12062019جمعه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
چهارشنبه, 03 مهر 1398 ساعت 17:10

بازم عاشورا ، بازم حسین ؟

نوشته شده توسط
محرم، ماه عزا . سینه و زنجیر، قمه بر تن و بر سر، علم و کتل و چلچراغ ، سوگ و ضجه، نوحه، شیون و زاری تاسوعا و عاشورا ، شب هنگام، شام غریبان حسینی . بس است این خرافات آخه تا کی ؟

این حسین عرب کیست، که ما پارسیان، سیه پوش در دهه اول محرم، غم و ماتم به خون غلتیدنش را در روز عاشورا با اشک و آه بسیار به عزا می نشینم ؟

روایت است که هزار و چهار صد سال و اندی پیش، حسین نامی، که شیعیان امام سومش خوانند، از بهر رسیدن به جاه ومقام و مکنت وقدرت، با خلیفه مسلمین زمان، یزید ابن معاویه،سر ناسازگاری و لج و لجبازی پیشه کرده و همی ادعای خلافت و امامت و شکوه ومال و منال، آن هم بهرقیمتی .

به همان روایت نیز، یزید فاسق و ناجور، خطاب به حسین، همی ادعایش را پوچ و بی ربط خوانده و مقید به دو راهش، "بیعت یا ذلت و خواری" .

بهمین سادگی .

دعوایی عشیره ای و قبیله ای بر سر قدرت .

بانگ حسین، منم نوه پیامبرو مدعی خلافت،

عتاب یزید، خلافتم ارثی است پدری و لایقی برتر از من نیست،

تهدید حسین به گرفتن حق خود و امتناع یزید به چشم پوشی از آن، محال،

یارگیری حسین ازسرعشق رسیدن به قدرت.

بهمین سادگی .

بیعت بسیاری با حسین در ابتدای کار، پس زدن یک به یک بوقت عمل و جدی شدن مبارزه .

حسین ماند و ۷۲ نفر از یاران و بستگان نزدیکش.

مصلحت اندیشان حسین را به نصیحت گفتند، بگذر از حق خود و آقایی پیشه کن، مال دنیا بی ارزش تر از آن است که خود و فرزندانت را به دم شمشیر دهی، نا چیزید و بی مجال مقاومت در برابرهزاران نیروی یزیدیان، لجبازتر از حسین کسی نبود ......

بهمین سادگی و با یک پز روشنفکر مابانه و ازدریچه ضدیت با هرآنچه که رنگ و بوی اسلام می دهد، می توان قیام حسین را خودکشی فردی تشنه و شیفته قدرت خواند و آن را مذموم و محکوم کرد.

آری می توان حسین را جاه طلب و خودخواه خواند و در برابر دادگاه تاریخ بشریت به جرم فرستادن یاران و کودکان بی گناه به قتلگاه روزعاشورا بر صندلی اتهام جنایت نشاند.

براستی حسین(ع)، به کدامین گناه می بایستی کشته می شد ؟ "بای ذنب قتلت"

پاسخ به این سؤال را باید در برگ برگ صفحات تاریخ مبارزات بشری، مقابله میان "خیر و شر و نیکی و بدی" جستجو کرد.

مبارزاتی که قدمتش به همان آغازین پیدایش بشر و صف آرایی هابیل و قا بیل بعنوان دو نماد خیر و شر در برابر هم می رسد.

با نگاهی به تاریخ و تطورق در آن، تقابل میان نیکی و پلشتی و صف آرایی این دو نیرو در برابرهم درهمه اعصار تاریخی بعنوان یک ارزش والا، همواره درمیان صفحات خونین آن جاری و ساری بوده و گواهی است برحقانیت چنین نبردی.

پیش از پیدایش اسلام نیز ایرانزمین نیز شاهد شورش های بسیاری علیه ظلم و ستم و بیدادگری و نهضت های آزادیخواهانه بوده که نام سرداران و فرماندهان شجاع و نام آور بسیاری در صفحات تاریخ به نیکی آورده شده است.

به روایت تاریخ بجا مانده از آن دوران، هدف غایی بسیاری از این نهضت ها و مقاومت ها، جنگ با جباران و ظالمان حاکم ، دفاع ازخاک و مرز و بوم در برابر یورش بیگانگان و یا ایستادگی در برابراشغالگران خارجی برای بازپس گیری ملک و تاج و تخت.        

اما قیام حسین و فلسفه عاشورا ؟

بسادگی می توان با رواندن قلم و چرخاندن زبان، این قیام را تماما به لجن کشاند، با رفتارهای مستهجن بر طبل حماقت کوبید، با قمه و زنجیر سر و پیکر را با شور مداحی خونین کرد و گل جهالت بر سر و روی خود مالید و دکان چند نبش خرافات باز کرد و "شعور" را بر زیر پای "شور" ذبح کرد.

آنان که با تعقل و تحقیق و تفحص و پژوهشهای کشاف، از تباهی و جهل دین اسلام و جعل و مزخرفات قرآن و از زن بارگی پیامبر و خونخوار بودن علی و جنون قدرت پرستی حسین و در باب خرافه و دروغ این آئین، زبان خسته و کاغذ سیاه کرده و می کنند اما در برابر دینمداران و وارثان حقیقی آن پیام آورکذاب و آن اسلام جاهلیت، که طی ۴۰ سال متمادی جان و مال و ناموس و فرهنگ و اخلاق ما را مورد بدترین و شنیع ترین تعرض و تجاوز قرارداده و ما را از هویت ملی خود تهی کرده اند و خود به این حقیقت تلخ عمیقا یقین و باوردارند، دم بر نمی آورند و تنها و تنها به پند و اندرزدادن به خطر دین بسنده می کنند، عالمان بی عملی هستند که انبوه نوشته هایشان که در مذمت این افیون و مخدر توده ها انباشته کرده اند را نمی توانند با یک کیلو زرشک معامله کنند که این نه از بابت ارزانی زرشک که از بی مقداری نوشته های آنان است.

اینان به تعبیر قران مانند سگانی می مانند که به زمین چسبیده اند و پارس های بیهوده می کنند و یا بقول سعدی شیرازی مانند زنبوران بی عسل می مانند.

نمی توان از درد و زخمی به کهنگی۱۴۰۰ سال پیش گلو پاره کرد اما برای درمان درد جانکاه و خانمانسوز امروز ملت و میهن پا پس کشید وگوشه گیری پیشه کرد و از پس پژوهش و روشنگری تنها دهان به فحاشی و توهین به اعتقادات مردم گشود و کمترین قدمی برای رهایی مردم و ملت خود در برابر عامل و ترویج دهنده جهل و خرافات برنداشت.

به تاریخ با شکوه و تمدن ایرانزمین و دلاوران و جنگجویان بی مانند و بی همتا همچون مزدک‌، مازیار، بابک‌، یعقوب لیث و فرهنگ غنی واخلاق ستوده پیشینیانمان غره بود و افتخار کرد و به عزای نابودی آن دوران درخشان، که زیرسم اسبان اعراب وحشی پابرهنه ملخ خوارو جانشینان لاحق آنان که آمدند و کشتند و به آتش کشیدند، نشست اما دریغ از قدمی هرچند کوچک در برابر رهروان آن سپاهیان مرگ و شوم .

و این سؤال تاریخی که چطور امپراتوری عظیم ساسانی با آن ارتش بزرگ و منظم، تاب و توان ایستادگی در برابر سپاه ناچیز عرب های پابرهنه را نداشت و اینکه چرا مردم با نان و خرما به استقبال سپاهیان عرب، که آنان را ناجی خود از یوغ ظلم و ستم و بردگی و بندگی شاهان و موبدان می پنداشتند، رفتند ؟

نمی توان به شاهنامه و رستم و سهراب و سیاوش و افراسیاب و اسفندیار و گودرز و کاوه آهنگر و تهمینه و رودابه و سودابه و گردآفرید، این پهلوانان اساطیری غرورآفرین، بالید وعباس و قاسم و اکبر و اصغر و همه آن ۷۲ نفر کشته کربلا و زینب کبری را پوچ و مطرود دانست اما همچنان در برابرضحاک دوران تنها به سرودن شعر در مذمت دین و خرافات و وراجی ها کسالت بار در دنیای مجازی بسنده کرد.

سرودن هر بیت شعر و کلام هر خطابه ای در تمجید و تحسین تاریخ سترگ و تمدن ایران باستان و فرهنگ غنی ایرانیان و درمذمت دین و آئین اسلام، به هدف روشنگری، بالا بردن هر چه بیشتر مدارمسئولیت مبارزه عملی مدعیان با جانیان حاکم بر میهنمان می باشد که دین و خرافات را ابزار حکومت خود کرده و ایران را تبدیل به ویرانه.

عرق ملی و میهن دوستی را امروز تنها در صحنه عمل مبارزه می توان باور کرد و نه در حرافی ها و اراجیف بافی های صد من یک غاز در برابر دوربینهای تلویزیونی اینترنتی و یا در بیت شعرهای ملال آور تکراری. گر مرد رهی میان خون باید رفت و اگر که نه بهترین کار سکوت پیشه کردن است .                   

اما پیام محرم و عاشورا،

"هیهات من الذله"،

مرگ با عزت سعادتی است در برابر زندگی ذلیلانه و سازش با ستمگران که همی ننگ است و خواری. به سخره گرفتن مرگ و نهراسیدن از آن .  

در یک کلام "نه گفتن" به یزیدیان عرب تازی و ضحاکان عجم هر زمان، ایستادگی در برابر ظلم و ظالم و تا به آخر ایستادن و تسلیم نشدن و هزینه پرداختن این انتخاب.

امروز در سرزمینمان، یزیدیان زمانه در قدرت، ایران سرتا سر میدان رزم ، "همه جا کربلا" ، آزادیخواهان درزندان وسیاهچال ها وایستاده قامتان بر سر دار هر روز "عاشورا" .

تمامی پهلوانان تاریخ مبارزات مردم ایران از میرزا کوچک خان، پسیان، ستارخان، باقرخان تا مصدق و فاطمی و حنیف و موسی برای استحقاق حقوق حقه مردم خود و برای برقراری دموکراسی و حاکمیت مردم، روش و مرامشان به تاسی از نهضت حسینی و پیام آن بوده که امروز دربهترین شکل آن درمیان رهروان راستین آن نهضت، یعنی زنان و مردان مجاهد خلق و به راهبری "رهبرعقیدتی" خود مسعود رجوی اعتلا یافته، انتخاب ایستاده مردن ۱۲۰۰۰۰ شهید از شهدای ۳۰ خرداد سال ۶۰ و کشتار تابستان ۶۷ تا اشرف و لیبرتی برذلت و خواری زندگی بر روی زانو. مجاهد گونه زیستن و مجاهد مرام رفتن.

مجاهدانی که "صدق و فدا"ی سر و جان را چه جانانه ره توشه خود کرده و راز و رمزاین چنین "حاضرایستادن" خود را به رخ ناکسان و نامردان می کشند.

چه زیبا گفت خسرو گلسرخی مارکسیست لنینیستی که دفاع خود در بیدادگاه شاه را با این سخن مولا حسین، شهید بزرگ خلق های خاورمیانه آغاز کرد: ان الحیاه عقیده والجهاد.     

و اگرحسین کشته نمی شد ؟

رضا محمدی

۲۵ شهریور ۱۳۹۸

۱۶ سپتامبر ۲۰۱۹

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان