06222021سه شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
جمعه, 21 خرداد 1400 ساعت 20:30

گذری کوتاه بر طرحهای شکست خورده دشمن برای ترور رهبر مقاومت مطلب ویژه

نوشته شده توسط
نشریات مجاهدین تا سال 1381 بیست و شش طرح مشخص را برای ترور رهبر مقاومت در فاصله سالهای 60 تا 65 را فاش کرده است.

ـ طرح کشانیدن مسعود رجوی به ‌لیبی به دعوت قذافی از مسیر ایتالیا-رم با سناریو ناپدید شدن با الگوی موسی صدر

ـ طرح اعزام تروریستهای صادراتی عرب در پوشش مصاحبه مطبوعاتی

ـ طرح ارسال پاکتهای انفجاری

ـ طرح تروریستی «واحد نهضتهای آزادیبخش سپاه پاسداران»

ـ طرح نفوذ دادن دار ‌و دستهٌ رحیم صفوی در شورای ملی مقاومت زیر‌عنوان «سازمان مبارزین آزادی»

ـ طرح موسوی تبریزی دادستان کل انقلاب خمینی از طریق دیپلمات‌ـ‌تروریستهای رژیم در پوشش اعلام پیوستگی به شورای ملی مقاومت

ـ طرح واحد اطلاعات و عملیات خارج از کشور نخست وزیری (بهزاد نبوی، مهندس چمران، مصطفی قنادان و خسرو قنبری) از طریق بهروز ماکویی

ـ طرح ستاد امنیت تهران (بهزاد نبوی، مجید کارشناس، شمخانی، قائم‌مقام سپاه پاسداران)‌ در پوشش نمایندهٌ وزارت ارشاد در سفارت رژیم در پاریس

ـ طرح مسعود هندی و بن‌والی الجزایری در ارتباط با مافیا برای بلند کردن هلیکوپتر از باند فرودگاه تاورنی ساقط کردن آن روی اقامتگاه در اورـ‌سورـ‌‌اوآز که هندی برای اجرای آن یک میلیون دلار پول نقد در پاریس در اختیار داشت

ـ طرح کانون فرهنگی اسلامی در پاریس از طریق محمد سلیمانی با استفاده از خودروهای اجاره شده از آژانس هرتز و تبدیل آنها به‌خودروهای انفجاری

ـ طرح سریلانکا با شرکت مزدوران عرب رژیم

ـ طرح کمیتهٌ تهران برای اعزام تعدادی کمیته‌چی آموزش دیده برای کمین‌گذاری در مسیر ترددات

ـ طرح هادی غفاری برای اقدام از طریق تروریستهای صادراتی درانگلستان

ـ طرح ناطق نوری از طریق حمید قربانی‌نژاد رئیس یک کمیته در جنوب تهران

ـ طرح جواد منصوری برای اعزام 16 تروریست از طرف کمیتهٌ مرکزی تهران از طریق سفارت رژیم در بن

ـ طرح ساداتیان، کاردار رژیم در لندن، برای رفت و برگشت مخفیانه چندین دانشجوی حزب‌اللهی از لندن به‌تهران برای آموزشهای تروریستی و سپس تظاهر به‌طرفداری از مجاهدین برای نفوذ در انجمن دانشجویان هوادار مجاهدین در لندن

ـ طرح لاجوردی برای اعزام علی عزیزی و حسین عاطفی دو تن از دژخیمان ناشناخته اوین برای گرفتن پناهندگی در ایتالیا یا فرانسه و سپس انجام عملیات تروریستی

ـ طرح نعمت‌اللهی کاردار رژیم در سوئیس از طریق مزدوری به‌نام علی‌اکبر نیک نژاد از نفرات اعزامی توسط بسیج

ـ طرح دیگر سپاه پاسداران از طریق حمید نقاشان (معاون محسن رفیق‌دوست) با تهیهٌ مواد منفجره و سلاح در بلژیک و ربودن هواپیمای ایرفرانس از اتریش

ـ طرح لاجوردی در سفر مخفیانه به‌ترکیه (27 سپتامبر 1982)‌از طریق زندانیان آزاد شده

ـ طرح عضوگیری دانشجویان حزب اللهی از تونس و سودان و لیبی برای اعزام آنها به‌پاریس به‌منظور عملیات تروریستی

ـ طرح «اهل بیت‌الاسلامیه»‌هستهٌ 5 نفری مرکب از مرتضی دستغیب‌ـ‌فاخر‌ـ‌حیدر و جابر لبنانی برای اجرای عملیات در 22 بهمن سال 1362

ـ طرح مراکش از طریق عبدالمجید شبیبی، که در هنگام عکسبرداری با دوربین تله در یک کیلومتری اقامتگاه اورـ‌‌سورـ‌ا‌وآز در 20 اسفند سال 1362 دستگیر گردید

ـ طرح ایران ایر برای وارد کردن مسلسل و نارنجک و سلاح کمری و فشنگ به‌پاریس در چمدانهای خدمهٌ ایران ایر در آبان 1364 برای انجام یک عمل تروریستی ضربتی که در فرودگاه شارل دوگل پاریس کشف و خنثی گردید

ـ طرح نفوذ در اسکادران فرانسوی حفاظت از اقامتگاه اورـ‌‌سورـ‌ا‌وآز

ـ طرح خریدن پرسنل پلیس سوئیس

 

به‌خاطر خنثی‌شدن این قبیل طرحها بود که رژیم خمینی به‌یک موج هواپیماربایی (مانند ربودن هواپیمای ایرفرانس از وین و بردن آن به‌تهران و منفجر‌کردن آن روی باند فرودگاه مهرآباد در سال 1362

و ربودن هواپیمای ایرفرانس از فرانکفورت به‌تهران در سال 63)‌

و مهمتر از آن گروگانگیری اتباع فرانسوی در لبنان مبادرت کرد تا در برابر فرانسه دست پر داشته باشد.‌از این پس شهرک «جبشیط»‌در 10 کیلومتری جنوب غربی نبطیه در لبنان برای چند سال پذیرای اتباع فرانسوی به‌گروگان گرفته، می‌شود.

در سالهای بعد منابع مختلف شمار دیگری از همین قبیل طرح‌های تروریستی را فاش کردند و یا جزییات حیرت آوری را از طرحهایی فاش کردند که مجاهدین از آنها بی اطلاع بودند. از جمله اریک رولو در سال 2002 جزییات تکان دهنده‌ای را فاش کرد

 

«چشمانمان را خواهیم بست»

اریک رولو روزنامه نگار مشهور و سفیر سابق فرانسه در تونس، گوشه‌هایی از ابعاد شگفت‌انگیز توطئه‌های رژیم آخوندی علیه مقاومت ایران را برملا کرد. رولو گفت که قبل از انتخابات سال 1986 در فرانسه، وی از سوی فرانسوآ میتران مأموریت یافت که مخفیانه به‌ایران برود و بر سر آزادی گروگانهای فرانسوی (در لبنان) با مقامهای رژیم مذاکره کند. او همین کار را کرد و در مذاکراتش در تهران به‌یک توافق نیز دست یافت، اما در حالی که برای بازگشت به‌پاریس آماده می‌شد، طرف مذاکره (رفیق دوست) اعلام کرد که همهٌ توافق‌های پیشین لغو شده و معتبر نمی‌باشند. رولو در ادامه می‌گوید

«محمد صادق، از همکاران رفیق‌دوست، به‌من گفت واقعیت این بود که در اتاق کناری شما، نمایندگان اپوزیسیون فرانسه بودند و هر بار که شما خواسته‌یی را می‌پذیرفتید، رفیق‌دوست به‌دیدار آن‌ها می‌رفت و می‌گفت آنها این را قبول کردند، شما چه چیز بیشتری می‌دهید»؟ رولو می‌گوید که مخاطبان فرانسوی رفیق‌دوست، نه فقط «اخراج مسعود رجوی» را پذیرفتند، بلکه «حتی به‌طرفهای ایرانی خود گفته بودند که اگر بخواهید می‌توانید اشخاصی از مخالفانتان را هرکجا که خواستید و توانستید بربایید و ما چشمانمان را خواهیم بست».

(مصاحبه با رادیو فرانسه بین المللی ۸8 ژانویه ۲۰۰۲)

سال ۲۰۰۰ یک کتاب پرفروش به‌نام «جاسوس خدا» در فرانسه ماجرای دست‌داشتن رژیم آخوندی و به‌طور مشخص سفارت رژیم در پاریس را در چند عملیات تروریستی، که در سالهای 1985 و 1986 در پاریس باعث مرگ و جراحت شمار زیادی از شهروندان فرانسوی شده و هم‌چنین توطئهٌ تروریستی گسترده‌یی را که برای ترور رهبر مقاومت ایران طراحی شده بود، در ۴۲۰ صفحه و با ذکر جزئیات بازگو کرد.

جاسوس خدا

۱۳۸۰

این کتاب توسط «پاتریک راپیه»، نویسنده و سردبیر هفته نامهٌ فرانسوی ژورنال دودیمانش، با همکاری دو مأمور سرویس ضد‌جاسوسی فرانسه (DST) نوشته شده است و از ‌جمله شرح داده شده که چگونه وحید گرجی، از مأموران ساواک آخوندی، در پوش مترجم سفارت با‌ گروههای راست افراطی ارتباط برقرار کرد و با‌ به‌کار‌گرفتن امکانات آنها تا سیم‌کشی پل تنگ و کوچک در اورـ‌‌سورـ‌اوآز، که اتومبیل مسعود رجوی از روی آن رد می‌شد، پیش رفت. بر‌اساس طرح قرار بود این پل هنگام عبور اتومبیل با ‌انفجار مقادیر معتنابهی مواد منفجره منفجر شود. اما سرویس اطلاعات و ضد‌جاسوسی فرانسه با نفوذ در شبکهٌ تروریستی، طرح را خنثی کرد.

 

قاتلان بدون مرز

۱۹۸۵ پاریس

رولان ژاکار

رولان ژاکار، نویسندهٌ فرانسوی، در کتابش به‌نام «قاتلان بدون مرز» (چاپ 1985 در پاریس) با اشاره به‌توطئه‌های تروریستی رژیم آخوندی در فرانسه نوشت:‌«درمورد مسعود رجوی … رژیم خمینی بر آن بود که او را بعد از آن که هزاران تن از هوادارانش را در داخل ایران از بین برده بود، از میان بردارد، چرا که رجوی هم‌چنان دارای صدها هزار مجاهد در ایران است که برای نبرد آموزش دیده‌اند، اما از رهبران خود که به‌ناچار از ایران خارج شده‌اند، محرومند».

قاتلان بدون مرز

۱۹۸۵ پاریس

 

ژاکار با معرفی مسعود هندی، سر‌تروریست آخوندها در پاریس و برادرزادهٌ خمینی، می‌نویسد:‌«در سپتامبر ۱۹۸۲، DST (سازمان اطلاعاتی فرانسه) «برادرزاده» را در جریان یک توطئه برای سوء‌قصد کشف کرد. اطلاعات به‌دست آمده نشان می‌داد که «برادرزادهٌ» خمینی مسئول عملیات ترور رهبر مجاهدین، مسعود رجوی، در اورـ‌‌سورـ‌اوآز بود، تروری که هرگز صورت نگرفت».

 

سرانجام وقتی که رهبر مقاومت در ۱۷ خرداد ۱۳۶۵ به عراق رفت یکماه و اندی بعد فرمانده سپاه پاسداران خمینی محسن رضایی، در نماز جمعه 30 تیر 1365 در تبریز، شکست دهها طرح و توطئه تروریستی طی ۵ سال گذشته علیه جان مسعود رجوی را اینچنین توجیه کرد که

، شما میتران رئیس جمهور فرانسه را بخواهید، ما دست و پا بسته او را تحویل می‌دهیم، اما رجوی، 10 برابر میتران حفاظت می‌شود …»

پاسدار محسن رضایی دقیقاً گفت:‌

«چرا این همه ماشین ضدگلوله به‌او (رجوی) داده‌اند؟ چرا این همه پلیس امنیتی رد می‌شدند… عده‌یی از رزمندگان لبنان و جاهای دیگر از راههای مختلف پیام می‌دادند، یک صحبتی می‌کردند، می‌گفتند بابا، شما میتران را بخواهید، ما دست و پا بسته او را تحویل می‌دهیم، اما رجوی، ۱۰ برابر میتران حفاظت می‌شود …»

 

اما سر انجام خمینی مرد و حسرت ترور مسعود رجوی را با خود به‌گور برد.

مرگ خمینی

اما پس از مرگ خمینی، بازماندگانش، شمایی از یک استراتژی جدید را دایر بر «زدن سر» همهٌ گروه‌های مخالف ‌ارائه دادند که بی‌گمان از تابستان سال ۱۳۶۷ و فتوای خمینی دربارهٌ قتل عام زندانیان مجاهد «سرموضع»، سرچشمه و الهام گرفته بود.‌

کشتار 30 هزار زندانی سیاسی طی چند ماه، هرچند نخستین تجربهٌ فاشیسم آخوندی در قتل‌عام مخالفانش نبود، اما این روش را به‌مثابه یک استراتژی و «راه حل نهایی» ـ‌واژهٌ مورد علاقهٌ نظریه‌پردازان فاشیسم هیتلری برای نسل‌کشی‌ـ برای مقابله با «تهدید اصلی نظام» تثبیت کرد. از همین رو، قتل‌عام سال ۶۷ نه فقط «سیاه‌ترین برگ تاریخ» این رژیم ـ‌بنا به‌توصیف گزارشگر ویژه است، بلکه پیامدها و اثرهای ژرف آن بر سیاست‌گذاری هیأت حاکمه و شیوهٌ «ادارهٌ بحران» توسط سردمداران رژیم، کلید فهم سیاستهای جلادان حاکم طی سالیان بعد از آن فاجعهٌ هولناک، به‌خصوص در قبال مقاومت و مخالفان، می‌باشد.

ماشین ترور

روز ۲۲ تیر ماه سال ۶۸، تنها چهل روز بعد از مرگ خمینی، شلیک سلاحهای پاسداران اعزامی از تهران در یک آپارتمان در وین، آغاز عملی این استراتژی جدید را اعلام کرد.

 

عبدالرحمان قاسملو، دبیر کل حزب دموکرات کردستان ایران، بر سرمیز مذاکره با فرستادگان رفسنجانی به‌قتل رسید. این ترور توسط اطلاعات نظامی سپاه پاسداران و قرارگاه تروریستی رمضان به‌فرماندهی پاسدار جعفری صحرارودی صورت گرفت

 

در 23 اسفند ماه همان سال، تلاش یک جوخه تروریستی اعزامی از ایران برای ترور مجاهد خلق محمد محدثین، مسئول کمیسیون خارجهٌ شورای ملی مقاومت در ترکیه، شکست خورد و مجاهد خلق حسین میرعابدینی آماج رگبار تروریستها قرار گرفت.

 

ضربهٌ بعدی، در ۴ اردیبهشت ۱۳۶۹، در سوییس فرود آمد. به‌دنبال ماه‌ها طرحریزی و آماده‌سازی گسترده، دکتر کاظم رجوی، حین بازگشت به‌منزلش در حومهٌ ژنو، هدف قرار گرفت.‌

 

ماشین ترور به‌راه افتاده بود و قصد ایستادن نداشت. بعد از چند ترور «موفق» دیگر در پاکستان، ترکیه، عراق، فرانسه و امارات،

 

در ۱۵ مرداد ۱۳۷۰، بختیار و دستیارش را با استفاده از یک عامل نفوذی، در پاریس به‌طرز فجیعی توسط مزدوران رژیم آخوندی به‌قتل رساندند.

 

از دی ماه ۱۳۷۰ تا ۱۶ فروردین ۷۱، آن‌چنان‌که یکی از اطرافیان رفسنجانی گفته‌بود «حالا دیگر نوبت رجوی است»‌که ذیلاً به‌آن خواهیم پرداخت.

در خرداد ۱۳۷۱ مجاهد خلق علی‌اکبر قربانی ربوده شد و زیر شکنجه به‌شهادت رسید.

سپس در ۲۶ شهریور ۱۳۷۱ جنایت میکونوس در برلین به‌وقوع پیوست و صادق شرفکندی، دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران، با 3 تن دیگر از همراهانش ترور شدند.

در 25 اسفند ۱۳۷۱، محمد حسین نقدی، نمایندهٌ شورای ملی مقاومت در ایتالیا، ترور شد.

در اول اسفند ۱۳۷۴ ترور مجاهد خلق زهرا رجبی، عضو شورای رهبری مجاهدین و مجاهد خلق علی مرادی در استانبول به‌وقوع پیوست.

در اسفند ۱۳۷۴ آخوندها به‌طور همزمان برای ترور رئیس جمهور برگزیدهٌ مقاومت در پاریس و هم‌چنین ترور مسعود رجوی در بغداد دو توپ غول‌پیکر ۳۲۰ میلیمتری ارسال کردند که یکی در بندر آنورس بلژیک و دیگری در آستانهٌ‌عمل در بغداد کشف و خنثی گردید.

طرح ترور در بغداد۱۷خرداد ۱۳۶۵

روز چهارشنبه ۴ دی ۱۳۷۰، خبر «در هم‌شکستن توطئهٌ رژیم ایران برای کشتن مسعود رجوی» روی تلکس خبرگزاریهای بین‌المللی توجه بسیاری را به‌خود جلب کرد. خبرگزاری رویتر در این‌باره نوشت: «شورشیان مخالف حکومت تهران می‌گویند توطئهٌ کشتن رجوی خنثی شد. آن‌ها روز چهارشنبه اعلام کردند که توطئه‌یی را برای ترور رهبرشان در بغداد درهم‌شکستند. مسعود و مریم رجوی رهبری این جنبش تبعیدی را بر‌عهده دارند».

از آغاز موج عملیات تروریستی رژیم آخوندی علیه مخالفان در خارج در تابستان سال ۱۳۶۸، برای ناظران و آگاهان امور ایران جای تردیدی وجود نداشت که «مسعود رجوی در صدر لیست ترورها قرار دارد». با این حال، انتشار خبر، با شگفتی محافل سیاسی مواجه شد.

هفته‌نامهٌ الاسبوع العربی چاپ پاریس، در شمارهٌ ۱۶ دی ۱۳۷۰ خود، با چاپ تصویر مسعود رجوی در روی جلد، نوشت: «سفارت ایران در بغداد به‌اتاق عملیات تبدیل گردید و مأموریت ترور مسعود رجوی رهبر مجاهدین خلق و مقاومت ایران به‌عهده آن گذاشته شد» زیرا «دشمنی شدیدی میان مسعود رجوی و رژیم ایران وجود دارد که این دشمنی دارای دلیل و در چارچوب جایگاهی که رجوی در صفوف اپوزیسیون مسلحانه و سر‌سخت علیه ملایان و سیاستهایشان دارد، قابل فهم است… رجوی بیشتر از سایر مخالفان دارای افرادی برای حال و آینده می‌باشد. وی دارای پشتوانهٌ یک زیرساخت نظامی که کارآیی و پایداری خود را به‌خصوص پس از جنگ خلیج به‌اثبات رساند می‌باشد. این نیروی نظامی در ۱۸ اکتبر ۱۹۹۱ در منطقهٌ مرزی عراق و ایران یک رژهٌ نظامی با حضور تحلیلگران نظامی برگزار نمود. رفسنجانی رئیس جمهور ایران در واکنش نسبت به‌این رژه در رادیو تهران گفت: «دشمنان انقلاب به‌فعالیتهای خود ادامه می‌دهند» (۲۷ اکتبر ۱۹۹۱).

درکنار فعالیت‌های نظامی که در رژهٌ نظامی و قبل از آن در نبرد علیه گروههای ایرانی که پس از جنگ خلیج در ماه مارس گذشته به‌جنوب عراق نفوذ کردند، خود را نشان داد، مجاهدین درگیر فعالیتهای سیاسی نیز می‌باشند… به‌همین دلیل ترور مسعود رجوی در صدر «لیست ترورها» قرار داشت. (اما) چندین اقدام برای ترور وی با شکست مواجه گردید».

نمایش «۵۹‌نفره»، زمینه‌چینی برای ترور

یکی از برنامه‌هایی که ساواک آخوندی در آستانهٌ طرح ترور و با هدف زمینه‌سازی سیاسی برای آن به‌صحنه آورد، نمایش تلویزیونی مسخره‌یی با شرکت ۵۹‌نفر تحت عنوان «اعضای تواب مجاهدین» بود که روز ۲۰ آذر ۱۳۷۰ در تهران برگزار شد. اطلاعیهٌ دفتر مجاهدین در همان زمان، افشا كرد که «افرادی که در نمایشهای رژیم خمینی برای انتشار اخبار مجعول به‌کار گرفته‌شده‌اند، اغلب یا پاسداران خود رژیم یا اسیران جنگی و سربازان فراری یا آوارگان اجتماعی بوده‌اند» و اراجیف کذب ساواک آخوندی را تماماً تکذیب کردند.

 

7سال بعد، کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت در کتابی با عنوان «اسناد طرحها و توطئه‌های سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی رژیم آخوندی»، اسناد سری این ارگان صدور ترور و ارتجاع آخوندی را بر ملأ نمود. در این اسناد، به‌نقل از بولتن درونی مجلس آخوندی (مورخ 11 دی 70) در مورد 59 نفری که در تلویزیون آخوندی به‌نمایش گذاشته شده بودند آمده است: «از این افراد 7 نفر از هواداران تشکیلاتی سابقه‌دار، 28 نفر از اسرای منافقین که در عملیات متعددی که منافقین طی سال 67 در نوار مرزی انجام دادند به‌اسارت درآمدند و 15 نفر اسیر جنگی که در اردوگاههای اسرا به‌منافقین پیوسته‌اند و مابقی اعضای یک خانوادهٌ عرب 9 نفره می‌باشند که در عراق پناهنده شده بودند».

شکست طرح ترور

ساعت 9 صبح روز دوشنبه 2 دیماه 1370 دو تن از دیپلمات تروریستهای رژیم آخوندی به‌اسامی منوچهر پاک‌آئین و میرزاده در حالی که از اتومبیلهای دارای شمارهٌ دیپلوماتیک و دارای مصونیت سیاسی برای اجرای طرح خود استفاده می‌کردند، با تیر اخطار مجاهدین در خود پیچیدند و تو‌دهنی محکمی دریافت کردند.‌سپس هر دو دستگیر و تحویل پلیس شدند. از چندی قبل مجاهدین مطلع شده بودند که در وزارت اطلاعات دشمن گفته شده که «چند هفته بیشتر طول نخواهد کشید تا مسعود رجوی ترور شود». یکی از اطرافیان رفسنجانی هم گفته بود «حالا دیگر نوبت رجوی است، چرا که هر چه فتنه و دردسر داریم زیر سر ایشان است».

آنگاه اطلاعات آخوندها که از در هم‌شکسته‌شدن طرح ترور و مجروح شدن دیپلومات تروریست خود شوکه شده بود، در رادیو و ‌تلویزیون رژیم خبر داد: «یکی از دیپلوماتهای جمهوری اسلامی ایران در بغداد ساعت 9 صبح روز گذشته مورد حملهٌ مسلحانه قرار گرفت و به‌شدت مجروح شد. به‌دنبال این اقدام جنایتکارانه، فخری حمودی دینی، کاردار عراق در تهران نیمه‌شب دوشنبه به‌وزارت امور خارجه احضار شد و آقای فومنی مدیرکل وزارت خارجه در امور خلیج‌فارس مراتب نگرانی و اعتراض شدید جمهوری اسلامی ایران از این حادثهٌ غیرمترقبه را به‌کاردارعراق در تهران ابلاغ کرد».

یک دهه بعد, ابراهیم ذاکری که ازسال 1372 تا زمان درگذشتش در پاریس, مسئولیت کمیسیون امنیت و ضد تروریسم شورای ملی مقاومت ایران را برعهده داشت, جزئیات بیشتری را در باره طرح ترور رهبر مقاومت در دیماه 1370 فاش کرد. در اطلاعیة کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت ایران بتاریخ 31 خرداد 1381 آمده است:

 

بند دهم: «…بریده ‌مزدوری

که پس از کشف مزدوریش، سه سال پیش در منطقهٌ مرزی از نزد مجاهدین گریخته و توسط ارگانهای عراقی دستگیر و متعاقباً به‌طور قانونی به ایران رفته بود، اخیراً توسط وزارت اطلاعات از ایران به آلمان فرستاده شده است. وی در‌ارتباط با دیگر عوامل وزارت اطلاعات در اروپا قرار گرفته و مأموریت دارد برای سفیدسازی چنین وانمود کند که گوئیا زندانی رژیم آخوندی بوده و توانسته است با طرحهای پیچیده از دست رژیم بگریزد و مخفیانه از تهران به آلمان بیاید!»

به‌گزارش خبرگزاری‌های بین‌المللی و طبق اطلاعیه‌های مجاهدین در دیماه 1370،‌در روز دوم دیماه همان سال، دیپلومات - تروریست‌های رژیم آخوندی در نزدیکی دفتر مجاهدین در بغداد، ورود مسعود رجوی را انتظار می‌کشیدند. اما مجاهدین پیش‌دستی کردند و روز بعد خبرگزاریهای فرانسه و رویتر گزارش کردند «رژیم ایران اعلام کرد دو تن از دیپلوماتهایش در بغداد به‌شدت توسط مجاهدین زخمی شده‌اند».

متعاقباً در 28 اسفند 1371، رادیو و تلویزیون و مطبوعات رژیم آخوندی طبق یک خبر عجولانه وزارت اطلاعات اعلام کردند «رجوی توسط محافظانش ترور شد». ظاهراً کد ارسالی «نشد» در اطلاعات آخوندها «شد» خوانده شده بود.

17 روز بعد دشمن حسرت‌زده با بمباران سنگین قرارگاه اشرف که با 13 جنگنده بمب‌افکن فانتوم و 30 تُن بمب انجام شد و عمدتاً بر روی مقر فرماندهی متمرکز بود، قصد تلافی داشت. اما این‌بار هم تیرش به سنگ خورد. هرچند که باز هم یک مزدور دیگر رژیم به‌نام کاظم سلیمانی بعداً به رژیم خبر داد و در همه‌ٌ رسانه‌های رژیم نیز منعکس گردید که وی شخصاً کشته‌شدن فهیمه اروانی، مریم رجوی و مسعود رجوی را به چشم دیده است…»

صبح روز ۱۶ فروردین سال سال ۱۳۷۱ برابر با عید فطر، سیزده فروند جنگنده بمب افکن F4 و F5 رژیم خمینی با عبور تجاوزکارانه از مرزهای بین‌المللی ایران و عراق، قرارگاه اشرف، مقر فرماندهي ارتش آزادیبخش ملی ایران در آن زمان را در ۵ نوبت با بمبهای تخریبی سنگین و بمبهای خوشه‌ای بمباران کردند.

در این تهاجم جنایتکارانه مجاهد خلق حسین نیک پیمان به شهادت رسید، چند رزمنده‌ دیگر زخمی شدند و خساراتی به تأسیسات و ساختمان‌های قرارگاه وارد آمد. این حملات به مدت 50دقیقه به طول انجامید. متقابلا بر اثر شلیک پدافند ارتش آزادی یک هواپیمای اف ــ 4 دشمن سرنگون شد و دو خلبان آن به اسارت درآمدند.

هواپيماهاي جنگي دشمن بيش از 30 تن بمب بر روي قرارگاه اشرف ريختند و تمركز حمله بر روي مقر فرماندهي بود كه ساختمانهاي آن خسارتهاي زيادي ديد .

شانزدهم فروردین سال ۱۳۷۱، ساعت ۷ و ۲۱ دقیقة صبح:

حسن نظام الملکی چنین می گوید:

   طراحی این حمله رو توی ستاد مشترک مشترک نیروهای مسلح که اون موقع فیروزآبادی رئیسش بود علاوه بر فرمانده نیروی هوایی که اون موقع ستاری بود اینا نشسته بودن طراحی حمله رو کرده بودن طراحی تهاجم هوایی به‌قرارگاه اشرف رو بعد خود این طرح رو برده بودن تو شورای عالی امنیت رژیم که خودش شخص خامنه‌ای هم اون موقع شرکت می‌کرد، اون جا تصویبش کرده بودن تصمیم به اجراش گرفته بودن. و بعد مرکز عملیات رو هم کرده بودن قرارگاه پایگاه هوایی نوژه پایگاه سوم شکاری و خلبانهایی که انتخاب کرده بودن از جاهای مختلف خلبانهای شکاری‌بمب‌افکنی که به‌اصلاح با تجربه‌تر بودن تا این عملیات رو موفق‌ براشون انجام بدن. اینا رو همه رو جمع کردن به‌اصطلاح توی پایگاه هوایی نوژه برای این که طرحشون هم لو نره از نظر حفاظت اطلاعات اومده بودن از روز ۱۸اسفند کل مرخصیها رو لغو کرده بودن توی اون پایگاه تا هیچ‌کسی دیگه مرخصی نره تا تجمع اون خلبانهایی که برای انجام این عملیات اون‌جا جمع کرده بودن لو نره و حفظ بشه.

این حمله که از ساعت هفت و 21 دقیقه تا ساعت هشت و ده دقیقه صبح به طول انجامید در سه مرحلة جدا از هم صورت گرفت. هواپیماها از مرز باویسی، در قصرشیرین با پرواز از مناطق کردنشین، خود را به آسمان اشرف رسانده بودند.

سرهنگ امینی معاون عملیات پایگاه نوژه که در این عملیات هواپیمایش توسط پدافند ارتش آزادی سرنگون شده بود در مورد طرح حمله گفته بود

سرهنگ امینی: « نقشة این تهاجم هوایی روز 25 اسفند هفتاد به من و همکارانم ابلاغ شده و فکر و دستور اجرای این عملیات از طرف خود خامنه ای بوده است. همچنین طراحی این عملیات دست کم یک هفته زمان برد و مجریش فیروزآبادی رئیس ستاد بود. این افراد در طراحی شرکت داشتند:

تیمسار فیروزآبادی: رئیس ستاد مشترک ارتش

تیمسار ستاری: فرمانده نیروی هوایی

تیمسار اردستانی: معاون عملیات نیروی هوایی

تیمسار سیروس باهری: مدیریت عملیات نیروی هوایی

تیمسار ترابی پور: فرمانده حفاظت اطلاعات

تیمسار اصغر سپیدموی آذر: جانشین فرمانده نیروی هوایی

و نمایندگان ارشدی از وزارت اطلاعات رژیم.»

تمركز حمله بر روي مقر فرماندهي و اقامت فرمانده ارتش آزاديبخش برادر مجاهد مسعود رجوي و مسئول اول سازمان در آن زمان خواهر مجاهد مريم رجوي بود . بعد از بمباران رژيم با دستپاچگي از شهادت رهبر مقاومت خبر داد. متعاقباً اطلاعات آخوندها يك بريده مزدور به نام كاظم سليماني را به صحنه آورد و او ادعا كرد كه شهادت خواهر مجاهد مريم رجوي و همچنين شهادت خواهر مجاهد فهيمه ارواني جانش ين مسئول اول سازمان مجاهدين را هم به چشم ديده است

m1

m2

m3.jpg

بلافاصله پس از تهاجم هوايي شكست‌خورده رژيم آخوندی، رهبر مقاومت ايران طي نامه‌اي خطاب به دبيركل ملل متحد و رئيس و اعضاي شوراي امنيت خواستار طرح موضوع در شوراي امنيت و تنبيه ديكتاتوري مذهبي و تروريستي حاكم بر ايران شد.

شوراي امنيت سازمان ملل به دنبال نشست محرمانه‌ي خود كه حوالي ساعت ۵/۳ بامداد روز ۱۸فروردين به پايان رسيد، طي بيانيه‌یي كه توسط رئيس شورا قرائت گرديد، نگراني شديد خود را نسبت به تهاجم هوائي رژيم آخوندی به يك قرارگاه ارتش آزاديبخش ملي ايران در خاك عراق اظهار نمود و از دفاتر سازمان ملل متحد در بغداد و تهران خواست دربارة حمله هوايي و دعاوي رژيم تحقيقات لازم را بعمل بياورند.

دشمن رسواشده ، که یکی ازپرهزینه ترین توطئه هایش برای انهدام قرارگاه اشرف و مقر فرماندهی کل ارتش آزادیبخش ملی در16فروردین 1371 با شکستی فضاحت بار روبه روشده بود، سوداهای برباد رفته و خوابهای پنبه دانه اش را حسب المعمول توسط اعضای لاحق وزارت اطلاعات تحت عنوان اعضای سابق مجاهدین، بیان می کرد.

نشریه مجاهد شماره 292 که درمرداد ماه 71منتشرشد، دراین باره نوشت:

« یکشنبه شب هفتم تیرماه سردمداران رژیم آخوندی یک اسیر جنگی سابق ارتش آزادیبخش را به عنوان عضو سابق مجاهدین به تلویزیون آوردند و از زبان او مدعی به شهادت رساندن برادرمجاهد مسعود رجوی ، خواهرمجاهد مریم رجوی و خواهرمجاهد فهیمه اروانی درجریان حمله هوایی شکست خورده خود به قرارگاه اشرف در 16فروردین شدند...

نشریه مجاهد افزود : «در رابطه با خوابهای پنبه دانه ای آخوندهای مفلوک، خواهر مجاهد فهیمه اروانی ...طی گفتگوی کوتاهی با رادیو صدای مجاهد گفت: سردمداران رژیم آخوندی آرزوی خلاصی از دست مقاومت و رهبری آن را به گور خواهند بود...».

 

مسعود رجوی در ۱۸ فروردین ۱۳۷۱ ضمن سخنانی گفت:

دشمن در منتهای حماقت خودش بدست خودش، راه خیلی چیزها را برای ما به این ترتیب هموار کرد؛ و به همین مناسبت از اینها دعوت می کنم که اگر جرأت دارند باز هم تجربه شده را بیازمایند و هر چقدر که می توانند و درتوانشان هست، چه از هوا و چه از زمین و یا حتی از زیرِزمین از چیزی فروگذار نکنند.

جالبه که یادآوری بکنم که تا چندی پیش رژیم می گفت اینها یعنی مجاهدین به هزار نفر رسیدند که البته هزار و صد نفر هم زندانی دارند! علی‌القاعده اگر چورتکه اندازی آخوندی را باور کنیم دیگر باید خیالشان جمع جمع شده باشد، چون همون هزار نفر را هم خودش میگه که از بین برده .

معلوم نیست که اگر این رفسنجانی و خامنه‌ای راست می گویند پس چرا اینقدر فریادشان به آسمان بلند شده که قصد انتقام گیری و تلافی دارند و مرتب امروز و دیروز رادیویشان مرتب خبر میداد که سفیر فلان کشور یا فلان جا و بهمان جا را احضار کردند اخطار هشدار در مورد فعالیت‌های مجاهدین،

واقعیت چیه؟ همون هست که در اطلاعیه‌های رسمی بکرات تا بحال بیان کردیم. رژیم بخش اعظم ظرفیت جنگنده بمب افکن‌های F4 خودش را بکار گرفت، بلکه بتواند ضربه‌ی جدی به ارتش آزادیبخش ملی ایران وارد کند. اما خوشبختانه در اثر هوشیاری و آمادگی رزمندگان و یکان‌های مستقر در قرارگاه اشرف، تیرش به سنگ خورد، یک هواپیما و دو خلبان هم از دست داد و به جای اولش برگشت.ما یک شهید بیشتر نداشتیم و تعدادی جراحت یا خراش سطحی. نسبت خسارتها اگر برای ما یک باشد، مال رژیم صد و بلکه هزار هست، فی‌الواقع یک تصمیم گیری بسیار پر بلاهت و احمقانه بود. بر اساس تقاضای خودمان و همچنین دولت عراق بخاطر حمله هوایی و نفوذ به عمق خاکش، شورای امنیت تشکیل جلسه داده برای رسیدگی به این جرم و جنایت رژیم .

وقتی که ما با چنین عملکرد بغایت بی نتیجه و نابخردانه‌ای مواجهیم دیگرنمیشه تردیدی در این کردکه رژیم از فرط ترس و وحشتش از مجاهدین و ارتش آزادی اون هم در شرایطی که هزار و یک مسئله‌ی دیگر روی دستش هست، زده به سیم آخر و مرتکب حماقتی شده که آن سرش ناپیداست.

معلوم می شود که از فرط افلاس و استیصال چاره‌ای جز این ندیدند که بدین وسیله یک قدرت نمایی هم بکنند اما در عمل تیرشان به سنگ خورد و شکست مفتضحانه‌ای خوردند. و برای سرپوش گذاشتن روی این افتضاح مجبورند که از قول این و آن به جعل چنین اباطیلی بپردازند که گوئیا توانسته‌اند هزار مجاهد را به شهادت برسانند.

در چنین اوضاع و احوالی بخصوص وقتی که خلبانهای اسیر شده‌ی رژیم شروع کردند به دادن انبوهی اطلاعات در زمینه‌های مختلف ، خوب معلوم می شود که اینها چه میزان برای این ماجراجویی سرمایه گذاری کرده بودند و تا کجادل بسته بودند به نتیجه اش.

مستمراً خود خامنه‌ای از پایگاه نوژه نتیجه کار را پیگیری می کرده،که آقا چه شد و چه شد تمام ستاد نیروی هوایی تحت امر رژیم مشغول این کار بوده، یک دوره هم که بتعویق انداخته بودندچون حدس زده بودند که ما پی بردیم و برخی آمادگیها را هم احراز کرده‌ایم. ملاحظه می کنید که رژیم ترسان و لرزان، از یکطرف چون جرأت و جربزه‌ی بر عهده گرفتن عملش را ندارد مدعی است که کارش به تلافی حمله‌ی موهومی بوده است که گویا شب گذشته‌اش ما انجام دادیم به یک روستاهای بی نام و نشانی که میگه در منطقه قصرشیرین واقع بوده . این دروغ بزرگ به خاطر این است که می خواهد وانمود بکند کارش برای موازنه و در تعادل با کار ما بوده است. بعد هم چنانکه می دانید خبر سرنگون شدن هواپیماش بدست پدافند ارتش آزادیبخش ملی ایران را و اسارت دو تا خلبانش را اعلام نکرد تا ۲۴ ساعت که مجبور شد آخر از همه بپذیرد. وقتی هم که در ۱۴ ، ۱۵ نقطه‌ی جهان هزاران تن از هموطنانمان ریختند و لانه‌های ترور و جاسوسی‌اش را در هم کوبیدند، و دیگه براش بدتر شد شروع به جعل اکاذیبی از این نوع کرده که بله، هزار نفر اینها از بین رفتند و امثالهم. . .

یادتان هست که در ابتدای سال ۷۰ آنها یکبار ما را از زمین آزمودند و نتیجه اش انهدام ۷ لشکر و تیپ سپاه پاسداران ضد مردمی‌شان بود. در ابتدای امسال هم از هوا بار دیگر ما را آزمودند

 

واکنش پارلمان اروپا

توطئه شکست خوردهٌ رژیم آخوندی برای ترور رهبر مقاومت در دیماه 1370 از سوی بسیاری از شخصیتهای سیاسی در کشورهای مختلف محکوم شد.

در 21 اسفند 1370 (12 مارس 1992)، پارلمان اروپا با صدور قعطنامه‌یی (سند شمارهٌ B3-01317/92)، در این‌باره اعلام کرد: «پارلمان اروپا افزایش مستمر فعالیتهای تروریستی رژیم ایران در خارج ایران از طریق هیأتهای دیپلوماتیکش ـ‌و به‌ویژه طرح شکست‌خوردهٌ سوء‌قصد به‌جان آقای مسعود رجوی، رهبر مقاومت ایران‌ـ را محکوم می‌کند».

قطعنامه سوکمیسیون

حقوق بشر ملل متحد

توطئه رژیم آخوندی برای ترور رهبر مقاومت ایران در سوکمیسیون حقوق بشر ملل متحد نیز محکوم گردید. سوکمیسیون حقوق بشر در قطعنامه خود بتاریخ 27 اوت 1992 برابر با 5 شهریور 1371: نسبت به سوءقصد نافرجام علیه جان آقای مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران در دسامبر 1991 (دیماه 1370) ابراز نگرانی می‌کند و ترور پروفسور کاظم رجوی در سوییس را قویاً محکوم می‌نماید.

واکنش سنای آمریکا

در 28 اکتبر 1992، 62 سناتور آمریکایی در نامه‌ای خطاب به پطرس غالی دبیرکل وقت ملل متحد, بایادآوری محکومیت رژیم آخوندی در اقدام برای ترور رهبر مقاومت ایران در پارلمان اروپا و کمیسیون حقوق بشر ملل متحد, و با یادآوری نقض شدید حقوق بشر در ایران, از شورای امنیت ملل متحد خواستار اقدامات مؤثر برای پایان دادن به تهدید فزاینده رژیم ایران در قبال مردم ایران و جامعه جهانی گردیدند. در نامه سناتورها آمده بود:

 

«طبق آخرین گزارش وزارت خارجه آمریکا درمورد تروریسم، ”ایران هم چنان یکی از کشورهای اصلی حامی تروریسم می‌باشد. دستگاه‌های اطلاعاتی ایران همچنان حملات تروریستی را، به خصوص علیه مخالفان رژیم که خارج از کشور اقامت دارند، تسهیل نموده و به اجرا می‌گذارند. این سیاست با تائید بالاترین مقامهای رژیم صورت می‌گیرد.

در قطعنامه‌های سوکمیسیون حقوق بشر ملل متحد و پارلمان اروپا، از ادامه و تشدید فعالیتهای تروریستی علیه مخالفان درخارج، از جمله توطئه نافرجام دسامبر 1991 برای ترور مسئول شورای ملی مقاومت ایران، آقای مسعود رجوی، ابراز تأسف شده است».

 

سناتورها: آل گور، ادوارد کندی، جان کری، آلفونس داماتو، بروک آدامز، جسی هلمز، جان گلن، کارل لوین، میچ مک کانل، هری رید، سم نان و ویلیام کوهن در شمار 62 سناتور امضاکننده این بیانیه بودند

 m4

 m5m6

 

m6

سناتورها همچنین با اشاره به بمباران قرار گاه اشرف در فروردین ۱۳۷۱ نوشتند

در 5 آوریل 1992 دولت رفسنجانی، در وحشت از گسترش اعتراضات مردمی، با نقض قوانین بین المللی، از مرزهای بین المللی عبور کرده و بار دیگر به قصد از بین بردن رهبران اپوزیسیون، یک قرارگاه مخالفان را بمباران کرد.

-سناتورهای آمریکایی در نامه خود, خاطر نشان کردن که چشم دوختن به «میانه روی» رژیم حاکم بر ایران و دولت رفسنجانی سرابی بیش نیست. چرا که نقض مداوم حقوق بشر در ایران ادامه دارد و «سالهاست که رژیم خمینی و جانشینان او، هم میهنان خود را، با توسل به اعدامهای جمعی و شکنجه‌های قرون وسطایی، سرکوب نموده و ایرانیان را ازحقوق بنیادی‌شان محروم کرده‌اند».

-همچنانکه «صدور تروریسم بین المللی یکی دیگر از ویژگیهای این رژیم بیرحم است. وزیر اطلاعات رژیم ایران [فلاحیان]، در یک اعتراف بی سابقه در 30 اوت 1992، پذیرفت که دولتش مسئول عملیات تروریستی علیه مخالفان سیاسی و اتباع خارجی درخارج کشور است. بنابراین”ایران هم چنان یکی از کشورهای اصلی حامی تروریسم می‌باشد و دستگاههای اطلاعاتی ایران همچنان حملات تروریستی را، به خصوص علیه مخالفان رژیم که خارج از کشور اقامت دارند، تسهیل نموده و به اجرا می‌گذارند. این سیاست با تائید بالاترین مقامهای رژیم صورت می‌گیرد.”

 

-62 سناتور آمریکایی در نامه خود همچنین خاطر نشان کرده بودند:

«جنبه رعب آوری که درحمایت ایران از تروریسم بین المللی وجود دارد، تلاش همزمان این کشور برای به دست آوردن تکنولوژی و تسلیحات هسته یی است. آن‌ها، در صورتی که امکانات اتمی به دست آورند، توانائی‌شان برای تهدید صلح این منطقه پرتلاطم به نحوی چشمگیر فزونی خواهد یافت».

-سناتورهای آمریکایی درپایان نامه خود خواهان به جریان افتادن یک قطعنامه اساسی در مجمع عمومی ملل متحد برای محکوم کردن جهانی رژیم ایران به خاطر نقض حقوق بشر و حمایت از تروریسم بین المللی شده و علاوه بر این از شورای امنیت ملل متحد خواستند برای پایان دادن به تهدید فزاینده ایران در قبال شهروندان خود و جامعه جهانی، اقدامات موثری بعمل بیاورد

 

اما اجازه بدید برگردیم به طرحهای شکست خورده رژیم آخوندی برای ترور رهبر مقاومت ایران:

طرح‌های جدید

۵ روز بعد از شکست طرح ترور، جلسهٌ شورای عالی امنیت ملی رژیم آخوندی در روز شنبه ۷ دی به ریاست رفسنجانی و با حضور اعضای اصلی شورا و نیز فلاحیان، سعید امامی، معاون امنیت فلاحیان، و احمد وحیدی، فرمانده نیروی قدس سپاه، برای بررسی علل شکست تشکیل شد. در این بررسیها نتیجه‌گیری به‌عمل آمد که هوشیاری امنیتی مجاهدین به‌کارگیری طرحهای پیچیده‌تری را ضروری می‌سازد و لذا به‌وزارت اطلاعات و سپاه قدس مأموریت داده شد که طرحهای جدیدی را مشترکاً ‌تنظیم و به‌شورای عالی امنیت ملی ارائه کنند.

اما از آن‌جا که طرح ۲۸ اسفند ۱۳۷۰ نقش بر آب شد، به‌بمباران سنگین قرارگاه اشرف روی آوردند اما از آن‌هم طرفی نبستند.

 

طرح ترور بر سر مزار دکتر کاظم رجوی

شورای عالی امنیت رژیم در نشست ۱۰ مرداد ۱۳۷۱ بنابه‌پیشنهاد رفسنجانی تصمیم به‌تأسیس «ستاد فرماندهی امور عراق» گرفت. و «کمیتهٌ بررسی مسائل عراق» که تا آن تاریخ تحت نظارت خامنه‌ای بیشتر مسائل سیاسی گروههای عراقی را دنبال می‌کرد، در این ستاد ادغام شد. علی آقا محمدی، که ریاست کمیتهٌ بررسی مسائل عراق را داشت، به‌فرماندهی این ستاد منصوب شد و آخوند مصطفی پورمحمدی، قائم‌مقام وقت وزارت اطلاعات و وزیر کشور کابینه پاسدار احمدی نژاد، پاسدار سرتیپ کاظمی معاونت وقت اطلاعات سپاه، پاسدار کنعانی فرمانده پادگان آموزشی نیروی قدس، محمد‌علی رحمانی فرمانده سپاه 9 بدر و پاسدارسرتیپ سعید تقی‌پور و پاسدار سرتیپ رضا صادقی به‌عنوان اعضای این ستاد مشخص شدند.

 

بعد از آن در تاریخ 27 دی 71 ستاد فرماندهی امور عراق در حضور خامنه‌ای در کاخ نیاوران تشکیل شد. در این جلسه خامنه‌ای و رفسنجانی، آقامحمدی را موظف کردند که با کمک وزارت اطلاعات طرحهای نظامی و تروریستی جدیدی علیه مجاهدین ـ‌با تمرکز روی رهبری مقاومت‌ـ ارائه کند.

از میان طرحهای مختلف که توسط این ستاد مورد بررسی قرار گرفت، یک طرح جدیتر از بقیه در دستور کار قرار گرفت.

 

طبق این طرح، قرار بود مواد منفجره قدرتمند C4 در قبری نزدیک مقبرهٌ شهید دکتر کاظم رجوی در گورستان وادی‌السلام (در کربلا) از قبل کار گذاشته شود و هرگاه رهبر مقاومت برای زیارت مزار شهیدان مجاهد و برادرش به‌گورستان وادی‌السلام بیاید، مواد منفجره با کنترل از راه دور منفجر شود.

وزارت اطلاعات یکی از مأمورانش، به‌نام حاج حامد را که از سرکردگان عملیات تروریستی علیه مجاهدین در بغداد بود، مأمور اجرای طرح نمود. حاج حامد، ابوحنا بغدادی، از سرشبکه‌های تروریستی رژیم در بغداد را به‌همراه دو تروریست دیگر به‌نامهای عبدالوهاب و عماری، به‌شهر مهران فرا‌خواند. تروریست‌ها پس از توجیه شدن نسبت به طرح و دریافت 3000 دلار پول برای تهیه امکانات اولیه، در اواسط سال 72 ازمنطقه قلاویزان از مرز بدره به‌عراق بازگشتند.

مزدور عبدالوهاب به‌کربلا رفته و باافرادی که به‌منظور استفاده از آنها در اجرای این طرح در نظر گرفته شده بود ارتباط برقرار کرد. او در یک خانهٌ متروکه در 5‌کیلومتری کربلا ساکن شد و شناسایی مقبرهٌ دکتر کاظم رجوی در وادی‌السلام را آغاز کرد.

بعد از مدتی شناسایی مزدوران به‌ایران بازگشته و گزارش شناساییها و پیشرفت و موانع کار را به‌حاج حامد تسلیم کردند. وزارت اطلاعات به‌خاطر اطمینان از مزدورانش قبل از اجرای این طرح دو عملیات برای آنها مشخص می‌کند تا مطمئن شود طرح تضمین داشته باشد.

 

تروریست‌ها 36 کیلو مواد منفجره C4 را، که از ایران آورده بودند، به‌همراه خرج‌های استاندارد هدایت‌شدهٌ مهندسی داخل قبری در نزدیکی مقبرهٌ دکتر کاظم کار گذاشتند.

طرح این بود که حین زیارت رهبری مقاومت از مزار، تروریست‌ها قادر باشند از داخل خودرویشان روی جاده، در فاصلهٌ حدود 700 متری این قبر با کنترل از راه دور آن را منفجر کنند. تروریست‌ها طبق شناساییهای قبلی، انتظار داشتند که زیارت از مزار شهیدان مجاهد، بلافاصله بعد از زیارت حرم امام حسین (ع) صورت بگیرد. از این رو، مأمورانی را استخدام کرده بودند که به‌محض رؤیت سوژه‌ها در حرم امام حسین(ع) ، آنان را برای اجرای طرح در گورستان وادی‌السلام باخبر کنند.

اما این توطئه هم قبل از اجرا در هم شکست.

ورود فلاحیان و سعید امامی

گروه حقوق بشر پارلمان انگلستان در تحقیقات خود پیرامون تروریسم رژیم آخوندی، بر زمینه‌سازی سیاسی و کار اطلاعاتی بریده مزدوران انگشت گذاشته و می‌نویسد: «یک شیوهٌ دیگر استفاده از تعداد اندکی بریده می‌باشد که در یک مقطع با سازمانها یا افراد اپوزیسیون همکاری می‌کردند. این افراد به‌دلیل کمبود یا فقدان هرگونه انگیزه‌یی برای ادامهٌ مبارزه و حفظ اصول، خود را به‌رژیم ایران فروخته‌اند. این افراد تاکنون با ارزش‌ترین اطلاعات و خدمت سیاسی را برای رژیم فراهم ساخته‌اند. علاوه بر فراهم‌کردن اطلاعات در مورد اهداف تروریستی رژیم، آن‌ها با اشاعهٌ تبلیغات علیه افراد یا سازمانهایی که قبلاً با آنها کار می‌کرده‌اند و وارد‌آوردن این اتهام که آنها بدتر از رژیم حاکم هستند، زمینهٌ سیاسی برای قتل ناراضیان را فراهم می‌سازند»(صفحهٌ 9، کتاب «ایران، حکومت ترور، از انتشارات گروه حقوق بشر پارلمان انگلستان، لندن ژوئن 1996).

واقعیت این است که فلاحیان و سعید حجاریان و علی ربیعی در وزارت اطلاعات پس از جمعبندی شکستهای مستمر پیشین به‌این راه حل رسیده بودند.‌

در همین راستا، فلاحیان و سعید امامی کارت شناخته شدهٌ «اعضای سابق مجاهدین» را با استفاده از بریده‌مزدوران به‌کار گرفتند تا با علم‌کردن آن‌ها به‌عنوان «قربانیان سرکوب در درون مجاهدین»، به‌نتیجهٌ مطلوب سیاسی و تروریستی دست پیدا کنند.‌

پاسخ لرد ایوبری

شخصیت برجستهٌ مدافع حقوق بشر در انگلستان، که سالها وضعیت حقوق بشر در ایران را زیر نظر داشته است، به‌دنبال قتل دو اسقف و یک کشیش کلیسای ربانی در ایران، نامه‌یی از سوی کاردار رژیم آخوندی در لندن، همراه با انبوهی ضمایم دریافت کرد که در آن مجاهدین را متهم به‌ارتکاب این قتلها می‌نمود. رژیم آخوندی مدعی بود که اعضای مجاهدین خود به‌این‌جنایات اعتراف کرده‌اند. نوشته‌های مزدوری به‌نام نوروزعلی رضوانی در نیمروز لندن نیز به‌عنوان گواهی از سوی کاردار رژیم ضمیمه شده بود.

لرد ایوبری در پی تحقیقات بیشتر به‌کاردار رژیم چنین پاسخ داد: «اتهامات ریز مطرح شده توسط آقای رضوانی را غیرممکن بتوان چک کرد، اما دلایل عام وجود دارند که بتوان به‌قابل اتکا‌بودن (این ادعاها) شک کرد. اولین و مهمترین دلیل به‌نظرمن این است که رژیم به‌طور گسترده از مطالب او در تبلیغات خود استفاده می‌کند. ثانیاً او ظاهراً این اتهام بی‌نظیر را ساخته است که قتل‌عام زائران در سال 1987 در مکه، نتیجهٌ یک توطئهٌ مشترک عـراقیها و مجاهدین بوده است. ثالثاً درسال 1991 او از سازمان مجاهدین خلق به‌دلرباترین نحو تعریف و ستایش کرده است. رابعاً او به‌مرکز کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد در رمادی، به‌عنوان زندان کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد اشاره می‌کند. به‌دلایل فوق من به‌قابل اتکا بودن آقای رضوانی مطمئن نیستم». (نامه لرد ایوبوری به‌کاردار رژیم در لندن، 5 مهر 1374 ـ 27 سپتامبر 1995)

پاسخ استیون هیوز

در سال 72، سعید امامی تعدادی از عناصر خودش را تحت‌عنوان «اعضای سابق مجاهدین» سراغ گروه لیبرال پارلمان اروپا فرستاد تا مدعی شوند که 17 تن از اعضای سابق مجاهدین در زندان این سازمان در شهر رمادی عراق مدتهاست در اعتصاب غذا به‌سر می‌برند. آن‌ها نیز بر‌اساس توجیه وزارت اطلاعات، کمپ التاش در رمادی را به‌عنوان زندان مجاهدین معرفی کردند.

 

استیون هیوز، نمایندهٌ پارلمان اروپا که سالها مسألهٌ نقض حقوق‌بشر در ایران را تعقیب کرده است، دراین‌باره در نامه‌یی به پروفسور کاپیتورن، نمایندهٌ ویژه ملل متحد، نوشت: «دولت ایران که قادر نیست از پروندهٌ نقض حقوق‌بشر خود دفاع کند، به‌طور مستمر تلاش کرده برای سرپوش‌گذاشتن بر جنایات تهران در در داخل و ضدور تروریسم و فناتیسم در خارج چهرهٌ اپوزیسیون ایران را مخدوش سازد. من و دوستانم در پارلمان در این رابطه تجربهٌ دست اول از رژیم ایران داریم. در سال 93 یک گروه از به‌اصطلاح ناراضیان شورای ملی مقاومت و مجاهدین با گروه لیبرال تحت عنوان دفاع از آنهایی‌که در زندانهای مختلف در عراق از‌جمله کمپ التاش (شهر رمادی عراق) مورد بد ‌رفتاری قرارگرفته بودند، تماس گرفتند. آن‌ها عمداً در مورد کمپ مزبور و یک اعتصاب غذا در آن‌جا اطلاعات غلط به‌ما دادند. بعد از این‌که ما تحقیقاتی از طریق دفتر کمیسیاریای عالی پناهندگان در ژنو و بروکسل انجام دادیم، متوجه شدیم که التاش یک کمپ پناهندگی تحت نظارت سازمان ملل متحد و دولت عراق است و نه زندان مجاهدین. اعتصاب غذای ایرانیان در کمپ التاش، اعتراضی علیه تأخیر کمیساریای عالی پناهندگان برای جابه‌جایی این پناهندگان به‌یک کشور سوم بود و نه اعتراضی علیه مجاهدین». (نامهٌ استیون هیوز به‌پرفسور کاپیتورن، 17 بهمن 1374- 6 فوریه 1996)

چند سؤال

در پایان این مرور اجمالی که با اختصار تمام صورت گرفت، سؤالاتی مطرح است که از ذهن جستجوگر دست برنمی‌دارد. به‌طرح برخی از آنها بسنده می‌کنیم:

ـ راستی چرا تمامی سرمایه‌گذاریهای خمینی و جانشینان او و تمام دستگاه جاسوسی و کشتار و توطئه‌گری علیه مجاهدین و مقاومت ایران و رهبری این مقاومت، نتیجه‌بخش نبوده است؟

ـ مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی چگونه و با اتکا ‌به‌چه حصن حصینی خود را از این همه دسیسه و پلیدکاری دشمن خون‌آشام در امان نگاه داشته‌اند؟ پشت آنها به‌چه‌چیز گرم است و سرچشمهٌ این توانمندی در کجاست؟

ـ و راستی علت این همه کینه ‌توزی حیوانی و سبعانهٌ دشمن و مزدورانش علیه رهبر این مقاومت به‌خاطر چیست؟ لابد که سرنوشت یک خلق و یک میهن در میان است.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان