09222020سه شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
پنج شنبه, 31 مرداد 1398 ساعت 21:17

خط قرمز نظام مجاهدین است نه خامنه ای

نوشته شده توسط
افشاگری اخیر ومسئولانه معلم آزاده و شجاع آقای هاشم خواستار حاوی نکات و تجارب آموزنده ای است. بدین جهت توجه ایرانیان آزاده را به دلیل روشنگری جسوارانه آن در این برهه حساس جلب می کند.

این فرهنگی آزاده و شجاع و نمایندگان واقعی معلمان زحمتکش جامعه با افشاء به موقع ترفندهای وزارت جاسوسی و بدنام آخوندها روشن ساخته است که از منظر گشتاپوی ولی فقیه که یکی از ارکان اصلی شکنجه و کشتار و تروز مخالفان است، خط قرمز نظام مجاهدین است نه شخص ولی فقیه. یک نمونه اعتراف بی سابقه از مجموعه اعترافات باندهای متخاصم رژیم در مورد نقش مجاهدین به عنوان تنها هماورد خطرناک برای کلیت حاکمیت آخوندی. ضمنا آقای خواستار در اطلاعیه تحسین برانگیز خود با شجاعت به تشریح مواضع خود با سوابق امر پرداخته است. با دقت در محتوای این افشاءگری به چند نتیجه روشن سیاسی دیگر نیز می توان تاکید کرد. اینکه برای اراذل و اوباش و عمله سرکوب مزدوران رژیم، شخص رهبر دیگر آن رهبر معظم! و مقدس نیست که هزاران نفر بخاطر اندک انتقاد محترمانه! تا چه رسد به توهین توسط آنها زندانی شدند، زیر شکنجه وحشیانه رفتند و حتی با اتهام واهی توهین به مقدسات پای چوبه دار رفتند. و این چیزی نیست جز اینکه از اتوریته و قداست! و نفوذ مذهبی و سیاسی خامنه ای پیش خلص ترین مزدوران خود چیزی باقی نمانده است. و آنها فقط بخاطر چپاول و سوءاستفاده از قدرت و برای حفظ موقعیت خود در خدمت سرکوب هستند. این یعنی سست شدن و از هم پاشیدن عمود خیمه نظام از نظر ایدئولوژیک، مذهبی، سیاسی و ... که نشان از ورود به مرحله پایانی دارد. مضافا بر اینکه اعترافات گشتاپوی آخوندی تنها نظر و نگاه خاص آنها نیست. بی تردید سران رژیم از سرتا ذیل و انواع ارگانهای سرکوب و خودساخته رژیم هم با ارزیابی اطلاعات آخوندی از موقعیت مجاهدین هم نظر هستند. نمونه برجسته آن اشاره سریع خامنه ای بعد از قیام بزرگ 96 به نقش مجاهدین در سازماندهی قیام است. از دیگر موضعگیری های فله ای امامان نمایش جمعه و ورق پاره ها و رسانه های همگانی و تمامی ارگانهای سرکوب در ایام اخیر در ابعاد وسیع در مورد نقش مجاهدین در کشاندن رژیم به مرحله سرنگونی به دلیل اطاله کلام صرفنظر می شود و مشتاقان آزادی و اقشار و طبقات و وجدانهای بیدار داخلی و بین المللی هم در ابعاد وسیع به اقبال عمومی مجاهدین تاکید می ورزند.

در اینجا جا دارد که ورشکستگان و خودفروختگان سیاسی در داخل و خارج از کشور که با ماسک اپوزیسیون های قلابی تحت عنوان کارشناس ! تحلیل گر! و یا هر اسم دیگری که دارند به انکار آلترناتیو مجاهدین و شورای ملی مقاومت می پردازند و آگاهانه در خدمت بقای رژیم هستند. باید پرسیده شود که مخاطبان شما حرفهای شما را باید بپذیرند یا موضعگیری های صاحب منصبان اصلی قدرت را. جواب این تناقض آشکار چیست؟ به آنها توصیه می شود که قدری هم به موضعگیری های اربابان خود به دقت و چندباره گوش کنند و فکری هم به آبرو و وجدان خود در میان افکار عمومی و آینده شوم خود بکنند.

وجه دیگر این اعتراف دشمن یادآوری این ترفند آخوندی است که هر کس و هر جریان سیاسی شرط رعایت تئوری افشاء شده و سوخته ، هشتاد درصد علیه نظام و حتی شخص رهبر و بیست درصد علیه مجاهدین موضع گیرد. اهداف اطلاعات آخوندی و اطاق های فکر آنها علیه مجاهدین برآورده می شود. آنها با این شیوه کثیف و رذیلانه به زعم خود با یک تیر و دو نشان بلکه چندین هدف را نشانه می گیرند. به این معنی که فضای سیاسی داخلی و خارجی ضد رژیم را آلوده و مغشوش می کنند. وانمود می کنند که اپوزیسیون رژیم ! بسیار پراکنده و دچار تشتت و جنگ و دعوا هستند و مجاهدین در میان سایر اپوزیسیون ها ایزوله و فاقد پایگاه مردمی و در نتیجه آلترناتیو رژیم هم نمی تواند باشد. تا بدین وسیله فضای یاس و ناامیدی در میان مردم به جان آمده دامن زده و نتیجه ای که حاصل می شود اینکه به وضع موجود تن بدهیم و تسلیم شرایط بشویم و برای جلوگیری از تجزیه و یکپارچگی ایران و سوریه ای شدن آن در صورت سرنگونی رژیم به بقای رژیم هر چند بد است تن بدهیم. ولی اراذل و اوباش و اتاقهای فکر ارگانهای عجیب و غریب غافلند که دیگر دوران عوض شده و آن سبو بشکست و پیمانه بریخت. خوشبختانه مقاومت سازمان یافته ایران با تکیه بر اصول درست مبارزاتی و هشیاری سیاسی رهبری آن و رزمندگانش با افشای مستمر و مستدل توطئه علیه مردم خود توانسته است به نحو شایسته از پس تمامی توطئه های پیچیده رژیم و عوامل داخل و خارج و لابی های آن سربلند و افتخارآمیز برآید و رژیم را به دوران سرنگونی نزدیک کند.

واقعیت اینست که تجربه چهل سال حاکمیت سیاه آخوندها نشان می دهد که سرمایه گذاری کلان سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی در ابعاد وسیع داخلی و بین المللی روی لابی های گوناگون ایرانی نما و خارجی یکی از اصلی ترین و حیاتی ترین پروژه های شیطان سازی علیه مجاهدین از زمان شکل گیری آلترناتیو شورا و مجاهدین بوده و هست. و تا سرنگونی رژیم در فرمهای مختلف ادامه دارد که شرح جزییات آن مثنوی هفتادمن کاغذ می شود. نمونه برجسته آنها کودتای 17 ژوئن در پاریس، بمباران ارتش آزادیبخش و گنجاندن مجاهدین در لیست سیاه است که مقاومت ایران و مجاهدین برای در هم شکستن این توطئه های سنگین و کمرشکن بهای گزافی پرداختند که لاجرم ضرر کننده اصلی آن مردم ستمدیده ایران است که باعث طولانی ترین شدن عمر رژیم منحوس شد. در این همین راستا هم سیاست کثیف مماشات با آخوندها از طرف دول غربی زیر چتر سیاسی شیطان سازی علیه مقاومت پیش برده می شد. اما در این دوران حساس و سرنوشت ساز که خطر سرنگونی صورت مسئله اصلی در جایگزینی این رژیم مطرح هست ادامه توطئه های رژیم غرق در بحران هنوز هم در درجه اول اولویت برخوردار است. به عنوان نمونه به خدمت گرفتن بچه شاه هم توسط اطلاعات بدنام طبق افشاگری آقای خواستار در راستای همین سیاست خائنانه برای نجات رژیم از ورطه سرنگونی به دست مقاومت و مردم در آینده است. و این سند افشاگرانه یک نمونه از صدها فاکت سیاسی و تاریخی در حال و گذشته هست که آشکارا پیوند تاریخی و ناگسستنی شاه و شیخ را که در صد سال گذشته در همدستی با استعمار علیه منافع عالی مردم عمل کرده، اثبات می کند.

خلاصه کلام اینکه نمونه افشاگری معلم آزاده این پیام را به همه آزادیخواهان و مبارزان و مجاهدان راه سرنگونی می رساند که از این به بعد در قبال شکل گیری انجمن ها و شوراها و تشکل های سیاسی مختلف که با اعلام موجودیت و موضعگیری برای تغییر نظام فعالیت می کنند باید هشیاری سیاسی فوق العاده به خرج دهند. تحرکات و موضع گیری آنها را هم فرداو جمعا به دقت مورد ارزیابی و زیر نظر بگیرند تا از نفوذ عوامل اطلاعاتی رژیم در میان جمعیت ها و به انحراف کشاندن آنها علیه جنبش سرنگونی جلوگیری به عمل آید. تجربه به کوشندگان و مبارزان و مجاهدان راه آزادی نشان داده است که اگر از هشیاری سیاسی کافی و لازم برخوردار نباشیم و فاقد معیارهای دقیق در تشخیص هویت و ماهیت اپوزیسیونهای دست ساز باشیم، آخوندها و عوامل آنها تحت عناوین کارشناس و استاد دانشگاه و محقق و تحلیل گر مسائل ایران که متاسفانه در داخل و خارج به وفور یافت می شود، فضا را آلوده و به نفع بقای رژیم عمل می کنند. صد البته که حساب روشنفکران مستقل و متعهد و اساتید محترم در کشورهای غربی که با رسانه های مختلف فارسی زبان و غیر از دیدگاه مستقل خود به افشای رژیم پرداخته و خواهان براندازی و سرنگونی هستند، جدا می باشد. در این راستا سیمای آزادی و سایتهای مقاومت مشروع مردم ایران با مسئولیت پذیری و تحلیل های عمیقا واقع گرا و روشن در راستای همین هدف عمل کرده و می کند. نگارنده این مطالب به کوشندگان راه آزادی در هر قشر و طبقه دلسوزانه توصیه می کند که مدام در جریان تحلیل های درست مقاومت ایران و تحولات آن باشند. تا رژیم غرق در بحران نتواند در واپسین روزهای ننگین حکومت در راه سرنگونی و فروپاشی اخلال ایجاد کند.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان