09282020دوشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27

مقالات و نظرات

دوشنبه, 26 اسفند 1398 ساعت 17:03

گفتمان بر مبنای توهم و تناقض، چرا؟

از بعد از قیام ۹۶، موضوع آلترناتیو رژیم آخوندی بیش از هر زمانی بر سر زبان ها افتاده، اتفاقا بیشتر از همه هم، از سوی محافلی که عناصر تشکیل دهنده آنها بعضا تا آن تاریخ حتی حضور محسوسی در عرصه سیاسی نداشتند! جنب و جوش این محافل البته قبل از هرچیز مؤید سرفصل جدیدی در روند برگشت ناپذیر تحولات سیاسی جامعه بسوی تعیین تکلیف نهایی رژیم بوده و البته بسیار هم قابل انتظار! چرا که اساسا تخصص اصلی مروجین اینگونه آلترناتیوهای موسمی همین تشخیص دقیق جهت باد تحولات سیاسی است!
 ای به خشکی شانس بدکردار. تو و امثال تو اگر یک جو شانس داشتید، چشمتان به دوران سعادت بخش و هنرشناس حکومت ملایان به دنیا باز می شد. و حالا مجبور نبودی که از سر دریغ و وا اسفا، بگویی «ایکاش منهم هنرمند نمای ملایان بودم».
برغم همه تشبثات ولی فقیه ارتجاع از حذف فله ایی شرکای سابق تا فروش میلیاردی «صلاحیت» دربنگاه سوپرارتجاعی شورای نگهبان! و خرید رای با قیمت های مختلف تا منتفی کردن شروط انتخاباتی مانند شناسنامه عکس دار واثرانگشت, تا انتقال 1500 اتوبوس از شهرها و روستاهای عشایری به تهران و تشکیل صف در جلوی دوربین های سیمای ارتجاع؛ تا التماس های مکرر ولی فقیه و تکلیف شرعی خواندن شرکت درانتخابات و نیز لغو لزوم اجازه شوهر برای زنان در این مورد مشخص؛و..... سرانجام همه اقدامات آخوندهای ستم پیشه برای نمایش گدایی مشروعیت مردمی با شکست روبروشد. و رژیم ضد بشری ولایت با «نه» و قهر بزرگ و تاریخی ملت ایران روبرو شد. با این «نه» واستمرار شکستهای پی درپی و بی سابقه آخوندها ؛ قهرمردم ایران با نظام ولایت فقیه وارد مرحله جدیدی شد. ازقیام آبان به این سو همه چیز از درون و بیرون نظام و همچنین از سوی مردم ایران و مقاومت سازمان یافته سراسری اش ؛ گواهی میدهد که رابطه مردم ایران با این رژیم قهرآمیز خواهد بود. مروری برالتماس و درخواست های مقامات ریز و درشت نظام که بر خلاف انتخابات پیشین به زبان نفی: قهر نکنید!؛ مایوس نشوید! ازمن هم خوشتان نمی آید!..... بیان شد به خودی خود بیانگر این بود که مقامات بخوبی حقیقت رابطه قهرآمیزرا دریافته اند : ولی فقیه ارتجاع گفت:"ممکن است کسی از بنده خوشش نیاید اما اگر ایران را دوست دارد، باید پای صندوق رأی بیاید." روحانی شیاد گفت: ولو اینکه گله داشته باشید؛ نباید با صندوق رأی قهر کرد. حسام الدین آشنا اطلاعاتی سابق و مشاور کنونی روحانی گفت : قهر با صندوق در عمل یعنی افزایش فشار و تحریم و عملیات تخریبی مجاهدین! «رای من سرنگونی» ماموریت «کانون های شورشی» در تعریف واژه «مانتره» در متون اسطوره‌های هندی،آمده است: بعضی شعارها وسخنان دارای نیروی جادویی است که می‌‌تواند دانایی را ازاندیشه به عمل درآورد. (نقل از منابع اینترنتی) شعارسرنگونی و «رای من سرنگونی است» از جمله سخنان و شعارهای این مرحله از جنبش است که دارای این ویژگی بود و خواست واراده یکپارچه مردمی را بیان میکند که در نمایش انتخابات 2اسفند با تحریم 85 تا 90 درصدی همان نیروی جادویی «قهر» را نشان داد که دانایی را از اندیشه به عمل درآورد و جنبش انقلابی مردم ایران را یک گام دیگر به جلو برد. این شعار در طی دو ماه پس از قیام آبان ماموریت کانون های شورشی بود تا تبدیل به خواست قاطع مردم ایران گردد. صدها کانون شورشی در سراسرمیهن به این امر خطیر قیام کرده و در و دیوار شهرها را به گواهی گرفتند. اکنون بوضوح می‌توان نتیجه گرفت که ورشکستگی و افتضاح نمایش انتخاباتی دوم اسفند؛ رژیم را ضعیف تر و بی‌آبروتر،و موجب قدرتمند تر شدن جبهه نیروهای برانداز و افزایش و گسترش عملیات کانون‌های شورشی و تضعیف موقعیت بین‌المللی رژیم می‌گردد. یعنی دقیقا نقطه متقابل التماس و درخواست خامنه ایی و روحانی و حسام الدین آشنا. ضربه سیاسی و اقتصادی FATF علاوه بر این؛ درعرصه بین المللی نیز«قهر با صندوق» باعث بسته شدن دست اصحاب مماشات برای استمالت از رژیم می شود. به عنوان نمونه در همان روز انتخابات؛ اولین تاثیرش به ظهور رسید ورژیم در لیست سیاه FATF قرار گرفت. به این ترتیب می‌توان دریافت که همزمانی شکست نمایش انتخاباتی رژیم با ضربه ناشی از قرار گرفتن در لیست سیاه FATF صرفاً یک تصادف نیست. به نظر بسیاری ازآگاهان سیاسی؛ دست اندر کاران FATF در روز تصمیم گیری برای قراردادن رژیم در لیست سیاه؛ تا آخر روز انتخابات و اطلاع از نتیجه تحریم قاطع مردم صبر کردند و بعد تصمیم به بردن درلیست گرفتند. و اگر مشارکت مردم در انتخابات غیر از آنچه که رخ داد؛ می بود می توانست به تصمیم گیری دیگری از جانب آنان بیانجامد و چه بسا برای یک دوره چند ماهه دیگربه رژیم امتیاز داده و لیست گزاری رژیم را به تعویق می انداختند. این موضوع در حقیقت بیانگر سقوط موقعیت سیاسی رژیم درمعادلات بین‌المللی است. هم‌چنین حاکی از قطع امید اصحاب مماشات از این رژیم قرون وسطایی است که توان جلب اعتماد بین المللی را با پذیرش شروط عضویت دراین نهاد ها را ندارد. «قهر با صندوق» و تحولات پیش رو: علاوه بر آنچه که در بالا ذکرشد نتایج دیگری را نیز می توان از تحریم قاطع مردم متصور دانست که ذیلا به مهمترین آنها اشاره می شود : همچنان که آخوند سابق واطلاعاتی منفور؛ آشنا مشاورروحانی گفت؛ قهر با صندوق به گسترش هرچه بیشتر و افزایش فعالیت‌های کانون‌های شورشی مجاهدین خواهد انجامید. و دریک سیر دیالک تیکی؛ شاهد افزایش کمی وکیفی کانون های شورش؛ بویژه در دانشگاهها خواهیم بود که باعث گسترش اعتراض وقیام شده وافزایش ضربات بر پیکر پوسیده نظام را در پی خواهد داشت. با پایان یافتن بازی اصلاح طلب و اصولگرا هر مشکل وجنایت و فساد و هر بحران؛ مستقیما و بیش از پیش خود خامنه ایی و بیت ولایت را نشانه خواهد رفت و هر گونه بحران بین المللی در پیش باشد مستقیما ازشخص خامنه ایی و سپاه هزینه خواهد شد. همچنانکه در 40 سال گذشته بوده است شاهد استمرار شقه و شکاف در هسته مرکزی قدرت خواهیم بود و این برای ولی فقیه به معنای چیزی جز بریدن دست و پای قانقاریا گرفته خود نخواهد بود که مفهوم آن حرکت به سمت فروپاشی واضمحلال خواهد بود. و مهمتر از همه همبستگی ملی در جامعه بیشتر شده و همچنانکه در شعاردانشجویان بود با اتحاد بیشترمقاومت به پیش خواهد رفت. و همه راههای میانه بازی به کنار خواهد رفت و مرزها با این دیکتاتوری تیزتر خواهد شد . و راه برای حرکت نهایی و سرنگونی آخوندهای حاکم باز می شود .و همچنان که رهبر مقاومت در آخرین پیام خود گفت: «جواب نه در انتخاب در چارچوب این رژیم؛ بلکه در انقلاب و ارتش آزادیبخش ملی است. نعمت فیروزی 4 اسفند98 ؛ 22 فوریه 2020
جمعه, 02 اسفند 1398 ساعت 19:32

ممجواد ریبنتروپ

محمد جواد ظریف – ماله کش نظام فاشیسم دینی و همرتبه یواخیم فون ریبنتروپ – وزیرخارجه آدولف هیتلر- باید- پیش از هر چیز- روی آخوندیش همرتبه سنگپای قزوین شهر زیبا وتاریخی عزیزمان باشد- تا جرات کند و روی منحوسش بشود که در این کنفرانس بزرگ سالانه جهانی – اصلا شرکت کند. این کنفرانس در سال ۱۹۶۳ توسط یکی از اعضای اصلی گروه شورشی بنام مرد رشید و شهید سرهنگ اشتافنبرگ – یعنی یکی از بنیانگذاران این گروه مقاومت مردم آلمان- تاسیس گردید.
دوشنبه, 14 بهمن 1398 ساعت 12:09

«هان، ای ایرانیان، ایران مال شماست»!

 بعد از این که «تظاهرات» مقتدی صدر و حامیانش برای به بیراهه کشاندن و نابودکردن قیام سراسری مردم عراق، در روز جمعه ۴بهمن۹۸، به شکست انجامید، اسعد الناصری، از چهره های جریان صدر و امام جمعۀ پیشین مسجد کوفه، جدایی اش را از جریان مقتدا صدر اعلام کرد و به قیام کنندگان پیوست. اسعد الناصری در «توئیتر»ش نوشت: با عشق به عراق و ناصریه و انقلابیون، عمّامه ام را بر زمین می کوبم. من با مردم عراق بودم، هستم و در کنار آنها باقی خواهم ماند. وی در پاسخ به تهدیدهای مقتدی صدر و ایادیش گفت: خواهشمندم مرا سریع تر تصفیه فیزیکی کنید، چرا که اشتیاق دارم به شهدا بپیوندم». *** «عشق به عراق» و رزمندگان آزادی آن، اسعد الناصری را از صف دشمنان آزادی رهانید و به قلب تپندۀ انقلاب عراق پیوند داد. امّا در میان ولایت معاشان جمعه بازار آخوندی، در این چهل و یک سال، حتّی یک مورد را هم نمی توان یافت که مانند اسعد الناصری، از صف ننگبار ولایت جور و تزویر بگسلد و به دریای شور و سرفرازی قیام برای آزادی بپیوندد.  در ایران، همۀ گردانندگان جمعه بازارها با سرکردۀ نظام آخوندی، در جنایت و چپاول و کشتار همسو و همصدایند. همه، از صدر تا ذیل، دشمن ایران و ایرانی بوده و هستند.  هم دیروز و هم امروز: ایران سوز  از وقتی در بهمن ۵۷ خمینی بر خر مراد سوارشد تا امروز که کبّاده کش مفلوک او، خامنه ای، مِهار ولایت آدمکشان را به دست دارد و مدار جنایت و چپاول و رذالت را به اوج وصف ناپذیری رسانده است، پیوسته، درب حکومت بر یک پاشنه می چرخد: دشمنی سخت و سازش ناپذیر با ایران و ایرانی و هر آن چه که رنگ و آمیزه یی از فرهنگ و پیشینه و باورهای تاریخی کهن ایران دارد.  آنها در این چهل و یک سال ایران و ایرانی را غنیمت جنگی پنداشته و مغول وار به نابودی سرزمین ایران و ساکنان آن کمر بسته اند و هیچگاه از این عزم و نیّت شوم و اهریمنی گامی واپس ننهاده اند و با گستاخی و بی شرمی، از بیان آشکار این دشمنکامی رذیلانه، اِبایی نداشته اند: خمینی: «این ... که ما ایرانی هستیم و برای ایران چه باید بکنیم، این حسابها درست نیست؛ این قضیّه یی که شاید صحبتش در همه جا هست که به ملّت و ملیّت کار داشته باشند، این یک امر بی اساس است در اسلام، بلکه متضادّ است با اسلام» (در دیدار با خانوادۀ امام موسی صدر، ۶شهریور۱۳۵۸). ـ «خیلی باید توجّه داشته باشید که به اسم ایران و به اسم کشور ایرانی، شیاطینی نخواهند شما را منحرف کنند از "اسلام عزیز". هر فساد که هست از ملیّت و ملّی گرایی است» (از سخنان خمینی خطاب به افسران نیروی هوایی، ۱۹بهمن ۱۳۵۹). ـ «ملّی گرایی اساس بدبختی ماست... ما چقدر سیلی خوردیم از این ملیّت. اینها بروند گم شوند. اینها باید خجل باشند» (خمینی، «کنگرۀ آزادی قدس»، حسینیۀ جماران، ۱۸مرداد۱۳۵۹).  ***  بلندپایگان نظام ایران ستیز خمینی نیز، دشمنی شان را با ایران و فرهنگ و تاریخ ایران زمین، بارها، بی پروا، به زبان آورده اند. چند نمونه:  ـ میرحسین موسوی: «مسألۀ اتّکا به نظامِ ارزشی ایرانِ پیش از اسلام، یعنی تکیه بر تاریخ هخامنشیان و ساسانیان و دوران سلاطینی که پیش از اسلام در ایران بودند... در کشور ما، سوغاتی بود که به منظور اسلام زدایی از فرنگ صادرشده بود... ناسیونالیسم اصولاً وجهی از غرب زدگی است. هویّت ایرانی، دشمن هویّت اسلامی است و توطئۀ خارجی ها می باشد. برگزاری هزارۀ فردوسی در سال ۱۳۱۳ و پیراستن زبان فارسی از کلمات عربی، که بر اساس ناسیونالیسم صورت می گرفت، توطئه یی از سوی غربیها برای نابودی اسلام بود...  همان موقعی که در ایران با توسّل به باستان شناسی، خرابه های تخت جمشید از خاک بیرون کشیده می شد و تاریخ ساخته می شد تا ملّت ما اجباراً به آن افتخار کنند، در حالی که آن تاریخ کاملاً بیگانه از اسلام بود... هنرمندان ایرانی از هنرها و ادبیات ایران صحبت می کردند، ولی در تمام مجموعه های کارهایشان یک کلمه یی از داستان کربلا نبود. نام نشریه هایشان را هم مثلاً "آرش" می گذاشتند که از افسانۀ آرش کمانگیر اقتباس شده بود... افسانۀ آرش ... جز یک افسانۀ رنگ باختۀ متّکی بر ناسیونالیسم و خاک پرستی چیزی نیست». (پایۀ ستون تخت جمشید در جلو درِ «نمازخانۀ خواهران» در شیراز، برای بستن بند کفش) (مجسمۀ سرنگون شدۀ فردوسی)  مهدی کرّوبی، در خطبۀ نماز جمعۀ تهران در روز ۱۶مهر۱۳۶۱، مهندس مهدی بازرگان را «خائن» خواند زیرا که او در نامه اش از کلمات «ملّی» و «ملّی گرا» یادکرده بود: «در خیانت شما همین بس که نوشته اید: انقلاب "ملّی" ایران به ثمررسیده و صراحتاً در دو جای نامۀ خود کلمۀ "ملّی" را به کار برده اید... در قسمت دیگری از نامۀ خود می نویسید فلان شخص مردی میهن پرست است، خجالت نمی کشید؟ مردم شعار اسلام را داده اند و حالا که سفره بازشده، شما می آیید و اسم ملّی و میهن را روی آن می گذارید؟ این سخن امام امّت است که فرمود: مردم ما باید جلوِ آنهایی را که دم از ملیّت می زنند، بگیرند».خمینی ایرانی نبود!  مرتضی پسندیده (هندی زاده)، برادر خمینی: «جدّ ما، یعنی سید احمد الهندی، از اهالی شهر کشمیر هند بوده که در ایّام جوانی به ایران سفرکرده است» (روزنامۀ اطلاعات، ۲۵ دیماه ۱۳۵۷). هم او در خاطراتش می نویسد: نام خانوادگی من و برادرم نورالدین، «هندی زاده» بوده است، ولی چون این فامیلی شبهۀ وابستگی به انگلیس را ایجاد می کرد،من فامیلم را به «پسندیده» تبدیل کردم. («خاطرات آیت الله پسندیده»، صفحه ۵۳).  خمینی، خود، در نامه یی به پسرش، احمد، به هندی بودن خود و خانواده اش اشاره دارد: «احمد عزیزم، نامۀ شما واصل شد. از سلامت همه مسرور شدم... از سلامت خودتان و دیگران مطّلعم کنید. از آقای هندی، به طور تفصیل بنویسید که کجا رفته اند و چه معالجاتی شده است و نتیجه چه بوده است؟» («صحیفۀ امام»، جلد دوّم، صفحۀ ۴۹۹، از انتشارات «مؤسّسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی»، تهران). (آقای «هندی» مورد اشاره در این نامه، «سیّد نورالدّین هندی»، برادر خمینی بود که برای معالجۀ بیماری ریوی به خارج کشور سفرکرده بود).ـ خواهر خمینی هم «همدم هندی» نام داشت.ـ خمینی در مقدّمۀ کتاب «شرح دعاء السّحر» می نویسد: «امّا بعد، این فقیرِ درگاهِ پروردگارِ عظیم، سیّد روح الله بن سید مصطفی خمینی هندی...» («شرح دعاء السّحر»، «مؤسّسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی»، تهران، ۱۳۸۸، صفحۀ۷). خمینی در غزلهایی که پس از مرگش به نام او به چاپ رسید، «هندی» تخلّص می کند. یک نمونه: «رمز عشق تو نگوید "هندی" / چه کنم من، که ز رنگش پیداست؟»(«دیوان امام»، «مؤسّسۀ تنظیم و نشر امام خمینی»، تهران، ۱۳۷۲، صفحۀ ۵۰). «نه غزّه، نه لبنان، جانم فدای ایران» ـ مهدی کرّوبی: «اصلاً مسألۀ میهن با مسألۀ اسلام دو موضوع متضادّ است که با هم جور درنمی آید. "ملّی" یعنی چه؟ بنده به عنوان یک مسلمان چه انگیزه یی دارم که وطن منهای اسلام را نجات بدهم؟» (کیهان، ۲۱مرداد ۱۳۶۱). جان کلام خمینی و دست پروردگان ایران ستیز و ایران سوز او، در همین یک جمله خلاصه می شود: «بنده به عنوان یک مسلمان، چه انگیزه یی دارم که وطنِ منهای اسلام را نجات بدهم؟» قول و عمل این اسلام پناهان جلّاد و چپاولگر، در تجربۀ چهل و یک ساله نشان داده است که «اسلام عزیز» در نگاه این کوراندیشان، همان «حفظ نظام» است و لاغیر. آن هم از طریق کشتار و شکنجه و به زنجیرکشیدن هر معترض و آزاداندیش، بریدن زبان و دریدن قلب هر آن کسی که عشق وطن در دل دارد و در راه آزادی و آبادی آن از سر و جان و مال و خانمان می گذرد.  ایران، وطن این جلّادان تشنه به خون نیست، ایران، در نگاه این اهریمنان آدمی روی، غنیمتی جنگی است که باید جانمایۀ آن را تا ذرّۀ آخر به نابودی کشاند و لاشه اش را طعمۀ لاشخوران کرد. اگر تمامی مردم ایران، از گرسنگی و بیماری و سیل و زلزله و سرما و گرما از میان بروند؛ اگر تمام جنگلها و مراتع و سرمایه های معدنی و ذخیره های آب و خاک ایران از میان برود و حاصل آن یکپارچه آخوندخور شود و در حسابهایشان در بانکهای خارجی تلنبار شود، آنها ذرّه یی دلسوزی به حال «وطن» و مردم بلارسیدۀ آن ندارند.  خمینی و خامنه ای و پیرکفتاران شورای نگهبان و مجلس خبرگان و سرکردگان ریز و درشت آن و تمامی پاسداران و حافظان قدّاره بند این نظام، از صدر تا به ذیل، این چنین اند. سخت و سنگین دل و اهریمن خوی نسبت به ایران و ایرانی، بی ذرّه یی عاطفۀ انسانی. مگر خمینی، کفتار خون آشام، نبود که در پاسخ خونهای پاکبازترین قیام کنندگان این میهن برای آزادی که، برای صعودش بر تختگاه خلافت ارتجاعی اش، فرش خون گستردند، در هواپیما در جواب این پرسش که «چه احساسی دارید؟»، گفت: «هیچ». از سنگ ناله برخاست در سوگ شهیدان راه آزادی، امّا از قلب سنگین تر از سنگ خارای خمینی، «هیچ».*** مردم ایران در تمام این چهل و یک سال، به یاری مجاهدین و دیگر مشتاقان و رزمندگان راه آزادی، به سیمای اهریمنی این «جوفروشانِ گندم نمای»، گام به گام، پیشتر پی بردند و برای دفاع از کیان ایران و ایرانی، در برابر این دشمنان آزادی و آبادی ایران زمین به پا خاستند و بی باک و جان بر کف در برابرشان قامت برافراشتند و پشت بر این شعبده بازان جمعه بازارها، شعار دادند: «رو به میهن، پشت به دشمن». آنها همگام و متّحد سیاست «راهبردی» صدور تروریسم رژیم را، با شعار «نه غزّه، نه لبنان، جانم فدای ایران» به چالش طلبیدند و بر آن خط بطلان کشیدند و با شعارهایی مانند «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی»، به اصلی ترین شعار خمینی فرموده، پشت پا زدند و چهار رکن نظام را به لرزه درآوردند:  (شعار «نه غزّه، نه لبنان ـ جانم فدای ایران» در قیام ۱۳۸۸)  شعارهای ملّی و ایران گستر و دشمن کوبِ «نه غزّه، نه لبنان، جانم فدای ایران» و «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» در قیام ۱۳۸۸، «آب در خوابگه» رجّالگان غاصب حاکمیّت مردم ایران زمین ریخت و همۀ قدّاره بندان ضحّاک نژاد خمینی زاد را، به نعره کشی علیه آن شعارهای ایران گرایانۀ ملی واداشت. این سراسیمگی و برآشفتگی در قیام دیماه ۱۳۹۶، و قیام آبانماه ۹۸، لجام گسیخته تر از قبل، تکرار شد.  قیام دلیرانه مردم همۀ شهرهای ایران در آبان و کشتار ۱۵۰۰ تن از جوانان و دادخواهان معترض بی سلاح در آبان ماه امسال و ادامۀ آن در دیماه و شعله ورترشدنش پس از سقوط خامنه ای فرمودۀ هواپیمای اوکراینی که به جان باختن ۱۷۶ مسافر بی گناه منجرشد، این حقیقت را به عیان نشان داد که این قیام پرشور سراسری سر بازایستادن ندارد و تا نابودی تامّ و تمام این نظامِ کمربسته برای نابودی ایران، ادامه خواهدیافت؛ قیامی که در صفهای مقدّم آن زنان پاکباخته و مرگ بر کف و جوانان و دانشجویان بی باک و بیم رزم نهایی را رهبری می کنند با شعار دشمن کوب و رعشه برانگیز «می جنگیم، می میریم، ایران رو پس می گیریم».  
من کوروش ممبینی‌پور هستم و می‌خواهم تجربه‌ای تلخ، که شخصاً در مسیر مبارزه با آخوندهای پلید طی کردم را به اطلاع هم‌میهنانم برسانم تا شاید بتوانم قدمی هرچند کوچک در افشای ترفندهای کثیف این رژیم پابه‌گور بردارم.
جمعه, 11 بهمن 1398 ساعت 20:42

مادموازل هشتادرودی

وزارت بد نام اطلاعات رژیم دیکتاتور مذهبی آخوندها که ید طولائی در برنامه‌ریزی و طرحهای تروریستی، توطئه‌گری و اپوزیسیون‌سازی در خارج از ایران دارد و همواره و مستمر در صدد ضربه‌زدن به مقاومت، مقاومتی که به حق، بر اساس خواست و اراده
آهورا مزدا ! ما را از دروغ و خشکسالی در امان بدار.                      زرتشت
یک رأس آخوند ـ جانور به نام هادی صادقی که عنوان «معاون فرهنگی رئیس قوه قضائیه» را هم یدک می کشد به صریح ترین وجه ماهیت تألمات مقامات مختلف رژیم را از کشته شدن مسافران هواپیمای ساقط شده اوکراینی برملا کرده است.
به راستی این «سرباز صفر ولایت» که بدون کمترین تحصیلات نظامی و حتی عادی به عالیترین منصاب نظامی در حکومت ویرانگر و ضدایرانی ولایت صعود کرد، چه کسی بودو مرگ او چگونه افشاگر و محک شناسایی مرزهای خونین بین آزادیخواهان و ایراندوستان با وطنفروشانی که با این حکومت جبّار، همدست و هم سرنوشت میباشند، شده است؟
چرا خامنه ای با سیرک چرخاندن لاشه سلیمانی در شهرهای مختلف و هزار و یک مستمسک دیگر از قبیل تعطیلی بازارها و مدارس و آوردن بسیجیها و سربازها و پاسدارها و.. از سراسر ایران به تهران میخواهد نشان دهد که مثلا حمایت مردمی دارد؟
پنج شنبه, 12 دی 1398 ساعت 18:44

چهرۀ «اَراذل و اوباش»، از رو به رو!

دكتر عبدالعلي معصومي در مقاله اي با عنوان چهره اراذل و اوباش از روبرو،  ضمن نشان دادن گستردگی جنایت‌ها و روش‌های بسیار وحشیانه آدمكشان خامنه اي در جريان قيام سراسري مردم ايران، به بررسي تاريخچه اوباش و اشرار در انقلاب مشروطه و همچنين در قيامهاي مردم ايران از جمله قيام 88 پرداخته است.
در مهم ترین تفاوت خوک با گراز نوشته اند که نژاد خوک اصلاح یافتة گراز است.
کشور ما در شرایط سرنوشت سازی بسر می برد. رژیم فاشیزم دینی حاکم بر کشورمان دیگر فاقد توان لازم برای اعمال حاکمیت به روال گذشته است و از سوی دیگر مردم و بویژه توده های فرودست جامعه در قیام آبان ماه نشان دادند که دیگر تحت هیچ شرایطی حاکمیت این رژیم را بر نمی تابند. ایجاد چنین شرایطی که به آن موقعیت انقلابی گفته می شود، البته فی البداهه نبوده، بلکه نتیجه ۴ دهه مقاومت فداکارانه مردم و سازمان پیشتاز آنها، مجاهدین خلق ایران می باشد. بن بست استراتژیک رژیم در برداشتن هر گامی - چه عقب نشینی از سیاست های جاری خود و چه ادامه آن و رویارویی با مردم و جامعه جهانی - پایان رژیم “جمهوری اسلامی” و رقم خوردن فصل نوینی در تاریخ سیاسی کشورمان را اجتناب ناپذیر کرده. شرایط فعلی ایران به نوعی تداعی کننده آخرین ماههای دیکتاتوری سلطنتی شاه است. در آن زمان حامیان امپریالیستی شاه که حفظ مهره دست نشانده خود را در مقابل سیل بنیان کن قیام ۱۳۵۷ دیگر غیر ممکن می دیدند، وارد عمل شدند و از بین گزینه های موجود، حفظ منافع خود را در بند و ‌بست و لانسه کردن خمینی و باند ارتجاعی او یافتند و عملا راه را برای به قدرت رسیدن او هموار کردند. کنفرانس موسوم به گوآدالوپ که در زیر به آن اشاره می گردد، مؤید همین موضوع است.  در ۱۴دیماه ۱۳۵۷ رهبران ۴ قدرت بزرگ صنعتی غرب، یعنی آمریکا، فرانسه، انگلیس و آلمان در جزیره‌ ای به‌ نام گوادلوپ در دریای کارائیب اجلاسی بمنظور تعیین سیاست خود در قبال وضعیت بحرانی ایران تشکیل دادند. در فردای کنفرانس گوادلوپ، یعنی ۱۸دیماه ۵۷، دو تن از نمایندگان رسمی رئیس‌ جمهور فرانسه ژیسکاردستن که حامل پیامی از جانب جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت آمریکا بودند، در نوفل‌ لوشاتو با خمینی ملاقات کردند.درباره این ملاقات، ابراهیم یزدی نخستین وزیرخارجه خمینی می‌نویسد: «آنها گفتند از نظر پرزیدنت کارتر، احتراز از هر گونه انفجاری در ایران به نفع همه خواهد بود. خروج شاه قطعی است و در آینده نزدیکی رخ خواهد داد. به نظر کارتر مناسب خواهد بود که وضعیت را تماماً زیر کنترل خود (خمینی) بگیرید تا آرامش باشد. آنچه لازم است بگویم این است که بدانید که خطر دخالت ارتش هست و وقوع این خطر اوضاع را بدتر خواهد کرد. پرزیدنت کارتر آرزو دارد که این پیغام کاملاً مخفی و محرمانه بماند. ‌یک وسیله ارتباطی مستقیم با آیت‌الله باید فراهم گردد تا مرتب در جریان حوادث گذاشته شوید.‌ این به نفع کشور شما و خصوصاً آیت‌الله می‌باشد.»پس از سخنان فرستادگان جیمی کارتر، خمینی ازجمله می‌گوید: «آقای کارتر اگر حسن‌نیت پیدا کرده‌اند و می‌خواهند آرامش باشد و خونها ریخته نشوند، خوبست که شاه را ببرند.» ورود خمینی با «سلام و صلوات» تنها ۱۶ روز پس از خروج شاه از کشور البته به جلب موافقت سران ارتش شاه احتیاج داشت که آن هم با مأموریت ژنرال هایزر که در آن ایام به همین منظور در ایران بسر می برد، انجام گرفت!می دانیم که شاه، بویژه بعد از کودتای ننگین ۲۸ مرداد بر علیه دولت ملی دکتر مصدق، چیزی جز یک مهره دست نشانده آمریکا و انگلیس نبود. و همین عامل به آمریکا و انگلیس این امکان را می داد – در شرایطی که سقوط شاه دیگر غیر قابل اجتناب می نمود - بطور مستقیم وارد عمل شوند و شرایط توفانی انقلاب را به مسیری با کمترین تهدید برای منافع شان سوق دهند.فاشیزم دینی حاکم بر ایران اما، علیرغم همه سرویس رسانی های غیر قابل انکار به غرب، یک رژیم دست نشانده استعمار با تعریف کلاسیک آن نیست و نظر به ماهیت مادون سرمایه داری اش قدرت انطباق با نظم سرمایه داری حاضر را هم ندارد. این امر شرایط را برای اعمال نفوذ مستقیم غرب بر آن – بسان رژیم شاه - بسیار مشکل و حتی ناممکن ساخته است. از طرف دیگر قیام آبان ماه، غرب و سیاست مماشات را دیر یا زود به قطع امید از ادامه سرمایه گذاری روی تغییر رفتار رژیم از طریق حمایت از اصلاح طلبان قلابی ناگزیر خواهد کرد. این اما هرگز بدین معنا نیست که استعمار و سیاست مماشات بی طرفانه تنها نظاره گر نتایج تحولات ایران خواهند ماند.اگرچه شرایط امروز ایران با دوران کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به یمن حضور مقاومت سازمان یافته و کانون های شورشی به مثابه واحد های ارتش آزادیبخش کیفا متفاوت است، اما استعمار همچنان به سبک آن دوران با ابزارهای تبلیغاتی و با ظرافت رذیلانه ای سعی در مخدوش کردن چهره صاحبان اصلی قیام و به طریق اولی میدان دادن به «شعبان مخ های مدره شده» دوران دارد.این چنین است که اکنون اتفاقا تلویزیون‌های وابسته به همان ۴ کشور شرکت کننده در کنفرانس گوآدالوپ باز هم در رویای بند و بست های آن زمان در نقش مجمع خارج کشوری تشخیص مصلحت نظام در حال انجام وظیفه هستند. این رسانه های "کاملا بی طرف" ضمن سانسور مطلق ۴۰ سال مبارزه بی وقفه پیشتازان مجاهد خلق به مثابه هماورد بی همتای رژیم جنایتکار آخوندی، بطور شبانه روزی به سرویس رسانی برای آندسته از راهزنان سیاسی مشغول هستند که تنها افتخارشان ارتکاب جنایت کمتر و "متمدنانه تر" نسبت به آخوندهای وحشی است! با این امید واهی که همچون اواخر دوران شاه، نسل جوان پرورش یافته در ۴۰ سال حاکمیت سانسور و بی خبری و منزجر از آخوندهای آدم نما را به یک انتخاب مقایسه ای مخیر سازند!اگرچه مشی و جوهر ذاتی قیام آبان ماه خط بطلان بر خطوط و آرزوهای عناصر پیاده نظام استعمار و وابستگی کشید و از این منظر بیمه نامه جنبش آزادی خواهانه مردم را به ثبت رساند، اما باید تجربه های گرانقدر قیام ضد سلطنتی را همواره نصب العین خود قرار دهیم و نسبت به توطئه های دشمنان تاریخی آزادی و برابری در میهنمان هشیار باشیم.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان