جزء مذاهب برجسته و تاثیر گذار در کره خاکی باشد. برای مثال در مقابل جهان بینی اسلامی مکاتب مدرنی در دو قرن اخیر بوجود آمده که شالوده های انها بر پایه علم استوار و از پشتوانه دستاوردهای مدرن بشری نیز برخوردار بودند و بر اساس این دو مؤلفه مهم رسالت جهانی شدن را داشتند. اما در صحنه عمل و در مواجه با چالشهای تاریخی فقط توانایی این را داشتند که یک برش کوچک از تاریخ را بخود اختصاص دهند. اما برخلاف آن اسلام هر روز بیشتر رشد کرده و عمق یافته. گواه این ادعا گستره اعتقادات اسلامی است که اگرچه از یک شبه جزیره کوچک با قبیله ای بدوی آغاز شد اما دامنه گستره آن از فیلیپین و چین تا هندوستان و ایران، از عراق و بوسنی تا قلب اروپا ، و از فرانسه و آلمان و انگلیس گرفته تا امریکا و کانادا ادامه یافت . منشاء این دارایی و توانایی فرا زمانی و فرا مکانی چیزی نیست بجز ظرفیتهای نظری و تئوریک از یک سو و تواناییهای ساختاری برای انطباق از سویی دیگر است. اما امروز شوربختانه ما شاهد آین واقعیت تلخ هستیم که آیین پاک محمدی در چنگ آخوندها ، داعشی ها و طالبانها به دام افتاده و آنها به دروغ خود را مدعی و نماینده این دین نشان میدهند. دینی که میبایست در راستای پرورش روح انسانی در خدمت بشریت قرار گیرد، به ابزاری شوم و بدخیم برای بدست آوردن قدرت و ثروت تبدیل شده. از اینرو تلاش برای رهایی از قرون وسطای اسلامی که هم گریبانگیر خاورمیانه در خون نشسته شده وهم معضلی برای جهانیان است ، یکی از ضرورتهای زمانه ماست و مسئولیتی است بر دوش مسلمانان واقعی که با نگرشی توحیدی ، عدالت جویانه و نه سود جویانه به اسلام و فرایند رشد معنوی در انسان به گونه ای جهانشمول باور دارند.

روند ناقص تاریخ

اگر چه رنسانس موجب آن شد که زمستان سرد و سیاه مذهبی اروپا به پایان رسد و گل خورشید بهاران در آن رخ نماید ولی همین اروپای رسته از دام جهل و فلاکت مذهبی دوری نپایید که خود به داروغه دنیا و استثمارگر جهان تبدیل شد. در پرتو پیشرفتهای علمی و صنعتی در قاره اروپا ، امکانات زیادی در دست سیاستمداران و تجار غربی قرار گرفت تا پا را فراتر از محدوده جغرافیایی خود گذاشته و استعمار نو را بنیان گذارند. کشورهای ترقی یافته ، خود در ناز و نعمت زندگی میکردند و بقیه جهان که مستعمره آنها بودند در فقر و فلاکت . نمونه های بارز آن کشورهای افریقایی ، امریکای لاتین و آسیایی است که وضعیت فلاکت بار سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی آنها بر هیچ کس پوشیده نیست.

از این منظر که درخت آزادی تنها در گوشه ای از این کره خاکی به ثمر نشست و در دیگر نقاط دیگر جهان انسانها از آن بی بهره ماندند ، دلیل محکمی بر « روند ناقص تاریخ » است که باید در جایی دیگر و مکانی دیگر این نقیصه تاریخی برطرف گردد. امروزه بر همگان پر واضح است که یک روند تکاملی متعادل و همگون دو پایه اساسی دارد یکی آزادی و دیگری عدالت است. در رنسانس مسیحی انسان غربی به آزادی رسید ولی در راه عدالت اجتماعی موفقیت چندانی ، نه در حوزه ملی و نه در گستره جهانی نداشت . در حوزه بین المللی نیاز به توضیح نیست و این امر بر همگان روشن است که چه اختلاف فاحشی بین سطح زندگی در غرب با بقیه جهان وجود دارد. در حوزه ملی نیز میتوان به روند رو به گسترش اختلاف طبقاتی میان ثروتمندان با بدنه اجتماعی اشاره کرد ، که بیش از پیش در حال افزایش است. نمودهای این عدم تعادل اقتصادی را میتوان در سه جنبش اعتراضی در غرب دید.

۱ـ‌جنبش اشغال وال استریت در سال ۲۰۱۱ در امریکا با شعار« ۱٪ همه چیز ۹۹٪ هیچ چیز » که عمدتاً برای رفع نا برابری‌ های اقتصادی و مبارزه با فرهنگ اقتصادی سرمایه ‌داری ایجاد شده بود


۲ـ جنبش «خیزش شبانه» فرانسه که با شرکت   ۱۲۰ هزار نفر و در ۶۰ شهر با شعار «بازی تمام شد، مردم بیدار شدند» در اعتراض به نابرابری های اقتصادی بوجود آمد.

۳ـ جنبش خشم در اسپانیا که در اعتراض به بحران اقتصادی صورت گرفت

همه این فاکتها نشان از نبود یا کمبود عدالت چه در شرق و چه در غرب و در مجموع کل جهان میدهند. برآیند همه این مؤلفه ها بیانگر یک نقیصه جدی در روند تکاملی است. روندی که امکان وجود عدالت به معنی واقعی هنوز در مرحله آغازین خود است و برای رشد خود نیاز به شرایط خاصی دارد که نگارنده معتقد است که این شرایط در حال حاظر در شرق بخصوص در ایران در حال مهیا شدن است تا پایه های عدالت اجتماعی را بر ستونهایی استوار و متکی به نظریه محکم قرانی

« لِيَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ » دریک رنسانس اسلامی به منصه ظهور برساند.

نیاز به سه شرط اساسی وجود دارد. این سه شرط به صورت زیر میباشند.

۱ـ وجود ملت و اجتماعی آماده تغییر، تغییری بنیادین برای عبور از خرافات مذهبی
۲ـ وجود فرد یا نیرویی تغییر دهنده، که تواناییهای نظری و عملی هدایت دوران تغییر را داشته باشند
۳ـ ظرفیت تئوری و عملی مذهبی که باید تغییرات بنیادین در ان صورت گیرد.

این سه مؤلفه خوشبختانه در ایران وجود دارد.

۱ـ جامعه بسته ایرانی که در چهل سال اخیر زیر یوغ و ستم آخوندی بوده و از هر سو حق و حقوق خود را به نام دین و مذهب پایمال شده میبیند مساعد ترین ملت و کشور در خاورمیانه است تا نگرش مرتجعانه از دین را کنار نهد. در دیگر کشورهای مسلمان چنین آمادگی دیده نمیشود. بدنه اجتماعی هنوز از ترس الهی و وحشت از تغییر در نظریه های مذهبی خود، ظرفیت گذار را ندارند و خود حتی سد راه تغییر میشوند.  

۲ـ نیروی تغییر دهنده ای که بتواند با ارائه تفسیری مدرن، همگرا و عدالت جویانه از اسلام راه و مسیر را در صحنه عمل نشان دهد نیز در ایران است. تلاش و کوشش سازمان مجاهدین که بیش از پنجاه سال ادامه دارد و با کسب تجربه عظیم جهانی در خلال جنگ بی امان خود با ارتجاع مذهبی و همچنین داشتن تشکیلاتی قوی که توانایی مدیریت عبور از فاز تغییر را دارا است، دلیل مهمی است که نیروی تغییر دهنده نیز در ایران میباشد. نیرویی که هم توان نظری و هم ظرفیت تشکیلاتی و هم ابزارها و مکانیزمهای تغییر را در دست دارد.

۳ـ در رابطه با ظرفیت نظری مذهب تغییر یابنده میتوان به جرات گفت که تاریخ هزار و چهارصد ساله اسلام و بسط و گسترش ان در اقصی نقاط این جهان و در میان ملل مختلف با فرهنگها و سنن متفاوت گواه این حقیقت روشن میباشد که این دین از پویایی و انعطاف زیادی برخوردار است. بدین معنی که اصل و جوهر خودش که مبانی توحیدی و عدالت جویانه میباشد را در هر برهه ای از زمان و در هر فرهنگی حفظ کرده ولی پوسته خود را منعطف و پویا نگه میدارد. دینی که از پیچ و خمهای مهیب تاریخ عبور کرده و توانسته جهان بینی خود را تا قرن بیست و یکم نگه دارد اثبات نظری این امر میباشد.

نتیجه گیری

تاریخ در روند تکاملی خود بعد از دوره رنسانس با یک نقص جدی روبرو است و آنهم نبود عدالت در کنار آزادی به معنای واقعی است. برای رفع این کمبود باید شرایط خاصی بوجود بیاید تا در یک جهش تاریخی مانند نوزایی مسیحی در غرب موضوع مهمی همچون عدالت نیز زمینه های رشد همگون خود را پیدا کند. به نظر نگارنده زمینه های این جهش که از آن بعنوان « رنسانس اسلامی » میتوان نام برد در شرق و در ایران است. ظهور هیولای ارتجاع مذهبی در ایران و وجود یک نیروی مسلمان چابک و پیچیده در مقابل آن و همچنین آمادگی بدنه اجتماعی برای عبور از خرافات مذهبی همه اینها شرایط مساعدی را مهیا میسازند تا روند یک « نوزایی اسلامی » با محوریت « آزادی و عدالت » در ایران کلید بخورد.

پرویز مصباحی

آلمان ۱۲- ۰۳ـ۲۰۱۹

محتوای بیشتر در این بخش: « تراژدی ملی نظام زمین کش »

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان