11252020چهارشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
چهارشنبه, 30 مهر 1399 ساعت 20:18

- دیگرکسی به خاطر معلمی نباید بمیرد ـ واکنش رسانه ها در مقابل سربریدن یک معلم فرانسوی

نوشته شده توسط
  20 اکتبر2020- ژروم فنولیو ، مدیر و سردبیرکل روزنامه لوموند

تجمعات متعدد حول بزرگداشت یاد ساموئل پاتی، معلم به قتل رسیده در کنفلان-سنت-اونورین (ایولین)، و همچنین مراسم ادای احترام ملی که قرار است روز چهارشنبه برای این معلم تاریخ-جغرافی برگزار شود، همگی لازم و انگیزاننده است. چه منتخبین و چه شهروندان ساده وظیفه دارند به احساس تأثر شدیدی که از سه روز پیش کشور را در خود فرو برده، یک بیان جمعی داده، حمایت قاطع خود از پرسنل آموزش ملی را اعلام کنند. هر چند با بسیج انبوه جمعیت پس از حملات تروریستی 2015 فاصله داریم، ضروری بود در این لحظات وحشتناک برای مدارسمان که سنگ بنای جمهوری ما و حرمت اصول و ارزش های آن به شمار می روند و به نوبه خود هدف فناتیک هائی قرار گرفته اند که مدعی تحمیل یک ایدئولوژی توتالیتر به نام یک قرائت انحرافی و فرقه گرایانه از دین اسلام هستند، در کوچه و خیابان و میدان با آرامش اندوه و تأثر و عزم راسخ خود به دفاع از آموزش لائیک را به نمایش بگذاریم...   یک آموزگار به قتل رسیده فقط به این دلیل که به محصلان 14-13 ساله درس آزادی بیان می داده است. هنگام نوشتن این سطور بدنمان می لرزد، چرا که گوئی ماجرای فجیعی را شرح می دهیم که در سرزمینی دور دست در یکی از اعصار گذشته روی داده است. اما این واقعه روز جمعه گذشته 16 اکتبر در نزدیکی پایتخت فرانسه امروز روی می دهد...

چه شد که به این نقطه رسیدیم؟ این پرسش را نمی توان و نباید تخلیه کرد. پاسخ بی تردید عبارتست از مجموعه ای از وادادگی های کوچک و چشم فرو بستن ها بر نقض مقرراتی که امکان همزیستی تمام آحاد یک جامعه ملی را می دهد و لائیسیته نام دارد. مجموعه اصولی که نه تنها مانعی برای عمل به آداب یک دین هر چه باشد یا محملی برای سرکوب مؤمنان به آن نیست، بلکه به تدریج حسب تجربه قرون به نحوی تنظیم شده که امکان همزیستی تمام ادیان، اعتقادات و تمام اشکال بی اعتقادی دینی را فراهم سازد.

جامعه فرانسه در تمامیت خود دیگر نمی تواند از این واقعیت بگریزد یا بر آن سرپوش گذارد که مدرسه جمهوری هدف یک پروژه هدف دار و روشمند (méthodique) اسلامیستها قرار دارد، دقیقا به این دلیل که سنگ بنای ساختمان جامعه ای است که این گروهها غیرقابل قبول می دانند : جامعه ای که در آن تمام کودکان و محصلان در تفاهم و درک متقابل در کنار یکدیگر زندگی کنند و در آن اسلام به همان اندازه محترم شمرده شود که دیگر ادیان و با صلح و صفا در هماهنگی با اصول جمهوریت به حیات خود ادامه دهد.

آموزگاران از آنجا که در خط اول انتقال میراث ارزشمند این لائیسیته قرار دارند و از آنجا که مسئولیت عظیمی از بابت تربیت شهروندانی دارای اراده آزاد و قدرت نقد و تشخیص بر عهده آنان بار است، منظما هدف تعرضاتی نظیر امتناع از شرکت در برخی کلاسها یا به چالش گرفتن پاره ای مطالب و محتواهای درسی و نظایر آن قرار دارند که یک ماشین تبلیغاتی ایدئولوژیک به آن خوراک می رساند با این هدف که مبانی زندگی جمعی را بفرساید، روشها و دستاوردهای علمی را زیر سؤال ببرد و موذیانه این فکر را القا و تحمیل کند که گویا مسلمانان وظیفه ای تاریخی دارند که از غرب انتقام بگیرند.

خطر مرگبار

گذشت سالیان طولانی لازم بود تا نهاد آموزش ملی بپذیرد با مسأله دشواری یا حتی غیرممکن بودن طرح موضوعاتی مانند نسل کشی یهودیان در جنگ جهانی دوم (هولوکاست)، آموزش دستاوردهای داروین (علم تکامل زیستی) یا رفتن دختران به استخر شنا رو در رو شود و واقعیت را آن گونه که هست ببیند. فاجعه جمعه 16 اکتبر درکنفلان-سنت-اونورین دیگر اجازه نمی دهد در خصوص خطر مرگباری که این گونه وجوه اسلامیسم در بر دارد، تردید کنیم.

ساموئل پاتی پیش از پرداخت بهای شور و شوق خود به تدریس و انتقال اصل تحمل و تساهل (tolérance) با جان خود، به تنهائی با کابوسی مواجه شد که فشرده ای از تمام انحرافات، ناهنجاریها و مصائب دورانی است که در آن به سر می بریم...این معلم در شبکه های اجتماعی اینترنتی هدف نوعی عملیات "شکار انسان" (chasse à l’homme) قرار گرفت. هدف انواع و اقسام مزاحمت ها، ایذا و اذیت های، ارعاب و تهدید قرار گرفت تا آنکه یک جوان وحشی کور شده از تعصب این نفرت را به یک جنایت هولناک مبدل ساخت.

هیچ معلمی از این پس نباید در برابر تهاجم هیولای دو سر دروغ و عملیات لینچ کردن مجازی(lynchange virtuel) تنها بماند. باید به این فکر پایان داد که منازعات مرتبط با زندگی تحصیلی را همچنان می توان صرفا در درون دیوارهای مدارس حل و فصل کرد، در حالیکه به عینه می بینیم چگونه این منازعات به شکل تحریف و منحرف شده به سرعت از طریق ابزار ارتباطی مجازی منتقل و منتشر می شود. دستگاه آموزش ملی باید نتایج لازم را از این واقعیات نوین گرفته، دیگر این "سربازان" پیاده جمهوری را تنها و بی سلاح و بی دفاع به جبهه نبرد علیه تاریک اندیشی نفرستد.

درباره تمام این موضوعات قطعا تدابیری اتخاذ خواهد شد. اما فراتر از اقدامات عملی ضروری آنچه باید واقعا متحول شود نوع نگاهی است که کل کشور به یکی از حرفه های خط اول جبهه – بویژه پس از بیدار شدن وجدانها و آگاهی جمعی بر قهرمانی های پرسنل درمانی در مواجهه با اپیدمی کووید-19 – دارد. ملت و تک تک شهروندان آن باید بار دیگر با "معلمان" خود تجدید پیمان کنند، به جای حمله وانتقاد روزمره و شکننده کردن جایگاه آنان در جامعه و بخصوص نزد دانش آموزان، از آنها دفاع کنند تا اطمینان حاصل شود و تضمین گردد که در کشوری مانند فرانسه دیگر هرگز کسی به خاطرتدریس و معلمی جان خود را از دست ندهد.»

 

پاریزین - ۱۹ اکتبر ۲۰۲۰

«بعد از این سوء قصد، ماکرون چگونه می خواهد پاتک بزند»

عنوان گزارشی در باره واکنش و پاسخ ماکرون در قبال این جنایت است.

رئیس جمهور در جلسه شورای دفاع که روز گذشته برگزار شد گفت «ترس می خواهد کمپ عوض کند». دولت روی اقدامات جدید علیه جدایی طلبی اسلامی کار می کند.

قرار ملاقات به عنوان یک لحظه کلیدی پاسخ سخت برای دولت قابل انتظار بود. روز یکشنبه ساعت 18عصر، امانوئل ماکرون جلسه شورای دفاع را برای بررسی اقدامات روشن فوری توسط وزیران، بعد از سوء قصد توسط اسلامگرا، تشکیل داد. توصیه؟ «ترس می خواهد کمپ عوض کند» این حرفی است که رئیس جمهور در این جلسه که نزدیک به سه ساعت به طول انجامید، گفت. وی افزود «اسلامگرایان در فرانسه راحت به خواب نخواهند رفت». «در میان برانگیختگی»، اقدامات جدید می توانند در لایحه قانونی مربوط به جدایی طلبی که 9دسامبر به شورای وزیران معرفی می شودف اضافه گردد. در الیزه گفتند که «یک واقعه تراژیک به وقوع پیوسته است، که سوالاتی را پیش می کشد، و این مسئولیت است که به تجار خود برگردیم».

در حالیکه معلمان در خط اول این تراژدی هستند، و ترس بر آنها حاکم شد، شورای دفاع این مسئله را باز کرد که : چگونه باید از جامعه آموزش و پرورش حفاظت کرد؟ الیزه می گوید «فراتر از امنیت فیزیکی آنها، یک بازنگری در مورد شیوه حفاظت مخصوص معلمان و از جمله حفظ ناشناختگی آنها در شبکه های اجتماعی است». الیزه در این فکر است که امنیت ورودی مدارس را در بازگشت (از تعطیلات پانزده روز توسن-م) به مدارس تقویت کند. الیزه می گوید «در پانزده روز تعطیلاتی که داریم، می توانیم ببینیم که چه اقداماتی می توان در این مورد اتخاذ کرد». یک پیام از سوی وزیران کشور و آموزش و پرورش برای استانداران ارسال شده که در آن بر «حساسیت مسئله هنگام بازگشت دانش آموزان از تعطیلات» تأکید شده است....

«اقدامت روشن» علیه رادیکالها

امانوئل ماکرون روز جمعه در دیدار از شهر کنفلان قول داد که اقدامات«سریع» خواهند بود. لحنی که در تمام هفته های پیش رو، در مورد عملیات کنترل و «عملیات مشخص» (بر اساس ترمی که الیزه بکار برده) با هدف ساختارها، محل های مخفی یا افرادی که به این جنبشهای رادیکا گرویده اند، صورت خواهد گرفت. در جریان جلسه ای که روز بعد از ظهر یکشنبه برگزار شد، ژرار دارمنن، وزیر کشور، استانداران را برای بسیج عمومی، در عملیات پلیسی و قضایی فوری، فراخواند.

همچنانکه وزیر کشور در مصاحبه با رادیو اروپا یک گفت، از جمله از پرفکتور خواست که 231نفر خارجی که در لیست FSPRT، (لیست هشیاری برای جلوگیری از رادیکال شدن با مشخصات تروریستی) قرار دارند، را به سرعت اخراج کند. در الیزه، در جلسه روز یکشنبه مسئله «خارجی هایی که به خاطر روند بررسی طولانی پرونده آنها، همچنان به طور غیر قانونی حضور دارند» مطرح شد.

از سوی دیگر، ژرار دارمنن وزیر کشور، با اشاره به خطر شدید مخالفت بخشی از اکثریت، از اینکه تحت فرمان شورای دفاع به منظور سفت کردن پیچه ها حول صدور موقعیت پناهندگی، باشند، نگران است. یکشنبه شب الیزه تضمین داد که «هیچ بحثی در مورد حق پناهندگی نشد»: و افزود «به هیچ وجه در دستور روز قرار ندارد».

 

 

پاریزین - ۱۹ اکتبر ۲۰۲۰

«همه با هم یک پیکریم»

عنوان مشروح مجموعه گزارشهایی در مورد تظاهرات روز گذشته در سراسر فرانسه در اعتراض به قتل یک معلم و پیامدهی سیاسی و اجتماعی آن است.

با وجود اپیدمی، روز گذشته دهها هزار نفر در کشور برای مقابله با بربریت تجمع کردند تا بگویند نه به صدمه زدن به آزادی بیان. آنها به ساموئل پتی، معلم به قتل رسیده ادای احترام کردند.

روز یکشنبه 18 اکتبر، دهها هزار نفر در سراسر فرانسه، به عنوان یک نمونه از مقاومت در برابر حمله تروریستی که به قیمت جان ساموئل پاتی تمام شد، تجمع کردند. این معلم 47ساله دارای خانواده و فرزند توسط یک جوان 18ساله چچنی در شهر کنفلان در استان ایولین سربریده شد و به طرز فجیعی به قتل رسید. تظاهرات روز گذشته علاوه بر پاریس در سراسر فرانسه بخصوص در شهرهای بزرگ مثل، لیون، مارسی، برست، گرونوبل، بوردو، لیل و حتی در کشورهای همجوار مثل بروکسل پایتخت بلژیک دست به اعتراض زدند و با خانوده قربانی همدردی و نسبت به وی ادای احترام کردند.

تجمع و تظاهرات پاریس در میدان رپوبلیک (جمهوری) برگزار شد که نخست وزیر و اعضای دولت، آن هیدالگو شهردار پاریس و مسئولان احزاب نیز حضور داشتند.........

در ادامه، گزارشهایی از شهرهای مختلف و همچنین اظهارات برخی شرکت کنندگان در تظاهرات از جمله برخی که اهل کشورهای مسلمان هستند علیه این جنایت را منعکس کرده است. ....

قبل از ادای احترام ملی که قرار است روز چهارشنبه برگزار شود (ماکرون هم شرکت می کند و احتمالا در میدان انولید برگزار خواهد شد-م) تجمع های دیگری برگزار خواهد شد، از جمله در مدرسه ای که ساموئل پاتی در 23 سال اخیر در آن درس می داد.

 

 

پاریزین - ۱۹ اکتبر ۲۰۲۰

«حزب جمهوریخواه می خواهد مساجد رادیکال شده، بسته شوند»

عنوان مصاحبه دامیان آباد، رئیس گروه پارلمانی حزب جمهوریخواه در مجلس ملی فرانسه است.

دامیان آبادف رئیس گروه پارلمانی جمهوریخواه در پارلمان فرانسه، پیشنهادات فوری حزب خودف بعد از سوء قصد در کنفلان را شرح می دهد.

گزینشی از مصاحبه وی به این شرح است:

با این سوء قصد، آنها به مکان مقدس جمهوری حمله کردند: حمله به مدرسه با مشخصه جدایی طلبی نیست، بلکه اعلام جنگ است. لذا باید فراتر و سریعتر اقدام کردد.

بله سریعتر، حتی قبل از رأی گیری بر سر قانون علیه جدایی طلبی، من انتظار دارم که مساجدی و سالنهای نماز که رادیکال شده اند. می دانیم که از اینها وجود دارند. در برخی شهرها و مکانها، حتی یک توافق نانوشته بین سلفیست ها و کارفرمایان وجود دارد. باید که یک سخت گیری مطلق در شیوه اداری اعمال شود، چیزی که امروزه وجود ندارد. همچنان باید امامهای خارجی مساجد که رادیکال هستند، اخراج شوند....

در گذشته شورای قانون اساسی اقدامات مختلف مثل تنبیه بخاطر مراجعه به سایتهای جهادگران را رد کرده بود یا بازداشت مجدد رادیکال شده هایی که دوران محکومیت خود را سپری کرده و آزاد شده بودند را رد می کردند. لذا باید قانون اساسی برای حفظ بهتر لائیسیته و مجازات بهتر کسانی که به آن صدمه می زنند، را تغییر داد. راست باید یک متحد در مبارزه علیه اسلام رادیکال باشد و نه یک ترمز............

 

ار اف ای (رادیو فرانسه-فارسی) ۱۹ اکتبر ۲۰۲۰  

آغاز عملیات پلیس فرانسه علیه اسلامگرایان؛ ماکرون: اسلامگرایان دیگر خواب راحت در کشور ما نخواهند داشت

پلیس فرانسه امروز دوشنبه نوزدهم اکتبر عملیات گسترده ای را در این کشور علیه ده ها نفر از اعضای جریانات اسلامگرا آغاز کرد، پس از آنکه ساموئل پتی، دبیر تاریخ یکی از مدارس حومۀ پاریس، توسط یک اسلامگرای چچن، در خیابان سر بریده شد.

افراد دستگیر شده در عملیات پلیس لزوماً ارتباط مستقیمی با قتل ساموئل پتی نداشته اند. اما، همگی آنان از اسلامگرایان افراطی تحت نظر سرویس های امنیتی فرانسه هستند که از طریق شبکه های اجتماعی خشونت و تنفر را در این کشور ترویج می کنند.  

وزیر کشور فرانسه، ژرالد درمنن، با اعلام این خبر افزود که از زمان فاجعۀ قتل دبیر فرانسوی، افراد بسیاری دستگیر شده و دست کم هشتاد تحقیق قضایی نیز آغاز شده است و عملیات پلیس علیه افراد وابسته به شبکه ها و جریان های اسلامگرا ادامه خواهد یافت.

تصمیم گیری دربارۀ این عملیات در شورای دفاع کشور که دیشب یکشنبه هجدهم اکتبر به ریاست رئیس جمهوری فرانسه، امانوئل ماکرون، برگزار شد، صورت گرفت. در این نشست، رئیس جمهوری فرانسه گفت : "از این پس ترس تغییر اردو می دهد و اسلامگرایان نباید خواب راحت در کشور ما داشته باشند."  

وزیر کشور فرانسه نیز گفت که بر اساس تصمیم های شورای دفاع کشور ٥١ انجمن اسلامگرا و مسئولان آنها هدف تحقیق قرار می گیرند و شماری از این انجمن ها نیز به پیشنهاد خود او در شورای دولت منحل می شوند. وزیر کشور فرانسه همچنین گفت که انجمن های موسوم به "مبارزه با اسلام ستیزی در فرانسه" و "برکت سیتی" از جمله ساختارهایی هستند که با تصمیم دولت منحل خواهند شد. رئیس انجمن "برکت سیتی"، "ادریس یمو"، پنجشنبه گذشته به اتهام آزار و ترویج تنفر و خشونت در شبکه های اجتماعی بازداشت موقت شد.

دو تن از یازده نفری که تاکنون بازداشت موقت شده اند از طریق شبکه های اجتماعی کارزار تهدید علیه ساموئل پتی دبیر فرانسوی به راه انداخته بودند. یکی از آن دو پدر یک دانش آموز و دیگری یک اسلام گرای افراطی است.

 

ار اف ای (رادیو فرانسه-فارسی) ۱۹ اکتبر ۲۰۲۰  

ده‌ها هزار تن از شهروندان فرانسه برای ادای احترام به دبیر به قتل رسیده و نفی افراط گرائی در گردهمائی‌های مختلف در سراسر این کشور شرکت کردند

بسیج شهروندان فرانسه در برابر تعصب، افراط گرائی و تروریسم، دو روز پس از قتل ساموئل پَتی، به دهها گردهمائی در شهرهای مختلف کشور انجامید. در این گردهمائی‌ها که امروز یکشنبه ١٨ اکتبر به دعوت سندیکاهای آموزگاران و دبیران و نیز شماری از انجمن‌های مدنی بر پا شد، نخست وزیر، برخی از وزیران و نیز رهبران نیروهای سیاسی گوناگون شرکت کردند. ساموئل پَتی، دبیر تاریخ در یکی از دبیرستان های حومۀ شمال غربی پاریس روز جمعه گذشته توسط یک جوان چچن سربریده شد. او چند هفته پیش از آن در کلاس تعلیمات مدنی در بارۀ اصل آزادی بیان به ماجرای نشریۀ شارلی اِبدو اشاره کرده و کاریکاتورهای پیامبر اسلام را در این نشریه به شاگردان نشان داده بود.

ده‌ها هزار تن از شهروندان فرانسه، روز یکشنبه ١٨ اکتبر/ ٢٧ مهرماه، برای دفاع از آزادی بیان و نفی تاریک اندیشی در شهرهای مختلف این کشور گردآمدند. در پاریس، هزاران تن با حمل پلاکاردهائی که با کلمات و عبارات گوناگون از آزادی بیان پاس می‌داشت و نسبت به دبیر به قتل رسیده ادای احترام می‌کرد، در میدان جمهوری تجمع کردند. ژان کَستِکس، نخست وزیر، ژان میشل بلانکر، وزیر آموزش و پرورش، مارلِن شیاپا، وزیر مشاور در امور شهروندی، فرانسوا هولاند، رئیس جمهوری پیشین، اَن ایدالگو، شهردار پایتخت، و شمار بسیار دیگری از دولتمردان و سیاستمندان این کشور در این گردهمائی شرکت کردند.

ژان کستِکس، بگفتۀ خود «برای حمایت از آموزگاران، از لائیسیته، از آزادی بیان و علیۀ اسلام گرائی» در این همایش حاضر شده بود. او از میدان جمهوری با ارسال یک توئیت نوشت «شما قادر به ایجاد ترس در ما نیستید، ما نمی‌ترسیم، شما موفق به ایجاد تفرقه در ما نخواهید شد، ما فرانسه‌ایم».

وزیر آموزش و پرورش در کنار او به روزنامه نگاران گفت «اختلافات سیاسی، سندیکائی یا دیگر تفاوت‌های ما هر چه باشد، باید وحدت خود را در برابر دشمنان دموکراسی حفظ کنیم. یکپارچگی شرط موفقیت است».

بر روی بسیاری از پلاکارت‌های در دست تظاهرکنندگان اهمیت دفاع از آزادی بیان بهر بهائی یادآوری شده بود. بسیاری دبیران در همین نوشته‌ها بر عزم قاطع خود در آموزش لائیسیته، آزادی بیان و ارزش‌های اساسی دموکراسی فرانسه تاکید کرده بودند.

اجتماعات مشابه دیگری در سایر شهرها و از جمله در بوردو، تولوز، رَنس، گرونوبل، لیل، لیون، مارسی و حتی شهرهای کوچک در دفاع از آزادی بیان برپا گردید. در بسیاری از این گردهمائی‌ها شاگردان دبیرستان‌ها و خانوادۀ آنها شرکت کرده بودند.

فرانسه روز چهارشنبۀ آینده نسبت به ساموئل پَتی، دبیر به قتل رسیده، مراسم ادای احترام ملی برگزار می‌کند. در همین حال شورای شهرستان «ایولین» تصمیم گرفت دبیرستان «بوآدولن» در «کُنفلان سنت اُنورین» را که ساموئل پَتی در آن تدریس می کرد به نام وی نامگذاری کند.در همین حال، اجلاس ویژۀ شورای دفاع فرانسه یکشنبه شب به ریاست امانوئل مکرون در کاخ الیزه برگزار شد. در این نشست رئیس جمهوری از وزرا خواست هر چه زودتر پیشنهاداتی برای غنی کردن لایحۀ مبارزه با «جدائی گرائی» ارائه کنند.

در این اجلاس وزیر کشور فهرستی از انجمن‌های وابسته به اسلام گرایان که گفتار کینه جویانه آنها در جامعه می‌تواند به ارتکاب جنایت‌هائی نظیر آنچه جمعه گذشته روی داد، ارائه کرد. امانوئل مکرون دستور داد روش‌های لازم برای چگونگی جلوگیری از اینگونه فعالیت‌های آنها مورد مطالعه قرار گیرد.

از سوی دیگر، ژِرالد دارمَنَن، وزیر کشور فرانسه، که امروز با استانداران دیدار کرد، از آنها خواست در ساعات آینده دستور اخراج ٢٣١ شهروند خارجی را که نام آنان در سیاهۀ افراط گرائی تروریستی ثبت شده است، صادر کنند. از این تعداد ١٨٠ تن به دلیل ارتکاب جرایم مختلف در زندان بسر می‌برند و ۵١ نفر دیگر تحت نظر آزاد هستند. براساس گزارشی که در اختیار رسانه‌ها قرار گرفته، این افراد نیز دستگیر شده و روند اخراج آنها از فرانسه به سرعت به اجرا گذاشته خواهد شد.

سرمقاله فیگارو -۱۹ اکتبر ۲۰۲۰

"اشک و آه، ادای احترام و بزرگداشت، اما بعد چه؟»

آیا ما می خواهیم سرانجام بیدار شویم و به اعلان جنگی که به ما داده شده پاسخ بدهیم؟

«نام ساموئل پاتی نباید فراموش شود و سزاوار آنست که در سینه تاریخ نامداران مدرسه جمهوریخواهی مانند لوئی ژرمن، معلمی که آلبر کامو را آموزش داد و پرورید، حک شود...

طبق تمام شهادت ها، ساموئل پاتی مردی بود به غایت گرم و مهربان، خیرخواه، حساس تا حد وسواس و مورد محبت و ستایش شاگردانش...درست عکس چهره یک فتنه گر موذی و آتش افروز که بعضی ها تلاش می کنند در شبکه های اجتماعی از او ترسیم کنند. او صرفا به این دلیل که خواسته بود برنامه درس تعلیمات مدنی و اخلاقی کلاس دوم راهنمائی را تدریس کند، به طرزی فجیع و غیرقابل وصف به قتل رسید. او سر بریده شد صرفا به این دلیل که دو تصویر طنزآلود از ...محمد را در راستای طرح مسأله آزادی بیان و برخی موانع آن نشان داده بود.

این بار دیگر کسی نمی تواند بیاید به ما بگوید که یک شهروند دیگر در یک رویداد استثنائی، از سر تصادف و بی دلیل به دست یک "فرد نامتعادل به لحاظ روانی" کشته شد! بر عکس، تمام شواهد و مدارک در روزهای پیش از وقوع این جنایت حاکی از پروسه ای است که به این تراژدی منتهی شده است. ساموئل پاتی به مدت دو هفته هدف یک دسیسه چینی روشمند و به دقت طراحی و سازماندهی شده قرار داشت. شماری فعالان اسلامیست او را آماج حملات خود قرار داده، به آزار و اذیتش پرداخته و به او انگ و بهتان زدند. در بین آنان علاوه بر یکی از "والدین" یک محصل، یک فعال شناخته شده اسلامیست نیز دیده می شود که عضو چیزی موسوم به "شورای ائمه فرانسه" بوده و نامش در فیش "تهدید امنیتی" (S) ثبت شده بوده است. اعضاء این باند کوچک معلم مدرسه کنفلان-سنت-اونورین را به رؤسای آن "لو" داده، سپس به لجن مال کردن او در شبکه های اجتماعی پرداختند. تعدادی ویدیوی توهین آمیز روی سایت اینترنتی یکی از مساجد قرار دادند و تا شکایت به مقامات بالای آموزشی پیش رفتند!

حال به فرض که این جماعت مستقیما سلاح به دست قاتل نداده باشند (البته این موضوع را تحقیق قضائی باید روشن سازد)، بی تردید منبع "الهام" این عمل قاتل بوده اند. شدت فشارها و تهاجم جنایتکارانه آنان علیه این آموزگار گواهی است بر نوع دورانی که در آن به سر می بریم و همچنین شرایط بی اندازه فجیع و شنیع این جنایت را توضیح می دهد. امروز دیگر آن "گرگ های منزوی" معروف (« loups solitaires ») را نمی توان واقعا "تنها" و "منزوی" دانست چرا که در یک محیط زیست اسلامیستی ریشه دارند که این گونه موجودات را حفاظت و تغذیه می کند...

شعار "آنها موفق نخواهند شد!" (« Ils ne passeront pas ! ») [اشاره به واکنش رئیس جمهور و نخست وزیر] اگر قضیه تا این حد غم افزا و گریه آور نبود، قطعا باعث خنده می شد چرا که همه این واقعیت غم انگیز را می دانند که "آنها" مدتهای مدید است موفق شده اند. نفوذ اسلامیستی با تمام قوا بر مدارس فرانسه سنگینی می کند. ژان-پیر اوبن

Jean-Pierre Obin، بازرس کل آموزش، از بیست سال پیش کرارا گسترش بی حد و مرز "مماشات جوئی" با این نفوذ و ایدئولوژی شوم را افشا می کند : طبق نتایج یک نظرسنجی جدید، 40% آموزگاران اذعان میکنند که در مورد برخی موضوعات درسی (که می توان به راحتی حدس زد چه مقولاتی می تواند باشد) دست به "خودسانسوری" می زنند، مبادا سانحه ای روی دهد. همین نوع نفوذ بر دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی نیز سنگینی می کند. قانقاریائی است که هم به جان ادارات و ساختارهای خدمات عمومی افتاده و هم به مؤسسات خصوصی حمله کرده است. حتی در زندانها، دوایر پلیس، ارتش و...تقریبا هیچیک از شاخه های خدمات دولتی و هیچیک از بخش ها و لایه های اجتماع را از آسیب خود در امان نگذاشته است...

واقعیت اینست که کار اسلامیست ها در کشور ما رونق گرفته است. آنها به پشتوانه ویترین خود، "جمعیت مبارزه با اسلام هراسی" (Collectif Contre l’Islamophobie/CCIF)، دکه و دکان ها و ساختارهای مخفی بعضا نیمه رسمی خود را گسترش داده اند، نمایندگان حقوقی خود را دارند و وکلای بسیار خوب و مبرزی که به بالاترین رده های دستگاه اداری دولتی دسترسی و با آن ارتباط دارند. مدیران و صاحبان سرمایه ای در اختیار دارند که آنان را تأمین مالی می کنند و فعالانی که کار پخش امواج نفرت پراکنی در شبکه های اجتماعی را بر عهده دارند. واعظانشان با خطابه های آتشین مساجد را پر می کنند و سربازان پیاده آنان عملا کنترل شهرک ها و محلات حساس را به دست گرفته، کار پاسبانی از این جریان و تفتیش عقاید را پیش می برند...

واقعیت اینست که اسلامیستها در ساختارهای کشور، احزاب سیاسی و رسانه ها روی همراهان و حامیانی (که شاید بتوان "ابلهان مفید" idiots utiles نامید) حساب می کنند که به نحو مؤثر پشتیبان این جریان و مدافع آن در لحظات دشوار هستند.

از آن جمله اند ژان-لوئی بیانکو و تشکیلات او موسوم به "رصد خانه لائیسیته"(Observatoire de la laïcité) با نامی بی مسمی که با تفسیر های گل و گشاد از لائیسیته عملا به افراطیون اسلامگرا سود می رساند.

ژان-لوک ملانشون که امروز بی شرمانه مدعی مبارزه با دوستان همان کسانی می شود که تا دیروز در کنار آنها راه پیمائی می کرد. ادوی پلنل Edwy Planel [سردبیراسبق روزنامه لوموند و مدیر کنونی سایت مدیاپارت] که هنوز فراموش نکرده ایم چگونه شارلی هبدو را متهم کرده بود "به مسلمانان اعلان جنگ داده"!

و پشت همه اینها گستره ای از اسلامی-چپی ها (islamo-gauchistes) که در سخن پراکنی بر اساس مظلوم نمائی

(rhétorique victimaire) خبره شده اند (از آن جمله اند اتحادیه ملی دانشجویان فرانسه Unef، انجمن ضد نژاد پرستی SOS-Racisme، لیگ حقوق بشر LDH...) که هر بار صحبت از اجرای قانون می شود، از "نژاد پرستی دولتی" صحبت می کنند، هر بار که صحبت از حفظ نظم است از "خشونت های پلیسی" زبان به فغان می گشایند و هر بار که کسی جرأت ورزیده، در برابر تحمیلات ریشوها مقاومت می کند، فریاد "اسلام هراسی" بر می دارند...

حضور عده ای از این جماعت روز گذشته در تجمع میدان رپوبلیک پاریس در کنار شهروندانی که صادقانه از تحرکات اسلامیستها به خشم و غلیان آمده اند ، دقیقا توهینی است به اخلاق سالم انسانی و یاد و خاطره قربانیان...

حال چه باید کرد؟ فردا چه خواهد شد؟ پس از انبوه اشک و آه و بزرگداشت ها و پس از سخنرانی های بزرگ و تجمعات، پس از "هشتگ" ها و شمع افروزی ها، چه خواهد شد؟ آیا در برابر تهدید اسلامیستی بار دیگر گوئی اتفاقی نیافتاده به همان رفتار بی افتخار گذشته، به سازش کاری های پنهان و آشکار، به امتیاز دهی های موذیانه و زیرجلی، و آن "قاطعیت" های دو پهلو و صرفا لفظی که سالهاست جای یک سیاست به معنای واقعی کلمه را گرفته، باز خواهیم گشت؟ آیا سرانجام بیدار خواهیم شد و در برابر اعلان جنگی که به ما داده شده دست به جنگی بی گذشت و بی رحمانه خواهیم زد؟ امروز این به واقع تنها پرسش مطرح و پرسشی حیاتی-مماتی است که باید به آن پاسخ دهیم.

قانون "ضد جدائی طلبی" به عنوان پاسخ؟ به نظر می رسد که قرار است قوانین و مقررات فعلی سخت تر شود. چه بهتر! کنترل بهتر و بیشتر انجمن ها، پایان دادن قطعی به "کلاس های تعلیمات قرآنی" در مدرسه به بهانه آموزش "زبان مادری"، تحمیل مراعات قواعد ابتدائی که از جمله تبلیغ انواع بخصوصی از پوشش و لباس را ممنوع می سازد...همه اینها البته خوب و پسندیده است (مشروط به آنکه واقعا اجرا شود)، اما همه می دانند که به غایت ناکافی است. به طور عام تر، باید در فلسفه وجودی این قانون – که چنان خجولانه تنظیم شده مبادا کلمه "اسلامیسم" در آن به کار رود! – بازبینی شود. باید پرسید منظور از این "جدائی طلبی" [از جامعه ملی و جمهوریت] و ماهیت آن چیست؟ دژخیم ساموئل پاتی و فعالان اسلامیستی که زمینه ساز جنایت او شدند، بهیچوجه هدف ساختن جامعه اسلامی خود در جوار جمهوری ما را دنبال نمی کنند، بلکه پروژه آنان جایگزین کردن آن، محله به محله، شهر به شهر و منطقه به منطقه با رژیم "پاکیزه" ای است که قانون "شریعت" بر آن حاکم باشد. اسلامیست ها جدائی طلب نیستند، فتوحات طلبند...

برای جنگ با این جریان شوم و برای آنکه بختی برای پیروزی داشته باشیم، باید کمتر حرف بزنیم و بیشتر عمل کنیم. باید بدون تردید و درنگ تمام مساجدی که در آن نفرت از فرانسه آموزش داده می شود تعطیل گردد. "امام" های بیگانه موعظه گر نفرت باید بلادرنگ اخراج شوند. "جمعیت مبارزه با اسلام هراسی" و کلیه سازمان هائی که زیر پوش مبارزه علیه "اسلام هراسی" برای رادیکال ترین نوع اسلام بستر سازی می کنند، منحل شوند. و نهایتا باید به دادگاههای اداری تفهیم کرد که ندای عقل و منطق را بشنوند و تحت عناوین مختلف حکم به لغو تصمیمات ندرتا قاطعی که در این گونه موارد گرفته می شود، ندهند.

همچنین باید در مورد اشخاصی که نامشان در فهرست فیش های "تهدید امنیتی" (fiché S) آمده، دست از تعلل برداشت: افراد رادیکالیزه خارجی اخراج شوند (احسنت به وزیر کشور ژرالد دارمانن که قصد دارد در این زمینه دست به کار شود) و مشاغل حساس مانند معلم و مربی برای این گونه افراد که تابعیت فرانسوی دارند و نمی توان اخراجشان کرد ممنوع شود. این مستلزم آن خواهد بود که در برابر مخالفت اشخاصی که می گویند نمی شود کاری کرد چون "آنها هنوز جرمی مرتکب نشده اند"، مقاومت شود...

و نهایتا باید مصممانه و بدون پرده پوشی یا رودربایستی با مسأله مهاجرت کنترل نشده و عواقب آن برای کشور برخورد کرد. یک نوجوان 18 ساله چچنی که قضائیه فرانسه به او استاتوی پناهنده اعطا و برای وی کارت اقامت ده ساله صادر کرده بود، یک آموزگار فرانسوی را سر بریده است. تنها چند روز پیش تر یک جوان پاکستانی که باز همان قضائیه استاتو و حفاظت ویژه "صغیران بدون همراه" را به او داده بود، با ساطور قصابی به اشخاصی در برابر ساختمان محل دفتر پیشین شارلی هبدو حمله کرده بود. شاید این تقارن سزاوار آن باشد که لحظه ای تعمق کنیم : چنانچه قرار باشد فرانسه همچنان سالی پانصد هزار خارجی را در خاک خود بپذیرد که اکثریت بزرگی از آنها مسلمان و بر این باور باشند که قانون شرع بر هر چیز دیگر مقدم و برتر است، این احتمال که اسلامیسم روزی عقب بنشیند بسیار ضعیف خواهد بود...

و دیگر کسی نیاید باز به ما بگوید که "باید از خطر ایجاد شکاف بین فرانسویان حذر کنیم" که "این گونه اقدامات هدایائی است که تقدیم تروریست ها می شود" یا "آنها دقیقا منتظر همین هستند"! این تحلیل و استدلال که هر بار بحث اجرای یک سیاست قدری قاطع تر مطرح می شود، عده ای "خیرخواهانه" مطرح می کنند، پیش درآمدی است بر همه گونه وادادگی...

زیرا در واقع هدف نهائی اسلامیست ها نه "ایجاد شکاف و تفرقه"، بلکه تحمیل خود و قانونشان بر هر ملائی است که مسلمانان در آن زندگی می کنند. البته ممکن است اسلامیست های رادیکال بروز شکاف و تفرقه در بین فرانسویان و رو در رو شدن بخش هائی از جامعه را به عنوان ابزاری غیر مستقیم برای نیل به این هدف سلطه طلبانه تلقی کنند، اما از نگاه آنان ابزار به مراتب مؤثرتری هم وجود دارد : تسلیم طلبی حریف و وادادگی او که به آنها امکان خواهد داد بدون حتی نیاز به جنگیدن خود را تحمیل کنند. این شیوه دفاع از "وحدت ملی" به معنای حاکم کردن سکوت قبرستان است.

در ماهیت امر و در مواجهه با وضعیتهای پیچیده و دشوار تنها عاملی که در سیاست ارزشی واقعی دارد "شهامت" نام دارد. این شهامت که مردان سیاسی ما اعم از راست یا چپ، چهل سال است از خود نشان نداده اند، شهامتی است که در زینب الغزوی، ریسRiss [به ترتیب روزنامه نگار مراکشی تبار شارلی هبدو و مدیر کنونی آن] و بسیاری دیگر می بینیم که با صدای بلند و رسا مخالفت خود با اسلام سیاسی را اعلام می کنند. این همان شهامتی است که باعث شد مردی به نام ساموئل پاتی هنگامی که اسلامیستها به صورت گله ای دست به کار لجن مالی او شده بودند، مطلقا تسلیم نشود. نام و یادش نباید هرگز فراموش شود.»  

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان