09272020یکشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
یکشنبه, 19 مرداد 1399 ساعت 14:25

حقیقت یک آلترناتیو انقلابی و چوبهای لای چرخ سرنگونی

نوشته شده توسط
کنفرانس بین‌المللی اینترنتی سازمان مجاهدین خلق ایران، با شرکت یا سخنرانی ۱۰۰۰ شخصیت در ۳۰ هزار نقطه از ۱۰۲ کشور جهان، بدون تردید یک پیروزی ماندگار را به ثبت داد،

maghalat1

متفاوت با همه آنچه تاکنون شاهدش بودیم. صرف نظر از پیام قدرتمند سیاسی و تغییر تعادل قوا بین مردم و مقاومت از یکطرف و حاکمیت لرزان آخوندی در طرف مقابل، این اجلاس نشان از یک قدرت عظیم تشکیلاتی داشت که برای ساختن ایرانی آزاد و آباد و پیشرفته، نقشی غیر قابل چشم‌پوشی دارد. نظم و دیسیپلین، سازماندهی خارق العاده‌، گسترده عظیمی از ارتباطات و هماهنگی بین ۵ قاره جهان با ۱۲ ساعت اختلاف زمانی، هر ناظر بیطریفی را به تحسین وا می‌دارد چشم هر بیننده آزادیخواه را بدور از هر بغض و حقد و کینه ای خیره کرد و به عظمت آن گواهی داد.

صرف برگزاری این کنفرانس در چنین ابعاد وسیع ـ بدور از محتوای بسیار غنی سخنرانان و وزن بالای یکایک آنها در سیاست کشورهای خودشان ـ رفع تمامی موانع آنهم در شرایط کرونا، محدودیتهای تکنولوژیکی و نبودن الگویی با این ابعاد در تمامی جهان پیشرفته برای نمونه برداری و خلق بزرگترین پیروزی برای اولین بار در تاریخ، با انبوه محدودیتهای مالی در خارج از حاکمیت دولتی و بدور از وطن، نیازمند تلاشی شبانه روزی و فداکاری و از خود گذشتگی بیحد بود. همه کسانی که دستی بر آتش در دنیای سیاست دارند، معنای آن را بخوبی درک کرده و پیام آنرا گرفته اند.

اما پیام این کنفرانس را بیش و پیش از هر کس، رژیم آخوندی و دشمنان آزادی و استقلال ایران دریافته‌اند. پیام روشن بی‌آینده‌گی رژیم و سرنگونی تام و تمام آن و کوتاه شدن دست غارتگران، بویژه به نسل جوان و زنان تحت ستم و به اقشار فقیر و بجان آمده از ستم آخوندی. نوید صبح روشن، ایرانی آزاد، آباد، پیشرفته و مستقل بود.

این رژیم علیرغم سبعیتش، جبهه متحدی نیز علیه مقاومت دارد که مثل هر دوره تاریخی، با ظاهر مخالف رژیم، اتش بیار معرکه‌اش هستند. اینان کسانی هستند که ببهانه های مختلف، چوب لای چرخ سرنگونی می کنند، هرچند چرخدنده‌های سنگین و پولادین مقاومت انقلابی، آنچنان پولادین است که خودشان، قبل از هرچیز خرد می شوند.

این خواب رفتگان سیاست‌پیشه، عناوین خودساخته‌ای چون خبرنگار، روزنامه نگار، نظریه پرداز و کارشناس، فعال سیاسی برخویش نهاده، بجای پرداختن به رژیمی که لحظه به لحظه ماندن او در حاکمیت، جز نکبت و تباهی و فلاکت برای مردممان و به تاراج بردن و به حراج گذاشتن خاک وطن به بیگانه در۴۰ سال گذشته ثمری نداشته و ندارد، به پاچه گیری آلترناتیو انقلابی می‌پردازند. مینا احدی و جماعتی که او خود را سخنگوی‌شان می نامد و سه دروغ پشت سرهم را برنام خود یدک می‌کشد (حزب کمونیست کارگری)، در زمره این عناصرند که هنوز جلسات سه روزه این کنفرانس تمام نشده، عجولانه نامه سرگشاده و اطلاعیه ”خط رسمی” می‌دهند و بر شیپور از سرگشادش می‌دمند و سخنرانی هزار شخصیت جهانی را از فرط غیظ و کین‌ ضد انقلابی شان علیه جنایات آخوندهای میهن بربادده، ”تخیلات”، ”فرقه”، ”سکت”، ”داستانهای کودکانه” می‌نامند، آیا هیچ قلم به‌مزد وزارت اطلاعات، بهتر از این می توانست خشم و کین خود را نمایان کند؟

روز ۲۹ تیر۹۹ (۱۹ژوئیه۲۰۲۰) خانم اینگرید بتانکور ـ کاندیدای پیشین ریاست‌جمهوری کلمبیا در دومین اجلاس ایران آزاد در باره ترفندهاي رژيم براي بي‌اعتبار كردن مجاهدين می‌گوید: “این یک استراتژی به‌خوبی شناخته‌شده است که شاکی‌تان را به‌همان جرمی متهم کنید که خودتان مرتکب شده‌اید؛ صحنه را برعکس بچینید و تقصیر را متوجه طرف‌مقابل کنید. اما بعد از اجلاس شگفت‌انگیز آزادی که ۲روز پیش برگزار شد و طی آن از طریق اینترنت، هزاران نفر از سراسر جهان گردهم آمدند تا آزادانه به‌دفاع و حمایت از معترضان ایرانی و مقاومت ایران برخیزند، احمقانه است که فکر کنیم کسی در دام دروغ‌ها و پروپاگاند آنها خواهد افتاد. ایرانی‌ها فهم بالاتری دارند.(پایان نقل قول)

وارونه گویی مینا احدی دقیقا در همین راستاست. مینا احدی از سوزش عظمت یک گردهمایی جهانی و فریاد دادخواهی ۱۰۰۰ شخصیت بین المللی و حمایت قاطع‌شان از قیام‌های مردم ایران و محکوم کردن جنایات رژیم، بلافاصله در یک ”نامه سرگشاده” به نماینده شریف پارلمان آلمان، آقای مارتین پاتسلت و از سخنرانان گردهمایی در برلین، که در دوران تاریک تاریخ میهنمان بیاری مردم شتافته علیه مجاهدین عقده‌گشایی نموده است.

سوز و گداز وی و اطلاعیه خیلی عجولانه و مملو از غلط جماعتش با عنوان ”خط رسمی”، که تماما از جنس رژیم و با همان ادبیات و باز تکرار اراجیف و اباطیل ۴۰ ساله وزارت اطلاعات و مزدورانش است بخوبی نشان می دهد که تیر این اجلاس خوب به هدف خورده است. (البته باید گفت مورچه چیست که کله پاچه رسمی و غیر رسمی‌اش چه باشد)

بغض، حسادت و کینه وی آنچنان نمایان است که نه تنها از شنیدن پیام این اجلاس و نوید آزادی و استقلال، برابری زن و مرد، رفع تبعیض از اقوام و ملیت ها و از همه مهمتر جدایی دین از دولت، سکولاریسم و آزادی پوشش برای زنان عاجز بود، بلکه بعکس گستاخانه به نمایندگی از طرف مردم تصمیم می گیرد که خواهان چه نیرو و سازمانی و یا چه پوششی و مذهبی باشند. از او و همه آنانی که بلافاصله به صحنه آمدند جای سؤال اینجاست که این کنفرانس جهانی علیه رژیم قرون وسطایی بود، اگر سخنگوی رژیم هستید و به‌نمایندگی حرف می زنید چرا اتیکت‌تان را علنی نمی کنید ولی اگر خود را مخالف این رژیم و در جبهه مردم ایران و قیام آفرینان می دانید چه جای سوزش و درد دارد؟

جالب‌ترین بخش شیپوری که مینا احدی از سرگشادش می زند این است که می‌گوید مجاهدین در هیچیک از قیام های داخل کشور دخالت نداشته اند. بهتر است بجای هرگونه جواب پاسخ این قسمت را به حاکمان جنایتکاری واگذار کنیم که ۴۰ سال است شعار اصلی مسجد و منبر و نمایشات جمعه‌شان ”مرگ بر منافق” است و خمینی دجال از اولین روز بقدرت رسیدن به جنگ با آنها بعنوان اصلی ترین دشمن خود برخاسته و تیر ۵۹ گفت: ”دشمن نه در امریکا نه روسیه بلکه در همین تهران است” . جواب مقتضی را به اظهارات پیاپی و سراسر وحشت ولی فقیه رژیم، رئیس جمهور، رئیس قضائیه جلادان و سایر دست اندرکاران آن ارجاع می‌دهیم که تمامی این قیام ها را به مجاهدین نسبت داده و آنها را دشمن اصلی و تنها دشمن خود، تکرار می کنم تنها دشمن خود اعلام کرده و می کند و بعد از ۳۲ سال از عملیات کبیر فروغ جاویدان، با ۱۵۰۰ عنوان در رادیو ـ تلویزیون ـ سایت و منبر و مسجد، بسیجیان و ”امت همیشه در صحنه” را از تکرار این عملیات و بازگشت مجاهدین می ترساند. یک نمونه آن، اظهارات یک پاسدار جانی مستندساز است که می گوید : متأسفانه نگاهی اشتباه در رسانه‌های کشور حاکم است در تلویزیون و مکتوبات، ساختار سازمان مجاهدین خلق را پیر و فرتوت نشان می‌دهیم و می‌گوییم یک جریان مرده است اما در ناآرامی‌های سطح کشور ردپای آنان را مشاهده می‌کنیم....روحانی مصوبه‌یی را در شورای عالی امنیت به تصویب رسانده بود که فعالیت پیرامون مجاهدین را ممنوع می‌کرد .... سازمان مجاهدین توانست چهره‌ای جدید از زن را به دختران جوان نشان دهد و با ظاهر چریکی استقبال عمومی را برای خود به همراه داشته باشد... (خبرگزاری دانشجو ۱۵مرداد۹۹)

مینا احدی و جماعتی چند نفره بجای جنگیدن با رژیم وحشی برای آزادی میهن که البته بهای سنگین جان و مال را می طلبد، با الهام از رضا خان میر پنج شمشیر خود را، علیه زنان از رو بسته و با دادن حکم تکفیر، در پی "کشف حجاب" با باندرول ”مارکسیستی” آن می باشد. در حالی که انقلابیون راستین فدایی با الهام از اندیشه های مارکسیستی دوشادوش مجاهدین چه در نبرد انقلابی و چه در زندان‌های شاه خائن علیه دیکتاتوری سلطنتی مبارزه می کردند و علیرغم اعتقادات مارکسیستی، بجای جنگیدن با اسلام و زنان مسلمان، بی‌ملاحظه همیشه دشمن اصلی یعنی ”شاه و سلطنت” را نشانه می گرفتند. شاعر انقلابی، فدایی شهید خسرو گلسرخی در بیدادگاه شاه خائن دفاعیاتش را چنین آغاز می کند : ”سخنم را با گفته ای از مولا حسین شهید بزرگ خلق های خاورمیانه آغاز می کنم، من که یک مارکسیست ـ لنینیست هستم، برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آنگاه به سوسیالیسم رسیدم” این است تفاوت انقلابیون واقعی مارکسیست و جان بدر برده‌هایی که در قهوه‌خانه های کنار رود ”راین” برای کارگران و زحمتکشان، نسخه می پیچند و شب ها نیز خواب ”حاکمیت پرولتاریایی” می بینند.

خوبست یاداوری کنم که اسفند ۵۷ و در اولین روزهای پیروزی انقلاب ضد سلطنتی، وقتی اولین نغمه‌های ”مرگ بر بی‌حجاب” از حلقوم کثیف بسیجیان و چماق بدستان بلند شد، زنان مجاهد و هواداران مجاهدین خلق دست در دست هم زنجیر کردند تا تظاهرات زنان آزاده ایران علیه سرکوب زنان را در برابر اوباش خمینی، محافظت کنند. در همان زمان نیز خائنین دیگری باز هم متاسفانه با باندورل مارکسیستی، بجای مبارزه با خمینی و چماقدارانش بعنوان اصلی‌ترین دشمنان آزادی، همسو و هم‌پیمان با ”امام ضد امپریالیست” در پی یافتن ”ردپای امپریالیسم” بودند، در گام بعد در لودادن و دستگیری رزمندگان مجاهد همراه پاسداران شده و تا شکنجه و جاسوسی در زندانها نیز پیش رفتند، بر اجساد سردار شهید خلق موسی و اشرف شهیدان هلهله و پایکوبی کرده و چنین پیام دادند : ”سرکوب قاطع تروریست‌هایی که با اعمال جنایت‌کارانه‌ی خود نابودی انقلاب را طلب می‌کردند یک ضرورت مبرم بود. هر نوع تردید در این زمینه مسلماً به سود ضدانقلاب تمام می‌شد. نیروهای انقلابی می‌بایستی ضمن خویشتن‌داری و پرهیز از سراسیمگی و شتاب‌زدگی شرکت‌کنندگان مستقیم در عملیات تخریب و ترور را با قاطعیت تمام سرکوب نمایند. آری این انقلاب است که در جریان بالندگی ناخالصی‌ها را به دور می‌ریزد و خائنین را در زیر گام‌های سنگین و استوار خود له می‌کند” سوال از مینا احدی و جماعتش این است که آنها تا کجا حاضرند در مسیر ”بالندگی ناخالصی‌ها” و جنگ علیه مجاهدین بجای جنگ با دشمنان مردم ایران پیش بروند؟ و در ائتلاف با با این رژیم شرکت کنند؟ آیا ”ایستادن درمقابل” مجاهدین که برایش اطلاعیه صادر می‌کنند، چون بهای جانی و مالی ندارد انتخاب آنهاست؟ آیا نمونه فوق بعنوان تجربه خیانتهای ۴۰ سال گذشته کافی نیست؟ مجاهدین از روز بنیانگذاری‌شان در سال ۱۳۴۴ تا امروز، هدف اول و آخرشان فقط و فقط ایستادن در مقابل ”شاه و شیخ” بود و بس!.

مجاهدین باورمند به اسلام دموکراتیک و مدار،ا در این سالها بیشترین بها را در مبارزه با دیکتاتوری مذهبی که درد اصلی مردم ایران بوده و هست پرداخت کرده‌اند، ایا واقعا کسی هست که بتواند چشم به این فداکاریها و از جان گذشتگی‌ها ببندد؟

از اولین روز حاکمیت خمینی تا ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در یک نبرد افشاگرانه سیاسی، با حفظ همه مرزبندیهای سیاسی و ایدئولوژیکی، در مقابل هیولای خمینی ایستاده و او را از ماه به چاه کشیدند تا روزی که خمینی از پشت چماقداران و پاسدار و کمیته‌چی بیرون جهید، خود به صحنه آمد و مجاهدین مسلمان را بدتر از کفار خواند و حکم قتل عام مجاهدین را از همانموقع صادر کرد، بهای آن بیش از ۵۰ شهید و هزاران زندانی بود که همگی بعد از سی خرداد با فریاد زنده باد ازادی ـ درود بر رجوی به چوبه‌های دار بوسه زدند. ایا کسی می تواند چشم به این بربندد؟

میلیشیای مجاهد خلق در روز ۵ مهر با شعار ”شاه سلطان ولایت مرگت فرارسیده” شعار ”مرگ برخمینی” را برای اولین بار اجتماعی نموده و سپس قهرمانانی چون گوهرادب آواز و مجید نیکو و ... آیت الشیطان‌هایی را که تا آنموقع مقدس نمایی می‌کردند بطور تاریخی و فیزیکی نابود کردند، بهای این نبرد تا امروز ۱۲۰۰۰۰ قهرمان جانباخته راه آزادی بود آیا کسی می تواند چشم براین ببندد؟

ارتش آزادیبخش ملی ایران بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران، بعنوان اصلی‌ترین عامل ایرانی، زهر آتش بس را به حلقوم خمینی ریخت و اگر کسی گوش شنوا و چشم بینا داشته باشد همین روزها، همه رسانه های رژیم از زبان بسیاری از سران نظامی آنموقع به این اذعان می کنند. آیا کسی می‌تواند چشم براین ببندد؟

پروژه اتمی رژیم را مجاهدین ـ و فقط مجاهدین ـ افشا کرده به شکست کشانده و عامل اصلی فشارهایی شدند که هم اکنون سرتاپای رژیم و اقتصاد و سیاست‌اش را درهم پیچیده و هیولای مهاجم منطقه را، چون گرگ بی‌دندان نموده است. این افشاگریها دنیا را از یک فاجعه انسانی بزرگ و غلفت از مخفی کاریهای ۱۸ ساله آن نجات داد آیا کسی می‌تواند چشم براین ببندد؟

مجاهدین از سال ۱۳۶۰ تاکنون با فعالیتهای گسترده و کمپین‌های حقوق بشری بین‌المللی، چه در سازمان ملل متحد و چه در شورای حقوق بشر این سازمان، عامل اصلی ایرانی ۶۵ محکومیت رژیم بخاطر نقض حقوق بشر بودند و بقول شهید بزرگ این راه، دکتر کاظم رجوی، حقوق بشر را با خون خود نوشتند. آیا کسی می‌تواند چشم براین ببندد؟

این لیست بی پایان است .... این فعالیت‌ها مشخصه یک آلترناتیو مردمی و دمکراتیک و شناخته شده است. بنابراین اگر هدف چوب لای چرخ سرنگونی گذاشتن و استمرار بخشیدن به حاکمیت جنایت‌بار این رژیم نباشد، آیا نباید با هر اختلاف عقیدتی و سیاسی و استراتژیکی، با این مقاومت و با این آلترناتیو همراه و همگام شد؟ آیا باید همچون دشمن جانی و مزدوران پلیدش بر پیکر خونین مجاهدین خنجر کشید؟ مجاهدینی که از سال ۱۳۴۴ تاکنون، چیزی جز فدای جان در راه خلق و میهن، سودایی ندارند و هرگز در پی جاه و مقام و حکومت نبوده و نیستند و اگر عشق به آزادی و عدالت نبود ۱۴ سال در اشرف و لیبرتی، زیر بمب و موشک و حملات نظامی و قتل عام و همچنین فحش و ناسزار منجمله از سوی همین جماعت مینا احدی .نمی‌ایستادند

برتولت برشت در وصف عناصری که تلاش می کنند چشم بر حقیقت بسته یا آن را چون شاه و شیخ و دم و دنبالچه‌هایش، بخاطر منافع حقیر فردی یا گروهی وارونه نمایند می گوید :

آن‌که حقیقت را نمی داند بیشعور است ولی آن‌که حقیقت را می داند ولی آن را انکار می کند تبهکار است.

آیا پوشاندن حقیقت پیروزی بزرگ مردم ایران در مقابل دیکتاتوری هار آخوندی و کنفرانس جهانی اینترنتی با سخنرانی ۱۰۰۰ شخصیت برجسته از ۵ قاره جهان در ۱۰۲ کشور گیتی، که صدای آزادیخواهی مردم ایران را به اقصی نقاط جهان بردند، خشم و کین در مقابل پیشروی جبهه انقلاب و قیام علیه آخوندها معنایی جز این دارد؟

بعنوان یک زن حقوقدان با افتخار به هواداری از سازمان مجاهدین خلق ایران، خطاب به مینا احدی و رفقایش می‌گویم که به این کلام معروف برشت اندیشیده و بویژه دشمنی هیستریک با زنان ایرانی و آزادی بیان را دامن نزده و بجای نفرت پراکنی، حتی اندکی در مسیر رهایی خلق و میهن دست در جیب خود کرده بهایی مختصر بپردازند و یا پی زندگی خود بروند و عرض خود بیشتر نبرند.

ملیحه ملک محمدی

هشتم اوت ۲۰۲۰

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان