05242022سه شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
سه شنبه, 05 بهمن 1400 ساعت 10:37

گزیده اولین سخنرانی مسعود رجوی در دانشگاه تهران ـ ۴بهمن ۱۳۵۷ مطلب ویژه

نوشته شده توسط
بنام خدا و بنام خلق قهرمان ایران و بنام شهدای خلق, تمامی شهدای خلق, و شهدای تمامی خلق , و بویژه شهدای دانشگاه, شهیدانی که به ما آزادی بخشیدند. آزادی , خجسته آزادی گفتم آزادی یعنی روح، جوهر و ماهیت انسان,

اون چیزی که شهدا بخاطرش جان باختند, اسرا به زندان افتادند تبعیدیان مهاجرت کردند و خلق قهرمان قیام کرد , آزادی . این اون چیزیست که شما به ما بخشیدید .

توی راه که می اومدیم فکرکردم که طبعاً چیزی ندارم جزکمی حرف دل وکمی هم درد دل و کمی هم گزارش مربوط به 14 سال فعالیت سازمان و 7 سال زندان, بخصوص چیزی که صحبت کردن رو برام مشکل میکنه بیانِ اون احساسی است که فی الواقع درقلبم و قلب تک تک برادرانم میگذره , لحظاتی هستند که فکر نمی کنم نه تنها من بلکه هیچکس توان وصف  اونها رو داشته باشه, مثلاً لحظه دستگیری, لحظات رنج و عذاب  لحظه ای که با شهیدی وداع می کنید, لب های تب دارش رو می بوسید و طنین قلبش رو می شنوید, لحظه ای که با فریاد شکنجه خواهر یا برادرتون ازخواب میپرید و یا لحظه ای که خبر شهادت خواهر یا برادری رو بشنوی, و یا لحظه ای که خلقتون قیام می کنه و شمارو آزاد می کنه و به آغوش خلقتون باز می گردید چیزی که در خواب هم نمی دیدیم , البته ازمحضر دانشمندان، ادبا و شعرایی که دراینجا حضور دارند, من معذرت می خوام شاید اونها بتونند این لحظات رو وصف کنند. شاید اونایی که الان اینجا میشناسم بتونند وصف کنند ولی فکر میکنم خود اونها هم قبول خواهند کرد خود اونها شاید برخلاف ما مردمان عادی این لحظات رو بیشتر تجربه کردند.

میدونید وقتی ما رفتیم تنها رفتیم , باچشم های بسته مارو بردند بردست ها و پاها چیزی جز زنجیرنبود .

 اما وقتی برگشتیم درآغوش مردممون بودیم و بردستهامون گل بود و برروهامون بوسه , آیا میشه این لحظات رو وصف کرد؟!

جای شهیدان خالی اونهایی که در میان ما نیستند نه نه نه هستند , حتماً هستند . اگر مزارشون  ناپیداست میلیون ها مزار درسینه تک تک مردمان این زمین دائماً درحال تپش است . 

چرا که شما هم مردم هم با اونها بودید, وقتی اونها شکنجه می شدند, این خلق ایران بود که فریاد میکشید. وقتی درمقابل جوخه های اعدام قرار می گرفتند این مردم ایران بودند که اعدام می شدند. شما در رگهای اونها جاری بودید و اونها الان در سینه های شما هستند. پس شهیدان هستند.

 وقتی ما رفتیم آسمان تیره و تار بود گهگاه ستاره ای درکسوت یک شهید می درخشید ولی پاسداران شب به سرعت پایینش می کشیدند . ولی امروز آسمان غرق ستاره هاست , همه جا شهید, کاروان کاروان شهید, وقتی رفتیم پاییز بود, زمستان بود, تک تک لاله هایی که دستهای سیاه اونها رو پرپر میکرد, ولی امروز همه چهره شهرهای ما لاله زاره, و این جوونها زن ها و مردها که هرروز برکف خیابانها افتادهاند و می افتند .

ما در زندان بطور تصادفی بهمون اجازه دادند یعنی تونستیم اون فیلم چند دقیقه ای رو که ازدانشگاه , دانشگاهی همین دانشگاهی که من خودم هم فرزندش هستم ببینیم , لابد شماهم دیدین , خروش رو دیدیم فریاد رو دیدیم شهدارو به چشم دیدیم ,اونروز دیگه دانشگاه تنها دانشگاه نبود , شهادتگاه شده بود , زیارتگاه شده بود. آخرشما تواین سالها این دانشگاه رو به معبد و محرابی برای آزادی تبدیل کرده بودید . دانشگاهها , دانشگاههای ما یکدم در سیاه ترین زمان ها ازخروش باز نایستادند و نمی ایستند تبلور شرف این مردم بودند .

اونقدر دامنه کار شما وسعت داشت که طنینش ازمیله های فولادی و از دیوارهای بتونی می گذشت و به ما روح میداد روحیه می داد و زنده مان می داشت , آخه اونها می خواستند ما بپوسیم . شما چه که نکردید و چه افتخاری امروز نصیب من شده که درمقابل آگاه ترین و صمیمیترین پیشاهنگان این مردم بتونم تعظیمم رو نثار کنم.

نه گارد, نه چماق بدست و نه رگبار نتونست فریاد دانشگاه رو خاموش کنه , چرا ؟ مظهر حیات یک خلق بود, مظهر زندگیش بود. مگر نیست که حیات چیزی نیست جز عقیده و جهاد , درود بر دانشگاه .

و به همین دلیل مسئولیت شما زیاده و خیلی هم زیاده و هنوز طنین اون لااله الا الله رو درگوشمون داریم تمام خلق ایران دارد تمام تاریخ ایران خواهد داشت ,تمام جهان شاید این صحنه رو دید و گریست. ولی می دونید تفاوت گریه شما  با سوز جگر فرزندانتون در زندان چه بود آخه ما در بند بودیم فریاد کشیدن هم مشکل بود. گاه گریستن هم مشکل بود چه میشد کرد , به ما گفته بودند خلق؟ هه هه هه!!! خلق؟ کدوم خلق؟ به اونهایی که در زیر شکنجهها خدا و خلق رو می طلبیدند به یاری، میگفتند کدوم خلق؟ بمونید و بپوسید اینجا جزیرة ثباته. اینجا صحنة جشنهای به اصطلاح جاودانگی رژیم شده بود. می گفتند تموم شد, دیگه خبری نیست. خبری هم نبود. درظاهرخبری نبود.

ولی بی خبری هم نبود والا این تحولات عظیم یک سال دو سال اخیر یک لحظه که ایجاد نشد. پس همه خبر داشتند همه درد داشتند و همه با فرزندان مبارز و مجاهدشون همدردی داشتند بله می گفتند خبری نیست کدوم خلق؟کجا؟ ولی ما می گفتیم  أَلَیسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ  ازپشت میله ها از پشت پنجره ها نگاه می کردند فرزندان شما برادران شما و خواهران شما و زمزمه میکردند. أَلَیسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ آیا صبح نزدیک نیست ؟متی نصرالله پس این یاری خدا کجاست ؟  مگر میشه خورشید رو کشت ؟ مگر میشه باد را از وزیدن باز داشت و بارون رو از باریدن ؟ مگرمیشه اقیانوس رو خشک کرد؟ ما می گفتیم, مگه میشه بهار رو از آمدن بازداشت , مانع روئیدن لاله ها شد, و مگر میشه ملتی را تا به ابد اسیر نگه داشت؟ نه .

میشه تا ابد خلقی رو در زنجیر نگه داشت؟ نه . چرا؟  خواست خداست ,اراده خلقه, سنت تاریخه, قانون اجتماعه  وَلَن تَجِدَ لِسُنَّه اللَّهِ تَبْدِیلاً وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تحویلا  میعاد خداست میعاد تخلف ناپذیر بله , سنت خداست سیره تاریخه بشارت همه انبیاء, پیام آوران مصلحین و انقلابیون بزرگ جهانه خلق پیروز می شود , آینده تابناک است . همة قوا و استعدادات فرزند انسان ازشامگاه امکان قطعاً به بامدادِ تحقق خواهد پیوست. بامدادِ تحقق. بدون هیچ شک بله به ظاهر خبری نبود یک روز به ما گفتند که قم قیام کرده, این زنان و مردان انقلابی قم قیام کردند, شهید دادند درود برقم .

بعد نوبت تبریز رسید. خاطره ستار و باقر زنده شد. تبریز قهرمان ,تبریز آزادی ستان قیام کرد. در روزنامه ها خوندیم گفتند عده ای از اینطرف مرز آمدند و رفتند عجب 36 میلیون نفر شبها از اونطرف مرز میان به این طرف و صبح هم غیب میشن , معلوم نیست چطوری, مثل اینکه دوران دوران جادوگرانه, جادو می کنند بعد در روزنامه هاشون اعلام کردند که تموم شد دیگه دیگه خبری نیست به به یکی یکی نوبت رسید جهرم, شیراز , یزد , اصفهان , مشهد, همدان کرمان قیام کردند .درود به این شهرها , درود به این شهداشون ,درود بر جهرم, درود برشیراز, درود بر اصفهان, درود بر مشهد و بعد  17 شهریور تهران بزرگ به عهد خودش وفا کرد. چه عهد خونینی, ای کاش ما میبودیم در مقابل اون سکوت ولی شنیدیم که مادرانمون بودند خواهرانمون بودند آیا اون لحظه رو میشه وصف کرد؟ احساس می کنید فرزندانتون دراون لحظه درچه حالتی دربند بودند؟ درود بر تهران بزرگ , ولی کشتار فایدهای نکرد . چرا؟ ازپیش شما دانشگاهیان، شما دانشجویان، وعده داده بودید شما نشانه طلوع صبح بودید, نشانه پایان شب بودید, نشانه نسل جدیدی بودید, وعده داده بودید.

بله کشتار فایده ای نکرد. یکپارچه خون و آتش شده بود. همه شهرها و روستاهای ایران حتی ما هم ازپشت دیوار های بتونی گاه شعارهارو میشنیدیم . موج اعتصابات, موج اون اقدامات متهورانه انقلابی سراسرکشور رو فراگرفت. بله ما شنیدیم میشنیدیم جانبازیها رو فداکاریهارو, کارگران نفت رو, برق رو ,مخابرات رو, همه کارگران رو, بازار رو, دانشگاه, بله این خلق و شما بودیدکه اسراتون رو میخواستید, مسئله مسئله این اسیر یا اون اسیر نبود. ما بخوبی میدونستیم حرمت مردم خدشه دار شده بود, حق اسراشون رو میخواستند و گرفتند. حیثیت آزادی خدشه دار شده بود. حق می خواستند و گرفتند . در اون روزها ما در زندان چه میتونستیم بکنیم, جز اینکه روزی چند، نان رو بر خودمون حرام کنیم و دست به اعتصاب غذا بزنیم . ولی آیا این آب کافی بود  که آتش دل روتسلای مناسبی باشه؟ هرگز و بالاخره یک روز خوندیم و شنیدیم که بت شکسته شد, تندیس ها فرو کشیده شدند و خلق اولین قدم پیروزیش رو حاصل کرد , برداشت. درود به این خلق قهرمان و درود به اون شهرهاش, مبارک باد به شما گوارا باد.

 ولی نکته ای روکه باید تأکید کنم ولابد همه می دونین بخصوص پیشاهنگ می دونه , بخصوص اقشار آگاه می دونند که ما هنوز در آغاز راهیم, بتی رفته ولی بت پرستان هنوز هستند ,

دراین شکی نیست که علیرغم همه فرازو نشیب ها, همه نوسان ها, این کشتار و کودتا نخواهد توانست مسئله حل کنه و پیروزی نهایی با خلقه.

 اما مسئله داخلی, مسئله روابط و مناسبات نیروهای مختلف مردم با یکدیگر, دریک کلام مسئله تفرقه  اگر بپذیریم که عوامل خارجی به اعتبار و در روی عوامل داخلی عمل می کنند پس مسئله داخلی مهم تره , پس اگر دراین جبهه پیروز باشیم و موفق مسلماً تضمین شده پیروزیمون درجبهه خارجی , ما تجارب بسیار تلخی داریم ازتفرقه و تفرقه افکنی و تفرقه افکنان . شکست های بسیار تلخ رو, من نیامدم اینجا که روند خودبخودی قضایارو فقط ستایش کنم, ما نیامدیم که اونچه رو که هست و فقط هست تأیید کنیم, لختی هم باید به این اندیشید که چه چیز باید باشه , و چه چیزهم نباید باشه ,

برادران ,خواهران, رزمندگان, مبارزین, ما سر نداده بودیم که زر بگیریم به جاش, جانمون رو مگر برای این داده بودیم که به جاش جاه بگیریم

از جا برنخاسته بودیم, قیام نکرده بودیم که درجاهای بهتر و صندلیهای بهتر و مقامات بهتری قعودکنیم و این هوشیاری درقدم اول به مناسبات و روابط ما با یکدیگر ارتباط پیدا میکنه. نفت نبود نه؟ سوخت نبود، ما می شنیدیم. چه معنویات متعالی ای در این جنوب شهر حکمفرما شده بود . همگامی, همراهی, چقدر ستایش آمیز بود. آخه مارو از خودمون بیگانه کرده بودند! مسیر توحید, مسیر یگانگی, یعنی حل همین اختلافات, حل همین تضادها, این یعنی اعتلای کلمه توحید, پس با اون روابط توحیدی که در شهر حکمفرما شده بود, توطئه ها به ثمر نرسید

مگر پیشوای ما نمی گفت:  ان کان دین محمد لا یستقیم الا بقتلی فیا سیوف خذینی  شمشیرها بگیریدم , اگردین محمد, اگر کلمه توحید جز به این استوار نمی مونه. پس اگر اعتلای کلمه توحید جز به این استوار نخواهد بود, این روهم باید پذیرفت.  والا تمام تحسین هایی که نثار ما شده برما حرام باد . فرزند خلقمون نبودیم .

می گفتند اینجا جزیره ثباته نه؟! ولی ما دیدیم شکست برنامه های اقتصادی که به جای برنامه بهتره بگیم رسوایی و افتضاحات اقتصادی، پتانسیل و استعداد درونی انقلابی خلق و سرانجام تحولات بین المللی خود دشمن رو هم, طبقه حاکم رو هم از درون شقه کرد. ترسیده هم بود. شرائط عینی ازپیش هم آماده بود, اگر چه فعلیتش رو می خواستند و بعضی نمی دیدند , پس انفجار عظیم به وقوع پیوست. انقلابات پیروزمند جهان رو همه مطالعه کرده اید, سازمان داشتند و سلاح ولی خلق ما چه داشت؟ فقط سینه ای سپر کرده وآنطور که ما توی زندان می شنیدیم در اون شب های محرم, بانگ تکبیر. این خلق اینطور تا اینجا این پیروزی رو بدست آورده, وای برما اگر این پیروزی رو ادامه ندیم درست , پس مبادا که  فرصتهارو ازدست بدیم و به نسل نفرین شده ای خودمون رو تبدیل کنیم . به صراحت باید گفت برادران و خواهران, مبارزه حق هر بشریست و حق هر نیرویی ویژگی انسانه اگرانسان مبارز نباشه که انسان نیست . اگر صرفاً تسلیم شرایط می بود که انسان نبود,

چرا گوسفندها وقتی همنوعشون رو میکشند شورش نمی کنند؟ دست به اعتصاب و دست به تظاهرات نمی زنند ؟  بله اسلام ما اسلامی نیست که مبارزه رو انحصار یک نیرو یا گروه خاص بدونه, مگر پیشوای ما نگفت: خب وقتی دین ندارید آزاده باشید. حرمت کلمه آزادی, حرمت کلام مبارزه باید حفظ بشه. ما چنین اسلامی نداریم.  مبارزه حق هرانسانه, حق طبیعیش حق فکریش حقی که با اون زاده شده.

ـ در پایان آرزومندم با چنین خلق قهرمانی اقشار پیشتاز روشنفکرمون بخصوص خواهرها و برادرهای انقلابیمون نقش تاریخی خودشون رو بازیابند و به این نقش آگاه بشند و با آگاهی عمل کنند امروز انقلاب ایران پیروزیش در گرو شماست که آیا رسالت خودتون رو انجام خواهید داد یا نه , و این رسالتی است بسی مشکل. میشه نشست و تا نهایت حرکت خودبخودی رو تقدیس کرد. این حرکت خیلی عظیمه, خیلی قابل ستایشه ولی نباید به همین قناعت کرد گفتیم که ما درآغاز راهیم راهی بس دور و دراز که تا قلة توحید ادامه داره . با درود به تمام شهدای انقلابی خلق, پیروز باد انقلاب دموکراتیک ایران.

رسانه

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان