04132021سه شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
جمعه, 08 اسفند 1399 ساعت 20:29

آقای روحانی تقصیر باران نیست،جایتان خیس است.

نوشته شده توسط
دادگاه شهر انتورپ (انور) در بلژیک پنج‌شنبه ۱۶ بهمن‌ماه (۴ فوریه) به محکومیت قطعی اسدالله اسدی،دیپلمات ایرانی رأی داد و او را به ۲۰ سال زندان محکوم کرد.

هرمز صفاییاما موضوع بسیار مهم مربوط به گزارش اداره جنایی فدرال آلمان«BKA» و دستگاه‌های اطلاعاتی در کشف«یک دفترچه یاداشت دیگر در اتومبیل او که شطرنجی، به رنگ سبز و ۲۰۰ برگی است» می باشد.این دفترچه، همراه با رسیدهایی که نشان می‌دهد این دیپلمات جمهوری اسلامی در میان افرادی در کشورهای مختلف اروپایی «پول نقد» توزیع کرده است.

کشف«دفترچه سبز» و محکومیت تروریست ها باعث خوشحالی تمام مخالفان وقربانیان رژیم پلید جمهوری اسلامی ایران و خانواده قربانیان تروریسم این رژیم گردید. اما در این میان عده ای مثلآ« اپوزسیون ومنتقد! مجاهدین»، امثال وکیل بدنام محمد رضا روحانی، مزدور ،تواب نفوذی وزارت اطلاعات ایرج مصداقی، شاعر بریده اسماعیل یغمایی و ماماچه پلیدک عاطفه اقبال و دوستان» تنها کسانی بودند که از خبر« دفترچه سبز» دستپاچه شدند و هول کردند. آنها با فرار به جلو بلافاصله در رسانه های اجتماعی حاضر شدند.عکسل عمل نشان دادند و یقه قربانیان این حادثه ،یعنی مجاهدین را گرفتند. یک بار با زدن به نعل و یک بار به میخ با هزیان گویی یکدست، و همراه با یک کر هماهنگ شده توسط وزارت اطلاعات، با خبرگزاری های رژیم به میدان آمدند تا خود مجاهدین را مقصر اینگونه حوادث تروریستی بدانند!.

براستی چرا، مگر در این دفترچه سبز چه اطلاعاتی وجود دارد که این جماعت تا این حد برآشفته شده وهول کردند؟

این جماعت آنچنان هول کرده و دستپاچه شده اند که وکیل بدنام مستعفی شورا، محمد رضا روحانی وقیحانه وبی شرمانه بهمراه عده ای از دوستان سیگار خریده، برای ملاقات با مهرداد عارفانی به دیدار این تروریست شاعر رفتند.

آقای وکیل به تاریخ بیست بهمن ۱۳۹۹ در تلویزیون معلوم الحال «میهن تی وی»اعتراف می کند که:

«مهرداد عارفانی را چهار سال پیش - دو سال قبل از دستگیری اش- در یک رستوران دیدم. ده سال، پانزده سال به من محبت داشت. او خطاب به مجاهدین می گوید: وقتی از شما جدا شدم نیز به من محبت کرد، ادب کرد، سلام کرد. وکیلش را دیدم،خبری از ما چیزی به مجاهدین!؟ «شما بخوانید پلیس»داده است؟

وقتی رفتیم ملاقات وکیلش یکی گفت:بابا این(تروریست عارفانی) ضعیف است، سیگاری هست، سیگاری بهش بدهیم.این بابا «عارفانی» ازهمه این قاتل ها قوی تر بود، جدی تر بود، یک کلمه نگفت، برای همین هم او را بیشتر از دیگران حکم دادند.»

-آقای روحانی، مهرداد عارفانی تروریست جنایتکار چه محبتی به شما وچه اطلاعاتی از شما در اختیارداشته است که شما هول کرده و اینقدرترسیده اید؟

در ملاقات شما و دوستانتان با وکیل مهرداد عارفانی چه قول هایی از طرف موکلش به شما ودوستانتان در رابطه با اطلاعات افشا نشده اش در رابطه با شما، به شما داده شده است؟

ارتباط شما در ده سال گذشته با مهرداد عارفانی «قاتل محکم و قوی» چه نوع رابطه ای بوده است؟

آقای وکیل، چه کسی به شما و دوستانتان ماموریت داده است که به ملاقات مهرداد عارفانی تروریست و وکیلش در بروکسل بروید؟

آقای روحانی، آیا شما به عنوان وکیل در پشت صحنه دستی در پرونده و دفاع از تروریست عارفانی که «به شما محبت کرد، ادب کرد، سلام کرد» داشته اید؟

چرا تا این حد هول کرده وریسک نموده و خواستید از نزدیک در جریان پرونده واطلاعات یک تروریست جنایتکار که پانزده سال با شما دوست بوده است قرار بگیرید؟

آقای روحانی، شما در این تلویزیون معلوم الحال برای رد گم کردن، علت ملاقات با مهرداد عارفانی،شاعر تروریست را سر در آوردن از دادن اطلاعات به مجاهدین ذکر کرده اید! اطلاعات یک مزدور مفلوک، بریده، گاو گند چاله دهانی مانند شما چه فایده ای برای مجاهدین دارد؟

علت ملاقات شما و دوستانتان با وکیل عارفانی، جویا شدن از محتوای دفترچه یادداشت شطرنجی،سبز رنگ ۲۰۰ برگی نبوده است؟

به هنگام غذاخوردن با تروریست عارفانی در رستوران بین شما و این تروریست چه صحبت هایی رد وبدل شده است؟

به غیر از شما دو نفر، کدام یک از دوستانتان در آن رستوران حضور داشته اند؟

مهرداد عارفانی در این ملاقات چه پیامی از طرف اسدالله اسدی برای شما و دیگر «منتقدان!!» قلابی مجاهدین داشته است.

هول شدن، ترس و دست و پا زدن های سراسیمه شما و دیگر مزدوران، به خاطر دفترچه سبز مرا به پنج دهه گذشته و دوران کودکی در ولایت مشترکمان در شمال ایران برده است.

در یک شب پائیزی شمال به اتفاق برادر و پدر مرحومم در زیر یک لحاف خوابیده بودیم.هوا بسیار طوفانی و پراز سر و صدا بود. برادر من دقیقآ مثل خود شما، از ترس این طوفان هول کرد وجای خودش را خیس کرد. صبح روز بعد قبل از اینکه اعضای خانه جای خیسش را ببینند، هول کرد و تند و تند دست پیش راگرفت و با نشان دادن جای خیسش، گفت:«من نبودم ، باران بود.»

شما خیلی وقت است که جبهه عوض کرده اید و در صف حمایت از جنایتکار ترین دیکتاتور تاریخ مردم ایران قرار گرفته اید. برای مال دنیا، شرف نداشته تان را به دشمن مردم ایران برای پول و باز پس گرفتن زمینتان در ساری فروخته اید.

پس بهتر است دهان ناپاکتان را بر علیه مجاهدین خلق ایران و رهبری پاکبازشان ببندید. به جای مزخرفگویی، و دهن درایی و چاخان گویی و اپوزسیون نمایی دروغین، همانطور که دقیقآ در هفت سال قبل طی مقاله ای «در سه شنبه ۲۷ ژانویه ۲۰۱۴» از شما پرسیدم، در رابطه با آزاد شدن زمین چند ده میلیاردی تان در ساری توسط وزارت بدنام اطلاعات حرف بزنید.

موضوع زمین چند ده میلیاردی شما، علت اول و آخر پاچه گیری تان از مجاهدین می باشد.از زمینتان در ساری توضیح بدهید.

از هزیان گویی و فحاشی اخیرتان معلوم است که نرختان بالاتر رفته است.

به چند خریده شده اید؟نا آرام بخوابید .زیرا بزودی محتوای دفترچه سبز واسامی «سلولهای خفته» افشا خواهد شد.

آقای روحانی، جای شما خیلی وقت است که خیس می باشد.

هرمز صفایی

25فوریه 2021

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان