07032020جمعه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27

مقاومت

پنج شنبه, 11 ارديبهشت 1399 ساعت 16:02

عجب خائن مزور پر رویی واقعا!

در این گیر و دار که ملت مظلوم و ستمدیده ایران در بحران کرونا در جهنم فاشیست های بی رحم حاکم می سوزند و می گدازند و نیز در شرایط جسمی و روحی این قلم که بعد از یک عمل سنگین جراحی، دوره نقاهت را می گذراند چرا آدم مسئول ناگزیر باشد که دگر بار به یک خائن مسلم شناخته شده بپردازد؟ زیرا جو سیاسی خارج کشور بیش از آنکه مطبوع طبع یک مبارز باشد، متأسفانه مقبول طبع و خواست رژیم است. اقامت آنهم دراز مدت در غرب بدین معنا نیست که افراد و تشکل های مبارز سیاسی جذب فرهنگ سیاسی جوامع غربی که از هر لحاظ با جوامع استبداد زده ما از زمین تا به آسمان فرق و فاصله دارد بشویم. حساسیت های ضروری برای پیشبرد امر مبارزه را از دست داده و معیار های جهان پیشرفته و به دموکراسی رسیده را ملاک خود قرار دهیم. اختلافات ایدئولوژیکی و رقابت های سیاسی نباید موجب شود که وزارت اطلاعات رژیم و اطلاعات سپاه با امکانات گمراه کننده فراوان توسط ایادی خود در هیئت و چهره های مختلف اپوزیسیون نما فضای سیاسی اجتماعی خارج کشور را به اشغال خود درآورند. یک سازمان خاص را زیر ضربات افترا و لوث کردن بگیرند و مابقی یا راضی از اینکه ضربه ها متوجه رقیب ماست و یا اصلا به ما ارتباطی ندارد، سکوت کنند. در این صورت این عیب و اشکال بزرگ ملی ماست که به زشت و ناپسند بودن آن توجهی نداریم.  به حکم تجربه و مشاهدات سالیان به صراحت می گویم که برخلاف تبلیغات دشمن مشترک و رقبای حاسد و ناتوان، مجاهدین خلق در برابر خائنان و تهمت زنان تا جا دارد دندان به جگر می گذارند و در مقام دفاع از خود برنمی آیند مگر خائنی که خیانت با خمیره وجودی اش عجین شده باشد و حد و مرزی نشناسد. ایرج مصداقی واقعا مصداق عینی چنین جانورانی ست که از وحش ولایت به چریدن دشت معتبران آمده و دیگر حرفه یی کار می کند. زرنگ است. از زمره هفت خط های روزگار. با قلمی سخت فریبکار و بازیگر با اذهان ساده. اگر کسی خاطرات او را خوانده باشد باید فهمیده باشد که او چگونه ماهیت خود را پشت سیلاب واژگان احساساتی و عاطفی و انبوهی از قطعات شعر سپید پنهان می کند. چگونه شرح یک ماجرای حساسی که برملا کننده ماهیت و عمل جنایتکارانه اوست میان انبوهی از پراکنده گویی ها قطعه قطعه می کند تا خواننده پی به چند و چون مطلب نبرد یا به درستی از آن سر درنیاورد. الان حال مناسب ندارم اما صبر می کنم که صدا بردارد به حاشا و انکار تا طی مقاله یی دیگر نمونه بیاورم. از خوانندگان معذرت می خواهم که نقل قولی که در زیر می آید نسبتا طولانی ست ولی ذکر آن بس واجب است. مدتی پیش از آزادی از زندان، مصداقی را پیش بازجویش محمد توانا احضار می کنند. از خودش بشنوید:  «احساس می کردم مهمترین نبرد زندگی ام در جریان است و کوچکترین غفلتی می تواند به نابودی ام بیانجامد. ساعت های متوالی روی موضوع فکر کرده بودم و اکنون زمانی که انتظارش را می کشیدم فرا رسیده بود. با تسلط کامل قدم به اتاق محمد توانا گذاشتم. احساس کردم هر دوی ما پشت یک میز شطرنج نشسته ایم و آنکه با مهره هایش بهتر بازی کند امکان کیش و مات کردن حریف مقابل را خواهد داشت. وقتی با چشم بند روبروی او نشستم احساس می کردم که از برتری لازم برخوردارم. پیش خودم چند بار تکرار کردم ماتم نخواهی کرد... حرکت اول را او آغاز کرد. پیاده یی به جلو راند تا واکنشم را بسنجد. بدون مقدمه با خواندن نامم پرسید: خب، ایرج چی فکر می کنی؟ بی درنگ گفتم این روزها خیلی فکر می کنم به آنچه که در طول ده سال گذشته بر ما و شما گذشته است. بخصوص آنچه در سال ۶۷ بر ما گذشت. احساس کردم روی صندلی جا به جا شد. موضوع به نظرش جالب آمد. مهلتش ندادم در حالیکه احساس می کردم فرزینم را به پیش می برم گفتم هر دو ما بازنده هستیم. این بازی بود که از همان آغاز برنده یی نداشت. هیچکدام نمی توانیم ادعای پیروزی کنیم. من و تو زندگی را باخته ایم. به گوشه صفحه کشانده بودمش. در موقعیت خطرناکی قرار گرفته بود.........»  طولانی ست. بازی سخت شطرنج است میان دو قهرمان جهانی. هر چند بیچاره بازجوی وزارت اطلاعات رژیم در کنج صفحه شطرنج در موقعیت خطرناکی گیر کرده است!!!!. ببینید شیوه بازیگری او با واژگان در عین مسخره بودن چقدر عوامانه است. کتاب خاطرات او را که بخوانید در جایی وزارت اطلاعات در بیرون از زندان بنام مجاهدین خلق تور شکار می گسترد و چند زندانی به مرخصی رفته به دام می افتند کشته می شوند. ایرج مصداقی هم در این تور به آدرس سر پل ها می رود اما طرف نم پس نمی دهد و مصداقی دست از پا درازتر به زندان بر می گردد!!!. هیچکس نه چیزی دیده و نه چیزی شنیده. حال آنکه همه افراد که خود را مجاهد قالب کرده بودند از مأموران ورزیده اطلاعاتی بوده اند. آنوقت می شود محمد توانا بازجوی وزارت از این امر بی خبر باشد؟ رفتن به سراغ آدرس به این هوا بوده که توسط رابط های سازمان بروند عراق و به ارتش آزادیبخش بپیوندند. حالا ببینید خود مصداقی چه می گوید:  «... نگاه من به مسائل او را به این نتیجه می رساند که امکان ندارد بعد از آزادی دچار احساسات شده و به مبارزه یی که از دید او خطرناک بود، روی آورم. به همین دلیل صدایم را صاف کرده گفتم احساس می کنم در دنیایی زندگی می کنیم که در آن مبارزه مسلحانه دیگر جایی ندارد. گفت چطور؟ گفتم مگر نمی بینی آمریکای لاتین که روزی مهد مبارزه مسلحانه بود چه به روزش آمده....  مصداقی بعد از مقادیری درباره پایان گرفتن دوره مبارزه مسلحانه وراجی کردن چنین ادامه می دهد:  «... احساس کردم که دست هایش را به علامت تسلیم بالا آورد و می خواهد نتیجه بازی را به من واگذار کند. هیچ سئوالی در مورد مجاهدین و نظرم در مورد انزجار نامه، مصاحبه، مسائلی که در بند می گذرد، اعمالی که انجام داده ام، هدفی که در آینده می خواهم دنبال کنم و یا ... نکرد. بعد از این هیچ گفتگویی بین ما شکل نگرفت بجز اینکه به عنوان حسن ختام گفت: خوب مسیری را پیش گرفته یی ادامه بده و سپس برایم آرزوی موفقیت کرد. (هورا با کف زدن های ممتد ابلهان و خودفروشان).  بله، این است که این شطرنج باز قهار اتاق نفاق در مقدمه جلد اول خاطرات خود می نویسد: «تلاش کرده ام تا در کنار افشای جنایات رژیم خمینی، زندانی سیاسی و گروه های سیاسی را نیز از عرش به فرش آورم و در میان مردم و در کنار آنها قرار دهم....». اولا افشای جنایات رژیم پیش از تو دیگر زندانیان سیاسی در خاطرات خود، مقالات و مصاحبه های خود به حد کافی به انجام رسانده بودند که تو تازه مُودی و طلبکار آنان به میدان آمدی که مثلا فلانی مساحت سلول های زندان را غلط نوشته است. از این ایرادها فراوان آوردی. به سود کی؟ وزارت اطلاعات رژیم. یعنی زندانیان سیاسی بسیار دروغ گفته اند و بسیار مبالغه. «در کنار افشای جنایات رژیم » ایستادی، سینه سپر کردی که مجاهدین خلق و هر زندانی سیاسی یا جریانی بگوید رژیم سی هزار نفر را قتل عام کرده دروغ می گوید و رقم واقعی سه هزار نفر بیش نیست. (لابد ما که قبول نکردیم باید می رفتیم صحت گفتار تو را از اتاق نفاق می گرفتیم.) آقاجان! نه یک زندانی سیاسی بل یک مبارز واقعی هرگز نمی آید ایراد خاطرات دیگران را بگیرد چون می داند که به جیب رژیم ریخته می شود. زمانی که رژیم در تمامیت خود گورش را گم کند، هیچ اشکال ندارد که پژوهشگران به چنان مسایل ریز هم بپردازند اما تا وقت دشمن شادی ست یک دشمن آنهم از جنس قالتاق های روزگار دست به اینگونه اعمال می زند. و مهم تر آنکه کدام زندانی سیاسی خود را در عرش نشان داده یا کدام گروه سیاسی که تو می خواهی بزیرآوری؟ از همان موقع که این مقدمه را نوشته یی سازمان مجاهدین خلق و مسعود قهرمان در نظر داشته یی و لاغیر. سال ۱۳۹۲ طی جزوه یی ننگین اعلام داشتی که می خواهی مسعود را از عرش به فرش بیاوری. هرچه زور زدی نشد که نشد. چون لقمه نه اینقدر بزرگ بود. مثل اینکه موشی بخواهد فیلی را ببلعد. بعد از آن به هر کجا که شد چنگ انداختی. مضحک ترین کارت مقایسه مریم قهرمان با خانم فیروزه بنی صدر بود. یک قیاس مع الفارق کامل. که ارتباطی با هم نداشت. بعد از آن روز به روز مسموم تر و زخمی تر در قفس همپالگی خود سعید بهبهانی رگ گردن کلفت کردی. مردک وقیح بویی از شرم و انصاف نبرده یی، تو کوچکتر از آنی که بتوانی دشت معتبرانی چون خانم زهره شفایی که از قهرمانان سرفراز عصر ماست با جعلیات بچری و پاسخ هم نگیری . از همین فردای خودم بی خبرم اما کاری نکن که کالبد شکافی ات را روی میز خاطرات خودت تمام کنم. من اگر یک بی چشم و رو بودم باز هم جلو خانم شجاع مینو همیلی خجالت می کشیدم. او شاهد عینی بوده و تو در تحقیقات!! خود از آرشیو اتاق نفاق استفاده می کنی.
در اواخر اسفند و سراسر فروردین در روستاها و شهرهای دورافتاده بسیاری جان باخته‌اند که آمار آن در هیچ کجا به حساب نیامده و رژیم عمد داشته دلیل فوت آنها بیماری‌های دیگری ثبت شود
سلام و درود بر هموطنان عزیز،ماه رمضان است؛ ماه تقوای رهایی‌بخش؛ برای صیقل‌زدن اراده‌ها و برای آمادگی هر چه افزون‌تر مجاهدین و مجاهدت آن‌ها، در نبرد با دشمنان حیات و آزادی و حقوق مردم ایران.
كارگزاران محلي از وضعيت بحراني استانها خبر ميدهند اما وزارت بهداشت به دستور روحاني ۱۲۷ شهرستان را سفيد اعلام مي‌كند موج بيكاري كارگران و زحمتكشان و فروش آخرين اندوخته‌ها براي گذران زندگي يوميه
سازمان مجاهدين خلق ايران بعد از ظهر امروز، يكشنبه 7 ارديبهشت 1399 اعلام كرد آمار جانگداز جانباختگان فاجعه كرونا در 298 شهر ايران از 35 هزار و 800 نفر بيشتر شده است. شمار قربانيان در آذربايجان شرقي به 1450 نفر، در اردبيل به 670 نفر، در اصفهان به 2350 نفر، در تهران به 5950 نفر، در خراسان رضوي به 2860 نفر، در سيستان و بلوچستان به 750 نفر، در گيلان به 2590 نفر، در مازندران به 2305 نفر و در يزد به 530 نفر رسيده است. آمار ساير استانها به اين ارقام افزوده ميشود.
شنبه, 06 ارديبهشت 1399 ساعت 19:11

نیاز «مقام معظم» به قدرت نمایی کاذب

پرتاب موشک بالستیک تحت پوشش «ارسال ماهواره» از سوی سپاه، اکنون این سوال را در میان بسیاری از ناظران بین المللی پدیدار کرده که خامنه ای بواقع در این شرائط بحرانی داخلی و در حالی که شیرازه های جامعه بدلیل رشد قربانیان کرونا و نبود امکانات درمانی، پزشکی و معیشتی در حال از هم گسستن میباشد، بدنبال چه هدفی است؟. رژیم از «قدرت نمایی» سخن به میان می آورد و فرمانده این ارگان سرکوبگر که در میان مردم به «جغجغه نظام» معروف است، می گوید، سپاه اکنون «فضایی» شده! شیخ حسن روحانی به انضمام ابواب جمع و نان خوران ولایت نیز یکی پس از دیگری در حال ارسال «تلگرام تبریک» به «ظل الله» هستند.همچنین داده های بین المللی نیز تا به امروز وجود «ماهواره» در مدار داده شده از سوی رژیم آخوندی را تائید نکرده اند، اما این واقعیت را که حکومت دست به «شلیک موشک بالستیک» با هدف «ارسال ماهواره » به فضا زده است را مورد نکوهش قرارداده و محکوم نموده اند.براین منطق خامنه ای در قماری دیگر «قطعنامه ۲۲۳۱» از سوی شورای امنیت ملل متحد را عامدانه نقض کرده و پیش بینی می شود که این پرونده برای دومین بار در این شوار بازگشایی شود. دلیل آن نیز بسیار ساده است، زیرا در قطعنامه بصراحت بر عدم کاربرد نظامی برای پروژه های موشک های بالستیک از سوی رژیم اخوندی تاکید شده است.بدین سان با اعترافات اخیر فرمانده سپاه مبنی بر کاربرد «نظامی ماهواره» فرضی و نیز «این اتفاق در سپاه یک پروژه نیست بلکه یک ابر پروژه می باشد»، راه برای گشودن این پرونده تروریستی در جامعه بین الملل هزچه بیشتر هموار گردیده است. بهرحال در چنین معادله چند مجهولی، آنچه که به مردم و مقاومت ایران بر میگردد، واقعیتی بنام نیاز شدید خامنه ای به صدور بحران در دوران پایانی است. از این منظر می توان به قاطعیت اذعان نمود که زنگ های خطر با بالاگرفتن بحران ویروس ولایت در شهرهای میهن برای دیکتاتوری ولی فقیه بصدا درآمده است. دراین راستا حاکمیت که خود مسئول اصلی این وضعیت بحرانی برای جان میلیون ها هموطن دردمند می باشد، با گسیل نیروهای امنیتی، بسیج و سپاه سرکوبگر به شهرها، تحت عنوان «مبارزه با ویروس کرونا »، علائم صف کشی دفاعی و به تبع آن ضربه پذیری نظام را به بیرون ساطع کرده است.همچنین افزایش شدید اعدام ها طی روزهای اخیر و یا فشار مضاعف بر زندانیان سیاسی و عقیدتی و کرونایی کردن آنان در سیاهچال های حکومتی، صدور احکام طویل المدت برای زندانیان، دستگیری های کور و راه اندازی دادگاه های بلخ، تماما ادله ای برابعاد «سرکوب گسترده» در ایران را دارند.  هراس ولی فقیه از شورش مردم بجان آمده با کاتالیزاتور «کانون های شورشی» علیه این وضعیت وخیم می باشد.زیرا سیاست های «امید درمانی و دروغ درمانی» شیخ حسن روحانی نیز دیگر افاقه نمی کنند و بدین سان از نگاه مردم، دیگر فرقی میان «اصولگرا و یا اصلاح طلب» وجود ندارد و سپاه پاسداران نیز عملا «حاکم بلا منازع» در کشور می باشد.  تحریم ها کمر حکومت را شکسته اند و رژیم در حال هزینه نمودن از «صندوق های متعدد دولتی» است. کسب و کار و بقول علما «اقتصاد، تولید و تجارت» نیز با رکود بی سابقه ای روبرو شده و تورم و گرانی به موازات فقرو اوجگیری فلاکت بیداد می کنند و چشم اندازی نیز برای خروج حکومت از این بحران ها، حتی درصورت برداشتن تحریم ها تا سالیان متمادی وجود ندارد. به موازات آن نیز صادرات نفت رژیم نیز بدلیل وجود تحریم ها و یا اشباع شدن بازارهای جهانی نه تنها به سقوط بهای این ماده حیاتی راه برده، بلکه برای حکومت در بهترین حالت به صفر نزدیک گردیده است. نشانه های این ادعا همان «فریز» کردن میلیون ها بشکه در آب های بین المللی و پرداخت هزینه های سنگین ابرای اجاره نفتکش های بین المللی و یا ارزان فروشی های دولت آخوند روحانی با بشکه ای زیر ۱۰ دلار می باشند.از هر منظر که به صحنه داخلی نظر بیافکنیم، به بن بست های لاعلاج حاکمیت در فردای قیام آبان ۹۸ خواهیم رسید. درچنین صحنه ای است که باید به عربده کشی های منطقه ای، تحرکات تروریستی سپاه در آب های بین المللی، شلیک موشک به کشورهای منطقه، دزدی دریایی، گروگانگیری و یا شلیک موشک بالستیک از سوی دیکتاتوری ولی فقیه نظر افکند تا به نیاز مبرم وی برای صدور بحران به خارج از مرزها و وارنه نشان دادن ضعف ، زبونی و بی آیندگی حاکمیت پی برد. خامنه ای با موشک و یا بدون موشک بالستیک محکوم به شکست است و این جبر زمان برای تمامی دیکتاتورها بویژه نوع مذهبی و خون ریز آن می باشد.
 اپیدمی در ۹ استان درحال صعود است شورای عالی امنیت و وزارت بهداشت دستور می‌دهد استانها آمار اعلام نکنند در بحبوحه کرونا فاشیسم دینی حاکم بر ایران به جای کمک به مردم قیمت نان را افزایش میدهد
افزایش آمار جانباختگان در سیستان و بلوچستان و اعدام زندانیان در آستانه رمضان در شهرهای مختلفمریم رجوی: اعدامها مبین درماندگی و وحشت رژیمی است که برای کنترل جامعه انفجاری راهی جز سرکوب و قهر نمی‌یابد
شروع موج جدید کرونا بویژه درتهران و خوزستان دوهفته بعد از فرستادن زحمتکشان به قتلگاه کرونا توسط خامنه‌ای و روحانی رئیس ستاد کرونا تصریح کرد مراجعات چهارشنبه به بخش‌های بهداشتی و درمانی درتهران ۶۳۹۰ نفر بوده است
پاسدارجعفری سرکرده قبلی سپاه: تهدید کرونا را به فرصت تبدیل میکنیم، کروناهای خطرناک تری در جامعه وجود دارد که ملموس نیست
اعتراف کارگزاران رژیم به آمار و ارقام بالای قربانیان و مبتلایان و خطر بازگرداندن مردم به سرکار
دوشنبه, 01 ارديبهشت 1399 ساعت 18:00

بنام ملت، بکام ولایت

ظاهرا برای حرص و ولع ولی فقیه و باندهای غارتگر و فاسد آن در زمینه چپاول اموال و دارائی های ملی پایانی متصور نیست. تازه ترین دسته گل بیت خامنه ای سخن از بازگشایی حسابی برای «دریافت کمکهای مالی به آسیب‌دیدگان از کرونا» را دارد. دراین رابطه سایت متعلق به ولی فقیه در یک آگهی از جمله عاجزانه درخواست کرده: «علاقمندان با ورودی به سایت و مراجعه به قسمت پرداخت وجوهات شرعی، قسمت کمک به آسیب‌دیدگان کرونا را انتخاب کنند».
شنبه, 30 فروردين 1399 ساعت 09:02

کسب و کار جی جی جان جن زده

ـــ جی جی جان! نشستی جلو آینه دنبال چه هستی؟ می دونی ساعت سه بعد از نصف شب هست و اینطور بلند بلند باخودت حرف می زنی. ما به کنار، صدای در و همسایه درمیاد.چرت ایرج پاره شد. دادش درآمد که:
دروغپردازیهای مسخره روحانی و اذعان کارگزاران رژیم به ۷۰ تا ۱۰۰ قربانی هر روز در تهران و ۸۰۰ هزار مبتلا در کشور سازمان مجاهدین خلق ایران بعد از ظهر امروز، چهارشنبه۲۷ فروردین ۱۳۹۹ اعلام کرد آمار جانباختگان فاجعه کرونا در ۲۷۸ شهر ایران از ۲۹۰۰۰ نفر بیشتر شده است.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان