12042022یکشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
شنبه, 21 آبان 1401 ساعت 18:55

تئوری راهگشای انقلاب، تضاد اصلی و تهدید اصلی

نوشته شده توسط
برای اولین بار در تاریخِ ایران و حتی جهان انقلابی در حال رخ دادن است که از بسیاری جهات منحصر به فرد است و زنان نه نیروی کمکی که نیروی اصلی و رهبری آن هستند. 

نعمت فیروزیاز قضا به همین دلیل این انقلاب ازکیفیت و پتانسیل بسیار بالای آزادیخواهی و برابری طلبی برخوردار است از همین رو می تواند در اثر عدم هوشیاری و غفلت  در معرض آسیب ها و تهدیدهای جدی قرار بگیرد.  اگر به عنوان یک مبارز آزادیخواه یا روشنفکر مسئول و متعهد که نه بیطرف بلکه دل در گرو آزادی مردم میهن اش دارد به صحنه سیاسی انقلاب دموکراتیک و نوین امروز ایران نظاره کنیم دسته بندی های سیاسی مختلف خرد و کلان را می بینیم. شناخت کافی از همه نیروها و جریانات سیاسی در صحنه است که می توان مفهوم وحدت را ضروری میکند. علاوه بر آن مفهوم تضاد و تهدید جنبش عینیت واقعی می یابد. در مسیر مبارزه و انقلاب ما با دو واژه سر و کار داریم که از دل تضادهای آن بیرون آمده  و به عنوان تجربه ایی نفیس قیمتی سنگین را طلب کرده و میکند. دلسوزی انقلابی و خرد جمعی حکم میکند که آن را بیاموزیم و بکار ببندیم . این دو واژه «تضاد اصلی» و «تهدید اصلی» است.

 

تضاد اصلی و تهدید اصلی :

پدیده انقلاب در مسیر حرکت و رشد و تکامل خود با مشکلات و تضادها و تهدیدهای فراوان مواجه است . از بین همه این مشکلات فقط یک تضاد و یک تهدید اصلی است و بقیه فرعی  هستند و باید در اولویت های بعدی قرار گیرد. تضاد و تهدید با هم یکی نیستند، تضاد آن است که مانع حرکت است و باید از سر راه برداشته شود اما تهدید مانع نیست بلکه به موازات ما در حرکت است، واگر از آن غفلت کنیم ممکن است در مسیر حرکت به انحراف بیفتیم. واضح است که تضاد یا دشمن و مانع اصلی در انقلاب دموکراتیک ایران رژیم فاشیسم مذهبی حاکم است که باید در تمامیت اش سرنگون شود. تهدید اما نیرو یا جریانی است که ممکن است به موازات ما باشد و با رژیم هم مخالف باشد اما با حمایت استعمار برای به سرقت بردن رهبری انقلاب خیز بردارد. در شرایط فعلی تهدید بورژوازی وابسته است که به عنوان پایگاه و عمله استعمار در خدمت منافع آنها است. به عبارتی دیگر آلترناتیو دست ساز استعمار میشود. نماینده این جریان راست و عمله استعمار در حال حاضر محافل استعماری وابسته و بقایای سلطنت هستند. این به معنی آن نیست که آنها دارای وزن، نیرو و پایگاه هستند یا نیستند و یا رقیب دیگر نیروها و جریانات هستند ، خیر، بل به معنای این است که خواستگاههای آنها علیه منافع ملی و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود است. از این رو می تواند در مسیر انقلاب انحراف ایجاد کند . وقتی میگوییم بقایای سلطنت منظور توده مردمی که از شدت سرکوب و جنایت و غارت فاشیسم مذهبی ولایت فقیه، در نوستالژی رژیم سلطنت گذشته رویای آینده بهتری را می بینند نیست ، بلکه منظور کارگزارانی که شاکله آن دستگاه هستند و آن را نمایندگی یا تئوریزه می کنند و به عنوان راه حل جامعه ایران ارائه می دهند است.

مثال تاریخی:

در هر دوره ایی مبارزات اجتماعی مردم تهدید خاص خود را دارد. علاوه بر این در هر دوره ایی که مبارزات مردم ما با شکست مواجه شده است همین کم بها دادن یا نادیده گرفتن «تهدید اصلی»  عامل اول شکست بوده است . در جریان انقلاب ضد سلطنتی همین نقیصه بود که باعث شد خمینی بر موج انقلاب سوار شود و رهبری انقلاب را به سرقت ببرد و از انقلاب، فاشیسم دینی با صبغه اسلامی بی اندازه جنایتکار و چپاولگر متولد شود.کم بها دادن یا نادیده گرفتن ارتجاع راست مذهبی با کمبود آگاهی مردم از یک سو و از سوی دیگر کشتار و زندانی کردن رهبران انقلابیون ومخالفین و حمایت و گسترش شبکه ارتجاعی آخوندی با استراتژی مقابله با کمونیسم شوروی در دنیای دو قطبی آن روزگار از جانب حاکمیت سلطنتی، میدان را برای موج سواری خمینی باز کرد. طبیعی است که در شرایط انقلابی برای استعمار، آلترناتیو دلخواه آن است که حاضر به زدوبند با آنها باشد .( اجلاس گوادلوپ و بقیه ماجرا ....)که البته موضوع این نوشته نیست. در 1908 دو سال بعد از انقلاب مشروطه هم وقتی محمد علیشاه قاجار به کمک روسیه تزاری مجلس شورای ملی را به توپ بست، پشتیبان داخلی اش که به مثابه تهدید جنبش از درون عمل میکرد و در بسیار ی مواقع متحد دربار بود آخوندهای مرتجع به رهبری شیخ فضل الله نوری بودند.

چرا بقایای سلطنت تهدید انقلاب است ؟

تاریخ حکومت داری به ما میگوید که پادشاهی، نظامی است که متعلق به گذشته است و بشریت بعد انقلاب کبیر فرانسه وارد عصری شده است که حکومت های فردی جایی در دنیای مدرن ندارد چه برسد به حکومتهای موروثی  فردی که یک نگرش بسیار عقب مانده به حکومت داری و بازمانده از اندیشه های اعصار و قرون گذشته انسان است و سابقه آن به قبل از ادیان میرسد.   مشخصه هایی که باعث میشود در حال حاضر آنها تهدید انقلاب تلقی شوند ذیلا به صورت محوری به آن اشاره میشود:

1- سلطنت پهلوی پدر و پسر کارگزار مستقیم استعمار بوده اند. علاوه بر این در دو سلسله قاجار و پهلوی دربار سلطنت محل پیش بردن خطوط و مطامع این یا آن قدرت استعماری بوده است و در بسیاری مواقع دربار دودستگی و دارای دوجناح روسوفیل و انگلیس یا  پروآمریکایی و .... بوده است. از این رو عوامل اجرایی مناسبی برای آلت دست شدن و به عنوان آلترناتیو دست ساز استعماری بوده و هستند .

  2 -سرزمین ایران را ملک شخصی خودشان میدانند که به آنها به ارث رسیده است!( رضا شاه در دوران 16 ساله حکومت خود قباله 5000 روستا با زمین حاصلخیز را در جاهای مختلف ایران به نام خودش ثبت کرد. ) ودر زمان محمد رضا شاه بخشی از درآمد نفت مستقیما به حساب شخصی شاه واریز می شد.

3-دارای گرایشات ناسیونالیستی افراطی و مرکز گرا، و نگاهشان به دیگر ملیتها قبیله و طایفه است و حقوق ملیت ها را با مارک تجزیه طلبی به رسمیت نمیشناسند.

4- از آنجا که پادشاه به رهبری فردی با قدرت مطلقه متکی است بدون استثنا به دیکتاتوری منجر شده است.

5- بدلیل مشخصه های سه و چهار، فاشیسم وسرکوبی خصلت این نظام بوده است . و در حال حاضر نیز از بکارگیری همین خصلت در ایران آینده سخن میگویند. ( نگاه کنید به نشریه فصلنامه فریدون شماره3 مصاحبه با یکی از تئوری پردازان نسل جدید پادشاهی به نام سعید قاسمی نژاد).

سلطنت و فاشیسم

چرا میگوییم سلطنت راه کارهای فاشیستی بکار می گیرد؟ آیا این یک تبلیغ نادرست و غلط برای خراب کردن چهره نظام پادشاهی است یا واقعیتی ثبت شده در تاریخ کشورمان است ؟ یک بررسی علمی نیازمند آن است که ابتدا فاشیسم را بشناسیم .

فاشیسم (Fascism)، در واژه به‌معنای روش‌هایی که برای تمرکز قدرت در حکومت استفاده می‌شود. یک نظریه سیاسی راست افراطی و گونه‌ای نظامِ حکومتی خودکامه ملی‌گرای افراطی است که نخستین بار در سال‌های ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۵ در ایتالیا و به دست بنیتو موسولینی رهبری می‌شد. واژه فاشیسم برگرفته از فاسْکیس به لاتین: ( Fascis) و به معنی تبرپوش است. در روم باستان محافظان همراه حکم‌ گذاران تبرپوش را به‌عنوان نشان اختیار از دولت مرکزی حمل می‌نمودند و تبرپوش عبارت بود از تعدادی چوب که به دور یک تبر فلزی نوارپیچ شده بود .فاشیسم در مرحله‌ای از مبارزه شدید طبقاتی میان محرومان وفرودستان و صاحبان سرمایه و فرادستان پدید می‌آید. وقتی که بورژوازی قادر نیست سلطه  خود را از طریق پارلمانی حفظ کند به استبداد و ترور، سرکوب خونین جنبش های فرودستان و کارگران و هر جنبش دموکراتیک دیگر و نیز به عوام‌فریبی‌های گزافه‌گویانه، متوسّل می‌شود. 

سیاست فاشیستی شامل استراتژی‌های مشخصی است، و پیش از اینکه یک فلسفه یا ایدئولوژی سیاسی باشد، یک روش حکومت است که بر سه اصل حکومت فردی، قدرت و حاکمیت دولت و ناسیونالیسم افراطی استوار است. و اصلی ترین مشخصه های آن عبارتند از:

1) ساختن گذشته‌ی اسطوره‌ای که یا وجود نداشته است و یا بسیار غلو آمیز است.زیرا می خواهد برتری طلبی را بصورت تاریخی تئوریزه کند که برای خودش از تاریخ گذشته مشروعیت کسب کند و نه از مردم زمان حال.

2) نگرش مردسالارانه

3) حس برتری ذاتی نسبت به مردم دیگر کشورها

4)  ستیز با اقوام و ملیت ها و مرکز گرایی افراطی

5) روشنفکر ستیزی

در حکومت‌های فاشیستی، فردی که در راس حکومت قرار می‌گیرد ما فوق قانون است. تاریخ حکومت داری پدر و پسر پهلوی نعل به نعل مشخصه های فوق است .به بریده قسمتی از نشریه فصلنامه فریدون که این تئوری فاشیستی را  تحت عنوان عقل سلیم برای ایران آینده ارائه داده است در زیر توجه کنید:

  

بلوغ قیام و جنبش انقلابی

یکی از نشانه های بلوغ یک جنبش زمانی است که اهداف اصلی آن در شعار های محوری تبلور یابد.

صورت مسئله اصلی مردم ایران از زمان انقلاب مشروطه آزادی و برابری (عدالتخانه) بوده است که تا به امروز به دلیل حاکمیت چند دیکتاتوری شاهی و شیخی به نتیجه نرسیده است به همین علت انقلاب ایران وقتی به نقطه بلوغ خود می رسد که از روی جنازه نظام شاه و شیخ عبور کرده باشد و آنها را برای همیشه در تاریخ دفن کرده باشد .شعار  نه شاهی نه شیخی برابری آزادی و مرگ بر ستمگر چه شاه باشد چه رهبر نشانه ایی از همین بلوغ است که از کف خیابان های ایران و دانشگاهها برآمده است. بسیاری با نگرانی اظهار  میدارند که این شعار باعث تفرقه در صفوف مردم میشود. دریک نگاه سطحی غیر علمی و مصلحت جویانه ممکن است حسن نیت هم داشته باشند.اما نگاه آنها معطوف به همان توده نا آگاه که در نوستالژی رژیم سلطنت گذشته سیر میکنند است و نه کارگزاران استعمار. آنها  مافیای رسانه ایی با پوشش چهار تلویزیون پر بیننده ایران اینترنشنال، من و تو ، بی بی سی و صدای آمریکا، با هزینه کلان از حساب بیگانه که چهره سازی برای وارث بقایای سلطنت را رو به ایران پمپاژ میکنند را هرگز نمی خواهند ببینند. و نقطه اتکای استدلالشان هم میزان سرکوب فاشیسم مذهبی حاکم است! کارشان خرید آبرو و مشروعیت برای بقایای سلطنت است چون کمتر از فاشیسم حاکم جنایت کرده اند! آنها در استراتژی مبارزاتی هم مانند بقایای سلطنت دنبال مفت خوری و بی هزینگی هستند و تیغ نفی خشونت شان روبه جوانان غرقه بخون کف خیابان آخته است و نه روبه جلادان حاکم . زیرا در رویاهای ضد مردمی خود دنبال ساخت و پاخت با زامبی های بالای سپاه ولایت هستند. آیا براستی از نظر آنها ملت ایران به این اندازه بی بته است که در ایران قوارةحكومت كردن فقط به اندازة تن يك پدر ويك پسر است و حالا مجددا حركت از نو؟

یک شبیه سازی ژنتیکی دیگر نیز در بعضی از محافل نادمین از مبارزه صورت میگیرد. آنها با شباهت اسمی نظام سلطنتی در ایران با نروژ و سوئد و دیگر ممالک اروپایی چنین فتوا می دهند که نباید آن نظام سرنگون میشد بلکه باید اصلاح و رفرم می شد. و حالا در رویاهای خود پس ازچند دهه دنبال حرکت از نو هستند تا بر استخوان های پوسیده سلطنت، گوشت دمکراسی و حقوق بشر برویانند.

اما حقیقت ثبت شده در دل تاریخ ایران مثل گوهر می درخشد. اول کسی که زندگی خودش را بر سر این رفرم گذاشت پیشوای فقید ملت ایران دکتر مصدق بود. اما نه فقط نشد که دیکتاتوری سیاه تری را حاکم کردند. و در یک کینه کشی از ملت ایران که به او رای داده بودند، ابتدا درخواست اعدام او را داشتند و بعد هم مرگ تدریجی را در تنهایی برای او در احمد آباد تجویز کردند. حکم تاریخ اما بسیار قاطع است و 25 سال بعد از مصدق بزرگ،  رژيم سلطنتی که به زور و ضرب سیاست غرب قرار شد کمی رقيق شود وقتي در هوا ِي آزاد و در فضاي باز سياسي قرار گرفت بخار شد و به هوارفت!  شاهنشاه رقيق شده يعني شاه فرار کرده و سرگردان و سپس هماغوش مرگ شدن .

پادشاهان کشورهای اروپایی این میزان انسانیت و خرد داشتند که وقتی نسیم آزادی و تغییر وزیدن گرفت خود را هم سو با مردمشان کنند. آنها هم که نشدند مانند فرانسه از گردونه تاریخ حذف شدند. ما مجاز نیستیم به این میزان دچار حماقت شویم که چند بار آزموده توسط بزرگان این ملت و از گردونه خارج شده را بعد از چند دهه دوباره برای آزمایش وارد گردونه تاریخ کنیم .

سرانجام قیام و انقلاب در کف خیابان های میهن در حال رقم خوردن است . کف خیابان سمت و سوی آتش بیشتر و سازماندهی گسترده تر را دارد و نه مضاحکه سوت زدن !!آنچنان که رضا پهلوی رهنمود داده است.  جوانان شورشی قیام آفرین و کانون های شورشی  قهرمان در ارتباط با سازمان رزم مردم ایران هر روز بر آتش آن می افزایند تا نقطه ایی مناسب آتش نهایی بر سر و روی این رژیم ببارد. از سر درد و خیر خواهی به همه آنان که دنبال حقیقت میگردند و دقایق انقلاب را رصد میکنند پیشنهاد میکنم: به فریاد و فغان صدر تا زیل عمله و اکره و مجلس فاشیسم حاکم گوش فرا دهید، اعتراف کف بر دهان آورده دشمن از خشم البته با زانوان خونین اگر همه حقیقت نباشد بخشی بسیاری از آن است.

نعمت فیروزی

16 آبان

7 نوامبر 1401

گردهمایی بزرگ مقاوت - ایران آزاد 2022

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان