08082020شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
سه شنبه, 05 فروردين 1399 ساعت 15:56

امپراتوری مدیران

نوشته شده توسط
امپراطوریمدیرانانسانبرایساماندادنروابطخویشبامحیطپیراموننیازبهتشکلوسازماندهیدارد.تاریختلاشانساندررویزمینبا«تشکلوسازماندهی»پیوندیارگانیکرانشانمیدهد.گمانایناستکهاولینتشکلهایانسانیباهدفشكاردستهجمعیویاکوچگروهیشکلگرفتهباشند.مقولهمدیریت،
رهبریوتنظیمروابطاعضایگروهنیزمولودهماندوراناست.اساطیروافسانههایملتهاردپاینقشرهبریدرتاریخانسانرابخوبینشانمیدهند.مقالهتلاشمیکند،عدمحضورمدیریتشایستهدرساختارحکومتملایانرانشاندهد.باوجود چنینفرضیه قابل اتکاءای،مبحث رهبری و ارتباطات درونگروهیازمباحثابهامانگیزوپیچیدهدر علومانسانی شدهاست.کشاکشبینخصلت دوگانهانسانی(فردگراییوگروهگرایی)مقولهکار دستهجمعیو مبحث رهبریرابه معضلی اجتماعیارتقاءداده است. بویژهاین کهدرعصرمدرن گذارشتاب یابندهاز «جمعگرایی»به «فردگرایی»بهعنوان چالشی جدی مطرحشده .«فردیت»فربه انسانیازتشکل و سازماندهیگریزاناست. درهر نظام اجتماعیکلانیادرُخ،مدیریت نقش استراتژیکو تعیینکنندهدارد.اصل مدیریتو رهبری حلقهمحوریبرای دستیابیبه بهره وریاست. براینپایهتربییتمدیراننخبهو شایسته و پرورشمهارتهایاینطیف دغدغه کانونیسازمانهایمتعددانسانیاست.در جهانمدرنسرمایهگذاریدر اینپهنهشاخص پیشرفتوتضمی نکنندهرقابتاست.در پهنهنظر تلاشیگستردهبرای توضیحمقوله مدیریتورهبریو مکانیزماعمالآنصورتگرفتهاست.ایننظریه هادر تلاشندتاراهحلی برایکنترل بحران،مهندسیموفقیت ِ سازمانهاوبرون رفت ازچالشهاا رائهدهند. جالبتوجه ایناستکه برخلافگذشته دردورانکنونی مقوله «ارزشها»در نظریههای مدیریتیازنقشمحور یبرخوردار هستند.تاثیرپایبندیبهارزشهاییچون عدالت، انصاف،احترامبه شأن انسانیحتیبررفتارهایاقتصادی سرمایهگذاران و واحد های تولیدیُخرد وکلان درکانون توجهنظریهپردازانمدیریتقرارگرفته است. ویژگیسازمانهایعصرنوینپویاییوپیچیدگیمدام،وسنتگریزیاست.امکانبقاءفقط باانطباقخلاق امکانپذیرمیباشد.تغییروتحول و جایگزیننمودنمداممکانیزمهاینوینمدیریتضرورت ی استاجتناب ناپذیر.تغی ی روانطباق جزءلاینفكسازمانهای(اقتصادی، سیاسی،اجتماعی،نظامی،فرهنگی،ادبی،هنری )...هزاره سوم شده است .افزایشتوانوپتانسیلسازگاری وانطباق باتحولاتشتابیابندهرمزماندگاریسازمانهایانسانیاست. برای «ماندگاری»سازمان دهیوتطبیقنقشیحیاتیدارد. سازماندهیبااینمحتویکهتصمیمات کجا و توسطچه کسانیاتخاذمیشون د،هرم مدیریتوسلسله مراتب چگونهاست،وظایفافرادچیست، پخشمسئولییتهابرمبنیکدامضابطه است،هرکسیچه وظایفیدارد و سلسله مراتبدرشرکت چگونهاست و بالاخره اهداف بلندمدت(استراتژی)و منابعمشخص برایدستیابیبه ایناهداف (تاکتیک)کدامند؟ مدیریتیاتکنولوژی درنقش محوریتکنولوژی اززمانانقلابصنعتیتاکنوندرتامیننسبیرفاه همگانیشکینیست. دراوایل انقلاب صنعتیچهرهکریه فقرحضوری رُپرنگ داشت. شهر لندنشاهدسایهسنگینتنگدستیبود.وضعییتبهداشتی اسفناکوشرایط غیرانسانیکاردر کارخانه هادر فضاییمتراکموآلودهواستثمارکودکانزمختیآندورانرانشانمی دهد.چارلزدیکنزدر رمانالیورتوئیست فقر و تنگدستیکودکانرا به تصویرمی کشاند. الیورباواژگانیکودکانه از وضعخویشبه خدا گلایه میکندواز او میخواهدکهاورازندگیپرنکبتنجاتدهد و اوراپیشخودشببرد. شیوع بیماریهایعفونیوواگیرهمدر ایندورانیکیدیگراز معضلاتبشراست. وبای معروفسال 1845دراروپاانسانهارا درو میکرد. رویاروییفقرو ثروتدرانگلستانقرنهجدهمدر تابلوی«کاشت دندان»اثرتوماسرونالدسون نقاش وکاریکاتوریستانگلیسیبهسخنمیآید.«کاشتدندان»نشانگرشکاف طبقاتیتلخوعمیقانگلستانقرنهجدهم است.در اینتابلودندانسازدرازایپولدندان هایسالمکودکیانوجوانتهیدستیرا خارجکردهو آن هارادردهانخریداریازطبقهاشراف یاثروتمندجامعهمی کارد. دهانو دنداننیزازمیدان هایرویارویی«مهترانوبهتران»است. آیندگانحتمادرموردتأییدضمنیدادوستداعضایبدن ِ تهی دستانتوسط حرفه پزشکیداوری خواهندکرد .درزیرمهمیزملایانِ شرارت پیشههمینبساط باسیصد سالتاخیر درمیهنماپهناست. سهقرنبعد امااروپاازایندورانسیاهعبورمی کند. مقالهوظیفهخودنمی داندکه دلایل جامعاین «عبور»رابررسینماید.اماواقعییت ایناست که این«عبور»فقطمدیون انقلابتکنولوژیک نیست. صرفافناوری و رویدادهایحوزه تکنولوژی دلیل کاهشفقر و افزایشثروت نیست. مدیریتِ شایسته،کلیدفیروزمندی است. مدیریت خوب،ستونسازمانهایموفق است. رابرت کینتنردرتعریفمدیریت میگوید:«مدیریت یکفرآیندحلمساله برایدستیابیکارآمدبهاهدافسازمانیازطریق استفادهموثرازمنابعکمیابدر یک ِطیحمدر حال تغییراست. »هنری فایول (Henri Fayol, 1841-1925) ،تئوریسین برجسته اصول مدیریت مدرن و یکی از تاثیر گذارترین اندیشمندان در این عرصه اعتقاد دارد کهموفقیت یک واحد اقتصادی در درجه اول به توانامندیهایمدیریتی رهبران آن شرکت وابسته است تا امکاناتمادی و فنی. هنری فایول بعنوان مدیرعامل یکی از شرکت های بزرگ فولاد، این گفته را بر بستری از تجربیات ۲۰ساله ی خود طرح می کند. ب ر اساس این اصل به راحتی می توان استنباط نمود که پیشرفت چشمگیر امپراطوریeBay (بزرگترین
 

شرکت حراج آنلاین)مدیون توانمندی نمتیاوگِمیتیریدمیاه(Meg Whiteman) مدیرعامل این پروژه اقتصادی بوده است نه توانایی او در برنامه نویسی کامپیوتر.نه تخصص بلکه فراهم نمودن محیطی سرشار از اطمینان،یگانگی و امنییت در امر مدیریت نقشی محوری بعهده دارد. پت کریگان (Pat Garrigan)مدیر سابق یک مدرسه ی ابتدایی بود که بعدها مدیریت کارخانه ی تولید قطعات جنرال موتورز را بعهده گرفت. در اندیشه او روابط بین انسانها و محیط کار سالم در پهنه تولید بسیار تعیین کننده است. اودر این باره می گوید: «من هیچ وقت قطعه ای نساخته ام و هیچ برنامهای برای این کار ندارم. این شغل من نیست. شغل من ساختن محیطی است که در آن قطعه سازان بتوانند مسئولانه قطعاتی سالم بسازند که از نظر قیمت رقابتی باشد و همچنین به کار خود افتخار کنند. لازم نیست من حتما بدانم که ساختن یک قطعه چه ارتباطی با این موضوعات دا رد.» این نگرش نشان دهنده هنر مدیریت د رامر توفیق است. پت کریگان توضیح می دهد که بازدهی و ِراکیاهدنیآرفردیشخبرثاجمعی تولیدی مرهون مدیریتی شایسته است .ییاکیرمآیتسُپتکرش«یونایتد پارسل سرویس»(United Parcel Service)که عمده فعالییت آن بر انتقال محموله های پستی، ارائه خدمات ترابری، پشتیبانی و لجستیک متمرکز است،موفق گردید در سایه مدیریتی مؤثر با استفاده از یک سیستم برنامهریزی بارگیری و مسیریابی کاملا کامپیوتری،سالانه حدود ۵۳میلیون لیتردر مصرف سوخت صرفه جویی نماید.«یونایتد پارسل سرویس »سالیانه ۳.۵میلیارد مرسوله را به مقصد میرساند .کارنامههنری فایول 1925)-(Henri Fayol, 1841، مهندس معدن و تئوریسین مدیریت اهل فرانسه مملو از تجربیات بسیار غنی او در پهنه مدیریت در عالی ترین سطح صنایع بود. این تجارب ارزشمند همراه با فعالیت های مشاوره و پژوهش منجر به استنباطی ژرف در مقوله عملکرد سازمان و کارکنان منجر شده بود. فایول بر اساس این تجربیات اصول ۱۴گانه مدیریت را مدون نمود. ایناصول از برجسته ترین مفاهیم مدیریتی است که پشتوانه توسعه در جهان مدرن (امریکا و اروپا) گردیده است. مقاله به پاره ای از این اصول نظر دارد :1.تقسیمکار )workofDivision )تقسیمکارمنجربهتخصصی شدنکارهاگشتهوبه مثابهموتورافزایشکارایی،بهره وریوسودآوری سازماناست .اعضاءباتمرکزبرمسئولییتدرسیستم بهتدریجمهارتخود راارتقاءداده و کیفییتوبهره وریرا افزایشمیدهند. 2.توازنبینقدرتومسئولیت /اختیارو پاسخگوییResponsibility)and(Authorityاختیارِ حق دستوردادن و پاسخگوییمسئولیت دربرابر نتیجهدستورات. فرد مسئولومرجعصادرکنندهدستور، دربرابر دستورات صادر شده و نتیجهآنانبایدپاسخگوباشد. 3.نظمو انضباط(Discipline)شایدبتوانایناصل رایکیازکانونیتریناصول در اندیشه فایولدانست .کارکنان و اعضاء سازمان یا واحد اقتصادی موظف به اطاعت و احترام گذاشتن به هنجارها و مقررات وضع شده هستند. در دیدگاه هنری فایول، رهبری اثربخش در سازمان نظم و انضباط را تقویت کرده،نهادینه می کند.انضباطیابصورت خودجوشتوسط اعضاء رعایتمیشود یابامدد مکانیزمهایدرونیبرآنهاتحمیلمی شود .اشیاءو افراد سازمانبایددارای نظموترتیبمعیینیباشند.آشفتگیوبی نظمیمولود عدمقرارگرفتناشیاءو افراددر جایخودشاناست. هرچیزی بایدمکانیداشتهباشد و همهچیزبایدسرجایخودش باشد(نظممادی). ونظماجتماعییعنیاینکه«هرکسبهرکاری ساخته شدهاست.»هرفرد یتواناییمعیینیدراجراءنقش معینیدارد. کشفوفراهمکردنمحیطی مناسببرایبالندگیاینتوانمندیهنر«مدیریت»است. 4.فرماندهیcommand)of(Unityیکسیستمهیرارشی اطاعتبایدحاکمگردد.هر کارمند موظف به اطاعت از مافوق است و در مقابل او پاسخگو. هنری فایول بر این نکته تأکید دارد که دوآلیسم (دوگانگی) در فرماندهی شکست را مهندسی می کند. او معتقد است که دستورهای دوگانه کارمند را به انفعال و ندانم کاری می کشاند. 5.وحدتهدف /وحدت رویه(directionofUnity)اعضایگروه مصممو باانگیزهبایددستوراتابلاغشده رابرایدست یافتنبههدفی واحداجراءنمایند.مدیریتیکواحد تولیدیکلیهفعالیت هااعمازبازاریابی،تبلیغات،افزایشفروش،متدهای قیمتگذاریوغیرهراتحتفرماندهیواحدیقرار میدهد .اخت ی اراتوتصمیمات مدیرهمتابعیاز یکبرنامهمعییناست. آنارشیسمو تعددمراکزقدرت،زوالسیستم رادرپیمی کند. 6.تبعییت،تقدم منافع جمعSubordination)(در اندیشههنریفایولایناصلیاست طلایی. به باوراوتمایلاتشخصی نبایدبرمنافعسازمانیغلبه نماید.ارجعییتمنافعسازمانوواحد تولیدیبرمنافعکارکناناصلی استبنیادی. 7.زنجیره فرمان chain)(Scalarمنظور از زنجیره فرمان سلسله مراتب قدرت و اختیار در سازمان است. هر مدیر شاخص یک ارتباط در این زنجیره است. این زنجیره از مدیریت ارشد سازمان شروع شده و به سطوح پایین می رسد. بر اساس این اصل هر کارمند می تواند با یک یا دو رده بالاتر خود در ارتباط باشد بدون آنکه چالشی ایجاد شود. اما در سازمانی که ۴لایه مدیریتی وجود دارد کارگر خط تولید نمی تواند تمام موضوعات روزانه را با مدیردر میان گذارد. 8.میزانتمرکز درتصمیمگیریCentralization)ofDegree(Theفایول اعتقاد دارد باید یک تعادل در میزان تمرکز در تصمیم گیری در سازمان بر قرار باشد. مدیریت ارشد باید قد رت را پخش نماید. حوزه های مختلف تصمیمگیری ضامن بقاء و ارتقاء هستند.بخشی از هژمونی باید به سطوح میانی و اجرایی واگذار گردد. 9.روحیه جمعی ایجاد روحیه همکاری و تلاش برای تقویت روح همبستگی وظیفه مدیر و تیم همراه او است. انسجام و یکپارچگی منشأ قدرت و ستون اصلی بقاء سازمان است. سازمانهای موفق و جدی توفیقشان را مدیون اتحاد عمیق و پویند صمیمانه در درون روابطشان می دانندامپراطوری مدیران در نظام ولایت یکی از ستونهای مهم هر جامعه مدیران و صاحب منصبان در حکومت می باشد. پیشرفت و دینامیک هر جامعه منوط به نقشآفرینی، مدیریت و خلاقییت این قشر اجتماعی است. آنان امکانات رشد عقلانی و معرفتی جامعه را در اختیار دارند. وظیفه آنان ایجاد و تداوم امنیت اجتماعی، تأمی ن معیشت عام، اقتصاد سالم و رفاه جامعه می باشد. کارگزاران حکومتی ابزار تحقق عدالت وشادکامی ملت اند. این «ابزار» امانتی است از جانب شهروندان و امری است معطوف به خدمت .لذا مدیران و کارگزارانباید شایسته ترین مردمان باشند، تا «اندر وزارت معمار و دادگر» باشند و «همه طریق راستی نگه» دارند، «از نادان و جاهل» روی برتابند، و «از عدل و انصاف غافل» نباشند ،«تا حشمت بر جای مانَد و شغلها ر و ُبناَود» (قابوس نامه، باب چهلم) .در ایران اما بساط امپراطوری »نارتهِک«پهن است. مدیران با تکیه بر فضاییمملو از آشفتگی، یکچپاول سیستماتیک و پنهان را مهندسی کرده اند. تاریخچه درهم ریختگی اوضاع به گذشته ای نه چندان دور می رسد. کشاکش درونی بخشی از حاکمییت با «کارگزاران سازندگی»در سال 1376نشانی از تاریخچه طولانی این چپاولگری است. شهردار وقت ِ تهران غلامحسین کرباسچی تهدید کرده بود اگر «جناح راست »تعرض نماید، ایشان دست به افشاگری خواهند زد (البته نه به عنوان وظیفه ای مدنی یک مدیر و شهروند بلکه به مثابه آلت قتاله در جنگ قدرت) .بعدها او از فسادها، اختلاسها و سوء استفادههای کلان پرده برداشت که خود نیز از اتهام مبری نبود. پیوند با لمپنها قشر مدیران در نظام ملایان پیوند دیرینه با قشر اوباش و اراذل جامعه دارد. بسیاری از مدیران بویژه آنهایی که در نهادهای امنییتی و نظامی (همچون حراست و حفاظت، بسیج و سپاه و اماکن) دست اندر کار می باشند در این قشر ریشه تاریخی دارند. آنها دارای زبان و فرهنگ مشترکی با این قشر هستند که امکان ارتباط را با آنها را به سادگی فراهم می آورد.برجسته ترین ویژگیهای مدیران نظام، ُق«لدری»، زورگویی «باج خواهی»، «عربده کشی»،ایجاد رعب و وحشتو بی اعتنایی به قانون است. حسین باهر -جامعه شناس و استاد دانشگاه، در این باره با کلامی البته مسامحه در این باره می گوید: ریشه اصلی شیوع و ترویج این فرهنگ در جامعه، وجود مسئولانی است که در میان مردم از الفاظ نامناسب استفاده میکنند. وجود این ادبیات از جانبمسئولان می تواند به آنها قدرت دهد. بنابراین لات و لوت ها دارای شکل و شمایل و گفتار و کردار خاصی هستند که بعضی از سیاستمداران پوپولیست، برای گردآوری آرای عوام از آنها تقلید میکنند!«(r/news/95012510582/https://www.isna.i .)البته آقای باهر معذوریت دارند که به روشنی تباراین «سیاستمداران» را نشان دادهو به مردم توضیح دهد که اینان «لات و لوت ها» و باج بگیران ِدیروز بودند که امروز بر مسند وزارت و وکالت و مدیریت تکیه زده اند. بکار گیری خشونت و «شر خری»، تهمت و ناروا و پرونده سازی و اعتراف گیری از مکانیزمهای زندگی «لات و لوت ها» می باشد. تخصص آنها در این است که رقیب را با مدد همین شیوه ها «آچمز» نموده حوزه باج گیری و زورگویی خود را توسعه دهن د. پیوند دیرینه آخوندها با این قشر باعث گردیده است که «روحانییت» همواره مریدان خویش را در این قشر می یابد. طیب و شعبان بی مخ شاخص پیوند دیرینه آخوندها با این قشر است. همین «مریدان» با شرکت درسرکوب مخالفین و دگر اندیشان به ایفاء نقش مبادرت جسته است. ادای دین به هم پیمان خویش رسم «لوطی گری» است .حکومت پیوسته در تلاش است که سرکوب اعتراضات را «دفاع از آرمانهای انقلاب» توسط «امت انقلابی و شهید پرور» معرفی و ا ز خود سلب مسئولییت لقعِتفخنیا.دیامناما برملا شده است. سازماندهی «چماقداران» برای حذف مخالفان توسط مدیران نسل اول چون بهشتی، باهنر و رجایی و دیگران بخش تفکیک ناپذیر مدیریت ِکلان این حکومت بوده که همچنان در انحصار «نخبگان» است. صاحب منصبان کهنسال که سالهاست زمان بازنشستگی اشان فرا رسیده است، همچنان برحکمراندن در مواضع کلید قدرت اصرار دارند. هیچ چرخشی هم مشاهده نمی شود .این مدیران مسن و متحجر توانایی درک جهان مدرن و پویا را نداشته و با نگرشی مندرس برای بحرانها راه حل ارائه می دهن د که از هیچ دینامیزمی برخوردار نیست. «بیش از ۱۶۹۰نفر از استانداران، معاونان وزیران و سفیران باید از دور کنار بروند»(ir-https://www.dw.com/fa). این ارزیابی متعلق به سال 1397می باشد.ن ه شایستگی بلکه وفاداری به نظام تعیین کننده است.مدیران و مسئولان در این حاکمییتدر چرخه حذف قرار نمی گیرند، آنها از مسندی به مسند دیگر نقل مکان می نمایند و بی کفایتی خود را چون ویروس مهلکی بر سایر نقاط اشاعه می دهند.مدیران بغایت قدرت دوست، متحجر و سالخورده توانایی فهم پویایی جهان را نداشته و از ارائه پروژه ای برای مقابله با بحرانها عاجزند. اندیشه مندرس آنان از درک مکانیزمهای جهان مملو از نو آوری و دینامیزم حاکم بر آن ناتوان است.

 

خویشاوند سالاری لابیرنت نظام حاکم، با شبکه ای پیچیده از ازدواج هاو پیونده های خانوادگی اداره می شود. گروه های اجتماعی که حول محور ازدواج شکل گرفته اند، هسته مرکزی حاکمییت و امپراطوری مدیران را تشکیل می دهد. این روابط خانوادگی سحرآمیز که در اثر این ازدواج ها به وجود آمده ،سبب شده تا ذهنیت قبیله ای در میان این نفرات گسترش پیدا کند.با یک مثال به جایگاه خویشاونداندر امپراطوری مدیرانقدری نزدیک می شویم: برادر محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران همسر نوه آیت الله خمینی است. علی لاریجانی، رئیس مجلس کنونی این کشور با خواهر علی مطهری، نائب رئیس مجلس ازدواج کرده است. مجتبی خامنه ای فرزند رهبر ایران، داماد غلامعلی حداد عادل، رئیس سابق مجلس ایران است. مسعود خامنه ای، فرزند دیگر علی خامنهای همسر برادرزاده کمال خرازی، وزیر امور خارجه سابق این کشور است. پسر کمال خرازی نیز با دختر محمد خاتمی ازدواج کرده است. دختر رهبر ایران، همسر پسر آیت الله محمد محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر آیت الله خامنه ای است. این لیست بسیار مطول است. پستها و مناصب در حلقه خانوادگی می چرخن د. آنان از پاسخگویی معاف اند. وظیفه آنان تلاش در ثبات سیستم بهر قیمتی است. پیوندهای ایدولوژیک و خانوادگی حرف آخر را می زند، نه احساس مسئولییت در قبال شهروندان. حاکمییت مذهبی ـ پلیسی در حی طه قدرت پیوند های خانوادگی است. برای نمونه: عبدالحسین فریدون، پسر عموی حسن روحانی مشاور وزیر و مدیر کل دفتر وزارتی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران،اسماعیل سماوی، خواهرزاده دیگر حسن روحانی سرپرست گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری،علی اصغر مونسان نیز خواهرزاده دیگر حسن روحانی ،مدیریت عامل منطقه آزاد کیش ،طاهره قیومی، رئیس مرکز ارتباطات و تبلیغات دفتر رئیس جمهوری ایران است که حسن روحانی دایی مادرش می شود(https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/09/24/1899060 )از یاد نمی بریم که ایشان به جریانی تعلق دارد که گوییا «مدره و قانون مدار» است و در برنامه خود ادعا دارند که ملزم بهیک هبیبایتسدیاربیندمٔهعماج«مردم سالاری ،آزادی، حاکمییت قانونمی باشند، که بر اساس اصالت حاکمیت مردم و گسترش مشارکت سیاسی و اجتماعی» بنا شده است. از ایشان اما اکنون مردم ایران به نام «درغگو» و « آخوند شیاد» نام می برند. نمونه ای دیگر، استانداری هارحیم قربانی -استاندار آذربایجان غربی:همسر استاندار:ریاست مرکز زنان و جوانان استانداری باجناق استاندار: معاون سازمان آموزش و پرورش استان(سابقه وی مدیریت یک مدرسه غیر انتفاعی بوده است) خواهرزاده استاندار: عضو گروه مشاورین جوان استاندار(در حال طی خدمت سربازی) خواهرزاده استاندار: مدیر مالی سازمان همیاری شهرداری هاخواهرزاده استاندار: مشاور استاندار و از اعضای مؤثر هیأت نظارت استان خواهرزاده استاندار: مدیر تدارکات همیاری شهرداری های استان و عضو هیأت نظارت (مدرک فوق دیپلم) پسرخاله استاندار: سمت مشاور استاندارپسرخاله استاندار: سمت مشاور استاندار(ویکیپدیا)چهار دهه پس از استیلای تئوکراسی مندرس، عیان گردید که این نظام بر خلاف ساختارهای مدرن و دمکراتیک توان ترببیت کادرها و مدیران زبده و لایق را ندارد. اکثر مقامات ارشد این نظام سابقه چهل ساله اشغال مناسب دولتی را دارند. اینان از همان ابتدا در پروسه تثبیت حاکمییت،بدون هیچ تخصص و یا تجربه ای به کار گرفته شدند. تنها شرط پذیرش در کاست حکومت، وفاداری و پیوندهای ایدئولوژیک بود. در آن دوران عدم تمکین و دست رد زدن بر تلاشهای «برادران حزب اللهی»برای جذب و همکاری نه تن ها آسان ن ب ود بلکه بهاء سنگینخود ر ا هم می طلبید. نگارنده سرافراز است که به نسلی تعلق دارد که درعنفوان جوانی (سالهای 7135تا 1360 )در شهرستان دو رود (لرستان) و بعدها در دوران دانشجویی در کوی گلستان ِدانشگاه اهواز (دانشکده علوم، رشته جامعه شناسی)بر.درکفُتاهشلاتنیاقرار گرفتن در کنار «جنبش ملی مجاهدین» در اهواز و دو رود در سالهای بعد از ان قلاب ضد سلطنتی پروسه دور شدن از ملایان را تسریع بخشید. دانش و انگیزه مبارزاتی این دوران به پاییز1355در زندان شهربانی و زندان دژبان شهرستانبروجرد بر می گردد کهاین جوان 18ساله برای اولین بار با نام مصدق و مجاهدین خلق آشنا شد. بلاهت یا خیانت رژیم در انتقال ارزشهای خویش به نسل جوان با شکست مفتضحانه ای روبرو گردیده است. نسلی گریزان از همین ارزشها باز تولید شده است که فریاد می زند «شعار ملت ما، دین از سیاست جدا» و رأس هرم را نشانه گرفته،می گوید«ننگ ما ننگ ما، رهبر الدنگ ما» .عدم اعتماد و نبود مشروعییت آسیبی بنیادین به استوانه های حکومت تزویر وارد کرده است. متولیان نظام بخوبی پی برده اند که تلاششان در تربییت و پروراندننسلی که حامل ارزشهای آنان با.تساهتسشنلِگهبدشاهداف عقیدتی ـ سیاسی حتی برای فرزندان ِ کارگزاران خلافت خامنه ای جذابییت ندارد .«آقا زاده ها» تمایلی برایکپی برداری از سبک زندگی پدر و مادرانشان نیستند.آن کس که پس از گذشت چهار دهه بر این باور پای می فشرد که رژیم گوییا ظرفییت اصلاح را دارد، یا در ورطه بلاهت است یا خیانت. بلاهت را اما درمانی است و خیانت را نه.

سلام بر موکب آزادی دکتر عزیز فولادوند

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان