12092019دوشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27

گزارش، تحلیل، مصاحبه

تحقيقات مستقل و مجازات عاملان جنايت عليه بشريت اختفاي جنايت، تخريب گورهاي جمعي جانباختگان كشتار سال 67 توسط حكومت ايران در گزارشي تحت عنوان اختفاي جنايت ، تخريب گورهاي جمعي جانباختگان كشتار سال 67 توسط حكومت ايران كه بر روي سايت عفو بين الملل گذاشته شده، با استفاده از شواهد جديدي از جمله تصاوير ماهواره اي، فيلم هاي ويدئويي و عكسها، تاكيد شده كه مقامات رژيم آخوندي عامدانه در حال تخریب گورهای جمعی مربوط به قتل عام ۶۷ هستند. اين گزارش توسط عفو بين الملل و عدالت براي ايران تهيه شده، و در اطلاعيه اي كه در همين باره منتشر كرده اند آمده است اقدامات مقامات رژيم ايران شامل مسطح‌سازی بوسیله بولدوزر، ساخت جاده و ساختمان، انباشت زباله یا ساخت قبرهای جدید در محل گورهای جمعی است. این روند موجب از بین رفتن شواهد و آثار جرمی می‌شود که می‌تواند در کشف حقیقت درباره ابعاد جنایت‌های انجام گرفته، اجرای عدالت و جبران خسارت قربانیان و خانواده‌هایشان به کار آید. مدیر تحقیقات خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید: «جنایت‌های انجام شده در جریان کشتار ۶۷ همانند زخمی است که با وجود گذشت سه دهه همچنان التیام نیافته است. مسئولان رژيم ایران با نابود کردن شواهد و آثار جرم، عامدانه به تحکیم فضای مصونیت کمک می‌کنند.» درمقدمه گزارش اختفاي جنايت ، تخريب گورهاي جمعي جانباختگان كشتار سال 67 توسط حكومت ايران آمده است: نزدیک به سه دهه است که مقامات رژيم ايران به صورت سازمانیافته محل دفن هزاران زندانی سیاسی و عقیدتی، که درمرداد و شهریور 67 قهراً ناپدید و به صورت فراقانونی اعدام شدند را پنهان نگاه داشته ا ند بسیاری از این گورها در نقاط متروکه در داخل یا حوالی قبرستانها واقع هستند. این گزارش، با استناد به گفته هاي خانواده هاي قتل عام شدگان و همچنين عكسهاي ماهواره اي، تخریب یا نابودی هفت گور جمعی از جمله در گورستان بهشت آباد اهواز، گورستان بهشت رضاي مشهد، گورستان وادي رحمت در تبريز، گورستان تازه آباد رشت و همچنين در قروه در استان كردستان، گورستان خاوران در تهران و محل دادگاه سابق انقلاب رژيم در سنندج به دست مقامات رژيم ايران را در فاصله ای سالهای 1382 و 1396 مستند كرده است. اقدامات تخریبی شامل موارد زیر بوده است: خاکبرداری با بولدوزر؛ پنهان سازی گورهای جمعی زیر قبرهای جدید انفرادی؛ احداث ساختمان یا جاده بر روی گورها؛ ریختن بتن بر روی گورهای جمعی و تبدیل مکان گورهای جمعی به محل انباشت زباله. این تخریبها منجر به از میان رفتن شواهد و آثار جرم شده و خانوادههای قربانیان و همچنین کل جامعه را از حق دانستن حقیقت، اجرای عدالت و جبران خسارت محروم میکند. در دو محل احتمالی گور جمعی در گورستان بهشت رضا در مشهد و گورستان تازه آباد در رشت، مسئولان قبرهای تکی جدید بر روی گورهای جمعی ساخته اند در حالی که به نظر میرسد مالکان جدید را درباره گذشته هولناک این زمين ها بي اطلاع نگاه داشته اند. در یک گورستان دیگر با نام وادی رحمت در تبریز، مسئولان بیش از نیمی از محل احتمالی گور جمعی را با بتن پوشانده اند و آنجا را به مکانی برای برگزاری مراسم تبدیل کرده اند. چهارمین گور جمعی احتمالی که مورد تخریب قرار گرفته در محل ساختمان سابق دادگاه انقلاب سنندج است. امروزه، محل این گور جمعی تبدیل به بخشی از یک منطقه خرید پرازدحام در مجاورت میدان شهرداری سنندج شده است. در اين گزارش با اشاره به اينكه براي جمع آوري اطلاعات مورد نظر در فاصله بین آبان1394 و دی 1396 با 28 زندانی سابق و 23نفر از اعضای خانوادههای قتل عام شدگان مصاحبه صورت گرفته و از عكسهاي ماهواره هاي فيلمهاي ويدئويي و عكسهاي مختلف استفاده شده همچنين آمده است: اقدامات سازمان یافته مقامات رژيم ايران برای پنهان کردن محل قربانیان کشتارهای 67 به منزله ناپدیدکردن قهری است و مطابق قوانین بین المللی جرم محسوب میشود. عذاب و پریشانی که خانوادههای کشتهشدگان به موجب تصمیم مقامات برای ناپدیدسازی قهری و اعدام مخفیانه زندانیان، پنهان سازی محل حقیقی دفن آنان و همچنین تخریب و بیاحترامی به گورهای جمعی متحمل شدند، در حکم نوعی شکنجه یا اقسام دیگر رفتارهای ظالمانه، غیرانسانی است که در بند 7 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ممنوع شمرده شده است. ایران نیز از جمله همپیمانان این میثاق است. تخریب گورهای جمعی و علائمی که خانوادهها در محل گورها نصب میکنند، به معنی محروم کردن آنها و کل جامعه از حق دانستن حقیقت درباره چگونگی ناپدیدسازیهای قهری است. این اعمال همچنین ناقض حق خانوادهها برای جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات در اینباره است، حقی که در بند 19 میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی بر لزوم برخورداری از آن تصریح شده است. عفو بين الملل در پايان خواستار تحقيقات مستقل و مجازات عاملان قتل عام 67 شده و مي افزايد: این امر مستلزم انجام رسیدگی کامل، موثر و مستقل به اعدامهای فراقانونی و اختصاری و ناپدیدسازیهای قهری و همچنین محاکمه مسئولان این جنایات در دادگاهی عادلانه بدون توسل به مجازات اعدام است. ***** عفو بین الملل جنبشی جهانی با بیش از هفت میلیون عضو است  تلاش این سازمان رسیدن به جهانی است که در آن همه انسانها از حقوق بشر برخوردار باشند . چشم انداز ما بهره مندی یکایک انسانها از کلیه حقوقی است که در بیانیه جهانی حقوق بشر و سایر استانداردهای بینالمللی حقوق بشر به رسمیت شناخته شدهاند .  ما به هیچ دولت, ایدئولوژی سیاسی, مذهبی یا منافع اقتصادی وابسته نیستیم و عمده بودجه خود را از طریق حق عضویت و کمکهای مردمی تامین میکنیم  .  عدالت برای ایران یک سازمان حقوق بشری غیردولتی غیرانتفاعی و عضو فدراسیون بینالمللی جامعه های حقوق بشر است . هدف عدالت برای ایران, پاسخگو کردن مقامات جمهوری اسلامی در برابر اعمالشان و مبارزه با مصونیتی است که در حال حاضر, مقامات جمهوری اسلامی را قادر به نقض گسترده حقوق شهروندان خود میکند.  عدالت برای ایران, در جست و جوی حقیقت و دستیابی به عدالت به خصوص در مورد اقلیتهای ملیتی و مذهبی, همجنسگرایان و ترنسجندرها, زنان و کسانی که به دلیل عقاید سیاسیشان تحت تعقیب قرار میگیرند است.برای تحقق این اهداف, عدالت برای ایران دست به مستند سازی و تحقیق میزند و علیه ناقضانحقوق بشر به طرح دعوی حقوقی میپردازد. همچنین آگاه کردن افکار عمومی و نیز نهادهای. بین المللی مانند سازمان ملل نیز یکی دیگر از فعالیتهای ماست   تصویر جلد: سه تصویر ماهوارهی از خرداد, مرداد و شهریور 1396 )از بالا به پایین(  که پیشرفت ساختوساز در محل گور جمعی احتمالی در قبرستان وادی رحمت در تبریز را نشان میدهد. مسئولان بیش از نیمی از این منطقه را به منظور  ایجاد مکانی برای برگزاری مراسم رسمی با بتن پوشاندهاند.به جز مواردی که به طور مشخص ذکر شده باشند, متن این گزارش تحت قوانین «Creative Commons» )ارجاع, مقصد غیرتجاری, بدون اشتقاق, بینالمللی, نسخه ۴.۰( قرار دارد /legalcode۰.۴https://creativecommons.org/licenses/by-nc-nd/برای اطلاعات بیشتر لطفاً به صفحه مجوزها در وبسایت ما رجوع کنید:www.amnesty.org جایی که بخشی اعم از متن یا عکس به یک صاحب حقوق متفاوت از سازمان عفو بینالملل نسبت داده شده باشد, آن بخش دیگر تحت قوانین «Creative Commons» قرار نمیگیرد.این گزارش اولین بار در سال 2۰18 توسط عفو بینالملل با مسئولیت محدود , به آدرس ساختمان پیتر بنسن, شماره یک خیابان ایستن, لندن, کدپستی WC1X 0DWبریتانیا منتشر شد.  شماره ایندکس: MDE 13/8259/2018   زبان متن اصلی: انگلیسی         فهرست 1  خلاصه .................................................................................................................................................................................................. ۴ 2  روششناسی ........................................................................................................................................................................................ 6 3  تاریخچه ............................................................................................................................................................................................... 7 ۴ گورهای جمعی در معرض خطر .................................................................................................................................................... 8 ۴  اهواز .......................................................................................................................................................................................... 8 ۴ مشهد ....................................................................................................................................................................................... 1۰ ۴ تبریز ........................................................................................................................................................................................ 15 ۴ سنندج ..................................................................................................................................................................................... 23 ۴ خاوران ..................................................................................................................................................................................... 2۴ 5  تحلیل حقوقی ................................................................................................................................................................................. 26 6  توصیه ها ............................................................................................................................................................................................ 28 1 خلاصه  نزدیک به سه دهه است که مقامات ایرانی به صورت سازمانیافته محل دفن هزاران زندانی سیاسی و عقیدتی, که در مرداد و شهریور 67  قهراً ناپدید و به صورت فراقانونی اعدام شدند را پنهان نگاه داشته اند. سازمان عدالت برای ایران بر اساس اطلاعاتی که از سوی زندانیان سابق, اعضای خانوادهها, مدافعان حقوق بشر, رسانه های خبری و گروه های سیاسی به دست آورده, احتمال میدهد که تعداد گورهای جمعی که در نقاط مختلف ایران پراکندهاند بالغ بر 12۰ مورد باشد .بسیاری از این گورها در   نقاط متروکه در داخل یا حوالی قبرستان ها  واقع هستند.  در این گزارش , عفو بینالملل و عدالت برای ایران تخریب یا نابودی هفت گور جمعی قطعی یا احتمالی به دست مقامات ایرانی را در فاصله ی بین سالهای1382 و 1396 مستند کردهاند. اقدامات تخریبی شامل موارد زیر بوده است: خاکبرداری با بولدوزر؛ پنهانسازی گورهای جمعی زیر قبرهای جدید انفرادی؛ احداث ساختمان یا جاده بر روی گورها؛ ریختن بتن بر روی گورهای جمعی و تبدیل مکان گورهای جمعی به محل انباشت زباله.   سازمانهای ما امکان شناسایی افراد یا نهادهایی را که دستور یا مجوز تخریب گورهای جمعی را صادر میکنند نداشتند. به طور کلی, مسئولیت مدیریت قبرستانها در ایران با مقامات شهرداری است. اما با توجه به اینکه ماموران امنیتی و اطلاعاتی در ایران محل گورهای جمعی را از نزدیک و دائما زیر نظر دارند, مقامات قضایی و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی به احتمال زیاد در فرایند تصمیمگیریهای مربوط به تخریب یا حفظ این مکانها دخیل هستند.  عفو بینالملل و عدالت برای ایران شدیداً نسبت به اقداماتی که از سوی مقامات ایرانی برای تخریب گورهای جمعی قربانیان کشتار 67 صورت میگیرد نگران هستند, چرا که این تخریبها منجر به از میان رفتن شواهد و آثار جرم شده و خانوادههای قربانیان و همچنین کل جامعه را از حق دانستن حقیقت, اجرای عدالت و جبران خسارت محروم میکند . در دو محل احتمالی گور جمعی در گورستان بهشت رضا در مشهد و گورستان تازه آباد در رشت , مسئولان قبرهای تکی جدید بر روی گورهای جمعی ساختهاند در حالی که به نظر میرسد مالکان جدید را درباره گذشته هولناک این زمینها بیاطلاع نگاه داشتهاند. در یک گورستان دیگر با نام وادی رحمت در تبریز , مسئولان بیش از نیمی از محل احتمالی گور جمعی را با بتن پوشاندهاند و آنجا را به مکانی برای برگزاری مراسم تبدیلکردهاند .چهارمین گور جمعی احتمالی که مورد تخریب قرار گرفته در محل ساختمان سابق دادگاه انقلاب سنندج است .امروزه , محل این گور جمعی تبدیل به بخشی از یک منطقه خرید پرازدحام در مجاورت میدان شهرداری سنندج شده است . سه گور جمعی دیگر که در معرض خطر نابودی قرار دارند در نزدیکی گورستانهای بهشت آباد در اهواز, گلستان جاوید در خاوران و گورستان بهاییان در قروه کردستان واقع هستند. در مورد اول, مسئولان با انباشت زباله در محل گور جمعی آن را برای سالیان مورد هتک حرمت قرار دادهاند و مکان یادشده به تازگی به خاطر یک پروژه تعریض جاده در معرض خطر جدی قرار گرفته است. دو محل دیگر به ترتیب در سال های 1387 و 1395 با بولدوزر تخریب شدهاند. در قروه به طور مشخص, اداره کشاورزی به خانوادههای قربانیان گفته است که زمینی که عزیزانشان در آنجا دفن شدهاند به عنوان زمین کشاورزی اعلام شده و تخریب گورها با تائید دادستانی قروه و به بهانه ساخت «سازه غیرقانونی» در زمین کشاورزی انجام گرفته است.     4در این گزارش, برای انتخاب گورهای جمعی ملاحظاتی نظیر دسترسی به اطلاعات دقیق از جمله شهادتهای دستاول, شواهد تصویری و ویدیویی و عکسهای ماهوارهای مد نظر قرار گرفت. همچنین تلاش شد دامنه تحقیق از توزیع جغرافیایی متعادلی برخوردار باشد و گورهای جمعی از مکانهای مختلف در سرتاسر کشور مورد بررسی قرار گیرند.  عفو بین الملل و عدالت برای ایران در فاصله بین آبان 139۴ و دی 1396  به صورت جداگانه یا با هم, با 28 زندانی سابق و 23 نفر از اعضای خانوادههای کشتهشدگان مصاحبه کردند. برخی مصاحبهها به صورت حضوری و باقی از طریق برنامههای پیامرسان از راه دور صورت گرفت. عفو بین الملل و عدالت برای ایران همچنین توانستند به تصاویر ماهوارهای, فیلمهای ویدئویی و عکسهایی دست یابند که شواهد تصویری قانعکنندهای از تخریب گورهای جمعی قطعی یا احتمالی فراهم میکنند. پنهانکاری عامدانه مقامات ایرانی درباره محل دفن هر یک از قربانیان کشتارهای سال 67  مصداق ناپدیدکردن قهری است که مطابق قوانین بینالمللی جرم تلقی میشود . عذاب و پریشانی که خانوادههای کشتهشدگان به دلیل تصمیم مقامات برای ناپدیدکردن قهری و اعدام مخفیانه زندانیان, پنهانسازی محل حقیقی دفن آنان و همچنین تخریب و بیاحترامی به گورهای جمعی, متحمل شده و میشوند در حکم نوعی شکنجه یا اقسام دیگر رفتارهای ظالمانه, غیرانسانی و ترذیلی است . عفو بینالملل و عدالت برای ایران از مقامات ایران خواستهاند که فوراً به تخریب گورهای دستهجمعی که حاوی بقایای پیکرهای قربانیان کشتار 67 است پایان دهند. آنها باید تضمین کنند که گورهای یادشده تا زمان انجام تحقیقات قانونی مستقل و مقتضی برای تعیین هویت صاحبان بقایای موجود و پی بردن به چگونگی ماوقع, به عنوان صحنه جرم به رسمیت شناخته شده و محفوظ باقی میمانند. مسئولان اعدامهای فراقانونی و ناپدیدسازیهای قهری باید به صورت عادلانه و بدون استفاده از مجازات اعدام محاکمه شوند . 2 روش شناسی برای این گزارش, عفو بینالملل و عدالت برای ایران هفت محل را که قطعا یا به احتمال قوی حاوی بقایای پیکرهای قربانیان کشتار 67 هستند را مورد مطالعه و تحقیق قرار دادند  . سازمانهای ما این گورهای جمعی را با توجه به ملاحظاتی نظیر دسترسی به اطلاعات دقیق از جمله شهادتهای دستاول, شواهد تصویری و ویدیویی و عکسهای ماهوارهای انتخاب کردند. همچنین تلاش شد دامنه تحقیق از توزیع جغرافیایی متعادلی برخوردار باشد. مکانهای شناسایی شده از استان گیلان در شمال ایران تا استان خوزستان در جنوب, استانهای آذربایجان شرقی و کردستان در غرب تا خراسان رضوی در شرق را در برمیگیرد . عفو بین الملل و عدالت برای ایران در فاصله بین آبان 139۴ و دی 1396  به صورت جداگانه یا با هم, با 28 زندانی سابق و 23 نفر از اعضای خانوادههای کشتهشدگان مصاحبه کردند. این شاهدان درباره نحوه برنامه ریزی و اجرای کشتار 67, پنهانکاری مقامات درباره سرنوشت و محل قربانیان, توالی رویدادهای منتهی به کشف گورهای جمعی توسط خانوادهها و تخریب و نابودی آنها در طول سالیان صحبت کردند. علاوه بر این, دو سازمان با 13 نفر از جمله مدافعان حقوق بشر و شاهدان عینی صحبت کردند که در مورد دفن قربانیان در گورهای جمعی و اقدامات تخریبی صورت گرفته شهادتهای دست اول ارائه دادند. برخی مصاحبهها به صورت رو در رو و باقی از طریق برنامههای پیامرسان ها از راه دور صورت گرفت.   عفو بین الملل و عدالت برای ایران هیچ کدام اجازه ورود به ایران برای انجام تحقیقات را ندارند. با این حال, این دو سازمان توانستند به تصاویر ماهوارهای, فیلم های ویدئویی و عکسهایی دست یابند که شواهد تصویری قانعکنندهای از تخریب گورهای جمعی قطعی یا احتمالی فراهم میکنند .تصاویر ماهوارهی بوسیله نرمافزار گوگل ارت به دست آمد. قدیمیترین تصویر ماهوارهای مربوط به تخریب گورهای جمعی که در گزارش حاضر منتشر شده است در سال 1387 گرفته شده و مربوط به گور جمعی احتمالی در قبرستان تازهآباد رشت در استان گیلان است 3 تاریخچه اعدامهای فراقانونی جمعی سال 67, اندکی پس از پایان جنگ ایران و عراق و به دنبال حمله ناموفق سازمان مجاهدین خلق ایران در تیر ماه همان سال, آغاز شد. ارتباط زندانیان سیاسی در سرتاسر کشور با خارج از زندان قطع شد و برای چندین ماه هیچ خبری از آنان در دست نبود. در میان خانوادهها شایعاتی مبنی بر اعدام دستهجمعی زندانیان و دفن آنها در گورهای جمعی منتشر شده بود. خانوادههای پریشانخاطر گورستانها را برای یافتن نشانههایی از گودالهای تازه حفر شده جستجو میکردند . از اواخر سال 67 مقامات به طور شفاهی خبر کشته شدن زندانیان را به خانوادههایشان دادند, اما اجساد آنها را بازنگرداندند و مکان دفن اجساد را نیز عمدتاً فاش نکردند .در معدود مواردی که مقامات محل دفن را به خانوادهها اعلام کردند, با کاربرد الفاظی مانند «لعنتآباد» در اشاره به گورهای جمعی و اظهار این که کشتهشدگان سزاوار برخورداری از سنگ قبر یا تدفین شایسته نبودهاند, موجب رنج و عذاب مضاعف خانوادهها شدند. اکثر اعدامشدگان در حال سپری کردن احکام طولانی زندان بودند که غالبا به دلیل استفاده مسالمتآمیز از حقوق خود, از جمله انجام فعالیتهایی نظیر پخش روزنامه و نشریه, شرکت در تظاهرات مسالمتآمیز ضدحکومتی و داشتن ارتباط واقعی یا متصور با انواع سازمانهای سیاسی مخالف در زندان صادر شده بود. برخی از آنان چندین سال پیشتر آزاد و سپس در هفتههای پیش از کشتار دوباره دستگیر شده بودند. برخی دیگر نیز علیرغم پایان یافتن دوران محکومیتشان, به دلیل امتناع از «ابراز ندامت» آزاد نشده بودند. در حال حاضر هنوز تعداد و محل دفن دقیق افرادی که به صورت فراقانونی اعدام و مخفیانه دفن شدند مشخص نیست .تخمینهای حداقلی که سازمانهای حقوق بشری در مورد تعداد اعدام ها ارائه داده اند, بین ۴ تا 5 هزار نفر است. تاکنون, هیچیک از مقامات ایرانی در مورد اعدامهای فراقانونی مورد بازجویی قرار نگرفته و محاکمه نشدهاند . تعدادی از متهمان دارای مناصب سیاسی و موقعیتهای پرنفوذ از جمله در قوه قضاییه و وزارت دادگستری هستند. مدافعان حقوق بشر و بستگان قربانیان که خواستار یافتن حقیقت, اجرای عدالت و جبران خسارت هستند با آزار و اذیت مقامات مواجه بودهاند. برگزاری مراسم گرامیداشت یا قرار دادن پیامهای یادبود در محل گورهای جمعی هم با آزار و اذیت خانوادهها از سوی ماموران اطلاعاتی و امنیتی رو به رو بوده است. آزار و اذیتها از سال 1395 در واکنش به درخواست دوباره برای رسیدگی به کشتارهای 67 شدت گرفت. اینها همه از انتشار فایلی صوتی حسین علی منتظری در مرداد ماه 1395 آغاز شد. این فایل صوتی مربوط به جلسهای در سال 67 بود که طی آن مقامات ارشد درباره جزئیات اجرای اعدامهای گروهی صحبت میکنند و از برنامههای خود در این خصوص دفاع میکنند.[1]انتشار این جلسه ضبط شده سرآغاز رشتهای از واکنشهای بیسابقه از جانب مقامات بلندپایه بود و موجب شد که آنان برای نخستین بار اعتراف کنند که کشتارهای سال 67 با برنامهریزی در بالاترین سطوح دولت انجام پذیرفته است.[2]  4 گورهای جمعی در معرض خطر سازمان عدالت برای ایران بر اساس اطلاعاتی که از سوی زندانیان سابق, اعضای خانوادهها, مدافعان حقوق بشر , رسانههای خبری و گروههای سیاسی به دست آورده, احتمال میدهد که تعداد گورهای جمعی که در نقاط مختلف ایران پراکندهاند بالغ بر 12۰ مورد باشد .بسیاری از این گورها در  نقاط متروکه در داخل یا حواشی قبرستانها  قرار دارند؛ در دههی136۰, رویهی جاافتاده مقامات ایرانی این بود که پیکر زندانیان سیاسی را در نواحی بیابانی یا حاشیه گورستانها دفن کنند و این مکانها را «لعنتآباد» بنامند . تحقیقات عفو بینالملل و عدالت برای ایران نشان میدهد که مقامات ایرانی مکانهایی که در این گزارش به عنوان محل قطعی یا احتمالی گورهای جمعی شناسایی شده را مورد تخریب یا نابودی قرار دادهاند. اقدامات یاد شده شامل این موارد بوده است: خاکبرداری با بولدوزر؛ پنهانسازی گورهای جمعی زیر قبرهای جدید انفرادی؛ احداث ساختمان یا جاده بر روی گورها؛ ریختن بتن بر روی گورهای جمعی و تبدیل مکان گورهای جمعی به محل انباشت زباله  . عفو بینالملل و عدالت برای ایران امکان شناسایی افرادی که دستور یا مجوز تخریب گورهای جمعی را صادر کردهاند ندارند.  مدیریت گورستانها در ایران عموما بر عهده مقامات شهرداری است .اما با توجه به حساسیت مکانهایی که گمان میرود جایگاه گورهای جمعی زندانیان اعدام شده در کشتار 67 باشد و با توجه به نظارت ماموران امنیتی و اطلاعاتی بر مکانهای یادشده, عفو بینالملل و عدالت برای ایران احتمال میدهند که مقامات قضایی و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی در فعالیتهای تخریبی مستند شده در فصل حاضر دخیل باشند.  4  اهواز  در اهواز مسئولان محل گورهای جمعی متعلق به بیش از ۴۴ زندانی سیاسی که از زندان فجر اهواز ناپدید و متعاقبا اعدام شدند را پنهان نکردند. خانوادههای قربانیان گفتهاند که چندین مامور سپاه پاسداران در آبان 67 آنها را به قطعه زمینی بایر در 3 کیلومتری شرق گورستان بهشتآباد اهواز برده, سازهای بتنی و جعبه شکل به آنان نشان داده و گفته بودند که زندانیان اعدامشده در زیر آن سازه دفن شدهاند.[3] شاهدی عینی در مصاحبه با عدالت برای ایران ادعای مقامات را تائید کرده است. او گفته است که اوایل مرداد 67 شاهد بوده که اجسادی را هنگام شب درون گودالهای تازهحفرشده میریختهاند. خانوادهها معتقدند که مسئولان بلافاصله بعد از دفن اجساد بر روی آنها بتن ریختهاند تا آنها نتوانند زمین را بکنند و جسد عزیزانشان را پیدا کنند . تصویر یک گور جمعی در قطعه زمینی بایر در 3 کیلومتری شرق گورستان بهشت آباد اهواز میشود که بازمانده اجساد زیر سطح بتنی قابل مشاهده در تصویر قرار گرفته باشند .© ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر )هرانا( , 139۰ طی سالهای بعد, مقامات پیوسته به شیوههای گوناگون به این محل بیحرمتی کردهاند, از جمله با تبدیل کردن آن به محل انباشت زباله و منع کردن خانوادهها از تجمع و برگزاری مراسم نکوداشت و تزیین محل با عکس, گل و پیامهای یادبود. عکسهای گرفته شده از این محل در سال 139۰ تودههای زبالهای را نشان میدهد که خانوادهها برای رسیدن به آرامگاه عزیزانشان مجبورند از میان آنها عبور کنند.  در خرداد 1396, عفو بین الملل و عدالت برای ایران سندی ویدیویی به دست آوردند. در این ویدیو, بولدوزرهایی دیده میشوند که برای انجام پروژهای ساختمانی مستقیما در امتداد محل گورهای جمعی کار میکنند و تلهای زباله و نخالههای ساختمانی محل گورها را در برگرفتهاند. مسئولان هیچ اعلان رسمی درباره این محل ندادهاند. با اینحال بر اساس شهادت یکی از اعضای خانواده قربانیان که از محل بازدید و با کارگر ساختمانی صحبت کرده است, هدف پروژه تعریض جاده واقع در امتداد محل گور جمعی و سپس برداشتن سازه بتنی پوشاننده محل گورها و تبدیل آن ناحیه به «فضای سبز» یا مجتمع تجاری است.۴  در شهریور 1396, این دو سازمان, فیلم جدیدی به دست آوردند که نشان میداد محل گور دستهجمعی تدریجا درزیر تلهای عظیم زبالههای ساختمانی پنهان شده است و بنابراین در معرض تهدید بیشتری قرار دارد.[4] ۴«تخریب گورهای جمعی مربوط به اعدامهای تابستان 67 موجب نابودی آثار جرم خواهد شد»,  11 خرداد 1396,  ؛ «کمپین عفو بینالملل برای پایان دادن به /https://justice4iran.org/persian/publication/call-for-action/mass-graves-67 https://www.amnesty.org/en/latest/news/2017/09/iran- , 1396 تخریب گورهای جمعی مربوط به کشتار 67»,  13 شهریور  campaign-to-stop-destruction-of-mass-grave-of-those-killed-in-1988-prison-massacre/ 4 مشهد  به باور خانوادههای قربانیان , حداقل سه مکان گور جمعی در حومه گورستان بهشت رضا در نزدیکی مشهد در استان خراسان رضوی وجود دارد که حاوی بقایای حداقل 17۰ زندانی سیاسی و عقیدتی کشته شدهاند. این زندانیان در مرداد 67 در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشدند و بعدا به صورت قهری ناپدید, و پنهانی کشته شدند.[5]یکی از این گورها احتمالا در گوشه جنوبی, دیگری در گوشه جنوبشرقی و سومی در جانب شرقی این گورستان واقع شده اند )نقشه زیر را ببینید( . برخی از خانوادهها به عفو بینالملل و عدالت برای ایران گفتهاند که در مرداد 67 کارکنان گورستان و ماموران دادگاه انقلاب مشهد به طور غیررسمی به آنها اطلاع دادند که جسد عزیزانشان بلافاصله بعد از اعدام, درون سه گودال ریخته شده است. این اطلاعات با مشاهدات شاهدان عینی که در مرداد و شهریور 67 از گورستان دیدن کرده بودند مطابقت داشت. آنها در محلی که تصور میرود حاوی گورهای جمعی باشد متوجه زیرورو شدگی خاک و برآمدگی در سطح زمین شده و همچنین جسدهایی را دیده بودند که بخشی از آنها از خاک بیرون زده بوده است. این شاهدان عینی  1۰برای دیدار از مزار بستگانشان که در اوایل دهه 136۰ اعدام شده و در قبرهای انفرادی در همان نزدیکی دفن شده بودند به آنجا رفته بودند.                             دایره های زرد رنگ محل احتمالی سه گور جمعی را که در حاشیه گورستان بهشت رضا در مشهد            واقع شرقی, شدهدر اند گوشه نشان میجنوبدهند: شرقی واین  در گورها )گوشه به جنوبی ترتیب از این بالا در گورستان جهت واقع عقربهشدهاندهای.  ساعت( در جانب                                                                                                                                       © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017   طی سه دهه گذشته , مقامات ایران از شیوههای مختلف سرکوب استفاده کردهاند تا خانوادهها را از جمع شدن در محل گورها و قرار دادن سنگ یادبود روی آنها در آنجا بازدارند .بر اساس اطلاعات عفو بینالملل و عدالت برای ایران, ماموران رسمی پیوسته نشانههای یادبود و سنگقبرهایی را که خانوادهها نصب کردهاند تخریب, برای ایجاد رعب و وحشت اقدام به نصب دوربینهای امنیتی در محل و گاهبهگاه برای ایجاد سیلاب در محل گورها آب جاری کردهاند . از سال 1395 مقامات دو گور از مجموعه این سه گور جمعی را مورد تخریب بیشتر قرار دادهاند. تصاویر ماهوارهای به دستآمده از طریق عفو بینالملل و عدالت برای ایران حاکی از آن است که در فاصله تیر و مرداد 1395, پروژهای ساختمانی در محل گور جمعی واقع در گوشه جنوبی گورستان آغاز شده است. تصاویر به دست آمده از منطقه در تاریخ 16 مرداد 1396نشان میدهد که عملیات ساختمانی به طرز چشمگیری پیشرفت کرده است و بخش وسیعی از گور جمعی در زیر سازههای جدید پنهان شده است. عفو بینالملل و عدالت برای ایران به شدت نگراناند که در صورت ادامه ساخت و ساز با سرعت کنونی, تمامی آثار این گور جمعی به زودی از دید عموم پنهان شود و مدارک مهمی که میتواند روزی برای روشن شدن تعداد و هویت ناپدیدشدگان قهری و کشتهشدگان مورد استناد قرار گیرد از بین برود. این تصویر ماهوارهای در 22 تیر 1395 گرفته شده است و وضعیت گور جمعی احتمالی در گوشه جنوبی گورستان بهشت رضا را پیش از شروع عملیات ساختمانی نشان میدهد.    © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017 این تصویر ماهوارهای در 17 شهریور 1395, هم زمان با آغاز عملیات ساختمانی در محل گور جمعی احتمالی واقع در گوشه جنوبی گورستان بهشت رضا گرفته شده است  © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017 این تصویر ماهوارهای در 6 مهر 1396 گرفته شده است و بناهای جدیدی را نشان میدهد که بر روی گور جمعی. احتمالی واقع در گوشه جنوبی گورستان بهشت رضا ساخته شده اند  © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017 12گور جمعی احتمالی که در گوشه جنوبشرقی گورستان بهشت رضای مشهد واقع شده نیز به شکل مشابهی در معرض تخریب قرار گرفته است. این زمین مساحت زیادی دارد و محل دقیق گورهای جمعی در آنجا مشخص نیست. خانوادههای مختلف در صحبت با عدالت برای ایران و عفو بینالملل بخشهای متفاوتی از این زمین را به عنوان محل احتمالی گور جمعی عزیزانشان نشان دادهاند . چنانکه در تصویر زیر دیده میشود بخشی از این منطقه پیشتر مسطح در اسفند 1395 با پشتههای خاک پوشانده شده است. شاهدان عینی به عفو بینالملل و عدالت برای ایران گفتهاند که مقامات در حال ساخت قبرهای جدید در این محل هستند . پشته های خاکی که بخشهایی از گور جمعی واقع در گوشه جنوب شرقی گورستان بهشت رضا را میپوشانند , تائیدکننده اظهارات شاهد عینی در فروردین 1396 هستند .    تصاویر ماهوارهای به دست آمده توسط عفو بین الملل و عدالت برای ایران نشان میدهد که در فاصله فروردین 95 تا مرداد 96, بخش دیگری از این منطقه نیز دچار تغییرات مشخصی شده است. آخرین تصویر ماهوارهای که در تاریخ 5 مرداد 1396 به دست آمده نشان میدهد که این محل با آنچه به نظر قطعه قبرهای تازه میرسد پوشانده شده است.[6]  این تصویر در تاریخ 5  اردیبهشت 1395بهوسیله ماهواره گرفته شده است و وضعیت گور جمعی احتمالی واقع در گوشه جنوب شرقی گورستان بهشت رضا را قبل از آغاز ساخت وسازها نشان میدهد.  © Map data: Google, DigitalGlobe 2017 این تصویر در تاریخ 22 تیر 1395 بوسیله ماهواره گرفته شده است و نشان میدهد که رنگ بخشی از محل احتمالی گور جمعی واقع در گوشه جنوب شرقی گورستان بهشترضا تغییر کرده است. به نظر میرسد که این تغییردر نتیجه انباشت خاک جدید در محل ایجاد شده باشد    © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017 این تصویر در تاریخ 5 مهر 1396 بوسیله ماهواره گرفته شده است و نشان میدهد که بخشی از محل احتمالی گورجمعی واقع در گوشه جنوب شرقی گورستان بهشترضا با آنچه به ظاهر قبرهای جدید میرسد پوشانده شده است  © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017 1۴ 4 تبریز در نزدیکی ورودی گورستان وادی رحمت در شهر تبریز واقع در استان آذربایجان شرقی, قطعه زمینی وجود دارد که گمان میرود محل یک گور جمعی باشد و بقایای دهتا تن از زندانیان سیاسی را در دل خود جای داده باشد. این زندانیان در مرداد و شهریور 67  قهراً از زندان تبریز ناپدید و مخفیانه اعدام شده بودند. این ناحیه که به قطعه کودکان مشهور است محل قبرهای انفرادی زندانیان سیاسی است که  قربانی اعدامهای سریعالوقوع در اوایل دهه 136۰ شدند.[7] همچون بسیاری موارد دیگر, باور خانوادهها درباره وجود یک گور جمعی در این قطعه عمدتا بر پایه اطلاعاتی است که در ماههای بعد از کشتار به طور غیررسمی از دوستان و آشنایان دولتی کسب کرده بودند . بر اساس گزارش رسانههای محلی, در خرداد ماه 96 سازمان آرامستانهای شهرستان تبریز که مسئول نظارت بر قبرستانهای شهر است, پروژهای را برای تبدیل این منطقه به جایگاه برگزاری مراسم آغاز کرد.[8] از آن زمان به بعد مسئولان بر روی بیش از نیمی از این منطقه بتن پاشیدهاند. تصاویر و عکسهای ماهوارهای که عفو بینالملل و عدالت برای ایران به دست آوردهاند, تائیدکننده تغییرات زیادی است که در این منطقه در فاصله زمانی خرداد 96 تا پایان پروژه ساخت وساز در شهریور 96 اتفاق افتاده است.    محل گور جمعی احتمالی در قبرستان وادی رحمت,  قبل و بعد از تخریب در سال 1396. © سازمان مجاهدین خلق ایران , 1396  این تصویر که در تاریخ 19 خرداد 1396 بوسیله ماهواره گرفته شده است, وضعیت گور جمعی احتمالی در قبرستان   © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017.وادی رحمت را پیش از تخریب نشان میدهد این تصویر ماهوارهای که در تاریخ 7 تیر 1396 گرفته شده است, وضعیت گور جمعی احتمالی در قبرستان وادی رحمت را اندکی بعد از آغاز عملیات ساختوساز نشان میدهد .© Map data: Google, DigitalGlobe, 2017 .تصویر  ماهوارهای به تاریخ 2۰ مرداد 96 پیشرفت ساختوسازها را در محل گور جمعی احتمالی در قبرستان وادی رحمت نشان می دهد   © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017 این تصویر ماهوارهای که در تاریخ 2۰ شهریور 1396 گرفته شده نشان میدهد که بیش از نیمی از سطح گور جمعیاحتمالی در قبرستان وادی رحمت با بتن پوشانیده شده است  .© Map data: Google, DigitalGlobe, 2017  این تصویر در سایتهای خبری رسمی ایران منتشر شده است و خبر از اتمام ساخت جایگاه برگزاری مراسمرسمی در قبرستان وادی رحمت میدهد. در این خبرها اشاره نشده است که جایگاه مذکور بر روی یک گور جمعی احتمالی ساخته شده است.   © شهریار نیوز, شهریور 1396 این عکس در سایتهای خبری رسمی منتشر شده, خبر از گشایش رسمی جایگاه ویژه برگزاری مراسم رسمی  در گورستان وادی رحمت میدهد. در این گزارشها اشاره نشده که جایگاه مذکور بر روی یک گور جمعی احتمالی ساخته شده است.  ©نسل تدبیر, شهریور 1396 4 رشت  به گفته شاهدان عینی که با عفو بینالملل و عدالت برای ایران مصاحبه کردهاند, پیکر زندانیان سیاسی را که در مرداد 67 در زندان شهر رشت در استان گیلان اعدام شده بودند به داخل سه یا چهار گودال در قبرستان اصلی شهر رشت یعنی قبرستان تازهآباد ریخته بودند.1۰ هر گودال تقریبا 9 متر مربع مساحت داشته است. از سال 1387مقامات شروع به ساخت قبرهای تکی جدید بر روی این گور جمعی کرده و بسیاری از این قبرها را فروختند. شواهد تصویری و ماهوارهای به دست آمده بهوسیله عفو بینالملل و عدالت برای ایران نشانگر ساخت و سازهایی است که در فاصله سالهای 1387 تا 1395 در این محل انجام شده است.   یکی از اعضای خانوادههای قربانیان با تعدادی از کسانی که قبرهای جدید را خریدهاند صحبت کرده است. طبق گفته او در مصاحبه با عدالت برای ایران, این افراد همگی اظهار داشتهاند که مقامات چیزی به آنها درباره وجود گورهای جمعی در زیر این قبرها نگفته بودند.                    1۰مختصات محل: 282447. 37,  6177۰۰. 49 این تصویر ماهوارهای در سال 1384 گرفته شده است و محل احتمالی گور جمعی در قبرستان تازه آباد را نشان می دهد. این محل با پونز زردرنگ در تصویر مشخص شده است  © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017  .این تصویر ماهوارهای که در سال 1387 گرفته شده است نشاندهنده آثار ساخت وساز در محل احتمالی گوری دسته جمعی در گورستان تازه آباد است   © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017 این تصویر ماهوارهای که در سال 1394 گرفته شده است نشان میدهد محل احتمالی گور جمعی در قبرستان تازه آباد که قبلا مسطح بوده است اکنون با قبرهای انفرادی جدید پوشیده شده است.  © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017  2۰ 4 قروه حوالی شهر قروه واقع در استان کردستان زمینی بیابانی در مجاورت گورستان بهاییان وجود دارد که باور میرود پیکر برخی از زندانیان سیاسی که در تابستان سال 67 در شهرهای سنندج, سقز و کامیاران اعدام شدند در آنجا دفن شده باشد.[9] این شهرها همه در استان کردستان در غرب ایران واقع شدهاند. مقامات قضایی هنگامی که در شهریور 67 خبر اعدام این افراد را به خانوادههایشان دادند, محل دفن اجساد را رسما به آنها اعلام نکردند. بااینحال چند نگهبان رده پایین زندان به برخی از خانوادهها گفتند که اجساد عزیزانشان در قطعه زمینی بایر در حواشی قروه دفن شده است اما اطلاعات بیشتری ندادند.  بنا به گفته جانبهدربردگان کشتار 67 و اعضای خانوادههای کشتهشدگان که با عدالت برای ایران مصاحبه کردهاند, پس از هفتهها جستوجو در کیلومترها بیابانهای اطراف شهرهای کردستان, در آبانماه 1367 خانوادهها با یک فرد روستایی در نزدیکی قروه روبهرو شدند که به آنها محلی را در نزدیکی قبرستان بهاییان نشان داد که در آن, مسئولان پیکر جانباختگان را در شهریور 1367 به صورت جمعی دفن کرده بودند. خانوادههای قربانیان  زمین را با بیل کندند و گوری دستهجمعی را پیدا کردند که حاوی اجساد بیش از 2۰ زن و مرد بود. آنها اجساد را بیرون آورده, چند قبر جداگانه حفر کرده و آنها را درون قبرها دفن کردند. محل دفن دهها جانباخته دیگر که در میان این پیکرها نبودند هیچگاه مشخص نشده است. جان به دربردگان و اعضای خانوادههای قربانیان کشتار 67, به عفو بین الملل و عدالت برای ایران گفته اند که در سالهای بعد, ماموران پیوسته سنگ قبرها و علائم یادبودی را که خانواده ها بر روی قبر عزیزانشان میگذاشتند نابود کرده اند. بنا به اخبار برخی از رسانه های کردی, در تیر ماه 1395, گورهای متعلق به قربانیان کشتار 67 بوسیله بولدوزر تخریب شد .در پی این تخریببرخی از خانوادهها تلاش کردهاند شکایتی رسمی تنظیم کنند اما موفق نشدهاند. یکی از کارمندان وزارت کشاورزی به شاکیان گفته است که تنها مالک خصوصی زمین, یعنی خلیل اقدامیان, حق شکایت رسمی دارد. به گفته این کارمند, اقدامیان هم بخت چندانی در این پرونده نخواهد داشت چون زمین مورد نظر به عنوان زمین کشاورزی اعلام شده و تخریب گورهای انفرادی و غسالخانه موجود در آن با تائید دادستانی قروه و به بهانه ساخت «سازه غیرقانونی» در زمین کشاورزی انجام گرفته است. [10]  نمایی از گورهای متعلق به قربانیان کشتار 67 در قروه بعد از تخریب بوسیله بولدوزر در تیرماه 1395. بر روی تابلوی نصب شده نوشته شده است که تخریب ابنیه این ملک به دستور قضایی صورت گرفته است   © رادیو فردا, تیر 1395    تصاویر ماهوارهای که عدالت برای ایران و عفو بین الملل در بازه زمانی 11 اردیبهشت 1393 تا 12 مهر 1395 به دست آورده اند تخریب این گورستان را تائید میکند. در این تصویر که در 11 اردیبهشت 93 گرفته شده است , سازههای بتنی مربوط به قبرهای انفرادی قربانیان اعدام های 1367, ساختمان غسالخانه و همچنین درختان اطراف قبرستان قابل تشخیص است.  © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017 این تصویر که مربوط به 12 مهر 1395 است, همان منطقه را بعد از تخریب قبرهای انفرادی, ساختمان غسالخانه ودرختها نشان میدهد  © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017  ٦. 4 سنندج  در خرداد ماه سال 1382, روزنامه محلی کرفتو در سنندج گزارش داد که کارگران ساختمانی هنگام کار در محل ساختمان سابق دادگاه انقلاب سنندج , گوری جمعی یافتهاند.[11] عملیات ساختوساز در خرداد 1382 آغاز شده بود و هدف این بود که ساختمان دادگاه انقلاب را که به محل دیگری منتقل شده بود به مرکزی تجاری تبدیل کنند. در 22 خرداد 1382, کومهله, گروه کرد مخالف جمهوری اسلامی, بیانیهای در خصوص اکتشاف این گور جمعی منتشر کرد و خبر داد که ماموران اطلاعاتی, کارگران ساختمانی را با تهدید وادار به سکوت کردهاند.1۴ به نظر میرسد روزنامه کرفتو نیز به دنبال گزارشی که درباره این گور جمعی منتشر کرده بود تعطیل شده باشد.  عفو بین الملل و عدالت برای ایران اطلاع دارند که پروژه ساختمانی مذکور علیرغم کشف گور جمعی ادامه پیدا کرده است, اما نمی دانند چه بر سر بازمانده اجساد موجود در این گور آمده است  . هویت کسانی که پیکرشان در این گور جمعی مدفون بوده است مشخص نیست. با این حال, عدالت برای ایران با چهار زندانی سیاسی سابق مصاحبه کرده و آنها گفتهاند در محل سابق ساختمان دادگاه انقلاب سنندج زندانی وجود داشته که در اوایل دهه 136۰ تعدادی از زندانیان سیاسی در حیاط آنجا اعدام شدهاند. بنابراین احتمال دارد بقایای موجود در این گور جمعی متعلق به این افراد باشد. دو زندانی که در سال 67 در این زندان محبوس بودهاند به عدالت برای ایران گفتهاند احتمال دیگر این است که بقایای موجود در این گور به آن دسته از زندانیان سیاسی تعلق داشته باشد که طی شش ماه اول سال 1367 عمدتا به اتهام رابطه با گروههای مخالف کرد مثل کومهله و حزب دموکرات کردستان ایران اعدام شدند. بنا به اظهارات ایشان در آن زمان دهها تن در زندان دادگاه انقلاب سنندج محبوس بوده و در زیرزمین این ساختمان اعدام شدهاند .اعدامها مخفیانه صورت میگرفته و پیکرها هرگز به خانوادهها تحویل داده نشده است. امروزه, این گور جمعی به بخشی از محوطه اطراف میدان شهرداری تبدیل شده که به دلیل وجود مراکز خرید یکی از پررفتوآمدترین نقاط شهر سنندج محسوب میشود .  تصور میشود گور جمعی که در خرداد 1382 کشف شد اکنون در میدان شهرداری سنندج, زیر ناحیهای که  ماشین سیاهرنگ پارک شده پنهان شده باشد.  © عدالت برای ایران , 2۰17 ٧. 4 خاوران  خاوران زمینی متروک به مساحت تقریبی 86۰۰ متر مربع است که در جنوب شرقی تهران واقع شده است. این زمین در مجاورت گلستان جاوید, گورستان بهاییان قرار دارد. از اوایل دهه 136۰ مقامات قضایی و مسئولان زندان به این مکان «لعنتآباد» میگفتهاند و افرادی را که به اتهامات سیاسی دستگیر و اعدام میشدند در آنجا دفن میکردند . اواخر سال 1367 خانوادههای برخی از زندانیان اعدام شده در کشتار 67 دریافتند که عزیزانشان در گوری جمعی در این محل دفن شده اند.[12] عفو بینالملل و عدالت برای ایران با اعضای برخی از خانوادههایی که در آذر ماه 67 به خاوران رفته و اعضای بدن پیکرها و پارههای لباس بیرون زده از خاک را پیدا کرده بودند مصاحبه کرده اند.  2۴ گزارشی که عفو بین الملل در سال 1369 منتشر کرده به نقل از زنی است که در سال 68 در مصاحبه با این سازمان توضیح داده که در مرداد 67, چگونه پیکر یک مرد اعدامی را با دست خالی و هنگامی که به دنبال جنازه همسرش میگشته از خاک بیرون کشیده است:  در بخشی از قبرستان که مخصوص دفن زندانیان سیاسی چپ بود دسته های جنازه در گورهای کم عمق بی نام ونشان دفن شده بودند. بعضی جنازهها با لباس بودند و بعضی هم با کفن. بوی تعفن اجساد خیلی وحشتناک بود اما من با دستهایم شروع کردم به کندن خاک چون برای خودم و دو فرزند کوچکم پیدا کردن قبر شوهرم مهم بود . این زن پیکری را با چهره خونآلود از خاک بیرون میآورد اما بعد از پاک کردن صورت میبیند که جسد شوهرش نیست . طی سه دهه اخیر ماموران پیوسته این منطقه را با بولدوزر تخریب کردهاند. آنها خانوادهها را از برگزاری مراسم یادبود بازمیدارند, گلهایی را که خانوادهها در محل گورها کاشتهاند لگدمال میکنند و سنگ قبرها و نشانههای یادبود را برمیدارند یا میشکنند . گزارشها حاکی از آن است که آخرین دور تخریب این گور جمعی بین 2۰ تا 27 دی ماه 1387 صورت گرفته است . در این فاصله مامورین با بولدوزر محل را تخریب کرده و بسیاری از نشانهایی را که خانواده بر سر قبرها گذاشته و درختهایی را که کاشته بودند نابود کردهاند.[13] به گفته خاطره معینی, خانوادههای قربانیان که در بهمن 1387 به خاوران رفته بودهاند, به نظرشان رسیده چند لایه خاک از محل برداشته شده و همچنین تکههای استخوان نیز از زیر لایه نازکی از خاک به چشم میآمده است. بنا به گفته جعفر بهکیش یکی دیگر از اعضای خانوادههای قربانیان, آنها نمیدانند که در جریان این تخریب و خاکبرداری, زمین تا چه عمقی کنده شده و آیا بقایای اجساد به جای دیگری منتقل شده است یا نه.[14]                    5 تحلیل حقوقی  اقدامات سازمانیافته مقامات ایرانی برای پنهان کردن محل قربانیان کشتارهای 67 به منزله ناپدیدکردن قهری است و مطابق قوانین بینالمللی جرم محسوب میشود . عذاب و پریشانی که خانوادههای کشتهشدگان به موجب تصمیم مقامات برای ناپدیدسازی قهری و اعدام مخفیانه زندانیان, پنهانسازی محل حقیقی دفن آنان و همچنین تخریب و بیاحترامی به گورهای جمعی متحمل شدند, در حکم نوعی شکنجه یا اقسام دیگر رفتارهای ظالمانه, غیرانسانی و ترذیلی است که در  بند 7 میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی ممنوع شمرده شده است. ایران نیز از جمله همپیمانان این میثاق است. ناپدیدسازی قهری  کنوانسیون بین المللی محافظت از تمامی افراد در برابر ناپدیدکردن قهری, سه شرط را برای احراز این جرم برشمرده  است:  دستگیری, بازداشت, ربودن یا هر عمل دیگری که منجر به سلب آزادی شود. سلب آزادی به وسیله ماموران دولت یا افراد یا گروههای وابسته به افرادی انجام گیرد که با مجوز, حمایت یا رضایت دولت به این عمل مبادرت میورزند. امتناع از اعتراف به سلب کردن آزادی و یا اقدام به پنهان کردن سرنوشت یا مکان شخص ناپدید شده به گونهای که فرد از حمایت قانون محروم شود . کارگروه سازمان ملل متحد درباره ناپدیدشدگان قهری یا ناخواسته تصریح میکند , «دستگیری و اعدام فراقانونی متعاقب آن, چنانچه به وسیله عوامل حکومتی در هر سطح و بخشی انجام گیرد ... و پس از دستگیری و یا حتی بعد از اجرای اعدام, مسئولان دولتی از افشای سرنوشت و یا محل اشخاص موردنظر امتناع کنند و یا به کلی از اعتراف به ارتکاب عمل سرباز زنند به منزله ناپدیدکردن قهری محسوب میشود.» تخریب گورهای جمعی و علائمی که خانوادهها در محل گورها نصب میکنند, به معنی محروم کردن آنها و کل جامعه از حق دانستن حقیقت درباره چگونگی ناپدیدسازیهای قهری است. این اعمال همچنین ناقض حق خانوادهها برای جستجو, دریافت و انتشار اطلاعات در اینباره است, حقی که در بند 19 میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی بر لزوم برخورداری از آن تصریح شده است . کارگروه سازمان ملل متحد در زمینه ناپدیدسازیهای ناخواسته یا قهری تصریح میکند , «در مواردی که شخص ناپدیدشده مرده باشد, حق دانستن حقیقت درباره سرنوشت یا مکان شخص ناپدیدشده ایجاب میکند که بقایای فرد به خانوادهاش بازگردانده شود و آنان بتوانند مطابق سنت, فرهنگ یا مذهب خود با آن رفتار کنند. هویت فرد باید به طور قاطع با روشهایی شامل تست دی ان ای تعیین شود.» مقامات ایرانی با ممانعت از برگزاری مراسم عزاداری, بازداشتن خانوادهها از نصب سنگقبر بر روی گورها یا تزئین محل دفن اجساد با گل, عکس, نشان یا پیامهای یادبود, حقوق فرهنگی اعضای خانوادهها را برای شرکت در مراسم تدفین و عزاداری و به جا آوردن رسومی که به آن اعتقاد دارند نقض میکنند. این امر ناقض اصل 15 میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی, اجتماعی و فرهنگی است, میثاقی که ایران نیز از همپیمانان آن است .               ٦ توصیه ها  عفو بینالملل و عدالت برای ایران درخواست دارند که گزارشگر ویژه سازمان ملل در زمینه حقوق بشر در ایران و سایر گزارشگران مرتبط, از جمله گزارشگر ویژه سازمان ملل در زمینه حقیقت, عدالت, جبران خسارت و تضمین عدم تکرار , کارگروه سازمان ملل در زمینه ناپدیدسازی های قهری یا ناخواسته, گزارشگر ویژه سازمان ملل در زمینه اعدامهای فراقانونی , سریعالوقوع یا خودسرانه و گزارشگر ویژه سازمان ملل در زمینه شکنجه و سایر رفتارها یا مجازاتهای ظالمانه, غیرانسانی یا ترذیلی, اطلاعات موجود در گزارش حاضر را با هدف مداخله فوری مد نظر قرار دهند و از مقامات ایرانی بخواهند:  به تخریب گورهای جمعی که حاوی بقایای اجساد قربانیان کشتار 67  است سریعا پایان دهند .مسئولان ایران باید تضمین کنند که از گورهای جمعی تا زمان انجام رسیدگیهای مستقل و مقتضی برای تشخیص هویت بقایای اجساد و پی بردن به چگونگی ماوقع حفاظت میکنند؛ گورهای جمعی را در کلام و در عمل و به طور علنی به عنوان صحنه جرم به رسمیت بشناسند و به ضرورت شکافتن این گورها توسط افراد متخصص, اطمینان یافتن از محفوظ ماندن شواهد و تعیین هویت حقیقی اجساد اذعان کنند؛ و    از آزار و اذیت خانوادههای ناپدیدشدگان قهری و قربانیان اعدامهای دستهجمعی سال 67 دست بردارند و حق آنان برای دانستن حقیقت, اجرای عدالت و جبران خسارت را تضمین کنند. این امر مستلزم انجام رسیدگی کامل, موثر و مستقل به اعدامهای فراقانونی و اختصاری و ناپدیدسازیهای قهری و همچنین محاکمه مسئولان این جنایات در دادگاهی عادلانه بدون توسل به مجازات اعدام است.
روز پنجشنبه ششم اردیبهشت‌ماه، مجلس نمایندگان آمریکا لایحه دو حزبی «حسابرسی از رژیم ایران به‌خاطر نقض حقوق بشر و گروگانگیری» را برای اعمال تحریم‌های جدید علیه حکومت آخوندی با اکثریت قریب به اتفاق آرا یعنی ۴۱۰ رأی مثبت در برابر تنها ۲ رأی منفی به‌تصویب رساند. این لایحه دوحزبی به‌دنبال قیام سراسری مردم ایران در دی‌ماه گذشته توسط مایکل مک‌کال رئیس کمیته امنیت داخلی مجلس نمایندگان ارائه شد؛ لایحه ۴۷۴۴ از ۴۶ حامی مشترک از اعضای هر دو حزب برخوردار است و علاوه بر مایکل مک‌کال، حامیان اولیه آن عبارتند از اد رویس رئیس کمیته خارجی، الیوت انگل رئیس دموکرات‌ها در این کمیته و تد دویچ رئیس دموکرات‌ها در زیرکمیته خاورمیانه.قسمتی از لایحه ۴۷۴۴ به قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ و محکومیت این جنایت اختصاص دارد.این نخستین‌بار است که قتل عام ۶۷ در یک لایحه الزام‌آور کنگره آمریکا که اکنون در مجلس نمایندگان به تصویب نیز رسیده است، به‌ثبت می‌رسد.در مقدمه لایحه ۴۷۴۴ اعلام شده است: هدف (لایحه ۴۷۴۴) اعمال تحریم‌ها در ارتباط با نقض‌های جدی حقوق بشری حکومت ایران و اهداف دیگر است». لایحه تصریح می‌کند: «مقامات رژیم ایران در نقض... التزامات بین‌المللی خود، به نقض حقوق بشر بنیادین مردم ایران ادامه می‌دهند...». این لایحه به اعمال سرکوبگرانه رژیم علیه اقلیت‌های مذهبی و نیز به سرکوب وحشیانه قیام‌های مستمر مردم ایران علیه دیکتاتوری دینی اشاره کرده و درباره قتل عام زندنیان سیاسی در سال ۶۷، خاطرنشان می‌کند: «طی در سال ۱۹۸۸، رژیم ایران اعدام‌های جمعی وحشیانه هزاران زندانیان سیاسی را از طریق حلق‌آویز و تیرباران به این خاطر که حاضر نشدند از وابستگی‌های سیاسی خود کوتاه بیایند و در برخی موارد به‌خاطر در اختیار داشتن مطالب سیاسی به اجرا گذاشت؛ (اعدام‌شدگان) شامل زندانیان عقیدتی، نوجوانان و زنان باردار بودند. در یک فایل صوتی که به‌تازگی افشا شده، حسینعلی منتظری.... جانشین خمینی (در آن زمان) گفته است که کشتارهای جمعی سال ۱۹۸۸، «بزرگ‌ترین جنایت صورت‌گرفته در دوران (حکومت) جمهوری اسلامی است که تاریخ به‌خاطر آن، ما را محکوم خواهد کرد». لایحه مصوب ۴۷۴۴، در باره نقض سیستماتیک و مستمر حقوق بشر در ایران می‌افزاید: «مقام‌های ارشد دولتی، نظامی و امنیتی در ایران، به صدور فرمان، کنترل و ارتکاب نقض‌ها و سوءرفتارهای فاحش حقوق بشری ادامه داده‌اند که در بسیاری از موارد، سیاست‌های رسمی رژیم ایران محسوب می‌شوند».لایحه ۴۷۴۴ سپس اعلام می‌کند: آمریکا باید توانایی حکومت ایران را برای ادامه سرکوب مردم ایران و استفاده از خشونت و اعدام برای به‌سکوت‌کشاندن معترضان حامی دموکراسی، سلب کند.(آمریکا باید) با شرکای بین‌المللی برای تحقیق نقض‌های حقوق بشری مقامات ارشد حکومت ایران، صرف نظر از این‌که این نقض‌ها در کجا و در چه زمانی صورت گرفته باشد، کار کند.(آمریکا باید) از تلاش‌های مردم ایران برای ترویج برقراری آزادی‌های بنیادینی حمایت کند که پایه ظهور یک سیستم سیاسی هستند که آزادانه انتخاب شده باشد و باز، غیر فاسد و دموکراتیک باشد.لایحه مصوب مجلس نمایندگان سپس تأکید می‌کند: «(آمریکا باید) نقض‌های حقوق بشری رژیم ایران از جمله قتل عام ۱۹۸۸ (۱۳۶۷) و سرکوب تظاهرات سیاسی در سال‌های ۱۹۹۹، ۲۰۰۹ و ۲۰۱۷ را محکوم کند و حکومت ایران را وادار سازد که به اعضای خانواده (قربانیان) اطلاعات جزیی که از آنها سلب شده است را درباره محل دفن همه قربانیان مفقود... را بدهد.(آمریکا باید) مردم ایران را در ایجاد، دسترسی و اشتراک آزادانه و امن اطلاعات از طریق اینترنت و سایر مطبوعات، کمک کند.در در قسمت «اعلام سیاست» در لایحه ۴۷۴۴ آمده است: این باید سیاست ایالات متحده باشد که در کنار مردم ایران که در پی فرصت برای انتخاب آزادانه حاکمیت منتخب خودشان هستند بایستد و استفاده از تمامی اختیارات موجود برای اعمال تحریم‌ها علیه مقامات حکومت ایران و سایر مسئولان نقض‌ جدی حقوق بشر، افزایش بدهد.بخش دیگری از این لایحه به گروگان‌گیری اتباع آمریکایی توسط رژیم آخوندی اختصاص دارد و در آن تأکید شده است: این باید سیاست دولت ایالات متحده باشد که برای محقق‌کردن آزادی شهروندان آمریکایی... باج پرداخت نکند.در این قسمت نیز تحریم‌هایی علیه مقامات رژیم به خاطر گروگان‌گیری شهروندان آمریکایی و خارجی در نظر گرفته شده است.به‌دنبال تصویب لایحه ۴۷۴۴ با اکثریت قاطع ۴۱۰ رأی مثبت، کمیته خارجی مجلس نمایندگان آمریکا با صدور یک اطلاعیه مطبوعاتی تحت عنوان «حسابرسی از رژیم ایران به‌خاطر بی‌رحمی آن»، اعلام کرد: «این لایحه دوحزبی کارنامه طولانی‌مدت نقض‌های حقوق بشری و گروگان‌گیری رژیم ایران را برجسته می‌کند. (لایحه) هم‌چنین به تحریم مقامات رژیم ایران که مسئول زندانی‌کردن ناعادلانه شهروندان آمریکایی با انگیزه‌های سیاسی هستند، حکم می‌کند».اطلاعیه مطبوعاتی کمیته خارجی سپس سخنرانی اد رویس رئیس این کمیته را در اجلاس مجلس نمایندگان درباره لایحه ۴۷۴۴ نقل کرده است.اد رویس از جمله گفته بود:بسیاری از ما اعدام‌های جمعی بی‌رحمانه‌یی را به یاد داریم که طی یک مدت ۴ ماهه در سال ۱۹۸۸ صورت گرفت. اضافه می‌کنم که اگر شما کسی ایرانیانی را بشناسید که از ایران گریخته‌اند، اشراف دارید که طی آن مدت که به سال ۱۹۸۸ رسید، بیش از ۳۰ هزار دانشجو و جوانان حرفه‌یی جان خود را در نتیجه (آن اعدام‌ها) از دست دادند. می‌دانیم که زندانیان سیاسی در آنجا تجربه دردناکی را پشت سر گذاشتند، در زندان اوین و زندان‌های دیگر، بسیاری از طریق حلق‌آویز و بسیاری با تیرباران اعدام شدند. آنها حاضر نشدند از وابستگی سیاسی خودشان کوتاه بیایند و این سرنوشتی بود که نصیبشان شد. مایکل مک‌کال رئیس کمیته امنیت داخلی و ارائه‌دهنده لایحه ۴۷۴۴ درباره تصویب آن، گفت: «از همکارانم به‌خاطر حمایت بسیار گسترده از لایحه‌یی که همراه با تد دویچ ارائه کردم تشکر می‌کنم. (این لایحه) پیام روشنی را به رژیم فاسد (حاکم) بر ایران می‌فرستد مبنی بر این‌که ما بازداشت ناعادلانه و با انگیزه سیاسی شهروندانمان را تحمل نخواهیم کرد و هم‌چنین چشمانمان را بر رفتار سرکوبگرانه این رژیم نخواهیم بست».در بیانیه صادر شده از سوی مایکل مک‌کال آمده است: «این لایحه به‌طور مشخص اعلام می‌کند که کنگره در کنار مردم ایران ایستاده است و ابزار لازم را در اختیار دولت ترامپ قرار می‌دهد تا مقامات حکومت ایران را که مسئول نقض حقوق بشر، فساد و سانسور هستند، مورد حسابرسی قرار بدهد».
هموطنان عزیز،جوانان قیام آفرین،اعتصاب‌ها و اعتراض‌های همزمان در شهرهای مختلف استان‌های کردستان، کرمانشاه، آذربایجان غربی و خیزش مردم كازرون،  كه حالا به هفتمین روز خود رسیده، هم‌چنان‌ كه خیزش دو ماهه كشاورزان اصفهان و خیزش هفته‌های گذشته هموطنان عرب در اهواز و دیگر شهرهای خوزستان، بازهم آمادگی عظیم جامعه ایران برای گسترش قیام‌ها جهت سرنگونی رژیم ولایت فقیه را تأیید می‌کند. دستگیری و کشتار، ازجمله قتل زندانیان در زیر شکنجه، بر اراده آزادی‌ستان مردم ما اثر ندارد. مردم ایران دیگر نمی‌خواهند فقر و اختناق و حاکمیت استبداد مذهبی ادامه پیدا کند.یک هفته است که صدای اعتراض و حق‌‌طلبی ملت ایران از زبان مردم دلیر کازرون شنیده می‌شود. فریادشان این است که ما زن و مرد جنگیم و وای به‌روزی که مسلح شویم. این خروش، فرزندان دلیر کازرون را به‌یاد می‌آورد که در صفوف مجاهدین به‌نبرد برخاستند. یاد قهرمانان سربه‌دار سال ۶۷ که از این شهر به‌پاخاستند، گرامی باد. درود به‌ مردم کازرون با آن سوابق درخشان در حمایت از مصدق بزرگ و با تقدیم آن همه مجاهد و مبارز زندانی و شهید در برابر رژیم آخوندی.فریاد مردم کازرون که می‌گویند دشمن ما همین جاست فریاد همه مردم ایران است؛ بله دشمن ایران و ایرانی آخوندهای اشغالگر حاکم‌اند. باید ایران عزیزمان را از چنگ آن‌ها بیرون بیاوریم. به‌مردم كازرون و اصفهان و اهواز درود كه بساط دین‌فروشی آخوندها در نماز ریایی جمعه را بر هم زده و با شعارهای پشت به دشمن، رو به میهن آخوندهای حاکم را مفتضح كردند.مردم بانه و پیرانشهر در خیابان‌ها و بازارهای در حال اعتصاب سفره‌های خالی پهن کرده‌اند. این سفره‌ها پیام ده‌ها میلیون ایرانی فقرزده و محروم است. اما خالی نیست، بلکه از خشم در حال طغیان مردم لبریز است. دهها هزار جوانان کرد و دلیر ما با این همه استعداد تا کی باید کولبری کنند؟ تازه همین شغل پر از محنت و مشقت هم به نفع دزدان بزرگ حكومتی در بیت خامنه‌ای و سپاه پاسداران و نهادهای دولتی از آن‌ها دریغ شود. تا کی باید جسم و جان‌شان یا زیر بارهای سنگین یا با اصابت گلوله‌های پاسداران پرپر شود؟ و تا کی باید اقتصاد و معیشت لرزان و نحیف بخش بزرگی از استان‌های غرب کشور تابع این بارکشی طاقت‌فرسا باشد؟ننگ و نفرت بر رژیمی که این بارهای سنگین را بر دوش مردم محروم کرد گذاشته است. تا این رژیم باقی است کولبری برای جوانان کرد، بی‌آبی برای کشاورزان، بی‌حقوقی برای کارگران، تبعیض و ستم مضاعف علیه هموطنان كرد و عرب و بلوچ و فقر و اختناق برای عموم مردم ادامه دارد. چاره کار، قیامی است که از دی ماه گذشته شعله‌ور شد و تا به‌زیر کشیدن آخوندها ادامه دارد. چنان‌که مسعود رجوی گفت بالا‌بردن مشعل قیام در هرفرصت، هر زمان و هر مکان دستور کار و وظیفه مبرم انقلابی و میهنی است. عموم هموطنان را به‌گسترش قیام‌ها و به‌همبستگی با مردم به‌جان آمده در استان‌های مختلف ایران و پافشاری بر آزادی دستگیرشدگان به‌خصوص صدها هموطن دستگیر شده در خوزستان فرا می‌خوانم.
ماکرون رئیس جمهور فرانسه طي مصاحبه‌يي با تلويزيون فاكس‌نيوز بر لزوم استمرار حضور نيروهاي فرانسه، آمريكا و كشورهاي منطقه در سوريه براي مقابله با نفوذ رژيم آخوندي و جلوگيري از رشد مجدد تروريسم در اين كشور تأكيد كرد و گفت: ماكرون: ما بايد سوريه جديد را بعد از (جنگ) بسازيم و به همين دليل اعتقاد دارم نقش ايالات متحده بسيار مهم است؛ چرا؟ به صراحت تمام مي‌گويم: روزي كه ما جنگ عليه داعش را به پايان ببريم، اگر خارج بشويم، آن هم به‌طور قطعي و كامل، حتي از زاوية سياسي، ميدان را براي رژيم ايران، بشار اسد و افراد او رها خواهيم كرد؛ و آنها جنگ جديدي را آماده خواهند كرد و تروريست‌هاي جديدي را تغذيه خواهند كرد. لذا نكتة من اين است كه بگويم: حتي بعد از جنگ عليه داعش، ايالات متحده، فرانسه و متحدان ما، همة كشورهاي منطقه، حتي روسيه و تركيه يك نقش بسيار مهم براي برقراري سوريه جديد خواهند داشت و براي تضمين اين‌كه مردم سوريه بر سر آينده (خود) تصميم بگيرند. امانوئل ماكرون درباره لزوم تکمیل نواقص برجام وحفظ آن همراه با مقابله با برنامة موشكي و مداخلات رژیم در منطقه، گفت: ماكرون: آيا اين توافق عالي است؟ آيا برجام يك امر عالي در روابط ما با (رژيم) ايران است؟ خير! ولي براي اتمي، چه گزينة بهتري داريد؟ من آن‌را نمي‌بينم. طرح ديگر يا طرح جايگزين شما چيست؟ من طرح جايگزيني براي اتمي عليه (رژيم) ايران ندارم. اين موضوعي است كه دربارة آن بحث خواهيم كرد، ولي به اين دليل است كه مي‌خواهم بگويم بر سر اتمي، بگذاريد اين چارچوب را حفظ كنيم، چون بهتر از يك نوع شرايط مشابه كرة شمالي است. دوم: من نسبت از وضعيت در ارتباط با (رژيم) ايران راضي نيستم. مي‌خواهم با موشك‌هاي بالستيك مقابله كنم، مي‌خواهم نفوذشان را در منطقه مهار كنم. لذا نكتة من اين است كه بگويم: الآن از برجام خارج نشويد، تا وقتي گزينة بهتري براي اتمي نداريد و بياييد آن‌را تكميل كنيم با (موضوع) موشك‌هاي بالستيك و مهار (نفوذ) منطقه‌يي. از سوی دیگر يك مقام ارشد دولت آمريكا دربارة سفر امانوئل ماكرون به واشينگتن گفت: رؤساي جمهور آمريكا و فرانسه... دربارة برنامة اتمي (رژيم) ايران و هم‌چنين مجموعة گسترده و وسيع اقدامات بي‌ثبات‌كنندة (رژيم) ايران در سراسر خاورميانه بحث و گفتگو خواهند كرد. اين مقام آمريكايي طي يك كنفرانس خبري در تورنتو كه هم‌زمان با اجلاس وزراي خارجة هفت كشور بزرگ صنعتي جهان برگزار شد، دربارة حملة مشترك آمريكا، فرانسه و انگلستان به ديكتاتور سوريه نيز، تأكيد كرد: «حملة روز 13 آوريل اقدامي يك‌باره نبود؛ بلكه بخشي از كارزار ادامه‌دار متحدان براي برقراري مجدد ممانعت از استفادة تسليحات شيميايي بود و اين در صورت لزوم، به‌كارگيري اقدامات نظامي را در بر مي‌گيرد». از سوی دیگر سناتور باب كوركر رئيس كميتة روابط خارجي سناي آمريكا در مصاحبه با اي.بي.سي. نيوز بار ديگر تأكيد كرد كه اگر تا ضرب‌الاجل 22 ارديبهشت، تغييري در ارتباط با توافق اتمي صورت نگيرد، رئيس‌جمهور آمريكا از برجام خارج خواهد شد. سناتور كوركر، گفت: «اگر هيچ چيزي در رابطه با سه كشور اروپايي كه با آنها تعامل مي‌كنيم بر سر يك چارچوبٍ (توافق) تغيير نكند، به‌نظرم (دونالد ترامپ) روز 22 ارديبهشت از توافق (اتمي) خارج خواهد شد. فكر مي‌كنم هيچ‌گونه ابهامي در اين رابطه وجود ندارد. مركل و ماكرون (به واشينگتن) مي‌آيند و شايد در اين ميان تغييراتي صورت گيرد». در همين حال سناتور تام كاتن در مصاحبه با تلويزيون سي.بي.اس.، گفت: «مخالفت با توافق اتمي (با رژيم) ايران به معني مخالفت با راه حل‌هاي ديپلماتيك نيست؛ بلكه به معني مخالفت با راه حل‌هاي بدٍ ديپلماتيك است». همزمان واشينگتن‌پست نیز گزارش داد: «سرنوشت توافق اتمي (با رژيم) ايران در رأس (گفتگوها بين ترامپ و ماكرون) قرار دارد... به گفتة مقاماتي كه در گفتگوهاي بين آمريكا و اروپا دخيل هستند، در راستاي پاسخ‌دادن به نگراني‌ها دربارة (مدت‌دار بودن) توافق (اتمي)، قواعد راستي‌آزمايي آن، فقدان محدوديت بر آزمايش و توسعة موشك بالستيك (رژيم) ايران و اقداماتي براي مقابله با فعاليت‌هاي «شرورانة» (اين رژيم) در سوريه و ساير نقاط خاورميانه، پيشرفت قابل توجهي صورت گرفته است. واشينگتن‌پست مي‌افزايد: «يك بيانية عمومي و سه سند زيرمجموعة آن قرار است اتفاق نظر (اروپا و آمريكا) را اعلام كند مبني بر اين‌كه كنوانسيون‌هاي بين‌المللي ديگري (رژيم) ايران را فراتر از محدوديت‌هايي كه طي دهة آينده به پايان مي‌رسد، از توليد تسليحات اتمي منع خواهد كرد، به آژانس بين‌المللي انرژي اتمي فشار خواهند آورد تا نظارت خود را گسترش بدهد و در صورت حركت (رژيم) ايران به‌سمت توسعة موشكٍ بالستيكٍ بين قاره‌يي وعدة تحريم‌هاي سختي را مي‌دهند».
پاسدار جعفری، سرکرده سپاه ضدمردمی امروز به صحنه آمد و بی‌قافیه از «مقطع حساسی از انقلاب اسلامی» صحبت کرد و این‌که اکنون در همه عرصه‌ها «دشمنان برای القای ناامیدی در داخل کشور،‌ بسیج شده‌‌اند!». آنگاه سرکرده سپاه به «فشار و توطئه‌ها» و ضربات خرد کننده‌ای اشاره کرد که «دشمن علیه» نظام «برنامه‌ریزی کرده» و در کنار بحرانها و «مسائل بیرونی»، مانند بن‌بست برجام که نظام با آن درگیر است، «مسائلی هم در داخل کشور وجود دارد» که همان فضای انفجاری جامعه است!برآیند این وضعیت هم چیزی نیست جز تصویری که «رسانه‌های غرب» برای آن «از کلیدواژه «فروپاشی» نظام «استفاده می‌کنند». (روزنامه حکومتی جوان-۲۷فروردین)دشمن نیز که خود از ۳۸سال پیش سازنده این وضعیت برای نظام است، «هر روز با کلیدواژه قیام سراسری» جامعه و «ادراکات ذهنی» جوانان را به‌سوی «قیام سراسری» سمت و شتاب می‌دهد. (جوان-۲۷فروردین)پس همین وضعیت خطرناک است که خامنه‌ای را مجبور ساخته تا سرکرده سپاه را دوان دوان به صحنه بفرستد، تا برای بسیجی‌ها و بدنه نظام قسم و آیه بخورد که «توقعات رهبر انقلاب از بسیج بسیار است و انتظارات از بسیج بسیار بالاست!» به‌ویژه‌ این‌که نظام ولایت «متکی به» سرکوبی هست که عامل آن «تفکر بسیجی بوده است!». (جعفری-۲۷فروردین)اما چرا خامنه‌ای و جعفری نیاز دارند به بدنه نظام و بسیجی‌ها هشدارهای وضعیت قرمز نظام را بدهند و بگویند حواستان باشد که در شرایط کنونی «دشمنان برای القای ناامیدی» در بدنه نظام،‌ «بسیج شده‌اند»؟ (جعفری- ۲۷فروردین)نیمی از پاسخ را خود پاسدار جعفری داد، آنجا که گفت «دشمن بیشترین فشار و توطئه‌های خودش را علیه انقلاب برنامه‌ریزی کرده است». همان «برنامه‌ریزی» که پیش از او خامنه‌ای درباره قیام دیماه گفت «این قضایا سازماندهی شده بود... در شکل‌گیری آن یک مثلث فعال بود... و رأس سوم [این مثلث] هم سازمان (مجاهدین) است» (۱۹دی۹۶) نیمه دیگر پاسخ به روحیه و وضعیت بدنه نگهدارنده نظام، یعنی بسیج بر می‌گردد که اکنون «استحاله شده» و تبدیل گشته به «مجموعه‌ای بی‌نشاط، کم‌عمق، ضعیف، و بدون ابتکارِ عمل، که حتی امکان هر گونه حرکت جدی... را به بخش‌های زنده‌ی بدنه‌ی خود نیز نمی‌دهد». (نامه ۳۰۰فرمانده بسیج به خامنه‌ای-۱۶فروردین)بله، برایند فعالیت دشمن و وضعیت بسیج است که باعث شده «کلیت نظام روز به روز به پیکری بی‌جان و از درون شکننده شبیه‌تر شده» و خامنه‌ای نیز مجبور گشته اینطور سرکرده سپاهش را به میدان بفرستد تا مگر قدری بتواند از ریزش و وادادگی بدنه نظام، جلوگیری کند.برگرفته از سایت مجاهد
در مراسم بزرگداشت حماسه 19فروردین1390 که روز شنبه 18فروردین 1397 در دروازه براندنبورگ برلین برگزار شد، سخنرانان ضمن گرامیداشت شهیدان قهرمان حماسه فروغ اشرف، حمایت خود را  از قیام سراسری مردم ایران، به‌ویژه اعتراضات کشاورزان به‌پاخاسته اصفهان و تظاهرات هموطنان عرب در خوزستان و دیگر اقشار به جان آمده از ستم و تبعیض و سرکوب آخوندی اعلام کردند.در این مراسم شماری از جوانان ایرانی که به‌تازگی از ایران تحت حاکمیت آخوندها خارج شده و به صفوف مقاومت پیوسته‌اند، نیز به سخنرانی پرداختند و تاثیرات شهیدان مجاهد خلق در پایداری اشرف، به‌ویژه  قهرمانان شهید حماسه 19فروردین را در گسترش روحیه رزمندگی و پایداری  برای درهم شکستن سرکوب و اختناق رژیم آخوندی برشمردند و آنها را  الگوهای راستین ایستادگی و پایداری در مقابل رژیم آخوندی دانستند.دکتر معصومه بلورچی – نماینده شورای ملی مقاومت در آلماندوستان عزیزخواهران و برادراندر سالگرد حماسه قهرمانانه 19فروردین 1390، به همه آنها هزاران درود و سلام می‌فرستیم- درود درود درودامسال به قهرمانان شهیدمان در این حماسه می‌گوییم، آری به گل نشست آن بذرهایی که شما کاشتید و امروز صدای شما با فریاد اعضای کانونهای شورشی و قیام آفرینان در سراسر میهن اسیرمان  فریاد می‌شود.آری همه شما و همه شهدایی که در این 40سال درخت تنومند مقاومت را با خون جوشانتان آبیاری کردید، درجای جای این میهن اسیر همراه و همگام با همه قیام آفرینان حضور دارید و در لحظات تهاجم و به زانو درآوردن دشمن ضدبشر و پاسدارانش آنها را پشتیبانی می‌کنید.امروز به اینجا آمدهایم تا به قیام آفرینان بگوییم که به گواهی امروز و خون هایش،شما و  همه ما از پشتوانه مقاومتی سترگ برخورداریم مقاومتی که در40سال گذشته رژیم جنایتکار آخوندها نتوانست با 120هزار شهید و نه با قتل‌عام های بی‌شمار و نه با ادامه شکنجه‌های روحی و جسمی نابودش کند و نتوانست آن را به زانو دربیاورد، و برعکس این مقاومت هر روز جنگنده‌تر و شکوفاتر شده است و امروز ای کانونهای شورشی شما شکوفه‌های بهاری‌اش هستیدچشمان پرامید خود را هرچه بیشتر بگشایید و با شعف ببینید که درست در جهت عکس شما که هرچه منسجم‌تر و قوی‌تر و فراوان تر و مهاجم تر می‌شوید، دشمن شما رژیم جنایتکار ملاها هر روز تکه پاره‌تر و ضعیفتر می‌شودآری  امسال زیباترین سالگرد 19فروردین است همه آن حرفها ی که یک روز اعتقاد بود، امروز تبدیل به باور و یقین شده استدرود درود درودشایسته سلمانی- مادر مجاهد قهرمان حنیف کفایییاران مقاومت، خواهران و برادران عزیزهفت سال پیش درچنین روزی خامنه‌ای دجال و جیره خوارانش مالکی مزدور و کوبلر جنایتکار با حمله به اشرف قصد ریشه کنی مجاهدین را داشتند، گرچه خون 36مجاهد خلق از عزیزترین فرزندان خلق مثل صبا، آسیه، مهدیه، فائزه و زهیر و پسر عزیزم، پاره تنم حنیف در خون تپیدند، اگر‌چه از دست دادن این عزیزان شعله اش هیچگاه خاموش نخواهد شد، بلکه خون شهدای قهرمان 19فروردین بعد از 7سال راه و رسم پایداری اشان با دست خالی، اکنون سمبل و  الگوی براندازان و قیام آفرینان در داخل ایران شد بخصوص در خوزستان و اصفهان که همین امروز در جریان تظاهرات هستند و خواب راحت را از رژیم ضدبشری گرفته‌اند.این روزها جوانان و کانونهای شورشی در داخل با نه گفتن به رژیم آخوندی و ولایت سفیانی خامنه‌ای می‌روند تا ریش و ریشه حاکمیت آخوندی را از بن براندازند.به خامنه‌ای پابگور می‌گویم دیدی هرقطره خونی که از یک مجاهد ریخته شد تبدیل به قیام و براندازی تاج و تخت تو شد و دیدی که چگونه خون این عزیزان مجاهد دررگهای زنان و جوانان هم سن و سال حنیفها و صباها و زهیرها مثل رودخروشان می‌جوشد و این توفان تا سرنگونی تام و تمام حکومت سفیانی است و سربازایستادن ندارد.و از همین جا به تمام کانونهای شورشی در سراسر میهن اسیرمان و یاران دربندمان به‌ویژه زندانیانی که دراعتصاب غذا هستند می‌گویم ما همه براندازیم و تا محقق کردن آرمان این شهدا و همه شهدای راه آزادی ایران دمی دست از مبارزه برنخواهیم داشتسلام برخلق، سلام برآزادی،درود بررجوی عالم مددزادهمن عالم مددزاده هستم، خواهر شهدای والاقدر مهدیه و اکبر مددزاده که در19فروردین 1390 به‌دست جانیان رژیم ملاها در شهر اشرف به‌شهادت رسیدند.درود بر آنهانوروز  امسال از هر سالی نوتر و بهاری‌تر بود. به‌خصوص از این جهت که با دگرگونی قیامها همراه بوده. انگار که یخبندان زمستان این آخوندها در پرتو گرمای قیام ذوب شده. وجود این رژیم ا گرچه جز برودت و سرما، جز مرگ و تباهی، جز نکبت و سیاهی و درد و رنج چیزی نبوده‌اما بهار انقلاب و دگرگونی همه را به یکباره خواهد شست و ایران زیبا را  پاک خواهد کرد.امروز که سالروز پر کشیدن خواهران و برادرانمان در نوزدهم فروردین هست. روز پر کشیدن خواهر نازنینم مهدیه که هم‌چون پرستوی بهاری سبکبال، پر امید بود ومصمم، پر از انرژی و ایمان به روز آزادی ایران. روز پر کشیدن برادر مهربانم اکبر که پر خروش و پر از عشق به ایران بود و قلبش با نشوندن لبخند شادی بر لبهای کودکان ستمزده ایران می‌تپید.مهدیه دلش با درد‌هایی که در ایران می‌دید به درد می‌آمد و رنجی که بر مردم می‌رفت رو بر نمی‌تابید، به همین خاطر هم انتخاب کرد تا برای پایان دادن به این دردها بلند بشه. مهدیه می‌گفت« نمیشه این رنج ها رو دید و ساکت نشست» او انتخاب کرد که در برابر ظلم بایسته و بدون ذره‌ای تردید قدم در مسیر مبارزه گذاشت.حقیقت اینه که ما برای ادامه همین  مسیریم، برای ساختن فردایی که اونها بهش باور داشتند و به‌خاطرش  پر کشیدند. اونها ریشه‌های قیام امروز ایرانند. سالهاست که رشیدترین و عاشق ترین فرزندان ایران به جنگ این ضحاک می‌روند و بواقع رژیم را به خاک می‌افکنند، خاک شکست، خاک ذلت و بذر ارزشی به نام ایستادگی و تسلیم ناپذیری رو میکارند. عصیان خاموشی ناپذیر امروز قیام آفرینان ریشه‌هایی بی‌نام و نشان‌داره و هزاران هزار سرو سرفراز و پر امید به صبح پیروزی. و امروز که کانونهای شورشی از پرداخت هیچ بهایی فرو گذار نمی‌کنند، استمرار پیام 19فروردینند. حرف اونها با ما اینه که سرنگونی با اراده خود ما شدنیه. حرف اینه که هیمنه پوشالی دیکتاتور، دیوار ترس و بن‌بست، ناامیدی فرو ریخته. حرف اینه که ما می‌خواهیم پس میشه. می‌توان و باید.مهدیه و اکبر عزیزم ببینید که از خون شما و 120هزار گل سرخ،  خیابونهای ایران سرخ و آتشینه.  و این آتش، آتش سوگند و عهد من و ما برای پایان دادن به ظلم و ستم 40ساله این دیو سیرت هاست.حالا همه ما مشت ها مون رو بلند می‌کنیم تا بگیم که برای پیشروی، برای جنگ صد برابر و برای تشکیل هرچه بیشتر کانونهای شورشی در هر کجای ایران حاضر و آماده‌ایم. حاضر حاضر حاضر جواد دبيران ”تا آخرش ايستاده ايم” – اين رمز پيروزي بود زماني كه اشرف در 19 فروردين 90 با دست خالي در مقابل مزدوران تا دندان مسلح خامنه اي ايستاد . صبا و يارانش با اين غرش درس رزم و ايستادگي و درس ”فدا و تهاجم حداكثر” را به همه ما دادند. آنها چراغ راه شدند براي تمامي يك نسل. و اكنون اين نسل اراده كرده است تا دشمن ضدبشر را به زير بكشد. گرامی باد ياد وخاطره شهدای 19فروردین فروغ اشرف آن عاشقان شرزه که با شب نزیستند رفتند و شهر خفته ندانست کیستند پرچم مبارزه كه مجاهدان اشرفي در 19 فروردين 1390 براي دفاع از حريم اشرف و آزادگي برافراشتند و با خون 36 شهيد قهرمان همچون آسيه و حنيف و مهديه و فائزه آنرا آبياري كردند، رويش نوشته بود ”تا آخرش ايستاده ايم ” امروز اما در تعادل قوايي كاملا متفاوت قرار داريم. رژيم سفاك آخوندي در لبه پرتگاه سقوط است. ما نه در تدافع بلكه در تهاجم هستيم و پرچم پيشتازان آزادي امروز”پرچم تهاجم حداكثر” است تا اين رژيم آخوندي اين ننگ تاريخ را به زير خاك كنند. ما اين تهاجم را امروز در جاي جاي ميهن اسيرمان ايران مي بينيم. بخصوص در اين روزها در خوزستان تب دار. درود بر هموطنان عرب در اهواز و آبادان و ماهشهر و حمیدیه و شیبان و در سرتاسر استان قهرمان پرور خوزستان كه به خاطر اهانت های رژیم آخوندی دست به تظاهرات زدند. این بخشی از سیاست سركوب و تبعیض رژیم است و تنها با سرنگونی ولایت فقیه پایان می یابد. ايران از آن تمام مليت هاي ايران است و تنها كساني كه در آن جايي ندارند و بايد ريشه كن شوند، آخوندهاي دزد و غارتگر و قاتل مردم ايران هستند. ايران از آن تمام مليتهاي ايران است، و نه از آن خامنه اي، روحاني و لاريجاني ها، اين قاتلان مردم ايران. حقوق مردم ما اعم از فارس، ترك، كرد و عرب و بلوچ و تركمان در همه استانهاي ايران، را آخوندهاي خونخوار و چپاولگر مي برند. غارت مي كنند آنها دشمنان مردم ما هستند كه سايه نحس و سياه شان را بر سرزمين ما افكنده اند و الان اين ما هستيم كه اراده كرده ايم اين ننگ تاريخ را ريشه كن كنيم. متشكرم شقايق رجبي سلام من شقايق رجبي هستم ، خواهر فائزه رجبي كه در 19 فروردين سال 1390 با گلوله در گلويش او را به شهادت رساندند . او 17 سال داشت كه انتخاب جدي اي كرد كه به مبارزه بيايد وقتيكه پدرمان در سال 1387 در زير شكنجه به شهادت رسيد او در مورد انتخابش مصمم تر شد ، انتخابي زيبا انتخابي كه فقط پرداخت است و عشق به ديگران و سال ها اين آخوندهاي بي ريشه سعي كردند اين ارزشهاي ، عشق و پرداخت را بدوزدند و لوث كنند ولي كورخواندند ، نسل هايي مثل فائزه ، صبا ، مهديه ، اكبر ، حنيف و شهداي قيام نشان دادند كه نه ، ميشود و نه ، ميتوان اين ارزش ها را لوث كرد چون اين ارزش ها ، ارزش هايي هستند كه هر ايراني باغيرت آن را دارد جز آخوند هاي بي ريشه . فائزه همين را در پدرم ديد و اگر نه هيچ وقت اين جور رستگار نميشد . يك روز از خودم پرسيدم كه چرا خواهرم و پدرم و شهداي قيام بايد اين قيمت را ميدادند ؟ راستي كه سوال خوبي بود چون همين صبا و مهديه و سينا قنبري ها بودند كه رمز ماندگاري را يافتند كه همان صدق و فدا بود . فائزه در بين همرزمانش به سرزندگي و پر شور و حالي و جنگندگي شناخته ميشد و همه اين ها به خاطر عشقي بود كه به رهايي ايران داشت، آزادي و خوشبختي را براي مردم ايران ميخواست و براي همين با همين عشق و اميد در 19 فروردين در برابر مزدوران وحشي رژيم سينه سپر كرد . امروز وقتي كه صحنه هاي قيامي و شورشي را ميبينم كه با همان جسارت و اميد و انگيزه براي آزادي ايران فرياد ميكشند و در برابر گلوله هاي پاسداران دليرانه سينه سپر ميكنند فائزه و مهديه هارا زنده تر از هميشه ميبينم و همين خونهاست كه در خيابان هاي ايران ميجوشند و نهايتا اين رژيم را سرنگون خواهند كرد . سلام بر شهداي 19 فروردين دورود بر معترضان ايران زمين . پريا كهندل با درود به شهداي راه آزادي از اشرف تا ليبرتي و زندان ها تا كوچه پس كوچه هاي ايران. با درود به بنيان گذاران سازمان پر افتخار مجاهدين خلق ايران تا 120 هزار شهيد راه آزادي، تا شهداي فروغ اشرف، شهرشرف و ايستادگي تا به آخر. درود به شهداي 19 فروردين كه نشان دادند مجاهدين راه و رسمشان فدا وفداست و نسلي از مهديه و صبا و آسيه و نسترن ها و فائزه ها كه با دست خالي و دلي پر از عشق به آزادي در برابر گلوله سينه سپر كردند و نشان دادند آري آري مجاهدين رسمشان فداست و همه چيز را براي خلقشان ميخواهند و سختي ها را به جان ميخرند. خاله و دايي من هم از قهرمانان اين حماسه بودند، خاله مهديه ودايي اكبر خاله مهديه نازنين، و دايي اكبر عزيز، نميگويم امروز جايتان خاليست...كه امروز جايتان سبز سبز است و خونتان رويان در نسلي كه اراده كرده است ولايت وقيح را به زانو در بياورد... نمي گويم كه دلم تنگ نميشود، اما درهردلتنگي ياد سوزدل مادرستار و مادرريحانه ها مي افتم، براي هردلتنگي تجديد عهدي ميشود براي جنگ با اين جانيان. خامنه اي جلاد فكر ميكرد شما را با كشتن از بين ميبرد ولي كور خوانده بود، از اينجا به آن جاني سفاك ميگويم...من مهديه ام كه امروز زير چتر رهبري خواهر مريم ، جان گرفته ام...من صبا و آسيه ام و من فائزه... و اين نسل نسل رسم صباست، چشمانت را باز كن و ببين وبشنو فرياد هاي مرگ بر خامنه اي كه ادامه طنين فرياد خواهرم نسترن است و امروز نزديك تر نزديك تر در خيابان ها ي ايران به گوشت ميرسد... بلرز و بلرز كه كانون هاي شورشي و ارتش آزادي اراده كرده كه از تاريخ ايران جارويت كند..،بلرز و بلرز كه با رهبري برادر مسعود و خواهر مريم با پشتوانه همين شهدايمان امروز پركينه به تو و عاشقتر از پيش به خلقمان ميجنگيم! و يقين داريم پيروز ميشويم چون درس اول و آخر ما فداست..فداي همه چيز براي بدست آوردن آزادي براي ايران.درست مثل30هزار شهيد قتل عام 67. هر سالگرد 19 فروردين براي ما تجديد عهدي است با يارانمان، و ما هم امروز عهد ميبنديم جاي تك تك اشان را در دوران سرنگوني براي خواهر مريم پر كنيم و پرچمشان بر دوشمان، نام وآرمانشان بر سينه امان راه رسمشان فريادمان باشد ما عهد ميبنديم كه همچون شما تاآخرش بيايستيم تا پاي جان و آخرين نفس... حاضرحاضر حاضر كبري مك وند- مادر مجاهد شهيد صبا هفت برادران فرا رسيدن سال 97 رو به خواهر مريم و برادر و به همه شما تبريك مي گم، بخصوص به همه فرزندان قهرمانم كه از دي ماه سال 96 به خيابانها آمدند، فرياد آزادي سر دادند، زخمي شدند، شكنجه شدند، به شهادت رسيدند ولي همچنان بهار ايران را فرا مي خوانند. من مادر صبا هفت برادران هستم كه در 19 فروردين در اشرف صبا هفت برادران مورد اصابت گلوله مزدوران رژيم آخوندي قرار گرفت، مزدوران عراقي آخوندها آنها را بين تسليم و مرگ مخير كردند و صباي نازنين ما، با انتخاب مرگ با عزت به سمبل ايستادگي تا به آخر تبديل شده است امروز در سالگرد شهادت صبا و آسيه و باقي همرزمانشان آمده ام تا به صبا هايم كه در خيابانهاي ايران ايستادگي و قيام مي كنند، به آنها كه نويد بخش آمدن بهار حقيقي ايرانند، به فرزندان نازنينم كه رسم مقاومت را پس از صبا و صباها ادامه مي دهند درود بفرستم و بگويم : مي خواهند خاموشتان كنند، فرياد شويد . گلوله بارانتان مي كنند، از خون همرزمانتان بر خيزيد. به شكنجه گاه ها مي برندتان تا خودكشي شويد يا مسخ تاريكي تنهاييتان كنند اما شما مقاومت مي كنيد و كانوني براي شورش دوباره برسياهي و تنهايي ها گروهي مي شويد پر قدرت و پر اراده براي نوشتن سرنوشت و فرداي ايران و امحاي تقدير كور آخوندي. صبا با پيكري زخمي و در آستانه شهادتش گفت:« ماتا آخرش مي ايستيم» انگار كه تاريخ را مي ديد. او در فروغ اشرف ايستاد تا پايان. پس او هست. در فرياد شما در خيابانهاي اهواز و اصفهان و تهران و تمامي شهرهاي ديگر، در فرياد مرگ بر خامنه اي باورش به فرو ريختن اين نظام موج در موج زد در نگاهش دنباله نگاه ثابت ندا آقا سلطان صبا وصباها نسيم آمدن بهار ايرانند. به شما مي گويند كه پيش برويد و باز هم به پيش برويد كه بهار ايران در راه است. صبا بگو به نسيم صبح بهاري كه مي وزد نسيم بهاري صباي من بيدار شو بيدار ببين كه ز خونت گل داده اين آخرين دشت هاي ايران بهر آخرين پيكار. درود به تمامي شهداي فروغ اشرف درود به تمامي خانواده هاي شهداي فروغ اشرف و زنده باد پيكار ما تا آخرين قطره جانمان متشكرم، پيروز باشد
دوشنبه, 20 فروردين 1397 ساعت 09:43

آغاز سال ۹۷، توفان انقلاب(2)

گفتگو با محمدعلی توحیدی. سوال: شما در ابتدای بحث هفته قبل گفتید که پیام‌ها و موضعگیری‌ها  را متأثر از قیام و توفان انقلاب ارزیابی می‌کنید. منظور شما از این تأثیر و تأثر چیست؟ آیا منظورتان همان اعتراف‌های خامنه‌ای و روحانی نسبت به قیام است یا موضوعات دیگر را مد نظر دارید؟ محمدعلی توحیدی: این‌ که هم خامنه‌ای و هم روحانی در پیام اول سالشان روی اغتشاشات دی ماه انگشت می‌گذارند و با بیان حکومتی از قیام و انقلاب در ایران صحبت می‌کنند، نشانهٔ مشخصی است؛ ولی منظور من خیلی فراتر از این بود. واقعیت این است در چند هفته‌یی که از سال جدید گذشته است یا در ماه گذشته، ما شاهد تحولاتی در درون رژیم هستیم. اسم آن را بحران حاکمیت می‌گذاریم. مقاومت ایران در همان دوره یا مرحلهٔ قیام‌ها، بر این واقعیت انگشت گذاشت. خواهر مریم هم در صحبت‌هایشان به آن اشاره داشت که اوضاع به لحاظ سیاسی به قبل از قیام برنمی‌گردد. یعنی مختصات جدیدی بر اثر انقلاب، قیام و توفان انقلاب شکل گرفته که به قبل از قیام برنمی‌گردد. این بازگشت‌ناپذیری در همهٔ زمینه‌ها است؛ این در ارتباط جامعه و مردم با رژیم  هم صدق می‌کند. در ارتباط با مسائل درون رژیم هم صدق می‌کند. در مخاصمات و بحران‌های جناح‌ها و باندها و سران و اجزای متشکلهٔ رژیم، این مناسبات نمی‌تواند مثل قبل باشد. در ارتباطات رژیم در عرصهٔ بین‌المللی هم کاملاً متفاوت است و تأثیر می‌گذارد. مناسبات آن به‌طور کلی  دست‌خوش تحول می‌شود. آن چیزی که در درون رژیم می‌گذرد، مشخصاً مثل قبل نیست.  ما در رخدادهای بعد از تحویل سال و یا درآستانهٔ تحویل سال و آغاز سال 97 به‌وضوح می‌بینیم که مناسبات و روابطی که با هم دارند یا دیالوگی که بینشان جریان دارد، تمامی متأثر از واقعیتی می‌باشد که اسمش را می‌گذاریم قیام،  انقلاب، توفان انقلاب یا موضوع براندازی که مشکل همه روزهٔ رژیم است. سوال: بحث ما دربارهٔ جنگ و جدال درونی رژیم است. تأثیر قیام به‌طور خاص روی این موضوع چطور است؟ محمدعلی توحیدی: اگر بخواهیم مخاصمات و جنگ و جدالی که بینشان جریان دارد را در واقعیت شعار اصلی انقلاب، زیر ذره‌بین بگذاریم و روی آن مکث کنیم، متأثر از این شعار است که «اصلاح‌طلب، اصولگرا ـ دیگه تمومه ماجرا». به این عبارت، به صرف یک شعار نگاه می‌کنیم، اما الآن در صحنهٔ سیاسی به‌عنوان یک واقعیت می‌بینیم؛ یعنی ماجرای یک واقعیتی به لحاظ سیاسی قبل از دی ماه، در دو دهه وجود داشت. این یک ماجرای سیاسی درون رژیم بود؛ یعنی بازی اصلاح‌طلب و اصول‌گرا بین این‌ها همین‌طوری ادامه داشت. در شرایط بعد از قیام دی، این بازی و آن کشاکش و آن بحث‌ها، ماجرایش تمام شده است. این اولین چیزی است که می‌توانم بگویم. واقعیت دوم این است که تمام کسانی که از این باند یا آن باند سر مسائل داخلی رژیم صحبت می‌کنند، می‌گویند بحران‌ها به یک وضعیت تعیین کننده رسیده است. حالا به‌طور مشخص سال 97 را می‌گویم. در اواخر سال بیشتر از سال قبل صحبت می‌کردند. الآن می‌بینیم احمدی‌نژاد و همان بسیجی‌هایی که از او حمایت کردند، حرفشان این است که «سال 97 سرنوشت‌ساز و تعیین‌کننده» است. آن باند دیگر که هم صحبت می‌کند، می‌گوید «ما وضعیت و چشم‌انداز بسیار خطرناکی در پیش رو داریم. با خطر پایان کار نظام روبه‌رو هستیم». این بحث را می‌کنند. امروز هم در نماز جمعه تهران یا مشهد، سخنران می‌گفت که ما باید نظام را حفظ کنیم! چاره‌یی غیر این نداریم. یعنی چاره‌جویی‌ها بین اصلاح‌طلب و اصولگرا نیست؛ چاره‌جویی بر سر حفظ کل نظام است. نکته یا محور سوم، باز هم پایان ماجرای این جدال، ناکارآمدی و بی‌مصرفی و پایان خط این باندها را اثبات می‌کند. به‌عبارتی صحنه سیاسی رژیم را که نگاه می‌کنیم، این‌ها از هر دو طرف خود را به دستگاه خامنه‌ای عرضه می‌کنند که ما راه حل هستیم.   بسیجی‌های احمدی‌نژاد یا خود احمدی‌نژاد به خامنه‌ای نامه می‌نویسند. حرفشان این است که اوضاع دارد از کنترل خارج می‌شود؛ غیر قابل مدیریت و غیر قابل اصلاح است. به چنین نقطه‌یی رسیده‌اند. به‌صراحت گفته بودند که احمدی نژاد بیاید درست کند! آن یکی باند هم می‌گوید مسیر و راهی که می‌رویم، به ترکستان است! یک نفر از باند خامنه‌ای ـ فلاحت‌پیشه در مجلس رژیم ـ  گفته بود این سیاست منطقه‌یی که می‌رویم، سیاست انتحاری است. یعنی ایستاده‌اند و حاضر به مذاکره سر موضوع موشکی رژیم نیستند. این نمونه‌ها از بن‌بست صحبت می‌کنند؛ اما خودشان به‌عنوان راه حل عرضه می‌کنند. باند اصلاح‌طلبان و محمد خاتمی، در ابتدای قیام دی ماه 96 گفتند چاره، اصلاحات است! خاتمی، مجاهدین را هم حسابی شلاق‌کش کرد و خطر آن‌ها را گوشزد نمود.  یعنی این که ما بیاییم کاری بکنیم. در عین این‌که خودشان را عرضه می‌کنند، ولی فقیه می‌بیند همهٔ این‌ها کارت‌هایشان سوخته است. هیچ‌کدامشان مسأله‌یی از او حل نمی‌کنند؛ چون می‌گویند که ما بیاییم دستگاه را حفظ کنیم! خامنه‌ای هم می‌بیند که این‌ها دستگاه را کور میکنند که شفا نمی‌دهند!  امام جمعه خامنه‌ای در مشهد گفت «خودتان خراب می‌کنید، شکست می‌خورید، اما می‌اندازید  به گردن ولی فقیه!». هم به رئیس جمهور لاحق می‌گفت، هم به رئیس جمهور سابق. هم به آن یکی باند می‌گفت، هم به این باند. بعد ادامه داد «اگر شما خراب کنید و درس بگیرید، ما از شما متشکریم؛ اما شما همین کار را هم نمی‌کنید!». یعنی بی‌مصرفی، ناکارآمدی و به آخر خط رسیدنشان. حتی خودشان هم می‌گویند ما باید برویم دنبال یک گفتمان و حرف‌های جدید. حالا این‌ها روی دست ولی فقیه مانده‌اند؛ ولی فقیه هم روی دست این‌ها مانده است! چنین است وضعیت! یعنی آدم پایان ماجرا را به‌وضوع در صحنه می‌بیند. پس این فقط یک شعار نبود که ملت بگویند «اصلاح طلب، اصولگرا ـ دیگه تمومه ماجرا». واقعاً ماجرا به پایان رسیده و واقعاً دستگاه کار نمی‌کند. سوال: شما در بحث هفته گذشته، صحبت‌های اول سال خامنه‌ای را نشانهٔ دیگری از «توفان انقلاب» توصیف کردید. اجازه بدهید قسمت‌هایی از صحبت‌هایش در مشهد را ببینیم و سپس در این رابطه صحبت کنیم. تلویزیون رژیم، خامنه‌ای: «عده‌ی بی‌انصافی می‌کنند، از آزادی موجود استفاده می‌کنند و به‌دروغ می‌گویند آزادی وجود ندارد! رادیوهای بیگانه هم سخن آن‌ها را بازتاب می‌دهند. واقع قضیه این نیست. امروز در کشور ما آزادی فکر هست، آزادی بیان و آزادی انتخاب هست. هیچ‌کس به‌خاطر فکرش و نظرش که مخالف نظر حکومت است، مورد فشار و تهدید و تعقیب قرار نمی‌گیرد. هرکس ادعا کند که مورد فشار قرارگرفتم؛ چون عقیده‌ام در مورد فلان مسأله، مخالف حکومت بوده؛ هر کسی چنین ادعایی بکند، دروغ گفته. چنین چیزی نیست!». بسیار جالب است. الآن که ما داریم بحث می‌کنیم، رژیم رسماً اعلام کرده که می‌خواهد تلگرام را فیلتر کند. سر و صدای کارگزاران رژیم از هر دو باند هم درآمده است. همین هم یک فضیحت دیگری برای رژیم است. آقای توحیدی! چرا خامنه‌ای با این همه رسوایی که در مورد خودش، دیکتاتوری‌اش و رژیمش در سطح جهانی یا در داخل هست، با چنین صراحتی این ادعا را می‌کند؟ محمدعلی توحیدی: قبل از هر چیز در حرف‌های این‌ها توفان انقلاب را خیلی خوب می‌شود دید. بهتر است از همین حرفی که خامنه‌ای می‌زند، برای توضیح این بحث استفاده کنیم. این یک دیالوگ بین خودشان است. خامنه‌ای دارد با باندهای درون حکومتش صحبت می‌کند؛ مثلاً دارد با احمدی‌نژاد و با بقیه‌شان صحبت می‌کند. چند روز پیش هم یکی از این مهره‌های باند مغلوب ـ زیباکلام ـ می‌گفت «فرض کنیم که شما تلگرام را فیلتر می‌کنید؛ با متولدین دهه‌ها ۶۰و ۷۰و ۸۰چه کار می‌خواهید بکنید؟ مخاطب تلگرام این‌ها هستند؛ چه کارشان می‌خواهید بکنید؟». واقعیت این است که خامنه‌ای در این صحبت مخاطبین بین‌المللی، داخلی، مردم و نسل دههٔ ۶۰و ۷۰و ۸۰را ول کرده و دارد با خودش صحبت می‌کند. در داخل خود رژیم هم هنوز مرکب حرفش خشک نشده، جوابش را می‌دهند. احمدی‌نژاد به خامنه‌ای نوشت که «لطفاً این حرف‌ها که بر سر آزادی زدی، نامه کن و برای رئیس قضائیه‌ات بفرست! تو که می‌گویی آزادی هست، نفرات من را به‌خاطر آزادی زندانی کرده‌یی». یکی از اعضای باند مجاهدین انقلاب اسلامی ـ قدیانی ـ گفت که حرف‌های خامنه‌ای مثل حرف‌های «گوبلز» است. آنقدر دروغ بزرگی می‌گوید تا کسی به آن شک نکند. یعنی ولی فقیه را مثل گوبلز می‌داند. این‌ها جواب‌های داخل حکومت است. برمی‌گردیم سر بحث خودمان. خوب است شما حرف‌های امسال خامنه‌ای را با حرف‌های او در فروردین ۹۶در مشهد مقایسه کنید. آن‌جا داشت ماجرای جریان اصولگرا را دنبال می‌کرد. داشت برای نمایش انتخابات اردیبهشت، سور و سات می‌چید، برنامه می‌ریخت و مهندسی می‌کرد که چطوری آن آخوند جلاد ـ رئیسی ـ را روی کار بیاورد. یک گفتمانی داشت؛ یک ماجرایی داشت. الآن اما «دیگه تمومه ماجرا». دیگر خبری از آن حرف‌ها در سخنان ولی فقیه ارتجاع نیست؛ در حالی که همیشه در سخنان مشهدش، سیاست سال را معین می‌کند. پاسخ شما همین است. ولی فقیه دارد با خودش دیالوگ می‌کند. جوابی هم که از داخل حکومت به او می‌دهند، یکی بیانیه ابوالفضل قدیانی و یکی هم نامه ۳۰۰بسیجیِ احمدی‌نژادی است. یکی از این سر طیف دستگاه، یکی هم از آن سر طیف. یعنی در دیالوگ درونی‌شان به خامنه‌ای گفته‌اند آقا! حرف مفت نزن! در دیالوگ درونی‌شان ماجرای اصلاح‌طلب و اصولگرا هم تمام شده است. خیلی‌ها هم حرف‌های خامنه‌ای را نسبت به حرف‌های قبلی‌اش «پریشان» توصیف کرده‌اند. اتفاقاً حرف‌هایش شاهد خیلی خوبی بود که دیگر ماجرا تمام شده و مقام ولایت هم گیر کرده است. سوال: همان‌طور که اشاره کردید، در اول سال ۹۷همهٔ باندهای رژیم هشدار می‌دهند که «سال پر چالشی» است؛ «سال تعیین‌کننده» است. همه‌شان هم می‌آیند تئوری و تز می‌دهند! به نظر شما خروجی این تئوری‌ها و تزها چه خواهد بود؟ محمدعلی توحیدی: درباره تئوری‌ها و تزها، بحث مفصلی داریم که امیدوارم در برنامه‌یی به آن بپردازیم. تئوری‌ها و تزهای این‌ها رنگ و لعاب اصلاح‌طلبی و رفرم دارد. احمدی‌نژاد هم حتی گفته بود که باید اصلاحات بکنید. نکته این است که این‌ها اصلاً اعتبار «تئوری و تز» ندارد. این‌ها همه‌اش پروژهٔ امنیتی است. کل سیستم با براندازی و خطر سرنگونی روبه‌رو است و هر کس طرح و برنامه امنیتی خودش را عرضه می‌کند. یعنی شما نباید خیلی دنبال تئوری و تز بگردید تا ببینید از آن، چه در می‌آید! دربارة خروجی این موضوع هم اگر بخواهم یک پاسخ منطقی بدهم، باید بگویم که همهٔ این‌ها ـ غیر از احمدی‌نژاد که قدری از این‌ها انحراف دارد ـ  بر سر امنیت و این مسائل به روحانی رسیده‌اند. درون خودشان هم که حرف می‌زنند، از همگرایی و این چیزها می‌گویند. قیام دی ماه اولین چیزی را که از نظر سیاسی در انظار داخلی و بین‌المللی و جامعهٔ ایران باطل کرد، همین بازی و نمایش انتخابات بود. واقعیت این است که با آن کارزار مقاومت علیه آن نمایش انتخابات ـ در حالی که عده‌یی که خودشان را یک زمانی اپوزیسیون می‌دانستند، درباره روحانی بازار گرمی می‌کردند و می‌رفتند سفارت‌های رژیم و رأی می‌دادند ـ با شعار «نه جلاد ـ نه شیاد» ان را تحریم کرد و مهندسی خامنه‌ای را بر هم زد. درست یک سال از آن می‌گذرد و ما شکست آن بساط و نمایش را با تمامیتش در قیام دی ماه دیدیم. و یا همة بازی‌های آخوند روحانی را بر سر برجام، باز مقاومت ایران با پیگیری‌ها و فعالیتش برهم زد. حالا برجام روی دست دستگاه مانده است. هم روی دست رژیم مانده و هم روی دست مماشات‌گران و حامیان رژیم و بادمجان دور قاب‌چین‌های داخلی و حاشیه‌یی‌اش. رژیم در آغاز سال ۹۷با شکست این دو پروژه روبه‌رو است. در نهایت می‌رسد به آخوند روحانی که از قدیم هم بین رفسنجانی و خامنه‌ای، این روحانی یک وزنهٔ تعادلی بود که می‌گفتند می‌تواند نقطهٔ تعادلی باشد که شکاف حاکمیت، هم بیاید. یعنی شکافشان را با یک آخوند امنیتی هم بیاورند. حالا خود این سوخته و روی میز نظام است. بنابراین تدابیر امنیتی شامل کشتن، زندان و تحت عنوان خودکشی بیرون دادن، الآن گریبان خودشان را هم گرفته است. اخیراً هم سر حمید بقایی گریبانشان را گرفته است که می‌گوید من خودکشی نمی‌کنم! این بساط هم توی زندان راه افتاده است. بنابراین خروجی مؤثری ندارد. بن‌بست واضح است. راه حل و گفتمان برتر، همان براندازی است. همان مرگ بر ولایت فقیه است. همان ارتش آزادیبخش است. همان آلترناتیو و راه حلی است که این مسیر را باز کرده و به گفتمان برتر سیاسی تبدیل شده است. دشمن هم به این گواهی می‌دهد. توفان انقلاب، آغاز سال ۱۳۹۷ (گفت‌وگو با محمدعلی توحیدی) چالشها. سوال: با توجه با اولین برنامه در سال جدید، ما سال گذشته را با فصل قیام مردم ایران به پایان رساندیم. سال جدید چگونه شروع شد؟ با توجه به مسائلی که در سال گذشته داشتیم، فصل جدید و سال جدید را چگونه دیدید؟ محمدعلی توحیدی: این سوال، هم جنبه احساسی دارد هم باید به بحثهایی که در چالشها می‌کنیم، ارتباط بدهیم. در ادامه بحثهایی که داشتیم، احساسم این بود که باد به‌شدت در حال وزیدن است. در همه زمینه‌ها می‌شود دید که بحث مفصلی است؛ ولی می‌گویند که یک تصویر از هزار واژه گویاتر است. من تصویر «هفت سین» کشاورزان شورشی ورزنه در اصفهان را که در تحویل سال دیدم ـ که تراکتورها را کنار هفت سین گذاشته بودند؛ یک هفت سین شورشی با کلمات ساچمه و شمع و گاز اشک‌آور رژیم ـ به خودم گفتم که زندانیان سیاسی همیشه در زندان‌ها عید را با مضامین خودشان برگزار می‌کردند، اما توفان انقلاب طوری است که کشاورزان معترض که از یک خواست خیلی مشخص حق‌آبه (حق یک ملک یا مزرعه از آب رودخانه یا قنات)و آبشان شروع کردند، چگونه است که در تحویل سال هم به شورش ادامه می‌دهند؛ آن هم با چنین سمبل‌هایی که به‌نظر من این خیلی شروع گویایی بود. البته به صحنه سیاسی برویم حرف‌های ولی‌فقیه ارتجاع، حرف‌های روحانی ـ که سایهٴ قیام و انقلاب و هراسشان از قیام و انقلاب در به‌اصطلاح پیام‌های نوروزی‌ هر دوشان بود ـ با وجودی که سعی کردند مسأله را تحت عنوان «اغتشاشات» رفع و رجوع کنند، ولی نتوانستند زلزلهی را که زیر تخت‌های ولایت و حکومت‌شان است، کتمان کنند؛ بلکه به آن اذعان کردند که جای بحث دارد.  از بابتی هم به‌خصوص در بحث چالشهای سیاسی که داشتیم، به نظر من توفان انقلاب در حرف‌های کباده‌کشان قلابی اصلاحات، به‌خصوص درهمان روزهای اول سال یا در همان شب عید خیلی گویا و شگفت‌آور بود. هیچ چیز جز توفان انقلاب نمی‌توانست این را تبیین کند. همــه سران و کباده‌کشانشان که از قیام شروع کردند، در شروع سال حرف‌هایی زدند و همان ورشکستگی، بن‌بست و استیصال سیاسی را اذعان کردند. همان حقایقی که چند دهه به‌طور خاص می‌پوشاندند. به نظر من این‌ها خیلی حاکی از توفان قیام بود. سوال: مشخصاً به کدام حرف‌ها اشاره دارید و چه موضوع مهمی است که شما اولین بحث سال جدید را با آن شروع می‌کنید؟ محمدعلی توحیدی: به چند جمله که عوامل رژیم در ابتدای سال گفتند، اشاره می‌کنم که شاید کافی باشد. محسن آرمین، نایب رئیس قبلی مجلس رژیم، ۷فروردین: »رفتار معترضان دی ماه در میدان اصلاح‌طلبی نبود. اکثر کسانی که در این اعتراضات شرکت داشتند، نماینده گروه‌هایی از جامعه بودند که جز‌ء پایگاه اجتماعی اصلاحات محسوب نمی‌شوند. طبیعی است که اصلاح‌طلبان نتوانند گروهی را که جزء بدنه آنها محسوب نمی‌شود و میدانی که متعلق به آنهانیست، مدیریت کنند. چنین انتظاری از اصلاح‌طلبان منطقی به‌نظر نمی‌رسد». این یعنی  چه؟ یعنی آن  کشاورزان، آن  دهقانان، آن  کارگران، آن  جوانان، آن دانشجویان شورشی که به میدان آمده بودند، آن بیکاران، آن غارت‌شدگان و آن جامعهٴ به میدان آمده در اعتراضات دی ماه و در اعتراضات سراسر سال ۹۶ و اعتراض بعدی، هیچ ربطی به ما ندارند. ما مربوط می‌شویم به بخش مرفهی که شریک قدرت  است و یک قشر مرفهی از آن بهره‌مند شده است. هیچ ربطی به این‌ها نداریم. خودش میدان  را  ترک  می‌کند و این را به‌وضوح می‌گوید. اما جالب‌تر از این‌ها حرف‌های سعید حجاریان بود که مغز اینها حساب می‌شود. وی یکی از بنیانگذاران وزارت اطلاعات و دستگاه سرکوب رژیم و از دژخیمانی است که ما از دهه ۶۰او را می‌شناسیم. حجاریان می‌گوید: «من معتقدم اعتراضات ادامه خواهد داشت. چرا ادامه خواهد داشت؟ چون که روحانی قدرت لازم را برای بهبود وضعیت ندارد. در بدنه دولت فساد وجود دارد. برخی وزرا ناکارآمد هستند و از این گذشته، دولت برخی از حوزه اختیاراتش را با نهادهای نظامی شریک شده است». حجاریان کسی بود که خودش در جریان اعتراضات، وقتی رهنمودهای سرکوبگرانه و امنیتی به دستگاهها می‌داد، می‌گفت که باید همگرایی کرد و دولت روحانی را چسبید؛ چون عبور از روحانی یعنی عبور از کل نظام. الآن خودش می‌گوید دولتش فاسد و شریک نظامیان ـ یعنی پاسداران ـ غارتگر است و کاری از آن برنمی‌آید. بعد هم فاطمه صادقی ـ که دختر خلخالی قاتل و الآن  اصلاح‌طلب است ـ و حجاریان هم که خودش کباده‌کشاصلاح‌طلب‌ها و وزارت اطلاعات باشد ـ با چنین سوابقی مصاحبه داشتند؛ در این مصاحبه، مجری که از دار و دسته خودشان است، می‌پرسد که «اعتراضات دی ماه به‌لحاظ جریان‌شناسی سیاسی، نقطه عطفی به حساب می‌آید. ماجرا به‌طور خلاصه این بود که اصلاح‌طلبان که گمان می‌رفت همواره آن دیگریِ بهبودخواه هستند، ناگهان با طرح شعار اصلاح طلب، اصول‌گرا ـ دیگه تمومه ماجرا، همجنس اصول‌گرایان پنداشته شده‌اند. اساساً چرا مرزهای این دو جریان میان مردم از بین رفته است؟». مجری با این پرسش، ارزش و موقعیت جدی به این شعار می‌دهد که واقعاً قوی‌ترین شعار اعتراضات دی ماه بوده است. حجاریان جواب می‌دهد: »مردم معترض در شرایط بد اقتصادی که خود در مضیقه هستند، فکر کردند اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبان دست در دست هم در حال خوردن بیت‌المال هستند». حالا این را طوری می‌گوید که انگار مردم اشتباه کردند و توضیح می‌دهد: » ما جای زیادی نداریم در حاکمیت» و ادامه می‌دهد: »ریشهٴ دیگر این شعار  برآمده از حقیقت محض می‌باشد. بی‌پرده بگویم که اطلاح‌طلبان کانفرمیست ـ آنهایی که خود را با حکومت تطبیق می‌دهند و نمی‌دانم کدام‌ها هستند که خودشان را با حکومت تطبیق ندادند و نمی‌دهند ـ رانت‌خوار هستند؛ سابقه رانت‌خواری‌شان به چند دهه پیش بازمی‌گردد». بعد خودش در ادامه پاسخ جدی‌تر می‌دهد و می‌گوید: »قیام‌کنندگان دی ماه کلیت جمهوری اسلامی را هدف گرفته بودند. بنابراین  دو بازوی حکومت یعنی اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان را خطاب قرار داده بودند. پس توی حکومتند؛ بازوی حکومت هستند. واقعیت این است که شعار عبور از اصلاح‌طلبان، اول بار از طرف سازمان مجاهدین خلق پس از۲خرداد ۷۶مطرح شد».  یعنی آن شعاری را که مجاهدین از اول در مورد این‌ها  می‌گفتند، الآن زبان توده‌هاست و این‌ها این‌طور به آن اذعان می‌کنند.  سپس به موضوع قدرت اشاره می‌کند: »برچسب همراهی با بلوک قدرت از قبل جدا نمی‌شود، مگر آن‌که اعلام علنی کند. برای مثال مرا جزیی از بلوک قدرت می‌دانند و می‌گویند که همین برای جمهوری اسلامی وزارت اطلاعات ساخته. کافی است که طینت و ماهیتش را  بدانند». این سطح آگاهی در این انقلاب است. آن هم پایه اجتماعی‌اش. بعد هم  صحبت می‌کند که: «ما درس گرفتیم از این و می‌خواهیم برویم سر نظر استصوابی شورای نگهبان، قوه قضاییه و صدا و سیما و برویم در رابطه با این موضوعات صحبت کنیم و بتوانیم این‌ها را حل و فصل کنیم». مصاحبه‌کننده هم می‌گوید: «این‌ها نمدمالی در سیستم است!». حجاریان می‌گوید: «به هر حال شتر خوابیده از خر ایستاده بلندتر است! ما باید این حرف‌ها را بزنیم؛ حتی اگر کسی تحویل نگیرد. من فکر می‌کنم که این‌طور حرف‌ها بسیار اهمیت دارد». سوال: آقای توحیدی! از چه بابت این حرف‌ها اهمیت دارد؟ محمدعلی توحیدی: اهمیتش از سه بابت است: اول: تعیین تکلیف چالشهای این قیام است. مثلاً از اول که قیام‌ها رخ داد،  این بحث بود و حتی خارجی‌ها و ناظران سیاسی می‌گفتند که این قیام با تظاهرات سال ۸۸بسیار متفاوت است و هیچ ربطی به بدنه حاکمیت ندارد؛ حالا اصلاح‌طلب یا اصول‌گرا. این معنا و این حرف در اظهارات این‌ها هم تعیین تکلیف شد که این اعتراضات و قیام مردم وحرفهای مردم ربطی به باند اصلاح‌طلبان ندارد. یعنی بختکی را از صحنه سیاسی ایران کنار می‌زند و صحنه را روشن می‌کند. دوم: از بابت تعیین تکلیف چالشهای اساسی در سه ـ چهار دهه حاکمیت آخوندی. از دهه ۶۰ چالش اساسی این بود: حاکمیت مردم یا ولایت فقیه؟  حتی در سال ۵۹هم بود که  به سال ۶۰رسید. قبل از ۳۰خرداد که بحث سیاست را با  قتل‌عام و کشتار جمع کردند، بحث چه بود؟ بحث رأی مردم بود. بحث انتخاب مردم و حذف‌هایشورای نگهبان بود. همین تقلباتی که علیه مجاهدین در انتخابات بود. همه این حرف‌ها و بحثها همان موقع بود. همین کسانی که الآن این حرف‌ها را می‌زنند، جلوی مجاهدین ایستاده بودند، شلیک می‌کردند، شکنجه می‌کردند و می‌کشتند که چرا این حرف‌ها را می‌زنید و چرا علیه ولایت فقیه حرف می‌زنید؟  این چالش در دهه ۶۰و دهه ۷۰مگر چه بود؟ زمانی رفسنجانی میدان‌داری می‌کرد؛ بعد خاتمی آمد. مگر حرف چه بود؟ حرف مجاهدین و شورای ملی مقاومت چه بود؟ این بود: خاتمیِ مدعی اصلاحات، یک قطره حقوق بشر در حکومت جمهوری اسلامی وارد کند تا ببینیم که چه به روزشان می‌آید. بعد خاتمیِ رئیس اصلاحات و اینتئوریسین‌هایشان گفتند ما حکومت دموکراسی و حیانی داریم، ولایت فقیه داریم که حکومت دموکراسی و حیانیاست! خامنه‌ای هم می‌گفت مردم‌سالاری دینی داریم! الآن هم تاج‌زاده که کباده‌کش دیگر آنهاست می‌گوید: «ما اشتباه کردیم که ولایت فقیه را بردیم در قانون اساسی».  بعد رسیدیم به دهه ۸۰: در حمله آمریکا به عراق و آن جنگی که اتفاق افتاد، با وجود اعلام بی‌طرفی موقعیتی که مجاهدین و ارتش آزاردیبخش داشتند، همین محسن آرمین ـ و دولتشان که دولت اصلاحات بود  ـ غصه می‌خوردند که چرا مجاهدین در بمباران آمریکایی‌ها نابود نشدند؛ و با آمریکا و انگلیس قرارداد می‌بستند که مجاهدین را بعد از جنگ ۲۰۰۳آمریکا ـ عراق به رژیم تحویل بدهند. حالا کی مستقل است و کی وابسته؟  کی جنگ‌طلب است و کی برای آزادی و صلح می‌جنگد؟ این هم دهه ۸۰.  و الآن هم دهه ۹۰: چالشهای اساسی در صحنه سیاسی ایران در اظهارات خود این‌ها دارد تعیین تکلیف می‌شود.  و سوم: تمام بادمجان دور قاب چینهای باند فریب و شیادی در حاکمیت آخوندی را که صحنه سیاسی ایران را با کلمه اصلاحات ـ چه رفرمی، چه اصلاحات‌چی ـ لوث کردند، تعیین تکلیف می‌کند. مشخص می‌کند که شما بخشی از حاکمیت و بخشی از دستگاه حفظ رژیم ولایت فقیه بو دید. مگر ما چه می‌گفتیم؟ شورای ملی مقاومت در دهه ۷۰در اطلاعیه‌هایش می‌گفت ـ بعد از دهه  ۸۰هم مرتب ادامه داد ـ که اگر این‌ها راست می‌گویند که اصلاح‌طلب واقعی هستند، باشد؛ شما اصلاح‌طلب هستید؛ شماارزش‌های انقلابی را قبول ندارید؛ شما مواضع طبقاتی و تاریخی مجاهدین را قبول ندارید؛ ولی کدام اصلاح‌طلبی است که وقتی در حاکمیت خاتمی، یک روزنامه باند خودش نوشت «در سال ۶۷اتفاقاتی در زندانهای ایران افتاده است» ـ در قتل‌عام ـ خاتمی و مهاجرانی که وزیر ارشاد بود، روزنامه را بستند. این‌ها اصلاح‌طلب هستند و مجاهدین وابسته! آیا مجاهدین خواهان جنگ و بمباران نیروی اپوزیسیون بی‌طرف هستند؟ کی جنگ‌طلب است؟ کی صلح‌خواه است؟ کی آزادیخواه است؟‍ این مسائل، این چالشها و این بحثهای سیاسی که در این دوران  ادامه داشته، این‌ها تعیین تکلیف می‌شوند. این آن اهمیتی است که این‌ها خودشان رسوایی آن مسیری که رفته‌اند را  به‌وضوح دارند اذعان می‌کنند. حالا تاج‌زاده می‌گوید اشتباه کردیم که ولایت فقیه را در قانون اساسی وارد کردیم. کسی که خودش معاون وزیر کشور، حذف کننده و اداره کنندهٴ انتخاباتی بوده که با همین بساط شورای نگهبان، آزادی و حق حاکمیت مردم را سرکوب کردند. این‌ها به‌لحاظ چالشهای سیاسی خیلی مهم است. سوال: پس چرا در صحبتی که به آن اشاره کردید، همین حجاریان گفت که تنها راه‌حل، اصلاحِ اصلاح‌طلبان است؟ محمدعلی توحیدی: سؤال بسیار مهمی است. برای این‌که این‌ها اتفاقاً در همین اظهارنظرهای ناگزیر، خودشان را افشا می‌کنند. برای این‌که این‌ها اصلاح‌طلبان قلابی‌اند. این‌ها خودشان را درست نقد نمی‌کنند. این‌ها برای نقد آن دیدگاهها نیامده‌اند. این‌ها برای حفظ این دستگاه آمدند. الآن هم حرفشان «البته خمینی» است. حرف‌هاییهم که بعضی‌ها تحت عنوان اپوزیسیون می‌زدند، دیکته شده دستگاه بود. همین تاج‌زاده می‌گفت من ولایت فقیه را قبول ندارم؛ اما به این خاطر حمایت می‌کنم که آلترناتیوش خطر دارد؛ یعنی بدتر است. آلترناتیو دموکراتیک بدتر است! این‌ها اصلاح‌طلب واقعی نیستند. به همین‌خاطر نتیجه‌گیری‌اش این نمی‌شود که من اشتباه کردم.  اما درست آن چیست؟ دوباره چه می‌گوید؟ باز هم ترفند و کلک است. البته دیگر «پایان ماجرا» است. خودشان هم در خیلی جاها می‌گویند که دیگر برایشان جواب ندارد. بنابراین درست مثل خامنه‌ای که قیام شد، مثل شاه گفت که «صدای انقلاب را شنیدم» و من هم مسؤلم، من هم مقصرم؛ اما عید نوروز که در مشهد صحبت می‌کرد، گفت که تقصیر کی بود و من نبودم! این اذعان ناگزیر بعد از قیام، و شعار مردم در نفی حاکمیت، یک خروجی بازسازی برای این‌ها ندارد؛ چون قلابی‌اند. باز هم در فکر حفظ نظام هستند. باز هم همان چالش واقعی که این‌ها دنبال می‌کردند، دنبال می‌کنند. یک چالشی که از وقتی این‌ها روی کار آمدند، از وقتی که انقلاب را دزدیدند، یک چالش بوده و آن حاکمیت ملت و مردم و آزادی است. یک چالش این بود که آزادی نیروی مجاهدین را بگیرند؛  نیروی اصلی مدافع آزادی و ضدارتجاع را با انواع مارک‌ها مثل این‌که آمریکایی هستید و فلان می‌کنید. آن موقع حزب توده هم کمکشان می‌کرد که مجاهدین را از صحنه خارج کنند. بعد هم خواستند با قتل‌عام از صحنه خارج کنند. این چالش این‌ها است. به همین دلیل این‌جا هم به این ترفندها برمی‌گردنند. سوال: با این وضع که اصلاح‌طلبان حرف‌هایشان ماست‌مالی می‌شود ـ و خودشان هم این کار را می‌کنند ـ پس اهمیت حرف‌هایشان در چیست؟ محمدعلی توحیدی: این هم سؤال بسیار مهمی است. اهمیت حرف‌ها در شفاف شدن صحنه سیاسی است. برای نیروی شورشی، برای نیروی انقلابی، برای جوان ایرانی و برای میلیون‌ها ایرانی روشن می‌شود که این‌ها در طول این مدت، دقیقاً پروژه حفظ نظام و حذف مجاهدین را با انواع و اقسام داعیه‌های  به‌ظاهر تئوریک پیش می‌بردند. در حالی که این‌ها  اصلاً تئوریسین و روشنفکر به‌معنای دقیق کلمه نیستند. سانسور و پارازیت روی صدای مجاهد روی تلویزیون مجاهدین و هر کسی که از مجاهدین حمایت کند، اعمال می‌کردند. «مجاهد» را کلمه سرخ و مرز سرخ کردند. بعد هر چه بوده، یاوه بافتن بوده است. الآن این یاوه‌ها می‌رود کنار. با کنار رفتن این‌ها، نسل جوان و آنهایی که در دهه ۸۰و ۹۰به‌دنیا آمده‌اند، آگاه می‌شوند و می‌بینند که این‌ها که هستند و حالا خودشان دارند خودشان را تعریف می‌کنند. شفاف شدن صحنه، این زمینه است که آن پرده کنار برود. مثل دوره خمینی نشود که به‌دلیل سرکوب شاه، یک دجالی  مثل خمینی آمد و برد.  مجاهدین به‌دلیل استمرار و اصرار بر مشی ضد ولایت فقیه، با انکار قانون اساسی رژیم و تحریم رفراندوم قانون اساسی، به‌عنوان نیروی مسلمان دارای پایگاه اجتماعی، از این سیستم جدا شدند. گناهشان همین بود که خمینی می‌گفت چون این کار را  کردید، با شما نمی‌توان تفاهم کرد. اصلاح‌طلبان قلابی رفتند شریک شدند و در پروژهسرکوب و حذف مجاهدین شرکت کردند. الآن می‌گویند  به بن‌بست رسیدند؛ به استیصال رسیدند همین الآن هم می‌گویند که ما این یاوه را انداختیم که «اگر قیام شود، ایران سوریه می‌شود. این موهوم است». جالب است وقتی حجاریان می‌گوید که «این موهوم است»، دختر خلخالی سؤال می‌کند که «خطر سوریه شدن ایران را تا چه حد جدی می‌دانید؟». مجری:‌ یعنی آنچه که روی آن زیاد تبلیغ می‌کنند. محمدعلی توحیدی: آنچه تبلیغ زیادی می‌کنند، علیه قیام است، علیه انقلاب، علیه کانونهای شورشی، علیه حمله و تهاجم به مراکز سرکوب و حاکمیت ولایت فقیه و علیه استبداد است. این‌ها ـ همین اصلاح‌طلبان قلابی ـ علم کرده بودند که این‌جا می‌شود سوریه! حالا می‌گویند نباید این کار را بکنیم. ما فقط باید تمکین کنیم به ولایت. به‌قول خودش «شتر خوابیده باشیم که از خر ایستاده، قدش بلندتر است». بعد حجاریان می‌گوید «خطر سوریه‌یی شدن و شعارهای مربوط به آن موهوم هستند». فاطمه صادقی ـ دختر خلخالی ـ می‌گوید که «به اعتقاد من مادامی که اصلاح‌طلبان نتوانند نقش میانجی را ایفا کنند و حاکمیت به همین شکل ادامه دهد، اوضاع بدتر خواهد شد. در نتیجه هر سناریویی متصور است. نفس این دعوا  که ایران سوریه می‌شود، از ناخودآگاه ترس خورده اصلاح‌طلبان و ناتوانی آنها از مواجهه با بن‌بست سیاسی پرده برمی‌دارد».  روشن می‌شود این‌ها را که خودشان اعتراف می‌کنند، تازه بخشی را می‌گویند.   نسل جوان جامعه، فضای سیاسی ایران، چالشهای سیاسی جدی و واقعی و اصیل در ایران، از این بختک آزاد و رها می‌شود. آن‌وقت توفان انقلاب، راه و مسیر خود را که حتماً مسیرآزادی، مسیر حاکمیت مردم و مسیر یکپارچگی ایران است، پیدا می‌کند؛ مسیرآینده، به‌قول مصدق «سعادت ایران وایرانی» است.
پنج شنبه, 09 فروردين 1397 ساعت 21:21

سمفونی مقاومت، ترانه سرودهای مجاهدین

محمد سیدی کاشانی:‌ سمفونی مقاومت، ترانه سرودهای مجاهدین - به انضمام سرنوشت رقت آور و عبرت انگیز شاعری که در برابر شیخ و شاه زانو زد و ارتجاع او را به یغما برد برای مطالعه این کتاب لطفا اینجا را کلیک کنید
به‌دعوت دفتر نمایندگی شورای ملی مقاومت ایران در آلمان، گردهمایی نوروزی به‌هنگام تحویل سال 97 در دروازه براندنبورگ در برلین برای همبستگی با قیام سراسری مردم ایران برگزار گردید و مراسم تحویل سال 97 در گردهمایی مجاهدان آزادی و سخنرانی خانم مریم رجوی بطور مستقیم در مراسم تحویل سال نو پخش شد. در گردهمایی برلین، هموطنان بویژه جوانان ایرانی به همراه شماری از اعضای شورای ملی مقاومت و هنرمندان و شاعران و نویسندگان میهنمان و هم چنین شماری از نمایندگان پارلمان فدرال آلمان، منتخبان مردم و شخصیتهای سیاسی آلمانی در این گردهمایی شرکت داشتند، از جمله: اشتفان فون داسل، شهردار منطقه مرکزی برلین کاتارینا لندگراف، نماینده پارلمان فدرال از  حزب حاکم دمکرات مسیحی رودلف هنکه  نماینده پارلمان فدرال کلاوس دیتر گروهلر  نماینده پارلمان فدرال  و همچنین لئو داتسن برگ  عضو پیشین رهبری فراکسیون دمکرات مسیحی در مجلس فدرال آلمان شرکت کنندگان و سخنرانان گردهمایی نوروزی در برلین با قیام آفرینان ابراز همبستگی کردند و ضمن گرامیداشت یاد شهیدان قهرمان قیام، خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط دستگیر شدگان قیام گردیدند.
ولید فارس مشاور دونالد ترامپ در زمان رقابتهای انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا درباره انتخاب جان بولتون به‌‌عنوان مشاور امنیت ملی کاخ سفید گفت: سناتور روبیو درست گفته است رژیم ایران و بنیادگراها از جان بولتون بدشان می‌آید چونکه از پایداری و پشتکار او در هراسند. آنها می‌دانند که او با ترفندهای آنها تحت تاثیر قرار نمی‌گیرد. وی افزود:‌ کسانی که بایستی به خشم آمده باشند رژیم ایران و تروریستها هستند. این خبر بدی برای آنهاست.
رهبر موقت و درمانده نظام در پیام نوروزی خود نه تنها دست به تحریف واقعیت های موجود در جامعه مملو از نفرت از حکومت آخوندی زد، بلکه فراتر از آن با سرهم کردن آسمان و ریسمان، تلاش نمود تا اذهان عمومی را نسبت به اوضاع بغایت درهم ریخته و بلبشو در درون حاکمیت منحرف نماید. سخنان بغایت متناقض خامنه ای بحدی مسخره و غیر جدی بود که حتی صدای نزدیک ترین قلم بدستان حکومتی را نیز به هوا بلند کرد. رهبر وامانده نظام با اعلام شعار اصلی حاکمیت مبنی بر «حمایت از کالا های ایرانی» موجی از ریشخند هم میهن امان در شبکه های اجتماعی را برانگیخت. انتشار تصاویر «رهبر معظم» که در حال پیاده شدن از بی ام دبلیو ضد گلوله است و یا پخش تصاویر آخوند های فربه، دزد و غارتگر حکومتی در ویلاهای لوکس با ماشین های خارجی چند میلیاردی و تصاویر آقازاده های حکومتی در کشورهای خارجی و یا نمونه ای این چنینی تماما پاسخ های منطقی مردمی زجر کشیده و تحت ستمدیده به حکومتی فاسد و مزوری است که «چون به خلوت می رود، آن کار دیگر می کنند». خامنه ای که در چنبره ای از بحران های لاعلاج سیاسی و اقتصادی گیر افتاده، از جمله گفت: «ما نسبت به اقتصاد ملی خودمان باید تعصب داشته باشیم. مصرف جنس خارجی یکی از عیوب مهم ماست. ما بایستی تعصب داشته باشیم نسبت به مصرف داخلی و جنس داخلی و اقتصاد ملی‌مان».  این سخنان را رهبر حکومتی بیان می کند که رکود شدید اقتصادی در ایران اکنون نتیجه مستقیم همان سیاست مخرب «اقتصاد مقاومتی» وی می باشد. چرخه اقتصاد اکنون براین منطق در میان سیاست های دو باند متخاصم گیر افتاده و چرخ های گری اقتصاد ولایت عنقریب یکی پس از دیگری در حال شکستن می باشند. رکود شدید اقتصادی که به بنابر داده های رژیم اکنون به تعطیلی بیش از ۶۰ درصد از واحد های صنعتی و تولیدی کشیده شده است، به یقین ماحصل دو فاکتور مهم یکی وجود خیل عظیم کالاهای بنجل وارداتی و دیگری باند های مافیایی و غارتگر رژیم برای پر کردن کیسه های گشاد حکومتی می باشند. دراین راستا است که اکنون جامعه جوان ایران با بیش از هفت میلیون بیکار و خط فقر بالای ۸۰ درصد دست و پنجه نرم میکند؛ و هیچگونه «تعصب حکومتی» نیز برای برون رفتن مردم از این بحران دیده نمی شود! «فضاحتی» بنام ولی فقیه!  یک تئورسین تیرخورده نظام که سال های متمادی رهبریت و مدیریت شکار و کشتار مجاهدین و مبارزین را در رژیم آخوندی عهده دار بود، در تازه ترین سخنان، ضمن زدن زیرآب ولی نعمت خود گفت: «رئیس‌جمهور واقعی مقام رهبری است، چرا که هم فرمانده کل قواست هم رئیس قوه قضاییه را نصب می‌کند، هم حکم رئیس‌جمهور را تنفیذ می‌کند و هم از طریق شورای نگهبان صلاحیت کاندیداهای قوه مقننه را احراز می‌کند»  سخنان حجاریان، مغز متفکر «وزارت اطلاعات رژیم» به یقین از سر «بی عقلی» و یا «بیکاری» نیست، بلکه ترجمان دیدگاهی در درون رژیم است که بی وقفه تلاش دارد تا اساس «جمهوریت نظام» را با حذف پست «ریاست جمهوری» و «نمایش رای و رای کشی های قلابی» در دیکتاتوی ولی فقیه برای همیشه «حل و فصل» نماید. شاخص این سیاست نیز کسی نیست، بجر همان «رهبر موقت» نظام که در ۲۵ مهر ۹۰ طی سخنانی بی محابا گفته بود: «اگر روزی در آینده احتمالا دور، احساس شود که نظام پارلمانی برای انتخاب مسئولان قوه مجریه بهتر است هیچ اشکالی در تغییر ساز و کار فعلی وجود ندارد».  همچنین این تئورسین نظام آخوندی که بوی سرنگونی نظام را از فردای قیام توده های گرسنه در دیماه گذشته بخوبی گرفته است، قدری فراتر رفته و با برشمردن «قدر قدرتی ولایت» و ضمن زدن لگدی محکم به وی ادامه می دهد:  رهبر یا همان ولی‌فقیه، یک شورای نگهبان «نصب» می‌کند. شورای نگهبان، کاندیداهای مجلس خبرگان را مشخص می‌کند. اعضای آن مجلس خبرگان در حقیقت، انتصابی، ولی‌فقیه را در منصبش، نصب می‌کنند! تا دوباره و در یک دور و تسلسل بی‌پایان!، رهبر، خبرگان را نصب کند و خبرگان، رهبر را به این می‌گویند بزرگترین کلاشی سیاسی جهان در قرن حاضر! فضاحتی که در آن، ولی‌فقیه، فعال بلافصل و نیروی هژمونیک هر سه قوه است! رئیس قوه قضاییه را خودش راسا منصوب می‌کند. حکم رئیس قوه مجریه رئیس‌جمهور را خودش تنفیذ می‌کند. اعضای مجلس یعنی قوه مقننه را هم از طریق شورای نگهبانش غربال می‌کند!.  برگرفته از سایت همبستگی ملی
 مستند جدید حسن داعی: شبکه پولشوئی، رشوه و قاچاق بین‌المللی علی صدر هاشمی‌نژاد و نظام ایران به اتهام نقض تحریم‌های آمریکا متلاشی شد  
  اثر بخشی تغییرات اخیر در کابینه پرزیدنت ترامپ برای ایجاد دگرگونی در ایران، در کانون سخنان مقام‌های پیشین آمریکایی حاضر در مراسم نوروزی شورای ملی مقاومت ایران بود که در یکی از معروف ترین هتل‌های پایتخت آمریکا برگزار شد. تام ریج، اولین وزیر امنیت داخلی آمریکا، که در مراسم جمعه شب، سوم اسفند حاضر بود، انتخاب آقای بولتون را نوید بخش تغییرات ژرف در ایران دانست. او به صدای آمریکا گفت: «آنچه انتخاب آقای بولتون را بسیار جالب و هیجان انگیز می‌کند، اینست که وی فردی شفاف، صریح و رک گوست. او درباره نتایج سازش با ملاها در تهران، درباره حمایتش از سازمان مجاهدین خلق و خانم رجوی، و درباره نیاز به دستیابی به ایرانی آزاد و رها شده و بدون هرگونه تسلیحات اتمی بارها صحبت کرده است. دیدگاهش در راستای سیاست دولت پرزیدنت ترامپ برای مقابله با نفوذ ایران در یمن، سوریه و دیگر نقاط خاورمیانه است. بنابراین از دید من انتخاب فردی که نگرانی‌های خاصی برای مقابله با ایران به عنوان دولت رتبه نخست حامی تروریسم دارد، بسیار مثبت است.» رابرت جوزف که پس از آقای بولتون در سمت معاون وزیر خارجه در امور کنترل تسلیحات و امنیت بین الملل کار کرده است، نیز ابراز امیداوری کرد که معرفی همکار پیشینش به عنوان مشاور امنیت ملی کاخ سفید و همچنین جابجایی مایک پمپئو از سی آی ای به وزارت خارجه بتواند به تغییر رژیم در ایران کمک کند. او گفت: «هردو گزینه‌های پرزیدنت ترامپ روحیه و عزم جدیدی را برای دستیابی به اهدافی که همه ما به دنبال آن هستیم برای دولت به ارمغان می‌آورند. از دید من، هدف اصلی سرنگونی رژیم است. تغییر رژیم تنها راه حل برای مردم ایران است؛ رژیمی که آن را سالیان دراز تحمل کرده‌اند. آرزومندم در چارچوب روحیه ایام نوروز که تحول را به همراه می آورد ما شاهد تحول خوبی برای مردم ایران باشیم. » آدام ارلی، سفیر پیشین آمریکا در بحرین، ترمیم اخیر در کابینه را امری عادی دانست و گفت که گزینه‌های جدید همسوتر با ریاست جمهوری، سیاست و راهبرد او را در قبال ایران به پیش می برند. او گفت: «آن دو مانند ترمز روی خودرو عمل می کردند. حالا این ترمزها رفته اند و به جای آن آقایان، پمپئو و بولتون مثل پدال گاز عمل می‌کنند و به سیاست پرزیدنت ترامپ در قبال ایران شتاب خواهند داد.» او اضافه کرد: «این دو نظراتی قاطع نسبت به ایران دارند و میدانند که رژیم صرفا با اعمال فشار مضاعف، رفتار و اقداماتش را عوض خواهد کرد. نتایج ملموس این تغییر را ما در خروج از برجام و اعمال تحریم‌های سخت شاهد خواهیم بود.» در این مراسم که در هتل می فلور شهر واشنگتن برگزار شد و با پخش موسیقی و پذیرایی با غذاهای ایرانی ویژه نوروز همراه بود، علیرضا جعفرزاده، معاون نمایندگی شورای ملی مقاومت ایران در آمریکا در گفتگو با بخش فارسی صدای آمریکا انتخاب آقای بولتون را اقدامی امیدوار کننده برای تحقق یافتن راهبرد دولت آمریکا در قبال ایران دانست. او گفت: «چیزی که تضمین کند در منطقه صلح و ثبات برقرار شود و جنگ طلبی رژیم ایران متوقف شود، اتخاذ یک سیاست قاطع علیه رژیم است. به همین دلیل ما برای آقای بولتون آرزوی بیشترین موفقیت و پیشبرد همین سیاست را داریم.» آقای جعفر زاده همچنین از پیام نوروزی پرزیدنت ترامپ که عمدتا بر مقابله بر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استوار بود، استقبال کرد. او گفت: «از سرکوب فیزیکی تا سرکوب سایبری در دست سپاه است به همین دلیل از پیام پرزیدنت ترامپ و سیاست او استقبال می کنیم و فکر می‌کنیم که باید قاطع‌‌تر از گذشته باشد و محدودیت‌های مشخص علیه رژیم و به خصوص سپاه برقرار شود چون در این صورت کار مردم ایران برای یکسره کردن کار نظام ساده تر می‌شود.» این مراسم اندکی پس از پیام نوروزی پرزیدنت ترامپ برگزار شد که در جریان آن آقای ترامپ نوید مقابله‌ای قاطع تر با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را داد.
روز  پنجشنبه  رئیس جمهوری ایالات متحده از انتخاب «جان بولتون» به عنوان مشاور جدید امنیت ملی کاخ سفید انتخاب کرد . جان بولتون فردی شناخته شده در میان ایرانیان استوی دیپلمات و سیاستمدار ۶۹ ساله آمریکایی متولد شهر بالتیمور در ایالت مریلند در نزدیکی واشنگتن است. سابقه خدمت او در وزارت خارجه، سازمان ملل و بعد همکاری با اندیشکده هایی که حوزه سیاست خارجی آمریکا را دنبال می کنند، موجب شده تا آقای بولتون شناخت خوبی از رژیم و نهادهای آن مثل سپاه پاسداران داشته باشد.جان بولتون از سال ۲۰۰۱ در مقام معاون وزیر امور خارجه در امور کنترل تسلیحات و امور امنیت بین‌المللی دولت بوش بود و در مقطعی در دولت جرج بوش به عنوان سفیر آمریکا در سازمان ملل حضور یافت.آقای بولتون  صراحتا در موضع گیری های خود از تغییر رژیم ایران می گوید در سالهای گذشته بارها در نشست‌های شورای ملی مقاومت علیه رژیم ملاها سخن گفته است. در تیرماه سال گذشته و کمی بعد از روی کار آمدن دولت ترامپ، آقای بولتون در گردهمایی سالانه مجاهدین خلق ایران در پاریس شرکت کرد و گفت: اکنون یک بازبینی در سیاست ایالات متحده در برابر حکومت ایران در جریان است و همزمان با آن، سنای آمریکا دست به تصویب قطعنامه ای علیه ایران زده است که در برگیرنده تحریم های گسترده است ... همزمان که عملیات از میان بردن خلافت داعش به پایانی موفقیت آمیز نزدیک می شود، نباید اجازه دهیم که تهران به هدفی که از مدتها پیش در نظر دارد و آن ایجاد یک دروازه کنترلی از ایران و طریق بغداد و دولت عراق، رژیم بشار اسد سوریه و تروریست های حزب الله در لبنان، برسد. آقای بولتون همچنین در بخشی دیگری از سخنان گفت نتیجه بررسی سیاست ایران از سوی دولت پرزیدنت ترامپ باید این باشد که عمر انقلاب اسلامی ایران نباید به ۴۰ سال برسد... این هدفی است که بسیاری از ما در ایالات متحده دنبال می کنیم. آقای بولتون از آن دسته دیپلمات های آمریکایی است که صراحتا سپاه پاسداران را یک گروه تروریستی می داند. او فروردین سال گذشته در نشستی در سنای آمریکا گفت سپاه در لیست گروه های تروریستی باشد. آقای بولتون از ابتدا با توافق هسته ای ایران مخالف بود و بارها در این مورد سخنرانی کرده است. آقای بولتون حتی طرح هایی هم برای خروج دولت ترامپ از برجام ارایه داده بود. هفت شهریور سایت نشنال رویو بخشی از طرح آقای بولتون را منتشر کرده که او به پرزیدنت ترامپ پیشنهاد کرده بود، باید با انعکاس رفتارهای ایران از جمله تأمین منابع مالی برای عملیات تروریستی، توجه جهان را بیشتر به عملکردهای غیرقابل قبول ایران جلب کرد. به نظر آقای بولتون برای خروج از توافق هسته ای با ایران باید چهار قدم اصلی به این شرح برداشته شود: اول، رایزنی سریع و بدون سر و صدا با بازیگران عمده مانند فرانسه، بریتانیا، آلمان، اسرائیل و عربستان سعودی. دوم، تنظیم و تدوین مدارکی که تشریح کننده آن هستند که توافق به نفع منافع ملی آمریکا نیست، ایران چگونه آنرا نقض کرده و چرا از زمان توافق رفتار ایران در منطقه بدتر شده است. سوم، آغاز کمپینی دیپلماتیک؛ خصوصاً در اروپا و خاورمیانه با تأکید بر اولویت داشتن خطرهایی که از سوی ایران متوجه جهان است. چهارم، برنامه ریزی یک کمپین برای جلب حمایت و همراهی کنگره و افکار عمومی در داخل و خارج از آمریکا.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان