12112019چهارشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27

مقاومت

دوشنبه, 24 ارديبهشت 1397 ساعت 22:47

خاطره ای از جنگ هشت ساله و گاهشماری مستند

  روز بیست و دو سپتامبر۱۹۸۰ است، بناگهان خانم فیلیپا- منشی سفارت در اسلو، سراسیمه وارد اطاق من میشود و میگوید: شنیدید که عراق به فرودگاه مهرآباد تهران حمله کرده است؟. میخکوب، تلویزیون و رادیوها را باز میکنیم. سیل خبرهای فوری و کوتاه جاری است. در اولین اخبار شامگاهی تلویزیون های سراسری نروژ، وتمامی اروپا و شاید کل جهان، خبر اول همین است، با نشان دادن صحنه هایی از شروع جنگ. پس از تیترها و خبرهای فوری آن، بناگهان سیل خبرنگاران، مصاحبه ای در فرودگاه پاریس با شاهپور بختیار و چند ژنرال بازنشسته لباس شخصی ایرانی، را نشان میدهند که از عراق با ایرفرانس به پاریس برگشته اند. این جمله بختیار- که نشان میدهد همانروز از بغداد برگشته اند- بهمین انشا‌‌ء، هنوز در گوشم طنین انداز است که به زبان فرانسوی میگوید: Si les occidentaux ne flirtent plus avec Khomeini il est fini maintenantاگرغربی ها دست از لاس زدن با خمینی بر دارند دیگر کارش تمام است.همین و همین، بهمین سادگی، با ذکرخاطره ای بس کوتاه برای شروع این گزارش گاهشماری، در ۱۵ بند فشرده و مختصر:نخست: خمینی با شعار صدور انقلاب اسلامی به جهان – مطابق برنامه ای که در کتاب حکومت اسلامی – بخوانید ”مین کامپ یا نبرد من” هیتلر- اول عراق را که اکثریت شیعه دارد، انتخاب میکند و مرتبا به مردم عراق توصیه میکند– توصیه؟ بروبالا، دستور میدهد-، آخه رهبر مسلمین جهان است ارواح دلش!- که از حکومت بعثی سوسیالیست -عربی صدام حسین پیروی نکنند، مالیات و پول آب و برق ندهند وووووو، وخود را برای استقرار حکومت اسلامی، (یعنی اولین قمر اتحاد جماهیر اسلامی در عراق) آماده کنند.... این ها را هم آیت الله منتطری، بعدها گفت و نوشت و از اینکار خمینی گله کرد وگفت دردسر با همسایگان و مردم منطقه درست نکن، و هم اخیرا پاسدار رضایی و سایرسران بصراحت اعتراف کردند....دوم: حکومت عراق، که سخت نگران شروع بنیادگرای اسلامی خمینیستی است، با یک اشتباه بزرگ- و تحت مشورت همین شاهپور بختیار و ژنرالهای رژیم گذشته، مبنی بر اینکه ارتش ایران از هم پاشیده و اگر حمله کنی خمینی سقوط میکند....، با حمله هوایی به فرودگاه تهران، جنگ را از نظر فیزیکی و حقوقی کلیک میزند...... مائده آسمانی برای خمینی نازل میشود، که درست همانروزها، به یک جنگ خارجی نیاز دارد، ( همانطور که در کتاب جورج اورول، بنام ”۱۹۸۴” آمده است)، تا اساس حکومت ولایت فقیه را بریزد- و نیروهای اصلی آن انقلاب صد درصد بهار ایران را- از سرراه بردارد.......سوم: بطور طبیعی و خود جوش، بقایای ارتش ایران و نیروهای ملی و مردمی برای راندن ارتش عراق، که بزودی نواحی مرزی و خرمشهر را اشغال کرده اند، وارد جنگ و دفاع میشوند....چهارم: مجاهدین خلق- که بزرگترین تشکل سیاسی اجتماعی هستند- با اینکه زیر شدیدترین سرکوب چماقداران و پاسداران و کمیته چی های خمینی قراردارند، در یک اطلاعیه رسمی جنگ را محکوم میکنند و برای دفاع از میهن، بسیج میدهند و خودشان، برای اخراج نیروهای خارجی اشغالگر در نواحی مرزی خوزستان- به جنگ می پردازند. طبق اسناد معتبر، خمینی، که رسما جنگ را یک مائده الهی توصیف کرده بود!- به پاسداران جاهل تازه سازماندهی شده- دستور محرمانه میدهد که مجاهدین را، که در حال جنگ با دشمن خارجی هستند، از پشت سر، هدف قرار دهند، تا از شرشان راحت شود...... با یک تیر دو هدف. این آغازاجرایی شدن فتنه استراتژیکی خمینی است.پنجم: جنگ ادامه دارد، تا۲۱ ماه بعد، که نیروهای عراقی از خاک ایران خارج میشوند. مردم ایران و جهان آماده اند که با اقامه دعوای حقوقی، برای گرفتن غرامت جنگی وارد عمل شده و مکانیسم های دادگاه بین المللی را بکار بیاندازند. اما این تازه اول کار است و خمینی، که جز رویای امت اسلامی و حکومت مطلقه فقیه برعالم، ذره ای حس میهن پرستی و منافع و مصالح ملی ندارد، بنا دارد که با ادامه این جنگ، به مدت شش سال دیگر، وبا به کشتن دادن صدها هزار، و زخمی کردن صدها هزار نفر دیگر، و ویرانی هزاران شهر و ده و روستای دیگر، با شعارهای ”فتح قدس از طریق کربلا” و ”جنگ جنگ تا آخرین خانه و آخرین نفر”، برنامه پلید پدرخواندگی فرا داعشی - خلیفه گری خود را محقق سازد. ششم: امام قلابی، که چند ماه قبل از شروع جنگ، به بهانه ناراحتی قلبی، از بیت المنحوس قم، به بیت العنکبوت جماران نقل مکان کرده، حالا دیگر جنگ خارجی را سرپوش و بهانه کرده، سرکوب تمام نهادها و احزاب دمکراتیک، که بعد از انقلاب ضد سلطنتی اندک فرصتی برای حضور پیدا کرده اند، را به اوج میرساند، وهم دمار از روزگار نیروهای انقلابی و مترقی و گرایش ها وادیان و مذاهب دیگر- در می آورد، تا حکومت تک حزبی مطلقه مربوطه را برقرار کند. قبل از آنهم که دولت موقت را، با بهره برداری از اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری دیپلماتهای آن، تارومار کرده بود. و حالا با خروج سربازان عراقی از ایران، بجای صلح و پایان خونریزی، با شعارهای مسخره و فریبکارانه: ”جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم” و ”فتح قدس” میخواهد در بغداد اولین قمر خود را یعنی «یک جمهوری اسلامی» برپا کند. آخوند حکیم هم، به عنوان ولی فقیه صفر کیلومتر، با شماره موقت آماده خدمتگذاری برای خلیفه ام القرا ست!هفتم: به بهانه این جنگ، هر تظاهرات و خواسته و یا نشریه و نوشته، و حرکت مسالمت آمیز اجتماعی، به خاک و خون کشیده شده و این «مائده آسمانی»، برای خمینی کارساز میشود. ”خفه شو! کشور در جنگ خارجی است و ملت در خطر است!” ووووو حمله و کشتن و دستگیری مجاهدین و نیروهای مترقی دیگر، که رفته رفته در حال ائتلاف هستند. کشتن هواداران بی سلاح مجاهدین و نیروهای مترقی، و همچنین هموطنان کرد و بلوچ و عرب و آذری و بهایی، با همین بهانه، با علم و کتل جنگ جنگ، به اوج میرسد. درست کاری که هیتلر کرد، و با سوء استفاده خمینی گونه از آتش گرفتن مجلس رایشتاگ آلمان، و بهمین بهانه، هم حکومت تک حزبی نازیونال سوسیالیزم، (حزب واحد نازیسم)، را تاسیس کرد و احزاب دیگررا منحل نمود و هم نابودی نسل دمکراسی خواهان، چپ ها و سوسیال دمکراتها و یهودیان را آغاز کرد (راه حل نهاییEnd Lösung ،)... بدین ترتیب راه حل برادر تشکیلاتی عقیدتی آدولف هیتلر، یعنی روح الله الموسوی الخمینی شباهت بسیار فاحشی، چون دوقلوهای یک هسته جنینی، بخود میگیرد. تنها تفاوت بین این دو برادر عقیدتی این است که هیتلر نام وسط – مثل موسوی- نداشت و در مرکز ثبت کلیسایی در اتریش غسل تعمید شده، و بنام ”آدولفوس هیتلر” ثبت نام شده است!. نه چرا! یک فرق دیگر: زبان آلمانی هیتلر خوب ولی زبان فارسی خمینی افتضاح بود!!هشتم: در این وانفسای دیکتاتوری و خفقان، مجاهدین، در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در یک تظاهرات شگفت انگیز، مسالمت آمیز، در تهران، تلاش میکنند، پروسه سیاسی در ایران را نجات دهند و نگذارند خفقان و دیکتاتوری از این بیشتر شود. اما خمینی شخصا دستور میدهد که تظاهرات را به خون بکشند، تیربارها در پشت بام های میدان فردوسی و در خیابانهای اطراف، جوانان این میهن را که چیزی جز آزادی نمیخواستند به خاک می اندازند، (یکی ازخواهران نگارنده، که بدلیل صدمه در این تظاهرات بعدا در بیمارستانی در نروژ جراحی شد، یک شاهد زنده در آن ماجراست). باری صدها تن کشته و هزاران تن دستگیر می شوند و اعدامهای دستجمعی از همان شب شروع میشود. در روزهای اول تیرماه، روزنامه های رژیم، عکس دختران دانش آموزی را منتشر کردند که بدون اینکه اسمشان را بدانند، آنها را اعدام کرده بودند و از والدین آنها میخواستند بیایند اسامی آنها را بگویند و وسایلشان را تحویل بگیرند.   نهم: دیگر راهی جز مقاومت در برابر این رژیم باقی نمی ماند. با الهام از اعلامیه جهانی حقوق بشر - که به صراحت در آن حق مشروع مقاومت و قیام و خیزش پذیرفته شده است- نیروهای مترقی و آزادیخواه، از مصدقی و چپ دمکراسی خواه (نه توده ای- اکثریتی که به فرموده برادر بزرگ در مسکو به پابوس پاسداران امام دجالان در جماران میرفتند و بعد هم به سلک زائران و راهیان کعبه خود در کاخ کرملین پیوستند!)، با محوریت مجاهدین و مسعود رجوی، و یارانی شهیر چون شکری پاکنژاد چپ مترقی، و بسیار گروه ها و شخصیت های ملی و روشنفکر و مبارز- شروع به هم پیوستگی و ائتلافی میکنند که میرود تا آلترناتیو دمکرایتک در مقابل غول از شیشه در آمده و جعبه شیطان، (پاندورا باکس)، ارتجاع مذهبی و فاشیسم دینی - شود. بدینسان پایه های ائتلاف تاریخی شورای ملی مقاومت ایران ریخته میشود.مسعود رجوی، در ۳۰ تیر ۱۳۶۰ یعنی یک ماه بعد از قیام ۳۰ خرداد، در سالگرد قیام ۳۰ تیر، روز دفاع ملت از دولت ملی و دمکراتیک دکتر مصدق، تشکیل شورای ملی مقاومت را در تهران و از مخفیگاه خود اعلام میکند. در مرداد ماه، در حالیکه پاسداران و همدستان توده ای و اکثریتی آنها، دربدر دنبال مسعود رجوی میگردند، مسعود رجوی از پایگاه یکم شکاری در تهران با یک هواپیمای نظامی، به خلبانی کلنل بهزاد معزی، تهران را به سمت پاریس ترک میکند، تا رژیم سرکوبگر آخوندها را افشا و آلترناتیو دمکراتیک آنرا به جهان معرفی کند. یک ضربه بزرگ و غافلگیر کننده به رژیم آنهم از پایگاه یکم شکاری خودش!دهم: قتل و کشتار و جنایت در کردستان و تهران و سراسر ایران، و درنده خوئی خمینی سفاک، به اوج خود میرسد و بناچار اعضای سازمان مجاهدین و دیگر گروههای جدی مخالف، به کردستان ایران، که در آن زمان هنوز بخشی از آن آزاد شده و خارج از کنترل رژیم آخوندی بود، و یا به اروپا کوچ میکنند...... همانکاری که تمامی جنبش های مقاومت اروپای زیر تسلط و اشغال نازیسم هیتلری کردند و رهبرانشان به آنسوی دریا در جزیره انگلستان منتقل شدند..... از شارل دوگل فرانسوی گرفته تا رهبران مقاومت لهستان و بلژیک و هلند، همه و همه، حتی پادشاه مشروطه نروژ ”هاکن” (نه پادشاه حزب واحد رستاخیزی)، ابتدا در ناحیه ”الوروم” نروژ، در کوه ها و بیشه ها، مقاومت را رهبری کرد. ولی مدت کوتاهی، پس از اعزام نیروی ضربتی توسط حکومت نازیسم در اسلو، برای دستگیری او، با کمک مردم و با یک کشتی بهمراه یک ناخدای وطن پرست (بخوانید خلبان قهرمان مقاومت ایران، سرهنگ بهزاد معزی.... ) به لندن آورده میشود. تعظیم وتکریم این نگارنده نثارکلنل معزی، این ارتشی ملی و ازادیخواه وطن باد ! یازدهم: بالاخره در اوایل خرداد ۱۳۶۱نیروهای عراقی از خاک ایران خارج میشوند و شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق ایران، ادامه جنگ را غیرمشروع اعلام میکنند و بر ضرورت آتش بس و صلح دست میگذارند. اما خمینی، که موجودیتش به جنگ و بحران گره خورده است، خواهان جنگ تا فتح کربلا و فتح قدس میشود و دانش آموزان و نوجوانان میهن را بیرحمانه به روی میدانهای مین می فرستد. ۷ ماه بعد از خروج نیروهای عراقی از میهن، آقای مسعود رجوی، در دی ماه ۱۳۶۱ (ژانویه ۱۹۸۳) در مقر اقامت خودش در پاریس، طارق عزیز نایب نخست وزیر وقت عراق را به حضور می پذیرد. او، از سوی دولت عراق، در جستجوی صلح به نزد نماینده واقعی مردم ایران آمده است. قبلا هم ملک حسین پادشاه اردن در یک ملاقات با مسعود رجوی در پاریس پیشنهاد آنرا از طرف کشورهای منطقه داده است. حاصل این ملاقات چند ساعته بیانیه صلحی است که همان زمان به انگلیسی و فارسی دراطلاعیه رسمی و نشریات مقاومت ایران منتشر شد، به این بیانیه نگاه کنید، میهن پرستی مقاومت ایران و رهبرش مسعود رجوی در آن موج میزند.دوازدهم: متعاقبا در ۲۲ اسفند۱۳۶۱(مارس ۱۹۸۳)، مسئول شورا پس از بحث و گفتگو، طرح صلحی را در یک مقدمه و ۷ ماده، به اتفاق آراء به تصویب شورای ملی مقاومت میرساند، که دو حقیقت در آن موج میزند،: یکی پایان دادن به خونریزی و کشتار جوانان میهن، دیگر منافع ملی ایران. ننگ و نفرت بر خمینی و بازماندگان و فرزندان و نوادگان عقیدتی اش، که بیش از هر کس دیگر منافع ملی ما را به تاراج دادند.این طرح تصریح میکند که “شورای ملی مقاومت قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر و مرزهای زمینی و رودخانه ای مندرج در این قرار داد را مبنای صلح عادلانه و پایدار اعلام میکند». هرکس که به تاریخ این جنگ آشنا باشد میداند که دولت عراق قرار داد ۱۹۷۵ را، که بوضوح به سود ایران بود، را در هنگام شروع جنگ رد کرده و آنرا پاره کرده بود. با اینحال طرح صلح شورا به اندازه ای قدرتمند بود که دولت عراق متعاقبا بطور رسمی در رسانه های خود اعلام کرد طرح صلح شورای ملی مقاومت مبنای قابل قبولی برای مذاکرات صلح بین طرفین است.طبق این طرح «تعیین خسارتهای ناشی از جنگ به دیوان بین المللی لاهه جهت تعیین خسارتهای ناشی از جنگ و نحوه تادیه حقوق ایران» ارجاع میشود و «رای دیوان در این مورد لازم الاجرا خواهد بود».در اهمیت این طرح ملی و میهن پرستانه همین بس که ۱۵ سال پس از سرنگونی حکومت پیشین عراق، و در حالیکه بیشتر حکام عراق در این پانزده سال اساسا مزدوران رژیم آخوندی بوده اند، رژیم نه توانسته قرار داد ۱۹۷۵ را با دولت عراق به ثبت بدهد و نه توانسته است مساله خسارتهای ناشی از جنگ و تادیه حقوق ایران را حل و فصل کند.سیزدهم: بدنبال ملاقات صلح و طرح صلح شورای ملی مقاومت، مسئول شورا یک کارزار گسترده داخلی و بین المللی را به مدت چند سال رهبری مبکند، تا جنگ ضد ملی را در سطح بین المللی نامشروع نموده و در داخل کشور نیز بسیج جنگی رژیم را با شکست مواجه کند. مداحان خمینی بخاطر بیاورند که با ملودیهای مذهبی خوش آواز، جوانان و نوجوانان را برای فتح کربلا و قدس روانه کشتارگاه میکردند. حتی شبها در جبهه ها پاسداری ریشو را سوار بر یک اسب سفید در افق به نمایش در می آوردند و میخواندند: ”ای جبهه صاحب زمان آماده باش آماده باش!” منکه اعتقاد مذهبی ندارم اما در خیالم همیشه آرزومیکنم که یک امام زمان واقعی نسل شما آخونده های شیاد و جانی را بر کند که چنین از خدا و پیامبر و امامان شیعه سوء استفاده سخیف کرده و نوجوانان ایران را پرپر و قطعه قطعه در زیر شنی تانک ها و برروی میدانهای مین کردید!این طرح صلح توسط شش هزار شخصیت طراز اول جهان و سیاستمداران عمده و نمایندگان پارلمان های دمکراتیک سراسر عالم- مورد تایید و حمایت قرار گرفت. کتابی حاوی چندین هزار از این نام ها و نامه ها و امضا ها، همانموقع چاپ شد که اکنون در آرشیو شورای ملی مقاومت ثبت و بایگانی است.......در میان امضا کنندگان و حامیان این طرح افرادی مانند تونی بلر و گوردن براون و جک استراو (نخست وزیران و وزیر خارجه بعدی انگلستان) و خانم گروه هارلم بروتلند (نخست وزیر بعدی نروژ)، و گای ورهوفشتاد، معاون نخست وزیر بلژیک و نخست وزیر بعدی این کشور و بسیاری دیگر به چشم میخورند که بهمین بسنده میکنم...... اما خمینی قبول نمیکند و شش سال دیگر جنگ را، با به اوج رساندن ویرانی گسترده تر خاک و مال و منال ایران، و به کشتن دادن و زخمی کردن هزاران هزار جوان ایرانی در جبهه هایی که او آنرا حق علیه باطل اعلام کرد- ادامه داد. عکس های کلاسهای درسی مدارس و دبیرستانها، با انبوه گل بر صندلی ها- که گاهی تعداد صندلی های خالی بیش از نصف تعداد محصلین حاضر است- هنوز دل و روح و روان را ریش ریش میکند....... باش تا سوز ناله های مادران سر از سجده بر نداشته (به لسان با شکوه شاملو) ریش و ریشه تان را بسوزاند!چهاردهم: درست چهار سال بعد از خروج نیروهای عراقی از خاک ایران، و بعد از اینکه هم دولت عراق و هم جامعه جهانی طرح صلح شورا را به رسمیت می شناسد، و در حالیکه شورای امنیت ملل متحد چندین و چند قطعنامه برای پایان جنگ و برقراری صلح میدهد، و خمینی تنها طرفی است که آنرا رد میکند، مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران بر اساس یک مصوبه شورای ملی مقاومت در خرداد ۱۳۶۵(ژوئن ۱۹۸۶) مرکز خود را از پاریس به عراق و کنار مرزهای ایران منتقل میکند، تا نیروهای مقاومت را در آنجا سازماندهی کند. از چند ماه قبل رژیم آخوندی با، به گروگان گرفتن فرانسویهایی در لبنان، به دولت این کشور فشار میگذارد تا بر مسعود رجوی اعمال محدودیت نموده و او را وادار کند که این کشور را ترک نماید. با روی کار آمدن دولت دست راستی، به نخست وزیری ژاک شیراک، در فرانسه در مارس ۱۹۸۶ فشارهای دولت فرانسه بر مجاهدین بیشترمیشود. بعدها فاش شد که این دولت به رژیم ایران چراغ سبز داده است که، اگر علیه مسعود رجوی دست به اقدامات تروریستی بزند، چشم پوشی میکند. در همان ایام یک طرح تروریستی علیه رهبر مقاومت در نزدیکی مقر اقامت ایشان، و در محل تردد وی کشف و خنثی میشود. جالب است که در همان زمان نیز اطلاعات آخوندی و سرویسهای مربوطه محلی برخی از اپوزیسیون نماهای ایرانی را، برای اعمال فشار به مجاهدین و رهبر این مقاومت در مقر اقامتش به کار میگیرند که همان زمان در اطلاعیه های شورای ملی مقاومت به جهانیان اعلام میشود.با انتقال مسعود رجوی به عراق، ارتش آزادیبخش ملی ایران تشکیل میشود و به سرعت رشد و گسترش پیدا میکند، حضور مسعود رجوی در عراق هیچ مشروعیتی برای جنگ باقی نمیگذارد. بخصوص که مسعود رجوی در یک اقدام سمبلیک و هوشیارانه (من نگارنده غیر مذهبی، البته به جنبه های مذهبی و اعتقادی آن کاری ندارم)، پس از ورود به عراق مستقیما از فرودگاه به کربلا و نجف و زیارت امامان شیعه رفته و میگوید که ما در عراق به امام حسین پناه آورده ایم. این پیامهای روشنی برای همه طرفها منجمله صاحبخانه جدید است. اما مهمترین پیام آن به مردم ایران است، و ایضا به خمینی مرتجع و ستمگر که بر مذهب اکثریت مردم ایران چنگ انداخته و خود را تنها نماینده آن میداند. اکثریت مردمی که قرنهاست، براساس اعتقادات مذهب شیعه خود، بعنوان یک سمبل تاریخی در این مذهب، علایق دینی و عاطفی به امام حسین دارند. هموطن خوب توجه کنید در مقابل شعار های منحوس استراتژیک خمینی برای تشکیل ولایت فقیه در عراق که جنگ جنگ تا فتح کربلا، و بعدا قدس و بیت المقدس بود، مسعود رجوی با شعار صلح و پایان جنگ خانمانسوزی که خمینی شش سال دیگر ادامه داد، با همان اهرم سمبلیک دینی و عقیدتی، با هوشی تاریخی و با خلع سلاح ایدئولوژی مخوف خمینی تفسیرشده از اسلام و شیعه، و با این اکت استراتژیک، توی دهن خمینی میزند که ای دیو برگرده دین و مذهب اکثریت مردم ایران و عراق سوارشده، با این طرح صلح مورد قبول جامعه جهانی دیگر برای رفتن به کربلا نیازی به جنگ نیست، نیازی به این همه کشته نیست، و ادامه نامشروع این جنگ خانمانسوز بین عراق و ایران تنها کارتو خمینی است. کربلا و نجف با صلح در دسترس است. ای ستمگر ارتجاع قرون تیره وتار، ما داغ فتح عراق و جاهای دیگر را هم، با همین ارتش آزادیبخش ملی ایران به دلت مینشانیم، که نشاندیم. باری با حضور مسعود رجوی در عراق بسیاری از خلبانان و افسران ارتش دست از جنگ کشیدند. صلح به تمام معنا در دسترس بود...پانزدهم: در چنین شرایطی بود که ارتش آزادیبخش که، کاملا مستقل از ارتش و دولت عراق عمل میکرد و سلاحهایش را یا از رژیم غنیمت گرفته بود و یا اینکه خریداری کرده بود، ضربات جانکاهی به رژیم میزند. عملیات بزرگ چلچراغ و آزادی شهر مهران، و به اسارت در آمدن بیش از ۱۵۰۰ تن از نیروهای رژیم در۳۰ خرداد ۱۳۶۷ یک شوک بزرگ برای رژیم میشود. بسیاری از کارشناسان بین المللی و حتی وزارتخارجه آمریکا، رسما و علنا از رشد و گسترش ارتش آزادیبخش و پیشرفتهای آن و استقبال جوانان از آن شگفت زده بودند. طنز تاریخ را بشنوید که تمام نمایندگان مجالس و محافل کشورهای غربی، که با ما در گفتگو بودند، از کار ما حمایت میکردند و دولتهایشان هم برای جلوگیری از تحقق ”حکومت جهانی اسلام” خمینی، بخوانید استقرار نژاد ژرمنیک هیتلر بر سراسر جهان، علیه خمینی و ادامه جنگش به کشور عراق یاری میرساندند. چرا که آنروز هیتلر وموسیلینی و هیروهیتوی زمان خمینی بود و بس و نه کس دیگری....به این ترتیب مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی ایران مهمترین عامل داخلی در به شکست کشاندن جنگ طلبی فاشیسم مذهبی خمینی و ریختن زهر آتش بس به حلقوم خمینی و دق مرگ کردن او میشوند. البته او قبل از قالب تهی کردن، و بدیار لعنت و بدیدار ظالمان و ستمگران تاریخ رفتن- چند ده هزار مجاهد و مبارز را، در زندانها و گوشه و کنار ایران قتل عام میکند، تا این توشه ثقیل لعنت تاریخی را با خود، سوقاتی، برای آنان بخصوص تقدیمی به برادر ضحاک، با خود به گور ببرد. براستی که این یکی از بزرگترین افتخارات تاریخ مردم ایران است که، در چنین شرایط سهمگینی، یک مقاومت ملی و مردمی زنان و مردان فداکاری دارد که تا بن استخوان به آرمان آزادی و استقلال ایران وفادار هستند. اگر سرهنگ اشلوفنبرگ و نیروهای ملی و مردمی و مقاومت تازه قوام یافته بنام رزهای سفید، هم میتوانستند که چنین ارتش آزادیبخشی را تشکیل دهند، جهان و خود آلمان چنین با خاک یکسان و ویرانه ای بر دریایی از شش میلیون خون مردم دنیا نمیشد. سرهنگ وطن پرست کلنل اشلوفنبرگ حتی تا پای کشتن هیتلر رفت اما متاسفانه کیف انفجاریش درجایی که باید در زیر پای خمینی دوران یعنی هیتلر باشد قرار نگرفت و انفجارش کار را یکسره نکرد. آری و صد آری، اگر آن مقاومت قوام میگرفت و یک شورای ملی مقاومت، که شهدایی نامدارای مانند شهید ”سوفی شون” و برادرش ”هانس” پایه ریزی کردند موفق میشد- نمیگذاشتند که هیتلر، با شعار مین کامپی رفع فتنه دمکراسی خواهان، سوسیالیسم و جهود و استکبار جهانی از عالم- چنین جنگ مخوفی را بر بشریت تحمیل و قبل از همه کشور آلمان را به نابودی بکشاند.......، آیا در این صورت روند تاریخ مدرن بشریت بنحو بسیار مثبتی متفاوت نبود؟ کما اینکه اگر ارتش آزادیبخش ملی ایران در کار نبود و خمینی موفق میشد کنترل عراق را در دست بگیرد، و بعد به سراغ کشورهای دیگر در منطقه برود، آیا سرنوشت منطقه و جهان بنحو بسیاروحشت آوری، رقم نمیخورد.ای هم میهن آگاه، حالا با این گاهشمار پانزده گانه، که اسناد و مدارک آن کلمه به کلمه آن موجود است، و با در نظر گرفتن اینکه اخیرا داستان چگونگی شروع جنگ را از خود سران بازنشسته پاسدار و حتی در خاطرات شان بویژه در نامه ها و خاطرات جانشین تعیین شده خمینی – یعنی آیت الله منتطری شنیدید و خواندید- قضاوت کنید که داستان از اول تا کنون در چه روندی پیش رفته است. کی خائن است و کی خادم میهن سرفراز.حالا ببینید تا چه اندازه کر هماهنگ آخوندهای حاکم و برخی از اپوزیسیون نماهای خارجه نشین، که میخواهند جنگ ضد ملی را ملی و اقدامات مقاومت برای صلح را ضد ملی جلوه دهند، تا چه اندازه مسخره و بالکل آبرو باخته است. آنها تنها صدای هارترین باندهای حاکم را اکو و انعکاس میدهند، زیرا بشدت نگران سرنگونی رژیم و ورشکستگی خودشان هستند.بقول برشت: کسی که حقیقت را نمی داند نادان است و اما کسی که حقیقت را میداند و کتمان میکند، تبهکار است.هم وطن عزیزم، این گاهشمار پانزده بندی تقدیم است به شما و قیام قهرمانه تان برای پاک کردن مام میهن و منطقه وجهان از لوث خمینیسم ویرانگر و ایرانسوز و ضحاک و نرون و ادولف هیتلر دوران ما. پیروز باشید.
چهارشنبه, 19 ارديبهشت 1397 ساعت 21:17

شکست بزرگترین قمار باز جهان!

با خروج ایالات متحده از برجام و اعلام این کشور مبنی بر اعمال تحریم‌های سخت علیه دیکتاتوری خامنه‌ای نه تنها در داخل حکومت، بلکه فراتر از آن در میان ابواب جمع ولی‌فقیه در خارجه نیز «ولوله» برپا شده است. به یقین خروج آمریکا از توافق اتمی وین ضربه سنگینی بر کلیت نظام آخوندی بشمار می‌رود. ابعاد این ضربه را بهتر از همه، شخص خامنه‌ای درک کرده و بدان معترف است.وی به‌خوبی به پاشنه آشیل دیکتاتوری مذهبی خود و اینکه آثار زهر خروج آمریکا از برجام و یا اعمال عنقریب تحریم‌های شدید علیه ماشین جنگی و تروریستی رژیم، دستگاه اقتصادی، مالی، کشتی‌رانی و صدور نفت و گاز رژیم چه تبعاتی برای نظام خواهد داشت، واقف است.ولی‌فقیه زهر خورده که خود «آرشیتکت» خوراندن جام زهر اتمی به نظام آخوندی بود، امروز در جمع نیروهای وارفته و بغایت شوکه شده حکومتی وارد صحنه شد و طی سخنانی نه تنها اوضاع ملتهب نظام را آرام نکرد، بلکه به یقین بسیاری از ناظران، بر روند تحولات و بحران‌های در درون رژیم ضریب دوچندان زد.«رهبر موقت» که دیگر از وی نه «مقامی» و نه «عظمایی» باقی مانده، به‌صراحت چشم‌انداز شکست برجام با مختصات شکننده فعلی آن را اینگونه به تصویر کشید: «گفته میشود برجام را با ۳ کشور اروپایی ادامه میدهیم. من به این ۳ کشور هم اعتماد ندارم؛ به اینها هم اعتماد نکنید. اگر می‌خواهید قرارداد بگذارید، تضمین عملی بگیریم والا اینها همان کار آمریکا را خواهند کرد. اگر نتوانستید تضمین قطعی بگیرید، دیگر نمی‌شود برجام را ادامه داد». (سایت خامنه‌ای ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷)ترجمان این جملات نخست اعتراف به وجود جنگ و جدال در درون هیئت حاکمیه بر سر «ادامه یا عدم ادامه» بر سر مرحوم برجام می‌باشد. این سخنان که ظاهرا با آن «نفی دیدگاه‌های» آخوند روحانی و دیپلماسی هپروتی نظام را به بیرون ساطع می‌شود، تنها یک روی سکه فلاکت نظامی است که تمامی تخم‌مرغ‌های خود را در سبد موجود ناقض الخلقه ای بنام «توافق اتمی» گذاشته بود.خامنه‌ای در سطر دوم این سخنان و با ترجیح بند «تضمین عملی بگیرید» با زبان الکن به طرف‌های مقابل «پرچم تسلیم» را برای ادامه این وضعیت شکننده نشان داد و بدین‌سان اعلام کرد که دیکتاتوری مذهبی آخوندی همچنان بر «حفظ و ادامه» تتمه برجام با طرف‌های اروپایی تاکید می نماید.خرمردرندی مقام معظم را همواره باید در جمله بندی سخنان وی جستجو نمود. این هنر انسان‌های ضعیف‌النفس و شکست خورده است که جوری حرف ته دلشان را بیان کنند تا هر مخاطبی، بستگی به حال و روز خود، نتیجه مطلوب را از آن استنتاج نماید. به اینگونه شیوه سخن پرانی می‌گویند «چند پهلو» حرف زدن که به یقین خاص آخوندهای ترسو و بزدل به‌ویژه در مقاطع مهم و تصمیم‌گیری‌های استراتژیک و حیاتی می‌باشد.بر این منطق است که می‌توان به استراتژیک بودن تتمه باقی مانده از برجام برای دیکتاتوری ولی‌فقیه از یک سو و نیز هراس حاکمیت از سرانجام آن رسید، زیرا این همان خامنه‌ای و مقام «معظم رهبری» بود که پس از اولتیماتوم رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر خروج از برجام، فریاد برآورد که «اگر شما برجام را پاره کنید، ما آن را آتش خواهیم زد»!!.این دود دم‌های الکی در آن دوران که تماما مصرف داخلی و برای سرگرم نگهداشتن نیروهای زهوار درفته رژیم را داشتند، امروزخود را پس از گذشت قریب ۱۲۰ روز به «لطفیه و جوک و متلک» در میان مردم تبدیل کرده و بقول عوام حکایت «راضی ام به رضای تو» می‌باشد.سخن از ترس و هراس یک قمارباز مفلوک و ذلیلی است که از فردای امضاء تعهدنامه اتمی و تصویب قطعنامه ۲۲۳۱ که در آن به‌وضوح «روح و جوهره» توافق اتمی وین به ثبت رسیده، سنگ بنا را بر «دروغ، مکر، حیله و سیاه نمایی» قرار داده بود.ولی‌فقیه طلسم شکسته و زهر خورده به اشتباه بر این باور بود که برجام به معنای «چک سفید» برای هرگونه «راهزنی، کشورگشایی، پروژه‌های موشکی و صدور تروریسم» به کشورهای همسایه و منطقه می‌باشد. نقض مکرر تعهدات و روح حاکم بر توافق نامه اتمی که به دلیل ضعف و چشم‌پوشی‌های عامدانه سیاست مخرب مماشات در دستور کار رژیم قرارگرفته بود، دیگر حکایت «اظهر من الشمس» شده بود.در این راستا نیازی به آوردن ادله برای نقض تعهدات از سوی خامنه‌ای و اینکه چگونه دیکتاتوری ولی‌فقیه با کارت «داعش و تمایل به مذاکرات اتمی» توانست قریب یک دهه کلاه بر سر جامعه جهانی بگذارد، نیست. نیازی نیز به اثبات این واقعیت نیست که خامنه‌ای تا به امروز و از فردای انعقاد قرارداد اتمی “۲۳ بار«دست به آزمایش موشک‌های بالستیک زده است. کشورگشایی‌های وی در منطقه از سوریه، عراق، یمن تا لبنان و گسیل شبکه‌های ترور به بحرین، کویت و امارات نیز اساسا نیازی به ادله ندارند.تبعات سیاست مخرب مماشات و همکاری با دیکتاتوری ولی‌فقیه را ما نه تنها در صحنه بین‌المللی و منطقه‌ای، بلکه در صحنه داخلی و علیه نیروی پیشتاز مقاومت و مجاهدین خلق به‌خوبی دیده و تجربه نمودیم. خلع سلاح و بمباران‌های ناجوانمردانه علیه رزمندگان آزادی در اشرف قهرمان، کشتار و موشک‌باران یاران و اعضاء مجاهدین در لیبرتی، حمله و هجوم به دفاتر رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت و یا لیست گذاری‌های عامدانه به موازات سرکوب خونین مردم و جنبش در داخل کشور تنها بخش کوچکی از پازل این «بده و بستان» بودند.بهرحال شکست اخیر ولی‌فقیه در زمینه بازی با برجام نشان از اصولی و واقعی بودن تمامی تحلیل های استراتژیک مقاومت ایران را دارند. بر این منطق و بقول خانم رجوی: «خلاصی از خطر اتمی و تروریسم این رژیم در خلاصی از تمامیت آن است. رژیم ولایت‌فقیه بدون تروریسم و سرکوب و تسلیحات کشتار جمعی وجود ندارد. هرگونه سرمایه گذاری بر روی این رژیم در آینده نیز مانند گذشته نافرجام و محکوم به شکست است».
تغيير دموكراتيك و پايان فاشيسم ديني در ايران لازمه صلح و دموكراسي و امنيت و ثبات در منطقه است پس از چند دهه استمالت از فاشيسم ديني و قرباني كردن مردم و مقاومت ايران، رئيس جمهور ايالات متحده همزمان با خروج اين كشور از معامله اتمي با رژيم آخوندي اعلام كرد: پرداختهاي بي‌دريغ دولت قبلي آمريكا به رژيم آخوندها فاجعه آميز بوده و رژيم بسيار مخوف حاكم بر ايران كه نخستين حامي تروريسم در دنياي امروز است «هزينه حكومت طولاني آشوب و ترور خود را از طريق به يغما بردن ثروت مردمش تأمين كرده است». خانم مريم رجوي از جانب مقاومت ايران كه نخستين افشاگر برنامه و تأسيسات مخفي اتمي اين رژيم و پرچمدار يك ايران غيراتمي بوده است، گفت: خلاصي از خطر اتمي و تروريسم اين رژيم در خلاصي از تماميت آن است. رژيم ولايت فقيه بدون تروريسم و سركوب و تسليحات كشتار جمعي وجود ندارد. هرگونه سرمايه گذاري بر روي اين رژيم در آينده نيز مانند گذشته نافرجام و محكوم به شكست است و همچنان كه مقاومت ايران پيوسته اعلام كرده است، قرار گرفتن در كنار آخوندهاي خون‌آشام و تقويت آمران و عاملان قتل عام فرزندان رشيد مردم ايران، فاشيسم ديني را در جنگ‌افروزي و صدور بنيادگرايي و تروريسم جري‌تر مي‌كند. خانم رجوي افزود : همچنان كه قيام سراسري دي ماه گذشته نشان داد، خواست عموم مردم ایران آزادی از ستم و استبداد ديني است. تغيير دموكراتيك در ايران اجتناب ناپذير و ايران آزاد در چشم‌انداز است. پايان ديكتاتوري و فاشيسم ديني در ايران لازمه صلح و دموكراسي و امنيت و ثبات در منطقه است. اين تنها راه پايان دادن به جنگ و بحران در منطقه و جلوگيري از يك جنگ بزرگتر است. شوراي امنيت ملل متحد بايد پرونده سردمداران رژيم ايران را به‌خاطر تروريسم و نقض حقوق بشر و جنايتهاي بيشمار آنها عليه مردم ايران به‌ويژه قتل عام زندانيان سياسي باز بگشايد و به دادگاه بين المللي ارجاع دهد . دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷ (۸ مه ۲۰۱۸)
دوشنبه, 17 ارديبهشت 1397 ساعت 20:32

من نبودم، «امام» بود!

اخیرا آخوند دژخیم رئیسی گوشه هایی از واقعیت در پشت پرده حمام خون و کشتار ناجوانمردانه بیش از ۳۰ هزار زندانی سیاسی در تابستان سال ۶۷ را با اعتراف به اینکه «خب امام حکمی دادند. عنایت بکنید»، به بیرون درز داده است. وی برای شستن دستان خونین خود، اضافه می‌کند: «این قضایایی که توی رسانه‌ها مطرح می‌کنند نسبت به بنده، من در این سه دهه از اون زمانی که دادستان بودم ـ اونهایی که حقوقی‌اند فرق میان دادگاه و رئیس دادگاه و دادستان رو میدانند. الحمدالله برخورد با جریان نفاق از اون برخوردهایی بوده که افتخارش مال امامه».این سخنان در حالی بیان می‌شود که آخوند جنایتکار رئیسی در دوران قتل‌عام زندانیان بی‌دفاع سیاسی بخش جداناپذیری از ماشین ترور و تصمیم‌گیری برای کشتار علیه دگراندیشان و فعالان سیاسی مجاهد و مبارز بود.بنا برداده های حکومتی و همچنین گزارش‌های متعدد شاهدان عینی که به طریقی توانسته‌اند از این قتل‌عام جنایتکارانه جان سالم بدر ببرند، در آن دوران هئیت مرگ شامل چهار دژخیم «آخوند نیری، اشراقی (دادستان تهران)، آخوند رئیسی و آخوند پورمحمدی» بود. بر اساس حکم خمینی ملعون نیز تشخیص حکم باید با «رای اکثریت» صورت می‌گرفت.احمد خمینی که در آن زمان رئیس وقت دفتر پدر جلادش بود در پاسخ به این سؤال که «آیا این حکم شامل کسانی که محاکمه شده‌اند و دوران زندان‌شان به زودی تمام می‌شود هم هست یا نه؟ و در مورد محکومان از شهرستان‌هایی که استقلال قضایی هم دارند چطور؟» امه ای به نقل از خمینی با این مضمون به هئیت مرگ می‌دهد که: «در تمام موارد فوق هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است. سریعاً دشمنان اسلام را نابود کنید. در صورت رسیدگی به وضع پرونده‌ها در هر صورت که حکم سریعتر اجرا گردد همان مورد نظر است». (دانشنامه ویکی پدیا)براین منطق، اوج وحشیگری علیه بشریت را این جانیان بالفطره که اکنون در هراس از جنبش دادخواهی منکر هرگونه «مشارکت در صدور حکم» می‌شوند، با گورهای دستجمعی در شهرها و نقاط مختلف میهن امان به نمایش گذشته‌اند.سخن از آثار جنایتی عظیم در حق فرزندان بیگناه این میهن است که اکنون با بلدوزرهای «ولایت» زهر خورده و طلسم شکسته در حال تخریب عامدانه می باشند.سازمان عفو بین‌الملل در تازه‌ترین گزارش خود ضمن ابراز نگرانی از پاک کردن آثار جنایات توسط دیکتاتوری ولی‌فقیه می‌نویسد: «نزدیک به سه دهه است که مقامات ایرانی به صورت سازمانیافته محل دفن هزاران زندانی سیاسی و عقیدتی که در مرداد و شهریور ۶۷ قهراً ناپدید و به صورت فراقانونی اعدام شدند را پنهان نگاه داشته‌اند. مقامات ایرانی عامدانه در حال تخریب شواهد و آثار جرم هستند که خانواده‌های قربانیان و همچنین کل جامعه را از حق دانستن حقیقت، اجرای عدالت و جبران خسارت محروم می‌کند».شکی نیست که بزرگترین جنایت از سوی رژیم آخوندی، همان قتل‌عام بیش از ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ و به فرمان خمینی ملعون می باشد. در این راستا بود که خانم رجوی به خونخواهی از شهدا و اسرا برخاست و در این راستا است که با گذشت قریب دو سال از عمر پربار جنبش دادخواهی، اکنون شهرهای میهن امان شاهد جوش و خروش ملی برای به چالش کشیدن خامنه‌ای طلسم شکسته و بر سر خون‌های بناحق ریخته شده می باشند.واقعیت در لابلای جملات هراس آلود آخوند دژخیم رئیسی آن است که جنبش دادخواهی اکنون به طناب دار برای رژیم و تمامی آمران و عاملان کشتار فرزندان ما در ایران تبدیل شده است. در هراس از انتقام مردم و به‌ویژه در پی شکست نمایش انتخابات رژیم در سال گذشته با شعار «نه به شیاد و نه به جلاد» اکنون پیام مظلومیت شهیدان و خون‌های بناحق ریخته شده در دیکتاتوری ولی‌فقیه در سراسر میهن ساری و جاری شده است.فراتر از این واقعیات، ابعاد و تاثیرات جنایات رژیم و به‌ویژه اعدام‌های ناجوانمردانه زندانیان سیاسی در سال‌های ۶۰ و یا قتل‌عام بیش از ۳۰ هزار زندانی سیاسی بی‌دفاع در سال ۶۷ به حدی است که با گذشته بیش از سه دهه به شقه و شکاف در درون دیکتاتوری خامنه‌ای نیز ضریب زده است، تاجائیکه سرانجام آخوند روحانی، امنیتی‌ترین رئیس‌جمهور نظام در دوران سیرک مناظرات اعتراف کرد: «مردم ایران اعلام می‌کنند، آنهایی که در طول ۳۸ سال فقط اعدام و زندان بلد بودند را قبول ندارند». (سایت حکومتی آفتاب نیوز ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۶)بهرحال نیم نگاهی به مجموعه مواضع و اعترافات سران نظام و به‌ویژه «انکار» مکرر آمران قتل‌عام زندانیان سیاسی درهرگونه مشارکت و یا تصمیم‌گیری، به یقین بهترین بینه براین واقعیت است که جنبش دادخواهی تاثیرات عمیق خود را برای بازنمودن پرونده تمامی جنایات از سوی رژیم و بطور خاص قتل‌عام سی هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ را در جامعه برجا گذاشته است.براین منطق خواسته مقاومت ایران، خانواده‌ها و بازماندگان قربانیان و افکار عمومی همان کشاندن آمران و عاملان تمامی جنایت‌ها از سوی دیکتاتوری ولی‌فقیه به پای میز یک دادگاه بین‌المللی می باشند.این خواسته ملی و مردمی شدنی است و حقوق بشر نوین سرانجام روزی آن را محقق خواهد کرد.
در يورشهاي متعدد نيروي انتظامي و مأموران اطلاعات در روز سه شنبه 11 ارديبهشت برابر با اول مي روز جهاني كارگر صدها تن از جوانان و كارگران در اهواز به بهانه هاي مختلف دستگير شده و تحت شكنجه قرار گرفته اند. بيش از 100 نفر از دستگيرشدگان كه به زندان شيبان در شهر ويس منتقل شده و با شلاق و شيلنگ مورد شكنجه قرار گرفته بودند در روزهاي گذشته براي صدور قرار در برابر حاكم شرع آخوندها قرار گرفتند. شماري از كارگران نيشكر هفت تپه كه به هنگام آماده سازي و نصب پلاكاردهاي اعتراضي خود مورد تهاجم مزدوران قرار گرفته بودند در اين شمارند. بازديد بلادرنگ نمايندگان ملل متحد و سازمانهاي بين المللي مدافع حقوق بشر از زندانهاي اهواز براي اطلاع از حقايق بسيار ضروريست. سازمان مجاهدین خلق ایران 15 ارديبهشت 1397  
جمعه, 14 ارديبهشت 1397 ساعت 15:59

درگذشت مجاهد صدیق مرضیه رضایی در آلبانی

سحرگاه جمعه ۱۴اردیبهشت، خواهر مجاهد مرضیه رضایی، از شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران و از فرماندهان ارتش آزادیبخش ملی، پس از ۳دهه مبارزه بی‌امان برای آزادی و نبرد با استبداد مذهبی، در آلبانی درگذشت و سرفرازانه به سوی جاودانه فروغها و یاران شهیدش پرکشید. مجاهد خلق مرضیه رضایی متولد ۱۳۴۷ ستاره سرفراز دیگری از خانواده مجاهدپرور رضایی‌هاست که از نوجوانی مشتاقانه پای در میدان مبارزه برای آزادی نهاد و تمام هستی خود را وقف رهایی خلق و میهن کرد. او در زمره اولین زنان مجاهد خلق بود که در خط مقدم نبرد و در عملیات ارتش آزادیبخش ملی ایران شرکت کرد و با رشادت و پاکبازی و فداکاری، مسئولیتهای مختلفی را به‌عنوان یک فرماندهٔ ارزنده برعهده گرفت. در عملیات بزرگ چلچراغ و فتح مهران و هم‌چنین در حماسه میهنی و آرمانی فروغ جاویدان در سال ۱۳۶۷ شرکت داشت و دلیرانه جنگید و از دست چپ مورد اصابت گلوله بی‌کی‌سی قرار گرفت.   دوران پایداری پرشکوه در اشرف و لیبرتی درخشانترین فراز زندگی این شیرزن انقلابی است که با ایستادگی و مسئولیت‌پذیری در رویارویی با مزدوران به سرمشقی برای یاران رزمآورش تبدیل شد. مرضیه قهرمان، در یورش وحشیانه ۶ و ۷مرداد ۱۳۸۷ در خط مقدم مدافعان اشرف قرار داشت. در پی این حمله وحشیانه نیز برای رساندن صدای اشرف به جهان، دست به اعتصاب‌غذا زد که تا درهم‌شکستن توطئه و آزادی گروگانها ۷۰روز ادامه داشت.  او در این دوران نیز به‌رغم ضعف شدید جسمی همواره برای یارانش الهام‌بخش پایداری با روحیه‌یی جنگنده و سرشار بود. او هم‌چنین پس از جنایت بزرگ عوامل خامنه‌ای در حمله ۱۰شهریور ۹۲ به اشرف و شهادت ۵۲مجاهد، وارد اعتصاب‌غذایی شد که ۹۲روز ادامه یافت. مجاهد صدیق مرضیه رضایی، در نبرد با بیماری هم نمونه استقامت و رزمندگی بود و درد و رنج بیماری را مغلوب اراده رزمنده‌اش کرد. در نقشه‌مسیرش در شب قدر در رمضان سال گذشته نوشته است: « از او (علی ع) می‌خواهم در ابتلا جدیدی که خدا نصیبم کرده، همواره مرا شاکر، صابر و بدهکار گرداند و نگذارد ذره‌یی گرد آه، حیف، افسوس، طلبکاری و بی‌حوصلگی بر من بنشیند. از مولایم علی می‌خواهم به پاس قدرشناسی از خواهر مریم و همه تلاشهایش، به من کمک کند در همه ارزشهای انسانی و مجاهدی، شاخص و بینه‌یی برای کمک به سایر خواهران و برادران مجاهدم به‌عنوان تن واحد باشم. ...مجاهد بودن و ماندن، افتخاری است که خدایا نصیب ما بگردان، مجاهدانی کامل با ارزشهای توحیدی و تراز مکتب. مرضیه رضایی (مهین) صبحگاهان ۲۱رمضان – ۲۶خرداد ۹۶». مرضیه قهرمان در نوشته دیگری که از خود به یادگار گذاشته نوشته است: « از موضع جنگنده‌یی که در همه پهنه‌ها و صحنه‌‌ها حاضر می‌گوید، با مرزبندی قاطع با اپورتونیسم بورژوایی، برای پذیرش مسئولیتهای بزرگ اعلام آمادگی می‌کنم. از سلطان نصیر جمعی و همه همرزمانم می‌خواهم مرا در پایداری در راه و رسم انقلاب ایدئولوژیکی برای سرنگونی ارتجاع، در خط آتش بورژوازی ضدانقلابی یاری کنند». در دوران پایداری در زندان و رزمگاه لیبرتی نیز نوشته بود: « هیهات منا‌الذله... مجاهد هستم، می‌مانم و خواهم ماند.... با استعانت از همه یاران دلیر رکاب امام حسین، ای کاش صد جان داشتم و در این مسیر و وفای به عهد برای این رهبری، این آرمان و این خلق می‌دادم. اگر هزار بار شهید شده و دوباره زنده شوم، انتخابی جز این نخواهم داشت و به آن افتخار می‌کنم. ما مجاهدین این فرصت مبارزاتی، این جایگاه تاریخی را به قیمت خون صدهزاران و بیشماران به دست آورده‌ایم، قدر و ارزش آن را می‌دانیم و به‌هیج‌وجه آن را از دست نخواهیم داد. درود بر رجوی ـ سلام بر حسین (ع). مرضیه(مهین) رضایی». خانم مریم رجوی درگذشت مجاهد پاکباز مرضیه رضایی را به مجاهدین و به خانواده رضایی‌های شهید به‌ویژه مادر صبور و بزرگوارش تسلیت گفت و افزود: جنگ‌آوری و روحیه رزمنده مرضیه قهرمان در سالهای پایداری در اشرف و لیبرتی و هم‌چنین استقامت و شکیبایی او در برابر بیماری، او را با بزرگ شهیدان خاندان رضایی جاودانه کرد. خواهر مجاهد زهرا مریخی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، با درود به قهرمان مجاهد خلق مرضیه رضایی، او را یکی از الگوهای سرفراز هزار زن قهرمان اشرفی، در ایستادگی و رزم‌آوری در برابر فاشیسم دینی توصیف کرد.
36سال پس از حماسه های درخشان 12 و 19 اردیبهشت 1361، این خونهای پاک شهیدان، ازجمله خون آن قهرمانان و حماسه آفرینان است که در شهرهای سراسر میهن شعله ور شده است. خروش پرطنین جوانان قیام آفرین صدای آنها و همة شهیدان است که امروز در سراسر میهن طنین افکنده است. ایران زمین از حس حضور این خاموشان پر خروش لبریز است. قهرمانانی که در روزهای 12 و 19ارديبهشت در سال 1361، با نبرد قهرمانانه در برابر گله هاي تا دندان مسلح پاسداران خميني جلاد که پايگاههاي آنها را محاصره كردند تا آخرین گلوله جنگیدند و حماسه هاي درخشانی از رزم و پاكبازي را رقم زدند. در آن روزها بيش از 60 تن از فرماندهان، مسئولان و كادرهاي مجاهدين و در رأس آنها فرمانده والا مقام، مجاهد شهيد محمد ضابطي سرفرازانه به شهادت رسیدند. نبرد چنان سترک بود که دشمن وحشی به رغم بسیج انبوه پاسداران در رویارویی با آن مجاهدان قهرمان کم آورد و از هوا و با هلی کوپتر هم پایگاهها زير آتش سنگين قرار داد، اما كوهمردان و شيرزنان مجاهد خلق، با قهرماني و آتش توفنده و رزم انقلابي، ساعتها و تا آخرين نفس جنگيدند و درسهاي ماندگاري در مسير مقاومت سازش ناپذير براي سرنگوني ديكتاتوري هار ديني بر جاي گذاشتند. و بدین سان، در آن ایام که شب تاریک خمینی تازه آغاز شده بود در بحبوحه تنوره كشيدن خميني جلاد و در اوج سركوب وحشيانه دهه 60 با تيربارانها و قتل عامهاي روزمره طنين گلوله ها و پاكبازي حماسي قهرمانان مجاهد خلق فضاي ارعاب و خفقان و نغمه هاي شوم خيانت و تسليم را درهم مي شكست. به ويژه رشادت شير زنان مجاهد خلق در مناطق مختلف تهران، ؛ در مقابله با ارتجاع و تروريسم تحت نام اسلام، درسهاي ماندگاری در تار و پود تاريخ معاصر ايران ثبت کرد و به مثابه خون جاري دوران، جريان يافت و در صفوف ارتش آزاديبخش ملي ايران و نبردهاي صلح و آزادي علیه جنگ و سركوب خميني به گل نشست، در پايداري و مقاومتهاي حماسي مجاهدان آزادي دراشرف و ليبرتي بالا و بالاترگرفت و با هجرت بزرگ مجاهدین به استراتژی هزار اشرف و کانونهای شورشی ارتقا یافت تا رو در روي فاشيسم مذهبي و جنايت عليه بشريت ازسوي ديكتاتوري خون آشام ولايت فقيه، و در برابر كانون صدور ارتجاع و تروريسم، چه در ميهنمان ايران و چه دراين منطقه از جهان، جاري و جاودانه شود و درسهاي جديدي از فدا و پاكبازي، به مثابه مشعلهاي فروزان و راهنما، برافروزد. از سخنراني مسعود رجوی 12 ارديبهشت 1363 زمين و دامن اجتماعي و مجاهد پروري كه به ما امكان مي دهد در دامنش ستارگان شبكوب, راهگشا و پيشتازي از قبيل 60 شهيد امروزمان را پرورش بدهيم و خونهايي كه به بالا مي روند و به آسمان مي روند و بعد باز مي گردند, آسماني كه داراي بازگشت هست, باران داره, عقيم نيست, نازا نيست. يعني خونهايي كه به صورت شبنم آگاهي, بصورت امواج آزادي, بصورت توفان مقاومت, دو مرتبه باز مي گردد و در اين مسير در اين رفت و بازگشت, از آنجاييكه يك سيكل بسته نيست, دور نيست, ارتقاست و تكامله, قول فصل را محقق مي كند, تميز را جدايي خبيث از طيب را, تكامل مرز بنديها را, ارتقاء انقلاب را از حالت قاطي, از حالت درهم و مخدوش شده, مرزها را جدا مي كند. چرا كه بايد نشان بدهد كه در هر كجا چي هست. كما اينكه در اين رفت و بازگشت فصول معلوم مي شود كه هر دانه اي كه در زمين كشته شده, ماهيتش چي بوده, چه ميوه اي دارد و راه به كجا خواهد برد. هيچكدام از اينها هزل نيست, ابتذال نيست, واقعيت سرسخته. به سر سختي مقاومتي كه شما پيش برديد و باز هم پيش خواهيد برد و انشاءالله به نتيجه هم خواهيد رساند در داخل خاك وطنتان. از سخنان مسعود رجوی در ديدار با مادران شهيدان ـ 12ارديبهشت 63 امروز كه ميدونين چه روزي است. در چنين روزي بيشتر از 60مجاهد كشته يا اعدام شدند. اگر فكر بكنيم كه در مقابل شهدا چه چيزهايي بهدست آوردن و اگر يقين داشته باشيم كه بدون خونبهاش آزادي به دست نمياد، فكر ميكنم اگر كساني هستند كه فيالواقع بايد غمگين باشند و پشيمان، كساني هستند كه جنايت رو مرتكب شدند، حقوق انسان رو پامال كردند و قصد اون داشتند كه انقلاب ايران رو از بين ببرند با همة نيروهاش، با همة مجاهدينش و با همة مبارزينش، در يكي از وصيتها، يكي از بچهها به مادرش نوشته بود كه اگر ميخواهي من بعد از اعدام آدرسم رو بتو بدم تا هروقت كه دلت برا من تنگ شد بتوني منو پيدا كني، من در لبخند هركسي هستم كه بعد از آزادي خواهد خنديد، من در صلح و در آزادي در همه جا حضور خواهم داشت بنابراين برام گريه نكن، فكر ميكنم اين زبان حال همة شهداي ماست، مسأله اصلا اين نبود كه آنها از زندگي بدشون بياد، به عكس كساني كه حاضرن زندگيشون رو از دست بدن بهتر از هر كس ديگري معنا و اهميت اون رو دريافتند، درست به همين دليل حاضر ميشن حيات خودشون رو براي آزادي و صلح يك خلق فدا بكنند، البته من شخصاً خودم هم وقتي يك زمان در معرض اعدام بودم، فكر ميكنم كه بازماندگان يك شهيد بهخصوص مادرش رنج بيشتري رو بايد تحمل بكنند. از جمعبندی یکسالة مقاومت 1361 توسط برادرمسعود صبر کنید! نسل‌ها و تاریخ آینده ایران و جهان در این مورد، بیشتر توضیح خواهند داد، بیشتر و بیشتر... تاریخ آینده ما از مردان و زنان مجاهد گفتنی بسیار خواهد داشت. از سردارانی همچون موسی و محمد ضابطی. از نوجوانانی همچون فاطمه مصباح از خانواده‌هایی همچون مصباح و بقایی‌ و صدها خانواده دیگر، از مادران مجاهدی که در لحظه وداع، از فدا کردن اطفال شیرخواره‌اشان هم دریغ نکردند. از زنان مجاهدی که زن انقلابی مجاهد را زینت سینه تاریخ معاصر ایران و جهان کردند. اسامی و مشخصات شهیدان 12اردیبهشت شماری از قهرمانان و حماسه آفرینان شهید 12 و 19 اردیبهشت 1-مجاهد کبیر فرمانده والامقام محمد ضابطی، زندانی سیاسی در زمان شاه، مسئول بخش اجتماعی مجاهدین و سازماندهندة میلیشیا 2-قاسم باقر زاده،‌ زندانی سیاسی در زمان شاه و مسئول بخش دانشجویی مجاهدین پس از پیروزی انقلاب 57 . 3-حمید جلال‌زاده، زندانی سیاسی زمان شاه، همرزم مهدی رضایی، مسئول بخش کارگری مجاهدین پس از سقوط شاه. 4-نصرت رمضانی، دانشجوی مهندسی مکانیک، از مسئولان بخش اجتماعی مجاهدین بعد از انقلاب ضد سلطنتی. فرمانده نبرد قهرمانانة پایگاه کامرانیه. 5-سوسن میرزایی، از مسئولان بخش اجتماعی مجاهدین پس انقلاب ضد سلطنتی، مسئولیت در نهادهای کارگری و انجمنهای محلات. 6-پری یوسفی، از دانشجویان انقلابی دانشگاه تهران در دهة 50، از مسئولان بخش اجتماعی مجاهدین پس از پیروزی انقلاب ضد سلطنتی. 7-زکیه محدث، از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران پس از انقلاب ضد سلطنتی. 8-فضل‌اله تدین: زندانی سیاسی زمان شاه، از فارغ التحصیلان دانشگاه تهران، کاندیدای سازمان از اصفهان در انتخابات اولین دوره مجلس شورای ملی و از مسئولان بخش شهرستانهای مجاهدین پس از انقلاب ضد سلطنتی. 9-احمد کلاهدوز، زندانی سیاسی زمان شاه، از کادرهای مسئول مجاهدین در شیراز . 10-حمید خادمی، از زندانیان سیاسی زمان شاه و از مسئولان مجاهدین بخش اجتماعی مجاهدین پس از پیروزی انقلاب ضد سلطنتی 11-حسن رحیمی، از مسئولان بخش کارگری مجاهدین و مسئول نشریه بازوی انقلاب.     12-حسن صادق، زندانی سیاسی زمان شاه، مسئول نهاد محلات، برادر مجاهد قهرمان ناصر صادق. 13-سعید منبری، زندانی سیاسی زمان شاه. از مسئولان بخش کارگری و کاندیدای مجاهدین در انتخابات اولین دوره مجلس شورای ملی پس از سقوط شاه. 14-حسین جلیلی پروانه، زندانی سیاسی زمان شاه، از مسئولان بخش شهرستان مجاهدین . 15-فاضل مصلحتی، زندانی سیاسی زمان شاه، از مسئولان بخش اجتماعی مجاهدین. 16-مهین خیابانی از مسئولان انجمن مادران هوادار مجاهدین. خواهر سردار خیابانی. 17-ایران بازرگان، از زنان پیشتاز انقلاب 57، مادر مجاهد 57ساله که در رزم آخرین دوشادوش فرزندانش با پاسداران خمینی به نبرد برخاست. 18-خدیجه مسیح (مصباح) شیرزن مجاهد خلق که در نبردهای حماسی 12اردیبهشت، در پایگاهی در خیابان نارمک یک تنه در برابر فوجی از پاسداران درنده و تا دندان مسلح ساعتها جنگید و درسی درخشان به آنان داد. 19-مریم شفایی، دانشجوی رشتة ادبیات دانشگاه تهران، از شهیدان خانوادة قهرمان شفایی. 20-عباس همایون‌نژاد، زندانی سیاسی زمان شاه، 27ساله، هنگام مراجعه به یکی از پایگاهها با مزدوران تا دندان مسلح درگیر شد و پس از نبردی قهرمانانه به شهادت رسید. 21-علی انگبینی، دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، مسئول نشریة فریاد گود نشین 22-فاطمه (تاجی) مهدوی‌کرمانی، دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، عضو تحریریة نشریة بازوی انقلاب در بخش کارگری. 23-مهري خانبانی، از دانشجویان انقلابی دانشگاه علم و صنعت در دهة 50،‌ فرمانده پایگاه در آخرین نبرد قهرمانانه با پاسداران 24-حمید لولاچیان، زندانی سیاسی زمان شاه، از کادرهای بخش محلات 25-زهرا طباطبایی، مسئول انجمن مادران منطقة خزانه 26-بهروز اسداله زاده، مسئول تدارکات بخش اجتماعی و مجاهدان قهرمان شهید 27-هادی (محمد) تواناییان‌فرد 28-اقدس تقوی 29-امیر آق‌بابا 30-فرشته ازهدی 31- مهین ابراهیمی 32-معصومه میرمحمد 33-محمد عسگریزاده 34-محمد تقی آسیم 35-حسین امیرپناهی 36-تقی اوسطی 37-غلامعلی صادقی نیستانی 38-مژگان موفق 39-پروین ملازینعلی طاهری 40-حسن کلکته‌چی 41-بهرام قاسمی 42-زهرا شیخ‌الاسلام 43-وجیهه عبادی 44- فاطمه ابوالحسنی 45-نائمة عمرانیان تيراندازي مأموران اطلاعات به يك تيم از مجاهدين در اهواز صبح امروز يك تيم از مجاهدين در حوالي شركت نفت در اهواز به هنگام نصب پلاكاردهاي روز كارگر، مورد حمله نيروي انتظامي و سپس تعقيب و تيراندازي مأموران اطلاعات قرار گرفت. از مجاهدين دو نفر مجروح شدند. حال يكي از مجروحان كه گلوله ها به ناحيه قلب و پاي او اصابت كرده وخيم گزارش شده است. سازمان مجاهدین خلق ایران 11 ارديبهشت 1397  
  دژخیمان رژیم آخوندی زندانی سیاسی ۲۴ ساله رامین حسین پناهی را برای اجرای حکم اعدام به قرنطینه زندان سنندج منتقل کرده اند. وی در تیرماه گذشته توسط اطلاعات سپاه دستگیر و در بیدادگاههای رژیم آخوندی بە اتهام “اقدام علیه امنیت ملی و عضویت در کومله” به اعدام محکوم شد. به‌رغم تلاشهای بین المللی برای توقف این مجازات جنایتکارانه، دیوانعالی رژیم حکم اعدام او را تایید کرد. برادر رامین نیز به ٨ سال و نیم زندان محکوم شده است. مقاومت ایران عموم مردم به ویژه جوانان کردستان را به اعتراض علیه حکم اعدام رامین احسانی فرا می‌خواند و از عموم مراجع بین المللی حقوق بشر به ویژه کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگر ویژه اعدام می‌خواهد برای نجات جان وی دست به اقدام بزنند. دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ (اول مه ۲۰۱۸)
کارگران و زحمتکشان ایران در زمان آخوند روحانی، ۳ برابر فقیرتر شده‌اندجنبش اعتراضی کارگران برچیده شدن بساط ستم آخوندها و استقرار آزادی و عدالت را نوید میدهد روز ۱۱ اردیبهشت، اول ماه مه، روز جهانی کارگر، بر همه کارگران و زحمتکشان ایران که رو در روی دیکتاتوری ضد کارگری حاکم بر ایران ایستاده اند، مبارک باد. امسال در حالی عید کارگران و زحمتکشان را جشن میگیریم که از یک سو سیاستهای ضدکارگری و چپاولگرانه آخوندها بنحو بیسابقه‌ای تشدید شده و از سوی دیگر اعتصابها، اعتراضها و خیزشهای کارگران، کشاورزان، کولبران و عموم زحمتکشان و غارت‌شدگان ابعاد جدیدی به‌خود گرفته و ارکان حکومت آخوندی را به لرزه انداخته است. خیزشی که برچیدن بساط ستم آخوندها و استقرار آزادی و عدالت اجتماعی را نوید میدهد.1.    غارت‌گری نظام ضدانسانی ولایت فقیه و فساد نجومی و تبهکاری سران آن چهار دهه است که ادامه دارد اما در ۵ سال اخیر، از روز روی کار آمدن آخوند روحانی کارگران و زحمتکشان ایران ۳ برابر فقیرتر شده‌ و به‌رغم آمارهای دروغین بیکاری افزایش یافته است. یک قلم قیمت رسمی دلار در بانک مرکزی در خرداد ۱۳۹۲ برابر با ۱۲۲۶ تومان بود  و در ۲۰ فروردین ۹۷ ۴۲۰۰تومان. یعنی حدود سه و نیم برابر کمتر شده است. 2.    در این دوران تعطیلی کارگاهها و کارخانه‌ها بدون وقفه ادامه داشته است در ۵ اسفند ۹۴ سایت موسوم به خانه ملت نوشت: «۱۵۰۰ واحد صنعتی تولیدی در دو سال گذشته تعطیل شده است»‌. در مرداد ماه ۹۶ علی یزدانی رئیس‌سازمان صنایع کوچک و مدیرعامل شهرک‌های صنعتی کشور «از تعطیلی بیش از ۵‌هزار واحد تولیدی کوچک و متوسط در سال گذشته خبر داد» دامنه‌ی انهدام تولید به آنجا کشید که کارخانه‌های فعال و با سابقه‌ای مانند داروگر (با سابقه ۹۰سال)، ارج، آزمایش، قند ورامین و چندین کارخانه نساجی و کاشی‌سازی و... تعطیل شدند   . و هزاران کارگر به شما بیکاران افزوده شد3.    همزمان قاچاق کلان که سرنخ آن دست سپاه پاسداران، بیت خامنه ای و دیگر نهادهای حکومتی است، اقتصاد کشور را به ویرانی کشانده و بر ابعاد بیکاری افزوده است. طیب‌نیا وزیر وقت اقتصاد روحانی اعتراف کرد: «بر اساس آمار رسمی حجم قاچاق کالا به حدود ۱۵میلیارد دلار می‌رسد و قاچاق کالا بزرگترین ضربه و تخریب برای تولید ملی ماست که به اشتغال جوانان ضربه می‌زند ».  و «در یک روز ۳۳۰۰ کانتینر کالای قاچاق وارد کشور می‌شود و کارخانه‌ها و صنعت و تولید ما را فلج می‌کند ...».   ابعاد واقعی قاچاق بیشتر از این ارقام است.4.    رئیس کمیسیون تولید ملی مجلس ارتجاع در فروردین ۱۳۹۶ اعلام کرد: «نرخ بیکاری در قشر جوان و دانش آموختگان بیش از ۳۰ تا ۳۵ درصد است و این زنگ خطر بزرگی است که در جامعه به صدا درآمده است...». 5.    در نظام ضد کارگری ولایت فقیه استثمار وحشیانه کارگران هر روز ابعاد جدیدی بخود گرفته است. اسماعیل ظریفی آزاد (مدیر کل روابط کار وزارت کار و امور اجتماعی): «هزینه ای که برای نیروی انسانی در عرصه ی تولید کالا و خدمات صورت میگیرد را تحت عنوان «سهم جبران خدمت» می آورند... این عدد هفتاد درصد در ایالات متحده‌ی آمریکا و در کشورهای توسعه یافته‌ی صنعتی نوعا از پنجاه درصد به بالا هستند. کشورهای هم شأن ما حول و حوش ۲۵ تا ۳۵ درصد هستند. ... ایران در قعر جدول همه کشورهای دنیا با پنج درصد قرار داره».  به عبارت ساده تر ارزش کار کارگر در ایران ۵ تا ۷ برادر کمتر از کشورهای منطقه و ۱۰ تا ۱۴ برابر کشورهای صنعتی است. 6.    آخوند روحانی در سال ۱۳۹۵، «پیش نویس لایحه اصلاح قانون کار» را در ٨۴ ماده و دو بند، به مجلس ارتجاع داد. این لایحه بسیاری از مواد و تبصره‌های قانون کار را علیه حقوق کارگران تغییر می‌دهد. این تغییرات به ویژه در مواد ٧، ٢١، ٢٧، ۴١ و ... حقوق اساسی کارگران را زیرپا می‌گذارد. به‌عنوان مثال این لایحه تعیین دستمزدها و مزایای قانونی کارگران را موکول به «شرایط و اوضاع اقتصادی کشور» و شرایط هر منطقه یا استان کرده و اسم آن را «مزد منعطف» گذاشت. در این لایحه تعیین دستمزد با رضایت و اغلب تصمیم کارفرما می باشد. روز ۲۵ آبان ۹۵، کارگران محروم و خشمگین در مقابل مجلس رژیم علیه این لایحه دست به تظاهرات زدند. برخی از اقشار مردم و از جمله دانشجویان به این تظاهرات پیوستند. آنها شعار می دادند: «لایحه این دولت، تضمین این بردگیست»، «معیشت، منزلت، حق مسلم ماست»، «اصلاح قانون کار، به نفع سرمایه دار» و... کارگران در بیانیه پایانی خود خواستار بازپس گیری فوری لایحه و لغو قوانین برده‌ساز کار و برچیده شدن قراردادهای موقت شدند. خشم و پایداری کارگران باعث شد که روحانی موقتا لایحه‌ را پس بگیرد. 7.    ناهید تاج الدین نماینده مجلس ارتجاع چند روز پیش گفت: «کارکنان را به انواع رسمی، پیمانی، قراردادی، قرارداد مدت معین، مدت موقت یا طویل‌المدت، کارمعین، طرحی، شرکتی، حجمی تقسیم می‌کنند» و افزود «فاصله دریافتی نیروهای رسمی بخش‌های دولتی یا وزارتخانه‌ها با جمع حقوق و مزایا و اضافه‌کاری با دریافتی نیروهای قراردادی تابع دولت به بیش از چهار برابر می رسد» 8.    وخیم تر شدن وضعیت معیشتی کارگران و خیل عظیم کارگرانی که هر روز بیکار می‌شوند و بی‌پاسخ ماندن اعتراض‌های آنان به حدی است که در یک‌سال گذشته شمار زیادی از کارگران زحمتکش با خودکشی به زندگی سراسر رنج خود پایان دادند. 9.    در چنین شرایطی خشم و نفرت کارگران علیه این رژیم رژیم ضدانسانی و ضدکارگری هر روز بیشتر می‌شود. جدا از قیامهای سراسری دیماه ۹۶، که کارگران و زحمتکشان در آن نقش بسزایی داشتند، در سال ۱۳۹۶ شاهد بیش از ۲۰۰۰ تظاهرات، تجمعات و اعتصابات کارگری بودیم. اعتصابها و اعتراضهای مستمر و خستگی ناپذیر کارگران به جان آمده گروه ملی فولاد ایران در اهواز، نیشکر هفت تپه، کارخانه های آذر آب و هپکو در اراک؛ کارگران راه آهن سراسری در شهرهای مختلف؛ کارگران شهرداری‌ها؛ کارگران معادن بافق، معدن آق دره گلستان یا معدنچیان محروم مجتمع مس چهار گنبد-سیرجان از آن جمله است. از اولین روزهای سال ۱۳۹۷ نیز اعتراضات کارگری شروع شده و تنها در فروردین ماه اعتراضات کارگری ثبت شده در ۵۸ شهر به بیش از ۱۸۰ مورد میرسد و این روند رو به افزایش است10.    یورش وحشیانه نیروهای سرکوبگر و بازداشت فعالان کارگری نه تنها خروش‌ حق‌خواهی کارگران و زحمتکشان را خاموش نکرد بلکه عزم آنان را برای اعاده حقوق به یغما رفته شدان جزم تر کرده است. آنها بخوبی به ماهیت رژیم آخوندی و باندها و دستجات گوناگون آن پی برده اند. آنها بخوبی دریافته اند که رسالت آخوند روحانی که بیش ار سه دهه در تمام توطئه‌های کثیف رزیم علیه مردم ایران دست داشته و شکنجه گری بنام علی ربیعی که حالا عنوان وزیر کار این رژیم را یدک میکشد، چیزی استثمار بیشتر کارگران و زحمتکشان و سرکوب آنان و ممانعت از جنبش اعتراضی آنهاست.کارگران و زحمتکشان شریف ایران، در ۴دهه گذشته کارگران، زحمتکشان، کولبران، غارت شدگان و عموم مردم محروم با تمام وجود احساس کرده‌اند که هیچ راهی برای احقاق حقوق حقه شان جز سرنگونی رژیم فاسد و تبهکار وجود ندارد. واقعیت بسیار سخت و وحشت آفرین برای آخوندهای حاکم، بیداری و هوشیاری و اتحاد مردم ستمدیده به ویژه کارگرانی است که عزم جزم کرده‌اند حقوق غصب شده و پایمال شده خود را از این رژیم پس بگیرند. اولین حق غصب شده حق حاکمیت است که سر منشا همه جنایتها و خیانتها و چپاولگری‌های این رژیم در ۳۹ سال گذشته است.خواست‌های اساسی کارگران نظیر تشکل‌یابی مستقل و آزاد، لغو قراردادهای موقت، برچیده شدن شرکت‌های پیمانکاری، افزایش حداقل دستمزد، برابری مزد زن و مرد، آزادی اعتراض و اعتصاب و ممنوعیت کار کودکان همه در مسیر چنین مبارزه‌یی قابل حصول است.کمیسیون کار شورای ملی مقاومت بار دیگر به کارگران قهرمان کشورمان از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب که خشم و نفرت خود را از این رژیم ضد کارگری به رساترین صدا بیان می‌کنند درود می‌فرستد. بی‌تردید آنان در ساختن بزرگترین عید ملت ایران که همانا سرنگونی این رژیم قرون وسطایی است، بیشترین نقش را خواهند داشت. شورای ملی مقاومت- کمیسیون کار۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۷(۳۰ آّوریل ۲۰۱۸)
زندانی سیاسی علی معزی پدر دو مجاهد اشرفی که در زندان تهران بزرگ محبوس است؛ طی پیامی روز جهانی کارگر را به کارگران و زحمتکشان ایران تبریک گفت.در پیام زندانی سیاسی علی معزی آمده است:۱۱اردیبهشت روز جهانی کارگر را به کارگران عزیز که دسترنجشان قوام زندگی ما است؛ تبریک می‌گویم و با اجتناب از دخالتهای عوامل شیاد رژیم ضدکارگر که اصرار زیادی به دست درازی و تحریف و مسخ و لوث کردن این روزها و مراسم آن دارند؛ روز کارگر را بزرگ و گرامی میداریم.در سرزمین ما که هیچ چیز سر جایش نیست؛ کارگران و کلیه اقشار مزدبگیر عقب رانده شده‌تر از هر دوران دیگر بوده و سال به سال فقیرتر شده‌اند. فرقی نمی‌کند که این مزدبگیران پزشک عمومی بیمارستانها باشند یا معلم و پرستار یا کارگر ساده کارخانه و کارگر کشاورزی یا ساختمانی.محرومیتهای مضاعف این مزدبگیران به ماهیت و ساختار نظام آخوندی برمی گردد؛ زیرا که این سیستم و سیاستهایش از اساس با کار و تولید مخالفند اما برعکس با واردات اجناس بنجل و قاچاق توسط عوامل خودی! و دزدی و اختلاس و رانت و انحصار و تبعیض و فساد و رشوه به مفتخواری و حرام خواری کاملا چفت و جور هستند و در نتیجه برای فقر و بیکاری به‌دنبال راه‌حلی نیست.دیگر این‌که تورم و گرانی و تقلبات و زدوبندهای حاصل از این شرایط بیشتر از همه گلوی اقشار مزدبگیر را می‌فشارد.سوم این‌که در شرایط فعلی به‌رغم تصویب حداقل دستمزد که حتی کفاف خرج یک نفر را هم نمی‌دهد؛ بیکاری و گرسنگی آن‌قدر بر گرده اقشار زحمتکش این جامعه فشار آورده که بسیاری مجبورند حتی با نصف حداقل دستمزد و شرایط و قراردادهای تحمیلی مرئی و نامرئی که به دوران بردهداری شبیه است؛ کار کنند. دست آخر این‌که کارگران ایران از حق داشتن تشکل‌های صنفی و سندیکاهای مستقل و آزاد کارگری و اعضای پشتیبان محرومند و تجمعات و اعتصابات و اعتراضات آنها سرکوب و منجر به دستگیری و زندان می‌شود.بنابراین در چنین وضعیتی؛ اعتراض و اعتصابات کارگران و اقشار مزدبگیر در صورتی گره گشاست که با مبارزات مردم ایران برای برچیدن این نظام قاتل و فاسد یک کاسه و یکپارچه شود زیرا تا این سیستم برقرار است هیچ درمانی برای دردهای کارگران و زحمتکشان و سایر مشکلات از جمله اقوام و ملیتها و یا مسائل زنان و جوانان وجود ندارد.همگی همراه هم تا هنگام بهروزی و تا هنگام پیروزی زندان تهران بزرگ علی معزی
در سال گذشته بیش از ۷۰ هزار کاربر فضای مجازی (روزی ۱۹۲تن ) دستگیر شده اند پاسدار- سرتیپ کمال هادی فر رئیس پلیس سایبری رژیم موسوم به فتا اعلام کرد که در سال ۱۳۹۶ بیش از ۷۰ هزار کاربر فضای مجازی دستگیر شده اند. وی گفت: «در سال گذشته بیش از ۷۰ هزار نفر از مجرمان سایبری دستگیر و... به مراجع قضایی معرفی شدند.... در سال ۹۶ بیش از ۳۹ هزار فقره جرائم سایبری کشف شده است و رشد نزدیک به ۱۰ برابری جرائم به نگرانی های ما افزوده است...» ( خبرگزاری حکومتی ایلنا- ۹ اردیبهشت۹۷). چند روز پیش از این صادق لاریجانی، سردژخیم قضاییه آخوندها گفته بود: شبکه های اجتماعی برای تخریب ارکان نظام به خدمت نظام سلطه و مجاهدین در آمده است. (خبرگزاری ایلنا-۵ اردیبهشت). وی سه ماه پیش نیز گفته بود «همه دستگاههای امنیتی موظفند با سرشاخه‌های داخلی که در فضای مجازی اقدام به همکاری با دشمنان و بیگانگان می‌کنند برخورد کنند» (تلویزیون شبکه خبر رژیم-۵بهمن۹۶). توسل حاکمان جنایتکار ایران به سرکوب گسترده اینترنتی قبل از هر چیز نشان دهنده ناتوانی رژیم از مقابله با خیزشهای مردمی است که این رژیم قرون وسطایی را نشانه رفته و خواستار سرنگونی تمامیت این رژیم است. به دنبال قیام دیماه۹۶ ‌شورای امنیت رژیم اعلام کرد: «تصمیم گرفته شد که فعالیت این شبکه ها متوقف شود» تا علیه «آرامش کشور» به کار گرفته نشود (رسانه های خبری- ۱۳دی). آخوند احمد جنتی، رئیس خبرگان رژیم در همین باره گفت: اگر فضای مجازی مهار شده بود کار به وضع فعلی نمی رسید... این فضای مجازی بلا و مشکلی است که به جان ما افتاده است.. مقاومت ایران بازداشت گسترده و سرکوب بیسابقه کاربران اینترنت را به شدت محکوم می‌کند و از عموم مراجع بین‌المللی مدافع حقوق بشر، از جمله گزارشگر آزادی بیان و عقیده و گروه کار دستگیریهای خودسرانه و از اتحادیه بین المللی ارتباطات (ITU) و دیگر ارگانهای ذیربط بین المللی می‌خواهد رژیم آخوندی را به خاطر این سرکوب وحشیانه که نقض بسیاری از معاهدات بین‌المللی است، قویاً محکوم نموده و اقدامات ضروری برای آزادی دستگیر شدگان و متوقف کردن این راهزنی اینترنتی به عمل آورند. دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران۱۰ اردبهشت ۱۳۹۷ (۳۰آوریل ۲۰۱۸)
پیام به‌مناسبت روز جهانی کارگر کارگران و زحمتکشان ایران،خواهران و برادران،صمیمانه‌ترین تبریکاتم را به‌مناسبت روز جهانی کارگر به‌یکایک شما تقدیم می‌کنم. این عید بشارت آینده‌یی است که در آن استثمار و غارت و سرکوب جای خود را به‌آزادی و عدالت و برابری و برادری و خواهری می‌دهد. به‌همه زنان و مردان کارگری درود می‌‌فرستم که برای این آرمان والا، در این سال جان خود را تقدیم کردند؛ کارگرانی که رنج زندان‌های خامنه‌ای را به‌جان خریدند و کارگرانی که به‌ از دست دادن شغل و انواع محرومیت‌ها محکوم شدند. به‌خصوص به‌ کارگران و بی‌کاران جوانی درود می‌فرستم که در ‌قیام‌های دی ماه، شجاعانه به خیابان‌ها آمدند و شماری از آن‌ها جان‌ خود را فدا کردند. درود به کارگرانی که در سال گذشته برای گرفتن حقوق خود، یکسره در حال اعتصاب و اعتراض بودند؛ از کارگران هپکو و آذرآب اراک، تا کارگران فولاد خوزستان و پتروشیمی ماهشهر و گچساران و کارگران عسلویه و نیشکر هفت‌تپه. و سلام به‌کشاورزان اصفهان که تظاهرات و اعتراض‌شان از دو ماه پیش، هم‌چنان ادامه دارد. کارگران به‌جان آمده!قیام‌های دی ماه که در ۱۴۲ شهر برپا شد، افق روشنی در جنبش سراسری و مشخصاً در مبارزه و رزم کارگران برای رهایی نمایان کرده است. بخش بزرگی از شرکت‌کنندگان در این قیام‌ از آگاه‌ترین کارگران ایران بودند. همه آن‌ها با شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه‌ای و روحانی خواستار سرنگونی تمامیت رژیم شدند. این قیام بر صحت مسیری تأکید گذاشت که راه رهایی و احقاق حقوق کارگران و تمام مردم سرکوب‌شده ایران است. این راه و این راه‌حل، سرنگونی ولایت فقیه است که با یک قیام سازمان‌یافته محقق می‌شود. ادامه و گسترش جنبش اعتراضی همین چشم‌انداز را نوید می‌دهد. اعتراض‌های هموطنان عرب در خوزستان، تظاهرات مردم کازرون، و اعتصابات شهرهای مختلف در کردستان و کرمانشاه و آذربایجان غربی در حمایت از کولبران ستمدیده، گویای عزم ملت ایران برای سرنگونی رژیم است. کارگران دلیر،رهایی طبقه کارگر ایران در گام اول، سرنگونی رژیم ولایت فقیه را می‌طلبد. تاریخچه این رژیم از شروع کارش تا کنون، روز به‌روز همین اصل را اثبات می‌کند. چرا که تمام حقوق و آزادی‌های کارگران را در منتهای قساوت از بین برده است. هم‌چنان که مسعود رجوی گفته است: «وحشیانه‌ترین اشكال بهره‌كشی و ستم علیه كارگران میهن ما اعمال می‌شود. آن‌هم تحت شرایطی ضدانسانی كه بی‌مبالغه تداعی‌كننده شرایط كار در قرون‌وسطاست». این رژیم، هیچ روزنه‌یی را برای احقاق حقوق ابتدایی‌ کارگران باقی نگذاشته است. آن‌چنان‌که امروز حتی پرداخت به‌موقع حقوق و دستمزد، یک خواست دور از دسترس شده است. دستمزدها از چند ماه تا یک سال و گاه بیشتر به‌تعویق می‌افتد. کارگران چاره‌یی ندارند جز این که قرض کنند و بابت آن هر ماه بهره اضافی بپردازند. چاره‌یی ندارند جز آن که کلیه‌هایشان را بفروشند یا جسم خود را به‌ آتش بکشند.سه هفته پیش، سخنان یک زن شجاع در مسجد خوراسگان اصفهان، بسیاری از کشاورزان را به‌گریه انداخت. او گفت:‌‌ «تا آخر شب پدر باید صبر کند تا همه به‌خواب بروند و به‌ خانه بازگردد تا از اولاد خودش خجالت نکشد» و از ‌‌‌مقام‌های غارتگر رژیم پرسید: «آیا آن‌ها دختر بزرگ در خانه داشته‌اند که به‌خاطر فقر تن به‌ ازدواج ندهد؟ آیا در خانه‌هایشان طلاق به‌خاطر بیکاری داشته‌اند... چرا جواب ما را نمی‌دهند»؟این وضعیت همیشگی کارگران بوده است. از جنگ ضدمیهنی هشت ساله خمینی تا دولت‌های به‌اصطلاح سازندگی و اصلاحات، همه قربانی درجه اول سیاست‌شان کارگران بوده‌اند. آن‌ها بنای شوم قراردادهای موقت و سفید امضا را گذاشتند. آن‌ها امنیت شغلی کارگران را ریشه‌کن کردند. آن‌چنان که امروز ۹۵درصد نیروی کار ایران، از داشتن قرارداد دائمی محروم است. آخوندهای مدعی میانه‌روی دست در دست رقبای اصول‌گرای خود، شرکت‌های پیمان‌کاری را در بازار کار ایران حاکم کردند. که  بخش قابل توجهی از دستمزد کارگران را مصادره می‌کنند. این شرکت‌ها متعلق به‌سپاه پاسداران و باندهای موسوم به‌اصلاح‌طلب‌اند.  امروز حداقل دستمزد تعیین‌شده برای کارگران در سال ۹۷، یک چهارم خط فقر مطلق است. دولت آخوند روحانی به‌این هم اکتفا نکرده و با اجرای طرحی به‌نام کارورزی، به‌کارفرمایان اجازه داده که فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها را تنها با یک سوم حداقل دستمزد و بدون حق بیمه به‌استخدام درآورند. این ‌طرح، به‌گفته مقام‌های رژیم، بخشی از طرح‌های مربوط به‌ ارزان‌سازی نیروی کار است. این فشارها و محرومیت‌ها در مورد زنان کارگر به‌مراتب بیشتر است. هفتاد درصد کارگرانی که قراردادهای سفید‌‌امضا به‌ آن‌‌ها تحمیل شده، زنان کارگرند. دختران جوان لیسانسیه و فوق‌ لیسانس با حقوق‌های ۱۵۰ تا ۳۰۰ هزار تومان در ماه کار می‌کنند و ماه به‌ماه از هریک چک و سفته می‌گیرند که هیچ اعتراضی نکنند.‌ به‌ راستی چرا آخوندها کارگران را در ترس و فقر دائمی نگه‌داشته‌اند؟ چرا متشکل شدن کارگران را جرم به‌حساب می‌آورند؟‌ و چرا نیروی کار نسبتاً متشکل صنعت نفت را با آن سابقه درخشان در انقلاب ضدسلطنتی متلاشی کردند؟بخشی از پاسخ این است که آخوندها، طبقه کارگر ایران را قربانی سیاست غارت‌گرانه خود کرده‌اند. خامنه‌ای و سپاه پاسداران که بر اقتصاد ایران چنگ انداخته‌اند، سود‌های نجومی‌شان را از خون و رنج کارگران به‌دست می‌آورند. اما انگیزه مهم دیگر رژیم از سرکوب و متلاشی کردن طبقه کارگر این است که می‌خواهد از نقش آفرینی کارگران در قیام برای سرنگونی رژیم جلوگیری کند. درست به‌همین دلیل، حقوق کارگران مثل آزادی و دمکراسی و عدالت برای تمام مردم ایران مستقیماً در گرو سرنگونی رژیم ولایت فقیه است.  کارگران قهرمان،با گسترش جنبش اعتراضی، زمان آن است که گام بلندی به‌پیش بردارید و مبارزه خود را علیه منشأ اصلی غارت و تیره‌روزی کارگران متمرکز سازید. قانع‌شدن به‌امتیازهای اندک در چارچوب وضع موجود، مبارزه کارگران را به‌جایی نمی‌رساند. چون در مقابل هر گام کوچکی که شما با خون دل‌ بسیار در کسب حقوق صنفی و اقتصادی خود برمی‌دارید، رژیم ولایت فقیه و همدستان غارتگرش ده گام جدید در سلب حقوق کارگران جلو می‌آیند. نه وعده باندهای رژیم، نه امید بستن به‌‌ اتفاقات موهوم، هیچ‌کدام، فقر و ناامنی شغلی کارگران را پایان نمی‌دهد؛ هیچ‌کدام زندگی پریشان خانواده‌هایشان را بهتر نمی‌کند و نمی‌تواند کودکان کار را نجات بدهد. نمی‌توان دست روی دست گذاشت و در انتظار روزی بود که شرایط مناسب، خود به‌خود فراهم شود. این شرایط را نیروی رزم و مقاومت شما کارگران شجاع برای سرنگونی رژیم فراهم می‌کند.‌ راه رهایی در این است که به‌نیروی خود متکی باشید. راهش این است که سازمان‌یافته و متشکل باشید و رمز پیشروی در مقابل هجوم گستاخانه رژیم ولی فقیه و سپاه پاسداران به زندگی و ‌حقوق‌تان، این است که اعتراض‌های خود را با مبارزه برای سرنگونی این رژیم پیوند بزنید.بنابراین در هر جایی که هستید، همراه و متحد با سایر هم‌زنجیران خود کانون‌های شورشی تشکیل دهید و همه توان خود را برای برپایی قیام‌ها به‌کار ببندید. امروز خواست مشترک عموم کارگران و زحمتکشان ایران، لغو قراردادهای موقت و سفید‌‌امضا، انحلال شرکت‌های پیمانکاری، افزایش دستمزدها متناسب با معیشت کارگران و برخورداری از حق تشکل‌یابی مستقل و آزاد است. تلاش برای دستیابی به این خواست‌ها بخشی از مبارزه برای سرنگونی رژیم است. پس کارگران واحدهای تولیدی در سراسر کشور را به‌اعتراض و اعتصاب برانگیزید. راهپیمایی‌ها و تظاهرات جاری در استان‌های مختلف را با همین هدف گسترش دهید.به کمک هموطنان در هر شهر، صندوقی برای کمک به کارگران اعتصابی و تأمین زندگی خانواده‌ کارگران زندانی ایجاد کنید و عموم هموطنان را به‌تلاش برای آزادی کارگران دستگیر شده و بازگشت به‌کار کارگران اخراجی برانگیزید. مبارزه متحد کارگران در پیوند با مقاومت سازمان‌یافته، کانون‌های شورشی و ارتش آزادی‌ و در همبستگی با خیزش کشاورزان و زحمتکشان و محرومان ایران پیروز می‌شود. سرنگونی رژیم آخوندی این دشمن‌ترین دشمن کارگران ایران در دسترس است و عید خجسته آزادی و برابری فرا می‌رسد. سلام بر کارگران و زحمتکشان ایران.
روز ۸ اردیبشهت سالروز در گذشت اسف‌انگیز منوچهر سخایی، هنرمند گرانقدر ایران و عضو شورای ملی مقاومت، ایران است. در بامداد ۸اردیبشهت سال۹۰ منوچهر سخایی که نیم قرن فعالیت هنری و نزدیک به دو دهه یاری مقاومت ایران را در زندگی پرافتخار خود داشت، پس از چند سال مقاومت در برابر بیماری سرطان در سن هشتاد سالگی در آمریکا درگذشت. رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، خانم مریم رجوی، در پیام تسلیت خود پس از درگذشت منوچهر گفت: ”منوچهر سخایی، با بیش از نیم قرن فعالیت و شهرت هنری، پرستوی هنر ایران، از مفاخر مقاومت، روزنامه‌نگار حرفه‌یی و خواننده «پرستو» به یاد برادرش سرگرد محمود سخایی، شهید کودتای ۲۸مرداد بود…. قدر و منزلت هنری منوچهر سخایی برای تمامی هموطنانی که عواطف و احساساتشان از دیرباز با طنین صدای او و ترانه‌هایش در کوچه باغهای خاطرات شهرهای وطن آشناست، نیازی به وصف ندارد. با‌ این‌همه، تردیدی نیست که خصال انسانی این رادمرد هنر ملی در صدر ارزشهایش قرار دارد. ارزشهای والایی که او را با مقاومت ایران پیوند داد و به یار غمخوار مقاومت و رزم آوران آزادی در همه این سالهای پرفراز و نشیب تبدیل کرد. منوچهر سخایی از شیفتگان رزمندگان آزادی و اشرفیان بود. روزهای پایانی عمر او مصادف بود با حمله مزدوران رژیم آخوندی به اشرف در ۱۹فروردین سال۹۰. منوچهر که در بستر بیماری از این جنایت مطلع شد، بیش از حال خود و بیماری جانکاهش، دل مشغول مجاهدان اشرف بود و از بستر بیماری پیامی برای اشرفیان داد که در سینه تاریخ مقاومت ایران به یادگار مانده است. در سالروز فقدان این هنرمند ارزنده یادش را با یادآوری این پیام و صحنه‌های خاطره‌انگیزی از او در قطعه کوتاهی گرامی می‌داریم.
جمعه, 07 ارديبهشت 1397 ساعت 22:39

دختران من اند کاوه ی من ... جمشید پیمان

کاوه باید که شورشی باشد نهراسد ز هیبتِ ضحّاک بشکند این سکوت و سنّت راجامه ی ننگ افکند برخاک کاوه باید که شورشی باشدشعله اش ظلمت جهان سوزدبنهد پا برون ز خلوت خویش در دل شهر آتش افروزدکاوه باید که شورشی باشدنگریزد ز راه و سختی راهوارهاند ز بند های کهنبیژنِ عشقِ مانده در بنِ چاه دخترانِ من اند کاوه ی منعزمشان،رزمشان،فزون تر بادآرزوی بزرگ و زیباشان :" شود ایران جان پریش،آزاد "دخترانِ من اند کاوه ی مننشناسند واژه ی تسلیمدر گریز از حضورشان، ضحّاکنیست در جانشان ردی از بیم دختران من اند کاوه ی مندر ستیغ نگاهشان، امّیدنبَرَد ره به گامشان سستی،در دلِ عزمشان،رگِ تردید دختران من اند کاوه ی منسرفرازانِ عرصه ی پیکاربا سیاوَش شوند در آتشبا "اناالحق" روند بر سر دار دختران من اند کاوه ی منپُر شکوه اند و سرکش و مغرورگام هاشان قرینِ پیروزیاز دل و جانشان تباهی دورجمشید پیمان،18 ـ 04 ـ 2018

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان