11192019سه شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
سه شنبه, 14 آبان 1398 ساعت 11:43

در عراق معترضین میدان تحریر در برابر سرکوب مقاومت می کنند مطلب ویژه

نوشته شده توسط
لوموند-۲ نوامبر۲۰۱۹-(هلن سالون، فرستاده ویژه

جنبش اعتراضی فراتر از شکافهای قومی-مذهبی انبوهی از تظاهر کنندگان را حول ابراز خشم علیه هیئت حاکمه و همچنین پدر خوانده ایرانی آن گرد آورده است

«با فرا رسیدن شب در میدان تحریر واقع در مرکز بغداد، صدای آژیر آمبولانسها قطع نمی شود. روز جمعه اول نوامبر دهها مجروح را به یک مرکز پزشکی موقت میدان می آورند. اکثر آنان در حالت شبه خفگی روی بازوان دوستانشان حمل می شوند. برخی از آنان بیهوش اند و برخی دیگر دچار رعشه و لرزش همراه با سرفه های شدید که بعضا به استفراغ میانجامد. یک بهیار نظامی 22 ساله داوطلب به نام مصعب می گوید : "دیگر اکسیژن نداریم. آنها را مسموم کرده اند. دارند کشتار می کنند!"

باران نارنجک های گاز اشک آور بر صدها مرد جوانی که پشت بلوک های بتونی ورودی پل های الجمهوریه و السنک سنگر گرفته اند، فرود میاید. رو در روی آنان، حدود صد متر آن طرف تر، نیروهای امنیتی راه های ورودی به منطقه سبز بشدت حفاظت شده که محله وزارتخانه ها، خانه های سیاستمداران و سفارتخانه های خارجی در آن واقع شده، را مسدود کرده اند... تظاهر کنندگان مواجه با شلیک بی وقفه گاز اشک آور و نارنجک های فلج کننده مانند مگس به زمین می ریزند...

دکتر احمد می گوید : "از چند روز پیش، گاز شیمیائی از نوع جدیدی به کار می برند. نشانه ها و عوارض آن عجیب است : خفگی ناشی از آن شدید تر از موارد قبل است و بر سلسله اعصاب و عضلات تأثیر فلج کننده دارد."

کمیسیون عراقی حقوق بشر این نگرانیها را بازتاب داده، روز جمعه از وزارت بهداری خواست گاز به کار برده شده را مورد تجزیه قرار دهد. از 25 اکتبر بیش از 105 تن در بغداد و جنوب کشور کشته شده اند که اکثرا بر اثر اصابت گلوله های کائوچوئی یا نارنجک اشک آور بوده است. محمد، یک تظاهر کننده 27 ساله از محله مردمی شیعه نشین صدرسیتی، می گوید : "گلوله ها و نارنجکها را به هوا شلیک نمی کنند. مستقیما سر اشخاص را هدف می گیرند"...

سازمان عفو بین الملل روز جمعه در گزارشی اعلام کرد که دست کم پنج تظاهر کننده به ضرب نارنجکهای "جمجمه خرد کن" که ده برابر از نارنجک های معمولی گاز اشک آور سنگین تر است، کشته شده اند. به گفته عفو بین الملل، این سلاحهای مرگبار که "پیش از این هرگز دیده نشده بود" جای گلوله های حقیقی را گرفته که مسبب اصلی مرگ بیش از 157 نفر در جریان نخستین تظاهرات از اول تا 6 اکتبر بوده است...

برخی از جوانان تظاهر کننده که از یک ساختمان ده طبقه میدان تحریر تحرکات نیروهای امنیتی را شبانه روز زیر نظر دارند، می گویند در بین آنان مردان ریشوئی را دیده اند که روشن بوده به نیروهای منظم انتظامی تعلق نداشته اند. حسن، یک کارگر 22 ساله صدرسیتی، می گوید : "برخی از آنها عراقی نیستند. صدای فارسی حرف زدن شنیده شده است. آنها از دور انگشتشان را روی گلویشان می کشند به علامت اینکه می خواهند ما را بکشند"

"ایران بیرون"

"ایران بیرون" به شعار اصلی تظاهر کنندگان مبدل شده است. آنها دست همسایه شیعی نیرومند را پشت حفظ "رژیم" می بینند که از سال 2003 توسط احزاب اسلامیست شیعه و شبه نظامیان وابسته به آنان تشکیل شده و تظاهر کنندگان خواهان "سقوط" آن هستند. فراخوان به مراعات نظم و قانون خطاب به معترضین در لبنان و عراق از سوی علی خامنه ای...، در روز چهارشنبه، آتش خشم آنان را شعله ور تر کرده است.

از شماری از تظاهر کنندگان در حال کوبیدن عکسی از خامنه ای و قاسم سلیمانی فیلم گرفته شده است. به گفته چند مسئول عراقی که خبرگزاری رویترز اظهاراتشان را نقل کرده، رئیس نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اوایل اکتبر برای سازماندهی سرکوب به بغداد آمده بوده و بار دیگر روز چهارشنبه گذشته برای ممانعت از اینکه دو ائتلاف اصلی شیعه باعث تسریع در سقوط دولت عادل عبدالمهدی شوند، به عراق سفر کرده است.

به رغم سرکوب و خونهای ریخته شده، جوانان اکثرا برخاسته از محلات محروم یا دیپلمه های بی کار دیگر به وعده های مربوط به ایجاد شغل و ارائه خدمات از سوی دولتیان اعتنا ندارند. محمد می گوید : "نه تنها می خواهیم که عبدالمهدی استعفا دهد. بلکه نه این پارلمان را می خواهیم و نه احزاب اسلامیست را...این جنایتکاران باید همه محاکمه شوند" و ابراز امیدواری می کند که سازمان ملل بتواند برای استقرار یک دولت انتقالی وساطت و مداخله کند. برخی دیگر به یک ژنرال نیروهای ویژه و "قهرمان" مبارزه علیه داعش که برکناری او یکی از جرقه های آغاز شورش بود، امید بسته اند. حسن با فریاد می گوید : "تنها شخصیت مستقل عبدالوهاب السعدی است که مرد با شرفی است"...

"انقلاب مردمی"

پیوستن سندیکای معلمان به معترضین در روز 28 اکتبر که به یک اعتصاب عمومی فرا خوانده، باعث تغییر

ترکیب فیزیکی (physionomie) و گسترش دامنه جنبش شده است. شمار زیادی از دانش آموزان دبیرستان و دانشجویان نیز به رغم ترس و نگرانی خانواده هایشان روزها ساعاتی در حوالی میدان تحریر تحصن می کنند...

همگی این احساس را دارند که "هویت عراقی" این روزها در میدان تحریر در حال از نو متولد شدن است. مصطفی، یک بازیکن حرفه ای فوتسال که 27 سال دارد، و هر شب از محمودیه در جنوب بغداد با دوستان "سنی و شیعه همه سوار بر یک خودرو" به محل تظاهرات می آید، می گوید : "ما دیگر این تقسیم جامعه به سنی و شیعه را نمی خواهیم. تقسیم بندی مذهبی که احزاب سیاسی بر ما تحمیل کرده اند، را نمی خواهیم. ما همه یک جامعه را تشکیل می دهیم. همه عراقی هستیم". نور علی، یک زن جوان 26 ساله که وکیل دادگستری است، با آگاهی بر خطرات ذاتی جنبشهای بدون رهبری یا فاقد برنامه واحد می گوید : "این یک انقلاب واقعی مردمی است. باید تا سقوط رژیم وحدتمان را حفظ کنیم و بعد ببینیم که چه باید کرد. خطر فوری اینست که کسی بخواهد جنبش را مصادره کند"...»

 

«مسرین، لحظه مرگ»

عنوان گزارش مفصلی در مورد چهلمین سالگرد کشته شدن ژاک مسرین، مرد افسانه ای که بیش از یک دهه در فرانسه مخفیانه زندگی می کرد و خود را در دهها چهره گریم شده حفظ کرده بود.

چهل سال است که روز به روز «دشمن شماره یک» زیر رگبار پلیس در منطقه پورت کیلیانکورت (شمال پاریس و به سمت والدوآز-م) کشته شد. داستانی از آخرین لحظات یک افسانه باندیسم فرانسوی.

در این گزارش مفصل، یکبار دیگر به چگونگی به دام انداختن ژاک مسرین که به «مرد هزار چهره» شهرت یافته بود، پرداخته شده است. از تعقیب و گریز، دو بار فرار پس از دستگیری از دست پلیس و ماموران امنیتی، و....

ژاک مسرین، که حداقل طی این مدت دو فیلم سینمایی در باره او ساخته شده و چندین بار با دخترش در تلویزیون در باره سرگذشت او گفتگو شده است، فردی بود که نسبت به حاکمیت شورش کرده بود. پولدارها و سرمایه داران را به دام می انداخت و گروگان می گرفت، از آنها پول می گرفت به فقرا و .... می داد. ژاک مسیرین بیش از یک دهه، در دوران دو رئیس جمهور فرانسه، ژرژ پمپیدو و والری ژیسکاردستن، تحت تعقیب بود. به نحوی که به یک بحران اجتماعی در دوران ژیسکاردستن تبدیل شده بود و سرانجام تصمیم گرفته شد که دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی فرانسه او را هرجا که یافتند، در دم بکشند. و بعد از تعقیب و گریز و اقدامات اطلاعاتی، در روز ۲ نوامبر۱۹۷۹ ، پشت چراغ قرمز چهار راه پورت کیلیان کورت، در حالیکه از همه طرف با ماشین های عادیسازی شده پلیس محاصره شده بود، از جمله یک کامیونت مملو از نیروها مسلح پلیس در مقابل خودروی مسیرن، به دام افتاد. همینکه چراغ سبز شد، کامیونت حرکت کرد، اما کمی جلوتر وسط چهار راه طوری ایستاد که گویی خراب شده است. خودروی مسیرین درست پشت آن بود. ناگهان در عقب کامیونت بالا رفت و چندین نفر مسلسل بدست از فاصله دو سه متری ژاک مسیرین را به رگبار بستند. از پشت و دو طرف هم سایر نیروهای پلیس شلیک می کردند. مسیرین در دم جان سپرد. خانمی که دوست وی بود و در صندلی جلو نشسته بود، زخمی شد. (دستور داده شده بود که به او آسیبی نرسد. اما گویا چند روز بعد بر اثر شدت جراحات، فوت کرد). به این ترتیب زندگی ژاک مسیرین به طرز تراژیکی تمام شد، اما همچنان این واقع در ذهن مردم فرانسه فراموش ناشده باقیمانده است. برخی او را یک شورشگر اجتماعی، برخی یک تبهکار قلمداد می کنند.....اما بر این اتفاق نظر دارند که هرچه بود، فردی بسیار باهوش، چیره دست، نترس و زبردست بود..........

«

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان