12032020پنج شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
سه شنبه, 06 آبان 1399 ساعت 17:42

بیانیة سی و نهمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران فصل نهم : شیطان سازی برضد آلترناتیو دموکراتیک راهبرد امنیتی رژیم در بحران سرنگونی

نوشته شده توسط
 86-راهکار رژیم ولایت فقیه در مورد مقاومت سازمانیافتة مردم ایران به طور عام و در مورد شورا و مجاهدین خلق به طور خاص شامل دو محور سخت افزاری و نرم افزاری است. راهکار سخت افزاری رژیم بسیار مشخص است.

زندان، شکنجه، اعدام، ترور، ربودن و نابود کردن، بمب گذاری، موشک پرانی تاکتیکهایی هستند که بدون توقف به کار گرفته شده اند. راهکار نرم افزاری رژیم اما در بسیاری موارد چند لایه، متنوع، پیچیده و پرهزینه تر از روش اول برای رژیم است. در شرایطی که حکومت با بحران همه جانبه درگیر و جامعه در حال انفجار است، کابوس قیام و سرنگونی یک لحظه ولایت خامنه ای را رها نمی کند. در چنین شرایطی رژیم آخوندی تنها راه نجاتش را کماکان تروریسم (سخت افزار) و جنگ روانی به شکل شیطان سازی (نرم افزار) می بیند.

شیطان‌سازی خط کار وقفه‌ناپذیر این رژیم بوده اما در یکسال گذشته به دلایل زیر برای رژیم اهمیت بسا بیشترپیدا کرده و حامیان و مزدوران گوناگون برای اجرا و پیش بردن این سیاست بسیج شده اند:

-بر پا کردن اشرف 3، یک شهر مدرن در تپه های آلبانی، آنچنانکه در بیانیه هیأت آمریکا در گردهمایی ایران آزاد توصیف شده و برگزاری پیروزمند مراسم سالانه مقاومت ایران طی 5 روز در تیرماه 1398 در آنجا

- قیام های آبان و دی 1398 و مداخله موثر مقاومت در آن

- تشدید تحریمها و فشارهای بین المللی

- همه گیری ویروس کرونا و افشاگریهای روزمره مقاومت و فراخوانهای مسئول شورا بخصوص فراخوان 17 اسفند 98 در مورد بنیادها و موسسات اقتصادی تحت کنترل خامنه ای

- شکست فضاحت بار خامنه ای در نمایش انتخابات مجلس ارتجاع و بایکوت تمام عیار این نمایش از سوی مردم

راهکار نرم افزاری رژیم آخوندها علیه مقاومت به دلایل قابل فهم و همه ساله قبل و بعد از برگزاری گردهمایی سالانه مقاومت با بسیج عوامل وزارت و اطلاعات سپاه و مزدوران نفوذی بالا می گیرد.

شورا در بیانیه مرداد 98 اعلام کرد: «اشرف 3 در آلبانی طی 5 روز، از 20 تا 24 تیرماه شاهد، سلسله‌یی از گردهماییهای سالانة مقاومت با حضور 350 تن از رهبران، قانونگذاران و شخصیتهای سیاسی از 47 کشور جهان بود.....به دنبال سلسله تظاهرات مقاومت ایران و گردهماییهای 5 روزه در آلبانی، دستگاههای تبلیغاتی و امام جمعه های خامنه ای، وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران به تکاپو افتاده و با یاوه‌ گویی و هرزه درایی، بیهوده کوشیدند آب رفته را به جوی برگردانند....مسئول شورا نیز بارها اعلام کرده که: تغییر و سرنگونی کار ایالات متّحده نیست و نمی تواند باشد. سیاست آمریکا تغییر رفتار رژیم و وادارکردن آن به مذاکره و مصالحه است. تجربة عراق به عنوان بزرگترین اشتباه سیاست خارجی آمریکا برای چند نسل کفایت است... از این رو، اگر کسی فکر می کند یا می خواهد چنین القاکند که آمریکا به واقع در صدد سرنگون کردن رژیم و پرداختن قیمت آن است، یا اشتباه می‌کند و یا عمد دارد برای بهره‌برداری سیاسی خودش چنین قلمداد کند...بنابراین، لُبّ کلام، که همان گناه اصلی مقاومت از 30 خرداد 1360 به بعد است، همانا شعار سرنگونی و تبلیغ برای ” تغییر رژیم“ است؛ گناهی که ما به آن افتخار می‌کنیم و ربطی به امروز و دیروز و اروپا و آمریکا یا تغییرات در هیأت حاکمة آمریکا نداشته و ندارد. شورا از همان روز تأسیس، خود را به عنوان آلترناتیو دموکراتیک و مستقل رژیم حاکم اعلام کرده و سنگین ترین بها را برای حفظ استقلال خود پرداخت کرده است».

ما در همان بیانیه اعلام کردیم: «تاخت و تاز به مقاومت در قالب‌های میان‌ تهی چپ‌نمایانه، ضدّامپریالیستی و ضدّجنگ، ترفند دیگر دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی رژیم است. ادارة کلّ التقاط در وزارت اطلاعات و بخش امنیتی ـ دفاعی خبرگزاری سپاه پاسداران در سایتهای داخل و خارج کشور با اسامی گوناگون، بی‌دریغ، گفتمان‌هایی از این دست را ارائه می‌دهند، از قبیل ”گردهمایی مجاهدین خلق در آلبانی، تأکیدی مجدّد بر وابستگی و سقوط به قهقرای اپورتونیسم!“ و این که ”با حمایت بولتون، سناتور سابق جان مک کین، رودی جولیانی، و مجموعه یی از اقلیت جنگ طلب، مجاهدین خلق توانستند یک اردوگاه تعلیماتی بسته برای مقاصد خود در آلبانی به وجود آورند... همایشِ آلبانی در پی گردهمایی های پاریس بیشتر به نمایش های تلویزیونی و انتخاباتی غرب شبیه است که هدفی جز نمایش و خودفروشی در مقابل ارتجاعی ترین نمایندگان امپریالیستی و ایجاد توهّم دربین معدود هواداران باقی ماندۀ آنها ندارد“ » (بهزاد مالکی، 15 مرداد 1398).

امسال در اول تیر 99 آقای مهدی سامع، سخنگوی سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، در مقالة «تهدیدهای ولایت، کابوسهای خامنه ای و راهکارهای ولی فقیه» نوشت: «برای خامنه ای و نهادهای نظامی امنیتی حکومت سازمان مجاهدین خلق ایران تهدید اصلی است. ماندگاری و داشتن تشکیلات قوی و منسجم، فعالیت پیگیر روزمره در داخل و خارج از ایران، قدرت انعطاف در رویارویی با تحولات سیاسی، پایداری و ایستادگی بر سیاست سرنگونی و آمادگی برای پرداخت هزینه در این راه، فقدان فساد اقتصادی، خاص خوری و پدیده آقازادگی، ژن خوب و پارتی بازی در درون تشکیلات و بالاخره نفوذ به طور نسبی قابل توجه در مناسبات بین المللی دلایلی است که این جریان را از نظر سیاسی به دشمن اصلی نظام تبدیل کرده است. این واقعیتی است که هر نیرو و هرکس با هر میزان نزدیکی و یا دوری به این سازمان باید مورد توجه قرار دهد.برخورد نظام با مجاهدین خلق، بدون اما و اگر، قهرآمیز برای نابودی آن است. موشک باران پایگاههای مجاهدین در عراق، ترورهای سیاسی، نفوذ به منظور کسب اطلاعات و ضربه فیزیکی زدن، مانند توطئه خنثی شده انفجار بمب در گردهمایی پاریس، دستگیری، شکنجه و صدور احکام سنگین برای فعالان این سازمان در داخل ایران، تحریک و به کارگیری تعداد اندکی از خانواده ها به منظور شکنجه روانی رزمندگان مجاهد و ... راهکارهای سخت افزاری برای نابودی و یا حداقل مهار فعالیتهای این سازمان است.البته مجاهدین گرچه تهدید اصلی نظام هستند، اما تنها تهدید نیستند. جریانها و افراد سیاسی و اجتماعی دیگر، به شمول گروهها و افراد چپ و مارکسیست و یا جریانهایی که علیه تبعیض قومی و ملی مبارزه می کنند و علیه کلیت نظام بوده و در این راه وارد سازمانیابی و عمل می شوند نیز دشمن ارزیابی شده و بستگی به میزان کارآیی آنان مورد سرکوب قرار می گیرند....همزمان با سرکوبهای گسترده، کارگزاران ولایت خامنه ای تلاشهای پُرشمار و البته پُرتکراری را در حوزه نرم افزاری با هزینه های کلان سامان داده اند. هدف این حرکتها به شکل مستقیم و یا غیر مستقیم حقانیت دادن به حاکمیت، ترساندن از قیام و انقلاب، مرعوب کردن مردم و قدرتمند نشان دادن حاکمیت و بی اعتبار کردن مخالفان است.ساخت فیلم سینمایی، مستند سازی، گزارشهای تصویری، برقراری نمایشگاه و جلسات سخنرانی، چاپ کتابهای گوناگون، انتشار مجلات نظری و کتابهای سیاسی تاریخی، انتشار اخبار دروغ و اسناد جعلی در رسانه های حکومتی، فعالیت دیپلماتیک و رسانه ای در اروپا و آمریکا، تزریق اطلاعات غلط به رسانه های غیرایرانی و تبلیغ گفتمان سازیهای انحرافی در این رسانه ها، به خدمت گرفتن ”جدا شدگان“ و ”پشیمان“ های اپوزیسیون، مشارکت و تقویت الترناتیو سازیهای جعلی، ترویج و تبلیغ گفتمان ”سوریه ای شدن، خطر جنگ و تجزیه ایران، خطر ناامنی و جنگ داخلی“، تلاش رذیلانه برای دامن زدن به اختلاف گروههای سیاسی و ... از جمله اقدامات نرم افزاری حاکمیت برای رویارویی با دشمنان نظام است.در این حوزه نیز جهت عمدة حمله به سمت مجاهدین خلق نشانه روی می شود، هرچند دیگران هم بستگی به میزان کُنشی که دارند، بی نصیب نمی شوند.طی شش ماه گذشته بدون اغراق در هر روز حداقل یک عمل نرم افزاری در مورد مجاهدین خلق انجام شده است. از نمایش فیلم تا انتشار خبر و گزارش و چاپ مقاله در نشریات و مجله های حکومتی، از گزارش دروغ در نشریه معتبر اشپیگل تا پخش اراجیف پاچه ورمالیده ای که بِگَم بِگَم به راه انداخته، از چاپ نشریه مجاهد جعلی تا پخش شایعات و تبلیغات دروغ پیرامون دست داشتن مجاهدین خلق در این و یا آن اقدام تروریستی رژیم و ... در هر روز تولید و پخش می شود.در مورد آن دسته از دشمنان که خامنه ای آنان را چپ مارکسیستی نامید و به بسیجیان پیرامون دامنه نفوذ این جریان هشدار داد، رفتار نرم افزاری حکومت متنوع و چند وجهی بر محور جلوگیری از متشکل شدن این جریان است.

ایجاد جریان دانشجویان بسیجی ”عدالتخواه“ در اساس برای مقابله با چپ است. دانشجویان عدالت خواه با تقلید از مارکسیستها با سیاست اقتصادی دولت به شدت مخالفت می کنند و کوشش می کنند دانشجویانی که به طور واقعی عدالتخواه و مخالف نظام هستند را جذب کرده و به ترتیب آنان را به زائده بسیج دانشجویی تبدیل کنند. برای حاکمیت کارهای تئوریک، ترجمه برخی آثار کلاسیک و وجود کانونهای بحث نظری تا جایی که به متن زندگی واقعی ربطی نداشته و به نیروی محرکه برای عمل تبدیل نشود، قابل تحمل است. آن چه برای رژیم غیرقابل تحمل است، ایجاد تشکیلات به منظور عملی کردن ایده ها، حضور در صحنه واقعی مبارزه و اعتقاد به ایجاد واحدهای مخفی مبارزه و شورش است. دستگاههای امنیتی رژیم بارها به رفقای چپ که در حرکتها و اعتراضهای خیابانی دستگیر شده اند، مرز تحمل خود را گوشزد کرده اند. خامنه ای که از عمق تضادهای موجود در جامعه باخبر است و می داند که این شرایط بستر مناسب برای فعالیت مارکسیستها است، برای عوامل اطلاعاتی خود این خط قرمز را ترسیم کرده است. همزمان نهادهای امنیتی حکومت با رواج برخی از گفتمان سازیهای انحرافی که در بالا چند نمونه آن را برشمردم، در ایجاد هماهنگی و اتحاد فعالان چپ کارشکنی می کند. میدان دادن به نیروی موسوم به «محور مقاومت» که تضاد اصلی را نه داخلی که خارجی ارزیابی می کند، نادیده گرفتن فعالیت برخی از مدعیان چپ که کاری جز ایجاد تفرقه در مبارزه از دست شان بر نمی آید و کسانی که مبارزه علنی را جنبه اصلی مبارزه معرفی می کنند، از دیگر اقدامات نرم افزاری حاکمیت در رویارویی با مارکسیستها و کمونیستهایی است که برای سرنگونی رژیم تلاش می کنند. یکی از ابزارهای مهم در راهکار نرم افزاری، چاپ مجله های پُر مَلاط است. در این رسانه ها با پوشش بحثهای نظری، تحقیق تاریخی، دیدگاههای فلسفی اجتماعی و ...مقاله هایی منتشر می شود که فشرده آن ضدیت با تحول انقلابی و سازمانیابی انقلابی است» (نبردخلق شماره ۴۲۶ اول تیر ۱۳۹۹).

87-از آبان 98 فاشیسم دینی حاکم بر ایران با به کار گرفتن یک مزدور نفوذی مذبوحانه تلاش کرد دستگیری دژخیم حمید نوری را علیه مجاهدین و شورای ملی مقاومت و مسئول شورا به کار بگیرد. کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورا در اطلاعیه 24 آبان 98 خاطرنشان کرد «به خصوص که در اثر تلاشهای بی وقفه رئیس جمهور برگزیده مقاومت کار جنبش دادخواهی در سالهای اخیر بالا گرفته و رژیم بیش از هر زمان نیازمند مقابله و فرو بردن آن در آب گل آلود است». صحت این ارزیابی درمراحل بعد گام به گام به اثبات رسید و روشن شد وزارت اطلاعات رژیم با برنامه ریزی و طرح مشخص در صدد مصادره جنبش دادخواهی و چماق کردن آن علیه مجاهدین «سر موضع» بر آمده است تا با هزینه کردن یکی از صدها و هزاران عامل شکنجه و قتل عام و با هیاهوی حداکثری پیرامون آن، ابتکار عمل را از طریق مأمور نفوذی بدست بگیرد و تمامیت امر را به سود نظام علیه سازمان و مقاومتی برگرداند که 90 درصد شهیدان قتل عام و کل شهیدان 40 ساله از آن برخاسته اند. در سناریوی وزارت اطلاعات بایستی سوابق حمیدنوری در دادگاه و در اطلاعات و در نزد پلیس سوئد و همچنین موضوع دخترخوانده و خلبان طلاق داده پوشیده باقی می ماند تا موضوع تر و تازه جلوه کند گوئیا که در داخل رژیم کسی خبر نداشته که حمید نوری در این سفر دستگیر میشود. وزارت اطلاعات آخوندها هرگز گمان نمی‌کرد کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورا بتواند ضمن یک هفته صدای مکالمات رازینی و مقیسه را برملا کند که یکی میگوید حمید نوری «یک بازجویی که پرونده های محدودی از رده های پایین دستش بوده» است و دیگری میگوید به او گفته است به این سفر نرود و «خودش هم دوزاری اش افتاده بود ... گفت من احتمالاً دستگیر بشم» .

متعاقباً در 19 آبان 98 ایرج مصداقی ادعا کرد در یک «عملیات پیچیده چند وجهی» موفق شده است یکی از متهمان تراز اول قتل عام 67 را در محدوده قضایی اروپا دستگیر کند. حیرت‌آور اینکه در همان روز با یک دروغ و ترفند پیشدستانه ادعا میکند«فرقه رجوی به دستور شخص وی پس از مطلع شدن از پیروزی بزرگ عملیات ”دادخواهی ۶۷“ تلاشهای زیادی برای مخدوش کردن این عملیات به خرج داده است. در آخرین تلاش، نماینده پلید این فرقه ضمن تماس با یکی از وکلای پرونده، تلاش کرده است چهره من را به زعم رهبر این فرقه پلید مخدوش کند که پاسخ مناسب و شایسته را دریافت کرده است». این در حالی بود که مجاهدین و شورا اطلاع نداشتند و مطلقاً اقدامی هم نکرده بودند. همچنانکه در اطلاعیه کمیسیون امنیت آمده «این به وضوح استفاده ناشیانه از تاکتیک ”آی دزد، آی دزد“ برای در امان ماندن از افشای بعدی است» . پلید خواندن مجاهدین نیز فقط پژواک ادبیات آخوندی اطلاعاتی برای کاستن از پلیدی رژیم و برگرداندن این صفت به جانب مقاومت است .

دژخیم مقیسه ای در کلیپ صوتی افشا شده توسط کمیسیون امنیت تأکید میکند که به حمیدنوری گفته بود : «گفتم اصلا این دسیسه است.تو را میکشانند آنجا دستگیرت میکنند ... خودش گفت که اون (خلبان ایرانی) علیه من یک حرفهایی زده در دادگاه آنجا و در اطلاعات آنجا حرفهایی علیه من زده... تا الان ۱۰ بار رفته بود و هیچ کاری نداشتند. مرتب به کشور های خارجی میرفت و منعی وجود نداشت».

88-آقای ابوالقاسم رضایی معاون دبیرخانه شورا درسخنرانی خود در ۱۹ بهمن 98 در استکهلم گفت: «همین روزها در همین سوئد تلاش مزورانه و رذیلانه برای منحرف کردن پرونده دژخیم حمید نوری از طریق مأموران وزارت اطلاعات و توابان تشنه به خون را می‌بینیم، دژخیمی که مجاهدین و هوادارانش وزندانیان آزاد شده از ۲۴ سال پیش او را افشاءکرده اند. امروز نیز تا آنجا که به سازمان مجاهدین و مقاومت ایران برمی‌گردد ما در این پرونده همچنانکه دراطلاعیه کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورا آمده است، از طریق سازمانهای بین‌المللی آنچه را می‌توانستیم و می‌توانیم انجام داده ایم و باز هم می‌دهیم تا این دژخیم آزاد نشود و بخاطر جنایات ضدبشری‌اش محاکمه شود. حدود ۹۰۰ زندانی آزاد شده از زندانهای خمینی در اشرف۳ حضور دارند که بیشترین اطلاعات را در مورد این دژخیم دارند بسیاری از آنها توسط او شکنجه شده اند این زندانیان در دسترس دادگاه هستند و مراجع قضایی و ارگانهای ذیربط سوئد از موضوع بخوبی مطلع هستند، کما اینکه شمار زیادی از زندانیان سیاسی آزاد شده هوادارسازمان مجاهدین درکشورهای مختلف اروپایی وآمریکا نیز برای مقامات سوئدی بخوبی شناخته شده اند.

اما در این میان نقش مأموران وزارت اطلاعات و عواملش و توابان تشنه به خون مجاهدین چیزی جز پیش بردن خط رژیم یا این باند و آن باند رژیم نیست... این مزدوران نمی‌گویند و به روی خود نمی‌آورند که چرا و چگونه باندهای مختلف رژیم از قبل درجریان سفر این مزدور بودند، یعنی در جریان همان خبری بودند که این مزدوران وتوابان میخواستند آنرا تر وتازه و بعنوان یک سورپریز به خورد مردم بدهند . آنها در مورد اظهارات سر دژخیم مقیسه‌ای که به دژخیم نوری توصیه کرد به خارج نرود چه می‌گویند؟ دست کدام باند رژیم در کار است؟کدام باند به او اطمینان خاطر داده که برو؟ موضوع خلبانی که شوهر دختر خوانده حمید نوری بوده چیست و چگونه موضوع حمید نوری را از قبل با سرویس ها و با دادگاهها و مراجع سوئد درمیان گذاشته؟ این خلبان کیست؟ چه شد؟ کجاست؟ دخترخوانده چه شد»؟

اینها همان سؤالات بی پاسخ بیش از 1200 زندانی سیاسی در شمار دادخواهان حقیقی و واقعی است که سایتهای مقاومت بیانیه آنان را منتشر کرده اند. تاکنون از آنها 14 کتاب خاطرات در باره زندانهای رژیم خمینی منتشر شده و بعضاً مقالات بسیار روشنگری در باره مزدور نفوذی وزارت اطلاعات نوشته اند.[1]

ادامه دارد…

 

 

 

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان