12102019سه شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
سه شنبه, 28 مرداد 1393 ساعت 02:00

زنان هدف اصلي اسلام راديکال هستند

نوشته شده توسط
«بين جنبشهاي اسلاميست متنوع و متفرقي نظير حماس، القاعده، حزب الله، بوکو حرام، طالبان و "دولت اسلامي" چه وجه مشترکي وجود دارد؟ همگي منبع الهام خود را قرآن مي دانند، اما تفاسير مختلفي از آن ارائه مي دهند. اين جريانات در فرهنگهاي غير مشابهي رشد کرده اند، اما دست کم يک نقطه مشترک دارند که بيش از انکه به دين يا ايدئولوژي مربوط باشد، از مقولات روانکاوي گروهي است :

نفرت از زن.
آيا اين عجيب نيست که اولويت اول اين اسلاميستها هر وقت در جنگي برنده مي شوند، يا قدرت را قبضه مي کنند به انقياد و بردگي کشانيدن زنان است؟ در تهران، آيت الله ها بلاوقفه تأکيد و تکرار کرده و مي کنند که حتي يک تار موي زن نبايد از زير چادر يا روسري بيرون بيايد. در کابل، هنگامي که زنان مورد تجاوز قرار نگرفته يا به بردگي کشانيده نشوند (سرنوشتي که هم اکنون در نيجريه و عراق در انتظار بسياري از آنان است)، با تحميل "برقع" يک شکل و يکسان مي شوند. با اين همه، در قرآن نيست که بايد به جستجوي سرچشمه اين نفرت از زن و وسواس بيمارگونه دائم پيرامون جسم زن پرداخت : پيامبر محمد با زنان نه با خشونت رفتار مي کرد و نه از سر تحقير، و همسر وي، خديجه، همواره در کنارش بود و در لحظات وحي و فتوحات او يار غمخوارش.
البته اين هم درست است که حتي در غرب و تا عصر جديد، زنان مرتبت چندان والائي نداشتند، اما نظير آنچه هم اکنون به نام الله در نيجريه و در عراق (در جبل سنجار) شاهدش هستيم، هدف عمليات ريشه کني يا کشتار قرار نداشتند. براي درک چرائي اين پديده، به جاي خواندن يا باز خواندن قرآن، به نظر من، کتاب معاصر سيد قطب (1966-1906) با عنوان "عدالت اجتماعي در اسلام" که در سال 1949 منتشر شده، منبع به مراتب روشنگرتري براي درک جهاديسم است تا هر گونه ارجاع ادعائي اسلاميست ها به دوران پيامبر و صدر اسلام.
قطب، آموزگاري مصري، که در سال 1947 به ايالات متحده دعوت شد تا تحصيلات خود را تکميل کند، در نيويورک به چنان شوک احساسي دچار شد که چند و چون و ماهيت آن را نمي شناسيم، اما اين قدر هست که او را به ايدئولوگ بينانگذار اسلاميسم مدرن مبدل ساخت. او گويا در نيويورک دفعتا با شيطان مواجه شد که به هيئت زنان آمريکائي با بازوها و پاهاي برهنه بر او ظاهر گرديد. اين کم پوشي نسبي قطب را به حدي منقلب ساخت که آنچه را که شايد بتوان سرخوردگي و افسردگي ناشي از حرمان در يک مرد توصيف کرد، به طغياني زاهدانه عليه غرب و مخلوقات شيطاني آن و متعاقبا به فراخوان عمومي به جنگ مقدس [جهاد] عليه غرب وسوسه گر بدل ساخت.
اين غليان رواني و شخصي قطب بي ترديد مي توانست در کشورش که در مسير غربي شدن سريع افتاده بود، بدون آثار و عواقب باقي بماند، چنانچه ديکتاتور وقت به اين فکر خطرناک نيافتاده بود که او و ديگر رهبران اخوان المسلمين را به زندان انداخته و بعد به دار بياويزد. سرکوب پرزيدنت جمال عبدالناصر (1970-1918) اين اسلاميست ها را به سمت اعمال خشونت بار سوق داد و آثار قطب به يک منبع دوم وحي و الهام و قرائت تازه اي از قرآن براي مصرف اسلاميستهاي عصر مدرن مبدل شد. به اين ترتيب، نفرت او از بدن زن که قطعا ناشي از وسواس بيمارگونه انفرادي يک مرد جوان مبتلا به بي ثباتي و شکنندگي رواني بوده، به يک پروژه سياسي تمام عيار تبديل گرديد.
عقب ماندگي– اينکه زن، جسم او و جايگاهش در قلب نبرد بين جهاديستها و مدرنيته قرار دارد، از سرنوشت شخصي قطب فراتر مي رود. تاريخ مدرنيته با تاريخ رهائي زن در هم تنيده و مقارن است. هر جا که خلق ها بيشتر دچار فقر و محنت باشند و هر جا که جهل و استبداد حاکم باشد، زنان بيش از مردان قرباني اين وضعيت هستند. بر عکس، هر جا که آموزش و فرهنگ، اقتصاد و دموکراسي پيشرفت کند، زنان نه تنها نخستين سود برندگان آن، بلکه اغلب خود بازيگران تعيين کننده و اصلي اين تغيير و تحولات هستند. جهاديست ها باخرد کردن زنان به صورت اولويت دار، تنها زنان را نمي کشند : آنها تمام مردمشان را در عقب افتادگي فرهنگي، اقتصادي و سياسي حبس مي کنند. جنگي که آتش آن از افغانستان تا غرب آفريقا روشن شده، واقعا جنگي بين اسلام و غرب نيست، بلکه يک روياروئي است بين اميد به مدرنيته و ثمرات آن براي تمام بشريت از يک سو، و پس رفت انتحار آميز به سوي اعصار گذشته که عمر همه کوتاه بود و نقش زنان به بردگي و بارداري اجباري تنزل داده شده بودند.
در غرب، همواره چند "ابله مفيد" پيدا مي شوند و خواهند شد که مثلا حماس را بر اسرائيل ترجيح دهند، يا به طور اصولي با هر گونه مداخله ارتش آمريکا مخالفت مي کنند : تنها عذري که از آن پذيرفته است اينست که واقعا يا ابلهند يا روان پريش، يا نظير سيد قطب، منظره يک زن با بازوان برهنه را نتوانسته اند بدون زير و زبر شدن روح و روانشان تحمل کنند.»

لوموند 16اوت2014 نويسنده : گي سورمان Guy Sorman، نويسنده و ناشر فرانسوي

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان