06302022پنج شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
جمعه, 06 خرداد 1401 ساعت 10:51

یادبود چهلمین سالگرد شهادت بنیانگذاران مجاهدین در اشرف ۳ خرداد ۱۳۹۱ مطلب ویژه

نوشته شده توسط
برادر مسعود :‌ امروز در آستانه چهار خرداد هستیم. چهل سال از شهادت حنیف کبیر و دیگر بنیانگذاران سازمان محسن و بدیع زادگان و یاران صدیق اونها، محمود عسگری زاده و رسول مشکین فام می گذرد،

چهل سال است که از پیکر مجاهدین بی دریغ خون می چکد. رود جاری دوران، نسل بی شماران و صدهزاران، و حالا اشرف سر نهاده به پیمان با تمام گردن به غرور بر افراشتن در ارتفاع شکوهناک فروتنی، توان جلیل به دوش بردن بار  امانت، بله من و شما به گفته اون شاعر به هیأت ما زاده شدیم، به هیأت پرشکوه  انسان، تا شریطه و شرایط خود را بشناسیم و جهان رو به قدر و همت فرصت خودمون معنا بدهیم. من یادم هست که در بحثهای تکامل و تبیین جهان محمد آقا حنیف بنیانگذار خیلی آیات آل عمران رو درباره خلقت و آفرینش روش تأکید داشت. اجازه بدهید که به همین مناسبت امروز رو با اون آیات به یاد حنیف کبیر شروع بکنیم.

إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیلِ وَالنَّهَارِ لآیاتٍ لِّأُوْلِی الألْبَابِ {190}

در داستان تکامل، در آفرینش زمین و آسمانها، در شب و روز و اختلاف شب و روز در جریان تکامل لآیاتٍ لِّأُوْلِی الألْبَابِ اینها همه نشانه هایی است علامتهایی است برای خردمندان و ژرف نگران، خردمندان و ژرف نگران، کسانی که به لب مطلب، به روح و جوهر اون به عمقش راه می برند.

الَّذِینَ یذْکرُونَ اللّهَ قِیاماً وَقُعُوداً وَعَلَی جُنُوبِهِمْ

اونهایی که ایستاده و نشسته یا بر پهلو و درازکش به هسته و جوهر هستی به سمت و سو و روح و مفاد اون میاندیشند، به توحید به یگانگی و به خدا به ارزشی متعالی فراتر از زمان و مکان به سمت و سو وَیتَفَکرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ می اندیشند و فکر می کنند در آفرینش آسمانها و زمین و خودشون، به داستان تکامل،به آنچه نبود و بود شد. و به آنچه که بود و تکامل پیدا کرد. به آنچه که هست وخواهد بود و خواهد شد. نتیجه: نتیجه این ژرف‌نگری، نتیجه رفتن به عمق، نتیجه این اندیشمندی،  که خصلت ویژه انسانیست، آگاهی به این روح و جوهر و پیام اصلی است:

 ربنا ما خلقت هذا باطلا. بارخدایا، ای تکامل بخش، این باطل، بیهوده ، تباه، رو به نزول و تکرار مکررات نیست، دور باطل نیست. دور باطلی در کار نیست، سبحانک، منزهی تو، از اینکه ما را در دور باطل گرفتار کرده باشی.

بسیار منزه و برتر و بالاتر از این هستی که آفرینش رو، خلقت رو، بی سمت و سو و بیهوده و تباه، به جریان انداخته باشی، سبحانک، پس درست به همین دلیل، وقتی که یک سمت، رو به بالا و تکامل و تعالی و پیشرفت است، جهت معکوس اون هم هست.

فقنا عذاب النار، پس ما را از اون سمت، از سمت انحطاط وتباهی، از سمت آتش و دوزخ، از سمت تیره‌بختی، نگه‌دار و حفاظت کن.

ربنا انک من تدخل النار فقد اخزیته، و گواهی میدهیم خدایا که، آن کس راکه به جهنم میبری، خیلی خوار و خفیفش کردی. چرا که گوهر انسانی خودش رو، مهر ابطال زده است.

وما للظالمین من انصار، درسته که ستمگران و سرکوبگران هر چه می‌خواهند، می‌کنند و به هیچ حساب و کتابی قائل نیستند، اما درست برخلاف اونها و خواسته اونها، و عملکرد اونها، در جریان تکامل هیچ نصرت و یاریی بر اونها نیست، در سمت درست قرار نگرفته‌اند، بعکس، خواری و خفت و تباهی، دستاورد نهایی اونها خواهد بود.

ربنا اننا، سمعنا منادیا ینادی للایمان. پس خدایا پیام را شنیدیم. شنیدیم ندادهنده، منادی و بانک دهنده یی رو که ندا و فراخوان می داد به آرمان، به ایمان، به آینده و به اون سمت و سو که تو معین و مقرر کرده ای.

ان آمنو بربکم، که بگروید به پروردگار تکامل بخش خود، و جهت و راهی که او تعیین کرده.

فامنا، حاضر، حاضر، ایمان آوردیم.

ربنا فاغفر لنا ذنوبنا، پس کم و کسریها و گناهانمون را ببخش.

و کفر عنا سیئاتنا، زشتیها و بدیهای ما را، با خوبیها و پاکیزگیها و مجاهدتی که در راهت می کنیم بپوشان.

و توفنا مع الابرار، در شمار نیکان، ما را بمیران. دفتر ایام ما را در شمار نیکان نهایتاً ببند.

ربنا وآتنا ما وعدتنا علی رسلک.پس بده خدایا بده. محقق کن، اون وعده یی رو که به رسولان و پیام آورانت دادی. وعده پیروزی و رهایی و رستگاری.

ولا تخزنا یوم القیامه

سرافکنده و خوار و حقیر مدار مارو در روز بازپسین، در اون قیام بزرگ هستی شناسانه، انک لا تخلف المیعاد، تو خلف وعده نمی‌کنی تو هرگز پیمان را نمی‌شکنی، فستجاب لهم ربهم، پس خدا اجابت کرد. وقتیکه آنها گرویدند و ایمان آوردند و حاضر گفتند وقتی عزم جزم کردند که با مجاهدت و نیکی ، زشتیها را نه فقط از خودشون بلکه از جمع و جامعه شون هم بزدایند او اجابت کرد، انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکری او انثی بعضکم من بعض، بله به تحقیق من (خدا) ضایع نخواهم کرد بی‌نتیجه نخواهم گذاشت، عمل هیچ عمل کننده‌یی از شما رو، در صورتی‌که پای حرفهای خود بایستید و عمل کنید در اینصورت هرگز ضایع نخواهم کرد عمل هیچ عمل کننده‌یی از شما رو من ذکر او انثی مرد و زن بعضکم من بعض این یکی و اون یکی فَالَّذِینَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِیارِهِمْ وَأُوذُواْ فِی سَبِیلِی وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُکفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ، اونهایی که از خانه و خانواده و شهر و دیار خودشان هجرت کردند یا رانده شدند از دیار و کشور خودشان از خانه و کاشانه خودشون وَأُوذُواْ فِی سَبِیلِی، در راه من آزار دیدند شکنجه شدند رنج بردند سختی کشیدند، و قاتلوا و قتلوا، جنگیدند، کشتند و کشته شدند بله این‌رو هرگز ضایع نمی‌کنم از روز اول تا روز آخر مرد یا زن این یکی یا اون یکی البته که لأُکفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیئَاتِهِمْ ، البته که کم و کسریها، بدیها آلودگیها زشتی‌هاشون را تغییر می‌دهم، جبران می‌کنم و سرانجام آنها را به بهشت برینی با جویبارهای روان وارد خواهم کرد. ثَوَاباً مِّن عِندِ اللّهِ پاداشی از جانب خدا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ {195} ، بهترین و زیباترین ثواب و پاسخ و نتیجه در نزد خداست پس، لاَ یغُرَّنَّک تَقَلُّبُ الَّذِینَ کفَرُواْ فِی الْبِلاَدِ {196} مبادا این دود و دم، این بالا و پائینیها این ژست و ادا و اطوار مرتجعان حق ستیز در این یا اون کشور در این یا اون دیار مبادا که این شما را بفریبد و مرعوب یا مسحور کند، مَتَاعٌ قَلِیلٌ گذرا است ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ {197} سرانجام اینها آتش است و جهنم و چه بد جایگاهی رو در پایان این مسیرشان برای خود تعبیه کرده‌اند و چند آیه بعد، یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ

ای کسانی‌که شما ایمان آوردهاید و صاحب آرمان هستید حساب شما فرق می‌کند، یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ {200} شما می‌باید

 بردباری و خویشتنداری و شکیبایی پیشه کنید. شما باید ارتباطات خودتان را،  رابطه خودتان را تقویت کنید. شما می باید بر آمادگی خود برای پیکار بیافزایید. و اتقوا الله

و فقط تقوا و خشیه  او را داشته باشید. لعلکم تفلحون. این راز و رمز و کلید پیروزی و رستگاری است.

کارزار آزادی، شماره6 ، خوشا که اشرف و مجاهدانش در نوشته هاشون. در تومارهاشون، در نشست هاشون، در تصمیماتشون بر آن شده اند که بر حداقل های  حقوق انسانی و قانونی خود سفت و سخت و محکم و استوار بایستند. مبارک و گرامی.

 

داستان مجاهدین، داستان شگفتی است، شاه و شیخ و به خصوص شیخ از هیچ چیزی کوتاهی نکردند، آن چنان که اپورتونیستها بر سر میراث حنیف پس از شهادتش، سازمانش رو منهدم کردند، متلاشی کردند، بنیانگذاران ما رو تیربارون کردند، در شب 30فروردین، چندین بار گفتم، 30فروردین 51، که آخرین دیدار در حضور دژخیم زندان اوین، سردژخیم زندان اوین من خودم با محمدآقا داشتم، چون بحث اعدام خودمون بود، گفت که چه خواستهیی داری، گفتم که می خواهم محمد آقا رو ببنیم، و اون رو آورد و بعد هم سعید، سعید بنیانگذار رو خواستم، اما به بهروز علی باکری که رسیدم گفت که نمی شه، نگو که شبانه در راه اعدام است و تیرباران، همون جا فهمیدم که در یک توطئهیی در حالی که به ماها یعنی اعضای پایینتر مجاهدین حکم اعدام داده بودند، در دادگاه اول عمدا به بنیانگذار سازمان حبس ابد داده بودند، این هم از ترفندهای ساواک بود، که در روز 4خرداد براش نقطة پایان گذاشته بود، رژیم فکر می کرد که وقتی بنیانگذاران به شهادت برسند دیگه نسل اونها منقرض خواهد شد دیگر خبری از مجاهدین و اثری از اونها نخواهد بود درست معکوس شد و حالا 40سال گذشته که هر روزش با ترفندی و توطئهیی و حملهیی و تهاجمی همراه بوده است، الحق و الانصاف مجاهدین هم از پا ننشسته اند و گام به گام خود رو در مسیر پیشرفت و تعالی ارتقا دادهاند قرارمان بر این بود از زمان انقلاب مریم از سال 1364 که هرچقدر چاه باطل عمیقتره، قلة حق رو بالا و بالاتر ببریم، و اینو مریم با انقلابش محقق کرد.یک شبی پروانگان جمع آمدند، در مضیفی طالب شمع آمدند، داستان پروانه ها که یادتون هست، به دنبال شمع می گشتند و توصیفاتش

شد یکی پروانه تا قصری زدور در فضای دید از شمع نور بازگشت و دفتر خود باز کرد، وصف او در خرد فهم آغاز کرد،

یکی شمع رو از دور دید و بازگشت و به توصیف نشست.

ناقدی کو داشت در مجمع مهی، گفت او را نیست از شمع آگهی،

مسئول اون نشست گفت قبول نیست، نه این که توصیفاتش غلط باشه، اما نمرهاش قبولی نیست هنوز،

شد یکی دیگر گذشت از نور در                                    خویشتن بر شمع زد از دورتر

پرزنان در پرتو مطلوب شد،                              شمع غالب گشت و او مغلوب شد،

 بازگشت او نیز مشتی راز گفت                        از وصال شمع شرحی باز گفت،

 این یکی هم برگشت چون یک مقداری مسافتی مدت زمانی بیشتر رفته بود و او هم توضیحات خودش رو داد، ولی آخه تا به آخر نرفته بود،

 ناقدش گفت این نشان ای عزیز           همچو آن دیگر نشان دادی تو نیز.

گفت خوب نشانه هایی که داده ای حرفهایی که زدی بیش یا کم مثل قبلی بود البته اینکه بیشتررفتی ومسافت بیشتری طی کردی تا نوبت رسید به دیگری به آخری،

دیگری برخاست  میشد مست مست                پایکوبان  برسرآتش نشست

دست وگردن گشت با آتش بهم                        خویش را گم کرد با او خوش به هم

چون گرفت آتش ز سرتا پای او                        سرخ شد چون آتشی اعضای او

ناقد ایشان چو دید او را ز دور شمع با خود کرد همرنگش زنور

این یکی پروانه خودش بخشی ازشمع شد

گفت این پروانه درکارست وبس            پس چه داند اوخبرداراست و بس

تا نگردی بی خبر از جسم و جان          کی  خبریابی زجانان یک زمان

این خلاصه داستان مجاهدین دراین چهل سال هست  چهل سالی که ازشهادت بنیانگذاران میگذرد داستان صدق وفدا داستان آنکس که پایکوبان برسرآتش نشست

راستی این ماه همان ماهی است که 17ژوئن سال 1382را هم بخاطردارید 27خرداد بود عجبا که وقتی درتونس فتیله تغییر و سرنگونی حاکم آنجا روآن مرد آزاده تونسی با به آتش کشیدن خودش روشن کرد جهان و سران دولتها ازجمله آقای اوباما اورا بدرستی ستایش کردند هرچند که نقطه عزیمت یک نارضایتی صنفی مربوط به کسب وکاربود

...

اما رسم روزگار را بنگرید که  درآن زمان درسال 82 مجاهدین را که برسرآرمان آزادی مردم ایران به چنین مقاومتی برخاسته بودند با بدترین الفاظ نکوهش کردند محکوم کردند محاکمه کردند برای اینکه به گردن مریم بیندازند داستان پروانگان که عطاربه بهترین صورت آنرا بیان کرده و الان مقداریش را خوندم همان داستان فدای بیکران مجاهدین و 

...........................................

قهرمانان اشرف و بردیا که 65روز است هنوز جسد او را هم مثل خواهرمجاهد زهرا مهرصفت که 5 ماه تحویل ما ندادند 65روز است که جسد را هم تحویل نداده اند شگفتا که مجاهدین حالا با جسدهای بیجانشان هم میجنگند عین شهدای 19فروردین که چهل روز بعدازشهادت بازهم با پیکرهای بی جان جانانه ترین رزم رو نقش آفرین شدند، درود درود درود

...........................................

اگر که هدف تسلیم مجاهدین هست هیهات مناالذله ولو که تمام شون سر به دار بشوند

(شعار جمعیت هیهات منا الذله )

بقول عطار بقول شیخ عطار این ذل و ذلت چیست ذل چیست؟ زیر پای سگ چو خاک افتادن است من ترجیح میدهم که اینطور بخوانم زیر پای سگ چو خوک افتادن است، این به مجاهدین نیامده، در هر کجا که باشند، در هر کجا که باشند در کهریزک و اوین و گوهردشت یا اشرف و لیبرتی و هرجای دیگر جهان

زیر پای سگ چوخوک افتادن، این کار مجاهدین نیست،

...........................................

با هرکس که طرف شدید فقط یک جمله بگویید و به آن کفایت کنید پیام این است به مردم ایران در سراسر میهن اشغال شده به جوانان این میهن و همچنین به افراد و محافل و جریانهای سیاسی

 بگویید مرگ براصل ولایت فقیه - زنده باد ارتش آزادی تا رستگارشوید

...........................................

 الان از زمان مصدق دهه ها گذشته و به یمن وجود حنیف و سازمانش و آرمانش، و به یمن مریم و انقلابش، صحنه و تاریخ و آسمان ایران با مجاهدینی مرصع شده است که به قول قرآن اگر تمامی ثروت جهان رو هم خرج می کردی، ما به ازای اونها رو نمی شد یافت یا خرید.

بگویید مرگ برا صل ولایت فقیه ،زنده باد ارتش آزادی –رستگار می شوید

شعار جمعیت:مرگ برا صل ولایت فقیه ،زنده باد ارتش آزادی

می رزمیم می تازیم ما پیروزی می سازیم

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان