09302020چهارشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
سه شنبه, 25 شهریور 1399 ساعت 22:49

مقاله مایک پمپئو در فیگارو : برنامه اتمی ایران ـ آنچه دونالد ترامپ واقعا می خواهد

نوشته شده توسط
۱۴سپتامبر۲۰۲۰ مایک پومپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، طی یک تریبون انحصاری برای فیگارو از سیاست "فشار حداکثر" واشینگتن علیه ایران دفاع می کند

«شارل دوگل گفته است : "هیچ سیاستی نیست که جدای از واقعیتها معنی و ارزشی داشته باشد". این گفته راهنمای سیاست ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی ایران است. ما این رژیم را همان طور که واقعا هست می شناسیم : صادر کننده اول تروریسم در جهان و منبع اصلی بی ثباتی در خاور میانه. من بر این باورم که دوستان فرانسوی ما نیز ماهیت واقعی [رژیم] تهران را درک می کنند. می ماند معلوم شود که آیا فرانسه آماده است در برابر ایران جهت تضمین صلح و ثبات در منطقه به ما بپیوندد یا خیر.

خشونت و وحشیگری رژیم کنونی در وهله اول مردم ایران را هدف قرار می دهد. تنها طی سال گذشته نیروهای امنیتی پس از افزایش بهای بنزین دست کم 1500 نفر از شرکت کنندگان در تظاهرات مسالمت آمیز را در خیابان های سراسر کشور کشتند. آزار و اذیت، تبعیض و حبس بی دلیل برای اعضاء اقلیت های مذهبی، زنانی که با داشتن حجاب مخالفت کنند، همجنسگرایان و کسانی که از مقامات انتقاد کنند، به اموری جاری و روزمره مبدل شده است.

در بین قربانیان [رژیم] تهران شماری از هموطنان آمریکائی من قرار دارند. حزب الله مورد حمایت ایران صدها آمریکائی (و شمار زیادی اتباع فرانسوی) را طی حملاتی در لبنان در سالهای دهه 1980، بخصوص در جریان بمب گذاری علیه پادگان تفنگداران دریائی در بیروت در سال 1983، کشته است. 19 آمریکائی دیگر در حمله تروریستی علیه برج های خبر Khobar در عربستان سعودی که توسط حزب الله در سال 1996 انجام گرفت، کشته شدند. بیش از 600 نظامی آمریکائی به دست شبه نظامیان مورد حمایت ایران در جریان جنگ دوم عراق کشته شده اند و امروز تهران سه آمریکائی را گروگان دارد.

با این همه، حملات تروریستی که خون آمریکائیان را بر زمین ریخته و [رژیم] ایران پشت آن بوده، تنها یکی از اشکال شرارت در تاریخ مداخلات ایران در خاور میانه بوده است. در سال 2015، کشورهای آزاد امیدوار بودند که برنامه جامع عمل مشترک [برجام] به رفتار شرورانه رژیم و بخصوص فعالیتهای اتمی غیرقانونی آن پایان خواهد داد. آنها امیدوار بودند که تقویت اقتصادی ایران به کاستن از خشونت خرابکارانه رژیم منجر خواهد شد.

اما [رژیم] ایران به جای پیوستن به جامعه ملل، به مماشات طلبی غرب با کشتار و به چالش گیری های فزاینده پاسخ داده است. سال گذشته موشک های ایرانی بود که تأسیسات نفتی سعودی را هدف قرار داد و مین های ایرانی بود که در کشتی های تجاری در حال تردد در خلیج فارس منفجر شد. در یمن، شورشیان حوثی مورد حمایت ایران به یکی از بدترین بحران های انسانی در جهان خوراک می رسانند. شبه نظامیان شیعه مورد پشتیبانی ایران مانند کتائب حزب الله حاکمیت ملی عراق را نقض و دموکراسی در این کشور را به خفقان می کشند. شن های سوریه از خون بی گناهان کشته شده به دست نیروهای ایرانی، رژیم اسد مورد حمایت ایران و حزب الله رنگین است.

هیچ کشوری به اندازه لبنان زیر فشار پاشنه ایران رنج نبرده است. حزب الله مزدور ایران از سه دهه پیش در این کشور آکتور اصلی سیاسی است. امروز در بیروت فساد حاکم است، سیستم مالی و سیاسی تخریب شده قادر به ادامه گردش نیست و لبنانی های جوان با شعارهایی مانند "ایران اخراج!" در خیابانها تظاهرات می کنند.

متأسفانه فرانسه همچنان از شناختن حزب الله در تمامیت آن به عنوان یک سازمان تروریستی، اقدامی که دیگر کشورهای اروپائی انجام داده اند، خودداری و پیشرفت اتحادیه اروپا در این راستا را متوقف ساخته است. به جای چنین اقدامی، پاریس بر یک افسانه تخیلی که همانا وجود یک "شاخه سیاسی" حزب الله باشد پا می فشارد، در حالیکه این سازمان در تمامیت خود تحت کنترل یک تروریست واحد، حسن نصرالله، قرار دارد. من در سرخوردگی 27 شخصیت اجتماعی فرانسوی که در یک تریبون جمعی انتشار یافته در فیگارو اخیرا فرانسه را به این لیست گذاری [کامل حزب الله] فرا خواندند سهیم هستم (این تریبون جمعی با عنوان "لبنان : اروپا باید حزب الله را یک سازمان تروریستی بشناسد" در فیگاروی مورخ اول سپتامبر درج شد، توضیح فیگارو)

واقعیات و فاکت ها از این قرار است : با اجرائی شدن [برجام]، بودجه نظامی ایران به سرعت افزایش یافت و شبه نظامیان و تروریستهای مورد حمایت [رژیم] مبالغ بیشتری پول برای کشتن و تحکیم حضور خود در سراسر خاور میانه دریافت کردند. ایران خود را به بزرگ ترین نیروی موشکی بالیستیک منطقه مجهز کرده و چندین مورد از مفاد توافق نامه مربوط به مسائل اتمی را نقض کرده است. شک و تردید آشکار شماری از رهبران فرانسه در قبال این توافق نامه طی مذاکرات پیش از امضای آن امروز بیش از هر وقت دیگر موجه به نظر می رسد.

پرزیدنت ترامپ معتقد است که تنها فشار حداکثر بر رژیم و نه استمالت از آن می تواند به تغییر رفتاری که همه ما به دنبال آن هستیم بیانجامد. به همین دلیل است که ایالات متحده تحریم های اقتصادی بی سابقه ای بر ایران تحمیل کرده و دست به اقدامات نظامی بازدارنده علیه آن، از جمله حذف قاسم سلیمانی، زده است.

یک هدف دیگر کارزار ما اینست که اطمینان حاصل کنیم ایران نتواند تسلیحات متعارف (تانک های سنگین، هواپیماهای جنگی، موشک و نظایر آن) را بخرد یا بفروشد. شورای امنیت ملل متحد این کار را با تحمیل محدودیتهائی در نقل و انتقال تسلیحات بر ایران طی سیزده سال گذشته انجام داده است. اما مبتکران [برجام] با تعیین یک تاریخ انقضا در مورد تحریم این گونه تسلیحات (18 اکتبر سال جاری) مرتکب یک اشتباه خطیر شده اند.

آثار و عواقب لغو این تحریم تسلیحاتی روشن است : نخستین کشور صادر کننده تروریسم در جهان سلاح های بیشتری در اختیار تروریستها یا حکام مستبد قرار خواهد داد. زیرساخت های حمل و نقل انرژی در خاور میانه – که برای اقتصادهای اروپا و دیگر مناطق جهان حیاتی است – با تهدیداتی به مراتب بزرگ تر از قبل مواجه خواهد شد. در نتیجه جماعات مردمی در منطقه در معرض درد و رنج به مراتب بیشتری در نتیجه اعمال آیت الله ها قرار خواهند گرفت.

به ندرت دیده شده که تحولی این چنین خطرناک تا این اندازه اجتناب پذیر بوده باشد. اما روز 14 اوت گذشته، فرانسه همراه با انگلستان و آلمان به قطعنامه ناظر بر تمدید تحریم تسلیحاتی [رژیم] که ایالات متحده به شورای امنیت ارائه کرده بود، رأی ممتنع داد.

تمدید تحریم مزبور می توانست در خدمت مأموریت شورای امنیت مبنی بر "حفظ صلح و ثبات بین المللی"، همکاری بین دو سوی آتلانتیک و به طور عام تر رویکرد چند جانبه در روابط بین الملل قرار گیرد. پس به چه دلیل دوستان اروپائی ما از پیشنهاد معقولی که ارائه شده یا دست کم نوعی آلترناتیو پیشنهاد می کرد، حمایت نکردند؟ به چه دلیل آنها در گفتگوی خصوصی با من بر خطرات پایان تحریم تسلیحاتی تأکید می کردند، اما به طور علنی رویه دیگری در پیش گرفتند؟

تا آنجا که به سیاست عملی باز می گردد، مسأله وجود ترس است. متحدان اروپائی ما از این بیم دارند که چنانچه ایران را رسما به عنوان مسئول رفتار بی ثبات کننده آن اعلام کنند، تهران با نقض موارد بیشتری از توافق نامه اتمی واکنش نشان دهد. اما این استراتژی مماشات تنها به سود استراتژی کلی و بزرگ ایران تمام خواهد شد. این استراتژی بر یک کارزار مؤثر اخاذی دیپلماتیک مبتنی است که سلف من، وزیر خارجه جان کری، مبتکر آن بود.

البته محاسبات سیاسی نیز در موضع گیری هائی اروپا جای خود را دارد و بخصوص شماری از رهبران این کشورها پیش از معلوم شدن نتیجه انتخابات ریاست جمهوری بعدی آمریکا حاضر به اقدام عملی در این زمینه نیستند. اما این مانوور کلبی مسلکانه به این معنی است که اشخاص کشته یا نقص عضو شده در کشتارهای انجام شده از سوی ایران "تلفات جنبی" محسوب شده و – آنچه به طور خاص تأسف آور است – اینکه واشینگتن برای جهان از تهران خطرناک تر است. من از خود می پرسم که آیا اهالی بیروت، ریاض یا اورشلیم، شهرهائی که بیش از دیگران در معرض تهاجم ایران قرار دارند با این حرف موافقند؟ چگونه ممکن است که فرانسه ابتدا علیه تمدید تحریم تسلیحات رأی می دهد و هفته بعد پرزیدنت ماکرون با یک مسئول بلندپایه حزب الله در بیروت ملاقات می کند؟

روز 20 اوت من با توسل به اوتوریته ایالات متحده کلیه تحریم های سازمان ملل علیه ایران که قطعنامه شماره 2231 شورای امنیت به حالت تعلیق در آورده بود، را برقرار کردم. برقراری دوباره این تحریمها هیچگاه انتخاب اول ایالات متحده نبوده، اما بزودی و به طور دائم اجرائی خواهد شد. تمام کشورها مکلف به اجرای آن خواهند بود، عدم اجرا به مثابه زدن یک ضربه شدید بر اوتوریته و اعتبار شورای امنیت خواهد بود و تبعیت گزینشی از قطعنامه های آن را به امری عادی مبدل خواهد ساخت. در این صورت چگونه کشورها خواهند توانست به طور مشروع مدعی شوند که از رویکرد چند جانبه حمایت می کنند؟»

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان