11292020یکشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
سه شنبه, 29 مهر 1399 ساعت 19:25

بیانیة سی و نهمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران فصل ششم : تبهکاری چهل ساله در اقتصاد و قتل عام طبیعت بازتولید فقر و بیکاری و گرسنگی

نوشته شده توسط
۵۶- در بیانیه سال گذشته ما براین حقیقت تأکید کردیم که دستاورد چهل سال حاکمیت استبداد مذهبی برای اکثریت قاطع مردم ایران چیزی جز فقر و فلاکت نبوده و رژیم ولایت فقیه به طور روزانه به سطح زندگی و معیشت شهروندان یورش برده است.

بحران ساختاری اقتصادی، هزینه های سرسام آور نظامی و امنیتی، چپاول و غارت اموال مردم و سرمایه های کشور، بحران بی آبی و تخریب طبیعت و محیط زیست، فساد کاملاً نهادینه شده، گسترش رانت، صعود نرخ تورم، افزایش قاچاق، بیکاری، زندگی اشرافی صاحبان قدرت و ثروت که در برجهای لوکس و مناطق مولتی میلیاردها زندگی می کنند و تشدید شکاف طبقاتی، سیاهچاله‌یی از فقر، بی خانمانی، تنگدستی و فلاکت برای مردم ایران و به ویژه برای نیروهای گوناگون کار، ایجاد کرده که به طور روزمره فرودستان را قربانی می کند. در یک سال گذشته دو عامل تحریم و کرونا این روند ویرانگر و بحران ساختاری و ورشکستگی اقتصادی را تشدید کرده است.

اقتصاد رژیم ایران که در بنیادهای خود فلج بود، زیر تأثیر تحریمها به ‌حالت اغما افتاده است. درآمدهای کشور برای امنیت نظام هزینه می شود و البته زیر خیمه ولایت، وابستگان به باندهای درونی نظام، به فراخور قدرت و نفوذشان سرمایه های کشور را غارت و جیب مردم را خالی می کنند. ما اکنون شاهد حکومت یک خلیفه اعظم و دهها سلطان از جمله سلطان سکه، سلطان شکر، سلطان مسکن، سلطان قیر و حتی سلطان قبر هستیم . در مقابل، زندگی و معیشت مردم مرزهای فاجعه را درنوردیده و اکثریت مردم در عرصه مسکن، خوراک، پوشاک، سلامت و آموزش هر روز محتاج تر از روز پیش می شوند.

راغفر از کارشناسان اقتصادی رژیم تحت عنوان «نابودی طبقه متوسط با افزایش فاصله طبقاتی» می‌نویسد : «در حال حاضر در شمال تهران برج می‌سازند متری 150 میلیون تومان، پول این خانه را چه کسی می‌خواهد پرداخت کند. در حالیکه در جنوب شهر افراد برای امرار معاش کودکان خود را می‌فروشند، معلوم است که در چنین شرایطی جامعه آرام نخواهد بود، روز به روز بر شدت فاصله طبقاتی افزوده شده و طبقه متوسط در حال نابودی و محو شدن است» (55 آنلاین، 1 تیر 99).

آخوندهای تبهکار مردم را به فقر و فلاکت کشانده و با رویکردی اشغالگرانه زیست بوم آنها را، از خزر و خلیج فارس تا منابع زیر زمینی آب و از جنگل‌ها و مراتع تا اراضی عمومی و کوه‌پایه‌ها، و حتی فضای شهرها را عرصة سودجویی، غارتگری و وطن فروشی کرده‌اند. رسوایی طرح قرارداد وطن فروشانه خامنه ای با سران حکومت چین و فضیحت دست اندازی اوقاف به کوه دماوند برگهای سیاه دیگری از این کارنامه ننگین است.

۵۷-پاسداران ولایت خامنه ای که نوروز و بهار سال ۹۸ را با سیلابهای ویرانگر و فاجعه دروازه قرآن شیراز به عزا تبدیل کردند، بهار امسال را هم با آتش سوزیهای گسترده درجنگلها و مراتع در نقاط مختلف کشور در دود و اندوه فرو بردند و فاجعه دیگری را برای محیط زیست کشور رقم زدند. بسیاری این آتش سوزیها را مشکوک و دست حکومت، به ویژه سپاه پاسداران، را در آن می دیدند. اما مهمتر از این مساله ناتوانی رژیم و کارگزاران رژیم در حفاظت از جنگلها، فقدان امکانات کافی برای رودرویی با آتش سوزی در جنگلهاست.

به نوشته رسانه های رژیم، کل بودجه در نظر گرفته شده برای سازمان حفاظت مراتع و جنگلها درلایحه بودجه سال جاری برابر ۲۸۳ میلیارد و ۲۳۵ میلیون تومان است. این بودجه قرار است در برنامه‌ های آبخیزداری و حفاظت خاک، احیا، توسعه و بهره‌برداری اصولی از جنگل‌ها، ترویج و توانمند سازی جوامع محلی و بهره‌ برداران، حفاظت و حمایت از منابع طبیعی کشور و موارد دیگر صرف شود. منطقه جنگلی زاگرس بین ۱۱ استان ایران پراکنده شده است و نزدیک به ۴۰ درصد کل پوشش جنگلی ایران را شامل می‌شود(همشهری، 5 بهمن۹۸).

در حالی که صدها هکتار از جنگلهای بلوط در کوههای زاگرس طعمه حریق شده و ثروت کلانی از مردم و کشور در آتش سوخته است، سرکرده یگان حفاظت محیط زیست اعتراف می کند که سازمان محیط زیست هلی کوپتر مجهز برای کنترل حریق در اختیار ندارد. می توان ابعاد جنایت رژیم را که میلیاردها دلار صرف آشوبگری و کمک به تروریستها می کند از نبودن هلی کوپتر برای مبارزه با حریق دریافت.

مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان گلستان اعتراف کرده که « ۳۰۰ هزار هکتار از عرصه ‌های منابع طبیعی گلستان در معرض بیابانی شدن قرار گرفته است.... با اعتباری که اکنون برای مقابله با بیابان زایی گلستان اختصاص می یابد، نجات ۳۰۰ هزار هکتار عرصه منابع طبیعی فعلی از بیابان شدن، یک قرن به طول خواهد انجامید» (ایرنا، 28 خرداد 99).

دبیر کمیته حقوقی انجمن دوستداران طبیعت و محیط زیست استان خوزستان و از وکلای محیط زیستی استان در باره آتش افتاده به جان مناطق حفاظت‌شدة خائیز، گفت: «آتش از ساعت ۳ بعد از ظهر در منطقه آزاد آغاز شده و روی سطح زمین بوده و به منطقه حفاظت ‌شده خائیز در حوزه شهرستان بهبهان می ‌رسد و آتش از تنگه شیخ و چمران به سمت چاه ریگک و از ارتفاعات به سمت شهرستان دهدشت و روستای آب ‌کاسه و از طرف دیگر به سمت پادوک‌ (حدفاصل گچساران و دهدشت) گسترده شده است. چندین هزار هکتار در بهبهان و چندین هزار هکتار در دهدشت در سایه بی‌کفایتی مسئولان سوخته و تا این لحظه که با شما صحبت می‌کنم خبری از بالگرد آبپاش نیست. حتی یک دمنده و آتش‌ کوبی نداریم» (اسکان نیوز۱۰خرداد۹۹).

سرهنگ عباس ‌نژاد، سرکرده یگان حفاظت سازمان جنگلها در ایران، می‌ گوید که از ابتدای سال جاری خورشیدی تا روز یکشنبه 8 تیر، حدود ۱۱۰۰ مورد آتش ‌سوزی در جنگلها و مراتع کشور به وقوع پیوسته است. گزارش سازمان دید‌ بان جهانی جنگل که بر اساس نقشه‌ های ماهواره ‌های مختلف ناسا تنظیم شده، نشان می‌ دهد که استانهای خوزستان، فارس، بوشهر، ایلام و اصفهان بیشترین موارد آتش‌ سوزی را داشته ‌اند. کهگیلویه و بویراحمد، هرمزگان، خراسان رضوی، تهران و کرمانشاه در رتبه ‌های بعدی هستند (دویچه وله به نقل از ایسنا۸تیر۹۹).

سه تن از فعالان محیط زیست هنگام خاموش کردن آتش در منطقه حفاظت‌ شده اورامانات به شهادت رسیدند. سازمان حقوق بشری «هه ‌نگاو» گزارش کرد که این سه نفر بر اثر انفجار مین‌ جان باخته ‌اند. یکشنبه شب 8 تیر، شماری از مردم پاوه مرکز اورامانات، به استقبال آمبولانس حامل جانباختگان رفته و شعار «شهید نمی‌ میرد» سر دادند. تجمع کنندگان عکس سه فعال محیط زیست، مختار خندانی نوسود، از اعضای هیأت موسس و سخنگوی انجمن محیط زیستی ژیوای، یاسین کریمی، عضو دیگر این انجمن و بلال امینی، از فعالان محیط زیست، را در دست داشتند.

۵۸- از شروع دهه 1390 اقتصاد کشور دچار یک انسداد ساختاری شده و عوامل این وضعیت، انحصار بخش مؤثر اقتصاد کشور توسط بیت خامنه ‌ای و سپاه پاسداران است. آنها به ‌صورت یک طرفه مکنده‌ های منابع اقتصادی و زیست محیطی اند و چیزی به ‌اقتصاد کشور برنمی‌ گردانند. رشد عجیب و غریب سوداگری مالی (از جمله با 6300 مؤسسه مالی و اعتباری غیر قانونی) به صورت پیوسته و دائم میزان نقدینگی را بالا می برد و قیمت کالاها را چنان افرایش داده که سفره لاغر مردم را تهی کرده است.

انسداد اقتصادی خود را در مختل شدن انباشت سرمایه، توقف یا به‌ حداقل رسیدن بازتولید اجتماعی، گسترش فوق ‌العاده جمعیت غیرفعال (دست کم 40 درصد جمعیت کشور)، ناچیز شدن یا به ‌صفر رسیدن توان ایجاد اشتغال، گسترش جمعیت زیر خط فقر (حداقل 60میلیون نفر)، زوال تقریبی ارزش پول رسمی کشور و ... نشان می‌دهد

بر اساس آخرین رتبه ‌بندی بنیاد هریتیج از آزادی اقتصادی در جهان در سال ۲۰۲۰، ایران در جایگاه ۱۶۴ در بین ۱۸۰ کشور قرار گرفته و جزء اقتصادهای بسته طبقه ‌بندی شده است.

رتبه ایران در مقایسه با رتبه ‌بندی سال گذشته، ۹ پله بدتر شده است. ایران در میان ۱۴ کشور منطقه‌ خاورمیانه و شمال آفریقا در رتبه ۱۳ و قبل از الجزایر که بسته ‌ترین اقتصاد در این منطقه است جای گرفته است. امارات متحده عربی آزادترین اقتصاد در این منطقه عنوان شده است. از بین همسایگان ایران، تنها ترکمنستان رتبه ای پایینتر از ایران دارد و کشورهای افغانستان و پاکستان حدودا 30 رتبه بالاتر از ایران هستند (مردم سالاری آنلاین، 21 ژوئن 2020).

هدایت الله خادمی، از مجلس نشینان قبلی، در 16 اردیبهشت 99 گفت: «متأسفانه طی چند ده سال گذشته گروهی مدیر نوکیسه و تازه به دوران رسیده ناکارآمد و منفعت طلب بر امور اجرایی و دولتها چنبره زدند و نتیجه عملکردشان باعث گسترش فقر شدید، فاصله طبقاتی، کودکان خیابانی، بیکاری و افسردگی جوانان، عادی شدن اختلاس، گسترش مصرف مواد مخدر و دهها مشکل دیگر شده است. این گروه منفعت طلب از یک جریان خاص نیستند گرچه شاید سهم جریانی کمتر یا بیشتر شود؛ گاهی چپ هستند و گاهی راست، همانند فصول سال چهار فصل هستند نقطه اشتراک همه آنها اختلاس و حیف و میل منابع کشور است به همین دلیل است که خاوری‌ها به‌ وجود آمدند و راحت رفتند، برای همین است که خبری از چهار و هشت دهم میلیارد دلاری و هزاران میلیارد دلار نیست و تازه می‌ خواهند 5 میلیارد دلار دیگر هم بگیرند و مردم فقیر را بدهکار کنند. هیچکس جرأت حرف زدن در مورد کرسنت را ندارد و مسکوت می ‌ماند حتی منتقدان خود کرسنت، کرسنتیها را به صدارت می ‌نشانند. برای همین است که از مجلس نهم تعدادی از آنها وارد مجلس یازدهم شدند به کرسنتیها رأی دادند تا افتضاح توتال و آی پی سی و توقف خط لوله صلح را به‌ وجود بیاورند برای همین است که مجلس دهم هم باز به کرسنتیها رأی داد برای همین است که منابع مالی کشور به خودروسازان داده می‌شود تا مشتی قوطی حلبی چرخدار تولید و به کشتن مردم ادامه دهند عجب داستانی است» (رادیو فرهنگ).

۵۹-رژیم ولایت فقیه از همان ابتدای غصب حاکمیت مردم، با دو نرخه کردن ارز، مسیر بزرگترین غارت و چپاول از ثروتهای ملی و دسترنج یک خلق را برای چند دهه گشود. این مسیر باعث شد که:

اولاً- به جای کالاهایی که در ایران تولید می ‌شد، کالا از خارج وارد شود. وارد کنندگان کالاها که از دارو دسته ‌های رژیم بودند، ارز را به قیمت رسمی (بسیار ارزانتر از بازار آزاد) از بانک مرکزی می ‌گرفتند و کالا را وارد می‌ کردند و چون قیمت کالاها در بازار با قیمت آزاد ارز در بازار تراز می‌ شد، سود زیادی برای واردکنندگان کالاهای مختلف داشت و درنتیجه تولیدکنندگان داخلی نمی ‌توانستند در تولیدات خود، با کالاهای خارجی رقابت کنند و تولید را تعطیل می‌کردند.

ثانیاً- نهادهای مالی چپاول به سرعت شکل گرفت و سرمایه ‌ها از تولید به سمت نهادهای مالی سرازیر شدند.

نتیجه این شد که تولیداتی مانند کشت پنبه، کارخانه ‌های پنبه پاک ‌کنی، نساجی و بافندگی و ... از دور خارج شوند و به تبع آن کارگران و کشاورزان زیادی بیکار می‌شدند. در همین رابطه در رسانه‌ های رژیم می‌ خوانیم که: «در بخش تولیدات دامی ٨٥ ‌درصد خوراک مورد نیاز دامها از واردات تأمین می ‌شود و ‌درصد کمی تولید داخل است یا بالای ٩٠‌درصد بازار روغن خوراکی ایران به واردات وابسته است... تقریبا هرسال محصولات کشاورزی جزو ١٠ قلم عمده کالای وارداتی به ایران هستند. براساس گزارش گمرک، میزان واردات محصولات اساسی کشاورزی در یک ‌دهه گذشته به ‌طور میانگین ٧،٩ ‌میلیارد دلار طبق آمار گمرک ایران بوده است» (شهروند ۴ اردیبهشت 99).

تقریباً ۸ میلیارد دلار واردات محصولات کشاورزی، یعنی از دور خارج کردن حداقل ۸۰۰ هزار کشاورز که با خانواده خود حدود ۵ میلیون نفر می ‌شوند و اجباراً به حاشیه کلان شهرها رانده می ‌شوند. بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس رژیم: «اقتصاد ایران در سالهای 1397 و 1398 به ترتیب با رشد اقتصادی 5 و 7درصدی منفی»‌ مواجه بود (جهان صنعت 20 اردیبهشت 99).

کار بجایی رسیده که رسانه‌ های حکومتی نوشتند: «آنچه در ایران قطعیت دارد مهیا نبودن شرایط کشور برای رشد تولیدات صنعتی و کشاورزی است» ( جهان صنعت ۱۲ خرداد 99).

البته ۱۵ ماه قبل از این آمارها، در مجلس رژیم هم گفته شد: «سو‌ءاستفاده از ارز دولتی به نام واردات کالاهای اساسی. رانت گسترده در واردات محصولات کشاورزی و صنعتی. رانت در توزیع کالاهای اساسی و مورد نیاز مردم تعمیم فساد و رانت..در طول یک سال دو سال به ثروتهای افسانه‌ ای دست یافته ‌اند و فقر گسترده و گرانی کمرشکن جامعه ما را فراگرفته است» (رادیو فرهنگ، 26 اسفند 97).

وقتی صحبت از «رانت گسترده»‌ و دست یافتن «به ثروتهای افسانه ‌ای»‌ می‌ شود، این حرف بدون در نظر گرفتن دزدیهای آشکاری است که سران رژیم انجام می دهند. دیوان محاسبات رژیم گزارش داده که «۴.۸ میلیارد دلار از ارزهای دولتی ما به ازای واردات کالا نداشته»‌ و یا «در سال ۹۷ بیش از 11 هزار میلیارد تومان انحراف در خصوصی ‌سازی وجود داشته است» (روزنامه شرق ۲۷ فروردین ۹۹).

۶۰-خروجی این سیاست اقتصادی ضدمردمی و ضد ایرانی، افزایش بی سابقة اختلاف طبقاتی، پیوستن میلیونها ایرانی به ارتش بیکاران و رو آوردن انبوهی از مردم به کارهای سخت و طاقت ‌فرسایی مانند کولبری، مسافرکشی، دست‌فروشی و... برای به دست آوردن لقمه نانی است.

در حالی که بانک مرکزی تورم متوسط در سال 98 را بیش از 41درصد اعلام کرده بود، به حداقل دستمزد کارگران، فقط 21درصد افزوده شد. ناصرچمنی، نمایندة کارگران در شورای عالی کار، گفت: جامعة کارگری مصوبة حداقل دستمزد را امضا نکردند. یعنی کارگران منتظر بازنگری در دستمزد هستند و مصوبه را قبول ندارند. ما به دنبال این هستیم که افزایش در پایة حقوق محقق شود. در حالی که قیمتها واقعاً پرواز می ‌کنند.

«دستمزد کارگر در این 40 سال حدود 900 برابر شده است،‌ در حالی که قیمت بنزین ۳ هزار برابر، قیمت نان ۳ هزار برابر، قیمت خودرو ۳ هزار برابر، قیمت مسکن ۶ هزار برابر و قیمت سکه ۱۰ هزار برابر شده است» (ستاره صبح 13 اردیبهشت 99). بنابراین قدرت خرید کارگران حدود 4 بار کمتر شده است. وضعیت معیشتی کارگران، یعنی گرسنگی کارگران و خانواده ‌شان، آنها را علیه رژیم بسیار عاصی کرده و از هر امکانی برای تحقق خواسته ‌های برحق خود استفاده می‌کنند.

خوانساری، رئیس اتاق بازرگانی تهران در جلسة اتاق بازرگانی، با اشاره به رشد ۷ برابری قیمت سکه و ۵.۲ برابر شدن قیمت دلار، از احتمال وجود آمدن «ابر تورم» سخن گفت و اضافه کرد که: «اکنون ۶ دهک زیر خط فقر قرار گرفته‌ اند» (ایلنا، سه شنبه 31 تیر 99).

در چهل سال گذشته، با وجود درآمدهای کلانی که از فروش نفت، میعانات و صادرات نفتی به جیب رژیم رفته، نه تنها یک دلار هم برای مردم هزینه نشده، بلکه آن درآمدها را علیه مردم در سیاست صدور تروریسم و سرکوب به کار گرفته ‌است. نمازی، نایب رئیس مجمع نمایندگان ادوار مجلس، گفت: «در این 30 سال» از میزان «هزینه 3000 میلیارد دلار درآمد نفتی» چیزی به مردم نرسیده ‌است (آرمان 23 فروردین 99).

یعنی رژیم به طور متوسط هر سال 100میلیارد دلار درآمد از صادرات نفتی داشته است. اما از موقعی که تحریمها علیه رژیم اجرایی شدند، رژیم در تنگنای شدیدی قرار گرفت. رژیم فکر می‌ کرد می تواند با استفاده از شکافهای مختلفی که بین کشورها وجود دارند، بازهم درآمد هنگفتی داشته باشد. به این دلیل «در بودجه سال 99 پیش‌ بینی شده که ایران در روز حداقل یک میلیون بشکه نفت به فروش برساند». قیمتی که برای هر بشکه نفت در بودجه دولت در نظر گرفته شده، برای هر بشکه 50 دلار است. اما در حال حاضر «فروش نفت به زیر 100هزار بشکه رسیده است» (آرمان 10 خرداد 99).

ادامه دارد…

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان