12122019پنج شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27

اجتماعی

برای کاک شریف باجور! سال پیش بود که شنیدم شریف باجور، مردی از جنس شرافت، از مریوان تا تهران سوار بر دوچرخه رکاب زد و بعد به منزل ما و به دیدن پدر و مادرم رفت و تندیسی را که خود به خاطر فعالیت‌هایش در راستای حفاظت از محیط زیست دریافت کرده بود با نهایت مهر و محبت کم نظیرش، تقدیم به من حقیر کرد، تندیسی که جز او کسی لایق آن نبود.  
.صبح امروز شنبە، ٣ شهریور ٩٧، در اثر توپباران مناطق مرزی "سلەسی" و "پیلە" مریوان از سوی سپاه پاسداران، مراتع جنگلی این منطقە در آتش سوختە ٤ تن از فعالان  محیط زیست مریوانی، در حین کنترل آتش جانشان را از دست دادەاند..
روز ۲۸مرداد سال ۵۷ در بحبوحه انقلاب ناگهان خبر کشته شدن ۳۷۷ نفر در سینما رکس آبادان مردم را بهت زده کرد.جنایتکاران نخست درب های سینما را که فیلم انقلابی گوزن ها را نشان میداد محکم بستند و با مواد آتش زا درون آنرا به آتش کشیدند.از آنجا که دربهای خروجی قابل باز شدن نبود۳۷۷ نفر حاضران سینما رکس آبادان زنده زنده در آتش سوختنددر سال ۱۳۵۹ حسين تكبعلي‌زاده يكي از اعضاي گروه فاشیستی که این عمل را انجام داده بود در جريان محاكمه خود گفته بود: اين تصميم (آتش زدن سينما) به اين خاطر اتخاذ شد تا مردم آبادان تحريك شده و به مبارزه عليه رژيم شاه بپيوندند!آنها  با چنین عمل شنیع و وقیحانه ای باعث خشمگین کردن مردم و سرعت بخشیدن به انقلاب ۵۷ شدند. علت خشمگینی مردم ساده اندیش، نسبت دادن این فاجعه به عوامل حکومت پهلوی بود…البته سینما رکس اولین سینمایی نبود که آخوندها آتش زدند، اما تعداد تلفات آتش سوزیهای دیگر از فاجعه سینما رکس آبادان کمتر بود…فرج‌الله سلحشور، بازیگر و کارگردان ایرانی، که اسفند ۹۲ درابر بیماری سرطان ریه مرده است نیز یکی از عوامل آتش زدن سینماهای ایران در آن دوران بوده است.سلحشور در مراسم اختتامیه جشنواره شعر و سرود انقلاب در سال ۹۱ میگوید: “من جزو کسانی بودم که قبل از انقلاب سینما آتش زدم و متأسفانه بعد از انقلاب برای همان سینماها موزه درست شد و هنوز هم از آنها حمایت می‌شود.”
دیکتاتوری آخوندی یک قرار بازداشت جدید برای ادامه زندانی کردن نسرین ستوده، صادر کرد. این زندانی سیاسی که از وکلای دادگستری است،چندی پیش بازداشت شده بود. گزارش رسانه های رژیم به نقل از وکیل نسرین ستوده حاکیست که وی می بایست با صدور قرار وثیقه و تا زمان صدور حکم قطعی آزاد می شد، ولی دادگاه آخوندی این را نپذیرفته و نسرین ستوده به خاطر محکومیت به پنج سال حبس تحت عنوان اتهام جاسوسی، که در کیفرخواست وی وجود ندارد، با صدور قرار بازداشت در زندان به سر می برد.
« این روزها همراه با شعله ور تر شدن آتش قیام ها و اعتراضات عمومی در شهرهای ایران، جمهوری اسلامی دست به مجموعه فعالیت های فریبکارانه ای زده تا مسیر اعتراضات و نارضایتی مردم در چند روز گذشته را، منحرف کند.
یکشنبه, 07 مرداد 1397 ساعت 00:49

قتل یک کولبر زحمتکش دیگر

ماموران جنایتکار ولی فقیه یک کولبر زحمتکش دیگر را شامگاه چهارشنبه 3 مرداد با شلیک مستقیم در نواحی مرزی خوی به قتل رساندند.
جمعه, 05 مرداد 1397 ساعت 00:01

اعتصاب سراسری رانندگان کامیون

دور جدید اعتصاب سراسري رانندگان کامیون كه در  59 شهر در 25 استان کشور گسترش يافته است، ادامه پيدا كرد
چند روز پیش دیدار دانشجویان با خامنه‌ای حاشیه ساز شد. در آن دیدار زمانبندی زیادی به حرفهای به‌ اصطلاح دانشجویان شرکت کننده در ملاقات اختصاص داده شده بود.
سیل و آب گرفتگی در 11 استان خساراتی به هموطنان و زیرساختها وارد کرد و۴تن براثر صاعقه و سیل کشته شدند. در استانهای آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل، اصفهان، البرز، تهران، چهارمحال و بختیاری، زنجان، قزوین، قم و گیلان ، سیلاب و آب گرفتگی در 43 شهر و روستا و مناطق عشایری، خسارتهای زیادی به جاده ها و پل ها وارد ساخت . در شمیرانات، لواسانات و فشم و رودبار قصران، سیل خسارات زیادی وارد ساخت گزارشها حاکی است ظرف ماه گذشته حداقل 9 تن از هموطنان بر اثر صاعقه در استانهای مختلف از جمله آذربایجان غربی و چهار محال و بختیاری جان خود را از دست داده و 18 نفر مصدوم شده اند.
یکشنبه, 23 ارديبهشت 1397 ساعت 22:07

اعتصاب بازاریان تهران

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، به گزارش شاهدان عینی از بازار تهران، جمعی از بازاریان در اعتراض به سیاستهای مالیاتی دولت صبح امروز بازهم دست از کار کشیدند. این گزارش حاکیست که نیروی انتظامی با بلندگو از بازایان خواست که در مغازه های خود را بازکنند. با این حال از دالان های سرای پارچه فروشان، پاساژ قائم، بازار قماش و پرده ، بازار عباس آباد صدای هو کردن نیروی انتظامی توسط بازاریان و مرگ بر دیکتاتور می آید.
پنج شنبه, 13 ارديبهشت 1397 ساعت 20:42

هشدار رژیم به فوران خشم مردم بجان آمده

درحالیکه اعتراضات کارگران و غارت شدگان و دیگر اقشار به ستوه آمده جامعه بالا می گیرد، كارگزاران و رسانه هاي هر دوباند رژيم نسبت به خطر فوران خشم مردم به جان آمده و تکرار قیام هشدار مي دهند. جعفری دولت‌آبادی دادستان رژیم در تهران گفت: تلاش و اولویت دشمن پیرامون مسائل داخلی کشور در جهت دلسرد نمودن مردم نسبت به نظام است. آن‌ها می‌خواهند وانمود کنند که (نظام) نتوانسته برای مردم کار مفیدی انجام دهد و حوادثی چون اغتشاشات دی ماه و تجمعات همگی در راستای اجرای این برنامه است که دشمن می‌خواهد بر موج این اتفاقات در داخل کشور سوار شود. عباس عبدی از مهره‌های باند مغلوب رژیم نیز در روزنامه دولت آخوند روحانی از سربرداشتن مجدد قيام آنهم با شدت بيشتر از گذشته هشدار داد و نوشت: برخورد رسمی ما با وقایع دی‌ماه 1396 نه تنها رو به پیشرفت نیست بلکه می‌توان گفت که برخی از سیاست‌های چند ماه اخیر، در جهت عکس عمل می‌کند و به تشدید عواملی پرداخته‌اند که موجد آن اعتراض‌ها است. پراکندگی گسترده نظرات و سیاست‌ها در ساختار رسمی موجب شده که اقدام‌های جاری به جای حل بحران‌ها، بروز آنها را به طور موقتی به عقب بیندازد، البته با شدت بیشتر. اصغرزاده یک مهره دیگر باند مغلوب نظام نوشت: اعتراضات دی‌ماه تنها نشان داد که به چه میزان جریانات سیاسی ما از قافله عقب هستند. یک وجه نارضایتی مردم بازتاب رنج‌های واقعی و مطالبات تهیدستانی است که در میان خبرگان چه اصولگرا و چه اصلاح‌طلب، نماینده و سخنگویی برای طرح مشکلات خود نمی‌یابند. بی‌اعتمادی به بالا شکاف میان ناکارآمدی نخبگان و آنچه انتظارات توده‌های محروم است را به حداکثر می‌رساند. (منبع: آرمان 10/2/97) روزنامه حکومتی ابتکار، نيز با هشدار نسبت به پیامدهای دره‌های عمیق نارضایتی، اختلاف طبقاتی و نفرت نوشت: فرصت آزمون وخطا نداریم!متاسفانه عکس‏العمل ملت ایران از جنس غضب های حلیم است که باید از آن به خدا پناه برد. روزنامه حکومتی جمهوری نیز نوشت: آیا واقعاً نسل جدید می‌تواند چشمان خود را به روی 15 میلیون پرونده قضایی جاری، 5/2 میلیون نفر معتاد، یک طلاق در مقابل دو ازدواج، رشد 100 درصدی آمار زنان خود سرپرست، بیش از 200 هزار معتاد به الکل، فسادهای چند هزار میلیاردی، بداخلاقی و جنگ و جدال‌های سیاسی، بیکاری و فقر و بی‌اعتمادی فزاینده، ببندد؟ این روزنامه حکومتی هشدار داد: اگر مردم دورویی و اختلاس نجومی را ببینند صحنه را ترک می‌کنند و در چنین شرایط که مردم در صحنه نباشند، شکست، قطعی خواهد بود.»
یک رسانه رژیم می نویسد:‌ وجود کار کودک در پایتخت و کلانشهرهای ایران سال‌هاست, تبدیل به یک پدیده و بحران غیرقابل انکار شده است. انواع مختلفی از کودک کار در ایران شناسایی شده است از دستفروشی گرفته تا کار در مرغداری و کوره آجرپزی. ...یکی از سخت‌ترین انواع کار کودک, زباله گردی و تفکیک زباله است. کافی است, گشت کوتاهی در خیابان‌های پایتخت بزنید تا زندگی این کودکان شش تا 18 ساله را ببینید که چگونه در سطل زباله خم شده‌اند, این فقط بخشی از زندگی این کودکان است, شب‌ها تا صبح در گاراژ‌ها زباله تفکیک می‌کنند و صبح تا شب در خیابان مشغول جمع‌آوری زباله هستند. این رسانه حكومتي با تاکید بر اینکه کارگزاران رژیم تلاش می کنند پدیده کودکان تفکیک کننده زباله و نقض حقوق آنها و چپاول چند صد میلیاردی خود را از چشمان مردم بپوشانند می افزاید: عزیز پسر بچه ۱۲ ساله‌‌ای است که هیچ بخشی از زندگی‌اش شبیه کودکان عادی نیست, روزی نزدیک به ۱۹ ساعت زباله جمع می‌کند و ماهانه ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان حقوق می‌گیرد. کودکان زباله‌گرد روزانه به طور متوسط ۶۰ کیلوگرم زباله جمع‌آوری می‌کنند و اغلب در کارگاه‌های تفکیک زندگی می‌کنند. این کارگاه‌ها و گاراژها, فاقد هرگونه امکانات بهداشتی بوده و کودکان در معرض انواع و اقسام بیماری‌های عفونی از جمله هپاتیت, ایدز قرار دارند. اغلب این کودکان در معرض سوءاستفاده های مختلف نیز قرار می‌گیرند و بد‌ترین نوع زندگی را تجربه می‌کنند. این گاراژ‌ها شامل آلونک‌های بدون سرویس بهداشتی است و کودکان زباله‌گرد مجبورند؛ در کنار مردان بزرگسال, و در فضایی مملو از جانوران موزی از جمله موش و مارمولک شب را روز کنند. عزیز ...درباره شرایط کاری‌اش می‌گوید: «ساعت ۱۰ صبح از خواب بیدار می‌شویم و از ساعت ۱۱ تا ساعت ۱۲ شب دنبال بار می‌گردیم. ۱۲ شب ماشین ما را به گاراژ برمی‌گرداند تا ساعت ۶ صبح باید بیدار بمانیم و بار‌ها را تمیز کنیم. فقط از ۶ تا ۱۰صبح می‌توانیم, ‌بخوابیم بعد ناهار می‌خوریم و دوباره دنبال بار می‌گردیم.» در ادامه گزارش رسانه رژیم آمده است:‌تهرانی‌ها روزانه ۹ هزار تن زباله تولید می‌کنند, شهرداری روزی ۸۰۰ میلیارد تومان هزینه می‌کند تا این زباله‌ها را از سطح شهر جمع‌آوری کند. ..... در این تجارت سودآور هیچ چیز ارزشمند‌تر از کارگر ارزانی نیست که در سخت‌ترین شرایط کار می‌کند و حاضر نیست به جایی شکایت کند. و پیمانکاران ترجیح می‌دهند به هر قیمتی که شده کودکان زباله‌گرد را به عنوان کارگر حفظ کنند. کودکانی که بیش از دو کارگر با مجموع حقوق 3میلیون تومان در ماه کار می کنند و فقط 300تا 400 هزارتومان حقوق میگیرند. اقتصاد پسماند, یا اقتصاد مدیریت زباله، اقتصادی چندین هزار میلیارد تومانی است. به گفته یکی از کارگزاران رژیم ؛ شهرداری می‌تواند سالانه ۴۰۰ هزار میلیارد تومان از این زباله‌ها درآمد کسب کند. در این میان مافیای زباله ..... در سکوت رژیم آخوندی و رسانه‌ها به این صنعت سودآور خود ادامه می‌دهند. قربانیان این مافیاي حكومتي، کودکانی هستند که از شش سالگی تنها طعم رنج و سختی را در حاکمیت این رژیم ضدبشری حس می کنند.
چهارشنبه, 05 ارديبهشت 1397 ساعت 21:04

گرامی باد روز جهانی کارگر

اطلاعیه سازمان مجاهدین خلق ایران کارگران و زحمتکشان کشاورزان، معلمان، محرومان،هموطنان خیانت شده و غارت شده توسط شیادان و جلادان حاکم بر ایران، روز جهانی کارگر در شرایطی فرا می‌رسد که شهرهای مختلف میهن، همه روزه شاهد تظاهرات کارگران و کشاورزان و غارت شدگان و فریادهای اعتراضی دیگر اقشار به جان آمده از ستم و سرکوب و چپاول رژیم آخوندی است.افزایش و گسترش اعتراض‌ها، اعتصابها و خیزش‌های مردم و زحمتکشان در سراسر کشور از کازرون تا کردستان و خوزستان و اصفهان و دیگر شهرها و استانهای میهن اشغال شده، رژیم را سراسیمه کرده است. زوزه های وحشت در مجلس ارتجاع و در واکنشهای سرکردگان رژیم و باندهای مختلف آن بالا و بالاتر می‌گیرد.  کارگران، حداقل دستمزد و حق بیمه و درمان و حقوق عقب مانده خود را طلب میکنند. کشاورزان حق‌آبه به سرقت رفتة خود را می‌خواهند. غارت‌شدگان حاصل زندگی به سرقت رفته خود را مطالبه می‌کنند اما هیچیک از این حقوق مسلم در حاکمیت آخوندی پاسخ نمی‌یابد. بار سنگین فقر و بیکاری در اثر انهدام تولید و اقتصاد کشور و کلان هزینه های اتمی و موشکی و جنگ افروزیهای منطقه‌ای رژیم و اختلاسهای میلیارد دلاری حکومتی، تماماً بردوش محرومان جامعه آوار شده است. مزارع کشاورزان نیز پیوسته خشک‌تر میشود. ۱۳ میلیون کارگر که بنا بر آمار حکومتی با خانواده‌هایشان، نزدیک به ۴۳ میلیون نفر از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، در سال ۹۷ با فقر و تهیدستی بسا بیشتری روبرو خواهند بود.رنج و محنت کارگران، کشاورزان، کولبران و عموم زحمتکشان و مردم ایران تنها با سرنگونی رژیم پلید ولایت فقیه به پایان می‌رسد. آزادی و حاکمیت مردم تنها مسیر سعادت و رشد و شکوفایی است.در همین راستا بر در و دیوار کوچه ها و خیابانها، شعارهای مرگ بر خامنه ای و روحانی نقش می‌بندد و کانونهای شورشی و رزم‌آوران اشرفی، تصاویر منحوس ولی فقیه ارتجاع و دیگر نمادهای حاکمیت ضد ایرانی و ضد انسانی آخوندها را در هر فرصتی مورد تهاجم قرار می‌دهند.کارگران و زحمتکشان،دانشجویان و جوانان آگاه و آزاده،با گرامیداشت روز جهانی کارگر، حرکتهای اعتراضی و خیزش‌ برای حقوق پایمال شده را گسترش دهیم.با همبستگی و حمایت از اعتراضات و خواستهای عادلانه همه کارگران و زحمتکشان در تمام ایران به استقبال عید جهانی کارگران برویم.اول ماه می‌(۱۱ اردیبهشت) را که روز جهانی کارگر و سمبل اتحاد و قیام زحمتکشان برای آزادی و عدالت است، با شعارهای مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنه ای روحانی، گرامی بداریم.کانونهای شورشی را برای گسترش قیام با  شعار «مرگ براصل ولایت فقیه ـ زنده باد ارتش آزادی» گسترش دهیم سلام بر خلق، سلام بر آزادی سرنگون باد رژیم ضد بشری آخوندی درود بر رجوی سازمان مجاهدین خلق ایران   .
خیابانها و کوچه پس کوچه های شهرهای مختلف ایران وبویژه مناطق خاصی در شهرها از جمله مقابل بیمارستانها پر از آگهی های فروش اعضای بدن از جمله کلیه است. اما این روزها آگهی های دسته جمعی برای فروش کلیه افزایش یافته است تا آنجا که رسانه های رژیم از یکی از این نمونه های با عنوان یک آگهی عجیب نام می برند. این رسانه رژیم می نویسد:‌دو مرد ٢٠ و ٢٣ساله به ‌تازگی آگهی ‌فروش بعضی از اعضای بدن خود و دو دوست دیگرشان که آنها هم در همین سن و سال هستند، را به در و دیوار شهر چسبانده‌اند! «محمدرضا» و «جواد» و «محمد» و «علی» آگهی زده‌اند؛ آگهی فروش چشم و کلیه. آنها چند سال پیش از دهدشت کهگیلویه ‌و بویراحمد برای کار به تهران آمدند و حالا مادر یکی‌شان باید در بیمارستان عمل قلب باز کند. «محمدرضا» می‌گوید برای تأمین هزینه عمل مادر دوستش و البته به دلیل فرستادن پول برای خانواده‌اش با دوستانش در آگهی فروش اعضا همراه شده است. او پیش از این دستفروش بوده، حالا بی کار است «جواد»، دوست محمدرضا است و یکی از کسانی که می‌خواهد یک چشمش را بفروشد. او هم می‌گوید سه برادرش معتادند، خانواده‌اش وضع مالی خوبی ندارند و فروختن یک چشم برایش کار سختی نیست.  محمدرضا، می گوید ٢٠ساله و اهل دهدشت است و تا پیش‌دانشگاهی تجربی درس خوانده است. و حاضر است یک چشمش را. به ١٥٠ تا ١٦٠میلیون بفروشد. بله ما چهار دوست هستیم که دو نفرمان کلیه و دو نفرمان یک چشم‌مان را برای فروش گذاشته‌ایم. من چشمم را گذاشتم به این دلیل که شنیده‌ام نداشتن یک کلیه خیلی سخت است، من دیده‌ام که قبلا کسان دیگری برای فروش یک چشمشان آگهی داده‌اند. با یک چشم هم می‌شود زندگی کرد. من هم مجبورم، اگر مجبور نبودم، این کار را نمی‌کردم. این جوان بیست ساله می افزاید: من دستفروش بودم، ولی خب مشکلات دستفروشی زیاد است، چندبار جنس‌هایمان را از ما گرفتند و راستش ما هم خسته شدیم. یکی دیگر از این جوانان می گوید:‌ هر چهارتای ما زندگی درست‌وحسابی نداریم. از وقتی بچه بودیم کار کرده‌ایم، از آشپزی تا کارگری ساختمان و مشاور املاکی و دستفروشی. ما فقط دزدی نکرده‌ایم وگرنه همه کار کرده‌ایم. ولی هر روز یک بلایی سرمان آمده و نتوانسته‌ایم یک زندگی برای خودمان جمع‌وجور کنیم. یا پول‌مان را می‌خورند یا خانواده قرض دارد و باید به آنها برسیم، اگر بخواهم کار کنم، ١٥‌سال طول می‌کشد تا ١٥٠‌میلیون تومان پول داشته باشم، تازه اگر هیچ خرجی نکنم، یعنی وقتی ٣٨ساله بشوم با بدبختی شاید این پول را داشته باشم. یکی دیگر از این جوانان می گوید: فوق‌دیپلم معماری دارم، از دانشگاه آزاد دهدشت. ترم یک بودم که برای کار آمدم تهران، این‌جا کار می‌کردم و موقع امتحانات می‌رفتم دانشگاه، تا هزینه‌اش دربیاید، بعدش هم که فقط کار کردم. من از بچگی ورزشکار هم بوده‌ام، انواع و اقسام ورزش‌ها: کشتی، تکواندو، فوتبال، فوتسال. اينها نمونه هايي از وضعيت دردناك زندگي جواناني است كه براي زنده ماندن و گذران زندگي، مجبور به فروش اعضاي بدن خود شده اند. بي شك اين وضعيت وخيم، تنها در شرایطی تغییر خواهد کرد که عامل همه این سیه روزیها از پهنه ایران زدوده شود.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان