05112021سه شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
یکشنبه, 14 مهر 1392 ساعت 16:41

جامعه ایرانیان در تبعید برلین - منصور وجود

نوشته شده توسط
با درود به بانوان و آقایانو با درود و سلام به رزمندگان راه آزادیپیش از آنکه در این فرصت کوتاه به سخنانم بپردازم، چند جمله ای به زبان آلمانی خواهم گفت تا به نوبۀ خود از همراهانی که با پیگیری و تلاش فراوان به پشتیبانی از مبارزان مجاهدمان اقدام کرده اند، سپاسگزاری کنم.

Sehr geehrte Damen und Herrn,
Werte Gäste,
Liebe Freunde,
wir durchleben extrem schwere Zeiten, in denen die Menschenrechte immer wieder mit Füßen getreten werden. Deshalb bedanke ich mich heute im Namen der Exil-Iranischen Gesellschaft bei allen Menschen, die uns moralisch und seelisch unterstützen und uns auch mit Hilfe und Tat beistehen.
Mein aufrichtiges Dankeschön gilt Frau Professor Süssmuth. Sie hat durch ihr persönliches Engagement viele Tore für uns geöffnet, so dass unser komplizierter und langwieriger Weg im Einsatz für den Frieden und die Demokratisierung unserer Heimat, dem Iran, etwas einfacher zu beschreiten war.
Stellvertretend für viele andere Menschenrechtler honoriere ich an dieser Stelle auch den Beistand von Herrn Baum, HerrnTeltschik ... und Herrn Verheugen.
Meine persönliche Anerkennung zolle ich Herrn Häusler. Er begleitet uns als Rechtsanwalt seit vielen Jahren, setzt sich für die Durchsetzung der Menschrechten für die Ashrafi im Camp Liberty ein und unterstützt uns selbst auch hier bei unseren persönlichen rechtlichen Belangen in Berlin und in Deutschland.

دوستان و همراهان و همرزمان گرامی،
چنانکه می دانید، بار دیگر کشورهای اروپایی و بویژه سیاستمداران آمریکا با رویکردی توضیح ناپذیر، به سخنان آخوندی دلخوش کرده اند، که خود یکی از بزرگترین دروغبافان رژیم آخوندی ست. همینجا و پیش از هر چیز، باید یادآوری کنم که رئیس جمهور انتصابی حکومت اسلامی، یعنی آخوند روحانی، همان کسی بود که در گفتگوهای مربوط به دستیابی آخوندها به بمب اتمی با سه کشور اروپایی، توانست با فریب طرف های گفتگو، برای مقاصد شوم رژیم و برای اجرایی کردن پروژه ساخت بمب اتم، سال ها وقت بخرد. وی، امروز به عنوان رئیس جمهور رژیم، با بی پروایی بر دروغ و نیرنگی که در آن هنگام بر طرف های گفتگو بست، همچنان بر روند پیشرفت مسئلۀ هسته ای رژیم، پای فشاری می کند. اگر احمدی نژاد، با زیر پای گذاشتن تمام موازین بین المللی و اخلاق انسانی، بر دستیابی رژیم به بمب اتمی اصرار می کرد، امروز روحانی با لبخند و ریا، درست، همان سیاست های گذشتۀ رژیم را دنبال می کند که در نهایت به بی ثباتی در منطقه خواهد انجامید و نیز، صلح جهانی را با چالش های پیش بینی ناپذیر، روبرو خواهد کرد.
روحانی، هم در جایگاه رئیس شورای امنیت ملی ایران و مسئول هیئت گفتگو با کشورهای اروپایی، به جهانیان دروغ می گفت و هم امروز بر آن است، تا با استفادۀ گسترده از لابی های قدرتمند خود، از جایگاه ریاست جمهوری رژیم، با فریب کشورهای اروپایی و سیاستمداران آمریکا، جهانیان را در برابر این واقعیت قرار دهد که رژیم از توانایی ساخت بمب اتمی برخوردار است. بنابراین، خردمندانه این است که تنها با توجه به عملکرد حکومت اسلامی، هدف های نزدیک و دراز مدت رژیم را در رابطه با سیاست های هسته ای، مورد ارزیابی و داوری قرار دهیم. حقیقت این است که آخوندهایی که ایران را اشغال کرده اند، دروغگویانی بی مانند هستند. شوربختانه آنان توانسته اند، که دروغ را به هنجاری سیاسی در مناسبات ملی و بین المللی تبدیل کنند. کسانی که پیگیر سیاست های رژیم هستند، می دانند که ایشان هرگز مدرک دکترا نداشته است و در هیچ دانشگاه بریتانیایی نیز، در مقطع دکترا تحصیل نکرده است؛ اما همه جا از وی به عنوان دکتر روحانی یاد می شود. همگان می دانند، که آخوند روحانی، نمی تواند یک جملۀ درست به انگلیسی بیان کند؛ اما گزارشگر تلویزیون دولتی و مهم زد – دِ – اف، در روزهایی که روحانی برای شرکت در نشست سازمان ملل، در نیویورک به سر می برد، اعلام می کند که ایشان با انگلیسی ای بدون لهجه، گفتکو می کند.
روحانی، هنگامی که در نشست سازمان ملل از صلح صحبت می کرد، تروریست های حکومتش در عراق، سوریه، لبنان و در دیگر کشورهای منطقه، با کشتارهای وحشیانه، آرامش را از مردم منطقه و جهان می گرفتند. روزی نیست که عملیات تروریستی رژیم، قربانی ای بر جای نگذارد.
واقعیت این است که سردمداران رژیم آخوندی، در نخستین سال های دهه هشتادِ خورشیدی، به این نتیجۀ اعلام شده، رسیده بودند که آمریکا و همپیمانانش با توسل به دروغ ها و نیرنگ های رژیم در رابطه با ساخت بمب اتمی، که آژانس بین المللی انرژی هسته ای از سوی چین و روسیه و لیبی و پاکستان، بر آنها آگاهی یافته بود، به حکومت آخوندی حمله نظامی خواهند کرد. از همینرو، با ترفند فراوان توانستند که با وارد کردن سه کشور بزرگ اروپایی به بحث های بی سرانجامِ هسته ای رژیم، از سویی، این کشورها را به حایلی بزرگ، در برابر فشار آمریکا تبدیل کنند و از دیگر سو، برنامه ها و پروژه های مربوط به ساخت بمب اتمی را با شتابی افزاینده، به پیش ببَرند. ( فصلنامۀ راهبرد، ارگان مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام.)
هم اینک نیز، رژیم در تنگنایی سخت قرار گرفته است. اقتصاد ایران از سوی سپاه پاسداران اشغال شده است. بنا بر آمارهای رژیم، تقریبا همه شاغلان ایران، زیر خط فقر زندگی می کنند. رژیم، بیش از هر دوره ای در انزوای جهانی قرار گرفته است. حکومت آخوندی، در داخل نیز، از هیچ جایگاه مردمی ای برخوردار نیست. همینجا، بر این نکته نیز باید تأکید کنم که شرکت مردم در انتصابات – انتخابات آخوندی، بیش از آنکه مشروعیتی برای تداوم حکومت فاشیسم مذهبی باشد، تلاشی ست که با توجه به جو مرگبار داخل ایران، مردم برای تغییر این رژیم صورت داده اند. با چشم داشت به این واقعیت هاست که یکبار دیگر، رژیم با چهرۀ روحانی در پی فریب اروپا و آمریکا مصمم شده است. برای ما روشن است که زد و بندهای پشت پرده با رژیم آخوندی، برای حفظ منافع اقتصادی کشورهای صعنتی، صورت گرفته و پس از این نیز، صورت خواهد گرفت. اما تجربه و نتیجۀ عملی مذاکرات دراز مدت با نمایندگان حکومت آخوندی چه بوده است؟
نگاهی کوتاه به چند سال گذشته نشان می دهد، که بحران در منطقه رشد بی سابقه ای داشته است. این بحران، منطقه را به انباری از باروت تبدیل کرده است که هر آن، شعله ور خواهد شد. تردید نباید داشت که جهان در این آتش خواهد سوخت.
ثبات سیاسی در عراقی که از سوی نیروهای نظامی بین المللی به تصرف درآمد، نه تنها حفظ نشد، بلکه هر روز گسیخته تر نیز، می شود. سوریه، به دریایی از خون و جنایت، تبدیل شده است. لبنان، در تب و تاب می سوزد. این مواردِ ملموس، نتیجۀ مماشات با حکومت آخوندی ست که در چند سال گذشته، منطقه و جهان را در بحرانی ژرف فرو برده است.
مماشات با رژیم آخوندی در آینده، هم، دستاوردِ دیگری نخواهد داشت. اما این بار، مماشات با رژیم، خونین بار تر از هر دورۀ دیگر، رقم خورده است. سفرهای سلطان عمان و معاون پیشین وزیر امور خارجۀ آمریکا و یکی از مسئولان سازمان ملل به ایران، سفرهای مسئولان امنیتی رژیم به عراق و تهدید دخالت نظامی آمریکا و انگلستان به سوریه و توافق های پشت پرده در بارۀ سوریه، کشته شدن 52 نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران را در پی داشت. سندهایی که تا کنون منتشر شده اند، گواه بر آنند که این جنایت دهشتبار علیه بشریت، تنها با زد و بندهای پشت پردۀ نمایندگان آمریکا، دولت مالکی عراق و نمایندگان حکومت اسلامی امکان پذیر شده است. اوباما، به عنوان رئیس جمهور آمریکا مسئول توافق هایی ست که برای حفظ امنیت ساکنان اشرف و لیبرتی، میان آمریکا و سازمان ملل و نیز، سازمان مجاهدین خلق ایران صورت گرفته اند. سکوت رئیس جمهور آمریکا در برابر این جنایتِ تصور ناپذیر، بیش از آنکه در چارچوب سیاست مماشات با رژیم آخوندی ارزیابی شود، که می شود، شرکت نامستقیم وی در این جنایت است. هنگامی که انسان، تصویر اوباما را در کنار بزرگمردی چون مارتین لوتر کینگ مشاهده می کند، بی اختیار با خود این پرسش را در میان می افکند که مردی که با جنایت کارترین حکومت معاصر به زد و بند و مماشات مشغول است، چه پیوندی می تواند با رؤیایی داشته باشد که لوتر کینگ برای فرودستان آمریکا و برای خود می دید.
دوستان، همراهان و همرزمان گرامی،
اشرف یک سنت و یک ایدۀ مبارزاتی ست. اشرفیان حامل این سنت و ایده هستند. ما همه به خوبی بر این امر آگاهی داریم که ایده را با نیرومندترین سلاح های موجود نیز، نمی توان از میان برد. اشرفیانی که در پی هماهنگی های رذیلانه، به خاک و خون کشیده شدند، تواناتر در ایده های ما و در سنت مبارزاتی ما برخاسته اند؛ بیدارتر از دیروز، هشیارتر از ماه پیش و استوارتر از سالیان پیشین. باشد تا باز بروید از هر بذری، نهالی سبز یا که لاله ای سرخ و خونین رنگ.
ما بر این، باور داریم.
درود بر روان پاک این آزاد زنان و آزاد مردانی که برای رهایی میهنمان از جان خود، دریغ نکردند.
زنده باد ایران.
زنده باد آزادی.
زنده باد اشرف و اشرفیان
درود بر مسعود رجوی معلم کبیر ما
ان سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

 

 

 

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان