10202021چهارشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
دوشنبه, 22 مهر 1392 ساعت 22:22

معضلات حزب الله لبنان

نوشته شده توسط
فيگاروهشتم اكتبر2013دلفين مينوئي (فرستاده ويژه به بيروت)حزب الله امروز بهاي گزافي بابت درگير کردن خود در منازعه سوريه مي پردازد. اما از آنجا که زنداني وابستگي نظامي خود به دمشق و تهران است و دغدغه بقاي خود را دارد، چاره اي جز وفادار ماندن به دو پدرخوانده خود ندارد.


«روز 15 اوت تشکيلات امنيتي حزب الله واقع در يک خيابان پر رفت و آمد که شاهرگ تجاري حومه جنوبي بيروت و پايگاه شديدا حفاظت شده حزب الله به شمار مي رود، بر اثر يک انفجار مهيب و مرگبار به لرزه در آمد. اکنون کارگران استخدامي «جهاد البنا» (جهاد سازندگي)، نهاد مهندسي وابسته به حزب الله، شبانه روز در حال بازسازي ساختمان هاي ويران شده بر اثر اين شديدترين انفجار در پايتخت لبنان از دوران جنگ داخلي که سي کشته و بيش از سيصد مجروح بر جاي گذارده، هستند...
سرهنگ سابق لبناني، کمال عوار که هم اکنون سردبيري مجله «دفاع 21» را برعهده دارد، مي گويد : «حزب الله بهاي گزافي براي شرکت خود در جنگ سوريه مي پردازد. اين تشکل وارد بازي خطرناکي شده که از آن سالم بيرون نخواهد آمد». بخصوص که سازمان شيعي مزبور به دليل ترس امنيتي شديدي که آن را فرا گرفته، حصارهاي دفاعي جديدي به دور خود کشيده (از جمله با ايجاد گشتهاي شبانه روزي موتورسواران مسلح) که به تصوير آن در اذهان به عنوان يک نهاد سياسي و اجتماعي معتبر لطمه مي زند. گشتي ها به هر خودروئي ظنين شوند آن را متوقف و به بازرسي آن و کنترل هويت راننده مي پردازند. طي تنها چند هفته شمار زيادي ستون هاي بتوني از بيم حملات جديد با خودروي انفجاري در پياده رو ها نصب شده است... اين وحشتزدگي گاه به حرکات افراطي و کنترل نشده مي انجامد، که از آن جمله است بازرسي طولاني يک اتوموبيل سفارت عربستان و بازداشت موقت دو ديپلمات آن.
حزب الله که به ايجاد دولتي در دولت متهم است، سرانجام دو هفته پس از حمله 15 اوت يک امتياز کوچک داد، به اين صورت که پذيرفت کنترل ورودي هاي حومه جنوبي را به 1200 سرباز ارتش و سرويسهاي امنيتي دولت لبنان بسپارد.
اين واقعيتي است که حسن نصرالله، رهبر حزب الله، که مدتهاي طولاني قهرمان مقاومت عرب در برابر اسرائيل شمرده مي شد، جذابيت سابق خود را از دست داده است. از زماني که نفرات او آشکارا به پشتيباني از نيروهاي بشار اسد برخاسته و در ماه ژوئن در باز پس گرفتن شهر سوري القصير، يک ناحيه کليدي استراتژيک که در دست شورشيان سوري بود، به او کمک کردند، نصرالله متهم شده که لبنان را به يک جنگ مذهبي جديد، اين بار بين شيعه و سني، مي کشاند. هر چند هواداران او که عکس هاي حدود يکصد «شهيد» عمليات القصير (ازبين 500 تا 2000 جنگجو به گفته چندين منبع امنيتي) را در همه جا در کنار شعارهائي در ستايش «سيده زينب» نصب کرده اند، مي گويند که آنان در راه دفاع و حفاظت از مزار اين قديس شيعيان واقع در حومه دمشق و انجام «تکليف ديني» جان خود را از دست داده اند، همين که از اين محله دور مي شويم تبليغات جاي خود را به انتقادات مي سپارد، از جمله در بين هواداران سنتي حزب الله که از آن به دليل قرباني کردن جان جوانان در پشتيباني از يک ديکتاتور انتقاد مي کنند. يأس و سرخوردگي چنان است که ده شخصيت شيعه (از جمله ابراهيم شمس الدين، وزير پيشين يا خليل کاظم الخليل، سفير پيشين لبنان در ايران) را واداشت در تابستان گذشته طي «فراخواني» حق مردم سوريه در انتخاب نظام سياسي مورد علاقه خود «به دور از هر گونه مداخله خارجي» را به رسميت بشناسند.
hizbolah f6fffديدار محرمانه با علي خامنه اي – درون صفوف حزب الله نيز مسأله اين حمايت کورکورانه بحثهائي برانگيخته است. بخصوص از زمان استفاده علني از سلاح هاي شيميائي توسط دمشق که به يک منبع مهم نگراني در برخي کادرهاي حزب مبدل شده است. يکي از دلايل اين نگراني ضبط يک مکالمه تلفني بين يک مسئول بالاي حزب الله با يک ديپلمات ايراني کمي پس از حمله با گاز سمي به غير نظاميان شهرک سوري غوطه توسط سرويس هاي اطلاعاتي آلماني است. در اين مکالمه که مجله آلماني اشپيگل آن را فاش کرده، مسئول حزب الله شکوه مي کند که اسد «کنترل اعصابش را از دست داده» و «مرتکب يک اشتباه وخيم» شده است. حزب شيعه از هر گونه اظهار نظر رسمي علني خودداري مي کند، اما در خلوت زبانها به شکايت باز شده است. يک عضو حزب الله که خواسته هويتش محفوظ بماند، مي گويد : «از نگاه اسلام، توسل به سلاحهاي شيميائي "حرام" است و بايد هر کس عامل آن باشد محکوم شود». هم او اذعان مي کند که حزبش با يک «معضل» واقعي روبرو است : «ما هيچ وجه اشتراکي با بشار نداريم. يا با خشونت طبع او و شيوه فکر و زندگي اش... و اما اخلاقياتشان هم در اين حد است که اينها مشروب مي خورند و مردان و زنانشان پيش از ازدواج معاشرت مي کنند... اما سوريه همواره در کنار ما بوده و هيچگاه از حمايت از "مقاومت" دست برنداشته است. بدون سوريه ما الان هنوز زير اشغال اسرائيل بوديم و اين را نمي توانيم فراموش کنيم».
به اعتقاد بسياري از ناظران، حزب الله زنداني رهنمودهاي تهران يعني «پدرخوانده» اصلي خود شده است. گفته مي شود که در جريان يک ديدار محرمانه با علي خامنه اي...در ماه آوريل بوده که حسن نصرالله تصميم گرفته در سوريه مداخله و چند صد تن از جنگجويان زبده خود را به شهر مرزي القصير بفرستد که هنوز شماري از آنان در حفاظت از شهر شرکت دارند...يک منبع دروني جنبش «14 مارس»، ائتلاف سياسي ضد دمشق لبنان، مي گويد : «نصرالله نمي تواند به کشوري که ظرف سي سال سي ميليارد دلار به او داده، نه بگويد». روابط بين تهران و حزب الله به سال 1982 باز مي گردد، يعني زماني که جمهوري اسلامي در کمين يافتن يک تکيه گاه استراتژيک در منطقه بود و از مبارزه مسلحانه عليه اسرائيل در جنوب لبنان جهت آموزش دادن جنگجويان شيعي بهره برداري مي کرد.
ايراني شدن گفتار ـ در واقع پيوندهاي قديمي تري نيز بين اين دو وجود دارد. در قرن شانزدهم، سلسله ايراني صفويه بود که «علمائي» را از لبنان به ايران آورد تا دانش شيعه را به مردم خود بياموزد. از آن زمان رفت و آمد شيعيان بين دو کشور هيچگاه متوقف نشده است. به عنوان مثال موسي صدر، که از پدر ايراني و مادر لبناني متولد شده بود، معممي بود که در قم تحصيل کرده و از پايه گذاران جنبش معروف «مستضعفان»، يکي از پيش گامان تأسيس حزب الله بود (صدر بعدها در ليبي قذافي ناپديد شد).
پس از عقب نشيني اسرائيل از جنوب لبنان در سال 2000، نصرالله عنصر ايراني سازمان خود را به سود عنصر لبناني مدتي مسکوت گذارد. اما از شروع قيام عليه رژيم علوي اسد در سال 2011، لحن وي تغيير کرد. به گفته سمير فرنجيه، روشنفکر مسيحي لبناني، «گفتار حزب الله بار ديگر ايرانيزه شد». به تحليل وي، تهران از حزب الله جهت برقراري تعادل قوا بين دمشق و شورشيان سني و در اختيار داشتن برگي براي مذاکره استفاده کرده است. يک عضو ديگر حزب الله که او نيز ترجيح مي دهد نامش برده نشود، به نوبه خود مي گويد : «ايران يک ابرقدرت منطقه اي است و ما تنها يک حزب کوچک هستيم».
چنين بود که در اوايل سپتامبر، هم زمان با تهديدات مربوط به حمله آمريکا – که مدتي بعد به دليل توافق بر سر تسليحات شيميائي سوريه و تدارک کنفرانس ژنو 2 مسکوت ماند – انواع و اقسام گمانه زني ها آغاز شد : آيا حزب الله به حمله آمريکا با ريختن باران موشک بر اسرائيل واکنش نشان خواهد داد؟ از کدام رهنمود «حساب شده» تهران تبعيت خواهد کرد؟ آيا کشورش را به جنگي ويرانگر براي آينده و سرنوشت آن خواهد کشيد؟ اين پرسش ها حاکي از آنست که حزب الله دير يا زود در برابر يک انتخاب اساسي قرار خواهد گرفت : يا بار ديگر لبناني شود و ريسک از دست دادن پدرخوانده هايش را بپذيرد، يا با ادامه درگيري در جنگ سوريه از عدم محبوبيت فزاينده در لبنان رنج ببرد. قاسم قصير، نويسنده لبناني که پيوندهاي نزديکي با حزب الله دارد، مي گويد : «فعلا حزب الله بيشتر دلمشغول بقاي خويش است تا تصويرش در اذهان. منافع استراتژيک آن بر ديگر ملاحظات مي چربد».
از سوي ديگر، شروع تنش زدائي در روابط ايران و آمريکا که با ابتکار حسن روحاني، به راه افتاده، مي تواند تهران را وادار به باز بيني در سياست خود در قبال متحد شيعه لبناني خود سازد. اما هيچ چيز هنوز مشخص نيست و بازي تازه آغاز شده است. در حال حاضر و تا تحولات بعدي، در نبود يک دولت مرکزي قوي در لبنان، حزب الله مي داند که هنوز از نوعي اقتدار در صحنه سياسي کشور برخوردار است : تقويت زرادخانه نيرومند نظامي آن، بلوکه کردن تشکيل دولت جديد لبنان از شش ماه پيش، شبکه هاي مددکاري اجتماعي گسترده در سراسر کشور... گرچه بحران سوريه تصوير اين سازمان شيعه را مخدوش کرده، ماشين حزب الله همچنان يک نهاد کاملا مسلط با قابليت هاي متعدد باقي مانده که هم زمان کار درمان، آموزش، تغذيه و بازسازي را پيش مي برد...»

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان