10202020سه شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
چهارشنبه, 09 بهمن 1398 ساعت 14:13

سهیل عربی, زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۵ زندان تهران بزرگ مطلب ویژه

نوشته شده توسط
سهیل عربی, زندانی سیاسی که اخیرا از اندرزگاه ۸ زندان اوین به تیپ ۵ زندان تهران بزرگ منتقل شد با انتشار دلنوشته ای به شرح مشکلات و وضعیت زندانیان سیاسی محبوس در این زندان که در جریان تجمعات اعتراضی آبان ماه سالجاری توسط نیروهای سرکوبگر بازداشت شده و با پرونده سازی و بازجوئی و اتهامات واهی به احکام حبس محکوم شدند پرداخته است!

 متن دلنوشته سهیل عربی به شرح زیر است؛

  هر آنکس عاشق است از جان نترسد…
دلم همراه می خواهد صدایم بشنو ای یارا

اگر چه به جرم صدای ستمدیدگان بودن و رساندن صدای هم بندیهای دردمندم به شما، زندانی مخوف تر و زجرآورتر از اینجا در انتظارم خواهد بود اما انسان دشواریِ وظیفه است و مبارز وظیفه ای بزرگتر از این که یاور ستمدیدگان بماند ندارد. هرآینه باید صدای میثم ها باشم و هراسی از بند۲الف، ۲۰۹، الف ۱ و زندانهای مخوف تر رژیم نداشته باشم!

 میثم جوان ۱۸ ساله ای از محله پرند که به دلیل اعتراض به افزایش قیمت بنزین در آبان ماه سال جاری توسط عوامل قرارگاه ثارالله سپاه دستگیر شد و اکنون به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام در تیپ ۵ زندان تهران بزرگ حبس را تحمل می کند. دستهایش در ابتدای جوانی پینه بسته است از ۵ سال پیش که پدرش را در اثر یک تصادف از دست داد نان آور خانواده و تکیه گاه مادر و خواهر خود شد، از صبح زود تا نیمه شب در سرمای زمستان و زیر آفتاب داغ تابستان با موتور غذا به خانه های مردم می برد و شبها به تحصیل ادامه می دهد!

 پس از گران شدن ناگهانی بنزین به خیابان آمد تا صدایش شنیده شود. گفت من تا پیش از این هم به سختی می توانستم پاسخگوی نیازهای حداقلی خانواده خود باشم. مسافرت و تفریح که برای من و امثال من همیشه چیزی شبیه به سراب بوده اما با این افزایش قیمتها من دیگر حتی توان تامین مبلغ اجاره خانه خود، خورد و خوراک، درمان، آب و برق را هم نخواهم داشت!

چه کسی به فریاد ما می رسد؟ کسی به فریادش نرسید و حتی پاسخ انتقادش را با شوکر و باتوم دادند. و چندین نوبت مورد بازجویی تحت شکنجه و اکراه قرار گرفت «بازجو با شوکر و باتوم ایستاده بالای سر او می گوید» بنویس از جانب اسرائیل و آمریکا تحریک ‌شدم و عضو فلان گروه برانداز بودم. پاسخ می دهد اسرائیل و آمریکا دیگر کجاست؟ ما تا حالا از شاه عبدالعظیم دورتر نرفته ایم!

 ما حقوق مکفی و اقتصاد سالم می خواهیم. براندازی یعنی چه؟ یک بازجو با شکنجه و تهدید بازجویی دیگر با وعده های دروغ، هرچه می گویند بنویس، می‌خواهیم کمکت کنیم، او چیزی ندارد که بگوید، می گوید: چرا باید به عملی که آن را انجام نداده ام اعتراف کنم؟ من چیزی از سیاست و گفته های شما نمی دانم. من فقط میدانم که یک پیتزا را چگونه باید سالم به مشتری تحویل داد!

 می دانم وقتی مشتری می خواهد پیتزا را تا طبقه چهارم بالا ببرم باید بی چون و چرا بپذیرم و با تبسم غذا را به او تحویل بدهم. بلکه شاید دویست، پانصد یا گاهی هزار تومان انعام دهند تا دلم خوش باشد با پول جمع شده از انعام ها بالاخره امسال برای خواهرم تولدی با کیکی هرچند کوچک بگیرم. تا با حسرت به عکسهای مهمانیهای دوستانش خیره نشود!
آقا اواخر این ماه تولد خواهرمان است، شما را به خدا همین حالا هم کلی بدهکار تر و مقروض تر شده ام. اگر من در زندان باشم اجاره خانه و هزینه خورد و خوراک مادر و خواهرم را چه کسی می دهد؟

بازجو اما هیچ تلاشی برای فهمیدن او انجام نمی دهد. برای بازجو تنها مهم این است که یک پرونده کلفت برای شخصی که قرار است او را به عنوان مجرم امنیتی به مقامات قضایی معرفی کند تشکیل دهد تا جایزه ای بزرگ برای دستگیری یک مجرم امنیتی خطرناک، معاند، منافق، فتنه گر، مرتد، عامل اسرائیل، آمریکا، موساد، سی آی ای و هزار اتهام مضحک که با هیچ چسبی مگر چسب قرارگاه ثارالله به جوانی زجر کشیده از پرند که هیچ از زندگی نفهمیده به جز کار، کار، کار و بازهم مقروض ماندن…

میثم خاکی، میلاد ارسنجانی، ابوالفضل کریمی و ده ها جوان دیگر که در راهپیمایی های پس از آبان ۹۸ دستگیر شده و امروز در زندان تهران بزرگ حبس را تحمل می کنند همه از نقاط فقیرنشین، آسیب دیده و محروم ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، جوانهایی که حتی از حداقل ها نیز محروم بوده اند و حق دارند معترض باشند، تحریم ها و بی تدبیری دولتها حقیقت روی زندگی آنها تاثیر گذاشته، ای کاش صدای این جوانها شنیده شود، ای کاش که آنها را فریاد رسی باشد!
بازجوی ۲۰۹ می گوید نوشتن این مقاله ها عواقب سنگینی برایت دارد ما زندانهای بدتر از این هم داریم. به او پاسخ می دهم نشنیدن صدای ما نیز عواقبی سنگین و حتی سنگین تر برای شما دارد. گیرم که سهیل، آرش، مجید، آتنا، گلرخ ها را به زنجیر کشیدید و پوریا ها را به رگبار گلوله بستید با رویش ناگزیر میثم و میلاد ها چه می کنید؟ اوین، تهران بزرگ، قرچک، گوهر دشت، هزار زندان دیگر هم که بسازید باز نمی توانید میل بشر به عدالت، آزادی و برابری را از بین ببرید. به جای سرکوب، صدای مردم ستمدیده را بشنوید وگرنه سرنگونی رژیم جور و فساد قطعی است و زودتر اتفاق می افتد!
 ما می‌خواهیم دادگاهمان را آباد کنیم. ما آزادی، عدالت، برابری و امنیت می خواهیم. ما با ظلم، فساد، نابرابری، سرکوب و هرج و مرج مخالفیم و برای خواسته هایمان تا روز پیروزی می جنگیم. هر آنکس عاشق است از جان نترسد، عاشق از کنده و زندان نترسد.
چند روز قبل از تبعید بازجوی ۲۰۹ گفت در صورت ادامه دادن به نوشتن، مقاله ها و بیانیه ها، با عواقب سختی مواجه خواهی شد، تبعید و ایجاد محدودیت ها و فشارهای بیشتر. یکی از مسئولان «نماینده های دادستان» نیز سربسته گفت اینها خیلی از افرادی که کله شان بوی قرمه سبزی می دهد بدشان می آید، برای دخترت هم که شده زبان سرخت را کنترل کن تا سرت زیر آب نرود!

اما نظر من این است که بازجوهای ۲۰۹ پاپیون را زیاد جدی گرفته اند.«فیلم پاپیون» زندان جای بدی است و جابه جایی، انتقال و تبعید اتفاق های بدتری است. اینها شکنجه و عذاب را برای زندانی شدیدتر می کنند، تا اینجا درست، حتی دقیق و حساس تر اینکه یک تماس تلفنی، خبری خوب یا بد لبخند یا اخم مراقب، افسر نگهبان، وکیل بند و جزئی ترین چیزها با افراد و آنچه از نظر افراد نا آشنا به دنیای زندانیان، حاشیه یا بی اهمیت تر در زندگی ما تاثیرگذار و بسیار مهم است؛ولی اهم مساله و مهمترین مساله این است که زندان اگرچه بد و تخریب گر است اما بدترین جا نیست!

دست کم برای یک مبارز بدترین جا نیست، زندان نه تنها توان تخریب مبارز را ندارد بلکه او را محکم تر و مصمم تر از پیش می سازد. و آنارشیست نه تنها ظلم و فساد را ریشه کن می کند بلکه مرزها و حصارها را نابود می کند!

 بنابراین بازنده قدرتها هستند و ابزار شکنجه ای که بر علیه ما از آنها استفاده می کنند تبدیل به ابزار سرنگونی خود آنها می شود. آنها مرا به قصد تنبیه به اینجا تبعید کردند و نمی‌دانستند آرزوی من بودن کنار این جوانهای آزادی خواه و انتقال تجربه هایم به آنها بود. از عدو ممنونم که شد سبب خیر…”.

زنده باد مقاومت
سهیل عربی؛زندان تهران بزرگ؛بهمن ماه ۱۳۹۸

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان