10202021چهارشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
جمعه, 29 خرداد 1394 ساعت 01:18

رمضان و روزه گرفتن، نياز ما

نوشته شده توسط
ماه رمضان از راه مي‌رسد و ما به استقبال آن مي‌رويم. اين تنها ماهي است که مقوله "به استقبال رفتن" در مورد آن به‌کار برده مي‌شود. راستي چرا؟ مگر اين ماه چه چيزي براي ما به همراه مي‌آورد که سزاوار است به استقبالش برويم و از آمدنش شادمان باشيم؟ مي‌خواهيم اين بار از اين زاويه به ماه رمضان نگاه کنيم و با تنظيمي نوين پا به درون آن بگذاريم تا از هديه‌ها و دست آوردهايش بيشتر بهره‌مند بشويم. پس گام به گام باهم به پيش مي‌رويم.روزه‌داري يکي از مناسک عبادي اديان توحيدي است. يعني فقط مختص دين اسلام نبوده و در ساير اديان آسماني نيز اين عبادت رايج و جاري بوده است. البته در هرکدام از اديان شکل و زمانبنديهاي خاص خود را داشته است، اما هيچ‌يک از اديان توحيدي خالي از اين عبادت نبوده است. در قرآن در آيه 183 سوره بقره اين نکته به صراحت بيان شده است.در اين آيه مي‌خوانيم که: يا أيها الّذين آمنوا کتب عليکم الصّيام کما کتب علي الّذين من قبلکم لعلّکم تتّقون .يعني‌اي کساني که ايمان آورده‌ايد، روزه بر شما مقرر شده است کما اين‌که بر گذشتگان شما مقرر شده است تا شايد پروا پيشه شويد. پس تا همينجا مي‌توان نتيجه گرفت که با توجه به فلسفه عبادات، چنين مناسکي، بر آمده از يک نياز ضروري انسان، در مسير تکامل به سوي عدالت اجتماعي و نهايتاً عروج الهي و ملاقات باخدا مي‌باشد و در هيچ دوره‌اي از تاريخ، اين وظيفه و اين روش کار از دوش معتقدين به يکتا پرستي برداشته نشده است.گفتيم که روزه يک "نياز ضروري انسان" است. آيا اين حرف درست است و اگر درست باشد، اين نياز چيست. آيا ما چنين نيازي را حس مي‌کنيم؟ تا چه اندازه حس مي‌کنيم؟ و چه پاسخي به آن مي‌دهيم؟ آيا نيازمندانه سراغ ماه رمضان و روزه گرفتن مي‌رويم. يا آن را يک تکليف و تحميل مييابيم. تکليفي که اگر انجام ندهيم، از فرمان خدا سرپيچي کرده و در نتيجه مجازات خواهيم شد! پاسخ اين سؤالات چيست؟همان‌طور که در تمام موضوعاتي که تحت نام اسلام وجود دارد، از دو نوع اسلام صحبت مي‌کنيم، اين جا نيز از دو نوع اسلام بايستي نام برد که به دو گونه صددرصد متفاوت با روزه گرفتن برخورد مي‌کند. يکي اسلام آخوندهاي دجال دين فروشي که شاخص آنها معاويه و خميني ضدبشر است و ديگري اسلام ناب محمدي است که بايستي تلاش کنيم عمق حقيقت آن را از کارکردهاي انسانهاي والايي چون حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا فهم کنيم. دو نوع اسلام سراپا متضاد که در دو سر طيف اعتقاد به خدا قرار دارند.در دکان دين فروشي آخوندهاي ضدبشر حاکم بر ميهنمان ايران، روزه‌داري عبارت است از: يک نخوردن و نياشاميدن ظاهري و رياکارانه که شاخص دينداري است. اگر رعايت نکنيد متهم به روزه‌خواري شده و در اين دنيا حد شرعي بر شما لازم‌الاجرا است و در آن دنيا نيز عذاب جهنم در انتظارتان مي‌باشد پس براي خلاصي از عذاب خدا بايستي حرف او را گوش کرد. خداي اين آخوندها چيزي شبيه يک آخوند گنده‌تر از خودشان است که در اوج شقاوت و بي‌رحمي آن بالا نشسته و دستورات زورگويانه‌اي را پيش پاي بشر قرار مي‌دهد تا معلوم شود که چه کسي حرف او را گوش مي‌کند و چه کسي گوش نمي‌کند.. آنگاه کسي را که اطاعت مي‌کند پاداش مي‌دهد و آنکس را که اطاعت نمي‌کند، مجازات مي‌کند. اين همان خدايي است که خميني خودش را نماينده تام‌الاختيار او در روي زمين مي‌دانست (همان ولايت مطلقه فقيه). مثل خود خميني يک خداي شقي و شکنجه‌گري که فلسفه وجوديش فقط همين است که دست ببرد، گردن بزند و حد جاري کند. و به اين ترتيب به قول خميني در نقش يک چوپان انسانها را به مدار بز و گوسفند حرف شنو تنزل دهد. دقيقاً با همين انديشه ارتجاعي است که آخوندها در ماه رمضان علاوه بر همه بهانه‌هاي سرکوب بهانه ديگري به‌نام روزه‌خواري را هم افزوده‌اند و از روزه به‌مثابه ابزار سرکوب و ايجاد رعب و اختناق بيشتر استفاده مي‌کنند. البته امروز ماهيت خميني و جانشينان او ديگر بر کسي پوشيده نيست و همه مي‌دانند که آنچه نظام و خليفه ارتجاع تحت عنوان اسلام عنوان مي‌کنند، درست رودرروي حقيقت اسلام است ...و هيچ ربطي به اسلام ناب محمدي ندارد و پيدا کردن حتي يک کلام از حقيقت يکتاپرستي در آن مانند پيدا کردن مو در کف دست مي‌باشد. اين همان واقعيتي است که آخوندها به‌شدت از افشاي آن هراس دارند و با تمام قواي رياکارانه‌شان تلاش مي‌کنند که صورت ظاهر راحفظ کنند. از ريش وتسبيح و سجاده تا سايرظاهر سازيهاي رياکارانه‌اي که درآنها به درجه استادي شيطان رسيده‌اند.در آن سر طيف، اما اسلام حقيقي درباره روزه چه مي‌گويد و به آن چگونه مي‌نگرد؟ موضوع بسيار ساده و واضح، اما بسيار عميق و جدي است. آرمان يکتا پرستي، انسان را عنصري مسؤل مي‌داند. از انسان مي‌خواهد که بار مسئوليت خود را در قبال پيشبرد امر تکامل اجتماعي به دوش بکشد. اين نگرشي است که در اين مکتب نسبت به انسان وجود دارد. طبعاً بايستي الزامات و اسباب لازم براي اين‌که انسان بتواند پاسخگوي مسؤليتش باشد، براي او فراهم شود. اگر خداي ما بر خلاف خداي آخوندها، رئوف و رحمان و رحيم است، وقتي مسؤليتي را بر دوش کسي مي‌گذارد، بايستي که الزامات و اسباب حمل اين مسئوليت و توان لازم براي تحقق آن را نيز پيش پاي او بگذارد. در غير اينصورت نمي‌توان و نبايستي تکليف و وظيفه‌اي را از کسي خواست که در محدوده توانايي و وسع او نيست. اين از عدالت و حکمت به دور است. زيرا هدف که آزار رساندن به انسانها و درخود فروبردن آنها نيست. هدف بالا کشيدن و به اوج بردن انسانها و آزاد کردن انرژيها و تواناييهاي نهفته آنها است. خداي ما يکتا پرستان دقيقاً بر خلاف خداي آخوندهاي خميني صفت، هرگز شقي و ستم پيشه نيست و هرگز هدفش به بند کشيدن انسانها و تحقير آنها نيست. دقيقاً برعکس به‌دنبال آن است که با روشهاي مختلف جوهره تکاملي که ناشي از همان دميدن روح خدايي در انسان است را در او بارور کند و به اوج برساند. به همين خاطر است که ما در آيه الحمدلله رب العالمين، خدايي را ستايش مي‌کنيم که رب العالمين است. يعني جهانيان را گام به گام تربيت کرده و به پيش مي‌برد. او مربي ما است و هر بکن و يا نکني را که جلوي پاي ما مي‌گذارد فقط از اين زاويه بايستي نگريست که او مي‌خواهد ما را يک گام تکاملي ديگر به جلو پرتاب کند. و در اين بحث؛ روزه يکي از همان "بکن و نکن "ها است که خدا پيش پاي ما گذاشته است و خيلي هم روي آن تأکيد دارد.واقعيت اين است که بشر در مسير قيام به انجام وظايف و مسؤليتهاي فردي و اجتماعيش، با موانع متعددي مواجه مي‌شود که بايستي اين موانع را از سر راه کنار بزند. اين موانع اساساً از جنس کارکردهاي خودبخودي انسان مي‌باشد. مقصود از کارکردهاي خودبخودي انسان، تسليم انسان به هژموني و حاکميت غرائز، حفظ خود و حفظ نسل مي‌باشد که تسليم شدن به آنها، عنصر آگاهي و مسئوليت را پس مي‌زند. مانع از آزاد شدن انرژيهاي انساني شده و نمي‌گذارد که براي تحقق مسؤليتهاي فردي و اجتماعي، تمام‌عيار گام به پيش بگذاريم. به بيان ديگر، عمل به مسئوليتها و وظايف اجتماعي و فردي نياز به مايه‌گذاري و پرداخت بها دارد در حالي‌که حفظ خود و حفظ نسل در روند خود به خوديش، مانع از اين مايه‌گذاري و پرداخت بها مي‌شود. مايه گذاري و پرداخت از ساده به پيچيده شروع مي‌شود. در قدم اول هرکس مقدمتاً احساس‌ها و عواطف خود را به جاي اين‌که فقط پيرامون فرد خودش و يا خانواده‌اش بتند، به بيرون از آنها برده و به مردم و يا به کساني که در راه مردم فداکاري کرده‌اند وصل مي‌کند. مثلاً براي او شهداي راه آزادي پديده‌هاي با ارزشي مي‌شوند که سزاوار دوست داشتن و عشق ورزيدن هستند. اما موضوع به همينجا متوقف نمي‌شود. در گام بعد همين فرد اندکي از وقت يا بخشي از مال و يا دسترنج خودش را در راه اعتلاي همان ارزشهايي که حالا آنها را دوست دارد اختصاص مي‌دهد. اين مسير ادامه پيدا مي‌کند تا جايي که در مراحل بعدي، همان فرد در مسير فداي تمامي مال و جانش گام مي‌گذارد و خودش تبديل به يکي از همان ارزشهاي دوست داشتني و عشق ورزيدني مي‌شود. اين مسيري است که انسانهاي مختلف هر کدام متناسب با توانمنديهايشان بخشي و يا تمامي آن را طي مي‌کنند. مکتب ما، مکتب اسلام، مکتب يکتاپرستي و آرمانخواهي، به تمامي اين مراحل، از کمترين تا بيشترينش ارج مي‌گذارد و آن را بزرگ مي‌شمارد و صاحبانش را سزاوار "بشارت" به‌شمار مي‌آورد. از يک تمايل و حمايت قلبي تا يک دعاي خير، تا پرداخت کمترين کمک مالي در اين مکتب گم نمي‌شود، چه رسد به مايه گذاريهاي کلان و گام گذاشتن در ميدان "پاکبازي" تمام‌عيار و بي‌چشمداشت. در اين آيه عميق شويم و از داشتن چنين خدايي به خود بباليم: وبشّر الّذين آمنوا أنّ لهم قدم صدقٍ عند ربّهم (يونس-2) و به آنان که ايمان آورده‌اند به‌خاطر حتي يک گام صادقانه مژده بده.حالا خدا براي اين‌که در عامترين صورت کمک‌کار نسل انسانهاي مؤمن به خودش باشد، براي آنها راه کارها و وظايفي را تعيين کرده است که با تمسک و اجراي آنها مي‌توانند گام به گام توانمنديهاي نهفته خودشان را بارز کرده و به اين ترتيب خودشان را هر روز بيشتر در معرض تربيت خدا يعني همان رب العالمين قرار بدهند. طبعاً با درک همين تحولات سپاسگذار او نيز خواهند بود. يعني به اعتبار تجربه و عمل روزمره خودشان و از ته قلب خواهند گفت که: الحمد لله رب العالمين.روزه گرفتن که در عامترين وجه خود شامل نخوردن و نياشاميدن و خودداري از آميزش جنسي است، از جمله عباداتي است که مستقيماً انسان را رودرروي همان غرايز مشترک با حيوان قرار مي‌دهد و به اين ترتيب به انسان يادآوري مي‌کند که جوهره و ماهيت اصلي تو چيز ديگري است. ماهيت تو عبارت است از همان اراده‌يي که مي‌تواني به‌رغم داشتن امکان خوردن و نوشيدن و به‌رغم احساس گرسنگي و تشنگي، نخوري و نياشامي. اين اراده و اعمال کردن آن است که به تو هويت مي‌بخشد. بنابراين وقتي مي‌تواني اينکار را انجام بدهي، مي‌تواني با بهره‌گيري بيشتر از همان عنصر اراده، کارهاي ظاهراً نشدني باز هم بيشتري را محقق کني. باور به اين توانمندي در خود و در ديگران بسيار راهگشا است. راهگشا براي طي کردن سخت‌ترين و پرمشقت‌ترين مسيرهايي که نياز است هر کس براي قيام به انجام مسئوليت و وظيفه فردي و اجتماعيش آن را طي کند.حالا آنکس که يک ماه را به اين ترتيب از سر مي‌گذراند و روال معمول زندگي خود را تغيير مي‌دهد و به تقويت اراده‌ها و اعتلاي انتخابهايش مي‌پردازد، نگرشش نسبت به خودش و توانمنديهايش و همچنين نسبت به ديگر انسانها عوض مي‌شود و بعد از ماه رمضان با توان و بينش نويني مي‌تواند به ادامه راه بپردازد. در اين نگرش است که روزه گرفتن از يک تحميل يا فشار براي تحمل گرسنگي وتشنگي و بهم خوردن روال معمول روزانه و ايجاد ساير محدوديتها و مشکلات تبديل به نياز براي کسب آمادگيهاي بيشتر به‌منظور برداشتن بار بيشتر در مسير تحقق تکامل و عدالت اجتماعي و اعتلاي انساني مي‌شود. در اين نگرش است که ما نيازمند روزه مي‌شويم و از اين‌که هر سال در ماه رمضان شرايطي فراهم مي‌شود که مي‌توانيم در آن خود را پرتوان تر و رهاتر بسازيم، استقبال مي‌کنيم. در اين نگرش است که بايستي به استقبال ماه رمضان رفت و مشکلات احتمالي آن را با روي گشاده پذيرا شد، زيرا بهره و دست آورد آن بسا بسا کلان است. در اين نگرش است که معناي نزول قرآن در ماه رمضان و وجود شبهاي قدر در آن رمزگشايي مي‌شود و مي‌توان فهم کرد که چرا خدا اين‌قدر براي اين ماه ارزش قائل است و مي‌گويد که «کلّ عمل ابن آدم له إلا الصّيام، فإنّه لي، وأنا أجزي به. پيامبر رحمت و رهايي (از قول خدا) گفت: تمام کارهاي بني آدم براي خودش است غير از روزه، که روزه براي من (خدا) است و پاداش آن را من مي‌دهم.بنابراين هرکس که به خدا ايمان دارد و مي‌خواهد که به هر درجه که در توانش هست در مسير خدا گام بردارد، نياز دارد که روزه بگيرد و ماه رمضان را گرامي بدارد، زيرا در اين عمل عبادي توانمنديش افزون مي‌شود، ايمان و باورش به خودش و به ساير مؤمنان افزايش پيدا مي‌کند و نتيجتا در تحقق مسؤليتهايش موفق‌تر خواهد شد. واضح است که هرکس بخواهد گامهاي بزرگتري بردارد، به روزه نيازمندتر است، هرکس که بخواهد بار بيشتري بردارد، نيازمندتر است، هرکس که بخواهد پرداختهاي بيشتري بکند، نيازمندتر است. پس به روزه گرفتن و ماه رمضان نيازمنديم و از حلول آن استقبال مي‌کنيم و به آن خوش‌آمد مي‌گوييم. زيرا مي‌خواهيم که در مسير تعالي روح و جايگاه انساني خود،هر روز بر تعهدمان براي سرنگوني ضدبشري‌ترين حکومت تاريخ ايران بيشتر پا بفشاريم، بيشتر مايه بگذاريم، بيشتر بجنگيم، شکاف باقي نگذاريم و تا آخرين خشت آن را از زمين برکنيم. پس خدايي که چنين مناسکي را براي ما ارائه کرده است ميستائيم و شکرگزارش هستيم. تلاش مي‌کنيم که هرچه بيشتر از ماه رمضان و روزه گرفتن توشه بيندوزيم و با دست پر خود را به عيد فطر برسانيم.راستي همه مي‌دانيم که در عيد فطر روزه گرفتن حرام است، آخر گفتيم که هدف گرسنگي کشيدن و يا تشنگي تحمل کردن نبود. بلکه هدف دستيابي به آن جوهره انساني بود که غرائز (فصل مشترک انسان با حيوان) مانع از بروز و تأثيرگذاري کامل آنها بودند. بنابراين وقتي که يک ماه پراتيک جنگ با چنين تمايلاتي را از سر مي‌گذارنيم، پا به مدار عيد، يعني بازگشت به حقيقت وجودي خودمان (به‌عنواني يک انسان) گذاشته‌ايم. با در دست داشتن چنين بهره و دست آورد عظيمي، نماز عيد مي‌خوانيم و يک بار ديگر در يک مراسم عبادي جمعي بي‌نظير، خود را در جمع بزرگ انسانهاي يکتاپرست يافته و خدا را به يکتايي ستايش و سجده مي‌کنيم و مي‌رويم تا از دست آوردهايمان در مسير وفاي به عهد و ايفاي مسئوليت بهره بگيريم و دشمنان خدا را –خداي رحمت و عطوفت و مهرباني- را از صحنه زمين محو و نابود کنيم.کلام آخر تکرار همان کلام اول است. ما به روزه و ماه رمضان نيازمنديم. نيازمنديم زيرا مي‌خواهيم هر روز با توان بيشتر به جنگ مهيب‌ترين و ضدبشري‌ترين نيروي ضدتکاملي تاريخ ميهنمان ايران برويم. مي‌خواهيم همه موانعي که نمي‌گذارد تماميت انرژي و توان ما آزاد شود را کنار بزنيم. با اين نيت و با اين هدف به استقبال ماه رمضان مي‌رويم. پس رمضان هرسال هرگز براي ما تکرار نبوده و نيست. هرسال مداري نوين ازگشايش و سرشاري رابرايمان بهمراه داشته، دارد و بازهم خواهد داشت. اينها تماماً درسهايي است که انقلاب ايدئولوژيک دروني مجاهدين، دريچه‌هاي ادراک وايمان و وفاداري به آنهارا برايمان گشوده و فراهم کرده است».

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان