12012020سه شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
چهارشنبه, 07 آبان 1399 ساعت 23:49

بیانیة سی و نهمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران فصل نهم : شیطان سازی برضد آلترناتیو دموکراتیک ـ راهبرد امنیتی رژیم در بحران سرنگونی

نوشته شده توسط
93-گردهمایی جهانی «ایران آزاد» که سه روز جریان داشت، از یک سو پایگاه گسترده مردمی مقاومت ایران و از سوی دیگر حمایت جهانی از این مقاومت را در اروپا و آمریکا و منطقه، به نمایش گذاشت.

این همان چیزی بود که خشم و کین رژیم و مزدوران و متحدان رسمی و غیر رسمی، اعلام شده و اعلام نشده اش را بر انگیخت و صدای همه افراد و طرفهایی را که از سرنگونی فاشیسم دینی وحشت دارند و این رژیم را به هزار زبان به مجاهدین و شورای ملی مقاومت ترجیح می دهند، در آورد. بخصوص که فکر میکردند که امسال بدلیل کرونا مجاهدین قدرت تحرک ندارند و از ظهور قدرتمند مقاومت در این ابعاد غافلگیر شده بودند.به همین خاطر رژیم نیروهای ذخیره خود را برای مقابله با این گردهمایی تاریخی به میدان آورد.

هنوز سخنرانی خانم رجوی در روز 27 تیر به پایان نرسیده بود که آه و فغان بقایای شاه، که برای پنهان کردن ماهیت واقعی خود داعیه سرنگونی دارند، به آسمان بلند شد. آنها تعارف را کنار گذاشتند و به صراحت گفتند که رژیم آخوندی را «صدبار به مجاهدین» ترجیح میدهند. این بار جلودارهای اطلاعات آخوندی و جلودارهای ارتش سایبری اطلاعات سپاه پاسداران، براندازنماهای سلطنت طلب شده بودند. اما جار و جنجال‌های تبلیغاتی بقایای شاه برای التیام سوزش ناشی از گردهمایی ایران آزاد کافی نبود و چند ساعت بعد تسنیم نیروی تروریستی قدس و روزنامه جوان و خبرگزاری سپاه پاسداران و بعیدی نژاد، سفیر رژیم در لندن، و گله ای از آخوندها و پاسداران به صحنه آمدند.

از سوی دیگر افرادی با برند «کمونیستی» و شبه کارگری در یک کر هماهنگ به میدان آمدند و انگار که با مجاهدین و شورای ملی مقاومت پدر کشتگی دارند همه مرزها را در نوردیدند.

یکی از آنها دست به قلم برد تا ماهیت مجاهدین و مقاومت را برای آقای پاتسلت نماینده مجلس فدرال آلمان که در گردهمایی بزرگ ایرانیان در برلین سخنرانی کرده بود، فاش کند و در نامه سرگشاده به پاتسلت تحت عنوان «روی اسب بازنده شرط بندی نکنید» نوشت: «این سخنرانی در زندگی سیاسی شما به عنوان سیاستی شرم آور ثبت خواهد شد. شما از یک سازمان دفاع کردید که یک سکت کاملاً مذهبی است... جهت اطلاع شما این سازمان در هیچ پروسة مبارزه و یا جنبش اجتماعی در ایران نقشی نداشته و ندارد، این سازمان هدفش اساسا به رسمیت شناخته شدن از سوی دولتها و یا تعدادی از سیاستمداران غربی و امریکایی است، و دچار این توهم است که اگر تعدادی همانند شما اینها را آلترناتیو معرفی کنند، راه رسیدن به قدرت در ایران برایشان هموار می شود... این مردم به هیچ سازمان اسلامی و به هیچ زن محجبه بعنوان رئیس جمهور منتخب یک سکت ، روی خوش نشان نمی دهند و نخواهند داد... نفس حضور یک سازمان پادگانی با لباس متحد الشکل و با روسری و حجاب اسلامی برای مردم ایران و به ویژه زنان و نسل مدرن و جوان ایران زهر هلاهل است که با حضور و دفاع افرادی مثل شما و چند ده شخصیت بازنشسته و نان به نرخ روز خور، نمیتوان آنرا شیرین کرد و به مردم ایران حقنه کرد. این اتفاق با اطمینان کامل میتوانم بگویم، نخواهد افتاد... پس پیام من به شما و خانم ریتا زوسموت(رییس سابق پارلمان فدرال آلمان) که از چندین و چند سال قبل، از مریم رجوی دفاع میکند، اینست بخود آئید و از این سیاست دست بردارید. امیدوارم به این سوال من و ما ، پاسخ دهید که چرا شما و تعدادی دیگر همانند شما حاضر میشوید از این سکت مذهبی و عقب مانده و ارتجاعی دفاع کنید. واقعا چرا؟»(نامه سرگشاده مینا احدی به مارتین پاتسلت 20 تیر 13۹۹).

همه چیز طابق النعل بالنعل، گفتمان فاشیسم دینی با مخالفانش هست، تنها چیزی که کم دارد اینکه پاتسلت را به 10 سال حبس تعزیری و 100ضربه شلاق به خاطر همکاری با سازمان منافقین محکوم میکرد!

پاتسلت در هفته نامه آلمانی فرایتاگ در 16 مرداد در پاسخ به آن نامه سرگشاده نوشت:«این نامه تحریک آمیز، دقیقاً همان اتهاماتی را تکرار کرده بود، که نادرستی آنان در مقالات روزنامه فرانکفورتر آلگماینه و اشپیگل ثابت شده بود.

... بدنام و تقبیح کردن کسانی که متحمل رنج شده اند، کسانی که مقاومت شان را بارز کرده و یک آلترناتیو دمکراتیک و شفاف را ارائه داده اند، معادل دفاع از نظام استبدادی [حاکم بر ایران] است، در حالیکه هیچ دلیلی برای چنین دفاعی وجود ندارد.شما یاد و خاطره کمونیست هایی را که در سال ۱۳۶۷ به قتل رسیده اند، لکه دار می کنید، وقتیکه مشروعیت کسانی، که سالهاست از سازمان ملل به جد خواهان رسیدگی به این جنایات می شوند، را زیر سئوال می برید...شما علاوه بر این، از جانب مردم ایران صحبت نمی کنید. این یک پیش فرض احمقانه است که فکر کنید، دقیقاً می‌دانید، مردم ایران چگونه فکر می کنند.... من نمی توانم این را براحتی بفهمم که چطور نماینده یک جریان سیاسی، که هواداران آن نیز قربانی روحانیان دیکتاتور شده اند، ابزار تبلیغ همین رژیم شده و همان سازی را کوک می کند که وزارت اطلاعات ایران و دستگاه تبلیغاتی رژیم چندین دهه است که در آن می دمند و ” دلایلی“ را مطرح می کند که دادگاههای آلمان مدتهاست آنها را بعنوان ” اخبار جعلی“ رد کرده اند.این نه تنها خجالت آور و شرم آور است بلکه هیچ کمکی به مردم ایران در ادامه دادن به مبارزات خود برای آزادی نمی کند که بسا برعکس آن صدق می کند... از شما خواهش می کنم: اگر در مخالفت خود در برابر رژیم مستبد ایران جدی هستید، در یک رقابت سیاسی مشارکت کنید و برنامه خود را برای سرنگونی و جایگزینی ملایان دیکتاتور ارائه دهید» .

94- یکی دیگر از همین دار و دسته با همان هیستری و بغض و کین زنان بسیجی نسبت به «یکی از منفورترین، حاشیه‌ای‌ترین و ضداجتماعی‌ترین نیروهایی که توی صحنه سیاست ایران تلاش میکنه جایی برای خودش باز بکنه» هشدار داد و گفت که «اگر ما تقریباً بیست سال پیش گفتیم که رویای به قدرت رسیدن مجاهد ممنوعه و مجاهد نمیتونه از این کانال به قدرت برسه. امروز با گسترش جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی با رادیکال شدن هر روزه اون، با حضور قدرتمند طبقه کارگر در این جنبش این رویا ممنوع و ممنوع تر و غیر ممکن و غیرممکن تر میشه»(آذر مدرسی 3مرداد).

دیگری گفت: «سازمان مجاهدین جمهوری اسلامی در سایه است. با سرنگونی و نابودی جمهوری اسلامی سایه اش هم محو خواهد شد. آرزوی بقدرت رسیدن سازمانی مثل سازمان مجاهدین با آمال و آرزوهای آزادیخواهانه و برابری طلبانه انسانها و خواست و آرزوی آزادی زن و رهائی انسان از خرافات مذهبی در تناقض است. کسانی که در قرن بیست و یکم و با داشتن یک تجربه زنده از یک حکومت اسلامی هنوز وقت و انرژی شان را صرف پراکندن توهم بقدرت رسیدن مجاهدین می‌کنند، هرچه نامیده شوند، نمیتوانند آزادیخواه، برابری طلب و حتی منصف و باوجدان نامیده شوند»(جلیل جلیلی 3 مرداد).

روز بعد یکی دیگر داد سخن داد که «مردم ایران باید اینها را بشناسند. اینها واقعا جریانات عقب مانده تر از جمهوری اسلامی ایدئولوژیک تر عقب مانده تر کله پوک تر و مضرتر بحال جامعه اگر نباشند به اندازه جمهوری اسلامی به حال جامعه مضر هستند. بنابراین اینها برادر دوقلوی جمهوری اسلامی اند. اینها از یک جنبش هستند جنبش اسلام سیاسی. اینها منشأشان مرجع شان خاستگاه ایدئولوژیکشان همان افکار و ایدئولوژی و عقب ماندگی اسلام است. یکی هستند با جمهوری اسلامی. تنها تفاوتشان این هست که اینها میخواهند خودشان در قدرت باشند آنها هم میخواهند خودشان در قدرت باشند. دعوا برسر قدرت است. سازمان مجاهدین نه مطالبه رفاهی برای مردم تاحالا مطرح کرده و نه در برنامه اش هست.سازمان مجاهدین نه تنها به مخالفین خودش بیرون سازمان، اگر یک نفر جرأت کند از داخل سازمان شان یک کمی ناراضی باشد و انتقادی بخواهد بکند اولا فورا یا سربه نیستش میکنند یا بیرونش میکنند و تازه آمد بیرون فوراً اعلام میکند که اینها عامل جمهوری اسلامی اند»(آسنگران 4 مرداد).

چند هفته ای طول کشید تا دستورالعملهای ضروری از سلسله اعصاب فرسوده فسیلهای راه توده عبورکند تا اعلام کنند «مردم ایران ابله نیستند که از مار اسلام جمهوری اسلامی به افعی مجاهدین خلق پناه ببرند» (راه توده، 31 مرداد13۹۹).

صدور فتوای «ممنوعیت» و «محو» و «مضرتر بودن» نیروی اصلی جنگندة ضد رژیم و «افعی» شناختن آن به نسبت رژیم، بالاترین نقطة وحدت و اتصال سوسیال بورژوازی ضدانقلابی را با فاشیسم دینی حاکم بر ایران بارز و برملا می‌کند. در این رویکرد ارتجاعی، مجاهدین حق حیات و تبلیغ سیاسی و ایدئولوژیک ندارند و «محو و ممنوع» یا چنانکه حزب توده بعد از 30 خرداد سال ۶۰ می‌خواست «استرداد» و «اعدام» باید گردند.

اینها نمونه‌هایی از اپوزیسیون نماهایی هستند که به هزار زبان میگویند رژیم ولایت فقیه را صد بار به مجاهدین و شورای ملی مقاومت ترجیح میدهند و بنابراین با پیشرفت مقاومت و آلترناتیو دمکراتیک، عنان از کف داده و وظیفه اصلی خود را مبارزه با آن میدانند. واضح است که این یاوه گوییها علیه یک مقاومت خونبار که دشمن اصلی رژیم است بالفعل بهترین وسیله تقرب به نظام منحوس ولایت است.قدر مسلم اینکه اگر مارکس حضور می‌داشت در برابر این قبیل افراد و جریانات پر انحطاط، تکرار می‌کرد که : «مطمئناً اگر آنها مارکسیست هستند، من مارکسیست نیستم» !  

ادامه دارد…

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان