01182022سه شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
سه شنبه, 21 دی 1400 ساعت 10:43

به‌یاد خلبان قهرمان مجاهد، سرهنگ بهزاد معزی در سالگرد پرواز جاودانگی‌اش

نوشته شده توسط
صحبتهای سرهنگ در مورد برادر مسعود مسعود داره ارتفاع بالا می پره یا بقول ماها بالای صد هزار پا داره می پره اون جلو را قشنگ داره می بینه چه خبره

بعد اون پایین روی زمین که میره از  اون بالا میگه اینجا بپیچید نپیچید ، اینکار را بکنید ، نکنید ،  چون جلو را دیده چه خبره. اینکه این پایین جلو را نمی بینه میگه آخه یعنی چی ؟ اینجا را ببینی که چی بشه مثلا ... بعد که میره جلوتر میگه از  اینجا باید بریم بالا خسته نشیم  و استراحت کنیم آب برداریم . میگیم آب واسه چی؟ اونجا همه جا سبزیه ، اون از اون بالا دیده جلو بیابون بی آب و علفه

همیشه تو ذهن من این است که دید اون از افق دیدش از اون بالا  برای این پایین مثل خود من غیرقابل تصوره که اون از اون بالا یه چیزهایی را میبینه تو افق خلبانی که از پایین دیده نمیشه و باید بگم از دید من راه ، روش و سازمانی که مسعود گذاشته ابدی است یعنی مسعود باشه نباشه هر نقطه دنیا که میخواد باشه مسیری که گذاشته  و اونی که گذاشته بالای مسیر چنان سفت و محکمه که البته همه از ته دل آرزو داریم هر چه زودتر ببینمش

خلبان قهرمان مجاهد، سرهنگ بهزاد معزی، عضو شورای ملی مقاومت ایران، الگوی درخشان و پر افتخار مرزبندی و مبارزه با شاه و شیخ، پس از 42سال مجاهدت و پایداری در برابر استبداد دینی در بیمارستان در پاریس درگذشت. او رستگار و جاودانه شد و به یاران شهید و صدیقش به ویژه شهیدان مجاهد خلق در ارتش و نیروی هوایی پیوست..

سرهنگ معزی برجسته‌ترین خلبان ایران 83سال داشت و از سوم دیماه تا روز درگذشتش در 21 ديماه 1399 در بیمارستان بستری بود.

سرهنگ خلبان بهزاد معزی متولد 1316 فرزند سپهبد محمود معزی فارغ التحصیل از دانشکده افسری در فرانسه از نوادگان عباس میرزا سردار جنگ‌های ایران و روس در مقام ولایتعهدی فتحعلیشاه قاجار است.

سرهنگ معزی بخاطر کارایی و تسلط فوق‌العاده در پرواز در نیروی هوایی، بعنوان خلبان اختصاصی پروازهای شاه انتخاب شده بود و او بود که نهایتاً شاه را به مصر و سپس به مراکش برد.

سرهنگ میهن پرست ،هواپیمای اختصاصی از اموال مردم ایران را که شاه به نام شخص خودش ثبت کرده بود، به ایران برگرداند و مورد تجلیل پدر طالقانی و افکار عمومی قرار گرفت. او سپس به مجاهدین پیوست و در مرداد 1360 رهبر مقاومت مسعود رجوی را  با بنی صدر اولین رئیس جمهور رژیم در یک پرواز خطیر از پایگاه یکم شکاری در فرودگاه مهرآباد در تهران به پاریس منتقل کرد.

سرهنگ معزی عضو هیأت نمایندگی مجاهدین در شورای ملی مقاومت بود و در جلسات شورا و تصمیم‌گیریها با موضعگیریها و سخنان کوتاه بر سر بزنگاهها می‌درخشید. 

در ارتش آزادیبخش نیز هر گاه عملیاتی درجریان بود سرهنگ حضور داشت و از جمله در عملیات چلچراغ از فرماندهان جمع آوری سلاحها و غنائم بیکران فتح مهران بود و شخصاً در انتقال غنائم و تسلیحات به پشت جبهه شرکت داشت.

در اجلاس ششم شهریور ۱۳۷۲ که خانم مریم رجوی به‌‌عنوان رئیس جمهور دوران انتقال قدرت به‌مردم ایران انتخاب شد، سرهنگ معزی حضور داشت و در مورد این انتخاب گفت:‌

«من انتخاب خواهر مریم را به ریاست جمهوری از صمیم دل تبریک میگم و امیدوارم این تعالی و ترقی یی که در سازمان مجاهدین به وجود آورده‌اند، حتی اگر یک هزارمش را در اجتماع ما به وجود بیاورند، کشور ما تبدیل به یک گلستان و یک ابرقدرت خواهد شد. ولی از طرف پرسنل تیزپرواز، عقابان تیز پرواز مطمئنم که بسیار خوشحال خواهند شد که یک سیمرغ بلندپروازی همیشه بالای سرشان به عنوان فرمانده کل قوا خواهد بود».

در طول دهه‌های گذشته، وزارت اطلاعات آخوندها، نیروی قدس، اطلاعات سپاه و وزارتخارجه رژیم از هیچ توطئه و ترفندی برای کشاندن سرهنگ معزی به ایران یا ترور او در خارج خودداری نکردند. اما کمیسیون امنیت و ضد تروریسم شورا با تکیه به انضباط فوق العاده سرهنگ و زندگی ساده مجاهدی او در کنار برادران مجاهدش در اور سورآواز، نقشه‌های دشمن ضدبشری را خنثی و توطئه ها را در هم کوبید. 

در معامله آخوند خاتمی و خرازی با دولت وقت فرانسه در کودتای نافرجام ۱۷ژوئن۲۰۰۳ علیه مقاومت ایران، حکم اخراج سرهنگ معزی و تبعید او به‌مناطق دورافتاده در فرانسه صادر شد ولی مقاومت ایران در چندین دادگاه این حکم را که خواسته آخوندها بود درهم شکست و سرهنگ معزی با استقبال شکوهمند به پاریس برگشت.

قهرمانیهای سرهنگ معزی در کتاب پرواز بزرگ در ماجرای پرواز رهبر مقاومت در مرداد ۱۳۶۰ از پایگاه یکم نیروی هوایی در تهران به‌پاریس نوشته شده است.

پرواز در خاطره‌ها، کتاب خاطرات سرهنگ معزی توسط مجاهد صدیق حمید اسدیان در سال ۱۳۸۵ تدوین و منتشر شد.

 سرهنگ معزی خودش پرواز از تهران به پاریس را پرواز پروازهای خود توصیف کرده است.

پس از درگذشت مجاهد کبیر حمید اسدیان، سرهنگ دلیر در جمع مجاهدین و یاران شورایی در ۲۴ آذر گذشته بر فضای غم و اندوه برشورید و خروشید که : برای مجاهد غم و غصه و عزاداری و گریه نداریم. فکر خواهر مریم و برادر مسعود را بکنید که با هر موردی که شهید میشود چه باید بکنند؟ سلاح مجاهد بر خاک افتاده را باید برداشت و جنگید تا روزی که حتی یک نفر از ما باقی بماند و در میدان آزادی سخنان و صدای مریم رجوی و برادر را بشنود.

تسلیت خانم مریم رجوی در سوگ خلبان قهرمان سرهنگ بهزاد معزی

عقاب تیز پرواز آسمان آزادی و مقاومت ایران، قهرمان پرواز پروازها، خلبان مجاهد سرهنگ بهزاد معزی به‌جاودانه فروغ‌ها و به‌همه پرسنل نظامی مجاهد و مبارزی پیوست که در تاریخ معاصر فدای آزادی وطن و سعادت مردم ایران شدند.

من همواره مدیون او بودم و به او بارها گفتم که تا به ابد قدردان بالاترین خدمت بزرگش هستم.

روحش شاد که  من ، مجاهدین و مقاومت مردم ایران همیشه رهین خدمت بزرگ میهنی و انقلابی او هستیم که ودیعه مردم ایران، مسعود را از پایگاه یکم شکاری در تهران به‌سلامت به‌مقصد رساند.

 او از این نظر جایگاهی والا در کنار شهید بزرگ حقوق بشر دکتر کاظم رجوی دارد و محبوب مردم و مقاومت ایران است.

او تمام زندگی و موقعیت شغلی و عمرش را نثار این مأموریت بزرگ کرد و با 42سال  مجاهدت و پایداری در برابر استبداد دینی سمبل وفاداری به‌آرمان آزادی و الگوی درخشان مرزبندی و مبارزه  با شاه و شیخ شد.

صراحت و رو راستی‌اش، علو طبع و مناعت‌اش که به‌دلبستگی‌های دنیا پشت پا زده بود، پرهیزکاری و قهرمانی و از خودگذشتگی‌اش در رویارویی با رژیم حاکم، او را  محبوب‌ترین پرسنل نظامی میهن‌پرست و مردم‌گرا تاریخ معاصر کرد.

چهل و اندی سال در دفاع از مسعود شیری غرنده با شمشیری آخته بود و در این زمینه با هیچکس هیچ ملاحظه و مراعاتی نداشت. از این بابت برای همة ما سرمشقی آموزنده بود. 

راستی که سرهنگ معزی وارث حقیقی کلنل پسیان و همه پرسنل قهرمان و میهن‌پرستی است که در برابر دیکتاتوری‌های شاه و شیخ برای آزادی قیام کرده‌اند.

یاد سرهنگ اسماعیل فرخنده و 12‌نفر از پرسنل غیور نیروی هوایی که پس از پرواز مسعود از تهران به‌پاریس توسط خمینی دژخیم تیرباران شدند به‌خیر که سرهنگ معزی فقید همواره از آن‌ها تجلیل می‌کرد.

سرهنگ معزی از سال 60 به‌رغم برخورداری از امکانات بسیار، در دفتر شورای ملی مقاومت اقامت داشت و به یک زندگی ساده جمعی و همراهی و هم‌نفسی روزانه با دیگر برادران مجاهدش ساخته بود. 

اکنون به دیار رفیق اعلی پر کشیده است. فقدان او را به‌‌ خانواده و خاندان معزی و فرزندانش، به‌پرسنل مردمی ارتش، به ‌اعضا شورای ملی مقاومت و یکایک مجاهدین و به‌خصوص به‌مسعود تسلیت می‌گویم.

قهرمان مجاهد خلق سرهنگ خلبان بهزاد معزی که پیوسته در آرزوی پرواز آزادی به‌سوی تهران بود، اکنون در اعلی درجات به‌آسمان شهیدان و صدیقین پرکشیده است. رستگاری و جاودانگی گوارا و سزاوار او باد. بی‌تردیدجوانان شورشگر و پرسنل مردمگرا و انقلابی ارتش و نیروی هوایی آرزوی او را برآورده می‌کنند.

اطلاعیه کمیسیون امنیت و ضدتروریسم ۳ بهمن ۱۳۹۹ (۲۲ ژانویه ۲۰۲۱ )

جنون اطلاعات آخوندی از بزرگداشت قهرمان ملی سرهنگ خلبان بهزاد معزی

باز هم سوزش دژخیمان و مزدوران تا مغز استخوان و فوران لجن پراکنی علیه مقاومت ایران

سخنان سرگرد خلبان حسین اسکندریان یار و همکار ۵۰ ساله اسطورة ارتش ایران بهزاد معزی

با تسلیت به تمام ملت ایران بخاطر از دست دادن انسان با شخصیتی مثل سرهنگ خدمت شماعرض کنم  آشنایی من که از این پرواز شروع نشد یک سابقه ۵۰ ساله دارد این افتخار را داشتم که قبل از انقلاب به مدت ۱۰سال تحت فرمان ایشون کار بکنم فرمانده بزرگی بود فرمانده شایسته یی بود درواقع اگر بخواهم راجع به سرهنگ صحبت بکنم شاید احتیاج به ساعتها  باشد در تمام و تمام رفتاری که نسبت به زیر دست هایش داشت چیزیکه خیلی برای من مهم بود سرهنگ همیشه حتی قبل از انقلاب ضد سلطنتی  با آنهاییکه خیلی نزدیک تر بود مثلا من و او واقعا مثل دو تا برادر بودیم . با این که ایشون فرمانده بود و استاد خیلی خوب  من بود و من شانس این را داشتم که چنین استادی داشته باشم. نکته هایش  را همیشه سعی می کرد که به شاگردهایش منتقل کنه بدون هیچ گونه تکبر و بدون هیج نوع فخر فروشی واقعا خیلی خیلی انسان بسیار ساده و بی آلایش وخیلی خیلی افتاده بود و از همانموقع قبل از انقلاب همیشه چیزیکه  به حساب در وطنش میگذشت برایش مهم بود و انسانهایی که احتیاج داشتند خیلی خیلی کمک میکرد و هرکاری از دستش بر می آمد در واقع انجام می داد  درد ملت را حس میکرد و همیشه دنبال راه حلی بود که چی میشود کرد برای این ها چه جوری میشه دردجامعه رو، درد این مردم را آروم بکنه وقتی که انقلاب اتفاق افتاد بلافاصله در همان جستجوهایش  می آمد برایم تعریف میکرد تقریبا یک جایی را پیدا کردم که فکر می کنم اگر کسی بتواند به مردش کمک بکند اینها هستند منظورش همین سازمان مجاهدین بود بلافاصله رفت آنجا و اسم نویسی کرد وخیلی زود هم پذیرفته شد و ما ها را همه را تشویق میکرد اینکار را بکنید البته آن موقع بعد از وقایع ۳۰ خرداد یک مقدار اوضاع خطرناک شده بود زیاد راجع این موضوع کی هست و کی نیست صحبت نمیکردیم ولی همدیگر را می شناختیم و همیشه توی جلساتی که تشکیل میشد و توی بحث هایی که می شد تمام هم و غمش این بود که بتواند برای آزادی مردم وبرای مبارزه با دیکتاتوری آخوندی که حالا آمده بود و تمام امید مردم راازبین برده بود یک کاری انجام بده و وقتی که پرواز پیش آمد یادم نمی ره همینکه در کابین نشستیم و یک مقدار حساسیت هایی ایجاد شد یک عده بچه ها نبودند بعد من با تعجب پرسیدم که چی شد سرهنگ به من گفت که پرواز مال سازمان است و من اینقدر  به وی اطمینان داشتم واینقدر  ایمان داشتم درواقع بهش که هرچیزی که میگفت بدون چون و چرا قبول میکردم به همین علت بهشون گفتم هرچه شما صلاح بدانید من در اختیار شماهستم وپرواز انجام شد این افتخار را داشتم که در این پرواز شرکت داشته باشم و در واقع به اون هدفی که دوست داشت احساس میکنم که رسیده خیلی احساس راحتی میکرد خیلی دوست داشت هرچه زودتر بتواند بعنوان عملی یک کاریی را انجام بدهد در تمام کارهاشرکت میکرد وخودتان شاهدید توی این ۴۰سالی که در کنارشما بود از هیچ کاری ابا نداشت وخیلی ساده زندگی می کرد و خیلی بی آلایش وخیلی واقعا بی تکبر و این از مشخصات بارز سرهنگ بود که هیچ وقت فراموش نمی‌کنم و هرکاری که از دستش بر می آمد انجام میداد و من همیشه بهش افتخار میکنم . امیدوارم که راهی که اون پیش گرفت من بتونم ادامه بدم  شایستگیش را داشته باشم و اینجوری همیشه یادش و خاطره‌اش تو ذهن همه باشه و همه بدونند که واقعا چه انسان باشرفی بود و چه انسان درد شناسی بود چقدر اجتماع خودش را دوست داشت چقدر وطن خودش را دوست داشت . یکی از واقعا وطن پرست ترین کسانی بود که من میشاختم.

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان