12042022یکشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
جمعه, 20 آبان 1401 ساعت 10:05

اعتراضات در ایران بحث سیاست حزبی نیست، بلکه آزادی مردم است!

نوشته شده توسط
اگر به سیاست خارجی آلمان در قبال ایران نگاهی بیندازید، آنگاه صرفاً سیاست مماشات با رژیم، به منظور به دست آوردن مزیت های اقتصادی و ژئوپلیتیکی برای آلمان نیست که جلب توجه می کند، بلکه

متأسفانه در سال های اخیر مبارزه مردم ایران بطور فزاینده ای  تبدیل به مبارزات سیاسی داخلی بین احزاب شده است ، اما این برخورد جایی در مبارزه خونین بین مرگ و زندگی ندارد.

علاوه بر تلاش برای ایجاد مکانیزم پرداخت برای دور زدن تحریم های ایالات متحده (INSTEX)، سیاستمداران و رسانه‌ های آلمان در سالهای اخیر بارها بر نادرست بودن تحریم ها تاکید کرد بودند.

امروز تحریم های اتحادیه اروپا علیه رژیم درست تلقی و به عنوان «اقدامات عادلانه» رتبه بندی می شود. تحریم های آمریکا علیه ایران که در دوران ریاست جمهوری بایدن تشدید شده، دیگر با مخالفتی مواجه نمی شود.

متأسفانه اکنون نیز صداهایی در رسانه های آلمانی در حال افزایش است که از یک سو به دلیل تغییر نتایج نظرسنجی ها و از سوی دیگر به دلیل بحران انرژی موجود، از مرگ مهسا امینی برای بازی های سیاسی حزبی استفاده می کنند. آلمان و آنجا که سیاستمداران در یک وضعیت ترس و وحشت برای امنیت عرضه خود قرار دارند، علاوه بر ایران به دیگر کشورهای دیکتاتوری وحشی در خاورمیانه نزدیک می شوند. همچنین مسئله حقوق زنان، حجاب یا دیگر خواسته های اصلی مردم در دستور کار سیاست داخلی احزاب، مورد استفاده قرار می گیرد.

این بحث های حزبی بی معنی، هیچ حاصلی برای مردم ایران به ارمغان نمی آورد. ملت ایران شجاعانه و دلیرانه علیه دیکتاتوری آیت الله ها اعتراض می کنند و فریاد مرگ بر دیکتاتوری سر می دهند. آنها بهای زیادی برای مبارزه خود، برای آزادی و دموکراسی می پردازند، زیرا کاملاً واضح است که هدف این اعتراضات فقط حجاب اجباری نیست، بلکه سرنگونی رژیم ایران است.

مردم در خیابانها، در زندانها و در دانشگاهها جان خود را از دست می دهند و برایشان مهم نیست که کدام حزب از کدام موضوع برای کشور خود و برای نتایج انتخابات یا دوقطبی شدن جامعه استفاده می کند. مردم ایران نمی خواهند انتخابات آلمان را تعیین کنند، آنها می خواهند انتخابات آزاد خودشان را داشته باشند و راه خودشان را بروند و هیچ چیز دیگری برایشان مهم نیست.

آنچه که بطور واقع به مردم ایران کمک می کند

مقاومت ایران و مردم شورشی در ایران از سیاستمداران و رسانه ها این انتظار را دارند که بازی های حزبی خود را کنار بگذارند، به مسئولیت خود در برابر مردم ایران واقف شوند و به آن عمل کنند. برای انجام این کار، آنها می توانند خواهان اقدامات مهمی شوند، از جمله:

۱ . اخراج سفرای ایران و تعطیلی سفارتخانه ها

۲ . پایان مذاکرات هسته ای تا زمانی که تهران وضعیت حقوق بشر را بهبود بخشد و زندانیان بازداشت شده را آزاد کند

۳.  درخواست کیفر خواست علیه رهبران ایران در دادگاه های بین المللی لاهه برای قتل عام ۳۰۰۰۰ زندانی سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ و مرگ ۱۵۰۰ معترض مسالمت آمیز در نوامبر ۱۳۹۸.

۴ . لیست گذاری تروریستی سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و  کلیت بسیج

۵ . به رسمیت شناختن حق مردم ایران برای مقاومت و دفاع از خود در برابر استبداد و سرنگونی رژیم برای تغییر دموکراتیک.

۶ . ارجاع پرونده نقض حقوق بشر در ایران به شورای امنیت سازمان ملل و بحث در مورد آن

این اقدامات شدید و ملموس بیش از توئیت های برخی از سیاستمداران به مردم ایران و مقاومت سازمان یافته آنها کمک می کند. مردم ایران به اندازه کافی سخنان توخالی شنیده و بی عملی را دیده اند، به اندازه کافی از سیاست مماشات با رژیم توسط دولتهای گوناگون اروپایی رنج برده اند. مردم ایران نیز از دغلکاری و فریبکاری رژیم ایران با آنها و جهان، با استفاده از شبه اصلاح طلبانی مانند روسای جمهور سابق خاتمی و روحانی خسته شده اند. همه اینها باید به نفع مردمی که در مبارزه برای آزادی و دموکراسی به هر کمکی نیاز دارند، متوقف شود.

انتقاد از اشتاین مایر

برای مثال، اشتاین مایر، رئیس جمهور آلمان، سالگرد انقلاب اسلامی در سال ۱۳۹۸ را به آخوندها تبریک گفت. رئیس جمهور فدرال کشوری که در آن بر اساس بند ۱ ماده ۱ قانون اساسی آن، کرامت انسانی مصون از تعرض تلقی می شود. به رژیمی تبریک گفت که سنگسار، اعدام و شکنجه را در قانون اساسی و در عمل مشروعیت بخشیده است.

متأسفانه، اینها رفتار های خودجوش نابخردانه، به دلیل عدم آگاهی نسبت به رژیم ایران نیست که به یک سیاست اطلاعات رسانی نادرست علیه مقاومت ایران منجر شده است.

کارشناسان ایران در آلمان مرتبط با رژیم

در گذشته و حال، در رسانه ها و همچنین در وزارت امور خارجه، به اصطلاح «کارشناسان ایران» مانند عدنان طباطبایی مورد مشورت قرار می گیرند و به رژیم ایران – اینگونه که به نظر می رسد - چهره ای دوستانه می بخشند. جای تعجب است که چرا باید به یک ایرانی-آلمانی که خانواده اش با رژیم ایران روابط نزدیکی دارد، چنین نقش ویژه ای برای بحث و مشاوره در مورد ایران داده شود. «لابی‌های ایران» مانند عدنان طباطبایی و بسیاری از افراد دیگر در میان رسانه و سیاست، سالها است که خواستار حمایت از «پروژه اصلاحات» در داخل رژیم هستند. این واقعیت که بخش به اصطلاح "اصلاح طلب" نیز ارتباط تنگاتنگ با رژیم دارند و دهه ها در ظلم و ستم مردم ایران دست داشته اند، عمدا نادیده گرفته می شود. از اوایل دهه ۱۳۶۰ مشخص شد که این رژیم قادر به اصلاح نیست و این حقیقت در طول ۴۳ سال حکومت این رژیم ثابت شده است. برای درک این شرایط نیاز به توضیحاتی می باشد.

بی اهمیت جلوه دادن به عنوان یک هدف

رژیم برای تضمین بقای خود استراتژی های مختلفی را دنبال کرده است. یک استراتژی شامل نفوذ در سیاست غرب، رسانه ها و دانشگاه توسط افراد نزدیک به رژیم است، افرادی که رفتار رژیم را بی اهمیت نشان می دهند و در برابر آن مقاومت نمی کنند. هدف، تبلیغ توانایی رژیم، برای اصلاح و توصیه به عدم هرگونه حمایت از مقاومت فعال مردم ایران است. برای پیش بردن این استراتژی از کلمات کلیدی خوشایند استفاده می کنند، مانند: اصلاحات، تغییر از طریق رابطه نزدیک، گفتگوی فرهنگی، گفتگوی حقوق بشر، دیپلماسی و غیره.

بر این اساس، «کارشناسان ایران» که قبلاً ذکر شد، تحلیل های علمی می کردند، کتابها و مقالات در روزنامه می نوشتند که با کمک شبکه آنها در سراسر کشور توزیع می شد.

در نتیجه آن ، روایتهای رژیم ایران- آگاهانه و ناآگاهانه- به جوامع و سیاستهای غربی راه می یافت. به عنوان مثال دلیل عدم اصلاحات و وضعیت بد اقتصادی در ایران را به تحریم ها نسبت می دادند، در حالی که ایران یکی از ثروتمند ترین کشورهای جهان است و فساد یک معضل و مشکل بزرگ در ایران است. ایالات متحده همچنین مسئول اصلی تنش در سیاست خارجی شناخته می شد، اگرچه خود ایران برای چندین دهه به طور فعال از سازمان های تروریستی در خاورمیانه حمایت می کند، برنامه تسلیحات هسته ای را  پیش برده و یا همچنان به پیش می برد و سیاست خارجی را با هدف توسعه و تحریک دنبال می کند.

اکنون آشکار می ‌شود که تحلیلها و پیش‌بینی‌های اکثر «کارشناسان ایران» در چند سال گذشته، همگی اشتباه بوده و مردم ایران به دنبال سرنگونی رژیم هستند.

این یک علامت هشدار دهنده است که تبلیغات رژیم ایران می تواند چنین تأثیری بر جامعه و بالاتر از همه، بر احزاب مبتنی بر دموکراسی استوار مانند آلمان بگذارد.

چنین "استراتژی بقا" با هدف تضعیف مخالفان در تبعید و سلب هرگونه امید برای تغییر دموکراتیک از مردم ایران بوده است.

برای تقویت شورای ملی مقاومت

شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) نماینده یک آلترناتیو دموکراتیک برای بنیاد گرایی اسلامی در ایران است که توسط صدها سیاستمدار پیشین، نماینده مجلس، فعالان حقوق بشر و سایر فعالان از همه اقشار در اروپا به رسمیت شناخته شده است. حامیان این جنبش مقاومت در سراسر طیف های حزبی در اروپا و ایالات متحده حضور دارند. آنها مدتهاست که درک کرده اند  که مبارزه با نظام تروریستی در ایران بازی های حزبی نیست، بلکه هدفی بزرگتر، یعنی صلح و آزادی است.

مردم ایران، واحدهای مقاومت در داخل و مقاومت در تبعید به کمک همگان در اروپا و جهان نیاز دارند. مبارزه برای آزادی، دموکراسی و حقوق بشر جهانی است و ما تنها در صورتی قادر به اصلاح این دیکتاتوری مذهبی خواهیم بود که همه با هم و در سطح بین المللی همکاری کنیم. زمان آن فرا رسیده است که صدای مخالفان در تبعید را به گوش مردم برسانیم.

امروز در ایران مردم از هر گرایش سیاسی، گرایش های مذهبی گوناگون، اقوام و اقشار مختلف در کشور در واحدهای مقاومت در خیابان ها و در بسیاری از عرصه های زندگی برای آزادی مبارزه می کنند. چرا اروپا و سیاست آن نباید به همین شکل این را متحد کنند؟

سحر سنایی، ۳۶ ساله، روان درمان گر کودکان و نوجوانان. من از ۵ سالگی در آلمان زندگی می کنم. پدر و مادرم هر دو زندانی بودند و به تبعید گریختند. عمو ها و یکی از پسر عموهایم و بسیاری از دوستان پدر و مادرم در ایران اعدام شدند. من یک فعال حقوق بشر و حقوق زنان در انجمن غیردولتی بین المللی pour l'égalité des femmes و عضو انجمن آلمانی- ایرانی در استان هسن هستم.

گردهمایی بزرگ مقاوت - ایران آزاد 2022

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان