04132021سه شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
سه شنبه, 14 بهمن 1399 ساعت 14:00

« آب در لانۀ مورچگان ولایت» و «پدیده شوم توابین در جمهوری اسلامی»(قسمت اول و دوم)

نوشته شده توسط
«وفادارترین تواب به جلاد،ایرج مصداقی»

hormoz

تواب از نگاه مقاومت مردم ایران به افرادی گفته می شود که:
در جنگ بین جنایتکاران حاکم بر ایران و مقاومت مردمی، در صف دشمن قرار گرفته و «جبهه» عوض کرده باشند.
تواب به کسانی گفته نمی شود که در زیر شکنجه و یا به دلیل فشار در زندان «تظاهر به تواب بودن» می کردند.
«شکل گیری “بند شش” در زندان شهربانی ساری برای “تواب سازی”».
1- دشمنی با تشکیلات در زندان
2- شیطان سازی بر علیه مسعود رجوی
اوایل سال 1361 «جمعه ای، دادستان و مسئول زندان های ساری» و «برخورداری، مسئول زندان های آمل»، در یک همفکری با بکارگیری سه تن از کثیف ترین توابین این دو شهر، در زندان شهربانی ساری، بندی را به نام «بند شش» دایر نمودند. آنها توسط «حسن مهدیان»، از شهر ساری و «هاشم -باطبی» و «محمد -ا»، از شهر آمل، ابتدا تشکیلات درون زندان مجاهدین در زندان ساری و بعد در زندان شهر آمل را کاملآ متلاشی نمودند. نتیجه ی این همکاری، شکنجه و اعدام بسیاری از زندانیان مجاهد و مبارز از جمله «مجاهد خلق محمد تقی شاکری نوا» در آمل بود. آنها با دست باز زندانیان را ضمن اذیت، آزار و شکنجه های روحی و جسمی، جهت تخلیه اطلاعاتشان، در همان بند شش مورد بازجویی نیز قرار می دادند.
-تشکیلات سازمان چریکهای فدایی خلق «اقلیت» در آمل توسط یکنفر از اعضای تشکیلاتشان بنام «فرزاد -مقیمی» که بعد از دستگیری تواب شده بود کاملآ متلاشی کرد و مسئول آن زمانشان در آمل به نام «اسماعیل رودگریان» و چند تن دیگر به جوخه های تیرباران سپرد. وی بعد از خوش خدمتی آزاد شد.
-خانۀ تیمی مسئول شاخۀ نظامی وقت سازمان چریکهای فدایی «اقلیت» در مازندران، در آمل بهنگام مرخصی از زندان توسط دو تن از توابین، از اعضای چریکهای فدایی و اتحادیه کمونیستها به نام های «محمد-ک» و «مجید-ج» مورد شناسایی قرار گرفته و به پاسداران اطلاع داده شد و «فرمانده اسکندر» در یک درگیری مسلحانۀ نابرابر به شهادت می رسد. مژدگانی این توابین نیز آزادی از زندان بود.
تشکیلات اجتماعی مجاهدین در شهر آمل توسط فرد توابی به نام «محمد علی نوربخش» کاملآ متلاشی گردید . بعد از خیانت این فرد، نزدیک به 200 تن از فعالان مجاهدین دستگیر و به زیر شکنجه کشانده شدند. چندین نفر در این شهر از جمله مجاهد خلق «حمید احمدی» در پائیز 1361 تیرباران گردیدند. محمد علی نوربخش برای سرکشی به تمام بندها از طرف دادستانی اختیار تام و تمام داشت. افراد را مستقیمآ در بندها بازجویی می کرد و در دستگیری افراد نیز شخصآ حضور داشت. وی بعد از مدتی از زندان آزاد گردید.
برادر وی«علی» نیز از فرماندهان مجاهدین مستقر در جنگل بود. او خودش را به سپاه قائم شهر معرفی و تمام اطلاعاتش را در اختیار دشمن قرار داد و بعد از یکسال آزاد و با حمایت مالی دادیار«بابایی» برای زندگی و فعالیت های اقتصادی به اصفهان رفت.
باقیمانده اعضای تشکیلات «اتحادیه کمونیستها، سربداران»، بعد ازشکست نظامی شش بهمن در شهر آمل توسط فردی بنام «محمد رضا-س» که در زیر شکنجه دست به همکاری زده بود متلاشی گردید. محمد رضا بعدها اعدام گردید.
زندان های قائم شهر توسط چند تن از توابین منفور این شهر به نام های «سیاوش-م» و «رحمت -ق» و «حسین-ص» که از نوچه ها و تربیت شدگان «هاشم-ب» و «حسن-م» در بند شش ساری بودند، اداره می گردید. آنها در دستگیری و شکنجه، مستقیمآ شرکت داشتند و باعث اعدام بسیاری از زندانیان سر موضع در زندان بودند. سیاوش بعدها بعد از آزادی از زندان از گذشته خود ابراز پشیمانی کرده به ارتش آزادیبخش در نوار مرزی پیوست و در یکی از عملیات ها و یا درگیری ها کشته شد و گذشته سیاه خود را با مرگ خود پاک کرد.
در هر کدام از شهرهای کوچک مازندران همانند آمل، بابل، قائم شهر و ساری با جمعیتی حدود 150 هزارنفر، نزدیک به 400 تا 500 نفر تیرباران شدند. تمام هواداران سازمان مجاهدین با شعار«مرگ بر خمینی و درود بر رجوی» به پای جوخۀ اعدام میرفتند. نام «رجوی» برای آنها سمبل مقاومت در مقابل خمینی خونخوار بود.
درصد بالای ضرباتی که احزاب و گروه های مخالف جمهوری اسلامی در مازندران دریافت نمودند، از طریق توابین بود.
بسیاری از توابین بدلیل خوش خدمتی هایشان به جلادان، بعد از آزادی از زندان تحت حمایت سپاه و «دادگاه انقلاب» قرار گرفتند. افرادی مانند «هاشم-باطبی» با حمایت «اصغری،دادستانشهر» در فعالیت های اقتصادی، و توابینی همچون «طیار-آ»، «حسین-ص» و«حسین-ق» در فعالیت های فرهنگی از جمله در «وزارت فرهنگ و ارشاد» رژیم در استان مازندران-ساری برای ادامۀ خوش خدمتی وکنترل فکری جامعه بکار گرفته شدند. این عناصر در سالیان بعد در زیر مجموعه ی سازمانی قرار گرفت که توسط «وزارت بدنام اطلاعات جمهوری اسلامی» به نام «انجمن نجات “نجاست”» تشکیل وبرای شیطانسازی و تبلیغ و شانتاژ بر علیه مجاهدین و مسعود رجوی در داخل ایران سازماندهی شد. اعضای انجمن نجات در ایران به مراکز شورش یعنی دانشگاه ها و خانواده های مجاهدین مراجعه می کنند و کتاب های وفادار ترین تواب به جلاد یعنی «تواب تشنه بخون. ایرج مصداقی» را در میان خانواده های مجاهدین و در محیط دانشگاه های سراسر ایران به شکل گسترده و بصورت رایگان پخش می کنند.
جلادان بعد از متلاشی کردن تشکیلات زندان توسط توابین در برگزاری مراسم مذهبی مانند «دعای کمیل، دعای توسل و نمازهای وحدت» تلاش می کردند تا با جا انداختن شعارهای مرگ بر منافق و مرگ بر رجوی، سمبل و انگیزه مقاومت و ایستادگی هواداران و نیروهای سازمان مجاهدین بر علیه رژیم ملایان را از آنها بگیرند. آرزویی که توسط خمینی جلاد به گور برده شد وهم اکنون نیز توسط توابینی همچون ایرج مصداقی در خارجه و در سایتهای مجازی ادامه دارد.عصرها در حیاط «زندان دادگاه انقلاب» با راه اندازی دسته های ده نفره توابین به سبک سینه زنی، بصورت دستجمعی شعارهای «مرگ بر رجوی» را عربده می کشیدند.
از دو دهه گذشته،وزارت بدنام اطلاعات بسیاری از این توابین از جمله «حسین -ص»، «تواب نفوذی،ایرج مصداقی»، «حسین-ق» و بسیاری دیگر را برای ادامۀ شیطانسازی بر علیه مجاهدین و رهبری پاکباز آنها «مسعود رجوی» در پوش اپوزیسیون، خبرنگار، نویسنده، شاعر، فعال سیاسی و مخالف نظام با سوء استفاده از امکانات پناهندگی سیاسی به خارج فرستاد.اما تمام اینها فقط یک هدف را دنبال می کنند، ایجاد نا امیدی در میان مردم و شیطانسازی بر علیه مسعود رجوی،تا هرگونه قیامی را در ایران بی سر و بدون رهبری جلوه بدهند.
لذا وظیفه هر ایرانی شرافتمند و آزاده است که در مقابل این شانتاژ و توطئه و طرح هماهنگ شیطانسازی توابین داخل ایران «انجمن نجات» و توابین نفوذی مثل ایرج مصداقی ایستاده و نگذارند تا در صفوف براندازان واقعی، تحت نام های مستعار «جداشدگان و یا منتقدان» با ژست های اپوزوسیون نمایی خللی ایجاد کنند.
مرگ بر خامنه ای - درود بر رجوی
هرمز صفایی
31.01.2021
 
قسمت اول
«تواب از دیدگاه قرآن»
واژه «توبه» در فلسفۀ قرآنی یک رابطه بین عاشق و معشوق یعنی «بنده» و «خالق» می باشد. خداوند از طریق «پیامبران» از بندگان خود می خواهد تا برای نظم پذیری و هماهنگی با اجتماع و جامعه، یا همان ارکستر سمفونی منظم جریان تکامل و هستی که فلش آن به سوی توحید، یکانگی، عشق و وحدت در حرکت است برگردند. هرگز «پیامبران» از مردم نمی خواهند که مردم نزد آنها «توبه» کرده و به آنها برگردند.
بر طبق داده های قرآنی، پیغمبر بزرگ خداوند هود خطاب به قوم خود از آنها می خواهد:
ای قوم من از «پروردگارتان» طلب آمرزش کنید، سپس به سوی «او» باز گردید وتوبه نمایید!» (سوره هود، آیه 52 )
پیامبر بزرگ دیگر صالح نیز همین سخن را پایه کار خود خطاب به قوم خود قرار می دهد و می گوید:از «او»طلب آمرزش کنید و به سوی «او» بازگردید و توبه کنید!»(سوره هود، آیه 61)
حضرت شعیب نیز با همین منطق به دعوت قومش پرداخت و گفت:
از «پروردگار» خود آمرزش بطلبید و به سوی«او» باز گردید و توبه کنید که «پروردگارم مهربان و دوستدار توبه کاران است!» (سوره هود آیه، 90 )
همانطور که ملاحظه می کنید، خمینی و «نظام مقدس جمهوری اسلامی» بر طبق داده های قرآنی، به ناموس این واژه نیز همانند دیگر واژه ها و کلمات تجاوز کرده و آنرا از محتوا تهی نموده است.
ارتجاع آخوندی همواره با دجالیت، فریبکاری، دروغ، عوام فریبی و هزاران شیوه های کثیف دیگر و با سو استفاده از مذهب و کتاب آسمانی، کلمات و واژه ها را می چرخانند، دور می زنند و به نام خدا و پیامبرش به خورد عوام می دهند. برای اینکه دکان عوام فریبی و تجارتشان بسته نشود، شدیدآ با نیروهای آگاه و پیشرو جامعه در جنگند. آنها با حربه ی فوق در حق توده ها جنایت و آنها را غارت می کنند. البته این مسئله در تمام تفکرات آخوندی وجود دارد.
در یکی از کلیساهای نیویورک دستگاه هایی دیدم که مراجعه کنندگان می توانستند برای پاک کردن گناهان کوچک ده دلار، برای گناهان متوسط سی دلار و برای گناهان بزرگتر تا صد دلار با کارت های خود پرداز پرداخت نمایند! دجالان عوام فریب با اعتماد به نفسی بالا خودشان را نمایندگان خداوند بروی زمین می دانند.ارتجاع آخوندی معتقد است، امام زمان نماینده خداوند بروی کرۀ زمین است و اینان هم نمایندگان وجانشینان امام زمان هستند، لذا در زمان غیبت او، نماینده و خلیفه و جانشین خداوند بروی کره زمین آخوندها می باشند. و به عنوان«خلیفۀ خداوند» روشنفکران و دگراندیشان مخالف خود را دستگیر می کنند و با شکنجه زیر کابل، مشت و لگد مجبور می کنند که آدرس و نام دوستان خود را به آنها بدهند. آنها ابتدا زندانیان را از هویت انسانی تهی می کنند و آنگاه از آنها می خواهند «توبه»کرده و به دامن کثیف آنها برگردند.
اکثریت ما بلافاصله بعد از شروع سرکوب وکشتار مجاهدین و انقلابیون، از سی خرداد 1360 گوشمان با پدیده ی کثیف «توابین» در زندانها آشنا شده است.
- براستی زندانیان سیاسی به چه کسانی «تواب» می گفتند؟
-چرا اینقدر در زندانهای «جمهوری اسلامی» از پدیده تواب حرف زده می شود؟
-نقش توابها در زدن ضربه به جنبش مردم ایران تا چه حد بوده است؟
-توابها در زندان چه مسولیتی داشته اند؟
-نقش توابها برای ضربه زدن به مقاومت مردم ایران در خارج از زندان چه می باشد؟
-چقدر باید توابین را جدی گرفت؟
-چرا زندانیان سیاسی دهۀ شصت از «توابین» متنفرند؟
- چگونه باید با توابین مبارزه کرد؟
-آیا «انجمن نجات» همان «توابین» تشکل یافته توسط وزارت بدنام اطلاعات می باشند؟
بعنوان یک زندانی سیاسی سابق که در زندان های سه شهر «آمل، قائم شهر و ساری» زندانی بوده است، تلاش خواهم کرد تا مشاهدات و تجاربم را در چند قسمت، در رابطه با «پدیدۀ توابین» هر چند ناقص، بصورت نوشتاری ارائه بدهم.
در مدت زمان کوتاه فضای باز سیاسی در بعد از انقلاب ضد سلطنتی گروههای سیاسی بخصوص سازمان مجاهدین خلق در میان جوانان آگاه دانش آموز و دانشجو که تشنۀ آگاهی بودند، رشدسریع و غیر قابل باوری داشتند. آنها از یک گروه مطالعاتی کوچک در زمان دیکتاتوری محمد رضا شاه به یک سازمان مردمی وگسترده که میتینگ های بزرگ پانصد هزار نفره برگزار می کردند، تبدیل شده بودند. نسلی عاشق و پاک که تا عمق وجودشان عاشق زحمتکشان وکارگران بودند.این جوانان به دور سازمانهای پیشتازشان جمع شده بودند. این نسل عاشق«آرمان آزادی» بود.
بعد از سرکوب خونین سی خرداد 1360 به فرمان خمینی دستگیری و کشتار مخالفان شروع گردید. زندان های سراسر کشور از زندانیان سیاسی نوجوان و جوان آگاه کاملآ پر شده بود. لذا پاسداران به دلیل نداشتن مکانی برای نگهداری این حجم از زندانیان، ساختمان های معمولی مصادره شده از وابستگان به رژیم سلطنتی را نیز تبدیل به زندان کرده بود.
«به عنوان نمونه در شهر آمل خانۀ مسکونی یک پزشک بنام «دکتر هادیان» را مصادره و به زندان زنان تبدیل نمودند. این زندان توسط زندانیان به «زندان هادیان» معروف شده بود. در جاده هراز آمل ساختمان معمولی یک شهروند دیگر را مصادره و آن را به «دادگاه انقلاب» تبدیل نمودند.در این مکان صدها تن از زندانیان سیاسی جوانان محبوس بودند. در قائم شهر ویلای یک شهروند بنام «آقای طیبی» را مصادره نمودند و به زندان «منکرات» تبدیل نمودند. در اطاق های کوچک این ساختمان گاهی نزدیک به پانصد زندانی سیاسی را جای داده بودند.
هرمز صفایی 24.01.2021
ادامه دارد.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان