12092021پنج شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
یکشنبه, 07 مهر 1392 ساعت 23:20

واشينگتن پست : روحاني يك ايران گيتي طرف حساب مك فارلن بود

نوشته شده توسط
تاريخ: 27 سپتامبر 2013نويسنده: چارلز  كرات‌هامرجستجو براي "مدره" ايراني كه حالا 30 سال از آن ميگذرد ادامه دارد. در ميان هيجان آخرين ديده شدن چنين مدره‌اي، خوبست به ياد داشته باشيم كه نكته برجسته افتضاح ايران-كنترا، سلاح براي گروگانها، سفر مخفي رابرت مك فارلين به تهران بود كه مشاور امنيت ملي پيشين پرزيدنت ريگان بود.

وي يك كيك به شكل كليد كه روابط جديد با "مدره‌ها" را سمبوليزه ميكرد با خود آورد.
ما ميدانيم كه داستان چطور تمام شد.
سه دهه بعد، اين سراب دوباره بشكل حسن روحاني پديدار شده است: پرونده‌اي عجيب براي يك مدره: 35 سال خدمت مستمر به جمهوري اسلامي بعنوان يك دستيار نزديك آيت‌الله خميني و خامنه‌اي. همچنين، روحاني تنها يكي از شش كانديد رياست جمهوري بود، 678 تن ديگر توسط رژيم رد صلاحيت شدند چون ايدئولوژيكي مناسب نبودند. با اين امر وي در وفاداري نمره 99 ميگيرد.
روحاني عامل خامنه‌اي اما با يك لبخند و استيل است. او اكنون به عنوان چهره مدراسيون ايران حلوا حلوا ميشود. چرا؟ چون روحاني خواستار روابط بهتر با غرب است.
بايد پرسيد كه كدام رهبري خواهان كاهش تحريمهاي غرب نيست كه اقتصاد ايران را غرق كرده و ارزش پول آنرا كاهش داده و توليد سختي‌هاي گسترده كرده است؟ تست مدراسيون اين نيست كه شما چه ميخواهيد، بلكه اينكه چه حاضر هستيد بدهيد. تحريمها براي سرگرمي كه براي ايران وضع نشده است. بلكه براي اعمال چندين قطعنامه شوراي امنيت ملل متحد است كه خواستار توقف غني‌سازي اورانيوم است.
اما در مقاله قشنگ و زيبايش در واشنگتن پست، در سخنراني‌اش در سازمان ملل و در مصاحبه‌هاي گوناگون، روحاني حتي يك سانتيمتر نيز در رابطه با غني‌سازي عقب نشيني نكرد. بواقع وي مكرراً تكذيب كرده كه ايران به دنبال تسليحات اتمي است. و يا اينكه هرگز به دنبال آن بوده است. چنين دروغ شفافي - آخر كدام كشور كه در نفت غرق است اقتصادش را تنها بخاطر توليد برق هسته‌اي كه كشورهاي پيشرفته‌اي همچون آلمان دارند اين روش را ترك ميكنند، قرباني ميكند؟ - نميتواند پايه درستي براي مذاكرات موفق باشد.
اما ملاها دنبال مذاكرات موفق نيستند. آنها دنبال راحت شدن از دست تحريمها هستند. و بيش از هر چيز ديگر دنبال خريدن وقت هستند.
حدود 250 كيلوگرم اورانيوم 20% نياز است كه يك بمب اتمي بسازيم. آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در ماه اوت گزارش كرد كه ايران هم اكنون 186 كيلوگرم دارد. اين يعني ايرانيها در آستانه اتمي شدن هستند. آنها دارند 3000 سانتريفيوژ جديد با سرعت بالا اضافه ميكنند. آنها تنها به كمي صحبت، وقت كشي، لبخند زدن و بدنبال خود كشاندن بيشتر يك غرب گول خور نياز دارند.
روحاني دقيقاً مردي است كه اينكار را انجام دهد. بعنوان رئيس مذاكره كننده ايراني حول موضوع اتمي در سالهاي 2003 تا 2005، وي در سال 2004 در سخنانش در شوراي عالي انقلاب فرهنگي مباهات كرد: "در حاليكه ما با اروپائيان در تهران در حال مذاكره بوديم، ما مشغول نصب تجهيزات در بخشهايي از تأسيسات اصفهان [براي تبديل اورانيوم] بوديم... در واقع، با ايجاد يك شرايط آرام، ما توانستيم كار در اصفهان را تكميل كنيم."
نفرت آنها از ما چنان است كه آنها حتي استراتژي خود را پنهان نميكنند: سانتريفويژها را بچرخان در حاليكه غرب را ميچرخاني.
و زمانيكه رئيس جمهور تنها ابرقدرت جهان خواستار يك دست دادن براي عكس با رئيس جمهور رژيمي ميشود كه به بيان خود پرزيدنت اوباما آمريكائيان را ميكشد، گروگان ميگيرد و هدف تروريسم قرار ميدهد، آن قاتل-گروگانگير حتي اين تجليل را نميپذيرد. روحاني او را رد كرد.
چه كسي ميتواند روحاني را سرزنش كند؟ فقط چند كلمه خوش در يك مقاله بنويس و از يك دوران جديد و روابط خارجي غيرصفر صحبت كن و بعد نگاه كن كه چطور رسانه‌ها و دولت فوراً با ديدگاههاي تشنج‌زدايي برايت غش ميكنند.
تشنج‌زدايي با رژيمي كه منع مورد علاقه‌اش كه به خورد گردهمايي‌هاي بزرگ هيجان‌زده ميدهد "مرگ بر آمريكاست" كاري مشكل است. تشنج‌زدايي با رژيمي كه رسماً بدنبال محو يك عضو سازمان ملل يعني اسرائيل، چه بعنوان يك سياست ملي و يا وظيفه مذهبي است، كاري دشوار است. از اين صفرتر نميشود.
اما كساني كه هيجان‌زده هستند ميگويند كه ما لااقل صحبت ميكنيم. انگار كه صحبت نميكرديم. براي يك دهه، كشيده شدن بدنبال مذاكرات از هر نوع - سه كشور اتحاديه اروپا، 5 كشور بعلاوه يك، و بعد آخرين، آخر آخري، شانس آخر مذاكرات 2012 در استامبول، بغداد و مسكو كه در آنها ايرانيها حتي حاضر نشدند كه به مسئله هسته‌اي بپردازند و گفتند كه پرونده بسته است. بعلاوه دو دور بيخود ديگر امسال.
من موافق مذاكراتم اما تنها اگر كار واقعي پيش ببرد نه اينكه زمان را به پايان ببرد در حاليكه ايران اتمي ميشود. دولت ميگويد كه خواهان عمل و نه كلمات است. بسيار خوب، تنها يك دليل ساده از حسن نيت بخواهيد: از قطعنامه‌ها تبعيت كنيد. غني‌سازي اورانيوم را تعليق كنيد و بعد ما صحبت خواهيم كرد.
حداقل چنين كاري ساعت را متوقف خواهد كرد. هر كار ديگر يعني كه دارند با تو بازي ميكنند.
و در رابطه با عامل خامنه‌اي كه جذب ميكند اما اعلام ميكند كه غني‌سازي يك حق مسلم است، كه لبخند ميزد اما از دست دادن با رئيس جمهور امتناع ميكند. وقتي اخبار ان.بي.سي. از وي سؤآل كرد كه آيا كشتار يهوديان يك افسانه بوده روحاني پاسخ داد: "من يك تاريخدان نيستم. من يك سياستمدارم."
مدره ايراني در عمل.
و راستي، آيا شما ميدانيد كه يكي از آن سه ايراني "مدره" كه مك فارلين كه كيك با خود داشتن كار كرد كه بود؛ با آن ملاقات اسلحه در مقابل گروگانها در تهران در 27 سال قبل؟ حسن روحاني بود.
ما هيچ موقع ياد نميگيريم.

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان