04052020یکشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27

اجتماعی

سی و دومین روز اعتصاب‌غذای زندانیان سیاسی در گوهردشت گزارشهای رسیده حاکیست که در سی و دومین روز اعتصاب‌غذای زندانیان سیاسی در گوهردشت ، حال زندانیان سیاسی ابوالقاسم فولادوند و محمد بنازاده امیر خیزی بسیار وخیم است. زندانی سیاسی شاهین ذوقی تبار نیز افت شدید فشار خون و ۱۲کیلو کاهش وزن داشته است. سایر زندانیان اعتصابی نیز از افت شدید فشار خون، کاهش وزن، و مشکلات جدی جسمی دیگر رنج می‌برند. دژخیمان تاکنون از ویزیت آنها توسط پزشک ممانعت به‌عمل آورده‌اند و با رفتاری ضدانسانی از هرگونه اقدامی برای درمان زندانیان در حال اعتصاب‌غذا جلو گیری می‌کنند. دژخیمان خامنه‌ای از ملاقات ابوالقاسم فولادوند در روز چهارشنبه ممانعت کرده‌اند و برای افزایش فشار براین زندانی سیاسی مقاوم، او را تا ۱۲مهرماه ممنوع‌الملاقات کرده‌اند.
اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران در روز ۶ شهريور ماه كارگران مجتمع مس چهار گنبد-سيرجان، در بنر بزرگي كه بر سر در مجتمع نصب شده، اعلام کردند «به دلیل فقر مالی, تعدادی از کارکنان مجتمع مس چهارگنبد، کلیه خود را به‌فروش می‌رسانند»: يكي از نمايندگان كارگران اين مجتمع در این باره مي گويد: حقوق تیر و مرداد را نگرفته‌ایم؛ از قبل هم مزایا طلبکاریم؛ دستمزدهایمان خیلی پایین است و همان حداقل دستمزد اداره کار را می‌گیریم. همین حداقل مزد بخورو‌نمیر را هم دوـ سه ماه یک بار می دهند. در دو سال گذشته, از مزایای شغلی ما کم کردند؛ اول اضافه‌کاری‌ها را کم کردند؛ بعد گروه‌های شغلی را کاهش دادند تا حقوق‌ها کم شود تا دست آخر به اینجا رسیدیم که نان شب هم نداریم. کارگران مستأجرند، بدهکاری دارند. وقتی حقوق می‌ گیرند، نمی‌توانند زندگیشان را بچرخانند، حالا دو ماه است حقوق به آنها پرداخت نشده و بی‌پول هستند. در این شرایط، تصمیم گرفتند شماره موبایل بدهند تا کلیه‌هایشان را بفروشند (روزنامه حکومتی شرق -۶ شهريور ۹۶). پاسخ کارگزاران رژیم به این وضعیت فاجعه بار چیزی جز بی اعتنایی و تمسخر نیست. حامد هادیان, رئیس اداره کار شهرستان سیرجان, با وقاحت می‌گوید: «این آگهی, که بر سر درِ شرکت نصب شده؛ جدی نیست. کارگران با نصب این آگهی خواسته‌اند شوخی کنند». وضعيت كارگران مس چهارگنبد نمونه یي از ابعاد وحشتناك استثمار و چپاول ميليونها كارگر در واحدهاي توليدي است كه به طور عمده در اختيار سپاه پاسداران و مؤسسات وابسته به خامنه‌اي قرار دارند. فقر و محروميت عموم كارگران و خانواده هاي آنها كه بنا به آمارهاي دولتي به ۴۰ميليون نفر بالغ مي شوند (خبرگزاري حكومتي ايسنا- ۱۷ آذر ۱۳۹۵) لكه ننگي بر پيشاني نظام منحوس ضد اسلامي و ضد انساني ولايت فقيه است. به نوشته رسانه هاي حكومتي كارگران ايران هيچ چتر قانوني ندارند و بیش از ٩٠‌درصد آنها قراردادهای موقت دارند (شهروند ۵ شهريور ۹۶). وقتي هم كارگران در اعتراض به اين شرايط در خارج از واحدهاي كار اعتراض مي‌كنند، از طرف قضاييه رژيم، احضار، دستگیر و اخراج می شوند و وقتي داخل واحد كاري اعتراض مي كنند مانند كارگران معدن آق دره، به اتهام «اخلال در نظم و جلوگیری از فعالیت و تولید» شلاق مي خورند و جريمه مي شوند. شرایط فاجعه بار کارگران و زحمتکشان ایران در حالی است که سرمایه هاي كشور صرف صدور تروريسم و جنگ افروزی در سوریه و عراق و یمن و ديگر نقاط جهان مي شود، يا در پروژه های ضد ملي اتمي و موشکی به هدر مي رود و يا در ابعاد نجومي توسط سردمداران رژيم و خانواده هاي آنها و آقا زاده هاي فاسد و جنايتكار چپاول مي شود. کمیسیون كار شورا سنديكاهاي كارگري در كشورهاي مختلف و اتحاديه هاي كارگري بين المللي و منطقه یي را به حمايت از كارگران ايراني و محكوم كردن اعمال سركوبگرانه رژیم آخوندي علیه كارگران فرا می خواند و از سازمان بين المللي كار مي خواهد يك هيأت ويژه را مأمور تحقيق در باره وضعيت كارگران ايراني نموده و رژيم ايران را در ليست ناقضان حقوق كارگران قرار دهد. کمیسیون کار شورای ملی مقاومت ایران ۷شهریور ۱۳۹۶ (۲۹ اوت ۲۰۱۷)
چهارشنبه, 08 شهریور 1396 ساعت 22:51

آخرين وضعيت زند انيان اعتصابي گوهردشت

امروز چهارشنبه هشتم شهريورماه، ملاقات زندانيان سياسي گوهردشت كرج (مردان) بوده است. -حال زندانيان سياسي اعتصابي بسيار وخيم شده است و در32مين روز اعتصاب غذا برخي از حال رفته هستند. اغلب قادر به ايستادن و يا صحبت كردن نيستند و بسختي قادر به تكلم هستند. -حال زندانيان سياسي مقاوم آقايان ابوالقاسم فولادوند (جواد) و محمد بنازاده امیر خیزی بسیار وخیم است. اقای فولادوند تا ۱۲ مهر ممنوع ملاقات میباشد. -آقاي امير قاضياني ممنوع الملاقات ميباشد. وي بعداز انتقال به سالن ده ، به اتهام كشف شنود تعبيه شده (اريكسون) توي ديوار به انفرادي منتقل شده است و هم اكنون نيز ممنوع الملاقات ميباشد. آقاي امیر دوبین قاضیانی هم اكنون ممنوع الملاقات است. -يكي از ديگر زندانيان سياسي شهرام پور منصوری که بیش از ۱۸ سال در حبس میباشد به خاطر اعتراض به دوربین در سالن ۱۰توسط مسئولین به انفرادی منتقل شده و فعلا هیچگونه اطلاعی از سرنوشت نامبرده در دست نیست. -زنداني سياسي اعتصابي شاهين ذوقي تبار30 ساله نيز روز شنبه ۴/ ۶/۹۶ ( 26م اوت) توسط مامورين زندان گوهردشت به زندان اوین بند ۲ الف که متعلق به اطلاعات سپاه پاسداران میباشد منتقل شد و تا روز سه شنبه ۷/۶/۹۶ ( 29 اوت) ) به خاطر اعتصاب غذای خود در زندان گوهر دشت مورد بازجویی قرار گرفت. و توسط مزدوران سپاه تهدید به پرونده سازی مجددگردید. آقاي شاهین ذوقی تبار مجددا در روز سه شنبه ۷/۶/۹۶ هنگامی که از ۲ الف اوين به زندان گوهردشت منتقل شد، مجددا بلافاصله ابتدا به دستور مهدی فر رییس قرنطینه زندان گوهر دشت به سلول انفرادی قرنطینه رفت. وبارها توسط مسئولین قرنطینه مورد توهین و ازار و اذیت قرار گرفت. و پس از چند ساعت تحمل انفرادی به بند منتقل گردید. وی که همچنان در اعتصاب غذا به سر می بردحال جسمانیش وخیم گزارش شده به طوری که طبق گفته نظری یکی از دکتر های زندان گوهر دشت مشکوک به خونریزی معده است. فشار خونش به ۸/۶ رسیده و با ۱۲ کیلو کاهش وزن مواجه شده و هم اکنون ۴۶ کیلو می باشد. شاهين ذوقي تبار در انتقال به اوين و مجددا به قرنطينه گوهردشت و نيز هم اكنون در سالن ده كماكان در اعتصاب بوده است و هم اكنون نيز وضعيت جسمي اش نيز توسط ساير زندانيان بسيار وخيم گزارش شده است. كليه زندانيان با ارسال پيامي خطاب به مردم ايران تاكيد كرده اند كه: ”كماكان پرچم شان تا رسيدن به خواسته هاي برحق شان بالاست و خواستار حمايت وسيع ميباشند و تاكيد دارند كه حتما پيروز خواهيم شد و بر ارتجاع و بازجويان و شكنجه گران با مساعدت بيدريغ تان موفق خواهيم شد”. از وقتی که مهدی فر رییس قرنطینه زندان گوهر دشت شده است زندانیانی که به هر دلیل چه از دادگاه یا بیمارستان از اعزام برمیگردند توسط مهدی فر وپاسدار بندان مورد توهین و بازرسی شدید قرار میگرند. و بازندانیان مانند برده در زندان گوهردشت برخورد می شود. -
مستندات تازه از محل دفن قتل عام شدگان سال 67 و اسامی افرادی که آنها را به قتل رسانده اند. فاجعه ی پنهان مرتبط با اعدام های سراسری زندانیان سیاسی سال ۶۷ در خوزستان، اکنون پس از سی سال به کوشش تعدادی از بازماندگانِ آن قتل عام فجیع افشا می شود. گورهای دسته جمعی زندانیان سیاسیِ زندانِ کارون اهواز در کنار پادگان ۲۸ روح اللهِ سپاه پاسداران -که امروز پادگان شهید درویش ناجا اهواز نامیده می شود- در حاشیه ی امامزاده ی متروکه و گورستانِ قدیمی مردم عرب زبان (گورستان سید امیر) در حومه ی شهر اهواز، و گورهای جمعیِ زندانیان سیاسیِ قتل عام شده ی زندانِ ناوا بندر ماهشهر در کنار گورستان ماهشهر کهنه (ماهشهر قدیم) قرار دارند. تعدادی از زندانیان سیاسی زندانِ کارون اهواز در پادگان شهید درویش متعلق به سپاه پاسداران اهواز، در یکی از شب های تابستان ۶۷، توسط افراد مسلحی که از زندان اهواز با «تیزمغز» (دادستان سابق این شهر) به پادگان آورده شده بودند به جوخه ی تیرباران سپرده می شوند. فاصله ی محل گور دسته جمعی زندانیان (سمتِ چپ درِ ورودی پادگان درویش) تا محلِ پلیس راه اهواز (باسکول) ۱۳۰۰ متر است. از پلیس راه تا سه راهِ جاده ی اهواز-ماهشهر ۶۰۰ متر و از سه راهی تا جلوی درِ پادگان و محلِ دفنِ زندانیان، ۷۰۰ متر است. سی تن از زندانیان سیاسیِ قتل عام شده ی زندان کارونِ اهواز به طور دسته جمعی و نیز پراکنده در سمت چپ درِ ورودی پادگان درویش -متعلق به سپاه پاسداران- دفن شده اند. این زندانیان به فرمان «تیز مغز» که سال ها در سمت دادستان اهواز بوده، «اراکی» حاکمِ شرع این شهر، «نامدار» از شکنجه گرانِ زندانِ اهواز، و «نقیب آلبوغبش» از سربازان آموزشی سپاه، قتل عام شده اند. اطلاعات جمع آوری شده نشان می دهد تیر خلاص زندانیان را «تیز مغز» و «نقیب آلبوغبش» به سرِ زندانیان شلیک کرده اند.  
فراخوان براي نجات زندانيان سياسي اعتصابي از طرف گروه دوستان ايران آزاد در پارلمان اروپا گروه دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا، متشکل از نمایندگان این پارلمان از کشورهای مختلف و گروههای مختلف سیاسی با صدور اطلاعیه‌ای برای نجات فوری جان زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت فراخوان داد. در این اطلاعیه با اشاره به فراخون فوری عفو بین‌الملل در مورد شرایط غیرانسانی زندانیان سیاسی اعتصابی آمده است: عفو ​​می گوید که ”شرایط بازداشت آنقدر فجیع است که زندانیان به ناچار احساس می کنند مجبور به رفتن در اعتصاب غذا برای تقاضای پایه ای ترین استانداردهای انسانی خود هستند...“ زندانیان سیاسی در حین انتقال، مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند و از بردن وسایل شخصی منع شدند. بخش جدید زندان پر از دوربین های مدار بسته و دستگاه های شنود است. زندانیان خواستار بازگشت اموال خود هستند . اما دادستان تهران، جعفری دولت آبادی، که هم اکنون به جرم نقض فاحش حقوق بشر در لیست تحریم های اتحادیه اروپا قرار دارد، ​​زندانیان را تهدید کرده وگفته است”سیستم قضایی رژیم ایران قرار نیست تاثیر برخی اقدامات زندانیان از جمله اعتصاب غذا قرار گیرد“. در ادامه اطلاعیه گروه دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا که توسط ژرارد دوپره، وزیر دولت بلژیک و رئیس این گروه پارلمانی صادر شده، آمده است، تعداد زندانیان اعتصاب غذا کننده اکنون به ۲۱نفر رسیده است. بسیاری از آنها بیش از ۲۵ روز در اعتصاب غذا به‌سر میبرند و وضعیت سلامت آنها به سرعت رو به وخامت است. بسیاری از زندانیان در سایر شهرها حمایت خود را از اعتصاب غذا زندانیان سیاسی اعلام کرده اند. ما فراخوانی را که ده روز پیش به جامعه بین المللی از جمله رئیس پارلمان اروپا آنتونیو تایانی و موگرینی نماینده عالی اتحادیه اروپا و کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل داده بودیم تکرار میکنیم و خواهان اقدام و اعمال فشار بر مقامات رژيم ایران برای احترام به حقوق زندانیان سیاسی در زندان گوهر دشت و رفتار انسانی با آنها هستیم. پيام مادر رضايي ها به زندانيان اعتصابي گوهردشت : فرزندان عزیز مردم ایران که در زندان گوهردشت در حال اعتصاب غذا هستید، پیام دلیرانه شما را که در بیست و ششمین روز اعتصاب غذا از زندان گوهردشت فرستاده بودید شنیدم و با دلی جریحه دار از رنجها و مشکلات شما غرق افتخار شدم. از طرف مادران شهدای مجاهد خلق به شما و به همه فرزندان عزیزم که در زندان گوهردشت و دیگر زندانها برای رسیدن به حقوق و کرامت انسانی خودتان درحال اعتصاب غذا هستيد، درود می فرستم. دعا می کنم که خدا پشت و پناهتان باشد و در مقابل شکنجه و رفتار ضد انسانی این رژیم که در زندانها و در حق زندانیان بی دفاع و اسیر از هیچ حق کشی و ظلمی فرو گذار نمی‌کند، به شما قوت قلب و ایمان بدهد. مادر رضاییهای شهید در ادامه پیامش خطاب به زندانیان درحال اعتصاب غذا افزود: شما تنها نیستید و ما هرچه در توانمان باشد برای اینکه حمایت و دفاع از حقوق شما در ایران و جهان هر چه بیشتر فراگیر شود انجام می‌دهیم. اشرف نشانها و هواداران مقاومت و ایرانیان آزادیخواه در داخل و خارج کشور، با شما و حامی شما هستند.... امروز جنبش دادخواهی فراگیر شده و اين جانيان بعد از نزدیک به چهار دهه شكنجه و به‌شهادت رساندن فرزندان ما، شاهد آن هستند که خون پاک آن شهیدان دامنشان را گرفته است. حالا، اين جلادان هستند كه شكست خورده و منفور مردم شده اند و شکی نیست که در مقابل مقاومت مردم ایران به زانو درخواهند آمد. روز پيروزي و روز سرنگوني اين رژيم ستمگر نزديك است.... فراخوان بين المللي شوراي ملي مقاومت براي نجات زندانيان اعتصابي دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران در اطلاعیه اي درباره وضعيت وخيم زندانيان سياسي كه اعتصاب غذاي آنها وارد پنجمين هفته شده است، به افزایش اقدامات مراجع بین‌المللی برای نجات جان زندانیان اعتصابی فراخوان داد. در اين اطلاعيه يادآوري شده است:‌جعفري دولت آبادي دادستان جنايتکار رژيم درتهران در واکنش به موج همبستگي در داخل و خارج كشور با زندانيان سياسي اعتصابي؛ با وقاحت اعلام کرد «دستگاه قضا تسليم اعتصاب غذاي زندانيان نمي شود». متعاقبا فشار دژخيمان بر زندانيان كه اولين ماه اعتصاب غذاي خود را پشت سر مي گذارند شدت يافته است ااطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت می‌افزاید: شماري از زندانیان اعتصابی به هنگام ملاقات با خانواده هايشان توان ايستادن يا حتي نشستن بر روي صندلي را هم نداشتند. به رغم بيهوش شدن مکرر شماري از اعتصابيون طي چند روز اخير دژخيمان از هرگونه رسيدگي پزشكي به آنها خودداري مي‌کنند. مقاومت ايران با تأكيد بر اينكه جان و سلامتي زندانيان اعتصابي که شماري از آنها به دليل تحمل سالها حبس و شکنجه از بيماريهاي مختلف رنج مي برند، به شدت در معرض خطر است؛ خواستار اقدام فعال مراجع بين المللي حقوق بشر براي نجات جان زندانيان اعتصابي و تأمين حقوق حداقل و پايه يي آنهاست. گزارشهاي رسيده از زندان گوهردشت کرج حاکي از وخامت حال زنداني سياسي اهل تسنن حمزه درويش است که 19 روز از اعتصاب غذاي او مي گذرد. وي دچار خونريزي داخلي و افت فشار خون است. حمزه درويش در طول مدت اعتصاب ۱۱ کيلوگرم از وزن خود را از دست داده و دچار خونريزي داخلي و افت فشار خون است. اين زنداني به دليل وخامت حالش به بيمارستان منتقل شده و پزشکان گفته اند تارهاي صوتي او و بينايي اش دچار اختلال شده است. وی از غلظت بالاي خون و نوسان فشار خون رنج مي برد و ديگر توان راه رفتن وحرف زدن ندارد. جمعی از کارگران شمال خوزستان در اطلاعیه در حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی تأکید کردند: ما بار دیگر ضمن محکوم کردن ادامه سرکوب آزادی خواهان؛ از همه فعالان کارگری؛ اجتماعی و سیاسی می‌خواهیم تا مبارزه برای آزادی همه زندانیان عقیدتی و سیاسی را در دستور کار خود قرار دهند. گزارشها حاکیست رئیس جنایتکار زندان گوهردشت کرج، از رسیدگیهای پزشکی به زندانیان سیاسی كه در زندان که در اعتصاب غذا هستند ممانعت به عمل می‌آورد. این مزدور که مرداني نام دارد به پزشکان و کادر درمانی زندان ابلاغ کرده که اعتصاب زندانیان سیاسی را به رسمیت نمی‌شناسد. عفو بين الملل در بيانيه اي با ابراز نگرانی نسبت به سلامتي حال زنداني سياسي زينب جلاليان، ممانعت از مداواي وی را مصداق شکنجه دانست. رژيم ضد بشري آخوندي از درمان اين زنداني سياسي که علاوه بر بيماري قلبي و کليوي از يک بيماري شديد چشم رنج مي برد و نياز به جراحي دارد ، خودداري مي کند.
لحظاتى پيش وارد كشوری اروپايى شدم.خود را جزء كوچكى از مخالفان برانداز حکومتی میدانمبازجوى اطلاعات: ممکن است تو هم در خیابان زیر ماشین بروی. اینهم تقدیر توست!پشتوانه این مبارزه هزاران دختر و پسر جوان هستند که با خون خود مهر باطل بر حکومت مستبد زدند. ضمانت پیروزی نیز میلیونها زن و مرد ایرانی هستند که از حکومت فاسد بیزارند و روزی با غرش هماهنگ خود پایه های لرزانش را فرو خواهند ریخت .با سلام به همه هم ميهنانملحظاتى پيش پس از چند ماه دربه درى در يك كشور همسايه، از چنگ حكومت ديكتاتور رها شده و با یاری یکی از بستگانم، وارد كشوری اروپايى شدم.در چند سال گذشته و بخصوص پس از اعدام ظالمانه ریحانه، انواع آزارها از تهدیدات تلفنی و کتبی و احضار و بازجویی گرفته تا جلوگیری از خروجم و از دست دادن پرواز بر من رفت. در تهران و پس از احضار وقتی روبروی بازجو نشستم با سؤالاتی حیرت اور مواجه شدم:- چرا مى گويى اعدام نه؟ اعدام حكم خداست.- پرچم داری. پرچمت را پايين بياور، وگرنه ديگر ملايمتى در كار نخواهد بود.- ریحانه به گریه و دعاهای تو نیاز دارد. به قبرستان برو و برایش گریه کن- ديگر درباره ريحانه ننويس، اگر هم میخواهی بنویسی در دفترت و در خلوت بنويس- چكار دارى به اعدامهاى 67 اشاره مى كني؟- چرا فلانى و فلانى مى آيند ديدن تو؟- مرگ ریحانه در تقدیر او بوده! ممکن است تو هم در خیابان زیر ماشین بروی. اینهم تقدیر توست!- هر کاری که دلت میخواهد برای ریحانه بکنی برای دو دختر دیگرت بکن. چون ممکن است آنان را هم از دست بدهى!و هنگام خروج از فرودگاه وقتی پس از عبور از گیت پرواز، پاسپورتم را گرفته و در دفتر حراست بازجویی شدم به صراحت گفت:- مایل بودم در اوين بازجويى بشویو حیرت آورتر این که با اينكه می دانست مانند همه بازماندگان اعدام و مادران داغدار «مى خواهم سر به تن اين نظام نباشد» و اين را صريحا از من شنيده بود با بى شرمى گفت:- شما باید با ما همکاری کنید !همدلی م با برخى زندانيان سياسى را "آلت دست” مجاهدين شدن نامید. اتهامات ناروایی به يك زن و شوهر زندانى مقاوم زد که دلم می لرزد از تکرار کردنش.نیروهای امنیتی فوق همانها هستند که در دومین سالگرد ریحان، راحله ذکایی همبند سابقش را که با لوله هایی خارج شده از کلیه ها و پیچیده دور گردن، با سرطانى در مراحل پایانی دست و پنجه نرم می کرد، بازداشت كردند. هر چه فریاد زدم این زن در حال مرگ است، رهایش کنید، شرم نکردند. چند ماهی ست که راحله نازنين از دنیا رفته و در کنار ریحان من است. دیگر دست هیچ بازجوی هتاکی به او نمی رسد. راحله، زنی که تمام زندگیش توسط این نظام به یغما رفت.مأموران امنيتى بعد از دستگیری بعضی شرکت کنندگان، به مراسم حمله کرده و هر چه خواستند کردند.برای من اما دو راه بیشتر نمانده بود. یا باید سکوت می کردم و مظلومیت ریحانی که به تجاوز مامور اطلاعات تن نداده بود را فراموش می کردم، یا رو در روی دیوی که حامی متجاوزانی همچون سربندی است می ایستادم. یا باید تسلیم بی عدالتی میشدم یا مسئولیت خود را در قبال آنچه بازماندگان اعدام های متعدد بر دوشم گذاشته بودند انجام می دادم. یکی از دشوارترین انتخابهای زندگی م همین بود. ماندن یا رفتن. اگر مى ماندم و ادامه مى دادم، بايد راهى اوين مى شدم. روزها و شبهای بسیاری را در جدالی سخت با خود گذراندم. رها کردن هر چه داشتم، دل کندن از بهشت زهرا و باغچه ریحان، دلتنگی برای پدر و مادر سالمندم، دوری از فرزند و همسر، جدایی از مادران داغدار و دوستانم و از همه سخت تر دورشدن از آن همه زن و مردی که با چشمهای اشکبار و سینه های سوخته قصه های هول آور اعدام عزیزانشان را برایم گفته بودند. در نهایت عزم جزم كردم كه پيام رسان مظلوميت ريحان، و دیگر ستمديدگان و زندانيان و خانواده هاى اعدام شدگان باشم.پس تصميم به خروج گرفتم و طرحى با پیش بینی همه جوانب ریخته و از چنگ ماموران امنیتی جستم. اگر عمر و فرصتی باشد، جزئيات اين طرح را بیان خواهم کرد.تمام تهديدات و بازجوييهايی که توسط بازجویان ارشد اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات انجام شده را ثبت و ضبط کرده ام و در صورت لزوم منتشر خواهم کرد .آزار بستگانم حتی پس از خروجم ادامه یافت. ليكن با وجود عشق بی اندازه به آنان، نمی توانم از پیمانی که با مظلومین بسته ام بگذرم. خروجم برای همراهی با مبارزان علیه ظلم حكومت ظالمى است که آشیان های بسیاری را برباد داده است.اكنون خود را جزء كوچكى از مخالفان برانداز حکومتی میدانم که از متجاوزان حمایت می کند. دستگاهی که جوانان را اعدام می کند. بر سر کوی و برزن، بساط دار می چیند. در رسانه های مزدورش تبلیغ مرگ مى پراكند. نه تنها برای مردم ایران که برای ساکنان کشورهای دیگر هم جز تباهی و نیستی نمی خواهد. حکومتی که امتحان خود را با همه جناح بندى هاى بيرونى و درونى اش داده است و به جز دزدی و غارتگری و مرگ، هیچ ندارد.در برابر سیستم پلید چوبه دار و غارت سرمایه های مردم، مردان و زنان بسیاری هستند که با مبارزه بی امان خود به دفاع از حقوق مردم ایران پرداخته اند. با سنگين ترين بها، كشته هاى بسيار، زندانيان بسيار و درد و رنجها و دربه درى هاى بسيار. فارغ از هر گرایش سیاسی، اینها فرزندان مردم ایران هستند که در مقابل ظالم سر خم نکرده اند و زندگی شان در راه برقراری عدالت و آزادی فدا شده است .مادرانه، جمعی از مادران داغدار بود که برای دادخواهی خون برزمین ریخته ی فرزندان ایران، قد راست کردند. طى دوسال فعالیت این مادران ، فشارهای زیادی از سوی نیروهای امنیتی بر خانواده های دادخواه وارد شد. اما آنان – همچنانكه من - شالهای سفیدشان را تبدیل به پرچمی کردند تا نشان دهند که با وجود زخم مرگ تلخ فرزندانشان، اسیر گورستان نخواهند شد. آنان فرزندان خود را همچون بذر آزادی خواهی و عدالت طلبی به خاک سپرده بودند. این مادران با عزیزانشان عهد بسته اند که تا آخرین نفس دادخواهی کنند. بی شک قلبشان جایگاه همه جوانان اسیر و از دست رفته است . با وجود غم عظیمشان ، به جای هر فرزند، صدها و هزاران فرزند یافتند. فرزندانی که به دنبال آزادی و عدالتند. به عنوان قطره يى از درياى جنبش دادخواهى من نيز با دخترم عهدى بسته ام.وقتی گورکن، بلوکهای سیمانی را روی تن ریحان می چید مُهری بر آن پیمان زدم که با جان از تنم بدر رود. همچون سایر دادخواهان کفشهای آهنین پوشیده و به دنبال عدالتی هستم که از فرزندان ایران دریغ شده است. با مدافعین حقوق مردم، دوست و با ستمگران غارتگر، جنایتکار و متجاوز دشمنم. در مقابل چاه عمیق ستم و تباهی حکومت، قله رفیع آزادی و عدالت قرار دارد. بدون کشیدن خط بطلان بر آن چاه ظلمت و نیستی، نمی توان به قله آزادی و عدالت رسید. مبارزه يی بی امان که دهه هاست ادامه دارد، راهی ست که شهد شیرین پیروزی و عدالت را به همراه دارد.به عنوان عضوی از جنبش دادخواهی، دستم را در دستان همه مبارزان جدی ضد ظلم مى گذارم. برای برقراری عدالتی که از بیگناهان در خاک غلطیده دریغ شد. برای محاکمه و مجازات کسانی که خون فرزندان ایران را بر زمین ریختند. بی شک ظلم ظالمان دیری نخواهد پایید و خون بیگناهان، سیاوش وار خواهد جوشید. پشتوانه این مبارزه هزاران دختر و پسر جوان هستند که با خون خود مهر باطل بر حکومت مستبد زدند. ضمانت پیروزی نیز میلیونها زن و مرد ایرانی هستند که از حکومت فاسد بیزارند و روزی با غرش هماهنگ خود پایه های لرزانش را فرو خواهند ریخت .شعله پاکروان2017o شنبه 4 شهریور 1396. 26 اگوست
زندانيان سياسي ارژنگ داوودي از زندان زابل، آرش صادقي از بند 350 اوين ومهدي فراحي شانديز از زندان مرکزي کرج حمايت خود را از زندانيان سياسي در حال اعتصاب غذا در زندان گوهردشت اعلام کردند. ارژنگ داوودي از روز ۲۹ مرداد ماه در همبستگي با زندانيان سياسي اعتصابي در زندان گوهردشت و اعتراض به شرايط فجيع خود در سلولهاي انفرادي زندان زابل، اعتصاب غذا و دارو کرده است. زنداني سياسي مهدي فراحي شانديز نيز در حمايت از همبندان سابق خود سه روز اعتصاب غذا کرده است. زنداني سياسي آرش صادقي با محکوم کردن استمرار شکنجه و رفتار سرکوبگرانه با زندانيان گوهردشت، مينويسد: برادرانم در زندان رجايي شهر! فروزاني مشعل آزادي و خرد و دفاع از کرامت و حرمت انساني، بهايي دارد، به اميد روزي که ديگر شاهد تعرض به ساحت انسانيت نباشيم”. زنداني سياسي شاهين ذوقي تبار که خود در شمار زندانيان اعتصابي گوهردشت است طي پيامي با تاکيد بر پايداري و مقاومت خود ويارانش در اعتصاب غذا ، ديکتاتوري حاکم را مانند قوم مغول که براي نابودي ايران آمده بود توصيف کرده و با اشاره به قتل عام زندانيان سياسي در سال 67 تاکيد مي کند : و من و ديگر زندانيان سياسي تا آخرين قطره خون خود و تا قبول درخواست هايمان به اعتصابمان ادامه ميدهيم”. از هفته گذشته اشرف نشانها و هموطنان آزاده در کشورهاي مختلف، با اعلام يک اعتصاب غذاي محدود همبستگي و حمايت خود از زندانيان اعتصابي رادر تظاهرات و فعاليتهاي کارزار دادخواهي اعلام کردند : همچنين دژخيمان خامنه اي در زندان مرکزي اردبيل محدوديت هاي جديدي عليه زندانيان سياسي در اين زندان اعمال کردند. اين محدوديتها به دنبال اعتصاب غذاي زندانيان سياسي در بند ۷ زندان زمانه عوض شده و رژيم نمي تواند هر کاري که مي خواهد بکند.مرکزي اردبيل و اعلام حمايت آنها از زندانيان سياسي گوهردشت، شروع شده و ماموران رژيم ارتباطات آنها با خانواده هايشان را قطع کرده اند. زندانيان سياسي زندان مرکزي اردبيل با ارسال نامه اي براي زيد رعد الحسين کميسر عالي حقوق بشر ملل متحد و عاصمه جهانگير گزارشگر ويژه حقوق بشر،خواستار رسيدگي به وضعيت زندانيان اعتصابي در گوهردشت شده بودند.
جمعي از زندانيان سياسي در حال اعتصاب غذا در زندان گوهردشت کرج طي بيانيه اي، خواستار حمايت مردم از اعتصاب غذا و پايداريشان در برابر دژخيمان شدند و به مجامع و ارگانهاي حقوق بشري بين المللي براي بازديد از وضعيت زندانيان سياسي در زندانهاي رژيم آخوندي از جمله زندان گوهردشت فراخوان دادند. در بيانيه زندانيان سياسي در حال اعتصاب غذا در زندان گوهردشت كرج آمده است آزادي وکرامت انساني آسان بدست نمي آيد. هر چيزي بهايي دارد. قريب به چهار دهه سرکوب و تجاوز و تعدي به حقوق انساني مان ميگذرد. هم اکنون ما و بعضي از برادران هم بندمان در گذر از هفتاد سالگي در زندان،‌ شاهد تجاوز آشکار به حقوق زندانيان سياسي و عقيدتي و زورگويي دست اندرکاران و سرکردگان دستگاه قضاييه،‌ اطلاعات و زندانبانان اين حاکميت هستيم. زندانيان بي پناه با استقبال از پر خطرترين رفتارهاي مأموران و شکنجه در زمان انتقال به انفرادي و تنها با مقاومت و ايستادگي، دست به اعتصاب غذا زده و ما همگي در اين حرکت حق طلبانه با هم متحد هستيم . زندانيان سياسي اعتصابي در بيانيه خود افزوده اند اکنون ۲۶ روز از اعتصاب غذا را پشت سر ميگذاريم و در اين شرايط حساس و پر خطر انتظار ياري از هموطنان حق طلب و مخصوصاً​ اشخاص حقيقي و حقوقي و مدافعان حقوق بشر را داريم تا در برابر خودسري ها و قانون شکني هاي اين ستمگران حتي با يک دعا ما را ياري دهند. ما ميخواهيم با مواضع بر حقتان در صف و کنار ستمگران قرار نگيريد و حتي اگر شده ما را دعا کنيد و نسبت به اين همه ظلم و جنايت بي تفاوت نباشيد. ما به تمامي مجامع و ارگانهاي حقوق بشري بين المللي براي احقاق حقوقمان فراخوان ميدهيم و خواستار بازديد آنان از وضعيت زندانيان سياسي و خودمان در ايران هستيم. زندانيان سياسي اعتصابي خطاب به هموطنان نوشتند: هموطنان، آگاه باشيد کساني که حداقل الزامات زندگي ما زندانيان را که با هزينه هاي خودمان تامين و خريداري شده بود را غارت کرده و به يغما برده اند، ماموراني همچون پاسدار تروريست محمد مرداني رئيس زندان گوهردشت کرج موسوم به رجايي شهر، معاون زندان، قبادي،‌ فرمانده گارد سرکوبگر زندان سرگرد ذولفعلي و همچنين يوسف مردي سرکرده حفاظت اطلاعات و سرکرده پاسياري، باقري و همچنين معاون حفاظت اطلاعات شخصي بنام عظيمي بودند که بايستي در روز موعود در کنار دستوردهندگان خويش،‌ در دادگاههاي مردمي و بين‌المللي پاسخگوي اين همه جنايت باشند. در خاتمه و در ايام سالگرد تاسيس سازمان پر افتخار مجاهدين خلق ايران پيشاپيش ۱۵ شهريور،‌ پنجاه و دومين سالگرد تاسيس سازمان را به مسعود و مريم و تک تک رزمنده شيران ارتش آزادي و تمامي اشرف نشانها در داخل و خارج ميهن و خلق قهرمان ايران تبريک ميگوييم و آرزوي سرفرازي و افتخار روز افزون براي اين گنجينه عظيم ملي و ميهني داريم. درود به همه شما سلام بر آزادي جمعي از زندانيان سياسي و در حال اعتصاب،‌ محبوس در سالن 10 بند 4 زندان گوهردشت کرج شهريور 1396
شیوه‌نامه‌ای از سوی مرکز برنامه‌ریزی نیروی منابع انسانی و فناوری اطلاعات وزارت آموزش و پرورش منتشر شده که در آن به‌ویژه در بخش محدودیت برای زنان، به موارد عجیبی از قبیل سابقه جراحی‌های رحمی و ناباروری اشاره شده که مانع از استخدام زنان می‌شود. رئیس مرکز برنامه‌ریزی منابع انسانی و فناوری اطلاعات وزارت آموزش و پرورش در خصوص بند مربوط به لهجه سخنی نگفت، بنابراین داشتن "لهجه غلیظ" می‌تواند همچنان مانع ورود افراد به حرفه معلمی شود. از طرف دیگر پیش‌شرط‌های مربوط به لهجه سبب اعتراض شدید فرهنگیان، شاعران و نخبگان مناطق قومی شد. شاهد علوی، معلم و عضو سابق "کانون صنفی معلمان" معتقد است که "نظام گزینش معلمان در آموزش و پرورش ایران نظام بیماری هست". علوی اضافه می‌کند: «آنچه منتشر شده تنها ناظر بر دو ماده از قانون گزینش معلمان است. کل این قانون ایراد دارد. قبلا کسی را به خاطر لهجه‌اش و یا به دلیل بیماری‌های عجیب و غریب از آموزش و پرورش محروم نمی‌کردند و به همین دلیل ما معلمان ترک، عرب، بلوچ، ترکمن و کرد داریم.» شاهد علوی، معلم و عضو سابق کانون صنفی معلمان علوی در ادامه از حسن روحانی، رئیس جمهور هم انتقاد می‌کند:  «دولت اراده واقعی برای احقاق حقوق اقوام نشان نداده است و سیاست همسان‌سازی ایران که حدود ۹۰ سال پیش آغاز شده را تعقیب می‌کند.» عضو سابق کانون صنفی معلمان همچنین خاطرنشان می‌کند: «پافشاری بر لهجه فارسی باعث افت سطح علمی و تخصصی معلم‌ها خواهد شد. چون گزینش سخت‌ترو بدتر می‌شود و افرادی که کم‌تر صلاحیت دارند جذب می‌شوند و اختلافات قومی را بیشتر دامن خواهد زد.» حیدر بیات، شاعر و پژوهشگر ادبیات کلاسیک ترکی حیدر بیات، شاعر و پژوهش‌گر ادبیات کلاسیک ترکی ضمن اعتراض به این شیوه‌نامه در سایت خود می‌نویسد: «تا کجا می‌خواهید تحقیرمان کنید؟ آیا تماس نوک چاقو با استخوانمان را حس نمی‌کنید؟ یک معلم یعنی کسی که ۱۶ سال در سیستم آموزشی شما درس خوانده است. اگر در ۱۶ سال از بهترین سال‌های یک انسان نتوانسته‌اید به او حرف زدن به زبان خودتان را یاد بدهید، و اکنون می‌خواهید از گردونه‌ی تاریخ و زمان حذفش کنید، مشکل آن فرد نیست، مشکل سیستم نارسای شماست.»  
چهارشنبه, 01 شهریور 1396 ساعت 00:20

اعتراضات گسترده بازنشستگان در تهران

بيش از سه هزار تن از معلمان و پرستاران و پيرا پزشکان بازنشتسه روز سه شنبه در مقابل مجلس ارتجاع تجمع کردند. معترضان از استانهاي تهران؛ البرز؛‌ مرکزي؛ اصفهان؛‌ خراسان جنوبي؛‌خراسان شمالي؛ خراسان رضوي؛ گيلان؛‌مازندران؛ سمنان و کرمانشاه به تهران آمده بودند و دستنوشته ها و بنرهايي را حمل مي کردندکه بر روي آنها بر ايستادگي خود تا رسيدن به حقوق شان و ظلم و ستم رژيم تاکيد کرده بودند. از جمله :‌ تبعيض تا کي؟/ مي زنم فرياد هر چه باداباد، «نه به مذاکره تا رسيدن به حقوق واقعي»؛ « تا حق خود نگيريم از پا نمي نشينيم» اعتراض کنندگان خطاب به اعضاي مجلس ارتجاع شعار مي دادند:‌ «اگر که ما نبوديم تو اون بالا نبودي»؛ ظلم و ستم تا کي ؛« اين همه بيعدالتي هرگز نديده ملتي»؛ «زنداني سياسي آزاد بايد گردد» ؛ «معلم زنداني آزاد بايد گردد»   همزمان با بازنشستگان گروهي از غارت شدگان توسط ايران خودرو روز سه شنبه درمقابل مجلس ارتجاع تجمع كردندآنها بيش از يک سال و نيم است براي دريافت خودرو در يکي از نمايندگي‌هاي اين کارخانه ثبت نام کرده و پول کامل را نيز پرداخت کرده‌اند اما خودروهايشان را هنوز دريافت نکرده‌اند. دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران، طي اطلاعيه يي در باره تظاهرات اعتراضي بازنشستگان در مقابل مجلس ارتجاع، اعلام کرد: تظاهرات بازنشستگان در حالي بالا مي گيرد که تظاهرات و اعتراضات هزاران تن از مردمي كه اموالشان توسط مؤسسات مالي وابسته به سپاه پاسداران و ديكر ارگانهاي دولتي چپاول شده نيز در تهران و مشهد و ديگر شهرهاي كشور ادامه دارد.                         اطلاعيه دبير خانه شوراي ملي مقاومت با درود به بازنشستگان، غارت شدگان، معلمان و كارگران، پرستاران و دانشجويان معترض، از هموطنان به ويژه جوانان خواست که به حمايت از معترضان برخيزند.                         مقاومت ايران اتحاديه هاي كارگري، معلمان، فرهنگيان و بازنشستگان در كشورهاي مختلف و مجامع بين المللي ذيربط را به همبستگي با اين تظاهرات اعتراضي و محكوم كردن سياستهاي سركوبگرانه و ظالمانه رژيم آخوندي فراخواند.                        
سه شنبه, 31 مرداد 1396 ساعت 22:45

آخرين گزارشات از زندانبان اعتصابي

گزارشهاي رسيده از زندان گوهردشت کرج حاکي است زندانيان اعتصابي پس از 23 روز اعتصاب غذا با وضعيت جسمي وخیمی رو برو هستندو برخي از اين زندانيان فقط با کمک همبندانشان قادر به راه رفتن مي باشند هچنين صبح دوشنبه 30 مرداد، زنداني سياسي حسن صادقي از سالن ده بند چهار ، درحاليكه اعتصاب غذاست، بدليل وخامت وضعيت چشمش به بيمارستان فارابي تهران منتقل شد.  
در يك تودهني سخت به خامنه اي و فيلمساز پاسدارش جعفر پناهی از اهدای دیپلم افتخار به فیلم ماجرای نیمروز امتناع کرد براساس اخبار منتشره در مراسمي كه روز پنجشنبه 26 مرداد 96 تحت عنوان ”یازدهمین جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی” توسط گردانندگان رژيم برگزار شده بود تلاش كردند به يك پاسدار رژيمي بنام محمد حسين مهدويان كه بعنوان فيلمساز در دستگاه آخوندي معرفي شده است جايزه بدهند. وزارت اطلاعات تلاش زيادي كرد جهت مشروعيت دادن به اين پاسدار كه سازنده فيلم نفرت انگيز و روحوضي ”ماجراي نيمروز” است از طريق جعفر پناهي كارگردان فيلم معروف تاكسي جايزه بدهد. اما جعفر پناهي از چنين ننگي سرباز زده و عليرغم اصرار و فشار گردانندگان اين شوي مسخره، حاضر به اينكار نشد. پناهي در اين جلسه از گردانندگان رژيم خواست كه در مقابل امكانات نامحدودي كه در اختيار پاسدار فيلمسازان قرار ميدهند امکاناتی هرچند اندک در اختیار سینمای مستقل ایران قرار دهند. اخيرا در يك تعريف نفرت انگيز خامنه اي از اين فيلم روحوضي و كارگردانش تقدير كرد و همين تقدير براي همه مردم ايران روشن كرد كه وزارت اطلاعات و پاسداران جاني، چه سناريويي را تحت عنوان فيلم ميخواهند بمردم عرضه كنند لازم به توضيح است كه بسیاری از فیلم‌های جعفر پناهی کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس، تصویری انتقادی از مشکلات جامعه ایرانی ارائه می‌دهند.آخرین فیلم جعفر پناهی با نام ”تاکسی“ برنده جایزه خرس طلاییجشنواره فیلم برلین شد،علاوه بر اين درفيلمهاي متعددي كه ساخته است چندين جايزه بين المللي را كسب كرده است. جعفر پناهي در جریان اعتراضات مردم درسال ۱۳۸۸،دستگیر شد به ۶ سال حبس تعزیری و ۲۰ سال محرومیت از فیلم‌سازی، و فیلم‌نامه‌نویسی، سفر به خارج از ایران و ممنوعیت از هر نوع مصاحبه با رسانه‌ها و مطبوعات داخلی و خارجی محکوم شد.  
دبيرخانه شوراي ملي مقاومت در اطلاعيه يي درباره وخامت حال زندانيان سياسي اعتصابي گوهردشت اعلام کرد: با گذشت ۲۰ روز از اعتصاب غذاي دست کم ۱۸زنداني سياسي در زندان گوهردشت حال آنها رو به وخامت نهاده است. زندانيان مزبور از روز هشتم مرداد، به دنبال حمله وحشيانه دژخيمان به زندانيان سالن ۱۲ بند ۴ زندان گوهردشت و غارت وسايل و پولهايشان و انتقال آنها به سالن ۱۰ اين بند که شرايطي حادي دارد، دست به اعتصاب غذا زده اند. آنها خواستار بازگشت به سالن ۱۲ و برگرداندن کليه وسايل و پولهاي غارت شده شان هستند. دژخيمان به هنگام انتقال حتي عينکهاي زندانيان را شکسته و کارتهاي خريد آنان را برده و حسابهاي آنها را خالي کرده اند. زندانيان اعتصابي كه اكثرا توان حرکت ندارند، از بيماريهاي مختلف از جمله بيماريهاي قلب، ريه، کليه، رنج مي برند اطلاعيه دبيرخانه شوراي ملي مقاومت مي افزايد: دژخيمان رژيم نه تنها از هر گونه رسيدگي به زندانيان اعتصابي خودداري مي کنند بلکه آنها را به طور مستمر محدودتر کرده و با تهديد به انتقال مجدد به انفرادي تحت فشار مي گذارد. زندانيان محکوم به اعدام نيز تهديد شده اند که در صورت ادامه اعتصاب غذا احکام اعدام آنان سريعتر در دستور کار قرار خواهد گرفت. براي تشديد فشار بر زندانيان و کنترل شبانه روزي آنها و به منظور جلوگيري از درز اخبار زندان به بيرون، دهها دوربين مدار بسته و دستگاه شنود در سالن ۱۰ کارگذاشته شده است. مقاومت ايران نسبت به جان زندانيان سياسي اعتصابي در زندان گوهردشت هشدار مي دهد و با تاكيد بر اينكه مسئؤليت هر آسيبي كه به اين زندانيان برسد به عهده فاشيسم ديني حاكم بر ايران است، از جامعه بين المللي به ويژه كميسر عالي و شوراي حقوق بشر ملل متحد و گزارشگر ويژه وضعيت حقوق بشر در ايران، خواستار اقدام فوري براي رسيدگي به وضعيت زندانيان سياسي اعتصابي و اقدام عاجل براي نجات جان آنهاست.
به یقین وجود رو به رشد کودکان خیابانی محصول رژیم غارتگر، فاسد و سوداگر ولایت فقیه می باشد که پایه و اساس حاکمیت ضد بشری خود را بر استثمار فرد و بویژه اقشار ضربه پذیر بنا نهاده است.وجود نمونه هایی مانند کودکان کارتن خواب، کودکان خیابانی و یا کودکان کار اکنون این سوال منطقی را در جامعه مملو از تنفر از رژیم آخوندی، بوجود آورده که بواقع پایان این تونل بحران به کجا ختم خواهد شد. نبود کانون های مستقل، قوانین بروز شده در حمایت از کودکان، عدم پایبندی رژیم به کنوانسیون های بین المللی و تعهدات انسانی از سوی جامعه جهانی، نبود بودجه و کمک های دولتی و همچنین تفکر و فلسفه ارتجاعی حکومت در رابطه با مردم، تماما به این بحران انسانی در ایران ضریب زده است.درتازه ترین نمونه از استثمار کودکان و در آستانه آغاز سال جدید تحصیلی، یک کارگزار حکومتی از وجود « 70 هزار کودک خیابانی» پرده برداشت. وی در ادامه می افزاید: « آمار دقیقی از کودکان کار در کشور وجود ندارد، زیرا تعدادی از این کودکان در کارگاه های زیرزمینی کار کرده و تعیین دقیق تعداد آنها دشوار است».به یقین در پی خواندن این سطور هر خواننده ای از خود این سوال منطقی را می کند: این چگونه حاکمیتی است که مدعی « قدر قدرتی » بوده واز بام تا شام بدروغ از «پیشرفت، توسعه، شلیک موشک» و ساختن فلان « بمب و راکت» تا « انواع و اقسام ادوات جنگی» و یا فتح الفتوح های قلابی در کشورهای همسایه خبر می دهد، اما در وضعیتی نیست تا از درون جامعه و هرآنچه که بر آحاد مظلوم این کشور می رود، آمار دقیقی ارائه دهد؟پاسخ به این سوال به یقین چندان دشوار نیست. دستکاری عامدانه و تحریف آمار و ارقام ها همواره پایه واساس دستگاه تبلیغات دروغین نظام آخوندی بوده است. براین منطق است که رژیم حاکم بر میهن امان از دادن آمار شفاف طفره می رود، زیرا از تبعات و بازتاب منفی اجتماعی آن بسیار هراس دارد. براین سیاق باید به آمار های متناقض در رابطه با اعتیاد، زنان خیابانی، بیکاری و بسیاری از دیگر معضلات اجتماعی اشاره نمود، تا این پازل تحریف حکومتی بهتر تکمیل گردد.به موازات این واقعیات باید به سیستم استثمار گرایانه حاکمیت ولی فقیه برای سوء استفاده ابزاری از کودکان اشاره نمود. زیرا بسیاری از کارگزاران و کارفرمایان این رژیم که اکنون به مانند اختاپوس برزیر بناهای اقتصادی، تولیدی و صنعتی و سازو کار کشور چنگ انداخته اند، بکارگیری از کودکان را ضمن هماهنگی با دولت آخوند روحانی در دستور کارخود قرارداده اند.سخن از باند های مافیایی است که به گفته این کارگزار رژیم « کارگاه های زیرزمینی» براه انداخته اند و بدین سان درسایه حمایت های قوه فاسد قضائیه، شهرداری ها و نیروی انتظامی حکومت، دست به چپاول جامعه می زنند.وی در ادامه ضمن اعتراف به این واقعیت می افزاید: «کار جمع آوری این کودکان را می شود یک روزه انجام داد، اما اگر این کودکان از خیابان جمع آوری شوند به کارگاه های زیرزمینی برای کار برده می شوند».

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان