09282020دوشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27

مقالات و نظرات

یکشنبه, 13 آبان 1397 ساعت 03:24

"باید" درمانی‌های "عاقا"!

پیشکارِ عظما: الو....... آقای روحانی گوشی را داشته باش عاقا با شما کار دارهروحانی: سلام‌علیکم. چشم. دارم دارم. گوشی را دارم
با نگاهی به سیر تمدن بشری از آغاز شکل‌گیری اجتماعات محدود و پراکنده اولیه روشن میشود. که اولین تضادی که انسان‌های نخستین بعد از حل‌وفصل مسائل اولیه ادامه بقا(غذا و حفظ جان) با آن روبرو شدند چگونگی روند تولید مایحتاج و حل تضاد مالکیت بر تولید و ابزار تولید بوده است.
روند شتابان تحولات و بروز بحران های متعدد در دیکتاتوری مذهبی نشان از آن دارند که دیگر تیک تیک زمان بنفع خامنه ای نیست، مضافا براینکه آغاز دور دوم تحریم ها از سوی ایالات متحده که صادرات نفت، بیمه، کشتی رانی و بانکی رژیم را هدف قرارداده اند
   منظر سیاسی – اجتماعی امروز ایران تار و مبهم نیست ، هرچند از حیث روانشناختی اجتماعی به دلیل ادوار طولانی استبداد و سرکوب ؛ گرهگاه ها و پیچیدگی های خاص و مزاحم خود را داراست
در ایام پر تلاطمی که آخوندها و عوامل و ارگان های خود ساخته آنها هراس آلود به فکر چاره جویی و به اصطلاح راه حل برای پیشگیری از فروپاشی نظام مقدس! هستند، کنش و واکنش مجلس آخوندی جای خاص خود را دارد. روزی نیست که دستجات مافیایی در درون طویله نظام و در مقابل دیدگان مردم ایران ترس و وحشت خود را از سرنوشت شومی که در انتظار کل نظام و تک تک آنها قرار دارد، در مواضعشان بروز ندهند.آنها ظاهراً مثل خیلی از سردمداران ریز و درشت با وقاحت تمام طوری نقش اپوزیسیون را بازی می کنند که اگر کسی واقعاً از عملکرد و سابقه آنها با خبر نباشد، ممکن است با دیدن یقه درانی و سینه چاک کردن آنها برای مردم به جان آمده، دچار اشتباه شده و تصور کند که گویا اینها درد طاقت فرسای مردم را دارند و لاجرم به فکر مردم و چاره جویی برای حل مشکلات آنها هستند.و اما واقعیت های سرسخت حاکم برتحولات سیاسی و اقتصادی درون وبیرون نظام در این ایام آنقدر ملموس و قابل رؤیت شده است که دیگر حنای آخوندها و جیره خواران آنها در میان وجدان های بیدار داخلی و بین المللی رنگی ندارد.مجموعه بحران های نفس گیر و دررأس آنها قیام شکوهمند دی ماه۹۶ اعضای مجلس ارتجاع را آنچنان دچار فشار کرده است که دیگر آنها قادر نیستند با سانسور و فریب و سرکوب و دجالیت بر واقعیت های سرسخت چشم بپوشند.در میان تخاصمات باندی آنها بالاجبار آنچنان اعترافاتی می کنند که هیچ گاه در ۴۰ سال گذشته نه تنها از این ناپرهیزی ها نکرده بودند؛ بلکه گاهاً این روزها از خط قرمزهای ولی فقیه طلسم شکسته هم عبور می کنند.به عنوان نمونه از دهها و صدها مورد افشاگری ها در مجلس آخوندی اخیراً نماینده ای به نام حیدری فریاد برآورد که بترسید که مردم به جان آمده در برابر شما قرار بگیرند. یا مثلا فردی دیگری از همین قماش نمایندگان با صدای بلند داد می زد که به اسم اسلام و انقلاب چه روزگار سیاهی در این چهل سال گذشته به مردم تحمیل نکرده ایم.اگر این حرف ها از زبان عادی مردم حتی قبل از قیام ۹۶ جاری می شد به عنوان توهین به نظام مقدس! و تشویش اذهان عمومی قلمداد می شد و چه بسا سر از شکنجه گاه و زندان و تبعید در می آوردند. با توجه به مقدمه فوق حقیقت این است که با نگاهی به عملکرد چهل ساله نمایندگان دست نشانده مجلس آخوندی که همه آنها اولاً از چندین فیلتر گذشته‌اند. ثانیاً اغلب آنها از پاسداران و بسیجی های سرکوبگر همین رژیم هستند. ثالثاً همه‌شان سابقه فساد و رشوه خواری و دزدی دارند به همین دلیل هم واضح است که نیت آنها در کنار مخاصمات باندی یا برای گرفتن سهم بیشتر از قدرت است و یا جلوگیری از سقوط محتوم نظام آخوندی است.تنها چیزی که برای آنها در درجه اولویت و اهمیت قرار ندارد وضعیت فلاکت بار مردم ایران است. اگر فی الواقع آنها ذره ای در نیت و گفتار خود صادق باشند باید در اولین گام نسبت به وضعیت فاجعه بار کنونی استعفاء دهند و با صراحت تمام از رژیم جدا شوند و به صف براندازان نظام بپیوندند؛ چون که تا به حال حتی یک نفر از آنها هم حاضر به استعفاء نبوده و از مردم طرفداری جدی بعمل نیاورده اند بنابراین علیرغم هر داد و فغانی که بر علیه وضع موجود بکنند از طرف مردم قیام کرده جدی گرفته نمی شود و آنها کماکان جزء عمله و اکره این رژیم محسوب می شوند تنها سودی که سخنان آنها علیرغم میل آنها برای مردم دارد تسریع فروپاشی و افزایش بحران در درون رژیم است
با نگاهی به روند روبه رشد اعتراضات اقشار مختلف جامعه طی چند هفته گذشته به‌ویژه کامیون داران و رانندگان، بازاریان و کسبه و همچنین معلمان شریف و دردمند به‌خوبی می‌توان به ابعاد انزجار و تنفر ملی علیه کلیت نطام آخوندی پی برد. این روند درحالی‌که است که دیکتاتوری ولی‌فقیه در اوج آمادگی اطلاعاتی، پلیسی و امنیتی خاصی قرارداد. تبدیل پاسداران ریشو و زمخت به « لباس شخصی‌های ریش تراشیده » و گسیل گله های مزدوران بسیجی ضد مردمی، ارگان های اطلاعاتی موازی به همراه برگزاری انواع و اقسام مانورهای ضد شورش و عصیان، تماما بینه‌ای بر شرایط بحرانی رژیم و آماده به یراق بودن یک دیکتاتور خون‌ریز برای سرکوب خونین جامعه می‌باشند. در سایه چنین بگیروببندها و شیوه‌ای سرکوبگرانه و به‌موازات دستگیری، تهدید به اعدام، اخراج از محیط‌های کاری و پرونده‌سازی و کشاندن متحصنین به دادگاه‌های بلخ حکومتی، اکنون جامعه جوشان ما بی‌هراس و بدون هرگونه ترس از وحشی‌گری‌های گزمگان ولی‌فقیه دست به اعتصاب، خیزش و طغیان می‌زند. اعتصاب شش‌هفته‌ای از سوی کامیون داران که در ۳۱ استان کشور به ثبت رسیده، تحصن و اعصاب گسترده بازاریان و کسبه متعهد که رژیم آن‌ها را همواره بخشی از تیول خود تلقی می‌کرد و در آخرین نمونه اعتصابات گسترده معلمان و اهل علم و دانش در چنین صحنه‌ای برگزار می‌شوند و مبین واقعیتی بنام دوران « سرنگونی» و پایان کار ملایان را به اثبات می‌رسانند. در چنین میدانی است که مطالبات به‌حق مردم هرروز رادیکال‌تر و هرروز ابعاد اجتماعی بیشتری به خود می‌گیرند. توده‌های به‌جان‌آمده از ظلم، فساد حکومتی، دزدی، فقر، بیکاری، گرانی، تورم و سیاست‌های سرکوبگرانه رژیم، اکنون با نگاه به یکدیگر، از هر فرصت و امکان موجود استفاده کرده و بدین‌سان نظام غارتگر آخوندی را به چالش می‌کشند. در بستر این خیزش‌ها و کنش و واکنش‌های اجتماعی نیز باید به کاتالیزوری بنام « کانون‌های شورشی» که استوار بر عنصر « کیفیت» می‌باشند، اشاره نمود تا پازل و سمت و سوی مجموعه اعتراضات و تحصن‌ها علیه نظام آخوندی روشن‌تر گردند. در این رابطه اخیرا یک سایت دل‌نگران و روحیه باخته رژیم ( سایت نما ۲۱مهر۹۷) بدبختی نظام و چشم‌انداز واقعیتی بنام نیروی برانداز را این‌گونه به تصویر کشیده است: “ این گروهک ( مجاهدین ) پس از غائله ۳۰خرداد ۶۰ تا به همین امروز، سالی، ماهی، هفته‌ای، روزی و ساعتی نیست که برای هدف خود، یعنی براندازی نظام، طرح و نقشه نکشد، اقدام نکند و تیرهای زهر‌آگین خود را به سمت مقام معظم رهبری و ولایت‌فقیه پرتاب نکند». ترجمان این جملات به معنای برهم خوردن تعادل و سیستم عصبی نظامی است که طی چهار دهه گذشته تمامی فرصت‌های ممکن را سوزاند و تمامی تخم‌مرغ‌های خود را در سبد « سرکوب و ترور» و خاک پاشیدن بر واقعیت‌ها گذاشته است. در تازه‌ترین نمونه، رئیس‌جمهور شیاد و دلقک نظام وضعیت بحرانی جامعه و دردهای مردم را این‌گونه به سخره می‌کشد: « یک پزشکی اگر به یک مریضی می‌رسد اگر بگوید خیلی دیر آمدی وضعت خیلی بده دعا کن؛ خوب اینکه تمام دیگه رفت به احتضار. همان مریض اگر دکتر بگه چیزی نیست خیلی از این بیماری داشتن نجات پیدا کردن یک‌کم سخته عبور می‌کنی هیچ نگران نباش من در کنار تو هستم؛ این ۲۰درصد خوب میشه ... امید درمانی درسته. حالا گفتار درمانی خیلی موثر نیست. اما امید درمانی این داره امید به طرف میده میگه تو مشکلی نداری تو زنده هستی مشکلت حل میشه». به‌واقع هر انسان دردمندی با خواندن این سطور عرق شرم بر پیشانی‌اش می‌نشیند، به‌ویژه زمانی که مسئول اجرایی حکومتی این‌گونه و با چنین واژه‌هایی و رندانه، جامعه و خواست‌های به‌حق مردم برای نان، آب، آزادی، هوای سالم، اقتصاد و رفاه را به « بیمار» لاعلاج تشبیه می کند که نیازمند «امید درمانی » است! این وضعیت و پاسخ نظام محتضر و روبه سقوطی است که از راس تا ذیل آن غرق در فساد و غارت اموال ملی می باشند. به‌راستی روحانی و دیگر متولیان فاسد و دزد رژیم از درد و رنج مردم چه می‌دانند؟ آنان چه می‌دانند نداشتن دارو و درمان، هزینه بیمارستان، سفره‌های خالی و یخچال‌های کپک‌زده چیست؟ این حاکمان بی‌درد و بی‌عرضه از زندگی در زیر چادر در مناطق زلزله‌زده، از کمبود پروتئین، ویتامین و مواد غذایی برای کودکان و سالمندان، نداشتن هزینه ثبت‌نام مدرسه و دانشگاه، از بحران گرانی و تورم، از استنشاق هوای آلوده و مملو از سموم، از خشک‌سالی‌های گسترده و از حریت بشری چه می‌دانند؟ تا چشم‌باز کرده‌اند، به ناگهان برسر سفره‌ای بنام « انقلاب» و تبعات آن نشسته و از این خوان یغما و اموال ملی به غارت رفته، حساب‌ها و دارایی‌های خود و آقا زاده های دزد و بی مصرف اشان را پر نموده اند. راستی تعریف فقر و فلاکت در تبین چنین موجوداتی چیست؟ حاشیه نشینی، کودکان کار، غار، گور و یا لوله خوابی، زنان خیابانی و رشد افسار گسیخته اعتیاد، فروش و حراج کودکان، فروش کلیه، جنین، قرنیه، کبد در سایه ارگان ها و باند های مافیایی رژیم چه معنایی برای آنان دارند؟ اوج وقاحت و دریدگی را صد البته باید در تمسخر رئیس جمهور « گدایان سامره» یافت که بقول معروف « با وجود ثروتی که هرکدام چندخانه و مسافرخانه دارند، تلاش دارند تا از زائران پاکدل درهم و دیناری برای اعاشه و ارتزاق عایله خویش بستانند».
منظور از اخلاق نه اخلاق به اصطلاح مدرسه یی ( اسکولاستیک) یا اخلاقی که واعظان غیر متعظ ریاکار در گذشته و همچنان با وقاحت تمام، عوامفریبانه تا به امروز که بر مرکب قدرت در حال چپه شدنند؛ به دروغ از آن دم می زنند.
دوشنبه, 19 شهریور 1397 ساعت 20:26

«برادر دانیل» در سایه برجام اروپایی

سرانجام پس از قریب سه ماه کش و قوس و بسیاری بازی‌های «پشت پرده» برای بدر بردن اسدالله اسدی، دیپلمات تروریست دستگیر شده ولایت در آلمان، دادگاه شهر بامبرگ در استان باواریا حکم به استرداد وی به بلژیک را صادر نمود. این افسر سپاه پاسداران و متخصص «مواد منفجره» که  بنا بردادهای مقاومت ایران، در بخش «اطلاعات در وزارت خارجه» رژیم آخوندی و تحت نظر جواد ظریف، وزیر وقت در دولت آخوند روحانی فعالیت می‌کند، سرشبکه تروریست‌هایی در اروپا می‌باشد که در سایه سیاست مخرب مماشات سالیان متمادی دست به فعالیت‌های جاسوسی، کادرسازی و حتی عملیاتی زده‌اند.وقوع دو عملیات تروریستی در هلند طی دو سال گذشته و همچنین افشاء سوءقصد علیه ساکنان اشرف ۳ در آلبانی و یا کشف طرح توطئه تروریستی علیه مقاومت ایران در پاریس تنها نمونه‌های کوچکی از «خروار» این وضعیت دردناک، اما واقعی می‌باشند.اسدی که به گفته دو متهم دستگیر شده در بلژیک همان «برادر دانیل» است، علاوه بر پول و استفاده از خدمات بانکی گسترده در بانک‌های اتحادیه اروپا، خدمات لجستیک و نیز تحویل دهی نیم کیلو ماده انفجاری تی آی تی پی برای سوءقصد علیه گردهمایی بزرگ ایرانیان در ماه جولای در فرانسه را با چمدان‌های «دیپلماتیک» در کارنامه خود دارد.از بد حادثه و به دلیل افشاگری‌های اولیه مقاومت ایران در سال‌های گذشته علیه مسئولیت‌های وی در سفارت رژیم در وین و همچنین هوشیاری دستگاه‌های امنیتی چندین کشور اروپایی، آخرین «مسافرت خانوادگی »، با دستگیری وی اکنون با قدری مشکلات اساسی روبرو گردیده است!!.اما واقعیت در لابلای این جملات اشاره به وجود همان سیاست مخربی بنام مماشات است که در سایه آن متاسفانه تروریسم و صدور بنیادگرایی رژیم آخوندی بهترین مامن را برای رشد و نفوذ پیدا کرده است.به یقین یکی از شکاف‌های مهم در این رابطه همان تاکید اتحادیه اروپا برای حفظ برجام به هر قیمت! و به تبع آن یاری رساندن به یک دیکتاتور پیزوری و شکست خورده است که اساسا تمامی تخم‌مرغ‌های خود را در سبد «حمایت‌های خارجی» گذاشته است.در سایه این سیاست مخرب است که خامنه‌ای نه تنها در منطقه بحرانی خاورمیانه دست به صدور کشورگشایی و ایجاد خاک‌ریزهای متعدد زده، بلکه فراتر از آن تصمیم دارد تا «خاک اروپا» را نیز با صدور تروریسم دولتی به “توبره » بکشد.هدف اصلی و غایی این سیاست مخرب آخوندی نیز در وهله نخست حذف مجاهدین خلق، و «پاک نمودن» صورت مسئله سرنگونی نظام است.با نیم نگاهی به روند مخرب سیاست صدور تروریسم، به‌ویژه از فردای قبول تسلیم‌نامه اتمی، می‌توان به رشد منحنی و شتاب تند واقعیت‌های ذکر شده، رسید. شلیک و آزمایشات پیاپی موشکی طی سال‌های گذشته که تماما با سکوت و بی تفاوتی روبرو گردیدند، اکنون خود را در هدف قرار دادن پایتخت‌های کشورهای همجوار اسلامی و یا تسلیح حزب الشیطان و یا حوثی‌ها به زرادخانه موشکی به نمایش گذاشته است.همچنین واقعیت‌هایی مانند پنهانکاری های اتمی، راه انداختن جنگ‌های نیابتی در سوریه، یمن و عراق، ایجاد بلوا در کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و یا تشدید حمایت‌های بیدریغ رژیم از گروه‌های تروریستی دست نشانده با پمپاژ «دلارهای نفتی» به همراه پول‌شویی، قاچاق گسترده مواد مخدر و لشکرکشی به کشورهای همسایه با موشک‌باران، به یقین بر متولیان ادامه سیاست مماشات در اتحادیه اروپا پنهان نیستند.بر این منطق بنظر می‌رسد که سیاست این اتحادیه در برابر دیکتاتوری خامنه‌ای شباهت بسیار زیادی به سیاست شوروی سابق در رابطه با دیکتاتوری شاه به‌ویژه طی دهه چهل شمسی را دارد.همچنین اذعان نمود که ظاهراً برای بی‌عملی و بی تفاوتی در «وزارت خارجه این اتحادیه» که مسئول آن بی‌محابا طی آخرین دیدار خود در تهران، دستان آلوده به خون «پاسدار صحرارودی» را در راهروهای مجلس آخوندی فشرده است، پایانی متصور نیست.
با نگاهی اجمالی به تاریخچه مداخلات ایدئولوژیک، سیاسی و نظامی دستگاه ولایت‌فقیه در کشورهای مسلمان منطقه و جهان به صورت عام و در عراق و سوریه و یمن و لبنان به طور خاص روشن می‌شود که دکترین سیاست خارجی خمینی از آغاز حکومت وی بر چه مبانی و نگرشی استوار بوده است.
چهارشنبه, 14 شهریور 1397 ساعت 20:22

پشمی به «کلاه» ولایت نمانده!

این ضرب المثل قدیمی ریشه در تاریخ معاصر ایران و به‌ویژه در دوران قاجار دارد که متولیان وعساکرحکومتی با کپی برداری از کلاه پشمی و شمایل روسی، تلاش داشتند تا «قدر قدرتی» نظام را به رخ مردم محروم، گرسنه و ستمدیده ایران بکشند.
شنبه, 31 شهریور 1397 ساعت 16:11

دست ما کوتاه و خرما بر نخیل!!

شاید شما هم از تیتر بالا کنجکاو شده باشید که یعنی چه؟ این تیتر مقاله‌ای به قلم یک مهره خامنه‌ای به نام رضا صدر است که رسانه‌های حکومتی روز ۱۳شهریور آنرا منتشر کردند.در مورد منظور تیتر،‌ نیاز به هیچ نوع توضیح و تفسیر نیست. لطفا گزیده مقاله را در زیر بخوانید، کاملا متوجه منظور و «درد» نویسنده و کل نظام آخوندی خواهید شد!
اوضاع کنونی جامعه ما و روند فروپاشی حاکمیت ولایت فقیه که نطفه اولیه آن با نقض آشکار حق حاکمیت ملیت های مختلف در جغرافیای سیاسی ایران بسته شد، گواهی است دیگر بر خدشه ناپذیری این قانون اجتماعی که دیکتاتورها هرگز قادر نخواهند بود روندی را که جامعه در نتیجه فقدان مشروعیت سیاسی حاکمیت طی می کند، با توسل به خشونت و سرکوب مهار کنند.
حلقه عشق وشورشگریدر زندان هم‌سلولی و هم‌بندی یعنی عزیزترین عزیزان. یعنی کسی که بیشتر از هر کس یک زندانی بدان محتاج است. یعنی بی‌کسی که هم ساعات روز و چه‌بسا جزئیات زندگی‌ات را با او سهیم می‌شوی و وقتی از سه فرزند، سه دوست، و سه برادر مثل زانیار، لقمان و رامین صحبت می‌کنم،
نگاهی به مفهوم زندگی  ـ زندگی هر انسانی محصول افکارش است. از همین رو هم بود که «دکارت»‌ گفت «من فکر می‌کنم، پس هستم»! ـ زندگی هر کس، آینه‌یی از دلبستگی‌ها و آرزوهایش است...

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان