06222021سه شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
جمعه, 31 ارديبهشت 1400 ساعت 20:58

ستاره اى از كهكشان ١٤٠٠ باشيم

نوشته شده توسط
وقتى هيچ چيز جاى خودش نيست، وقتى ضد ارزشها جايگزين ارزش هاى انسانى ميشوند، آنگاه كه فقر و بيكارى در ميهن بيداد ميكند، زماني كه سايه ظلم و ستم حكومت پليد آخوندي بر ايران عزيزمان سايه افكنده است،

مجاهدین برلین برادنبورگوقتي در روز روشن سرپناه مردم محروم را بر سرشان آوارميكنند، آنگاه كه كرونا توسط خامنه اى ديكتاتور به ابزاري براي سد بستن در مقابل اعتراضات بر حق و قيامهاى مردمي تبديل ميشود و در نقطه أي ديگر از خاك ميهن بخاطر بي كفايتي مسئولين نظام ديكتاتوري آخوندي بسياري از هموطنانمان بواسطه بلاياي طبيعي مانند سيل و زلزله خانه و كاشانه خود را از دست ميدهند و كودكان كار نان آور اصلي والدين بيمار خود ميشوند و از آمال و آرزوهاي كودكانه دست مي شويند؛ از كارتن خوابها كه حتي سرپناهي ندارند كه درآن بيارامند، از دختران و زناني كه مورد تعدي و ستم مضاعف  قرا مي گيرند، از وضعيت فاجعه بار زندانيان سياسي در سياهچالهاي رژيم و رفتار وحشيانه دژخيمان آخوندي با آنها، از مادران داغداري كه همچنان سوگوار فرزندان دلبندشان هستند كه در مبارزه براى آزادى و عدالت اجتماعي توسط آخوندهاي جنايتكار سربدار شده اند و بالاخره ازضجه هاي خانواده هائي كه با شنيدن خبر تخريب خاوران، خاكي كه عزيزترين فرزندان آفتاب و باد را در خود جاي داده است؛ از كشتار هموطنان بلوچ و كولبران زحمتكش و هزاران پديده اسفبار ديگر كه همه و همه از دستاوردهاي شوم نظام ضد بشري آخونديست؛ آيا مي توان شنيد و نشنيده از كنارش گذشت؟، ديد و ناديده گرفت؟ مسلمأ نه! اين شايسته انسان نيست و محال است انساني شاهد اينهمه بي عدالتي باشد و وجدانش برانگيخته نشود!

حال چگونه بايد به اين وجدانهاي برانگيخته پاسخ داد؟

مروري بر رخدادهاي ٤٢ سال گذشته ايران، ما را بر آن ميدارد كه اكنون الزامأ نگرش متفاوت تري نسبت به شرايط موجود داشته باشيم. تنفر و انزجار ملموس مردم از حكومت قرون وسطائي حاكم بر ايران و اعتراضات سراسري آنها در أقصى نقاط كشور، شورش و قيامهاي مردمي در سالهاي أخير و در نهايت ظهور يك اراده ملى براي سرنگوني رژيم منفور و متزلزل آخوندى و در كأكل همه اينها فعاليت كانونهاي قهرمان شورشي، دلايل كافى براي اين نگرش نوين مى باشند.

اكنون زمان تهاجم و شورش است و نه يأس و دلمردگي.     

 برغم شيطان سازيها و لجن پراكني هاى جنون آسا و شبانه روزي رژيم برعليه سازمان پيشتاز مجاهدين خلق، بمثابه آنتى تز ارتجاع مذهبى، اكنون مى ببينيم كه چگونه رژيم ولايت فقيه به قدرت و اثرگذاري آنها اعتراف مي كند.

مقاله مندرج در سايت "خبرگزاري دانشجو" وابسته به سپاه پاسداران ضد خلقى، ما را از هر گونه توضيح بيشتر در اين رابطه بي نياز مى كند: "انفجار در نطنز مادیست و هر کس به‌چشم می‌بیند. اما کسی انفجار خطرناک نوترونی توسط (مجاهدين) را در قلب و فکر جوانان نمی‌بیند. دشمنی که ۴۰سال است به زبان اشهدش می‌گوید هیچ چیز نمی‌خواهد جز براندازی نظام جمهوری اسلامی؛.... مگر نمی‌بینیم هر شب تیم‌های شورش (مجاهدین) آتش افروزی می‌کنند و مراکز حساس امنیتی را تخریب می‌کنند و آتش می‌زنند؟ ... مگر نمی‌بینیم چگونه جوانان را از پشت میز درس و کلاس و دانشگاه، به میدان شوم جنگ و خطر و شورش می‌کشانند و آن‌ها را تبدیل به عصیان‌گرانی می‌کنند که با نگاهی تک بْعدی به مشکلات و مسائل، راه نجات را رویارویی با نظامی می‌دانند که از بطن خواسته‌های مردم ایران روئیده است؟

کار به‌جایی رسیده که جنگ روانی (مجاهدين) حتی بر روی بسیجی‌ها و نیرو‌های جوان نظام تأثیرات مخرب گذاشته، در گام نخست ایمان آن‌ها را سست می‌کند، در گام بعد حس خستگی را در تار و پود آن‌ها میدمد، سپس باعث ریزش و نشست کردن آن‌ها شده و حتی در بسیاری مواقع آن‌ها را جذب خود می‌کند." (خطرناكتر از انفجار در نطنز؛ خبرگزاري دانشجو ٣١ فروردين ١٤٠٠)

 رژيم بخوبي دريافته و ترديدى ندارد كه اگر مردم بطور واقعي مجاهدين، يعني بزرگترين و اصلي ترين دشمن حكومت آخوندي، را بشناسند و با پروسه مبارزاتي آنها در ٥ دهه گذشته بر عليه شاه و شيخ آشنا شوند، يقينا ناجى خود را در آنها يافته و عاشق و شيفته راه و رسم آنها خواهند شد. به همين دليل از هيچ ترفندي براي مقابله با مجاهدين فروگذار نمى كنند. غافل از آنكه بقول سردار بزرگ موسي خياباني "ممكن است ما را بكشيد، ممكن است ما را زنداني بكنيد، اما نه، مجاهدين از بين رفتني نيستند. اين فكر باقي ماندنيست چون حقه، اين فكر جاي خودش را درجامعه و تاريخ باز خواهد كرد".

 اكنون سؤال اين است كه چه بايد كرد؟

مختصات مسئوليت و وظيفه انساني ما در نبرد براي آزادي چگونه تعريف مي شود؟ و اينكه چگونه ميتوان براي هدف مشتركي كه همانا سرنگوني رژيم استبداد مذهبي و تحقق حق حاكميت مردم است، قدم برداشت و مؤثر بود؟

همانطور كه ميدانيد يكي از رموز موفقيت مجاهدين در امر مبارزه، عشق و اميد است. عشق به آنچه كه إيمان آوردند و راهي كه در پيش دارند و اميد به پيروزي براي هدف بزرگي كه براي خود انتخاب كرده اند. حال بيش از٤ دهه از حكومت آخوندي ميگذرد و بديهيست كه آزادي تنها با از خودگذشتگي و قيام و همبستگي و همدلي و اتحاد محقق خواهد گشت. بقولي آزادي را در سيني طلائي به ما تقديم نميكنند، بايد براي بدست آوردن آن تلاش و مبارزه كرد. هيچكس نميتواند بيشتر از خودمان براي تحقق اين آرمان مؤثر و مفيد باشد. ابتدا بايد به قدرت خود در روند سرنگوني رژيم إيمان بياوريم. چه در داخل و يا خارج از كشور، درنگ جايز نيست و بايد بي مهابا قدم برداشت، اگر بدانيم كه حضورمان در جلسات و يا تظاهرات و يا حتي در شبكه هاي اجتماعي ولو اندكي ما را به سوي رسيدن به اهدافمان سوق ميدهد.

گردهمايي سالانه شوراي ملي مقاومت و مجاهدين خلق كه هر ساله با شكوه خيره كننده اى چون خارى در چشم ملايان فرو مى رود، يكى از عالي ترين راهكارها و ميدان حضور براي رساندن صداي حق طلبي مردم ستمديده ما است. اين گردهمايي كه هر ساله با حضور هواداران و اعضاي مقاومت، شخصيت هاي برجسته بين المللي و حاميان حقوق بشر با شكوه هر چه تمام تَر برگزار ميشود، علاوه بر پژواك صداي در گلو خفه شده مردم ايران، پيام تسليم ناپذيري آنها بر عليه استبداد ديني نيز است. حضور فعالانه هر يك از ما در كهكشان امسال بمثابه تيريست كه به قلب خامنه أي جلاد و تمامي حاكمان دستگاه فاشيزم مذهبي شليك ميشود. يقين داشته باشيم كه پيروزي متعلق به كسانيست كه بيشترين پشتكار را داشته باشند.

بقولي" صعود به قله وقتي دسته جمعي باشد آسان تَر است، با هم بودن آغاز است ، با هم ماندن پيشرفت و با هم كار كردن موفقيت". پيروزي بدون مقاومت بدست نميايد.  

بگذاريد هر كدام از ما ستاره اى باشيم در كهكشان امسال كه پيامش چيزي نيست جز پايان شب تيره و تار ميهن و سرنگوني رژيم خونخوار آخوندى و آري به جمهوري دمكراتيك با طرح ١٠ ماده أي خانم مريم رجوي رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران.

پس وعده ما در ١٠ ژوئيه ٢٠٢١ در ميدان براندنبورگ برلين

طوبي حق شنو

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان