09282020دوشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27

مقالات و نظرات

پنج شنبه, 17 مرداد 1398 ساعت 22:47

رمانتیسم سیاسی دل یک تبعیدی

دل می خواهد عنان از کف داده
پنج شنبه, 31 مرداد 1398 ساعت 21:17

خط قرمز نظام مجاهدین است نه خامنه ای

افشاگری اخیر ومسئولانه معلم آزاده و شجاع آقای هاشم خواستار حاوی نکات و تجارب آموزنده ای است. بدین جهت توجه ایرانیان آزاده را به دلیل روشنگری جسوارانه آن در این برهه حساس جلب می کند.
چهارشنبه, 30 مرداد 1398 ساعت 22:01

بدعت در حکم آتش به اختیار خامنه ای

کمپین سیستماتیک دروغپردازی های آمیخته با فرهنگ مشمئز کننده ارتجاع مذهبی بر علیه سازمان مجاهدین خلق، اگرچه از همان ابتدای شکل گیری رژیم آخوندی مستمرا ادامه داشته؛ شدت جنون آمیز آن اما در مرحله کنونی، قبل از هر چیز نشان از کیفیت نوینی در رویارویی مردم و جنبش مقاومت از یک سو و فاشیزم دینی حاکم بر میهنمان از طرف دیگر دارد.
یکشنبه, 27 مرداد 1398 ساعت 11:37

مرداد ماه ۱۳۶۷ تابستان داغ فدا

جوشش خون قتل عام شدگان ۶۷ و دیگر شهدا با رنج و شکنج خلقی به پاخاسته و متبلور گشته در اشرف ۳ طلیعه تابش مهر تابان آزادی بر ایران را نمایان کرده است.
یکشنبه, 27 مرداد 1398 ساعت 09:58

یان پالاش و ندا و صدیقه

چند سال پیش در اوج و بحبوحه داستان معامله ننگین کابینه وقت فرانسه- حکومت شیراک- و هجوم پلیسی امنیتی به مقر شورای ملی مقاومت در اورسوراواز در شمال پاریس- و دادگاهی در این مورد در کاخ دادگستری سیته پاریس- که نگارنده خود در چند جلسه آن حضورداشت- برای شرکت در یک کنفرانس جهانی در شهر پراگ در جمهوری چک در این شهر بودم.
جمعه, 25 مرداد 1398 ساعت 12:27

میدان شهیاد یا میدان آزادی

  برنامه ای از شبکه ی تلویز یونی ایرانیاران پخش که خانم ویکتوریا آزاد در آن برنامه ، بجای میدان آزادی از نام سابق آن در رژیم شاه یعنی میدان شهیاد نام برد.دشمنی با خواسته های بحق مردم برای هیچکس آبرو بوجود نمی آورد.
اعتلای سیاسی آلترناتیو دموکراتیک انقلابی، پس از برگزاری کهکشان مقاومت در اشرف۳، وحشتی در سراپای نظام آخوندی ایجاد کرده است. دستگاه لجن‌پراکنی و جنگ روانی آخوندها، تمام ظرفیت خود را از سایت شخصی خامنه‌ای تا مقامات ریزو درشت رژیم و امامان جمعه‌بازار به‌کار گرفته تا علیه مجاهدین یقه‌درانی و هرزه‌گویی کنند.
جمعه, 25 مرداد 1398 ساعت 11:39

چهار رفیق شفیق!

زندان های سیاسی ایران و بخصوص زندانهای تهران و دیگر کلان شهرهای ایران در دهه سیاه و خونین شصت، علاوه بر اینکه گنجینه ایی از سرمایه های انسانی نسل ما، و نسلی از مبارزین و روشنفکران جامعه را در اسارت خود داشتند،
جوشش خون قتل عام شدگان ۶۷ و دیگر شهدا با رنج و شکنج خلقی به پاخاسته و متبلور گشته در اشرف ۳ طلیعه تابش مهر تابان آزادی بر ایران را نمایان کرده است وقتی خمینی دجال، نشانده بر کالسکه استعمار از ماه به ایران زمین آورده شد ، کمر به نابودی حرث و نسل ایران و ایرانی بست و هر روز که از حکومت سیاه و خونبارش می گذشت بر دامنه جنایاتش می افزود و هر روز گروه و دسته و جماعتی را از صحنه سیاسی ایران به در می کرد. در این میان تنها مجاهدین بودند که با شناخت دقیق از خمینی جلاد و جریان فکری او، با برخورداری از ایدئولوژی پویا و انقلابی توحیدی و همچنین با اتکا به رهبری پاکباز، آگاه، مسئول و ذیصلاح خویش، با انتخاب یک استراتژی اصولی و پای  فشردن بر آن درجهت کسب آزادی از هیچگونه فدایی دریغ نورزیدند تا جایی که سردار کبیر و شهید خلق فرمانده موسی بانگ برآورد که نمیتوانید ما را نابود کنید زیرا ما جریان بحق هستیم و در مسیر صحیح تاریخ و تکامل قرار گرفتهایم و افزود که جریانات باطل همچون کف روی آب فانی و میرا می باشند و آینده از آن انقلابیون و از آن خلق قهرمان ایران است.    بعد از ورود به مبارزه انقلابی مسلحانه با رژیم جنایتکار و ضدبشری آخوندی، فرمانده موسی و اشرف زنان مجاهد خلق و شمار دیگری از شیر زنان و کوه مردان مجاهد و مبارز برای آزاد ساختن ایران از زیر یوغ آخوندهای جنایتکار خون خود را برای مشخص کردن مسیر دستیابی به آزادی نثار کردند. خمینی دجال که معنا و مفهوم بانگ فرمانده موسی در خصوص نبرد حق علیه باطل در مسیر تکاملی تاریخ را نفهمیده بود در تابستان ۶۷ اقدام به یک نسل‌کشی نمود و خون بیش از ۳۰ هزار مجاهد و مبارز را در قتل عامی جنایتکارانه بر پای درخت آزادی ایران زمین جاری ساخت. اینک بعد از ۳۱ سال از آن جنایت ضدبشری، جوشش خون قتل عام شدگان ۶۷ و دیگر شهدا،  با رنج و شکنج خلقی به پاخاسته و متبلور گشته در اشرف ۳، این کانون و مجمع بین الملل آزادگان و آزادیخواهان و نماد آزادی  و سازندگی ایران فردا جمع گردیده، و با ضرب شدن در رهبری پاکباز و جان برکفی چون برادر مسعود و خواهر مریم، طلیعه تابش مهر تابان آزادی را بر ایران عزیز نمایان کرده است؛ به ترتیبی که علاوه بر دستگیری  های گسترده و کور بستگان مجاهدین اشرفی روزانه پارس های خوابیده کهنه جلادان ریز و درشت این رژیم ضدبشری از هر سوی بلند می شود که آهای مماشاتگران به کمکمان بشتابید زیرا آنهایی که روزانه آنها را دستگیر کردیم و کشتیم و گفتیم که دیگر نابود شده اند، ققنوس وار متولد شده اند و رشد يافته اند و حتي با نفوذ در خانه‌هايمان، نسل جوان را نيز در پي خود روان كرده اند. بله! آنچه كه پارس هاي جنايتكاران را به زوزه هاي مرگ آخوندهاي قاتل و جاني تبديل كرده است، ظهور و سايه‌گستر شدن نسل جديدي از رزمندگان و جويندگان آزادي در كارگاه و مكتب انسان سازي مجاهدين ميباشد «بنام كانون هاي شورشي» كه با گذشتن از خود، بي‌محابا و تحت فرماندهي سازمان رزم مجاهدين و رهبري آن هر لحظه رژيم ضد بشري را به سرنوشت محتوم خويش يعني سرنگوني نزديكتر مي كند. مرگ بر اصل ولايت فقيه زنده باد ارتش آزاديبخش ملي ايران گسترده تر باد كانون هاي شورشي قيام درود بر رجوي زنداني سياسي ابوالقاسم فولادوند تاريخ 19 مرداد 1398
پنج شنبه, 24 مرداد 1398 ساعت 22:46

سیرک‌واره فراق – از محمدرضا ایرانپور

اکنون بیش از ۲ ماه از لیست‌گذاری ولی‌فقیه، توسط خزانه‌داری ایالات‌متحده می‌گذرد. وزیرخارجه شیاد او ظریف نیز، شامل این لیست‌گذاری شد و پس از ۴ دهه مماشات، مدال «کارچاق‌کن نظام» را به سینه نامبارکش چسباندند.در این میان آنچه بیش از همه چشم‌گیر است، پیشرفت روزافزون شورای ملی مقاومت ایران به عنوان جایگزین این رژیم و سازمان محوری آن یعنی سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران است.رژیم آخوندی برای مقابله با استقبال اجتماعی و اشتیاق نسل جوان از مجاهدین و ترس خامنه‌ای از قیام و کانون‌های شورشی در داخل کشور به شیطان سازی از مجاهدین و مقاومت ایران می‌پردازد. تولید فیلم و انتشار کتاب و برنامه‌های مسخره تحت عنوان جشنواره ازجمله اقدامات تدافعی ولی‌فقیه ارتجاع برای شیطان سازی از مجاهدین است. مهره‌ها و بازیگران بسیاری از آن‌ها مزدورانی هستند که تحت عنوان «خانواده مجاهدین» به صحنه آورده می‌شوند همان‌طور که در اشرف و لیبرتی نیز همین مزدوران با همین عناوین برای زمینه سازی حمله و هجوم و کشتار مجاهدان توسط نیروی تروریستی قدس و نیروهای تحت امر ولی‌فقیه جنایتکار بارها به پشت سیاج اشرف و دیوارهای لیبرتی برده شدند.بیایید یک نمونه کم‌ارزش اما گویا را، با یکدیگر تبیین کنیم.امسال شعبه «فراق» وزارت اطلاعات، یک «جشنواره» ترتیب داد.وزارت اطلاعات از ۱۷ بهمن ۹۷، فراخوان «نخستین جشنواره رسانه‌ای فراق» را اعلام کرد و مهلت ارسال «آثار» به آن را تا آخر بهمن‌ماه سال ۹۷ اعلام کرد؛ یعنی ۱۳ روز! هدف از این جشنواره چه بود؟ از روی متن وزارت بخوانیم:«پایگاه خبری-تحلیلی فراق، در نظر دارد باهدف انتخاب برترین و تأثیرگذارترین آثار رسانه‌ای در حوزه خانواده‌های اسیران فرقه رجوی، جشنواره‌ای در ۵ محور عکس، یادداشت، دل نوشته به اسیران، موزیک ویدیو و کاریکاتور برگزار نماید. چنانکه از اهداف این جشنواره برمی‌آید، خانواده‌ها (بخوانید مزدوران اجاره‌ای) به عنوان عاملی مزاحم در فرقه … رجوی شناخته می‌شوند، بدین جهت برآیند انتشار فعالیت‌های آن‌ها تأثیر به سزایی در بیداری و رهایی (بخوانید دعوت به تسلیم و بوسیدن دست جلاد) اسیران این فرقه دارد.»پس معلوم شد این به اصطلاح جشنواره، «سیرک‌واره»‌ ای است برای شیطان سازی از مجاهدین و نجات رژیم پابه‌گور از دست مقاومت ایران و سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران.حال ببینیم استقبال از این سیرک‌واره به چه میزان بوده است؟!– وزارت اطلاعات، در تاریخ ۶ اسفند ۹۷ مهلت ارسال «آثار» را تا آخر اردیبهشت‌ماه سال ۹۸ تمدید کرد!– در تاریخ ۲۳ تیر ۹۸ مجدداً اعلام کرد مهلت ارسال «آثار» تا آخر تیرماه سال ۹۸ خواهد بود!– در تاریخ ۹ مرداد ۹۸ بالاخره اسامی مزدوران برگزیده را اعلام کرد و مشخص شد که جیره نقدی هم به آن‌ها داده است و نوشت:«جوایز نقدی برگزیدگان این جشنواره به زودی طی تماس با آن‌ها به‌حساب واریز خواهد شد.»پس اول اینکه ۷ ماه طول کشید تا چند رأس مزدور اجاره‌ای جور کنند و دوم اینکه درنهایت مجبور شد جیره مزدوری آن‌ها را نیز به «حساب» واریز کند.حال موضوع این به اصطلاح آثار چه باید باشد؟ باز از روی دیکته وزارت اطلاعات به مزدوران می‌خوانیم:«آثار ارسالی باید مربوط با موضوعات زیر باشند:– تبیین‌کننده ماهیت فرقه رجوی!– افشای دروغ‌پردازی‌های فرقه رجوی در مورد خانواده‌ها!– آشکارسازی چهره دجالانه فرقه رجوی در فضای مجازی!– بیان احساس، عاطفه و دلتنگی خانواده‌های اسیران!»در اینجا هم سناریست ناشی وزارت بند را به آب می‌دهد و معلوم می‌شود که هدف، منتشر کردن یک مشت اراجیف و لجن‌نامه وزارت ساخته است برای نجات ولی‌فقیه با تبیین ماهیت سازمان پرافتخار مجاهدین؛‌ یعنی مخدوش کردن اذهان جوانان در رابطه با سازمان. جوانانی که هرروز حمایتشان از سازمان بیشتر می‌شود و گروه‌گروه به کانون‌های شورشی می‌پیوندند، شاید که با این ترفند و جنگ‌روانی وزارت اطلاعات بتواند این روند را کندتر کرده و چند صباحی به عمر نظام بیفزاید.حال بپردازیم به داستان خودمان:یکی از پادوهای وزارت اطلاعات شرکت‌کننده در «سیرک‌واره» شخصی است بنام (هما ایرانپور) که مدعی است از «فراق» من سوخته است. متنی آغشته به اشک تمساح در این جشنواره با نام او ارائه و منتشرشده است که خاطراتش مربوط به سال‌های ۸۲-۸۳ است. داستان از این قرار بود که وقتی اولین بار وزارت اطلاعات یک ناخواهر وزارتی (که سابقه او را در چند نوبت قبلاً افشا کرده‌ام) را به همراه مادرم، در کاروانی از ده‌ها اتوبوس به اشرف ۱ فرستاد تا به من امان‌نامه حاجی خاتمی را قول بدهند و اینکه ۲۰ میلیون و یک دستگاه پیکان نو هم به من می‌دهند، به شرط اینکه مبارزه را ترک کنم، با پوزش از خوانندگان عزیز، اما از جانب من چیزی جز «تف» و لعنت عایدشان نشد. چند ماه بعد خبر آمد که وزارت اطلاعات که در ناشیگری اولیه یعنی فرستادن این افراد درپوش خانواده با کاروان وزارتی، شکست‌خورده بود، آن‌ها را به اصطلاح مستقل و از مرز خاکی به اشرف فرستاد. از به اصطلاح خانواده من هم تا جایی که یادم هست ۱۰-۱۲ نفری آمده بودند. حتی کودکان (خواهرزاده‌ها) را نیز که رابطه بسیار صمیمی با من داشتند آورده بودند تا به لحاظ عاطفی تأثیر بیشتری روی من بگذارند و من را با سرمایه‌گذاری روی عواطفم مجبور کنند که به مبارزه پشت کنم که البته من با هوشیاری کامل وارد این دام وزارت نشدم و به دیدار آن‌ها نرفتم و در نامه‌ای به آن‌ها نوشتم که به دلیل آلودگی‌شان به وزارت بدنام به دیدارشان نرفته‌ام و انتخاب من مبارزه است و شما هم اگر واقعاً برای دیدار من آمده‌اید پس پشتیبان من باشید و با وزارت نروید که متأسفانه این نصیحت کارگر نیفتاد!داستانی که در بخش «دل نوشته» های این سیرک‌واره با نام «بوی عید در غروب غریب» جایزه نقدی جلادان مردم ایران را برده است، متعلق به همین فرد یعنی هما ایرانپور است. همه می‌دانیم که تا آخرین روز خروج مجاهدین از اشرف و لیبرتی، بلندگوهای سیرک مزدوران با فحاشی‌های ۲۴ ساعته در اطراف ما برقرار بود. به قول ما اشرفی‌ها هرروز تعدادی از عشیره قاسم سلیمانی بالای در و دیوار اشرف و لیبرتی می‌آمدند تا جنگ روانی وزارت و زمینه سازی موشک بارانها و کشتار ما را پیش ببرند. شما خوانندگان عزیز منتظر نباشید! نه شخص ولی‌فقیه و نه وزارت منحوس او و نه مزدورانش طی ۲۰ سال گذشته که من را مورد شکنجه روانی قرار داده‌اند،‌ هیچ‌گاه به این سؤال‌ها جواب نداده و رفع ابهام نکرده‌اند!آخر لجن‌پراکنی آن‌ها یک‌سویه و یک‌بار مصرف است و نقش مسکنی را برای بیماری دارد که تمام وجودش را سلول‌های سرطانی دربر گرفته و پس از ساعتی تأثیر جزئی آن مسکن هم از بین می‌رود و باز درد تمام وجودش را فرامی‌گیرد. بله ‌ این لجن نامه‌ها می‌گذرد و در گوگل ته‌نشین می‌شود اما آنچه باقی می‌ماند، درخشش مقاومت ما اشرفی‌ها و اشرف نشان‌ها و کانون‌های شورشی و ارتش آزادی‌بخش ملی ایران است. درخششی که همچون ستاره صبح، نویدبخش صبح پیروزی و رهایی خلق قهرمان ایران است. این است که بر سینه تاریخ ثبت می‌شود و جاودان می‌ماند. همان‌طور که پس از هزاره‌ها نام پیامبران ما ابراهیم و نوح که خانواده‌شان حتی به‌اندازه سنگی جلوی پا، مزاحمشان نشد تا مسیر رهایی انسان را بپیمایند و کماکان نامشان در تاریخ همه مکاتب و ادیان می‌درخشد، برق پایداری ما نیز جاودانه خواهد درخشید.و همچنان که قبلاً خطاب به شخص خامنه‌ای و تمامی مزدورانش گفته‌ام بازهم از زبان آفریدگار و رسولش تکرار می‌کنم که:قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَی الْحُسْنَیینِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِکمْ أَن یصِیبَکمُ اللّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَیدِینَافَتَرَبَّصُواْ إِنَّا مَعَکم مُّتَرَبِّصُونَ (توبه ۵۲)آیا درباره ما چیزی جز ۲ نیکی «شهادت یا پیروزی» را انتظار دارید؟ اما ما که برای آزادی مردممان مبارزه می‌کنیم، می‌توانیم برای شما این چشم‌انداز را داشته باشیم که خداوند یا از جانب خودش شما را عذاب بدهد و نابود کند یا اینکه با دستان ما اراده و خواست خودش را که سرنگونی محتوم شما است محقق کند. حال که چنین است،‌ شما انتظار بکشید و ما هم در انتظاریم.اما شکی نیست که این انتظار برای شما زجرآور است چون سرنگونی در انتظار شماست اما انتظار ما یک انتظار پویا و خلاق و پیش‌رونده است چون رقم زنندگان سرنگونی و آزادی خلقمان هستیم و با انقلاب مریم پاک رهایی روزبه‌روز بر این پویایی و خلاقیت افزوده می‌شود.پس باز هم بیشتر منتظر باشید چون به زودی با کانون‌های شورشی همچون صاعقه و اخگران شب‌کوب بر سرتان فرود می‌آییم. مجاهد خلق اشرفیکوچک مردم ایران و کانون‌های شورشیمحمدرضا ایرانپوراشرف ۳ –مرداد ۹۸
ـــ حیرت مکنید از تشبثات رژیم و خائنان که ما با نبرد تعیین کننده نهایی تز و آنتی تز تاریخ کهنسال و پر از حادثه ایران رو در روییم. بالاخره رنج این سرانجام که منجر به آغاز عصر نوین تحول و سازندگی و آزادی خواهد شد به تحملش می ارزد. ـــ بگذار بی ارزشان و ارزش از دست دادگان هم، صف خود را به طور کامل آشکار کنند که این از احکام الزامی تاریخ است.
چهارشنبه, 09 مرداد 1398 ساعت 00:06

آلترناتیو واقعی و مجازی

از فوران آتش فشان قیام دیماه ۹۶ در بسیاری از شهرهای کوچک و بزرگ میهن اسیر به این سو، موضوع سرنگونی حاکمیت ولایت فقیه در ایران ، به عنوان صورت مساله محوری، چه در داخل میهن اشغال شده
ملت قهرمان ایران: بین رژیم و سازمان مجاهدین خلق، دریایی از خون قرار دارد و همه میدانند که بزرگترین دشمن رژیم سازمان مجاهدین خلق است، چرا که از سازماندهی آهنین برخوردار و بگفته و اقرار خود حاکمان ،آنها در تمام شورش ها دست دارند،بالعکس نیروهای سلطنت طلب بسیار پراکنده و« سازمانده ای» نشده هستند. بنابراین حکومت تلاش میکند که مبارزین را به اردوگاه سلطنت طلب ها سوق داده و همینطور افراد نفوذی بسیاری نیز بداخل آنها فرستاده تا ضمن حمایت از شاهزاده و فحاشی به رژیم، به سازمان مجاهدین خلق نیز فحش بدهند.یعنی بجای تضاد با جمهوری اسلامی، تضاد اصلی را با سازمان مجاهدین خلق بوجود بیاورند هفته ی گذشته در گروه تلگرامی فرزانگان نوشته ی کوتاهی گذاشتم که یکی از اعضا نظرم را در باره ی سازمان مجاهدین خلق خواست. به او جواب دادم که جبهه ی ملی،نهضت ازادی،حزب ملت ایران،جاما،حزب‌ دموکرات کردستان،کومله، سازمان چریک های فدایی خلق، سازمان مجاهدین خلق و…گل های رنگارنگی هستند که در حکومت آزاد آینده هر یک از انهاتوسط ملت آبیاری شود رشد و نمو و در صورت عدم آبیاری خشکیده خواهد شد. چنان با فحاشی فردی بنام شیوا روبرو شدم که چنین فرد فحاشی را در عمرم ندیده بودم. او فحاشی میکرد و میگفت که چرا نام سازمان مجاهدین خلق را آورده ای ؟میگفت تو هاشم خواستار نیستی در حالیکه مطمئن بودم ،میداند که خودم هستم . بعدا هم که به او شیرفهم کردم که خودم هستم فقط فحش میداد.اعضای گروه هم بیشتر از او حمایت می کردند. او من و بعدا همسرم که اصلا هیچگونه اظهار نظری نکرده بود را ریمو کرد، در حالیکه خودشان ما را بدون اطلاع عضو کرده بودند. باتجزیه و تحلیل و تحقیقی که کردم متوجه شدم گروه فرزانگان توسط ارتش سایبری، برای شکار آزادیخواهان بوجود آمده است.پس گروه فرزانگان را در گروه حمایت از معلمین در بند معرفی و از همکاران خواستم که هوشیار باشند که این گروه توسط ارتش سایبری بوجود آمده است. شیوا مجددا در خصوصی و این گروه با فحاشی، مغلطه میکرد که باعکس العمل تند همکاران رو برو شد. اما او باید ماموریتش را انجام می داد و فقط فحاشی میکرد. به او میگفتم آرام باش مگر تو را از فحش درست کرده اند، یک جمله بدون فحش بگو تا جوابت را منطقی بدهم ، به کتش نمی رفت و فقط فحش میداد . این داستان تلخ برای معرفی دموکرات های کوتوله است. دو گروه مبارز در مبارزه بر علیه حکومت استبدادی و دیکتاتوری نه تنها با هم نمی جنگند که حتی انتقاد از همدیگر را نیز در خفا و بدور از چشم دشمن مشترک انجام میدهند. مبارزین درون یک کشور، دشمن اصلی را از فرعی جدا میکنند تا با هم جنگ و دعوا نداشته باشند، چرا که جنگ و دعوا با یکدیگر به سود دیکتاتور تمام میشود. در اشغال کشور چین توسط ژاپن دو گروه ملی گرا و کمونیسم به رهبری چاینکاچک و مایو ، ابتدا باهم متحد شدند تا ژاپن را شکست دادند ، چون ژاپن دشمن اصلی ملت چین بود و سپس این دو گروه با هم جنگیدند که به پیروزی مایو منتهی شد. در جنگ جهانی دوم دو اردوگاه متضاد، یکی اردوگاه سوسیالیسم به رهبری شوروی و دیگری اردوگاه سرمایه داری به رهبری آمریکا با هم بر علیه اردوگاه فاشیسم به رهبری آلمان هیتلری متحد شدند که منجر به شکست اردوگاه فاشیسم شد و سپس باهم وارد جنگی شدند که به جنگ سرد معروف و تا فروپاشی شوروی تا سال ۱۹۹۲ ،یعنی نزدیک ۵۰ سال ادامه داشت. در این ۴۰ سال جمهوری اسلامی تمام احزاب و سازمان ها را با یک انگی از میدان خارج و نابود کرد تا نتوانند نفس کشند. جبهه ی ملی را مرتد و نهضت آزادی و حزب ملت ایران و جاما و…را لیبرال خواندند(در ابتدای انقلاب، لیبرال از هرفحشی بدتر بود.) سازمان چریکهای فدایی خلق و… را کافروسازمان مجاهدین خلق را منافق که بگفته ی آقای خمینی، منافقین از کفار هم بدترند.اما سازمان مجاهدین خلق با منافق خواندن از میدان بیرون نرفته و روز بروز هم قوی تر می شد. اقای دکتر مهدی خزعلی که از اردوگاه اصولگراها بیرون امده،افشا کرد که در همان ابتدای انقلاب در حزب جمهوری اسلامی نقشه کشیدند که با عملیات ایذایی و اذیت و آزار و کشتار اعضا ، سازمان مجاهدین خلق را وادار به مبارزه ی مسلحانه کرده تا بتوانند آنها را سرکوب کنند. با بیان دو خاطره مسئله را روشن تر میکنم.در روز نوزده ی ابان ۹۷ که نیروهای امنیتی با فشار ملت قهرمان ایران مجبور شدند مرا از بیمارستان روانی سینا آزاد کنند، دو نفر از نیروهای امنیتی به سراغم آمدند و از من خواستند که چون سازمان مجاهدین خلق از تو حمایت کرده اند ، باید بر علیه آنها بیانیه بدهی و خط قرمز ما رهبری هم نیست بلکه سازمان مجاهدین خلق است. به آنها گفتم یعنی حکم اعدام خود را امضا کنم؟انها را به مقاله ای که در حمایت از معلم زندانی آقای عبدالرضا قنبری نوشته بودم و روز دستگیری یعنی اول ابان منتشر کرده بودم حواله دادم.باز پارسال در اردیبهشت ۹۷ که ماموران اطلاعات به باغم آمدند از من پرسیدند که چرا با شاهزاده رضا پهلوی همکاری نمی کنی؟ میخواهی الان شماره موبایل شاهزاده را بگیریم که با او صحبت کنی؟ که گفتم نه و … ملت قهرمان ایران: بین رژیم و سازمان مجاهدین خلق، دریایی از خون قرار دارد و همه میدانند که بزرگترین دشمن رژیم سازمان مجاهدین خلق است، چرا که از سازماندهی آهنین برخوردار و بگفته و اقرار خود حاکمان ،انها در تمام شورش ها دست دارند،بالعکس نیروهای سلطنت طلب بسیار پراکنده و« سازمانده ای» نشده هستند. بنابراین حکومت تلاش میکند که مبارزین را به اردوگاه سلطنت طلب ها سوق داده و همینطور افراد نفوذی بسیاری نیز بداخل انها فرستاده تا ضمن حمایت از شاهزاده و فحاشی به رژیم، به سازمان مجاهدین خلق نیز فحش بدهند. یعنی بجای تضاد با جمهوری اسلامی، تضاد اصلی را با سازمان مجاهدین خلق بوجود بیاورند.حتی برای اینکه این افراد اعتبار کسب کنند چه بسا که چند صباحی هم به زندان رفته تا بعد از آزادی با نام و نشانی که پیدا میکند و از حاشیه ی امن برخوردار می شوند، بتوانند با وجهه ی بهتری ماموریتشان را انجام دهند و چه بسا ناخودآگاه افراد دیگر نیز در خط نیروهای امنیتی قرار گرفته وبجای اینکه تضاد اصلی با رژیم برقرار کنند با سازمان مجاهدین خلق بوجود آورند . ( همان گونه که دولت سوریه ، ارتش آزاد سوریه را بمباران کرده تا انهاعقب نشینی کرده و داعش جایگزین آنها شود. چرا که داعش دشمن ارتش آزاد سوریه یعنی دشمن حکومت بشار اسد است.) اینها همان دموکرات های کوتوله هستند.اصلاح طلبانی همچون سیدمحمد خاتمی و تاجزاده و بهزاد نبوی و…با مواضعی که برای حفظ و بقای نظام موجود گرفته و از این نظام عبور نکرده اند نیز از دموکرات های کوتوله هستند. غرض از نوشتن این مقاله، حمایت و یا مخالفت با تشکیلات خاصی نیست بلکه بیان حقایق است تا هر کس بداند که در کدام اردوگاه مبارزه کرده و آیا دموکرات واقعی ست یا دموکرات کوتوله ، از طرفی فرد مبارز بتواند در دوران گذر به دموکراسی و دوران پس از گذر، مفید واقع شود.همه ی ما میدانیم که بعد از انقلاب ۵۷ ،اقوام ایرانی همچون هموطنان کرد و عرب و ترکمن و بلوچ و.. برای بدست آوردن حقوق حقه ی خود جنبش هایی داشتند که با سرکوب شدید جمهوری اسلامی روبرو شدند. آن خواسته ها نه تنها از بین نرفته که همه گیر شده و بعد از جمهوری اسلامی در حکومت آزاد و دموکراتیک اینده حتما این اقوام باید به حقوق حقه ی خود در چهارچوب جغرافیای ایران برسند. در این راه ممکن است بعد از فروپاشی جمهوری اسلامی تنشهایی بوجود بیاید که تنها دموکرات های واقعی ، خواهند توانست به حل مسئله کمک کنند و دموکرات های کوتوله هیچ جایگاهی نخواهند داشت. دموکرات های کوتوله همیشه از اپوزیسیون حرف میزنند تاشاید بتوانند اپوزیسیون قلابی درست کرده که یک سر نخ آن در دست نیروهای امنیتی باشد. به دموکرات های کوتوله با هر اسم و رسمی که دارند توصیه میکنم، محکم به همین جمهوری اسلامی بچسبند و آنرا حفظ و نگهداری کنند و امثال بنده هم در هر شرایطی احتیاج به حمایت آنها نداریم. ملت قهرمان ایران: قوه ی قضائیه ی ایران در حکومت آزاد و دموکراتیک آینده چنان مستقل خواهد بود که همچون ظروف مرتبطه احکام دادگاه های ما را تمام حکومت های آزاد و دموکراتیک از جمله اروپا و آمریکا قبول خواهند داشت و احکام دادگاه های آنها را ما قبول خواهیم داشت . بنابر این نقض هر گونه حقوق بشر،توسط حکومت آینده که دور از ذهن میدانم اما برای پیش بینی و پیشگیری میتواند نه تنها در دادگاه های ایران که در دادگاه های سایر کشورهای آزاد مطرح تا هموطنانمان به حقوقشان برسند.تنها مجلس شورای ملی آینده مجاز خواهد بود که روشن کند که چه احزاب و سازمان ها و گروه هایی اجازه ی فعالیت دارند یا ندارند. سید هاشم خواستار نماینده ی معلمان آزاده ی ایران سی تیر۱۳۹۸
چهارشنبه, 19 تیر 1398 ساعت 22:09

حضور شکوهمند آلترناتیو در طنین باران

روز ۶ ژوئیه ۲۰۱۹ شهر برلین، شاهد حضور و قدرت نمایی آلترناتیو مشروع در برابر مراکز و ادارات حکومتی آلمان بود.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان