01232020پنج شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27

فرهنگ و هنر

آهنگساز و استاد برجسته موسیقی آندرانیک آساطوریان، هنرمند بزرگ و انقلابی و عضو شورای ملی مقاومت ایران، در اولین ساعات بامداد امروز به وقت لس‌آنجلس پس از نبردي سخت با بیماری سرطان، در بیمارستان درگذشت. به اين ترتيب تاریخچه مجسم نیم قرن هنر و موسیقی ایران در وجود آندرانیک جاودانه شد.زنده‌یاد آندرانیک آساطوریان خود را مجاهد اشرفی می‌نامید و در همه این سال‌ها یار و غمخوار رزمندگان بود، براستی او افتخار هنر و مقاومت ملت ایران است. ارامنه و مسیحیان ایران با تقدیم چنین هنرمند و فرزند پرافتخاری، نام جاودانه دیگری را درتبار بزرگان و شهیدان مسیحی در تاریخ معاصر ایران از صدر مشروطه تاکنون به ثبت دادند.او هنرمندی مردمی بود و عشق او به مردم ایران و اشرفیان زبانزد خاص و عام بود. زنده یاد اندرانیک در 10 فوریه 2015  پیامی به اشرفیان رزمگاه لیبرتی فرستاد و عشق خالصانه خود را چنین بیان کرد :اشرفيان عزيزم نورچشمان مردم ايران از محبت هاي شما در اين دوران بيماری بي نهايت سپاسگزارم. منهم يك اشرفی هستم و پر افتخارترين و زيباترين روزهای زندگی ام، روزهائی است كه با شما بودم و برای شما سرودم و آهنگ ساختم. من در دريای محبت های شما، درد بيماری را بهترتحمل می كنم و از همه همرزمان شورائی و خواهران و برادران مجاهدم كه در اين دوران لحظه به لحظه با من هستند ممنونم. خدا شاهد است از اول ورودم به بيمارستان، با تمام احساسم به فكر اشرفی های ليبرتی بودم و به همسرم آيدا گفتم كه اينجا اين همه امكانات هست در حاليكه خواهران و برادران بيمارم در ليبرتی در شرايط محاصره قرار دارند و نميدانم چطور بايد معالجه شوند؟ به فكر مسعود بودم و شرايط سختی كه درآن بسر ميبرد. ميدانم دشمن با تمام امكاناتش دنبال ضربه زدن به او و اشرفيهاست چرا كه به درستی آنها را دشمن اصلی و سازش ناپذير خود ميداند و به همين دليل هم از هيچ جنايت و ترور و دروغ پراكنی توسط مإموران و مزدورانش در داخل و خارج كشور عليه مقاومت و بخصوص رهبری آن فروگذار نميكند، و البته علتش استقبال روز افزون مردم ايران از اين مقاومت است. جوانانی كه بطور مستمر از ايران با من تماس ميگيرند، همه ميگويند تنها اميد آزادی مردم ايران شما هستيد. من بالاترين افتخار زندگی ام همراهی با مجاهدين و عضويت در شورای ملی مقاومت ايران و حضور در مقاومتی است كه مسعود و مريم آنرا رهبری ميكنند و هدف نخستش سرنگونی رژيم جنايتكار و ضد ايرانی آخوندهاست. من همواره به همه گفته ام كه يك اشرفی مجاهد هستم و اشرفی مجاهد خواهم ماند. بايد بگويم همسرم آيدا در همگامی و همراهی با مجاهدين و شورا همواره، پشتيبان و يار و همرزم و مشوقم بوده است. آندرانيك آساطوريان، اشرفی مجاهد ۲۱ بهمن ۱۳۹۳ ۱۰ فوريه ۲۰۱۵اندرانیک خود را مجاهدی اشرفی می دانست و بر سر ایمان خویش تا به آخر ایستاد . او الگویی راستین برای هنرمندان مردمی میهن اسيرمان بود. یادش گرامی و راهش پررهرو باد
هیئت بین‌المللی داوران جشنواره برلین، فیلم "تاکسی" ساخته جعفر پناهی را به عنوان برترین فیلم برلیناله ۲۰۱۵ برگزید. خرس طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم برلین در غیاب پناهی به خواهرزاده‌اش اعطا شد.
برلیناله به نیمه راه رسیده و تا همین جا می‌توان گفت که امسال شاهد دوره‌ای پربار هستیم. یک فیلم روسی فضای جشنواره را تکان داد. دیگر در آسمان تنها "ابرهای الکتریکی" نیستند، بلکه ستاره‌های درخشان هم چشمک می‌زنند.
آسیه جبار، یکی از برجسته‌ترین نویسندگان کشورهای شمال آفریقا درگذشت. موضوع‌های کانونی آثار جبار استقلال الجزایر، استعمار فرانسه و برابرحقوقی زن و مرد بود. او در وطن خود الجزایر به عنوان نماد آزادی زنان شناخته شده است.
شصت و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم برلین با حضور صدها مهمان در کاخ برلیناله رسماً آغاز شد. "هیچکس شب را نمی‌‌خواهد" با بازیگری ژولیت بینوش، فیلم افتتاحیه این دوره بود. برلیناله از ۵ تا ۱۵ فوریه برگزار می‌شود.
نامزدهای دریافت جایزه اسکار اعلام شدند. فیلم‌های بردمن و "هتل بزرگ بوداپست" در ۹ رشته نامزد اسکار شده‌اند. روی هم ۸ فیلم برای دریافت عنوان بهترین فیلم سینمایی سال ۲۰۱۴ معرفی شده‌اند.
فرانچسکو روزی به ویژه به مضامین سیاسی علاقه داشت و در فیلم‌های خود به افشای روابط پنهان زمامداران با سران مافیا می‌پرداخت. سینماگر نامدار ایتالیایی در ۹۲ سالگی درگذشت.
این گزارش نگاهی اجمالی است به مهم‌ترین جاخالی‌های ادبی در سال میلادی‌ای که پشت سر گذاشتیم.سال 2014 با همه فراز و نشیب‌هایش به پایان رسید و در این بین چهره‌هایی از دنیای ادبیات رخت بربستند که دیگر جایگزینی برای‌شان وجود ندارد
باربد از موسیقیدانان و نوازندگان بنام و از بزرگترین آهنگسازان عهد خسرو پرویز بود که بسیاری از الحان و نواهای موسیقی را که هنوز بعضی از آنها با همان نام در ردیف دستگاههای موسیقی کنونی ما باقی مانده است از ساخته ها و پرداخته های او می دانند و بعضی اختراع مقامات را به او نسبت می دهند
« ميان بهترين فيلمهاي سال ۲۰۱۴ مي‌توان توليدات اروپايي بزرگ و مستقلي را نام برد. اكثر آنها نامزد اسكار بهترين فيلم خارجي اند، انتخابي دشوار از ميان فيلمهايي كه توسط ۸۴ كشور معرفي شده‌اند.با اين حال، تنها پنج فيلم در ماه ژانويه نامزد خواهند شد. در اين‌جا بختهاي احتمالي نامزدي را بررسي مي‌كنيم:
پنج شنبه, 11 دی 1393 ساعت 13:58

چارلی، دوست و دردآشنای بزرگ محرومان

انسان بزرگ و هنرمند فراموشی‌ناپذیر سینما،به‌مناسبت سالروز درگذشت چارلی چاپلین«... دخترم، الآن ساعت 2 نیمه‌شب کریسمس است... وقتی چشمانم سنگین می‌شوند و خواب به سراغم می‌آید، می‌گویمش برو و از جلوی چشمانم دور شو... می‌دانی که من آخرین سالهای زندگی خود را سپری می‌کنم.
« جايزه بهترين فيلم سال اروپا موسوم بجايزه لوكس امسال به درام ضدجنگ «ايدا» به كارگرداني پاول پاوليكوسكي رسيد. مارتين شولتز، رئيس پارلمان اروپا در استراسبورگ جايزه لوكس را به اين كارگردان لهستاني اهدا كرد. پاول پاوليكوسكي، كارگردان ايدا گفت: "خيلي خوشحالم كه اين‌جا هستم و اين جايزه را براي فيلم آيدا دريافت مي‌كنم. اين فيلم سه روز پيش هم جايزه اصلي آكادمي فيلم اروپا را در ريگا از آن خود كرد. فكر مي‌كنم بهترين فيلم امسال اروپا باشد".»
« مانوئل دو اوليويرا كارگردان پرتغالي كه به‌تازگي ۱۰۶ ساله شده است، فيلم جديدي را روانه بازار كرده است و جايزه لژيون دونور را از دولت فرانسه دريافت كرده است. اين كارگردان باسابقه كه اولين فيلمش را در سال ۱۹۳۱ ساخته است هم‌چنان فيلم مي‌سازد و به‌عنوان مسن‌ترين كارگردان فعال جهان شناختهمي‌شود.
حمید مصدق بهمن ۱۳۱۸ در شهرضا متولد شد.چند سال بعد به همراه خانواده‌اش به اصفهان رفت و تحصیلات خود را در آنجا ادامه داد. او در دوران دبیرستان با منوچهر بدیعی، هوشنگ گلشیری، محمد حقوقی و بهرام صادقی هم مدرسه بود و با آنان دوستی و آشنایی داشت. حمید مصدق از شاعرانی است که تغزل و جامعه گرایی را به موازات هم پاس داشته است . شعر او پرنده ای است با دوبال ، یکی از جنس آب و دیگری از جنس آتش . با من اکنون چه نشستن‌ها، خاموشی‌هابا تو اکنون چه فراموشی‌هاستچه کسی می‌خواهدمن و تو ما نشویمخانه‌اش ویران باد من اگر ما نشوم، تنهایمتو اگر ما نشوی،خویشتنیاز کجا که من و توشور یکپارچگی را در شرقباز برپا نکنیماز کجا که من و تومشت رسوایان را وانکنیممن اگر برخیزمتو اگر برخیزیهمه بر می‌خیزندمن اگر بنشینمتو اگر بنشینیچه کسی برخیزد؟ چه کسی با دشمن بستیزد؟چه کسیپنجه در پنجه‌ی هر دشمن دونآویزددشت‌ها نام تو را می‌گویندکوه‌ها شعر مرا می‌خوانندکوه باید شد و ماند،رود باید شد و رفت،دشت باید شد و خوانددر من این جلوه‌ی اندوه زچیست؟در تو این قصه‌ی پرهیز که چه؟در من این شعله‌ی عصیان نیاز،در تو دمسردی پاییز - که چه؟حرف را باید زد!درد را باید گفت! سخن از مهر من و جور تو نیستسخنی ازمتلاشی شدن دوستی است،و بحث بودن پندار سرور آور مهرآشنایی با شور؟و جدایی با درد؟و نشستن در بهت فراموشی ــ یا غرق غرور؟!سینه‌ام آینه‌ای استبا غباری از غمتو به لبخندی از این آینه بزدای غبارآشیان تهی ‌دست مرا،مرغ دستان تو پر می‌سازدآه مگذار، که دستان من آناعتمادی که به دستان تو دارد به فراموشی‌ها بسپاردآه مگذار که مرغان سپید دستتدست پرمهر مرا سرو تهی بگذاردمن چه می‌گویم، آه...با تو اکنون چه فراموشی‌ها؛با من اکنون چه نشستن‌ها، خاموشی‌هاستتو مپندار که خاموشی من،هست برهان فراموشی منمن اگر برخیزمتو اگر برخیزیهمه بر می‌خیزند» او در ابتدا در منظومه کاوه که بعد ها با نام درفش کاویان شناخته شد سبک حماسی را برگزید ولی بعد در منظومه در رهگذر باد به جمله شاعران شعر تازه پیوست و شعری ممزوج از احساسات عاشقانه و عواطف اجتماعی گرا یید . درفش کاویانستمها بر تن و بر جان او رفتهدلش چون آهني در كوره بيداد ها تفتهاز آن رو كان سيه كردارگجسته اژدهاك پير دژ رفتارآن خونخوارهماره خون گلگون جوانان وطن مي خوردروان كاوه زايناندوه مي آزرداگرچه پيكرش را حسرتي جانكاه مي كاهيددرون سينه اش دل ؟نه كه خورشيد محبت گرم مي تابيدبه قلبش گرچه اندوه فراوان بودهنوزش با شكست از گشت سال و ماهفروغ روشني بخش اميد و شوقدر چشمش نمايان بوددر آن ميدانكناركارگاه كاوه جنگجو جانبازفزوني مي گرفت آن جمع را هر چنددر آنجا كاوه بر آن جمع جانبازان جنگاورنگاهي مهربان افكنداگر چه بيمناك افكنداگر چه بيمناك از جان ياران بودهمه ياران او بودندهمه ياران با ايمان او بودندهمه در انتظار لحظه فرمان اوبودندو كاوهمرد آزاده مصدق در ۱۳۳۹ وارد دانشکده حقوق شد و در رشته بازرگانی درس خواند. از سال ۱۳۴۳ در رشته حقوق قضایی تحصیل کرد و بعد هم مدرک کارشناسی ارشد اقتصاد گرفت. در ۱۳۵۰ در رشته فوق لیسانس حقوق اداری از دانشگاه ملی دانش‌آموخته شد و در دانشکده علوم ارتباطات تهران و دانشگاه کرمان به تدریس پرداخت.وی پس ار دریافت پروانه وکالت از کانون وکلا در دوره‌های بعدی زندگی همواره به وکالت اشتغال داشت و کار تدریس در دانشگاه‌های اصفهان، بیرجند و بهشتی را پی می‌گرفت.در ۱۳۴۵ برای ادامه تحصیل به انگلیس رفت و در زمینه روش تحقیق به تحصیل و تحقیق پرداخت. تا سال ۱۳۵۸ بیشتر به تدریس روش تحقیق اشتغال داشت و از ۱۳۶۰ تدریس حقوق خصوصی به خصوص حقوق تعاون . مصدق تا پایان عمر عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی بود و مدتی نیز سردبیری مجله کانون وکلا را به عهده داشت.حمید مصدق در هشتم آذرماه ۱۳۷۷ بر اثر بیماری قلبی در تهران درگذشت. چون قايق شكسته ز توفانمساحل مرا به خويش نمي خواندامواج مي خروشندامواج سهمگينآيا كدام موجاينك مرا چو طعمه به گرداب مي دهد ؟گرداب مي ربايدم از اوج موجهادر كام خود گرفته مرا تاب مي دهد فرياد مي كشمآيا كدام دستبرپاي اين نهنگ گران بند مي زند ؟ساحل مرا به وحشت گرداب ديده استلبخند مي زند

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان