08082020شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27

صفحات ویژه

روزنامه الشرق الاوسط گزارشی را  از نتایج تحقیقات پژوهشگران یک مركز تحقیقاتی پیرامون اعدامهای سیستماتیک در ایران و قتل عام زندانیان سیاسی درسال ۶۷ ، که به عنوان مکانیسمی برای حفظ رژیم ولایت فقیه عمل کرده است، به چاپ رساند. پژوهشگران مركز تحقیقاتی خليج فارس ضمن بررسی آمار و ارقام و روند وقایع مربوط به اعدامهاي سياسي سيستماتيك در ايران، از زمان روی کار آمدن خميني در ایران و هم چنین بررسی قتل عام زندانیان سیاسی  درسال ۶۷می نویسند:”رژيم ديكتاتوري حاکم در ايران كه خميني پايه اش را بر چوبه هاي دار بنا نهاده، تلاش کرد که سرکوب و اعدام را به عنوان روشی براي خلاصي از هوادران افكار (مترقی) كه رقيب وي در حاكميت سياسي بودند، بكارگيرد. ... اين اعدامها طي 37سال ، بي وقفه ادامه  داشته است. تمركز پژوهشهای این تحقيق بر روي سه اتهام”محاربه با اسلام»، «اقدام عليه امنيت ملي»، و« فساد در زمين » است كه  دستآویز (رژیم ایران) براي تصفيه مخالفين سياسي بوده وهست. به اين ترتيب، خمینی و رژیمی که او پایه ریزی کرد، با استمرار دستگيريها و اعدامها عليه جریانهایی که به ايدئولوژيها و افكاري مغاير با ايدئولوژي ولایت فقيه ایمان دارند، ادامه داده است . چرا كه آنها را مانعي جدي در مسير اجراي نظرگاهها و طرحهاي اين رژيم در داخل و خارج می یابد. پژوهشگران موسسه تحقیقاتی خلیج فارس در باره قتل عام  زندانیان سیاسی و پیامدهای انتشار نوار آقای منتظری در این باره نوشته اند:‌خميني در سال 1367 فتواي خود را براي دادن جنبه شرعي به اعدامها كه مجاهدين خلق- اپوزيسيون این رژیم  را در برگرفت، (فتوای)‌معروف خود را صادر كرد و سپس قضائيه رژیم  ايران در اجرای این حکم علیه زندانيان سياسي كه بگفته سازمان ”مجاهدين خلق ”تعداد شان 30هزار نفر بوده و اغلبشان از این سازمان بوده اند، اعدام کرد. در نوار صوتي 40 دقيقه اي منتشر شده در اوت 2016 در سايت رسمي آيت الله حسين علي منتظري جانشين سابق خمینی، آقای منتظري درتاریخ 15-8- 1988 با 4نفر از اعضاي ”كميته اجراي دستورخميني براي اعدام ” (كه در مطبوعات بنام ”كميته مرگ ”شناخته مي شود، گفتگو می کند.  اين نوار فاش می کند كه منتظري (اعدامهايي) را كه اين زندانيان سياسي را در بر مي گيرد بطور مطلق رد مي كند و مي گويد: «شما به بعضي از آنها حكم زندان 5 يا 10ساله داديد و امروز بدون دليل، اعدامشان مي كنيد» بنابرين خيلي از كساني كه اعدام شدند، کسانی بودند که یا در گذشته براي آنها احكام حبس صادر شده بود يا مدت محكوميت خود را مي گذراندند يا کسانی بودند که مدت محكوميتشان تمام شده بود. برخی از اعدام شدگان نیز كساني بودند كه آزاد شده بودند ولي با تصميم خميني مجددا دستگير شدند ويا کسانی اعدام شدند که تنها دلیلش داشتن روابط خانوادگي با اعضا و حامیان سازمان «مجاهدين خلق» بود. بررسی نوار منتظري -که از برجسته ترين رهبران و بنيانگذاران بودو از همان موقع بعنوان قائم مقام ولي فقيه تعيين شده بود و فقط به خاطر موضع اش در مقابل فتواي خمینی برای اعدامها عزل شد-، نشان می دهد که رهبران سابق و فعلي رژیم  ايران در بالاترين سطوح در اجرای فرمان خميني دست داشته اند و شخص خمینی با امضاي تصميمات اعدام ها و ابلاغ آن توسط پسرش احمد خميني در یک بسيج گسترده، هر كسي را  كه موید «مجاهدين خلق» بود يا روزنامه آنها را خوانده بود محکوم به اعدام می کرد.  علي خامنه اي رهبر فعلي ، که درآنزمان رئيس جمهور رژيم بود ) يكي از دست اندركاران اصلي در تصميم گيريها بود.  علي اكبر هاشمي رفسنجاني رئيس کنونی مجمع تشخيص مصلحت نظام ، كه آنزمان رئيس پارلمان بود، کسانی بودند که خميني در تصميم گيريهاي مهم اش با آنها مشورت مي كرد. این گزارش تحقیقاتی، به نقش کسانی مانند مصطفي پورمحمدي، حسين علي نيري ابراهيم رئيسي و مرتضي اشرقی و دیگر دست اندرکاران قتل عام زندانیان سیاسی علی فلاحیان ، غلامحسين محسني اژه اي و علي رازيني که هم چنان از مقامات این رژیم هستند اشاره کرده است. مرکز تحقیقاتی خلیج فارس در پژوهش مفصل خود سرکوب و اعدام ملیتها و مذاهب مختلف در ایران و افزایش اعدامها در دوره آخوند روحانی را نیز مورد بررسی و تحقیق قرار داده است. این گزارش در بخشی از نتیجه گیریهای خود در باره چشم انداز آینده خاطر نشان می کند: در صورت رسیدن حسن روحانی به دور دوم ریاست جمهوری نیز احتمال می رود که روند افزایش اعدامها به خطر این که قدرت در دست ولی فقیه است هم چنان روند فزاینده خودرا حفظ کند.زیرا نظام سياسي حاكم بر ايران از زمانی که روی کار آمده تاکنون تلاش کرده تا از طريق ابراز و مكانيزم اعدام، خودش را و رويكردهاي داخلي و خارجي اش را حفظ كند. چرا که اين رژيم مذهبي در مخالفین سیاسی اش را تهديدي مستقيم براي بقا و استمرار خود ميبيند. 
سازمان عفو بين‌الملل مي‌گويد كه مريم اكبري منفرد، زنداني سياسي بند زنان زندان اوين، از خدمات پزشكي و درماني محروم شده است.  عفو بين‌الملل مي‌گويد كه مقام‌هاي زندان به خانم اكبري منفرد اجازه نمي‌دهند تا براي درمان تيروئيد و رماتيسم مفصلي از زندان خارج شود و تحت معالجه قرار گيرد. داديار زندان به خانواده منفرد گفته‌اند كه علت اين تصميم آن است كه وي، به گفته‌ي اين بيانيه، پررو شده است. مريم اكبري منفرد، دو روز پس از تجمعات اعتراضي در عاشوراي سال ۸۸ بازداشت شد و در دادگاه انقلاب تهران به اتهام محاربه و اقدام عليه امنيت ملي و تبليغ عليه نظام به ۱۵ سال حبس محكوم شد. وي پس از انتشار فايل صوتي آقاي منتظري، در مورد كشتار جمعي زندانيان در سال ۶۷، در دادسراي تهران شكايتي ثبت كرد و خواستار رسيدگي به دلايلِ اعدامِ چهار خواهر و برادرش در دهه شصت شمسي شد
روز جمعه  در اجلاس ويژة شوراي حقوق بشر ملل متحد که براي بررسي وضعيت حلب برگزار شده بود، كميسر عالي حقوق بشر ملل متحد،خواستار ارجاع فوری پروندة حلب به دادگاه بين‌المللي جنايي شد. زيد رعد الحسين طي يك پيام ويدئويي به اين اجلاس اعلام كرد كه محاصره و بمبارن‌هاي بخش شرقي حلب، «جناياتي با ابعاد تاريخي است». وي بمباران‌ها در حلب را «جنايت جنگي» دانست و با تأكيد بر لزوم آتش‌بس فوري و ادامه‌دار، تصريح كرد: «شكست جمعي جامعة جهاني براي حفاظت از غير نظاميان و توقف اين خون‌ريزي بايد همة ما را دچار عذاب وجدان كند. اين نه تنها تمامي نرم‌هاي حقوق بشري را با رسوايي ما نقض مي‌كند، بلكه هزينه‌هايش بر دوش فرزندانمان و نسل‌هاي آينده خواهد بود از سوي ديگر مردم شهر خون‌فشان و قهرمان حلب روز پنجشنبه با شعار معروف انقلاب سوريه «الشعب يريد اسقاط النظام» دست به تظاهرات زدند. تظاهركنندگان با در دست داشتن  پلاكاردهايي از جمله اعلام كردند: انقلاب هرگز نمي‌ميرد... ما (در حلب) خواهيم ماند و سرزمينمان را ترك نخواهيم كرد... نه به جابجايي سيستماتيك... آنها با تجديد عهد با شهدايشان، بر استمرار انقلاب تا پيروزي تأكيد كردند. به گزارش اورينت نيوز، روز پنجشنبه تمامي كوريدورهايي كه روسيه براي خروج مردم از بخش آزاد شدة حلب باز كرده بود، خالي ماند. رسانه هاي  روسي هم كه گزارش‌هاي زنده از اين محل پخش مي‌كردند، همين را نشان دادند. يكي از ساكنان حلب، گفت: «تمامي كوريدورها خالي است. مردم حلب هرگز خانه‌هايشان را ترك نمي‌كنند». خبرگزاري فرانسه نيز گزارش داد، تا ظهر جمعه، هيچ‌گونه خروجي در كوريدور حلب مشاهده نشد. اتحاديه اروپا در بيانيه ای, حملات نيروهاي نظامي بشار اسد و متحدان او به مردم بیگناه را «شديدا محكوم» كرده و اعلام نمود براي توقف اين حملات «هر گزينه‌اي را مد نظر قرار مي‌دهند» . این بیانیه که در نشست سران ۲۸ عضو اتحاديه اروپا  در بروكسل صادر شده‌ خواستار «پايان دادن به جنايت‌ها» و «برقراري فوري آتش‌بس» شده است. دونالد توسك رئيس شوراي اروپايي گفت: «تمام كساني كه در نقض حقوق انسان‌دوستانه بين‌المللي و حقوق بشر دست داشته‌اند, بايد پاسخگوي اعمال خود باشند» .
در پايان ماموريت احمد شهيد گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل در مورد ايران, او آخرين گزارش خود در مورد وضعيت حقوق بشر در اين ايران  را منتشر كرد. آقاي شهيد در اين گزارش, كه از اول ژانويه تا نيمه اوت ۲۰۱۶ (۱۱ دي تا ۲۵ مرداد ۱۳۹۵) را در بر مي گيرد, يادآوري كرده كه طي اين مدت, ۲۳ بار در مورد وضعيت حقوق بشر به مقام هاي جمهوري اسلامي نامه نوشته است. با پايان دوران ماموريت احمد شهيد به عنوان گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ايران, عاصمه جهانگير, فعال پاكستاني حقوق بشر عنوان جايگزين آقاي شهيد مي شود. آقاي شهيد همچنين يادآوري كرده كه در سال ۲۰۱۵, بين ۹۶۶ تا ۱۰۵۴ مورد اعدام در ايران صورت گرفته كه بالاترين ميزان اعدام در اين كشور در دو دهه گذشته محسوب مي شود. در بخش هاي ديگر گزارش او, نحوه برخورد دستگاه هاي قضايي و امنيتي ايران با روزنامه نگاران و فعالان رسانه اي, شهروندان دوتابعيتي, فعالان سياسي و اجتماعي و كارگران, و نيز اجراي مجازات هاي "بي رحمانه و تحقيرآميز" در اين كشور مورد انتقاد قرار گرفته است. گزارش, همچنين به عملكرد دستگاه هاي رژيم ايران در زمينه هايي چون تامين حق آزادي بيان و عقيده, حق آزادي تشكل و تجمع, حقوق زنان و كودكان و حقوق اقليت هاي قومي و مذهبي انتقاد كرده است. شوراي حقوق بشر سازمان ملل, احمد شهيد, وزير خارجه پيشين مالديو را در سال ٢٠١١ به عنوان گزارشگر ويژه ايران انتخاب كرد. او از آن پس بر مبناي مصاحبه‌هايي با فعالان سياسي, روزنامه‌نگاران و نزديكان قربانيان خشونت‌هاي سياسي, گزارش‌هاي ادواري از وضعيت حقوق بشر در ايران ارائه مي‌داد. درخواست‌هاي احمد شهيد براي سفر به ايران در دوران فعاليتش به عنوان گزارشگر ويژه حقوق بشر به نتيجه نرسيد.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت روز 26 مهر طی اطلاعیه‌یی در باره انتقال شماری از زندانیان محكوم به اعدام در زندان قزلحصار برای اجرای این حكم جنایتكارانه به سلولهای انفرادی، اعلام کرد: خانواده‌های این زندانیان كه شمار آنها بیش از ۱۰ نفر است، برای آخرین دیدار به زندان فراخوانده شده اند. مقاومت ایران جامعه بین‌المللی و عموم مدافعان حقوق بشر را به اقدام فوری برای نجات جان این زندانیان فرا می خواند. شمار اعدامهای ثبت شده در ماه سپتامبر  به ۷۶ تن بالغ شد.
سازمان عفو بین الملل خواستار پی گیری موضوع حقوق بشر در سفر گابریل به ایران شد خبرگزاري آلمان DPA 1 اکتبر 2016 سازمان عفو بین الملل خواستار پی گیری موضوع حقوق بشر در سفر گابریل به ایران شد سازمان عفو بین الملل طي فراخوانی اعلام کرد بعد از توافق هسته ای وضیعت حقوق بشر در ایران رو به وخامت گذاشته است.از جمله اجرای حکم اعدام به طور گسترده حتی در رابطه با افراد زیر سن قانونی شامل این موضوع می شود. اين درحالي است كه بنابنوشته اشپيگل آنلاين اول اكتبر، يك روز مانده به سفر  گابریل به تهران سخنگوی وزارت خارجه ایران طي موضع گیری هرنوع پیش شرط جهت گفتگو را رد کرد .این در پی این صورت می گیرد که آقای گابریل اعلام کرده بود که در طي سفر خود موضوع حقوق بشر و حق موجودیت اسراییل را مطرح خواهد کرد.موضوع سوریه و نگرانی آلمان در نقش مخرب همپیمانان اسد در شرایط انسانی پیش امده نیز مطرح خواهد شد. آقای گابریل روشن ساخته که هرگونه روابط عادی و دوستانه با آلمان از به رسمیت شناختن موجودیت اسراییل می گذرد. سخنگوی وزارت خارجه ایران اعلام کرد هیچ گونه دخالت در امور داخل ایران را نمی پذیریم .
دبيركل سازمان ملل متحد در گزارش جديد خود به مجمع عمومي سازمان ملل متحد در مورد وضعيت حقوق بشر در ايران ، نسبت به روند افزايش يابنده نقض حقوق بشر، اعدامهاي فزاينده بويژه اعدام نوجوانان، مجازاتهاي ضدانساني از قبيل شلاق زدن، دستگيريهاي گسترده و سركوب پيروان  مذاهب و مليتهاي مختلف ابراز نگراني كردو خواستار توقف اعدامها توسط رژيم آخوندي شد. در گزارش بان كي مون به مجمع عمومي سازمان ملل متحد درباره وضعيت حقوق بشر در ايران تحت حاكميت آخوندها با اشاره به روند فزاينده اعدامها كه تنها در سال 2015 به 996 تن بالغ شده تاكيد شده است. كه اين ميزان اعدام در سال گذشته بالاترين اعدام در دو دهه گذشته بوده است. گزارش تاكيد مي كند: اعدامها ي انجام شده  اغلب مواقع بعد از دادگاههايي هستند كه با استانداردهاي بين المللي تضمين شده در بند 14 ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي كه جمهوري اسلامي از امضاء كنندگان آن ميباشد ناهمخوان است. گزارش دبيركل سازمان ملل به مجمع عمومي ملل متحد با يادآوري اعدام تمامي مردان چندين روستا در سيستان و بلوچستان ، درباره اعدام زنان و شهروندان خارجي توسط دژخيمان رژيم مي افزايد: دريافت گزارشات مبني بر اعدام زنان و شهروندان خارجي همچنان ادامه دارد. در فاصله ژانويه 2015 تا ژوئن 29016، دستكم 15 زن اعدام گرديده اند و دستكم 20 شهرونده خارجي (اكثرا از افغانستان) اعدام شدند و اين در  حالي است كه بيش از 1200 نفر زير اعدام هستند. در ادامه اين گزارش آمده است: دستكم 50 اعدام در ملاء عام در سال 2015 و حداقل 10 مورد در نيمه اول سال 2016 رخ داده است. كه در برخي از اين اعدامها كودكان نيز حضور داشته اند. دبيركل در رابطه با ادامه مستمر اين اقدام غير انساني، بيرحمانه  و تحقير كننده ابراز نگراني ميكند. دبيركل سازمان ملل در گزارش خود ضمن ابراز نگراني نسبت به اعدام نوجوانان توسط رژيم آخوندي و با يادآوري گزارشات كميسر عالي حقوق بشر ملل متحد و گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل در مورد وضعيت حقوق بشر در ايران به اجلاس شوراي حقوق بشر، تاكيد كرد: طبق گزارشات در مارس 2016، دستكم 160 نوجوان خاطي زير حكم اعدام قرار داشتند. بان كي مون در گزارش خود با يادآوري وعده هاي دروغين آخوند روحاني مبني بر بهبود آزادي بيان در نظام آخوندي تاكيد مي كند كه برخلاف اين وعده ها، در دوران آخوند روحاني، نه تنها پيشرفتي در زمينه آزادي بيان در جمهوري اسلامي مشاهده نشده بلكه اين وضعيت در اين دوران رو به قهقرا رفته است دبير كل سازمان ملل متحد در گزارش جديد خود به مجمع عمومي سازمان ملل همچنين نسبت به شكنجه در زندانهاي رژيم، رفتار و مجازات تحقيرآميز و غيرانساني ، استفاده گسترده از حبسهاي انفرادي،  دستگيريهاي سيستماتيك و گسترده خبرنگاران و فعالين اينترنتي، دادگاههاي ناعادلانه، عدم دسترسي به خدمات پزشكي و شكنجه ها و بد رفتاريها در زندانها و همچنين تبعيض مستمر عليه زنان و اقليتها ابراز نگراني عميق كرده است. بان كي مون در اين گزارش يكبار ديگر خواستار توقف اعدامها در ايران تحت حاكميت آخوندها بويژه اعدام نوجوانان و كساني كه هنگام ارتكاب جرم انتسابي زير 18 سال سن داشتند گرديد. 
كشيش مهدي ديباج، اسقف هائيك هوسپيان مهر و اسقف تدهيس ميكائيليان انزجار فزاينده عمومي از جنايت بزرگ خميني جلاد در قتل‌عام سي هزار زنداني سياسي در سال ۶۷ و فراخوان‌هاي بين‌المللي براي محاکمه خامنه‌اي و دژخيماني چون رئيسي و پورمحمدي که در بالاترين مقامات حکومتي همچنان به جنايت و چپاول ادامه مي‌دهند، بحران دروني رژيم و مخاصمات باندهاي حکومتي را تشديد مي‌کند و به‌رغم تلاش آن‌ها براي لاپوشاني و تحريف حقايق و لجن پراکني به مجاهدين يا دربردن خميني و خامنه‌اي، باعث برملا شدن گوشه‌هاي ديگري از ابعاد قساوت و جنايات رژيم پليد ولايت‌فقيه شده است. مهدي خزعلي در اظهاراتي تحت عنوان «پشت پرده‎هاي جنايات و قتل‌عام زندانيان سياسي در تابستان 1367» كه در تاريخ 5 شهريور 95 منتشرشده، در مورد قتل كشيش‎هاي مسيحي مي‎گويد:«ببينيد يكي از اين باندهاي وحشتناكي كه وجود داره، سه تا دخترند كه طعمه مي‌شوند توسط مقام‌هاي امنيتي، براي اينكه ببينند دوتا كشيش مسيحي آيا تبشير مي‌کنند، آيا تبليغ مسيحيت مي‌کنند يا نه. اين‌ها فكر مي‌کردند در همين حد است كه بروند و بگويند ما مي‌خواهيم به كيش مسيحيت بياييم و شما ما را تبشير كنيد. خوب به داخل خانة اين دو كشيش مي‌روند و بعد مابقي قضيه، مواجه مي‌شوند. بااينکه در ديده چشم اين سه دختر، آن کشيش‌ها كشته مي‌شوند, قطعه‌قطعه مي‌شوند و داخل يخچال مي‌روند. بعدازآن از اين‌ها مي‌خواهند مصاحبه كنند كه ما از طرف سازمان مجاهدين خلق مأموريت داشتيم اين کشيش‌ها را بكشيم. خوب ناچار مي‌شوند براي آزادي‌شان اين مصاحبه را هم بكنند و بهشون قول مي‌دهند اين مصاحبه را بكنيد آزاد مي‌شويد». در چنين شرايطي ضروري است يک‌بار ديگر جنبه ديگري از توطئه‌هاي كثيف وزارت اطلاعات پليد آخوندي عليه مجاهدين و مقاومت ايران يعني «قتل كشيش‎هاي مسيحي» را مرور كنيم. فاشيسم مذهبي حاكم بر ايران كه از ابتداي حاكميت ننگين خود فشار و سرکوب گسترده‎يي را، روي اقليت‌هاي مذهبي اعمال مي‎كرد و بطورخاص از هم‌وطنان مسيحي‌مان به دليل حمايت‌هاي بي‌شائبه آن‌ها از مقاومت ايران و شخص آقاي مسعود رجوي در جريان كانديداتوري اولين دوره رياست جمهوري، كينه عميقي داشت، با قتل سبعانه رهبران كليسا، ضمن بروز ماهيت خود، بخشي از همان كينه حيواني و ضد بشري خودش را به نمايش گذاشت. در فاصله كوتاهي از دي‌ماه سال 1372 تا تير 1373، يعني طي كمتر از 7 ماه، سه تن از رهبران سرشناس مسيحي در ايران، اسقف هائيك هوسپيان مهر، كشيش مهدي ديباج و اسقف تدهيس ميكائيليان يكي پس از ديگري ناپديدشده و به طرز فجيعي به قتل رسيدند. جرم اين كشيشان آزاديخواه، سازش‌ناپذيري و تن ندادن به مطامع و فشارهاي حاكميت ننگين آخوندي بود. 29 دي‌ماه 1372، اسقف هائيك هوسپيان مهر درحالي‌که عازم فرودگاه مهرآباد بود، توسط عناصر وزارت اطلاعات ربوده‌شده و به زندان اوين منتقل گرديد. طبق تحقيقات به‌عمل‌آمده از سازمان حقوق بشري «جوبيلي» كه در گزارشي به پارلمان انگلستان ارائه شد: صبح روزي كه هوسپيان مهر به قتل رسيد، اتومبيل وي به‌طور يقين در محل پاركينگ زندان اوين شناسايي‌شده است، اين گزارش تأکيد مي‌کند كه اسقف هوسپيان مهر بين ساعت 9 تا 10 صبح روز 19 ژانويه 94 (برابر با 29 دي‌ماه 72) در محل زندان اوين توسط عوامل رژيم ايران به قتل رسيده است. رسانه‌هاي رژيم دو روز بعد اعلام كردند كه جسد وي دريك منطقه جنگلي در نزديکي تهران پيداشده است ابتدا رژيم از تحويل دادن جسد به خانواده هوسپيان خودداري نمود و 11 روز بعد وقتي‌که جسد به خانواده وي تحويل داده‌شده، آثار ضربات متعدد چاقو بر پيكر وي مشهود بود ماشين جنايت و ترور وزارت بدنام اطلاعات، درگام بعد كشيش مهدي ديباج را هدف قرار مي‌دهد. ديباج يك رهبر کليساي انجيلي است كه 45 سال قبل به دين مسيحيت گرويده بود. وي در سال 1365 به همين جرم دستگيرشده و سال‌هاي متمادي را در سياهچالهاي قرون‌وسطايي رژيم طي مي‌کند، وقتي در پاييز سال 72 به جرم ارتداد دريكي از بيدادگاههاي رژيم در شهر ساري به مرگ محكوم مي‌شود، بلافاصله يك تلاش گسترده بين‌المللي از سوي مقاومت ايران و رهبران كليساي انجيلي آغاز مي‌شود كه به يك كارزار بين‌المللي براي لغو حكم اعدام و آزادي او تبديل مي‌شود و تحت همين فشارهاي بين‌المللي است كه رژيم در تاريخ 26 دي‌ماه همان سال آزادي مشروط مهدي ديباج را مي‌پذيرد. راديو آمريكا در 27 دي‌ماه 72 اعلام كرد: «هفته گذشته آمريكا، فرانسه و چند كشور ديگر همراه با گروه‌هاي خصوصي مدافع حقوق‌ انساني از ايران خواستند كه آقاي ديباج را اعدام نكند. مسعود رجوي رهبر سازمان مجاهدين خلق ايران گفت فشارهاي غرب جان آقاي ديباج را نجات داد». واتيكان رضايت كامل خود را از آزادي مشروط مهدي ديباج ابراز نمود. سازمان فرانسوي كليساها آزادي ديباج را تأييد كرد. وزارت امور بشردوستانه فرانسه اعلام كرد كه دولت فرانسه با خشنودي از خبر آزادي كشيش ايراني… مطلع شده است. اما اين خشنودي بين‌المللي 5 ماه بيشتر نپاييد. به نظر مي‌رسد كه جهان هنوز با شناخت اين رژيم وحشي قرون‌وسطايي، فاصلة بسيار زيادي داشت. كشيش مهدي ديباج روز 16 خرداد 1373 در مسير تردد به فرودگاه مهرآباد ربوده شد؛ و مدتي بعد جسد وي كه با ضربات چاقو قطعه‌قطعه شده بود، در يك منطقه متروكه در تهران كشف شد. كشتار همچنان ادامه پيدا مي‌کند. اسقف كليساي انجيلي ايران، تدهيس ميكائيليان اسقف ميكائيليان بعد از قتل بي‌رحمانه اسقف هوسپيان، جايگزين وي در كليساي انجيلي شده بود، سازمان حقوق بشري جوبيلي در گزارشي پيرامون اين قتل‌ها مي‌نويسد: ميكائيليان كه خواستار اعمال اقدام‌هاي شديدتر اقتصادي و سياسي بر ضد رژيم ايران، به‌منظور تقويت قطعنامه‌هاي سازمان ملل در محكوميت رژيم به خاطر نقض حقوق بشر بود بارها توسط مقامات رژيم به مرگ تهديد شده بود تا اينکه روز 8 تير 73 توسط ماشين جنايت و ترور آخوندها ربوده‌شده وهمان شب نيز به طرز وحشيانه‎يي به قتل رسيده و جسد وي دريك فريزر جاسازي گرديد و نهايتاً سه روز بعد جسد وي توسط وزارت اطلاعات به پسرش تحويل داده شد. يک سال بعد سازمان بين‌المللي ميدل ايست كانسرن، دريك گزارش تحقيقي و مستند با ذکر جزيياتي از اين قتل‌هاي سبعانه اعلام نمود: «شكي وجود ندارد كه ترورهاي مزبور توسط يك جوخهٌ اعدام، كه در چارچوب سرويس‌هاي امنيتي رژيم ايران فعاليت مي‌نمايد، انجام‌گرفته است. جوخة مزبور، دستورهاي خود را از بلندپايه‌ترين مقام‌هاي رژيم دريافت مي‌نمايد». هرچند كه ترور و سركوب اقليت‌هاي مذهبي در ايران، موضوع خاصي كه محدود به شرايط خاص باشد نمي‌باشد و طي 38سال گذشته رژيم اين سركوب و خفقان را مستمراً روي اين هم‌ميهنانمان اعمال كرده است ولي براي اينكه بتوانيم شرايط سياسي داخلي و بين‌المللي آن روز را به‌خوبي تصوير كنيم، بايد به واقعه بسيار مهمي كه در پاييز سال 72 در تاريخچه مقاومت مردم ايران رقم خورده اشاره كنيم: درمهرماه سال 72 شوراي ملي مقاومت ايران دريك تصميم تاريخي خانم مريم رجوي را به‌عنوان رئيس‌جمهور برگزيده مقاومت ايران معرفي كرد و اين واقعه مهمي بود كه تأثير تعيين كننده‌يي در پيشرفتهاي مقاومت در عرصه‌هاي مختلف داشت. به‌خصوص كه در نتيجة اين تحول، ظرف کمتر از يک سال، مقاومت ايران در نقطه‎يي از اعتلا و پيشرفت قرار گرفت كه ازنظر سياسي با اعلام هفته همبستگي توسط رئيس‌جمهور برگزيده مقاومت طيف بسيار گستردهيي از ايرانيان حول پرچم همبستگي ملي بسيج شدند و اين موضوع جايگاه بي‌بديل مقاومت ايران را در انظار داخلي و بين‌المللي به‌طور فوق‌العادهيي بالا برد. ازنظر نظامي هم درهمان ايام، ارتش آزادي‌بخش در پاسخ به نداي همبستگي ملي ايرانيان با برگزاري يك مانور گسترده كه در سطح يك لشگر زرهي انجام شد، اوج توانمندي و استعداد اين ارتش را به‌عنوان يك نيروي بالفعل براي سرنگوني به نمايش گذاشت كه انعكاس گسترده‌يي در رسانه‌هاي بين‌المللي داشت و همگان را متوجه قدرت و توانمندي اين ارتش نمود. صعود مقاومت ايران، به فرازهاي بالابلندي در ابعاد سياسي و نظامي، لامحاله به پشتوانه محكمي براي اعتراضات اجتماعي در داخل كشور مبدل گشت و درهمان شرايط شاهد اوج‌گيري بي‌سابقة اعتراضات، اعتصابات و خيزش‌هاي مردمي در شهرهاي مختلف بوديم كه قيام گسترده مردم زاهدان را مي‎شود در همين شمار به‌حساب آورد. حالا اگر اين شرايط را با آن كينه حيواني و ضد بشري رژيم از اقليت‌هاي مذهبي به‌ويژه مسيحيان ايران كه هميشه و در تمام اين ساليان يار و ياور مجاهدين و مقاومت ايران بودند، در کنار هم قرار بدهيم مي‎توان فهميد و نتيجه گرفت كه رژيم، با اين جنايت‌ها دو هدف را دنبال مي‌کرده است: يكي اينكه در چنين شرايطي كه فضاي اجتماعي مستعد بروز مخالفت‌ها و مقاومت‌ها مي‌شود، مخالفان را سركوب و خاموش كرده و جو رعب را در جامعة حاكم كند. دوم اينكه با نسبت دادن همين جنايت‌ها به مجاهدين، سعي كند چهره مجاهدين و مقاومت ايران را بعدازآن جهش سياسي اجتماعي در انظار جهانيان مخدوش و مکدر نمايد. صحنه‌گردانان وزارت اطلاعات و به‌طور مشخص آخوند فلاحيان كه آن موقع وزير اطلاعات رفسنجاني بود همراه با معاونش سعيد امامي كه بعدها در جنگ قدرت آخوندها به دست خودشان سر به نيست شد، يك سناريو سخيف و ابلهانه و درعين‌حال مشمئزکننده را سرهم‌بندي كردند كه طبق آن سه تا از زنان مزدور وزارت اطلاعات را به تلويزيون آورده و مدعي شدند كه اين‌ها از اعضاي سازمان مجاهدين هستند و آن‌ها با تكرار سناريوي ساخته و پرداختة وزارت اطلاعات گفتند كه بله سازمان به ما دستور داده بود كه اين روحانيون مسيحي را بكشيم و به گردن جمهوري اسلامي بيندازيم! به‌اين‌ترتيب رژيم سعي كرد كه اين جنايت را به مجاهدين نسبت بدهد. اما اين سناريو و اين توطئه سخيف‌تر از آن بود كه كسي را بتواند فريب بدهد. كما اين‌که هيچ‌کس را نفريفت و افتضاح و رسوايي به‌مراتب بزرگ‌تري براي رژيم ببار آورد. صحنه‌سازي‌ها و مدرك تراشي مبتذل آخوندي با سوءاستفاده از سه عامل وزارت اطلاعات در تيرماه سال 73 رسانه‌هاي حكومتي رژيم آخوندي، دريك صحنه‌سازي مضحك و مبتذل مدعي دستگيري سه نفر از اعضاء مجاهدين گرديدند. اين نفرات بلافاصله به تلويزيون رژيم آورده شده و با رديف كردن مجموعه‎يي از اكاذيب آخوندي گفتند كه از سوي مجاهدين مأموريت داشتند كه براي ايجاد تفرقه و درگيري بين مذاهب و اقليت‌هاي مذهبي اقدام به قتل کشيش‌هاي مسيحي و سلسله‎يي از عمليات انفجاري بنمايند. متعاقباً دستگاه دجاليت و فريب آخوندي با بسيج تمامي ايادي و امکانات تبليغي شروع به صحنه‌سازي‌هاي مبتذل مشمئزکننده نمودند تا دروغ و دجاليت را به باور عمومي برسانند كه ذيلاً فقط به چند نمونه آن اشاره مي‎كنيم: راديو رژيم 19 تير 73 مقتدايي، رئيس ديوان عالي كشور در بيانيه‎يي ضمن محکوم کردن بمب‌گذاري‌هاي اخير… و قتل دو كشيش مسيحي، افشاي طرح ترور كشيش مسيحي در اصفهان به‌وسيله منافقان را اعلام كرد. راديو رژيم 19 تير 73 جامعهٌ مدرسين حوزه علميه قم با انتشار اطلاعيه‌‎يي با قدرداني از دست‌اندركاران و مسئولان امنيتي و انتظامي كشور در مورد دستگيري عاملان قتل دو كشيش مسيحي ابراز اميد‌واري كردند كه سازمان‌هاي به‌اصطلاح مدافع حقوق بشر و عفو بين‌الملل از حمايت جنايتكاراني كه از هيچ جنايتي نسبت به علماي دين، پيران، زنان و كودكان روي‌گردان نيستند دست‌بردارند. جمهوري اسلامي 20 تير 73 5 تن از نمايندگان اقليت‌هاي مذهبي در مجلس، عمل ددمنشانه منافقين در به قتل رساندن كشيش ميكائيليان و ديباج را محکوم كرده و … منافقين را عناصر استكبار جهاني قلمداد كردند. هفته‌نامه كيهان هوايي ارگان وزارت اطلاعات رژيم 22 تير 73 طي گردهمايي رهبران سياسي و مذهبي اقليت‌هاي ديني، جزئيات ترور سه كشيش مسيحي توسط سازمان مجاهدين موردبررسي قرار گرفت. تلويزيون رژيم 24 تير 73 يكي از مقامات بلندپايه اطلاعاتي كشورمان فاش كرد كه منافقين در قتل كشيش‌هاي مسيحي ارتباطات پنهان و گسترده با رژيم صهيونيستي داشته‌اند. ايرنا خبرگزاري رسمي رژيم 25 تير 73 انجمن ملي و فرهنگي ارامنه ايراني طي نامه‎يي به آيت‌الله سيدعلي خامنه‌اي عمل شرم‌آور و سبعانه سازمان مجاهدين خلق تروريست در به قتل ‌رساندن كشيش مسيحي تدهيس ميكائيليان را محكوم كردند. روزنامه جمهوري 25 تير 73 مشروح جريان اعترافات دو منافق دستگيرشده در ملاقات با مسئول كليساي اسقفي اصفهان متقابلاً شوراي ملي مقاومت و دفتر مجاهدين نيز در اطلاعيه‌هاي جداگانه‎يي هرگونه ارتباط و همکاري با اين مزدوران وزارت اطلاعات را تكذيب نمودند. در پي اين نمايش‌هاي دجالگرانة رژيم آخوندي، آقاي مسعود رجوي رهبر مقاومت ايران، بر اعزام يك هيأت بين‌المللي به همراه نمايندگان مقاومت، به‌منظور تحقيق پيرامون قتل كشيشان مسيحي و انفجار حرم امام رضا تأكيد كرد و گفت در اين صورت حقيقت به‌سرعت روشن خواهد شد. آقاي مسعود رجوي همچنين درنامه‎يي به پاپ ژان پل دوم رهبر کاتوليک‌هاي جهان نوشت: «…حال كه آخوندهاي منفور خودشان موضوع قتل كشيشان هم‌وطن ما را با شما مطرح و تقاضاي مداخله كرده‌اند؛ از سوي مقاومت ايران اجازه مي‌خواهم پيشنهاد كنم مقرر نماييد رژيم حاكم بر ايران سه زني را كه به‌عنوان اعضاي سازمان مجاهدين خلق ايران و عاملان قتل كشيش ميكائيليان به نمايش تلويزيوني و مطبوعاتي آورده است، موقتاً به واتيکان بياورد و آن‌ها را در اختيار مقام‌ها و مسئولان بي‌طرف كه شما مشخص خواهيد نمود، بگذارد تا زنان مزبور در حضور جرم‌شناسان و نمايندگان اتحاديه‌هاي وكلا و حقوقدانان با حضور نمايندگان مجاهدين و مقاومت ايران موردتحقيق و سؤال و جواب قرار بگيرند. در اين صورت حقيقت دعاوي آخوندها به‌سرعت براي همه روشن خواهد گرديد…» اما از پيش روشن بود كه رژيم و سردمداران جنايتكار آن هرگز حاضر به پذيرش اين راه‌حل نبوده و نمي‌توانستند باشند. آنچه فوقاً آورده شد فقط بخش كوچكي از آن موج تبليغاتي بود كه رژيم به راه انداخت. به‌عنوان‌مثال تلويزيون رژيم روز 24 تير73 گوشه‎يي ازشانتاژ خبري عليه مجاهدين را به نمايش گذاشت: «جنايات تكان‌دهنده اخير… منافقين به‌گونه‌يي بي‌سابقه با سانسور خبري رسانه‌هاي صهيونيستي و غربي روبرو شده است. درحالي‌که در طول سه هفته گذشته بيش از 300 خبر، گزارش و تفسير در مورد ترور دو كشيش مسيحي،‌ انفجار بمب در حرم امام رضا (ع)، همچنين تلاش نافرجام منافقين براي بمب‌گذاري در كشورمان بر روي تلكس خبرگزاري جمهوري اسلامي مخابره و ده‌ها خبر و گزارش از صداوسيما پخش‌شده است، رسانه‌هاي گروهي صهيونيستي غربي به‌گونه‌يي هماهنگ در برابر اين اعمال تروريستي سكوت اختيار كرده‌اند.» ملاحظه مي‌کنيد؟ بيش از 300 خبر، گزارش و تفسير از طرف رژيم فقط طي سه هفته. اما همين گزارش تلويزيون رژيم بيانگر اين واقعيتاست كه در دنيا هيچ‌کس اين دجاليت و شانتاژ خبري آخوندها را جدي نگرفته و باور نكرد بلكه برعكس از همان ابتدا انگشت اتهام همه دنيا به‌سوي رژيم نشانه رفت و همه رژيم را مسبب اصلي اين جنايت مي‌دانستند. به‌عنوان‌مثال فقط به دو نمونه اشاره مي‎كنيم: راديو آلمان در گفتاري به تاريخ 3 دي‌ماه 78 گفت كه: «… وقتي دستگاه امنيتي جمهوري اسلامي مدعي شد كه قتل چند كشيش مسيحي من‌جمله ديباج و اسقف ميكائيليان توسط جمعي از مخالفان مسلح رژيم انجام‌شده است، كمتر كسي باور كرد، حتي نمايشنامه امنيتي را كه با شركت سه دختر متهم به عضويت در يك سازمان مخالف به صحنه آوردند راهم كسي جدي نگرفت…» سازمان «ميدل ايست كانسرن»، كه دربرگيرنده چندين مؤسسه فعال درزمينة بررسي وضعيت حقوق اقليت‌هاي مذهبي، به‌ويژه مسيحيان، در كشورهاي خاورميانه مي‌باشد، در اوايل سال 1995 گزارشي تحت عنوان «ايران سال 1994 ـ سال ترورها» منتشر كرد. در اين گزارش با بررسي جزئيات ترور سه كشيش و اطلاعات حاصل از منابع خودش در داخل ايران، اعلام كرد كه: «…شكي وجود ندارد كه ترورهاي مزبور توسط يك جوخه اعدام، كه در چارچوب سرويس‌هاي امنيتي رژيم ايران فعاليت مي‌نمايد، انجام‌گرفته است. جوخه، اين دستورهاي خود را از بلندپايه‌ترين مقام‌هاي رژيم دريافت مي‌نمايد…» و بالاخره اين هم قسمتي از متن گزارش كميسيون حقوق بشر ملل متحد كه يک سال بعد در ماه مارس 1995 منتشرشده و در آن آمده است: «… كميسيون نگراني عميق خود را از رفتار تبعيض‌آميز جمهوري اسلامي ايران نسبت به اقليت‌هاي مذهبي به دليل اعتقادات مذهبي آن‌ها و نيز فقدان حفاظت كافي براي اقليت‌هاي مسيحي، كه برخي از آنان مورد تهديد و ترور قرارگرفته‌اند، ابراز مي‌دارد…» اما واقعيت قضيه بعداً در سال 78 و در ماجراي قتل سعيد امامي و آن کشاکش‌ها و بحراني كه در وزارت اطلاعات درگرفت، از پرده بيرون افتاد و از زبان سران و سردمداران رژيم بازگو شد: پرده‌هاي جنايت و دجاليت آخوندي فرومي‌افتد در نمايش انتخاباتي سال 1376، خاتمي به رياست جمهوري ارتجاع منصوب مي‌شود. شعارهاي عوام‌فريبانه وي براي اصلاحات دروغين در درون رژيم موجب بروز و تشديد جنگ قدرت باندهاي دروني رژيم شده و هريك از آن‌ها براي بقاي خود دست به افشاي جنايات جناح مقابل مي‎زند. يكي از مهم‌ترين موضوعات افشاشده توسط باندهاي رژيم موضوع قتل وحشيانه کشيش‌هاي مسيحي است كه توسط باند سعيد امامي معاون وزارت اطلاعات در دوران رياست جمهوري رفسنجاني انجام‌شده است: روزنامه همشهري در تاريخ 3 تير 78 از قول همان به‌اصطلاح نمايندگان اقليت‌هاي مذهبي در مجلس رژيم كه 5 سال قبل در تاريخ 20 تير 73 مجاهدين را عامل قتل کشيش‌ها معرفي كرده بودند، نوشت كه: «نمايندگان اقليت‌هاي مذهبي» در مجلس به دليل «دخيل بودن سعيد امامي در اين پرونده» قصد دارند «با ارائه نامه‌يي به وزير اطلاعات، خواستار باز شدن پرونده قتل سه كشيش شوند». نمايندگان مزبور مي‌گويند كه در زمان بررسي پرونده قتل کشيش‌ها در جلسه‌يي شركت داشته‌اند كه «توسط سعيد امامي معاون وزير اطلاعات وقت براي توجيه نمايندگان ترتيب داده‌شده بود». روزنامه حكومتي آريا در تاريخ 16 تيرماه 78، ازجلسه‎يي كه براي توجيه خبرنگاران و عکاسان در طبقه چهارم ساختمان خبرگزاري رژيم برگزارشده بود پرده برداشته و فاش كرد كه مصاحبه با آن سه دختري كه هوادار مجاهدين قلمداد شده بودند، چطور زير نظر وزارت اطلاعات و طبق سناريوي اين وزارت خانه بدنام رژيم برگزارشده وسعيد امامي صحنه‌گردان اين جلسه بوده است. آخوند عبدالله نوري كه درزمان اجراي اين جنايت عضو مجمع تشخيص مصلحت و عضو شوراي عالي امينت رژيم بوده در جلسه دادگاه خود، در تاريخ 12 آبان 78، با اشاره به نقش وزارت اطلاعات در اين قتل‌ها مي‌گويد: «چطور وقتي برخي از کشيش‌هاي مسيحي به قتل رسيده و پس از تكه‌تكه شدن در فريزر جاسازي شدند، قاتلان به مردم معرفي نشدند». روزنامه حكومتي خرداد در تاريخ 27 آبان 78 با تأکيد برساختگي بودن صحنه‌هاي دادگاه سه عامل اطلاعاتي رژيم نوشت: كساني كه تحت عنوان هواداران مجاهدين «در مصاحبه‌يي تلويزيوني مسئوليت قتـل کشيش‌ها را به عهده گرفتند چه رابطه‌يي با سعيد امـامـي (شماره 2 وزارت اطلاعات در آن زمان)‌ داشته‌اند؟ کشيش‌هاي ايراني… به چه جرمـي ربوده‌شده و پس از قطعه‌قطعه شدن در يخچال نگهداري شدند؟ افرادي كه به جرم ارتكـاب بـه قـتـل کشيش‌ها مصاحبه تلويزيوني وادار شدند، چگونه تـن به چنين مصاحبه‌هايي دادند و سرنوشت آن‌ها به كجا انجاميد؟…» روزنامه رسالت در شماره روز 14 آذر 78 از قول اكبر گنجي پاي رفسنجاني را در قتل کشيش‌هاي مسيحي به وسط كشيده و نوشت: «اكبر گنجي قتل کشيش‌هاي مسيحي و انفجار بمب در حرم امام رضا (ع) را كار وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران دانسته و منافقين را از انجام امور فوق تبرئه كرده است. اكبر گنجي همچنين پاي آقاي هاشمي رفسنجاني را به اين مسائل كشانده است». روزنامهٌ ابرار در روز 5 دي 78 در اعتراف به جنايات وزارت اطلاعات نوشت: «طرح به دره افکندن اتوبوس حامل نويسندگان، قتل‌عام کشيش‌هاي مسيحي، بمب‌گذاري در حرم امام رضا (ع)،… گوشه‌يي از اقدام‌هاي همكاران و همفكران فلاحيان در وزارت اطلاعات بود كه تحت عنوان تحكيم پايه‌هاي امنيت ملي انجام مي‌شد». اين روزنامه مي‌افزايد: «آيا فلاحيان درزماني كه عهده‌دار وزارت اطلاعات بود، جز هاشمي رفسنجاني رئيس ديگري داشته است؟» بله به‌اين‌ترتيب حقايق برملا شد و همه در اين ماجرا يک‌بار ديگر نهايت دنائت و شقاوت آخوندي ازيک‌طرف و اوج مظلوميت و اصالت اين مقاومت را از طرف ديگر به چشم ديدند. هرچند رژيم با همان دجاليت هميشگي سعي كرد اين پرونده و پروندة بسياري از جنايت‌هاي ديگر را با از ميان برداشتن و حذف سعيد امامي به نحوي رفع‌ورجوع كند و نگذارد كه پاي عناصر بالاتري مثل خامنه‌اي و رفسنجاني به وسط كشيده شود، اما تا جايي که به مقاومت و مردم ايران برمي‌گردد، اين پرونده همچنان بازاست و تا روزي که تمامي آمران و عاملان اين جنايت ننگين را پاي ميز محاکمه علني و عادلانه نكشاند صرفنظركردني و قابل‌گذشت نيست و نخواهد بود.
عفو بين الملل  و گزارشگران بدون مرز، طي بيانيه‌اي تاييد محكوميت نرگس محمدي  به ۱۶ سال زندان توسط دادگاه تجديد نظررژیم آخوندی را محكوم  کردند این دو ارگان جهانی مدافع حقوق بشر اعلام کردند:  اين حکم نشانه آشکاري از قصد مقام‌هاي رژيم ايران براي ساکت کردن مدافعان حقوق بشر است. عفو بين الملل خواستار آزادي بدون قيد و شرط نرگس محمدي شد.  
فریاد دادخواهی علیه اعدامهای فزاینده در ایرانو فراخوان به تحقیق درباره قتل عام ۶۷ سي و سومين اجلاس شوراي حقوق بشر كه روز 13 سپتامبر در مقر اروپایی ملل متحد در ژنو  با سخنراني كميسر عالي حقوق بشر سازمان ملل زيد رعد حسين آغاز شد همچنان در ژنو ادامه دارد صبح روز پنجشنبه در سومين روز اين اجلاس آقاي بهزاد نظيري طي سخناني در سي و سومين اجلاس شوراي حقوق بشر ملل متحد، درباره جنايات صورت گرفته توسط رژيم بويژه قتل عام 30000 زنداني سياسي در سال 67 با حكم خميني چنين گفت: بهزاد نظيري-از سوي بنياد دانيل ميتران-فرانسه ليبرته آقای کمیسر عالی، ما در نگرانی های شما در مورد نقض حقوق بشردر ایران شریک هستیم و عمیقاً از اینکه مقامات رژيم ایران با دفتر شما همکاری نمی کنند اظهار تأسف می کنیم . (مقامات اين رژيم) بطور کلی مانع از دسترسی جامعه بین المللی به شرایط داخل کشور می شوند. اعدامها، اعم از اینکه با حکم قضایی باشند یا بصورت فرا قضایی، بصورت بسیار گسترده در ایران صورت می گیرد. اما در واقع  اعدام افراد بخاطر عقاید و تعلقات مذهبی امری نیست که فقط به اوت ۲۰۱۶ مربوط شود چرا که در اوت ۱۹۸۸ و ماههای بعد ازآن ۳۰۰۰۰ زندانی سیاسی که بیشترآنها اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران بودند بر اساس یک فتوای خمینی اعدام شدند. یک نوار ضبط شده که در ۹ اوت گذشته علنی شد،  صدای آیت الله منتظری را به گوش می رساند که قرار بوده در رأس حاکمیت در ایران جانشین خمینی شود. منتظری خطاب به عاملان این قتل عام، که کماکان در پست های کلیدی در رأس حاکمیت، بویژه در دستگاه قضایی قرار دارند، می گوید « بدترین جنایت در تاریخ جمهوری اسلامی ایران بدست آنها صورت می گیرد» و اینکه « اعدام چند هزار نفرظرف چند روز نهایتاً بر خلاف مصلحت نظام است» عفو بین الملل، دیده بان حقوق بشر، فدراسیون جهانی حقوق بشر و شمار زیادی از حقوقدانان بین المللی این کشتار را بعنوان یک جنایت علیه بشریت توصیف کرده اند. آقای کمیسر عالی، شما در سخنرانی افتتاحیه گفتید « بعضی دولتها ممکن است نمایندگان ما را راه ندهند، ولی نمی توانند ما را ساکت کنند، یا اینکه چشم های ما را ببندند». هزاران خانواده هنوز نمی دانند که نزدیکان آنها که قربانی این کشتار بوده اند در کجا دفن شده اند؛ آنها در گورهای دستجمعی در اطراف پایتخت و شهرهای بزرگ پراکنده شده اند. بنابراین ، ما از شما می خواهیم ، در هماهنگی با مکانیزمهای شورای حقوق بشر، تحقیقاتی را پیرامون این نقض وخیم و گسترده حقوق بشر در ایران آغاز نمایید. در دومين روز اين اجلاس، میلیشیا جاودان ازسوی انجمن حقوق بشر زنان ايران طي سخناني، اعدامهاي فزاينده در ايران تحت حاكميت رژيم آخوندي را محكوم كرد و از كميسر عالي حقوق بشر و شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستار تحقيق پيرامون قتل عام 67 بعنوان جنايت عليه بشريت شد. میلیشیا جاودان -از سوی انجمن حقوق بشر زنان ايران آقای رئیس، دیروز کمیسر عالی حقوق بشر ، نگرانی خود در مورد شرایط تاسف بار حقوق بشر در ایران را اعلام کرد. کمیسر عالی ادامه اعدامهاي فزاينده و نقض حقوق اقلیتهای مذهبی و قومی را برجسته کرد. تنها در ماه اوت 86 نفر توسط حكومت ایران اعدام شدند. 25 نفر از آنها زندانیان سیاسی سنی و کرد و زندانیان عقیدتی بودند. روز 5 اوت کمیسر عالی بخاطر اعدامهای دستجمعی در ايران ابراز تاسف کرد. چهار روز بعد در 9اوت يك فايل صوتي منتشر شد كه محتواي يك جلسه را نشان داد كه توسط ایت الله منتظری جانشین خميني در آن زمان در سال 1988 برگزار شده بود. فايل صوتي, جزئيات يك قتل عام بي سابقه از زندانيان سياسي, بر اساس فتواي خاص خميني در سال 1988 را روشن ميكند. منتظري خودش از سرعت و سنگيني كشتار وحشت زده شده بود. اكثر زندانيان سياسي كه در سراسر كشور قتل عام شدند دانش آموزان جوان و دانشجويان, هواداران گروه مخالف مجاهدين خلق بودند. آنها در اوايل دهه 80 دستگير شده بودند و محكوميت هاي زندان خودشان را سپري ميكردند كه ناگهان اعدام شدند. در فتوا, خميني اصرار ميكند كه هر زنداني كه هنوز در ديدگاه سياسي خود ثابت قدم مي باشد در دشمني با خداست و بايد كشته شود. شدت اين جنايت به منزله جنايت عليه بشريت است. متاسفانه, تا به امروز اين اقدام وحشيانه با سكوت و انفعال جامعه جهاني مواجه شده است. انتشار اين نوار صوتي بر يك جنايت پنهان و طولاني گواهي ميدهد. امروز بيش از هر زمان ما خواستار تحقيق پيرامون اين جنايت فجيع توسظ كميسارياي عالي, شوراي حقوق بشر و شوراي امنيت هستيم.
پنج شنبه, 21 مرداد 1395 ساعت 15:50

ديدبان حقوق بشر: اعدامهاي شرم آوردرايران

11 اوت 2016 خبرگزاريها : در ادامه واكنش‌ها به اعدام‌هاي دسته‌جمعي اخير در ايران، ديدبان حقوق بشر روز دوشنبه، ۱۸ مردادماه، اعدام ۲۰ زنداني در ايران را نقطه‌اي شرم‌آور در سابقه حقوق بشري جمهوري اسلامي خواند. سارا لي ويتسون، مسئول بخش خاورميانه در سازمان ديدبان حقوق بشر، مي‌گويد كه از اول ماه ژانويه سال جاري ايران با دست‌كم ۲۲۰ اعدام، ركورددار اعدام در منطقه بوده است. مقام‌هاي قضايي ايران روز ۱۲ مردادماه گذشته از اعدام ۲۰ نفر از اعضاي گروهي به نام توحيد و جهاد به اتهام اقدامات تروريستي خبر دادند. بنا بر گزارش‌ها، عمده كساني كه در اين روز اعدام‌ شدند كُرد و سني‌مذهب بودند. ديدبان حقوق بشر كه در نيويورك مستقر است مي‌افزايد دو وكيلي كه دفاع اين افراد را برعهده داشتند مي‌گويند دادگاه موكلان‌شان منصفانه برگزار نشده و حقوق‌شان در جريان دادرسي زيرپا گذاشته شده است. اعدام‌هاي اخير واكنش‌هاي زيادي را از سراسر جهان باعث شده و گستردگي اين واكنش‌ها به حدي بوده كه مقامات جمهوري اسلامي را به پاسخ واداشته است. نهادهاي مختلف بين‌المللي، از جمله كميسر عالي حقوق بشر سازمان ملل، اعدام بيست تن از زندانيان در ايران را بي‌عدالتي بزرگ خوانده و نسبت به برخورداري اين افراد از محاكمه‌ عادلانه ابراز ترديد كرده‌اند..... مولوي عبدالحميد، امام جمعه اهل سنت زاهدان، نيز از جمله اين منتقدان است كه با اشاره به شرايط حساس منطقه اين اقدام را به‌دور از دورانديشي و سعه‌ صدر توصيف كرد......بسياري از اين افراد اتهام‌ها را رد كرده‌ و در فيلم‌هايي ويديويي و نوشته‌هايي كه از آنان منتشر شده اعلام كرده‌‌اند كه مدت‌ها در سلول‌ انفرادي و تحت شكنجه بوده‌اند. از جمله شهرام احمدي، يكي از اين اعدام‌شدگان، گفته بود كه ۳۳ ماه در سلول‌ انفرادي بوده، در يك دادگاه پنج دقيقه‌اي به اعدام محكوم شده و اجازه دفاع و دسترسي به وكيل را نداشته است. سازمان عفو بين‌الملل نيز ايران را در سال ۲۰۱۵ با ۹۷۷ اعدام يكي از ركورداران اعدام در دنيا دانسته است
اعضای مادرانه متشکل از مادران زندانیان اعدام شده در ایران تحت حاکمیت آخوندی، طی بیانیه یی اعدام زندانیان را محکوم کردند. در این بیانیه آمده است: سالهاست که ایران داغدار است. هنوز زخم روییدن هزاران لاله ی گلگون بر تن سرزمین ما باقی ست. اعدامهای پیاپی، بدون محاکمه، بدون حضور وکیل، بدون رعایت آیین دادرسی یا قوانین استاندارد و بین المللی، باعث از دست رفتن بهترین فرزندانمان شد. زنان بسیاری در دهه های گذشته، به سوگ فرزندان اعدام شده شان نشستند . در تاریکی و تنهایی. بی آنکه دستی اشکهایشان را پاک کند. بی انکه کسی تسلی بخش خاطرشان باشد. بی انکه بتوانند برای شقایق های پرپر شده شان مراسمی بگیرند. بی انکه نشانه ای از قبری داشته باشند تا در غروبهای دلتنگی بر آن مویه کنند و اشک ببارند.آنان مجبور شدند در بیابانها بدنبال تن مجروح و بی جان پاره های تنشان بگردند. همچنانکه ما بدنبال مصطفی و امیرارشد و صدها فرزندمان گشتیم. بسیاری از این مادران و همسران مجبور به تحمل رنجهای مضاعفی شدند. از پرداخت پول تیر تا دیدن جوانکی با جعبه شیرینی که خود را داماد خانواده شان معرفی میکرد!!ما نیز همچون خیل عظیم توده های مردم از این سوگ سراسری بی خبر بودیم. در شهرهایمان دسته دسته، گل پرپر میشد و خبر نداشتیم . سروها تبر میخوردند و خبر نداشتیم. تیر آه های بسیاری به آسمان روانه میشد و خبر نداشتیم. حاصل آن بی خبری ها برپا شدن چوبه های دار در میدان ها و کوچه ها و بازارهاست. حاصل آن بی خبری ها رتبه اول عمل نفرت انگیز اعدام است. حاصل آن بی خبری ها گشوده شدن راههای غارت خزانه ملی ست. برآمدن دستهای حریص اختلاس، و دزدی در روز روشن و تحت حمایت قانون. اکنون ما زنان میدانیم رنج از دست دادن فرزند با تیر یا طناب، بی پایان است و با گذر زمان کمرنگ نمیشود، ما مادران میدانیم معنای کابوسهای شب و روز را، میدانیم معنای عمیق دلتنگی برای پاره تنی که زیر خاک مدفون است، نمیتوانیم در کنار بازماندگان گلهای دشت شقایق نباشیم. ما با قلبی خونین و تنی زخم خورده در کنار مادران و همسران و خواهران جوانان اعدام شده از دهه های گذشته تا کنون ایستاده و همراه با آنان سرود دادخواهی میخوانیم.بدیهی است برای جبران بی خبریهایمان، خواستار برچیدن چوبه های دار از سراسر ایران و همچنین محاکمه عاملین مرگ شکوفه های پرپر شده ی باغ سوخته ی هزاران مادر هستیم. در پایان به روح پاک و آزاد جوانان اعدام شده درود میفرستیم . به خون سیاوش سوگند که تا آخرین لحظه زندگی مان در جاده ی دادخواهی گام خواهیم زد. چرا که ما، مادریم و حافظ زندگی . زنیم و بیزار از زشتی و سیاهی و مرگ.زنده باد زندگی. زنده باد داد ستاندن از بیداد. مرداد 95
شنبه, 11 ارديبهشت 1395 ساعت 14:26

اول ماه مه روز جهانی کارگر گرامی باد

اول ماه می روز جهانی کارگر روز اول ماه‌مه سال ۱۸۸۶، درآمریکا بیش‌از چهارصدهزارکارگر برای کاهش زمان کار روزانه‌شان، از 14ساعت به8‌ساعت، دست به‌اعتصاب زدند. در روز سوم اعتصاب، پلیس، کارگران را به‌گلوله بست، پنج‌کارگر کشته و عده‌یی مجروح شدند. روز چهارم ماه‌مه، کارگران به‌اعتراض دسته‌جمعی بزرگتری دست زدند که درجریان آن، چندتن از افراد پلیس، براثر بمبی که به‌میانشان پرتاب شد، کشته شدند. پلیس، رهبران اعتصاب را دستگیرکرد. چهاررهبر اعتصاب پس‌از محاکمه اعدام شدند. اما مبارزه کارگران ایالات‌متحده بی‌ثمرنماند و نزدیک‌به‌پانصدهزارکارگر حق هشت‌ساعت کار روزانه را به‌دست آوردند. سه‌سال بعد در ژوئیه ۱۸۸۹، کنگره بین‌الملل سوسیالیست، درپاریس، تصمیم گرفت روز اول ماه‌مه را روز بین‌المللی همبستگی کارگران اعلام کند و هرساله مراسمی به‌این‌مناسبت برگزار نماید. روزکارگر در ایران در ایران جشن اول ماه‌مه، برای اولین‌بار، درسال ۱۲۹۹ برگزار شد. دردوره دیکتاتوری رضاشاه، این‌مراسم اغلب به‌صورت مخفیانه برپا می‌شد. بعداز سقوط رضاشاه، دوباره امکان برگزاری علنی این‌جشنها پیدا شد و بعضی از اسناد تاریخی از تظاهرات بزرگ اول ماه‌مه درسالهای 24 و 25 حکایت دارند. درسال ۱۳۳۱، به‌دستور دکترمصدق، روز اول ماه‌مه، عید کارگران و تعطیل رسمی اعلام شد. اما پس‌از کودتای ننگین 28مرداد، مجدداً این‌مراسم، مخفیانه برگزار می‌شد. چندی بعد شاه، روز تولد پدرش - 24اسفند- را روزکارگر اعلام کرد! ولی، با اوجگیری جنبش دانشجویی در داخل و خارج‌کشور و افشای ماهیت سرکوبگر و فاسد رژیم درافکار بین‌المللی، شاه ناچار به‌عقب‌نشینی شد و روز اول ماه‌مه، به‌عنوان روزکارگر، تعطیل کارگری اعلام شد. درسالهای آخر حکومت شاه، از طرف اتحادیه‌ها و سندیکاهای فرمایشی، مراسمی به‌نام «روزکارگر» برای ستایش از به‌اصطلاح خدمات شاه به‌کارگران‌ ! برپا می‌شد که مورد نفرت توده‌ها بود.پس‌از انقلاب57، سازمان‌مجاهدین خلق ایران اولین‌مراسم باشکوه روزکارگر را درکرج و درگرامیداشت خاطره کارگران جهان‌چیت که درسال 50 به‌دست مأموران سرکوب رژیم‌شاه شهید شده بودند، برگزارکرد. درهمین‌سال، حزب جمهوری و یک‌ارگان کارگری دولتی نیز برای عقب نیفتادن از صحنه، اعلام راهپیمایی کردند‌. درسال 59، سازمان‌مجاهدین میتینگ بزرگ روزکارگر را در ترمینال خزانه تهران برگزار کرد. چند گروه سیاسی دیگر نیز برگزاری مراسم روزکارگر را درمحلهای جداگانه اعلام کرده بودند.خمینی دجال هم درپیامی که به‌مناسبت روزکارگر فرستاد، علاوه برحرفهای سخیفی درمورد کارگران از این‌قبیل که: کار و کارگر به‌گروه خاصی محدود نمی‌شود بلکه همه ملت کارگرند!، به‌سمپاشی علیه گروههای مترقی و اساساً مجاهدین پرداخت. او با گفتن دروغهای رذیلانه‌یی از این‌قبیل که‌: «آنان که به‌اسم طرفداری از کارگران از کار آنان جلوگیری می‌کنند و پشت نقاب طرفداری از دهقانان، خرمنهای آنان را، که حاصل دسترنج یک‌ساله آنان است، به‌آتش می‌کشند و زیر ماسک خدمت به‌کارگران، درکارخانه‌ها با تمام توان اخلال می‌کنند، این‌روز از آنان نیست»، تلاش کرد تا کینه‌توزی کور و خصومت هیستریک‌ مزدوران جنایتکار خود علیه مجاهدین را برانگیزد. آن‌روز خیل چماقداران، مراسم روزکارگر را درهمه‌جا مورد تهاجم قرار دادند. اما تمرکز اصلی تهاجم بر روی مراسم مجاهدین درترمینال خزانه بود. رژیم به‌این‌منظور تدارک ویژه‌یی دیده و پاسداران و مزدوران مسلح خود (با لباس شخصی) را با سازماندهی مشخص و به‌طور گسترده به‌این‌مراسم گسیل داشت. قرار بود مسعودرجوی دراین‌مراسم سخنرانی کند. اما مجاهدین با کشف توطئه ترور مسعود، سخنرانی وی را ملغی کردند. دراین‌مراسم براثر حملات وحشیانه مزدوران خمینی به‌مجاهدین و مردم شرکت کننده، حداقل 300تن مضروب و مجروح شدند، اما مجاهدین توانستند توطئه بزرگ رژیم را خنثی کنند. اعتصابهای مهم کارگران و زحمتکشان ایران طبقه کارگر ایران طی بیش‌از نیم قرن گذشته، مبارزات خونینی را برای کاستن از شدت ستم و استثمار و احقاق حقوق اولیه خود به‌پیش برده است. گرچه رشد طبقه کارگر ایران، به‌لحاظ کمی، از دهه چهل آغاز شده، اما پیش از آن نیز کارگرانی که درصنایع نفت و نساجی کار می‌کردند، مبارزاتی را از سر گذرانده‌اند. یکی از بزرگترین اعتصابهای کارگری، اعتصاب سراسری یک‌صدهزارنفر از کارگران نفت جنوب، در23 تیرماه ۱۳۲۵ بود که خواستهای سیاسی از قبیل تغییر استاندار وقت و عدم دخالت شرکت نفت در امور داخلی ایران در برداشت. این‌اعتصاب مورد یورش و سرکوب قرار گرفت و 46 کشته و 170مجروح برجای گذاشت. درمورد عظمت این‌اعتصاب، درکتاب ”پنجاه‌سال نفت ایران“ آمده‌:«ازروی کمال انصاف و بی‌طرفی و حقیقت‌بینی باید گفت بهبود وضع کارگران نفت، درسالهای آخر عملیات شرکت درایران، مرهون دو نکته اصلی بود: اول، آزادی بیان که پس‌از خروج ارتش بیگانگان در ایران حاصل شد و کارگران توانستند وضع اسفناک و مشقت‌بار خود را تا حدی شرح دهند؛ دوم اعتصاب بزرگ 23تیرماه ۱۳۲۵ که قدرت عظیم آنها را برای گرفتن حق خود واضح و آشکار ساخت و به‌شرکت فهماند که دیگر ادامه رویه سابق محال است و باید سریعاً رفتار خود را تغییر دهد. قانون کار و بیمه‌های اجتماعی و تعیین حد‌اقل دستمزد و اصلاحات دیگری که در سالهای اخیر، کم‌وبیش در ایران انجام گرفته، همه و همه، مرهون اقدامات دسته‌جمعی کارگران نفت است».این‌اعتصاب، دولت انگلیس را به‌شدت دچار نگرانی کرد. چندکشتی جنگی به‌بنادر جنوب فرستاد و دیگر نیروهای نظامی خود را در منطقه خلیج‌فارس آماده برای دخالت دروضعیت خطیر احتمالی کرد.اعتصاب زحمتکشان کوره‌پزخانه‌ها در 23خرداد ۱۳۳۸، به‌خاطر افزایش دستمزد، که منجر به‌کشته‌شدن پنجاه‌کارگر - زن و مرد و کودک - شد و اعتصاب کارگران جهان‌چیت درسال 50 که آن نیز توسط مزدوران رژیم‌شاه به‌خاک‌وخون کشیده شد، از نمونه‌های برجسته مبارزات کارگران هستند. اما اعتصاب کارگران و کارکنان صنعت نفت در سال ۱۳۵۷ و قطع صدور نفت ضربه ‌کمرشکنی بود که بررژیم سلطنتی وارد آمد و در پی آن، قیام مسلحانه خلق، در 22بهمن، نظام پوسیده شاهنشاهی را برای همیشه به‌گور سپرد.بعداز انقلاب57، کارگران و زحمتکشان ایران نیز مثل دیگر اقشار جامعه امید داشتند به‌حقوق منصفانه خود دست یابند.آنها براساس تجربه‌شوراها که درروزهای قیام ضدسلطنتی شکل گرفته و پس‌از انقلاب نیز درکارخانه‌ها، ادارات، دانشگاهها و دیگر مؤسسات عمدتاً توسط سازمان‌مجاهدین ترویج می‌شد، خواستار این‌بودند که همچنان اداره امور به‌صورت شورایی و با مشارکت و نظارت خود کارگران و کارکنان باشد. رژیم، ابتدا خود را ناگزیر از پذیرش شوراهای موجود درکارخانجات دید. سپس با طرح و نقشه مشخص، یک‌به‌یک‌به‌سراغ این‌شوراها و دست‌اندرکاران آنها رفت و باتصاحب مدیریت کارخانه و مواضع کلیدی و گسیل و نفوذدادن مزدوران خود، به‌تدریج شوراهای این‌کارخانه‌ها را به‌چنگ آورد و سپس به‌تصفیه، اخراج و یا به‌زندان‌افکندن رهبران قبلی ‌پرداخت. اگر ترکیب کارکنان و شرایط و تعادل قوای محیط به‌او اجازه چنین کاری را نمی‌داد، با توسل به‌تهدید و تطمیع و یا پاپوش‌درست‌کردن، اقدام به‌انحلال شورای مزبور می‌نمود. سپس شورای فرمایشی و دلخواه خودش را تشکیل می‌داد و یا اگر شرایطش نبود، اساساً دستگاه شورا را برمی‌چید. اعتراضات کارگری درسالهای اخیر و ابعاد سرکوبی رژیم‌خمینی یکی از ضدکارگری‌ترین رژیمهای موجود درجهان‌کنونی است. این‌رژیم و کارفرمایانی که تحت‌نظام ظالم و سرکوبگر آن عمل می‌کنند، هرگونه اجحافی علیه کارگران را بادست‌باز انجام می‌دهند و هیچ‌گونه مرزسرخ جدی برایشان متصور نیست. به‌یقین درهیچ کشوری نهادهای ضدکارگری تا این‌اندازه دست‌باز برای ستم و فشار علیه کارگران ندارند. موج اعتراضات کارگری در ایران که درطبقه‌بندی اعتراضات اقشار مختلف، همواره درردیف اول و یا دوم قرار گرفته، به‌خوبی نشان‌دهنده میزان ستم و تجاوز سیستماتیک‌ به‌حقوق آنهاست. این‌اعتراضات که هرساله نسبت به‌سال قبل روند صعودی و گاه چندین‌برابر را نشان می‌دهد، اغلب هنگامی صورت می‌گیرد که این‌زحمتکشان، کارد به‌استخوانشان رسیده باشد. اعتراضات کارگران شامل اعتراض و تحصن علیه سیاستهای ضدکارگری رژیم آخوندی، تعطیلی کارخانه یا عدم دریافت حقوق ماهانه به‌مدت چندین‌ماه و گاه تا یک‌سال یا حتی بیشتر است، اعتراض بخصوصی‌سازی کارخانه‌های تولیدی، برخوردارنبودن از حق بیمه‌درمانی و مزایای کارگری در شرایط سخت و اخراج کارگران واستفاده ازکود‌کان در کاربوده است. برگرفته از سایت مجاهد
پنج شنبه, 19 آذر 1394 ساعت 18:56

رحلت پیامبرعظیم‌الشأن اسلام

بیست و هشتم صفر، سالروز رحلت پیامبر رحمت و رهایی، فروغ جاویدان عالم بشریت و سرچشمه عشق و معرفت، حبیب خدا، محمد مصطفی صلی‌الله علیه وآله و سالروز شهادت جگرگوشه ‌او، دومین پیشوای شیعیان، مقتدای تاریخی مجاهدان، امام حسن مجتبی علیه‌السلام را گرامی می‌داریم. بیست و هشتم صفر، رحلت پیامبرعظیم‌الشأن اسلامبیست وهشتم صفر، سالروز پرکشیدن رهاترین و عاشقترین روح زمین و تاریخ، یعنی آن که پروردگار منان، او را به‌عنوان خاتم و پایان‌برنده رسالت انبیای خود برگزید و کاملترین پیامهای خود را برای نجات و رهایی بشر به او سپرد، می‌باشد. پیامبری که عشق خدا نام گرفت. پیامبری که گذشته از مقام و جایگاه بسا بلندش در مکاتب الهی، و در میان پیامبران، و گذشته از فرمانروایی بی‌مثالش بر قلبهای مومنان، در میان جوامع و مکاتب دیگر و حتی از نظر آنان که به ادیان الهی نیز معتقد نیستند، به‌عنوان تاثیرگذارترین شخصیت تاریخ بشری شناخته شده است.اوایل سال یازدهم هجری بود و دو‌سالی می‌شد که مکه، به‌دست پیامبر فتح شده بود. خبررأفتهای باورنکردنی حضرت محمد در رابطه با دشمنان دیرینه‌اش در مکه، چون موجی عظیم، سراسر منطقه را درنوردیده بود. هنگامی که پیامبر بر اثر بیماری به بستر افتاد، عموم پیروان رزم‌آورش، شامل نامورترین صحابه محمد (ص) به‌فرمان وی در بیرون مدینه اردو زده بودند تا برای جنگ با رومیان در مناطق شمالی شام، روانه جهاد شوند. اما با شدت ‌گرفتن بیماری راهبر و سرورشان، گویی طاقت ترک مدینه را نداشته و منتظر مانده بودند تا بشارتهای بهبود پیامبر را بشوند، لیکن در همین اثنا محمد (ص) به دیار رفیق اعلی پرکشید و پیروانش راه مدینه را در پیش گرفتند تا با آخرین فرستاده خدا وداع و تجدید عهد نمایند.دربارهٌ آخرین روزهای حیات پیامبر بزرگ خدا نوشته‌اند که: «چون پیامبر صلی‌الله علیه و آله به بستر بیماری افتاد اصحاب بر گرد او جمع شدند. پس به بلال فرمود مردم را فرا بخوان تا در مسجد جمع شوند و چون جمع شدند، فرمود:«ای گروه اصحاب! من چگونه پیامبری برای شما بودم؟ آیا درمیان شما، به نفس خود جهاد نکردم؟.. آیا از نادانان قوم، متحمل تعبها و شدتها نشدم؟ آیا برای ایثار امت بر خود، از گرسنگی، سنگ بر شکم نبستم؟ صحابه گفتند بلی یا رسول‌الله. به‌تحقیق که صبرکننده بودی. پیامبر گفت: حقتعالی حکم کرده ‌و سوگند یاد نموده که از ظلم ستمکاری نگذرد. پس سوگند می‌دهم شما را به‌خدا که هرکه او را مظلمه‌یی بوده ‌باشد نزد محمد برخیزد و قصاص کند. مردی به‌نام سوادة بن قیس گفت: یا رسول‌الله درهنگامی که از طایف می‌آمدی من به استقبال تو آمدم. تو بر ناقه خود سوار بودی و عصای خود را در دست داشتی. چون عصا را بلند کردی که بر شتر خود بزنی بر شکم من آمد. ندانستم که به‌عمد کردی یا به خطا. پیامبر فرمود: «پناه بر خدا اگر به‌عمد کرده ‌باشم. ای بلال برو به‌خانه فاطمه همان عصا را بیاور». چون بلال از مسجد بیرون آمد دربازارهای مدینه ندا می‌کرد که «ای گروه مردم، کیست که قصاص فرماید نفس خویش را پیش از روز قیامت؟ اینک محمد صلی‌الله علیه و آله، خود را در معرض قصاص درآورده ‌است پیش از روز جزا». پس بلال عصا را گرفت و به‌خدمت پیامبر شتافت. پیامبر فرمود کجا رفت آن مرد پیر. او گفت من حاضرم یا رسول‌الله. پیامبر فرمود: بیا و مرا قصاص کن تا راضی شوی از من. چون حضرت پیراهن خود را گشود گفت پدر و مادرم فدای تو باد یا رسول‌الله! پیامبر گفت ای سواده! آیا عفو می‌نمایی مرا؟ گفت عفو می‌نمایم یا رسول‌الله. پیامبر فرمود خداوندا! تو عفو کن سواده بن قیس را چنان که او عفو کرد پیغمبر تو را».نوشته‌های تاریخ‌نگاران در مورد آخرین روزها و آخرین ساعتهای زندگی پیامبر، از حزن و اندوه بی‌نهایت مردم و نزدیکان و اصحاب پیامبر، و از عشق شدید آنان به پیامبر خبر می‌دهد. پیامبر نیز که بیش از مردم بر هدایت و راه‌یافتگی آنان مشتاق و مصر بود، هرگاه اندک بهبودی درحال خویش احساس می‌کرد، از بستر بیماری برمی‌خاست و به میان مردم می‌شتافت تا با آنان سخن بگوید. نوشته‌اند که:آن‌گاه که درد جانکاه پیامبر، رنجوری‌اش را افزون ساخت، از هوش رفت. فاطمه علیهاسلام که همواره در کنار بالین او بود، با چشمانی مالامال از اشک و حسرت وهراس بر سیمای خاموش پیامبر چشم دوخته و شعری را که عمویش ابوطالب در توصیف حضرت محمد سروده بود چنین می‌خواند:و اَبیض یستسقی الغَمام بوجهه ثمال الیَتاما، عصمه للاَرامل (چهره روشنی که مردم به برکت روی او طلب باران می‌کنند و فریادرس یتیمان و پناه بیوه‌زنان است)پیامبر چشمانش را می‌گشاید و می‌گوید دخترم! این سخن عمویت ابوطالب است. بجای آن قرآن بخوان. و او، این آیه قرآن را می‌خواند: «ومامحمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل، افان مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم؟ و من ینقلب علی عقبیه فلن یضرالله شیئا» (آل‌عمران آیه 144).محمد نبود، مگر پیام‌آوری، که پیش از او پیام‌آورانی بودند. آیا اگر او درگذشت و یا کشته شد به گذشته‌های خویش برمی‌گردید؟»فاطمه بر بستر پیامبر، بسیار می‌گریست. پیغمر به فاطمه اشاره‌یی نمود. فاطمه سرش را بر چهره پدر خم کرد وپیامبر چیزی به او گفت. فاطمه سر برداشت و به درد نالید.پیامبر بیتابی فاطمه را تاب نیاورد، باز به او اشاره کرد، فاطمه سر را بر روی چهره پدر خم کرد. پیامبر باز چیزی گفت. این بار فاطمه شادان سر برداشت.نخستین بار پیامبر به او گفته بود: من براین بیماری می‌میرم». و در دومین بار گفته بود: «و تو نخستین کسی هستی از خاندان ما که به من خواهی پیوست».محمد، که درود خدا بر او باد، در تاریکترین شبهای تاریخ در ظلمت بی‌پایانی که همه امیدها را به یأس و همه راهها را به بن‌بست کشانده بود سرود رهایی و رستگاری انسان را عاشقانه خواند و آنگاه شتابان و بی‌قرار برخاست تا نوید پیروزی و رهایی را در گوش محرومان و ستمکشان تاریخ سردهد، برخاست تا نابودی دنیای کهن و ارزشهای ارتجاعی و استثماری را فریاد کند و تولد دنیایی نوین را بشارت دهد. برخاست تا آتش انقلابی کبیر و خاموش‌ناشدنی را در بستر تاریخ برافروزد و تمام مناسبات فاسد و استثمارگرانه طبقاتی را ریشه‌کن کند، و بدین‌سان در راستای نفی استثمار، آرمان تاریخی بشریت، جامعه بی‌طبقه توحیدی را محقق سازد.هم براین منوال بود که مسعود رجوی درسخنرانی خود در میتینگ معروف امجدیه تهران درسال ۱۳۵۹ می‌خروشید که:«ستارگان ما برآنند تا در فلک اجتماعی و سیاسی این میهن، طرحی نو دراندازند، طرحی عاری از طبقات، عاری از بهره‌کشی، عاری از جهل و نادانی و اختناق و زنجیر، و به راستی مگر بعثت انبیاء جز به‌خاطر این چیزها بود؟ اگر کسی قبول ندارد گوش کند، از قول پدر طالقانی مستقیماً می‌خوانم: «همان پیامبری که آمد تا مردم را به معروف وادارد و از منکر بازدارد، همان پیامبری که آمد همه آنچه را ادیان گذشته تحریم کرده بودند، از طیبات به مردم حلال کند، قیدها را بردارد، و آنچه خبیث است، حرام کند، و یضع عنهم اصرهم، بارهای سنگینی که به دوش بشر بوده را بردارد. و غلهایی که فکر و اندیشه مردم را و زندگی و حیات مردم را بسته بود، بگشاید. این هدف پیامبر بود، یعنی آزاد کردن مردم، آزاد کردن از تحمیلات طبقاتی، آزاد کردن از اندیشه‌های شرکی که تحمیل شده بود. آزاد کردن از احکام و قوانینی که به سود یک طبقه بر دیگران تحمیل شده بود، این رسالت پیامبر شما بود. ما هم باید دنبال همین رسالت باشیم، این شهدا هم دنبال همین رسالت بودند، در مقابل فرهنگ تحمیلی، اقتصاد تحمیلی، قوانین تحمیلی. در برابر محدودیتهای پلیسی، که گاهی به اسم دین، بر مردم تحمیل می‌شد، که از همه خطرناکتر بود، یعنی آنچه را که احبار و رهبان و همکاری آنها با طبقات ممتازه بر مردم تحمیل کرده بودند و به نام دین. این خطرناکترین تحمیلات است، یعنی آنچه که از خدا نیست، از جانب حق نیست، آنها به اسم خدا به دست و پای مردم ببندند و مردم را از حرکت حیاتی باز دارند. این غلهایی ‌است که پیامبر مبعوث شد، تا بشر دچار این غلها را نجات بدهد. و ما هم بایستی دنبال همین پیامبر باشیم، تا دیگران را نجات بدهیم، دعوت اسلام، دعوت به رحمت و آزادی است».دین‌فروشانی که دین و آیین رهاییبخش اسلام را تحریف کرده و آن را وسیله دجالگریهای خود و وسیله توجیه استبداد زیر پرده دین و ستم و سرکوب و استثمار قرار داده‌اند، خصم آشتی‌ناپذیر اسلام پیامبر و تعالیم رهایی‌بخش او هستند. اندیشه و عمل و رفتارشان در همه پهنه‌ها سراسر متضاد با پیامبر و دین اوست. از جمله در مورد مسأله زن که دجالگران دین‌فروش، اندیشه‌ها و عملکردهای ضدانسانی، تبعیض‌آمیز و به‌غایت استثماری خود علیه زنان را به‌نام اسلام قلمداد می‌کنند و رودرروی تعالیم پیامبر و رفتار او با زنان است، دیدگاه و تعالیم رهاییبخش پیامبر در مورد زنان و آن‌هم در جامعه و در دوره‌یی از تاریخ که دختران را زنده‌به‌گور می‌کردند، و درشرایطی که فلاسفه یونان باستان، زن را موجودی میان انسان و حیوان محسوب می‌کردند، در آن جامعه بدوی، بسیار بامعناست که اولین گرونده به دین محمد، یک زن است ـ خدیجه همسر والاقدر پیامبر ـ و اولین فدیه و شهید دین او نیز یک زن است ـ سمیه. محمد (ص) از همان اوان بعثتش نه تنها زنده‌به‌گور کردن دختران ونیز هرگونه تجارت‌پیشگی یا سوءاستفاده از زنان را قاطعانه تحریم کرد، بلکه بر خلاف رسم رایج زمانه، در امور سیاسی با زنان مشورت می‌کرد و پیمان می‌بست. در مهمترین و جدی‌ترین امور، نظیر مبارزه ونبرد، زنان را شرکت می‌داد به‌طوری‌که برای نمونه، در جنگ خیبر 20زن رزمنده در رکاب پیامبر بودند. در غزوه احد نیز که کار جنگ بالا گرفته و بسیاری از سپاهیان محمد صلی‌الله علیه و آله، یا به شهادت رسیده و یا مجروح شده بودند، در شمار کسانی که بی‌باکانه، دفاع از پیامبر را به‌عهده گرفته بودند یک زن بزرگوار به‌نام نسیبه بنت کعب نیز به چشم می‌خورد. به گواهی تاریخ، شمار زنانی که با پیامبر بیعت کرده بودند و نامشان به ثبت رسیده به حدود 650تن می‌رسید آن هم در زمانی که شاید رقم کل یاران محمد به ۵۰۰۰تن نمی‌رسید. آری؛ نخستین بار که در تاریخ جهان، حقوق زنان به رسمیت شناخته شد و در همه پهنه‌های سیاسی، اقتصادی، قضایی و خانوادگی تعریف گردید، از سوی پیامبر و آئین رهایی‌بخش او بود و این خود، انقلابی بس بزرگ در آن دنیای جهل و بردگی بود. محمد صلی‌الله علیه و آله پیام رحمت و و رهایی و آزادی و مسئولیت‌پذیری انسان از قیود و زنجیرهای اسارت‌بار را به‌کاملترین صورت بر بشریت عرضه کرد و پیشوایان دین و آیین او که پس ازاو، هریک، شاخصها و الگوهایی تمام از ارزشهای آیین رهاییبخش اسلام بودند، معرفی آیین پاک او را برعهده گرفتند. ازآن‌پس، این آیین رهاییبخش، به‌مثابه فروغی جاویدان و آیینه‌یی فروزان از والاترین ارزشها، فراراه بشریت قرار گرفت. و درطول تاریخ، هرگاه که دجال و دین‌فروشی پرفریب، کوشید تا چندی با سوء‌استفاده از آیین توحید، بساط ظلم و ستم بگستراند، درخشش تابلوی شکوهمند سیمای پیامبر و الگوها و پیشوایان دینش، در سینه‌های حنیفان و پاکان و مجاهدانی از نسلهای گوناگون، نور و شور مقاومت افکند تا برخیزند و پرده از چهره دجالان و دین‌فروشان، که بدترین دشمنان خدا و دین خدا بودند برکنند وسیمای آیین رهاییبخش اسلام انقلابی را از لوث وجود شقاوت‌پیشگان، پاک نگه‌دارند. بدینسان چنان که پروردگار جهان نیز وحی کرد، قرآن و ارزشهای اسلام و پیام محمد صلی‌الله علیه وآله درتاریخ، جاودانه ماند و روزبه‌روز بشریت را به سوی رهایی و یگانگی فرامی‌خواند تا روزی که رهایی تمامی انسانها از ستم و استثمار و دجالیت فراهم گردد. 28صفر، شهادت امام‌حسن مجتبی، بذرافشان عاشورای حسینی امام حسن مجتبی در 15رمضان سال سوم هجری متولد شد. امام حسن فرزند بزرگ حضرت علی وفاطمه بود و در دامان آنها پرورش یافت. اوتا 7سالگی از سرپرستی و آموزش مستقیم پیامبر برخوردار بود و این تأثیر تعیین‌کننده‌یی در شخصیت امام‌حسن داشت. پیامبر درباره امام‌حسن گفته بود که «حسن در خلق و خلق از همه کس به من شبیه‌تر است».امام حسن پس از شهادت حضرت علی، در21رمضان سال 40هجری، یعنی زمانی که 37ساله بود به امامت و خلافت رسید. و این، درحالی بود که معاویه، مظهر اشرافیت منحط اموی که بر تمامی مناطق شام (سوریه امروزی) حکومت می‌کرد، از فرصت شهادت حضرت علی، بهره جسته و آماده بلعیدن تمامی جهان اسلام شد.‌به این ترتیب دوران خلافت کوتاه امام‌حسن که فقط 6ماه به‌طول انجامید ونیز دوران 10ساله پس از آن تا هنگام شهادت حضرت، مصادف با مرحله بسیار حساسی از جنبش و مبارزه با دشمنی بود که به نام اسلام حکومت می‌کرد و تیشه به ریشه توحید و اسلام می‌زد.بذرافشان عاشورادومین پیشوای اسلام انقلابی، افشاگر ارتجاع اموی و در رأس آنها معاویه بود. واقعیت این است که بزرگترین تحریف و تقلب در تاریخ صدر اسلام به‌زندگی امام‌حسن مجتبی، برادر و راهبر امام‌حسین، مربوط می‌شود. پیشوای انقلابی بزرگی که روزگارش بسیار پرفتنه و پرمصیبت بود، زیرا در برابر معاویه می‌جنگید. هم او که بذرافشان و راهگشای عاشورا و زمینه‌ساز حماسه جاودان آزادی بود و سیدالشهدا، حسین‌ابن‌علی (ع)، نیز در تمام سالهای امامت امام‌حسن تحت رهبری و هدایت او برای قیام جاودان عاشورا آماده می‌شد. با این‌همه، هنوز که هنوز است دوران امام‌حسن برای بسیاری از شیعیان، ناشناخته مانده و تصمیم‌گیریهای خطیر و تاریخی این رسواگر بزرگ دجالان، در پرده‌یی از اسرار و ابهام باقی مانده است.دوستان ناآگاه تلاشهای زیادی کردند تا آنچه را که در تاریخ، مشهور به قرارداد صلح بین امام‌حسن و معاویه است، به‌نوعی، توجیه مصلحت‌گرایانه کنند؛ بدون آنکه بتوانند شرایط و تعادل‌قوای عینی را همچنانکه بود توضیح بدهند تا همگان چند‌و‌چون اوضاع را در آن شرایط بفهمند و به‌مضمون مواضع و عملکرد امام‌حسن و نتایج آن پی‌ببرند.آخر اگر اوج هوشیاری انقلابی او که با صبر و متانتی شگفت، عجین است نبود و اگر او در آزمایشی خارق‌العاده از حکومت و حاکمیت صرف‌نظر نمی‌کرد، در یک ‌کلام، ارتجاع قهار اموی ریشه اسلام انقلابی را بیرون می‌آورد و دعاوی تاریخی آن‌را هم لوث می‌کرد و نهضت حسینی نیز هیچ ‌فرصتی برای شکوفایی و اثربخشی نمی‌یافت.به‌همین خاطر بود که حسن‌بن‌علی (ع) در طول تاریخ، هدف رگباری از ناجوانمردانه‌ترین اتهامها و دروغها نه‌فقط از‌جانب دشمنانش (که از آنها انتظاری جز این نبوده و نیست) بلکه حتی از‌جانب دوستان ناآگاه، واقع شده است.واقعیت این است که حضرت‌حسن با تمام توانش جنگ با معاویه را آزمود و بدون شک، انتخاب عاشورایی ـ‌آنچنان که دو ‌دهه بعد در قیام حسینی و در حماسه عاشورا رخ داد ـ برایش آسان‌تر بود. اما شرایط عینی، تعادل قوای واقعی و تیره‌و‌تار بودن اوضاع و دجالگری معاویه که خیلی با یزید فرق داشت، نه جایی برای ادامه جنگـ باقی می‌گذاشت و نه ‌جایی برای تسریع در قیام عاشورا. چرا که د‌ر فاز نزول جنبش انقلابی و هجوم سهمگین انحراف و ارتجاع، امام‌حسن باید آزمایش بسیار خطیر و بغرنج‌تری را از سر می‌گذراند که همانا صرف‌نظر کردن از حاکمیت برای حفظ مرام و مکتب و «حرکت از نو» و از صفر برای ماندگاری تاریخی اسلام انقلابی بود. این پیشوای انقلابی ازسویی بایستی با معاویه دست و پنجه نرم می‌کرد و ازسوی دیگر با انحرافاتی که در اذهان توده‌ها در اثر حکومت معاویه و دوران خلفا ایجاد شده بود مبارزه می‌نمود و آنها را اصلاح می‌کرد.مهمترین فرازها و حوادث دوران امام‌حسنمعاویه با بسیج سنگین و اعزام جاسوس به همه جا ازسویی درصدد ترور کردن امام برآمد و می‌خواست وانمود کند که امام توسط یاران خودش ترور شده است تا بدبینیها را هرچه بیشتر کند. و از سوی دیگر با تهدید وتطمیع به خریدن و یا منزوی کردن سرداران سپاه امام‌حسن پرداخت. دراین میان، یاران سست‌عنصر و عافیت‌جو هم که بوی رفاه شنیده بودند متزلزل شده و به امام خیانت می‌کردند. و قشریون مرتجع هم با برداشتهای واژگونه، فریاد کافر شدن امام‌حسن را همانند پدرش علی سر دادند وآشوبهای زیادی به‌راه انداختند که به‌رغم دعاوی ابلهانه‌شان تماما به نفع معاویه تمام می‌شد. سپس عوامل نفوذی معاویه به‌منظور ازهم‌پاشاندن قوای امام‌حسن، شایعه صلح آن حضرت با معاویه را بر سر زبانها انداختند و همزمان به خیمه امام‌حسن حمله بردند. چندین طرح حمله و ترور دیگر نیز دراین مدت کشف شد.‌امام حسن ناگزیر با یارانی اندک به مدائن رفته، مردم را به جهاد فراخواند ولی جز اندکی اجابت نکردند. همه چیز درحال تباه شدن و شقه شدن بود. درچنین شرایطی امام‌حسن ناگزیراز صلحی موقت با معاویه شد.درایت سیاسی امام‌حسن و ماجرای صلحامام‌حسن در کمال درایت با قرارداد صلح با معاویه می‌خواست شکستهای نظامی را به پیروزی تبدیل کند و بر صحنه غالب شود.در صلح‌نامه، معاویه متعهد شد که پس از خود، ولیعهدی تعیین نکند و حکومت پس از خود را متعلق به امام‌حسن بداند و همچنین شیعیان آل علی از آزار و دشنام درامان باشند و لعن ودشنام به امام‌علی که به دستور معاویه انجام می‌شد، متوقف شود ومتقابلاً امام‌حسن هم، معاویه را امیرالمؤمنین خطاب نکند.‌لازم به یادآوری است که معاویه طی دهها سال آنچنان تبلیغات سوء ودجالگرانه‌یی از تمامی کانالهای تبلیغاتی علیه حضرت علی کرده و او را به‌عنوان یک کافر وخارجی معرفی کرده بود.‌به‌طوری که وقتی خبر شهادت علی درمحراب نماز در همه جا پخش شد، خیلیها می‌گفتند مگر علی نماز هم می‌خواند!در آن شرایط، امضای این موافقتنامه، پیروزی سیاسی و ایدئولویک بزرگی برای اسلام انقلابی بود. صلح امام حسن به واقع شاهکاری بی‌مانند بود که هم دشمن مکار را رسوا کرد وهم راه را برای حماسه جاودان عاشورا باز و هموار نمود.راستی که «پیوسته باید به‌خاطر داشت که به‌کاربردن کلمه صلح در مورد امام‌حسن، مجازی است. زیرا همچنان که اشاره کردیم مفاد صلح، همگی دستاوردهای مهمی بودند که حفظ و استمرار جنبش را به درجات و اشکالی تضمین می‌کردند و به‌راستی که بایستی اذعان کرد که امام‌حسن با پیمان صلح خود برتری درایت و ذکاوت سیاسی خود را به بهترین وجه ممکن بر معاویه نشان داد.معاویه پیمان صلح را زیر پا می‌گذاردمعاویه بعد از امضای پیمان صلح متوجه می‌شود که چقدر باخته است. لذا حین حرکت به سمت کوفه، در نخیله، مفاد قرارداد را ملغی اعلام کرد و گفت من این قرارداد را زیر پا می‌گذارم و بدین‌صورت یک‌بار دیگر چهره‌اش نزد توده‌ها برملا می‌شود. با این وجود رفتار وقضاوت دسته‌یی از یاران نیمه‌راه با امام‌حسن و نیز رفتار قشریون خوارج با او، یکی از دردناکترین صفحات تاریخ اسلام و تشیع را تشکیل می‌دهد.به‌هرحال امام حسن قاطعانه در برابر این سمپاشیها می‌ایستد و سرانجام به‌رغم همه توطئه‌ها و نیز لجن‌پراکنیهای ارتجاعی درباره امام‌حسن، سیمای پاکباز و انقلابی و موحد امام به‌عنوان راهبری پاکباز، هوشیار، اصولی و ذیصلاح که توانست شکست نظامی جنبش را به پیروزی بقا و استمرار آن بدل نماید همواره بر تارک تاریخ تشیع واسلام انقلابی درخشید و همچنان می‌درخشد. به‌هرحال پس از قرارداد صلح، امام حسن، 8سال علیه حکومت اموی افشاگری کرد به‌طوری که بذرهای افشانده‌شده توسط او زمینه را برای قیام سرخ حسینی فراهم کرد. ‌به این ترتیب، زندگانی دومین پیشوای تشیع انقلابی، در دورانی پر از ابتلائات خطیر و طاقت‌فرسا سپری شد. امام‌حسن مجتبی سرانجام در سال 50هجری، به‌تحریک معاویه توسط همسرش ”جعده“ مسموم شد و به‌شهادت رسید.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان