01192021سه شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
چهارشنبه, 19 آذر 1399 ساعت 17:38

گروگان سابق در اوین: نگذارید ایران با گروگانگیری از زیر بار مسئولیت فرار کند

نوشته شده توسط
سیوئه وانگ، پژوهشگر آمریکائی چینی تبار در دانشگاه پرینستون که دقیقاً یکسال پیش در روز ٧ دسامبر در برابر آزادی مسعود سلیمانی، بیولوژیست ایرانی محبوس در آمریکا، از زندان اوین آزاد شد و به کشور خود بازگشت،

امروز به یادآوری دستگیری و چگونگی آزادی خود و برخی دیگر زندانیان پیشین در ایران پرداخته و نسبت به آنچه «تبادل زندانیان» و مبالادت «دیپلماتیک» خوانده می‌شود، هشدار داده است. بنوشتۀ وی که در تارنمای «بلومبرگ» انتشار یافته، رژیم ایران از آغاز حیات خود در ۱۹٧۹ از گروگانگیری به عنوان ابزار سیاسی برای کسب امتیازات گوناگون در برابر کشورهای دیگر بهره برده است. سیوئه وانگ، پژوهشگر تاریخ در دانشگاه پرینستون، که از ٧ اوت ۲۰۱۶ تا ٧ دسامبر ۲۰۱۹ در ایران در زندان بسر برد، می‌نویسد «یک سال پیش، من به عنوان یک گروگان آمریکائی در چارچوب تبادل زندانیان در ایران آزاد شدم. من در سال ۲۰۱۶ با آشنائی اندکی از واقعیات سیاسی ایران معاصر به تهران رفتم. پس از ۴۰ ماه عذاب در زندان شناخته شدۀ اوین، این کشور را با آگاهی از کسنه ورزی شدید نسبت به غرب و بویژه ایالات متحد آمریکا و نفرت آن نیبت به دیپلماسی ترک کردم». سیوئه وانگ می‌نویسد «امسال، با نزدیک شدن روز شکرگذاری، نتوانستم به یاد دیگر گروگان‌هائی که هنوز در ایران در بند هستند نیندیشم. دستکم ۱۱ شهروند خارجی که نام آنها برای عموم شناخته است [همچنان گروگان رژیم این کشورند] که از آنان هشت تن در زندان و سه نفر دیگر در حبس خانگی بسر می‌برند». این پژوهشگر آمریکائی می‌نویسد «دو روز پیش از روزشکرگذاری، آگاهی یافتم که حکم اعدام هم زندانی [پیشین] من، احمدرضا جلالی، دانشگاهی ایرانی سوئدی، را، پیش از آغاز محاکمه یک دیپلمات ایرانی که در یک حمله خنثی در سال ۲۰۱۸ شرکت کرده، ظاهراً به عنوان آزمونی در برابر، دوباره عَلَم کرده‌اند. دادگستری ایران به وکیل جلالی اطلاع داده که این حکم به زودی به اجرا گذاشته خواهد شد». سیوئه وانگ با اشاره به آزادی پژوهشگر استرالیائی، کایلی مور گیلبرت در برابر سه بمب گزار ایرانی که در تایلند در زندان بسر می‌بردند و با ابراز شادی از این آزادی، نمی‌تواند در چشم انداز تهدید به اعدام احمد رضا جلالی، از حضور یک «پرسش غم انگیز» در ذهن جلوگیری کند و آن اینست که «چرا رژیم ایران شهروندان خارجی را به عنوان اهرم سیاسی به گروگان می‌گیرد؟». او می‌نویسد «پاسخ ساده اینست که این رویکرد، کارساز است» یادآوری می‌کند که «از هنگام بحران گروگانگیری در سفارت ایالات متحده در سال ۱۹٧۹، رژیم همواره در برابر آزادی شهروندان خارجی‌ اسیر در این کشور چیزی به دست آورد که گاه منابع مالی، زمانی بازگرداندن زندانیان ایرانی که در خارج از کشور بازداشت شده بودند و در پاره‌ای موارد سایر امتیازات سیاسی از دولت‌های خارجی بود و همواره از این مبادله‌ها با عنوان دیپلماسی یاد کردند». سیوئه وانگ یادآوری می‌کند که «وقتی گروگان‌های پیشین به کشور خود بازگشتند، رژیم افراد تازه‌ای را به گروگان می‌گیرد تا ذخیرۀ سیاسی خود را تکمیل کند و این دور باطل همچنان تکرار می‌شود». این پژوهشگر آمریکائی تاکید می‌کند که «گروگانگیری از سوی رژیم در واقع نشان رویکرد ضد دیپلماسی آن است» و یادآوری می‌کند که «جمهوری اسلامی، از زمان شکل گیری در سال ۱۹٧۹، همواره از هنجارهای بین‌المللی سرباز زدن و از اتکا به دیپلماسی و گفتگو برای کاهش اختلافات با دیگر کشورها طفره رفته است». سیوئه وانگ می‌نویسد «هیچ کشور دیگری در جهان معاصر به اندازۀ ایران حمله و تخریب نمایندگی‌های دیپلماتیک خارجی را تشویق یا تحمل نکرده است. این موارد، نقض فاحش و آشکار اصول ابتدایی مناسبات دیپلماتیک است، اما در سایۀ شعارهای رژیم در بارۀ انقلاب و مقابله با استکبار جهانی، کاملاً پذیرفته و توجیه می‌شود». او در این نوشته یادآوری می‌کند که «خودداری ایران از توافق با غرب و همسایگان خود به برقراری تحریم‌های روزافزون و انزوای اقتصادی این کشور انجامیده است. رژیم برای ادامۀ حیات خود، همواره همكارانی را با اعطای امتیازات مالی قابل توجه، با ماموریت پولشویی و دور زدن تحریم‌ها به خدمت درمی‌آورد و نیز ماموران خود را برای ترور مخالفان سیاسی و دشمنان خارجی و انجام حملات تروریستی به خارج از کشور اعزام می‌کند».

سیوئه وانگ می‌نویسد «رژیم ناگزیر است عاملان این اقدامات غیرقانونی را که در خارج بازداشت شده‌اند، به کشور بازگرداند تا اعتماد و وفاداری همکاران و عوامل فعلی و آتی را تضمین کند. بیشتر ایرانیانی که در تبادلات اخیر به ایران بازگردانده شده‌اند، در همین گروه جای می‌گیرند». او تاکید می‌کند که بازجویان وی آشکارا به او گفته‌اند که «مهره‌ای برای تبادل زندانیان بیش نیست» و آنان برای رهائی «برادران خود هر کاری لازم باشد انجام» می‌دهند. این پژوهشگر آمریکائی تاکید می‌کند که «دانشگاهیان خارجی ، بازرگانان مستقل ، روزنامه نگاران و گاه گردشگران طعمه‌های مناسب برای گروگانگیری از سوی رژیم تلقی می‌شوند، زیرا آنان معمولا افرادی بی سر و صدا به شمار می‌آیند که از محافظت سیاسی در ایران برخوردار نیستند و به راحتی می‌توان افسانه‌هایی در بارۀ آنها برای مصرف افکار عمومی داخلی جعل کرد. رژیم ایران هرگز نهادهای بین‌المللی مستقل را درباره اعتبار اتهامات ساخته شده علیه اتباع خارجی متقاعد نکرده است». سیوئه وانگ می‌نویسد «سرویس‌های گوناگون اطلاعاتی ایران عاملان اصلی این اقدامات هستند و در حالی که بصورت شرم آوری نتوانسته‌اند مانع حملات مهم، نشت اطلاعاتِ محرمانه، خرابکاری‌ها و ترورها، از جمله قتل اخیر دانشمند هسته‌ای این کشور بشوند، به کمک دستگاه قضائی در پرونده سازی علیه خارجی‌ها تبحر فراوان دارند». او فاش می‌کند که «غلامحسین حیدری فر، یک قاضی سرشناس پیشین» که در آزار و اذیت دستگیر شدگان کهریزک دست داشت و خود به اتهام «فساد اقتصادی و اختلاس» دستگیر و هم بند وی در زندان اوین شده بود، «با شعف و لذت» به او شرح داده است که چگونه «برای بازگرداندن یک مأمور ایرانی بازداشت شده در ارمنستان، یکی از سازمان‌های اطلاعاتی ایران یک گروه فیلمبرداری ارمنی را که در حال تدارک فیلمی در ایران بود دستگیر کرد تا با مامور خود مبادله کند». وی که در زندان در تماس با اینگونه افراد اطلاعات بسیاری بدست آورده است، می‌‌نویسد «سرویس‌های مختلف اطلاعاتی در ایران منافع نهادی خود را در گروگان‌گیری جستجو می‌کنند و ماموران آنها نیز در این زمینه دارای انگیزه‌های شخصی هستند، هر چند این اقدامات به بهای تخریب تصویر بین‌المللی کشور و زیان به منافع ملی بلند مدت کشور بیانجامد». او می‌نویسد «شاخۀ اطلاعاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت اطلاعات از طریق گروگان گیری و تبادل زندانیان در جهت کسب سرمایه سیاسی با یکدیگر رقابت می‌کنند و ماموران مسئول اینگونه امور نیز از ترفیع و دریافت پاداش نقد برخوردار می‌شوند». سیوئه وانگ تاکید می‌کند که «شناخت این واقعیت برای درک فراخوان اخیر محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجۀ ایران، به تبادل زندانیان اهمیت بسیار دارد. این غیر قابل قبول است که رژیمی که شهروندان کشورهای دیگر را به گروگان می‌گیرد، در مناسبات دیپلماتیک خود با این کشورها صداقت داشته باشد». او می‌نویسد «اگر ایران واقعاً به اصول دیپلماتیک پایبند است، با آزادی بدون قید و شرط حداقل برخی از شهروندان خارجی که با اتهامات جعلی بازداشت شده‌اند، حسن نیت خود را نشان دهد» و می‌افزاید «اما رژیم [ایران] که از مطرود بودن بین‌المللی ابائی ندارد، اقدامات غیرقانونی خود در خارج را احتمالاً دنبال خواهد کرد و افرادی که به نمایندگی از این رژیم، قوانین کشورهای خارجی را در این کشورها نقض می‌کنند، پشت میله‌های زندان در این کشورها قرار خواهند گرفت و حکومت ایران برای کسب آزادی آنان همچنان به گروگان گیری برای مبادله زندانیان ادامه خواهد داد». سیوئه وانگ می‌نویسد «برای جلوگیری از رویکرد گروگانگیریِ رژیم ایران، همکاری جامعه جهانی لازم است. نخست، عاملان این اقدامات باید مسئول شناخته شوند. کشورهای غربی، از جمله ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپا، انگلستان، کانادا و استرالیا، باید تا آنجا که ممکن است، با اتکا به قانون مگنیتسکی، تحریم‌های هدفمند را علیه نهادهای ایرانی و افراد درست اندر کار گروگان گیری افزایش دهند. این کشورها باید یک توافق چند جانبه تدارک بینند تا با اتکا به آن علیه هرگونه گروگان گیری از سوی دولت‌ها، به ویژه ایران مشترکاً تلاش کنند. آنها باید به عنوان پیش شرط هرگونه توافق سیاسی در آینده، از رژیم بخواهند كه همه گروگانها را آزاد کند و تعهد بسپارد که در آینده از هرگونه گروگان گیری خودداری خواهد کرد. هیچ کس نباید گرفتار آزمون مصیبت باری شود که که من متحمل شدم».

رادیو فرانسه-فارسی ـ ۷ دسامبر ۲۰۲۰  

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان