01212020سه شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27

گزارش، تحلیل، مصاحبه

ژان سيلوستر مونگرونيه - از مؤسسة توماس مور و محقق انستيتوي فرانسوي ژئوپلتيک تعدادي از ما متقاعد هستيم که توافق ژوئيه ۲۰۱۵ توافق بدي بوده است. فکر نکنم نياز باشد خيلي در اين موضوع به تفصيل و تشريح بحث کنيم. در نهايت پايتخت‌هاي اروپايي که سه قدرت اصلي اتحاديه اروپا به شمار مي‌آيند و پايه‌هاي اصلي مذاکرات چنين توافقي بودند، راه پس و پيش نداشتند. يا بايد چشمشان را به ايرادهايي که در زمينه گسترش بالستيکي و بي‌ثبات‌کردن خاورميانه به (رژيم) تهران گرفته مي‌شد مي‌بستند و در يک کلام بر مي‌گشتند به توجيه وضعيت موجود و آن‌چه واقعيت ندارد و يا در مرحلة بعد بايد تحريم‌هايي را به مرحلة اجرا مي‌گذاشتند؛ اما نه در چارچوب زير علامت سئوال بردن توافق ۲۰۱۵ چون به نظر مي‌رسد که کمابيش به آن پايبند بودند، بلکه با اين روح که مشکل اصلي اين است که اين توافق کامل نبوده و توافق بدي بوده و به هرحال تحريم‌هايي در زمينة برنامة بالستيکي از يک طرف و بي‌ثبات کردن خاورميانه از طرف ديگر به مورد اجرا گذاشته مي‌شد. با رد اين قرارداد در تاريخ ۸ مي گذشته، رئيس‌جمهور آمريکا دونالد ترامپ، ما را مجبور به افتادن در يک ميانبر کرد؛ چون اوضاع بالکل زير و رو شد. در اين داستان منافع واقعي امنيتي در ميان هستند، چه به‌خاطر تهديد مستقيم اين رژيم و اهداف استراتژيکي آن، چه به‌دليل تهديدهاي غير مستقيمي که ناشي از بي‌ثباتي خاورميانه توسط سياست (رژيم) ايران هستند. واقعيت اين است که منافع امنيتي، خيلي مهم‌تر از مسائل بازار و مسائل تجاري است که متأسفانه مباحثي که در فرانسه يا در اروپا مي‌شود منحصر به آن هستند. بنا بر اين بايد تحريم‌هايي اعمال شود و بايد به اين تحريم‌ها برسيم که همان‌طور که گفتم حداقل بايد شامل برنامة بالستيکي بشود. نقطة مشترک همة اين مسائل، اعم از برنامة بالستيکي تا برنامه اتمي و پتانسيل آن، يا بي‌ثباتي خاورميانه، سپاه پاسداران است که محور اصلي و ستون فقرات رژيم است و بايد اين ستون فقرات را نشانه گرفت. نتيجة بلافصل آن، موضوع رژيم و تغيير رژيم به ميان مي‌آيد.   سفير رابرت جوزف - معاون پيشين وزارت خارجة آمريكا در امور كنترل تسليحاتي از ديدارتان خوشحالم. اجازه بدهيد هم‌چنين از دعوت گردانندگان تشكر كنم در رابطه با ضميمه ۲ (برجام) فقط يک نکته را اضافه مي‌کنم. ضميمه ۲ يکي از معايب مرگبار برجام است. ما مي‌توانيم يک جلسة کامل را به اين معايب بپردازيم؛ از جمله راستي‌آزمايي غير مؤثر که اجازه مي‌دهد رژيم ايران به‌دنبال سانتريفيوژهاي پيشرفته باشد؛ ناکامي در پوشش پروژة موشکي، ناکامي در پرداختن به فعاليت‌هاي بالقوه نظامي که توسط آژانس برملا شده بود. ما مي‌توانيم هم‌چنان و هم‌چنان ادامه بدهيم. اما فکر مي‌کنم اکنون اينها را پشت سر گذاشته‌ايم؛ چرا که در هشتم ماه مي پرزيدنت ترامپ کاري کرد که من آن‌را يک تصميم صحيح و شجاعانه براي خروج از برجام مي‌دانم. در رابطه با سئوال شما در مورد تحريم‌ها و اين‌که آيا تحريم‌ها مؤثرند يا خير، جواب من اين است که تحريم‌ها مي‌توانند مؤثر باشند. تحريم‌ها هنگامي مي‌توانند کارايي داشته باشند که بخشي از يک استراتژي وسيع‌تر باشند به‌نظرم هم‌چنين ضروري است توجه کنيم که تحريم‌ها هنگامي بهترين کارايي خود را دارند که با حمايت از مردم همراه باشند. منظورم مردم ايران است. رژيم تلاش کرده وانمود كند كه تحريم‌ها عليه مردم ايران است. ولي ما مي‌توانيم از اعتراضاتي که در طول سال گذشته بارز شد ببينيم که مردم ايران خريدار چنين حرفي نيستند. آنها مي‌‌دانند علت چيست و به‌طرز درستي رژيم را مقصر مي‌دانند. آنها مي‌دانند که اين رژيمي است که منابع طبيعي ايران را سوء مديريت کرده است. اگر نگويم دهها ميليارد دلار، ‌اما ميلياردها دلار براي اشتباهاتش در سوريه و لبنان و يمن و براي حمايت از تروريست‌هاي وابسته، هزينه کرده است. اين رژيمي است که تا بن استخوان فاسد است ما به‌تازگي تحريمهايي را عليه بانک مرکزي (رژيم) ايران به‌خاطر انتقال پول از سپاه پاسداران به حزب‌الله اعمال کرديم. در اين رابطه ما مي‌توانيم کارهاي بسيار زيادي بکنيم. ما هم‌چنين مي‌توانيم دامنة تحريم‌ها را فراتر از داد و ستدهاي نفتي و مالي،‌ به بخش معدن، مهندسي و ساخت و ساز گسترش بدهيم. اکنون شما مي‌توانيد ببينيد که شرکت‌هاي کشتيراني،‌ بيمه و نفت پيشاپيش در حال حرکت براي رها کردن روابطشان با (رژيم) ايران هستند. آنها گفته‌اند، تنها در شرايطي به کارهايشان ادامه ‌مي‌دهند که از اعمال تحريم‌ها در مورد آنها چشم‌پوشي شود. پمپئو هم‌چنين به‌تازگي گفته است که چنين چيزي غير ممکن است در همين‌جا به سخنانم خاتمه مي‌دهم.   مايكل پريجنت - تحليلگر امور خاورميانه از بنياد هادسون آمريكا متشکرم از اين‌که مرا به اين پنل دعوت کرديد. آن‌چه که الآن متفاوت است اين است که نيروي قدس سپاه پاسداران و رژيم ايران، ديگر يک حامي مشابه آن‌چه که در سال 2009 داشتند، ندارند. از 2009 تا 2013 رژيم ايران با سخت‌ترين تحريم‌ها تا آن زمان مواجه بود. با وجود اين، قادر بود به اقدامات بسيار بي‌ثبات‌کننده‌يي دست بزند. علت اين امر اين بود که آنها يک حامي داشتند و اين حامي، دولت آمريکا بود، کساني در دولت آمريکا که براي رسيدن به برجام، يعني معامله با (رژيم) ايران تلاش مي‌کردند. علائم متعدد براي گشايش بين ولي فقيه و دولت اوباما رد و بدل مي‌شد، با اين مضمون که به ما نشان بدهيد که جدي هستيد. اول، از ايالات متحده خواسته شد که جديت خود را نشان دهد. بنابراين ما شروع به آزاد کردن عوامل نيروي قدس سپاه در عراق کرديم. در حالي که قبل از آن، هرگز چنين کاري نمي‌کرديم. زيرا دست آنها به خون آمريکايي‌ها و عراقي‌ها آغشته بود. ولي ما شروع به آزاد کردن آنها کرديم. آنها کساني بودند که قاسم سليماني خواهان (آزادي‌شان) بود. به‌رغم تحريمها، نيروي قدس سپاه پاسداران توانست برخي اقدامات بسيار بي‌ثبات‌کننده در عراق و لبنان انجام دهد. ضميمة شمارة 2 برجام يک حراج بود. اين ضميمه، برجام را به يک توافق بد تبديل کرد. اگر بخواهيم از کلمات اصلي استفاده کنيم، يک توافق ناکامل. اين ضميمه در اساس، شبکه‌هاي عملياتي و لجستيکي تروريستي نيروي قدس سپاه پاسداران را دوباره فعال کرد. بانک‌ها را از ليست سياه خارج کرد. افراد را از ليست سياه خارج کرد. پس آن‌چه اين‌بار متفاوت است اين است که رئيس‌جمهور، به‌خاطر آن‌چه که نيروي قدس سپاه پاسداران انجام مي‌داد از برجام خارج شد. الآن اين توافق از دست رفته است. قرار است موضوعات تحريم را مورد ريزبيني قرار بدهيم. از جمله ثروت شخصي ولي فقيه که حدود 190 ميليارد دلار است. هم‌چنان‌که گفتيد، تحريم‌ها کافي نيستند. آن‌چه که بايد علاوه بر اين برجسته شود ثروت شخصي قاسم سليماني، ثروت شخصي فرمانده بسيج، ثروت شخصي فرمانده آن است. منظورم محمدرضا نقدي است که فرمانده بسيج بود. او مسئول سرکوب اعتراضات سال 2009 بود. او مشمول معافيت از تحريم‌ها شد. ما بايد ثروت شخصي اين افراد را منتشر کنيم، به‌خاطر نيروهايي که در موردشان صحبت کرديم. خبر خوبی که مي‌شنوم، چيزي که به‌نظر من خوب است اين است که بخش خصوصي به حرف‌هاي دولت‌هاي اروپايي گوش نمي‌دهند که به آنها اطمينان مي‌دهند و مي‌گويند، بايد در ايران سرمايه‌گذاري کنند. بخشي خصوصي در اروپا وقتي که آمريکا در برجام بود نسبت به رفتن به ايران مردد بود. الآن کمتر مردد است. آ‌نها ممکن است به دولت‌هاي خودشان گوش ندهند که مي‌گويند اين کار را بکنيد. ولي به خزانه‌داري ايالات متحده گوش مي‌کنند.‌ آمريکا به‌تازگي اعلام کرد که هيچ معافيتي براي واردات نفت (رژيم) ايران براي هيچ شرکتي صادر نمي‌‌کند. بنابراين (رژيم) ايران در حال از دست‌دادن دوستان خود است. اگر به‌سمت ساختن بمب بروند، اروپا را از دست مي‌دهند. اگر به‌سمت ساختن بمب بروند، روسيه ناچار به کنار کشيدن مي‌شود. چون روسيه نمي‌خواهد که جمهوري اسلامي در مرزهايش، داراي سلاح اتمي باشد؛ و چين هم در يک کلام از سرازير کردن ميلياردها دلار به اقتصاد ايران براي جبران ترديدهاي شرکت‌هاي بخش خصوصي آمريکا و اروپا خسته شده است. صحبتهاي من همين بود.
پنل دوم کنفرانس بین‌المللی ایران: چشم‌انداز تغییر، که روز ۲۹ ژوئن ۲۰۱۸ برابر با ۹ تیرماه در پاریس برگزار شد، نقش سپاه پاسداران و مداخلات رژیم در منطقه مورد بررسی قرار گرفت. در این کنفرانس ولید فارس، ژنرال چاک والد - جانشین پیشین فرمانده نیروهای آمریکا در اروپا، ژنرال جیمز کانوی - فرمانده پیشین تفنگداران دریایی آمریکا، محمد سولامی، رئیس مؤسسه بین المللی مطالعات ایران، ریاض یاسین-سفیر یمن درفرانسه، وزیر خارجه پیشین، فردریک آنسل-نویسنده ومحقق ژئو پلتیک متخصص درامور خاورمیانه و ایو ترار - معاون سردبیر روزنامه فیگارو فرانسه شرکت داشتند. ریاض یاسین-سفیر یمن درفرانسه، وزیر خارجه پیشیناولاً خیلی متشکرم که ما را به این جلسه بسیار مهم دعوت کردید. اول از همه اگر واقعاً می‌خواهیم درک کنیم که چرارژیم ایران در سایر کشورها دخالت می‌کند، به‌نظرم علت آن به‌سادگی این است که این در قانون اساسی آنها نوشته شده است. نباید از این واقعیت در آینده چشم‌پوشی شود. فکر می‌کنم این واقعاً نشان‌دهنده آن است که آنها این را در هر صورت ادامه خواهند داد. ثانیاً فکر می‌کنم همه می‌دانند، رژیم ایران همواره دو، سه استراتژی اصلی را در پیش می‌گیرد، یا تلاش می‌کنند بین سنی‌ها و شیعیان مشکل ایجاد کنند که قبلاً وجود نداشت، که به‌طور خاص در یمن و درباره آن صحبت خواهم کرد، یا ایجاد نوعی «انقلاب» با این ادعا که دارند به فقرا کمک می‌کنند؛ و تمام این هرج و مرج و آنارشی را ایجاد می‌کنند و نکته دوم انتقام‌جویی است که آنها به‌طور مثال در عراق انجام داده‌اند. طبعا ما شبکه‌های جاسوسی را در سال ۲۰۱۲ دستگیر کردیم و وقتی حوثی‌ها صنعا را اشغال کردند آنها را آزاد کردند و آنان با خوشحالی به ایران بازگشتند. این واقعه نشان می‌دهد که چه اتفاقی افتاده است. در ژانویه ۲۰۱۳ مقام‌های یمنی هم‌چنین یک کشتی رژیم ایران را متوقف کردند، آنها تلاش داشتند مواد انفجاری و موشک‌های زمین به هوا، ۲ یا سه مورد از آن‌را به داخل کشور قاچاق کنند. این فقط موردی است که می‌توانید در مطبوعات پیدا کنید، ولی ما موارد بیشتری را توقیف کرده‌ایم و نمی‌دانیم چه میزان تاکنون توانسته وارد کشور بشود. در مارس ۲۰۱۶ به‌عنوان مثال، یک هلی‌کوپتر که با ناو نیروی دریایی فرانسه به‌نام پرووانس کار می‌کرد، یک قایق مشکوک را در ساحل جزیره یمنی سقطری مواجه شد. نیروهای فرانسوی یک انبار تسلیحات مخفی‌شده در زیر تورهای ماهیگیری را پیدا کردند؛ این فقط یک نمونه است. یک مورد دیگر در فوریه ۲۰۱۶ ناو اچ.ای.ام.اس. داروین استرالیا نیز یک کشتی کوچک ماهیگیری را در ساحل عمان توقیف کرد و میزانی تیربار، تیربارهای پی.کی.ام. قطعات یدکی، لوله‌های خمپاره و از این قبیل در آن یافت. لذا اگر بخواهم فهرست آن‌ را بگویم، بیش از ۵ ساعت طول خواهد کشید. شورای امنیت نتیجه‌گیری کرد که رژیم ایران تحریم تسلیحات اعمال‌شده بر یمن را نقض کرده، آن هم از طریق عدم جلوگیری از شبه نظامیان حوثی برای کسب موشک‌های رژیم ایران. لاشه‌های موشک‌ها که از یمن به عربستان شلیک شده، دخالت رژیم ایران در یمن را اثبات می‌کند، از طریق ارسال این تسلیحات به باند حوثی‌ها. به‌طور مشخص گزارش ملل متحد می‌گوید که جمهوری اسلامی در عدم تبعیت از قطعنامه ۲۲۱۶ قرار دارد، این مهم‌ترین قطعنامه‌یی است که در تمام بخش‌هایش، حدود ۸ بخش، تأیید می‌کند که حوثی‌ها باید عقب‌نشینی کنند و نباید از این تسلیحات استفاده کنند و باید از (قطعنامه) ملل متحد تبعیت کنند، اما آنها هیچ کاری را نمی‌پذیرند و طبعاً این با حمایت رژیم ایران صورت می‌گیرد. نه تنها در داخل کشور، بلکه هم‌چنین در خارج کشور و همیشه. هم‌چنین می‌بینید و در می‌یابیم که آنها از تکنولوژی جدیدی استفاده می‌کنند که در یمن وجود نداشته و همه نسبت به توانمندی و توانایی‌های موجود در یمن آگاهند. اکنون حوثی‌ها پهپادهای انتحاری را استفاده می‌کنند، از UAV یعنی هواپیماهای بدون سرنشین مسلح استفاده می‌کنند، یعنی تکنولوژی‌هایی که مربوط به رژیم ایران است و ما شواهد تمام اینها را داریم. هم‌چنین موشک‌های کورنت را یافته‌ایم با شماره‌های سریال مشابه تولیدات رژیم ایران. همان‌طور که گفتم، می‌توانیم موارد بسیاری را از مداخله (رژیم ایران) در یمن ذکر کرد. آخرین مورد این‌ است که ما به‌تازگی در یافتیم که بیش از ۲۵۰ کارشناس رژیم ایران در مناطق مختلف حدیده دیده شده‌اند، ما متوجه حضور بسیاری از (نیروهای) رژیم ایران و حزب‌الله در آنجا شدیم که دست به هر نوع اقدام خصمانه‌یی می‌زنند و حوثی‌ها را برای کارگذاری مین و تله‌های انفجاری و همه انواع مواد انفجاری کمک می‌کنند. به همین دلیل مقداری کند پیش می‌رویم، ولی انتظار داریم که به‌زودی حدیده و بقیه یمن را آزاد کنیم. متشکرم. فردیک آنسل - نویسنده ومحقق ژئو پلتیک، متخصص درامور خاورمیانه پیشروی رژیم ایران در منطقه، پنج نقطه است. اولین آن، و مهم‌ترین، حزب‌الله است با استدلال بسیار جالب از جمهوری اسلامی از سال ۱۹۸۲، از زمان ایجاد این گروه سیاسی، اجتماعی و به‌خصوص پلیسی و نظامی در جنوب لبنان، استدلال این بود که شیعیان جنوب لبنان باید از نظر اجتماعی و اقتصادی نمایندگی شوند.  امروز این یک دولت در دولت، در لبنان است و بدتر از آن این گروهی است که حتی به پیمان‌های عربی احترام نمی‌گذارد. بطور خاص، مسلماً در سوریه است که رژیم ایران یک شکل واقعی از امپریالیسم بسیار سخت را به کار می‌گیرد. و همچنین ارتکاب جنایات در بخشی از جمعیت و علیه تعدادی از مخالفان دیکتاتور سوریه، نه تنها با استقرار، نه فقط به‌عنوان سرباز- کماندو، بلکه با استقرار پایگاه‌های نظامی واقعی و ثابت بر روی زمین، مشکل ایجاد می‌کند؛ لذا هدف تداوم و پایگاه‌های نظامی که در آن موشک‌های بالستیک ذخیره شده برای تهدید کاملاً تمام منطقه، کل خاورمیانه، محدوده موشکی نه تنها به مرزهای ایران، بلکه در سوریه نیز اعمال شده و کل منطقه را تهدید می‌کند.از لحاظ هزینه‌ها وموضوعی که به خوبی الآن مطرح شد، خسته از جنگ‌های رژیم ایران در سوریه، مردم ایران به تنگ آمده‌اند. ابوبرار ـ معاون سردبیر روزنامه فیگارو فرانسه تشکر از شما آقای رئیس، تشکر از مقاومت ایران که من‌را به سمینار خود دعوت کردید و تشکر از شما که به سخنانم گوش می‌دهید. می‌دانم که بسیاری از شما از خارج کشور می‌آیید و من از این فرصت استفاده می‌کنم تا مقداری از منطقه خارج بشوم، اگر که اجازه بدهید، تا به شما درباره دیدگاه فرانسه بگویم، منظورم افکار عمومی فرانسه است معنی و مفهوم و رویکرد فرانسوی‌ها در قبال این واقعه بسیار مهم، مقداری دیدگاهی را خلاصه می‌کند که نسبت به ایران از سال ۱۹۷۹ و به قدرت رسیدن خمینی وجود داشته است. مشکل این است که هرگز آموزشی در این رابطه صورت نگرفت و هرگز بسیاری از فرانسوی‌ها و حتی روشنفکران و کارشناسان صدایشان را بلند نکردند تا سخنرانی‌ها و اظهارات و نوشته‌های به‌خصوص آیت‌الله خمینی را بازگو کنند که وقتی آنها را به‌خوبی می‌خوانید - و من به میزانی آنها را خوانده‌ام- می‌بینید که دقیقاً به صدور مدل رژیم ایران به کل جهان عرب و مسلمان فرا می‌خواند و نیز به کل کشورهای جهان. که باید این امپریالیسم بنیادگرا در همه‌جا مستقر می‌شد و متأسفانه این اظهارات، به هیچ عنوان در سخنان و حتی در مطبوعات غربی و به‌ویژه در مطبوعات فرانسه ترجمه نشد. به توافقی باز می‌گردم که رئیس‌جمهور آمریکا آن‌را رد کرد، طبعاً بیشتر مطبوعات و افکار عمومی، تلاش کرد نقاط مثبت و منفی آن‌را ارزیابی کند و در نهایت آنها خیلی بیشتر به مخالفت با رد (توافق) علاقه دارند تا به موافقت با آن. دلیل آن واضح است، چون پشت آن منافع تجاری وجود دارد. این منافع تجاری، می‌دانید که به حدود ۱۳۰ تا ۱۵۰ میلیارد دلار بالغ می‌شود و حدود ۲۵۰ قرارداد که یا در مسیر درست قرار داشت و یا به امضا رسیده بود و در پایان فرانسه فکر کرد که می‌تواند اقتصاد، صنعت و توانایی خود را در ایران بازیابد، آن هم با چند مورد از بزرگ‌ترین مارک‌هایش و البته نه فقط مارک‌های بزرگ. این استدلالی است که خیلی تأثیرگذار بوده یعنی این‌که خب به هر حال برای تجارت می‌توان حتی با یک رژیم سرکوبگر خود را تطبیق داد، رژیمی که یک دیکتاتوری است، به‌رغم این که لباس مدراسیون بر تن دارد، می‌دانید این کلمه را در فرانسه خیلی دوست دارند. افرادی واقعاً شرور هستند و افرادی هم شرورهای مدره. حال در فرانسه از شرورهای مدره خوششان می‌آید! و از آنها نفرت ندارند. به این صورت پس اگر مشکل ما را حل می‌کند، بهتر است با این توافق خود را منطبق کنیم تا این‌که آن‌را رها کنیم. با این حال من حقیقت را به شما می‌گویم: فکر نمی‌کنم که خیلی پیش رفته باشیم و بیش از آن‌چه واقعاً گفته می‌شود در ارتباط با وضعیت سلاح اتمی یا پیشرفت سلاح اتمی رژیم ایران پیش نرفته‌ایم. رویکرد رئیس‌جمهور فرانسه چه باید باشد و چه رویکردی می‌تواند از طرف مقام‌های فرانسوی در پیش گرفته شود؟ آن هم امروز که این توافق توسط آمریکایی‌ها رد شده و ما در وضعیتی بسیار پیچیده هستیم.
شورای ملی مقاومت ایران، روز چهارشنبه در بروکسل نتایج تحقیقات خود را در مورد ساختار دستگاه اطلاعات رژیم ایران در اروپا و اشخاص کلیدی در سلسله مراتبی که به گفتة اين شورا درگیر سو قصد خنثی‌شده علیه گردهمايي برای ایران آزادبوده اند که ۳۰ ژوئن گذشته در پاریس برگزار شد بوده‌اند، ارائه داد.
روز چهارشنبه ۱۷ مرداد ماه، یک کنفرانس مطبوعاتی افشاگرانه در بروکسل درباره توطئه تروریستی رژیم آخوندی علیه گردهمایی بزرگ مقاومت و شبکه جاسوسی و تروریسم رژیم در اروپا، با حضور حقوقدانان برجسته و وکلای مقاومت ایران ویلیام بوردون و ریک وانرویسل، سید احمد غزالی نخست‌وزیر پیشین الجزایر، سرژ دو پاتول نماینده پارلمان بروکسل و محمد محدثین مسئول کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت برگزار شد.
 به قلم نزار جاف وقتی درغلبه یا مقابله با مشکلی که در اساس قابل حل است یأس نا امیدی به اذهان و قلبها راه پیدا میکند، آنگاه اراده از بین رفته و روحیه‌ها خردمیشود تا جائیکه انسان در مقابل قضا و قدر دست ساز خودش تسلیم میگردد.
سخنرانی‌نصر الحریری -رئیس هیأت مذاکره اپوزیسیون سوریه سلام و درود خداوند بر شما خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران
کولبری کاری بسیار سخت و پرمشقتی است که نه تنها آسیب های جسمی بخاطر استمرار حمل بارهای سنگین را بدنبال دارد ، بلکه درآمد ناچیز کولبران و بازاریان مرزی چون خوشایند دزدان و چپاولگران حاکم نیست و همه چیز را برای جیب های گشاد خودشان می خواهند، ماموران جنایتکارشان را گمارده اند که این زحمتکشان را به گلوله ببندند و کشتار کنند. و با بستن مرزها سالهاست میلیونها تن از بازاریان و کسبه شهرهای مرزی را که تنها راه درآمد شان واردکردن کالاهای مختصری است که توسط کولبران حمل می شود بخاک سیاه نشانده اند. رژیم وحشی آخوندها حتی اسبها و قاطرهای کولبران راهم کشتار می کند و مناطق مرزی پیوسته شاهد صحنه های فجیعی از این جنایتها و اعتراضات کولبران زحمتکش است. البته این وضعیت محصول بیش از سه دهه حاکمیت دیکتاتوری فاسد آخوندهاست. در ماده ۲۶بیانیه شورای ملی مقاومت ایران در مرداد ماه گذشته دراین باره ‌آمده است: یکی از نمادهای روشن بحران بیکاری و عبور اقتصاد کشور از مرزهای فاجعه، کولبری و جان باختن مستمر کولبران در اثر شلیک مأموران رژیم یا در اثر سرما و ریزش بهمن است. در حالی که سالانه 25میلیارد دلار (سه برابر بودجه عمرانی کشور) معاملات قاچاق در ایران صورت می گیرد كه سرنخ آن در دست خامنه ای و سپاه پاسداران است. شمار زیاد کولبران محروم، که برخی منابع آن را 300 هزار نفر اعلام می کنند (خبرگزاری حکومتی ایلنا،20 بهمن 1395) و از هیچ گونه حقوق کار برخوردار نیستند، به بهانه به اصطلاح مبارزه با قاچاق، هدف تهاجم حکومت هستند. کولبران که در میان آنها از کودکان ۱۰ساله تا زنان و مردان ۸۰ ساله و دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی نیز دیده می شوند، به طور مستمر در معرض خطراتی مانند تیراندازی مستقیم نیروهای سرکوبگر انتظامی رژیم، ریزش بهمن، غرق شدن در رودخانه، سرمازدگی یا سقوط به دره قرار دارند. رژیم دزد و غارتگر آخوندی که میلیاردها دلار کالای قاچاق از بنادر ویژه سپاه پاسداران وارد می کند کولبران زحمتکش را به بهانه وارد کردن جنس قاچاق با شقاوت آخوندی به رگبار گلوله می بندند و خانواده های زیادی را بی سرپرست می کنند. یک گزارش که در رسانه های خود رژیم در اردیبهشت ماه درج شده بخوبی دلیل بستن مرزها و جنایتها و کشتار چند ساله اخیر صدها کولبرمحروم را توسط رژیم را افشا می کند. 4 هفته از اعتصاب بازاریان شهرهای مرزی در استانهای کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی بدلیل بستن مرز ها و افزایش هزینه تعرفه های گمرکی می گذرد یکی از بازاریان بانه به یک رسانه رژیم می گوید:‌کولبرها برای وارد کردن هر کیلو بار از مرز چهار هزارتومان دستمزد می گیرند، در حالی که دولت می خواهد خودش این بار را وارد کند و به جای چهار هزارتومان برای هر کیلو بار از ما 15 هزارتومان بگیرد. یعنی کولبری که با وارد کردن یک یخچال سایدبای ساید 200 هزارتومان دستمزد می‌گرفته بیکار می شود و ما هم برای وارد کردن این یخچال باید به دولت 800 هزارتومان پول بدهیم. این رسانه حکومتی با تیتر چشم کولبران به مرز! می نویسد:‌کولبرها یکی یکی از هم خبر می‌گیرند تا اگر اندک جایی از مرز باز باشد، شبانه به کردستان عراق بروند و اندکی جنس بیاورند تا شاید به اندازه 100 یا 200 هزار تومان کسب معاش و زندگی شان بگذرد. بیمه کولبرها، کارت گمرک و کارت پیله وری همه این ها تنها در حد حرف باقی مانده و هیچ کمکی به زندگی و گشایش رزق و روزی کولبران نکرده است. تنها عایدی اش برای آن‌ها، ترس و اضطراب‌شان از تیرخوردن و کشته‌شدن است که در مقابل رفت‌وآمدشان به مرز باید بپردازند.
هم‌ميهنان آمريكايي. امروز مي‌خواهم جهان را به‌روز كنم دربارة تلاش‌هايمان براي جلوگيري از دستيابي (رژيم) ايران به تسليحات اتمي. رژيم ايران حامي اصلي تروريسم است و موشك‌هاي خطرناك را صادر مي‌كند، به منازعات در سراسر خاورميانه سوخت مي‌رساند و از عوامل و شبه نظاميان تروريست هم‌چون حزب‌الله، حماس، طالبان و القاعده حمايت مي‌كند. طي ساليان، (رژيم) ايران و عواملش سفارت‌ها و مراكز نظامي آمريكا را بمب‌گذاري كرده‌ وصدها تن از نيروهاي آمريكايي را كشته و شهروندان آمريكايي را ربوده و زنداني و شكنجه كرده اند. رژيم ايران سلطة درازمدت هرج و مرج و ترور خود را با غارت ثروت‌هاي مردم اين كشور تأمين مالي كرده است. هيچ‌يك از اقدامات اين رژيم خطرناك‌تر از تلاش آن براي دستيابي به تسليحات اتمي و امكانات حمل آنها نبوده است. در سال 2015 دولت قبلي همراه با ساير كشورها وارد توافقي دربارة برنامة اتمي (رژيم) ايران شد. اين توافق به‌عنوان برنامة جامع اقدام مشترك يا برجام شناخته مي‌شد. در تئوري، اين باصطلاح «توافق ايران» قرار بود از ايالات متحده و متحدانمان در برابر جنون بمب اتمي (رژيم) ايران حفاظت كند، سلاحي كه فقط بقاي رژيم ايران را به مخاطره خواهد انداخت. در واقع، اين توافق به (رژيم) ايران اجازه داد كه به غني‌سازي اورانيوم ادامه بدهد و متعاقباً به آستانة گريز اتمي برسد. اين توافق تحريم‌هاي فلج‌كنندة اقتصادي را از روي (رژيم) ايران برداشت آن هم در برابر محدويت‌هاي بسيار ضعيف بر فعاليت اتمي رژيم و بدون هيچ‌گونه محدوديتي بر ساير رفتار شرورانة آن، از جمله فعاليت‌هاي تهديدآميز آن در سوريه، يمن و ساير نقاط در سراسر خاورميانه. به بيان ديگر، در لحظه‌يي كه ايالات متحده حداكثر اهرم فشار را در اختيار داشت، اين توافق وحشتناك به رژيم -رژيمي كه آكنده از ترور است - ميلياردها دلار داد، از جمله ميزاني از آن به‌صورت نقد كه امري شرم‌آور براي من به‌عنوان شهروند و براي همة شهروندان ايالات متحده است. يك توافق سازنده مي‌توانست به سادگي در همان زمان منعقد شود، اما چنين نشد. در قلب توافق (با رژيم) ايران، يك افسانة بزرگ وجود داشت مبني بر اين‌كه اين رژيم قاتل فقط در پي يك برنامة انرژي صلح‌آميز اتمي است. امروز ما شواهد قطعي در اختيار داريم كه وعدة (رژيم) ايران دروغ بوده است. هفتة گذشته، اسراييل اسناد اطلاعاتي را منتشر كرد كه مدت‌ها توسط (رژيم) ايران پنهان شده بود و به‌طور قطعي رژيم ايران و تاريخچة تلاشش براي دستيابي به تسليحات اتمي را به نمايش مي‌گذاشت. واقعيت اين است كه اين توافق وحشتناك و يك‌جانبه هرگز و هرگز نبايد صورت مي‌گرفت. (اين توافق) منجر به آرامش نشد، صلح را به ارمغان نياورد و هرگز هم نخواهد آورد. در سال‌هاي بعد از انعقاد اين توافق، بودجة نظامي (رژيم) ايران تقريباً 40 درصد افزايش يافته و در همين حال اقتصاد آن وضعيت بسيار بدي دارد. بعد از رفع تحريم‌ها، اين ديكتاتوري از پول‌هاي جديد براي ساختن موشك‌هاي با قابليت حمل اتمي، حمايت از تروريسم و ايجاد هرج و مرج در سراسر خاورميانه و فراتر از آن استفاده كرد. اين توافق به‌قدري ضعيف مورد مذاكره قرار گرفت كه حتي اگر (رژيم) ايران به‌طور كامل از آن تبعيت كند، اين رژيم هم‌چنان مي‌تواند در مدت‌زمان كوتاهي در آستانة گريز اتمي قرار بگيرد. مفاد غروب اين توافق كاملاً غير قابل قبول هستند. اگر اجازه مي‌دادم كه اين توافق باقي بماند، به‌زودي يك مسابقة تسليحات اتمي در خاورميانه به‌راه مي‌افتد. همه خواهان آن خواهند بود كه وقتي (رژيم) ايران به (چنين تسليحاتي) دست يابد، تسليحاتشان آماده باشد. آن‌چه وضعيت را بدتر مي‌كند اين است كه مفاد بازرسي فاقد مكانيسم‌هاي مناسب براي جلوگيري، شناسايي و مجازات تقلب است و حتي از حق نامحدود بازرسي بسياري از اماكن مهم از جمله تأسيسات نظامي برخوردار نيست. نه تنها اين توافق جلوي جاه‌طلبيب‌هاي اتمي (رژيم) ايران را نمي‌گيرد، بلكه هم‌چنين به توسعة موشك‌هاي بالستيك توسط اين رژيم كه توانايي حمل كلاهك‌هاي اتمي را دارند نيز پاسخ نمي‌دهد. در نهايت، اين توافق هيچ‌كاري را براي مهار فعاليت‌هاي بي‌ثبات‌كنندة (رژيم) ايران، از جمله حمايت آن از تروريسم انجام نمي‌دهد. از زمان اين توافق، جاه‌طلبي‌هاي خونين (رژيم) ايران فقط به‌نحوي گستاخانه افزايش يافته است. با توجه به اين نواقص آشكار، من در اكتبر گذشته اعلام كردم كه توافق (با رژيم) ايران يا بايد مجدداً مورد مذاكره قرار گيرد يا تمام بشود. سه ماه بعد در 12 ژانويه، من شروطم را تكرار كردم. من روشن ساختم كه اگر اين توافق نمي‌تواند اصلاح شود، ايالات متحده ديگر جزوي از آن نخواهد بود. طي چند ماه اخير، ما تعامل تنگاتنگي با متحدان و شركايمان در سراسر جهان داشتيم، از جمله با فرانسه، آلمان و انگلستان. هم‌چنين با دوستانمان در سراسر خاورميانه مشورت كرديم. ما در فهممان نسبت به اين تهديد و اعتقادمان مبني بر اين‌كه (رژيم) ايران هرگز نبايد به سلاح اتمي دست يابد، متحديم. بعد از اين مشورت‌ها، براي من روشن است كه ما نمي‌توانيم جلوي دستيابي (رژيم) ايران را به بمب اتمي، تحت ساختار پوسيده و فاسد توافق كنوني، بگيريم. توافق (با رژيم) ايران از هستة مركزي‌اش معيوب است. اگر كاري نكنيم، دقيقاً مي‌دانيم كه چه رخ خواهد داد. فقط طي مدتي كوتاه، بزرگ‌ترين حكومت حامي تروريسم، در آستانة دستيابي به خطرناك‌ترين تسليحات جهان قرار خواهد گرفت. به همين دليل، امروز اعلام مي‌كنم كه ايالات متحده از توافق اتمي (با رژيم) ايران خارج خواهد شد. چند لحظة ديگر، من يك دستور رياست‌جمهوري را امضا خواهم كرد، براي برقراري مجدد تحريم‌هاي اتمي آمريكا عليه رژيم ايران. ما بالاترين سطح از تحريم اقتصادي را ايجاد خواهيم كرد. هر كشوري كه به (رژيم) ايران در تلاشش براي دستيابي به تسليحات اتمي كمك كند، قوياً توسط ايالات متحده تحريم خواهد شد. آمريكا ديگر توسط باج‌خواهي اتمي به گروگان گرفته نخواهد شد. ما اجازه نخواهيم داد شهرهاي آمريكا با تهديد نابودي مواجه شوند. و ما اجازه نخواهيم داد رژيمي كه شعار «مرگ بر آمريكا» مي‌دهد، به مرگبارترين تسليحات جهان دست يابد. اقدام امروز يك پيام حياتي مي‌فرستد: ايالات متحده ديگر تهديدات توخالي به‌عمل نمي‌آورد. وقتي من وعده‌هايي مي‌دهم، به آن پايبندم. در واقع، در اين لحظه، وزير پامپئو در مسير كرة شمالي است براي آماده‌سازي ديدار آتي من با كيم جونگ اون. طرح‌ها در حال انجامند. روابط ايجاد مي‌شوند. اميدواريم توافقي صورت گيرد و با كمك چين، كرة جنوبي و ژاپن، آينده‌يي با شكوفايي و امنيت عالي بتواند براي همه محقق شود. در حالي كه از توافق (با رژيم) ايران خارج مي‌شويم، با متحدانمان براي يافتن يك راه حل واقعي، جامع و بادوام براي تهديد اتمي (رژيم) ايران كار خواهيم كرد. اين شامل تلاش‌ها براي از بين‌بردن تهديد برنامة موشك بالستيك (رژيم) ايران، متوقف‌كردن فعاليت‌هاي تروريستي آن در سراسر جهان و بلوكه‌كردن فعاليت تهديدآميز آن در سراسر خاورميانه خواهد بود. هم‌زمان تحريم‌هاي قدرت‌مند، به‌طور كامل اعمال خواهند شد. اگر اين رژيم به جاه‌طلبي‌هاي اتمي خود ادامه بدهد، با مشكلات بزرگ‌تري از هر زمان ديگر در گذشته، مواجه خواهد شد. دستور رياست‌جمهوري ایالات متحده برای خارج شدن آمريكا از برجام و اقدامات افزوده براي مقابله با دخالتهای شرورانة رژيم آخوندی درمنطقه و بستن تمامی مسیرهای دستيابي اين رژيم به سلاح اتمي کاخ سفید ۸می ۲۰۱۸(۱۸ ارديبهشت 1397) سايت رسمي كاخ سفيد در روز 18 ارديبهشت، دستور رياست‌جمهوري آمريكا براي خروج ايالات متحده از برجام را كه دونالد ترامپ بعد از سخنراني خود آن‌را به امضاء رساند، منتشر كرد. دستور رياست‌جمهوري آمریکا تحت عنوان «متوقف‌كردن شركت آمريكا در برجام و در پيش‌گرفتن اقدامات افزوده براي مقابله با نفوذ شرورانة (رژيم) ايران و جلوگيري از تمامي مسيرهاي دستيابي (رژيم) ايران به سلاح اتمي» صادر شده و به مقامات ارشد دولت آمريكا از جمله، وزير خارجه، وزير خزانه‌داري، وزير دفاع،وزير دادگستري،وزير انرژي،وزير امنيت داخلي، مشاوران و دستیاران رئیس جمهور، نمايندة تجاري ايالات متحده، سفیر آمريكا در سازمان ملل ، مديران اطلاعات ملي و اطلاعات مركزي و اف بی آی و رئيس ستاد مشترك نیروهای مسلح آمریکا، ابلاغ شده است. در بخشهایی از این فرمان آمده است : (رژيم) ايران هم‌چنان اصلي‌ترين حكومت حامي تروريسم در جهان است و از حزب‌الله، حماس، طالبان، القاعده و ديگر شبكه‌هاي تروريستي پشتيباني مي‌كند. (رژيم) ايران هم‌چنين به سوخت‌رساني به خشونت فرقه‌يي در عراق ادامه مي‌دهد و از جنگ‌هاي داخلي شرورانه در يمن و سوريه حمايت مي‌كند. (اين رژيم) مرتكب نقض‌هاي شديد حقوق بشري مي‌شود و به‌طور خودسرانه (شهروندان) خارجي از جمله شهروندان ايالات متحده را تحت اتهامات جعلي و بدون روند عادلانة قانوني، دستگير مي‌كند. شكي نيست كه (رژيم) ايران در گذشته تلاش كرده از طريق پيگيري تسليحات اتمی خود را در دستیابی به هدفهایش تقويت كند و برنامة غني‌سازي اورانيوم این رژیم، توانمندي بازسازي برنامة اورانيوم با درجة تسليحاتي را در صورتي كه چنين تصميمي بگيرد، فراهم مي‌سازد. دونالد ترامپ در ادامه می افزاید :به‌عنوان رئيس‌جمهور، من يك استراتژي جامع را در قبال (رژيم) ايران تأييد كرده‌ام كه شامل هدف استراتژيك جلوگيري از تمامي مسيرهاي (رژيم) ايران به‌سمت سلاح اتمي است. برخي گمان مي‌كردند كه برجام رفتار (رژيم) ايران را تعديل خواهد كرد. اما از زمان شروع برجام، (رژيم) ايران فعاليت‌هاي بي‌ثبات‌كنندة خود را در منطقة پيرامونش فقط افزايش داده و نيروهاي (رژيم) ايران يا (نيروهاي) تحت الحمايه این رژیم به سوريه، عراق و يمن رفته‌اند و هم‌چنان بخش‌هايي از لبنان و غزه را كنترل مي‌كنند. هم‌زمان (رژيم) ايران در (اقدامي كه) مستقيماً با پروتكل الحاقي توافق جامع پادمان آن با آژانس مغايرت دارد، به‌طور علني اعلام كرده است كه از دسترسي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي به تأسيات نظامي جلوگيري خواهد كرد. در سال 2016، (رژيم) ايران دو بار حد ذخيرة آب سنگين تحت برجام را نقض كرد. اين رفتار غير قابل قبول است، به‌خصوص براي رژيمي كه به پيگيري تسليحات اتمي در نقض التزاماتش تحت پيمان منع گسترش تسليحات اتمي، شناخته شده است. در ادامه دستور ریاست جمهوری امریکا آمده است :‌در 12 ژانويه 2018، من دو مسير رو به پيش را تشريح كردم؛ يا نواقص فاجعه‌بار برجام تا 12 مي 2018 اصلاح شوند يا اگر چنين نشود، ايالات متحده مشاركت در اين توافق را متوقف خواهد كرد. من روشن ساختم كه اين آخرين فرصت است و در فقدان تفاهمي براي اصلاح برجام، ايالات متحده، آن‌را ادامه نخواهد داد.اين تفاهم تحقق نيافت و من امروز وعدة خود را براي پايان‌دادن به مشاركت ايالات متحده در برجام عملي مي‌كنم و اقدامي را كه غلط مي‌دانم، تأييد نخواهم كرد. فراتر از آن، من به اين نتيجه رسيده‌ام كه به سود ايالات متحده است كه تحريم‌هايي را که در ارتباط با برجام برداشته شده يا رفع شده‌، در سريع‌ترين زمان ممكن، مجدداً اعمال كند. دستور ریاست جمهوری سپس در پنج بخش سیاستهای مشخص شد در این فرمان را برشمرده است: بخش اول: سیاست آمریکا: اين سياست ايالات متحده است كه از دستيابي (رژيم) ايران به سلاح اتمي و موشك‌هاي بالستيك بين‌قاره‌يي جلوگيري كند، شبكه و كارزار تجاوز منطقه‌يي (رژيم) ايران خنثي شود، دسترسي سپاه پاسداران و عوامل آن به منابعي كه فعاليت‌هاي بي‌ثبات‌كنندةشان را تقويت مي‌كند، مختل شود و با توسعة تهاجمي توامندي‌هاي موشك‌ها و ديگر تسليحات نامتقارن و متعارف این رژیم مقابله شود. بخش دوم: پايان‌دادن به مشاركت ايالات متحده در برجام. وزير خارجه بايد در مشورت با وزير خزانه‌داري و وزير انرژي، تمامي گام‌هاي مناسب را براي متوقف‌كردن مشاركت ايالات متحده در برجام بردارد. تغییر گوینده بخش سوم: برقراري مجدد تحريم‌هاي ايالات متحده: وزير خارجه و وزير خزانه‌داري بايد فوراً شروع به برداشتن گام‌هايي براي اعمال مجدد تمامي تحريم‌هاي ايالات متحده بكنند كه در ارتباط با برجام برداشته يا رفع شده بردارند؛ این تحریمها از جمله عبارتند از (تحريم‌هاي اعمال‌شده) طبق قانون اختيار دفاع ملي براي سال مالي 2012، قانون تحريم‌هاي (رژيم) ايران در سال 1996، قانون كاهش تهديد (رژيم) ايران و حقوق بشر سوريه در سال 2012، و قانون آزادي ايران و مقابله با توسعه در سال 2012. اقدامات برای برقرار تحریمها بايد در اسرع وقت صورت گيرند و در هيچ‌يك از موارد نبايد (اين اقدامات) ديرتر از 180 روز بعد از تاريخ اين دستور (رياست‌جمهوري) انجام شود.   بخش چهارم. كسب آمادگي براي احتمالات منطقه‌يي. وزير دفاع و مسئولان تمامي ساير آژانس‌هاي مربوطه بايد براي پاسخ‌دادن سريع و قاطعانه به تمامي حالت‌هاي ممكن تجاوز (رژيم) ايران عليه ايالات متحده و متحدان و شركاي ما، آماده‌سازي كنند. وزارت دفاع بايد تضمين كند كه ايالات متحده ابزار (لازم) براي متوقف‌كردن (رژيم) ايران در توسعه يا دستيابي به سلاح اتمي يا سيستم‌هاي حمل مرتبط با آن‌را توسعه مي‌دهد و حفظ مي‌كند.   بخش پنجم. مانيتور رفتار اتمي (رژيم) ايران و مشورت با متحدان. آژانس‌ها بايد گام‌هاي مناسب را براي قادر ساختن ايالات متحده به ادامة مانيتور رفتار اتمي (رژيم) ايران در پيش بگيرند و هم چنین در زمینه مشاوره با متحدان آمریکا راجع به توافقات بين‌المللي به منظور مقابله با مجموعة تهديدهاي (رژيم) از جمله تهديدهاي سلاح اتمي و موشك بالستيك، توصیه های خود را به رئيس جمهور ارائه دهند. دستورالعمل وزارت خزانه‌داري آمريكا بازگشت تحريم‌های اولیه وثانویه عليه رژيم آخوندي ايالات متحده دسترسي سپاه پاسداران را به سرمايه‌ها براي تأمين مالي فعاليتهای شرورانة قطع خواهد كرد 18 ارديبهشت 1397 وزارت خزانه‌داري آمريكا با صدور بيانيه‌يي دربارة تصميم رئيس‌جمهور اين كشور براي خارج‌شدن از برجام و اعمال مجدد تحريم‌ها، اعلام كرد: «دفتر كنترل دارايي‌هاي خارجي وزارت خزانه‌داري، براي اجراي تصميم رئيس‌جمهور، دست به اقدام فوري مي‌زند. تحريم‌ها برخي پس از 90 روز و برخي پس از 180 روز بعد از مهلت مقرر شده، مجدداً اعمال خواهند شد و تحريم‌هاي قابل اجرا به‌طور كامل باز مي‌گردند. اين شامل اقداماتي تحت اختيارات تحريم‌هاي اوليه و نيز تحریمهای ثانويه خواهد بود». استيون منوچين وزير خزانه‌داري آمريكا تأكيد كرد: « ايالات متحده دسترسي سپاه پاسداران را به سرمايه‌ها براي تأمين مالي فعاليت شرورانة (رژيم) ايران قطع خواهد كرد؛ از جمله در رابطه با موقعيت (اين رژيم) به‌عنوان بزرگ‌ترين حكومت حامي تروريسم، استفادة آن از موشك‌هاي بالستيك عليه متحدان ما، حمايت آن از رژيم وحشي اسد در سوريه، نقض‌هاي حقوق بشري عليه مردم (ايران) و سوءاستفادة آن از سيستم مالي بين‌المللي». وزارت خزانه‌داري آمريكا هم‌چنين بيانيه و دستورالعملي را دربارة اعمال مجدد تحريم‌ها عليه رژيم و ابعاد و مشخصات آن صادر كرده و مي‌نويسد: «همخوان با رهنمود رئيس‌جمهور، بخش‌ها و آژانس‌ها، روند اجراي دورة 90 روزه و 180 روزة پایان‌یافتن فعالیت‌های مربوط به (رژيم) ایران را شروع خواهند كرد. برای اجرایی‌کردن مهلت خاتمة تدریجی، روز سه‌شنبه وزارت خارجه معافیت‌های قانونی لازم از تحریمها را صادر کرد وزارت خزانه‌داري در بيانية خود تأكيد كرده است: دولت ايالات متحده به کاربرد تهاجمی اختياراتش برای هدف قرار دادن رفتار شرورانة (رژيم) ایران ادامه خواهد داد...». در اين بيانيه سپس فهرستي از تحريم‌ها عليه رژيم منتشر شده است.    
در «کنوانسیون ایران آزاد برای دموکراسی و حقوق بشر» در حمایت از قیام سراسری مردم ایران، نمایندگان جوامع و انجمن‌های ایرانی از ۴۰ ایالات آمریکا شرکت و شماری از آنها سخنرانی کردند. در شروع این گردهمایی، سعید شمس، دکتر آزاده سامی و دکتر زهره طالبی ضمن خوشآمدگویی به حاضران، اهداف برگزاری این گردهمایی را تشریح کردند.   دکتر فیروز دانشگری در سخنان خود در گردهمایی جوامع ایرانیان مقیم امریکا، نحوه آشنایی خود با مجاهدین در جریان انقلاب ضدسلطنتی و سپس دستگیری و به زندان انداخته شدنش توسط رژیم آخوندی را توضیح داد. وی با ذکر سوابق علمی و تحقیقاتی خود و ریاست دپارتمانها و مراکز بزرگ آکادمیک و پزشکی و تدوین مقالات و کتابهای علمی و آموزش صدها دانشجو از سراسر جهان در زمینه پزشکی گفت: آنچه برای من بیشترین افتخار را به ارمغان آورده رابطه من با مقاومت ایران و رهبری آن و براساس نزدیک به ۴۰ سال تجربه شخصی است. من با مجاهدین زندگی کرده ام مریض ها و مجروحان آنها را مداوا کرده ام و به آنها کمک مالی کرده ام. با آنها در گل تا زانو راه رفته ام، در بیابانها رانندگی کرده ام، و دیدم که چگونه از هیچ چیزی ساختند و میتوانم گواهی دست اول بدهم که آنها صادق ترین، متعهدترین، و خاضع ترین انسانهایی هستند که میتوان در این کره خاکی پیدا کرد. آنها به حرفشان پایبند هستند و زندگی خود را نثار اهداف و تعهدات خود میکنند.بنابراین، درحالیکه لحظه و روز سرنگونی رژیم آخوندها نزدیک تر میشود، از دید من، بعنوان یک پزشک و پژوهشگر علوم، فرمول آینده بسیار ساده است. بر اساس یک مفهوم قدرتمند که در برنامه ده ماده ای خانم رجوی آمده است. بر اساس رهبری که صلاحیت خود را در شکل های مختلف طی بیش از نیم قرن ثابت کرده است. زیرا باور این رهبری به سرمایه گذاری بر روی انسانها است و میخواهد همه را توانمند سازد تا به بهترین نوع خود برسند.دکتر فیروز دانشگری سپس خطاب به خواهران و برادران، دانشجویان و همکارانش در دانشگاهها و بیمارستان ها در سراسر ایران و جهان تاکید کرد: در حالیکه پیروزی مردم ایران در مقابل رژیم آخوندی نزدیک میشود، من نزد شما آمده ام بعنوان یکی از نمایندگان دهها هزار متخصص ایرانی در سراسر جهان که بسیار مشتاق و آماده آن هستند که آنچه بدست آورده و آموخته ایم را در ایران بکار بگیریم من زندگی خود را وقف این چنین آینده ای خواهم کرد، که همه ما در کنار هم زیباترین جامعه را با فرصت ها و آینده ای برابر برای همه بسازیم، بدون توجه به مذهب و جنسیت و باورهای سیاسی افراد.و از سیاستگذاران آمریکا میخواهم که درک کنند که واقعیت جدیدی در ایران پدیده آمده است و آنها باید صدای ما را بطور رسا و بلند بشنوند. مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آنها آماده اند و توانایی آن را دارند که در ایران تغییر ایجاد کنند. جهان تنها باید از تعامل با حاکمان سبع ایران که تا بحال ادامه داشته ممانعت کند. و باید در کنار مردم ایران در مسیر آنها به مقصد آزادی بایستدسولماز ابوعلی، قهرمان کاراته زنان در امریکا که یازده بار در رقابتهای امریکا و جهان مدال کسب کرده، در سخنان خود در گردهمایی جوامع ایرانیان درواشینگتن، ضمن اشاره به تاریخ پرافتخارایران و ره آوردهای آن از دوران باستان تا به امروز در تمامی زمینه های علمی و فرهنگی و هم چنین ورزشی و پیوند قهرمانان ملی میهنمان با مبارزه برای آزدای و عدالت، گفت: ایرانی بودن یعنی برخورداری از لیست طولانی از ورزشکاران مانند اسطوره های کشتی، تختی، فیلابی و قربانی. و بالاخره، ایرانی بودن یعنی مبارزه برای حقوق حقه خود، همانند دختران جوان و شجاعی که در نوک پیکان قیام در ایران حضور دارند، و پسران جوانی که با از خودگذشتگی زندگی خود را به خطر می اندازند تا آزادی را برای این میهن پرافتخار به ارمغان آورند. سولماز ابوعلی در ادامه افزود: بعنوان یک پناهنده و بعنوان کسی که موضوع منازعات را مطالعه میکند، من میدانم چه چیزهایی برای ایجاد تغییر مثبت در جامعه نیاز است. یکی از کسانی که در مسیر ایجاد چنین تغییر مثبت در ایران ثابت قدم و استوار بوده است خانم مریم رجوی است. این رهبر زن همواره توان خود برای از خودگذشتگی، پیگیری آنچه درست است، الهام بخشیدن و رهبری برغم همه تهدیدها را ثابت کرده است. به همین دلیل، من تصمیم گرفتم که مدال های طلای خودم را به او اهدا کنم و بنابراین این معنای ایرانی بودن است: مبارزه برای آزادی، برابری و عدالت. پیامهای نمایندگان کنگره آمریکا به گردهمایی جوامع ایرانیان مقیم امریکا در واشینگتنپیام قاضی تد پو رییس زیرکمیته تروریسم در کنگره امریکادوستان ایرانی!تغییرات شگرفی در ایران در حال وقوع است. همانطور که در اوائل امسال آثار آنرا دیدیم که چگونه ظاهر شد و هزاران نفر به خیابانها ریختند و خواستند که فریاد اعتراضشان شنیده شود. فداکاری شما برای بدست آوردن آزادی و دمکراسی درایران، انگیزاننده و (الهام بخش) است. ما در کنگره ایالات متحده آمریکا پیامتان را دریافت کرده و از پیام آزادی خواهی شما برای همه ایرانیان حمایت و (پشتیبانی) میکنیم.شما برای ایران دمکراسی میخواهید نه جنگ وسرکوب. شما میدانید که ثبات قدم و اتحاد و(یگانگی) شما است که تغییر رژیم را به ارمغان خواهد آورد. در این راستا من همراه با شما هستم.من و دوستانم در کنگره بطور خستگی ناپذیر در حمایت از شما برای آوردن دمکراسی به ایران فعالیت می کنیم. قوانین در کنگره در حال تصویب شدن است و (مسئولینی در رژیم) را هدف قرار میدهد که وحشیانه مردمی را که فریاد آزادی خواهی سرمیدهند دستگیر، زندانی و شکنجه میکنند. ما با کمک شما رژیم را به پای میز عدالت خواهیم آورد و روزی با هم در ایرانی آزاد خواهیم بود. پیام جودی چو نماینده دموکرات کنگره امریکا از کالیفرنیادوستان عزیز، افتخار بسیار بزرگی است که برگزاری گردهمایی ایران آزاد، برای حقوق بشر و دموکراسی را به شما تبریک بگویم. من شجاعت بینظیر وطن پرستان ایرانی را که با شهامت به خیابان ها آمدند تا برای حقوق بشر و دموکراسی مبارزه کنند تحسین میکنم. با وجود اینکه بخوبی میدانند که ممکن است به زندان بروند، هنوز هم ایرانیان به مخالفت خود علیه حکومت ادامه میدهند، علیه حکومتی که فرصت ها و برابری را از مردم خود سلب کرده، در حالیکه به اشاعه ترور و جنگ در کشورهای مختلف میپردازد. با وجود اینکه دهها تن از آن فعالین هم اکنون بخاطر فعالیت هایشان در زندانها بسر میبرند، ما نباید آنها را فراموش کنیم. ما باید به مبارزه ای که آنها شروع کردند ادامه دهیم تا ایران را به یک کشور آزاد و دموکرات تبدیل کنیم. اقدامات و فعالیت های امروز شما بخش مهم و حیاتی از آن است. من از طرف مجلس نمایندگان کنگره ایالات متحده آمریکا، و از طرف مردم حوزه انتخاباتی ۲۷ کالیفرنیا، بهترین آرزوها و تبریکاتم را به شما تقدیم میکنم، پیام تام مک کلینتاک، نماینده کنگره آمریکامن استقامت و پایداری شما راکه با فاصله زیاد از میهن خود برای رسیدن به آزادی و دموکراسی در ایران فعالیت میکنید، تحسین میکنم. این گردهمایی، پیامی بسیار قوی به جهان می فرستد. این پیام که شما تا رسیدن به آزادی و سعادت میهن خود، به رغم فاصله مکانی که با کشور خود دارد هر قدر که طول بکشد هرگز دست از مبارزه بر نخواهید داشت. هر انسان آزاده ای در جهان از اهداف شما برای آزادی زندانیان سیاسی، تغییر این رژیم و بهبود شرایط حقوق بشر مردم ایران، حمایت میکند.رشد و گسترش تظاهرات خیابانی در ایران، خواست و عطش مردم ایران برای رسیدن به آزادی، و دموکراسی را بوضوح مشخص میکند. من در حمایت از اهداف شما به هر طریق ممکن ادامه خواهم داد، و از دولت ایالات متحده آمریکا نیز میخواهم که از فعالیت های شما حمایت کند. شهامت و شجاعت، و اشتیاق شما برای رسیدن به دموکراسی نور امیدی است برای تمام کسانیکه بدنبال رسیدن به آزادی در گوشه و کنار جهان هستند.
پرزیدنت دونالد ترامپ  سه‌شنبه 8 مه اعلام کرد که ایالات متحده از توافق هسته‌ای به ایران که سال 2015 منعقد شد، خارج می‌شود. پس از این اعلام، ترامپ فرمان از سرگیری تحریم‌های ایران را که بر پایه توافق هسته‌ای تعلیق شده بود، امضا کرد. ترامپ در سخنان خود نظام ایران را «جنایتکار» توصیف کرد که با اقدام‌های خود، خاورمیانه را شعله‌ور کرده است.او همچنین ایران را به پشتیبانی از گروه‌های تروریستی متهم کرد. او به توافق هسته‌ای منعقد شده با ایران در سال 2015 اشاره کرد و گفت که توافق هسته‌ای با ایران باید آمریکا و متحدانش را از سلاح اتمی ایران حفظ کند اما این توافق به ایران اجازه داد تا به غنی سازی اورانیوم ادامه دهد و به آستانه تولید بمب اتم برسد. رئیس‌جمهوری آمریکا گفت که توافق هسته‌ای، پوششی برای فعالیت‌های «خبیثانه» ایران در سوریه و یمن ایجاد کرد و جلوی این فعالیت‌ها را نگرفت. ترامپ گفت که توافق هسته‌ای به سود ایران بود و صلح را برای کسی به ارمغان نیاورد. او با اشاره به اجازه دادن به ایران برای ادامه غنی سازی اورانیم در توافق هسته‌ای، گفت اگر این توافق ادامه یابد، ایران به سلاح اتمی دست خواهد یافت. رئیس‌جمهوری آمریکا همچنین گفت که توافق هسته‌ای، نتوانست جلوی فعالیت ایران برای ساخت موشک‌های بالستیک را بگیرد. او تاکید کرد: «اجازه نخواهیم داد به کسی که شعار مرگ بر آمریکا سر می‌دهد، به اسلحه اتمی دست یابد». او داد: «با متحدانمان به منظور دست‌یابی به راه‌حل‌هایی حقیقی برای تهدیدهای هسته‌ای ایران، همکاری خواهیم کرد». رئیس‌جمهوری آمریکا همچنین گفت که شدیدترین تحریم‌ها را علیه ایران و کسانی که به ادامه فعالیت‌های هسته‌ای این کشور کمک می‌کنند، اعمال خواهد کرد. او افزود که آمریکا، آماده مذاکره بر سر توافق جدیدی خواهد بود هنگامی که ایران آماده باشد. ترامپ سپس با امضای از سرگیری تحریم‌های ایران، تاکید کرد که این اقدام، آمریکا را امن‌تر خواهد کرد. توافق هسته‌ای سال 2015، میان ایران و گروه 1+5 متشکل از آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه و چین، پنج کشور عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد، به علاوه آلمان، منعقد شد. برپایه این توفق که به آن برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) هم گفته می‌شود، در قبال محدود شدن برنامه هسته‌ای ایران، تحریم‌های اعمال شده علیه این کشور به خاطر این برنامه، لغو یا تعلیق شد. دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری کنونی آمریکا، از ابتدا مخالف برجام بود که در دوره باراک اوباما رئیس‌جمهوری پیشین ایالات متحده منعقد شد و آن را «بدترین توافق ممکن» توصیف می‌کرد.
گردهمايي جوامع ايرانيان در آمريكا با حضور نمايندگان انجمن‌هاي ايراني از 40 ايالت و شخصيت‌هاي برجستة آمريكايي«ايران آزاد براي دموكراسي و حقوق بشر»   واشينگتن – 15 ارديبهشت 1397   روز شنبه 15 ارديبهشت « کنوانسیون ايران آزاد براي دموكراسي و حقوق بشر» در حمايت از قيام سراسري مردم ايران، با حضور نمايندگان جوامع و انجمن‌هاي ايراني از 40 ايالات آمريكا و با شركت شهردار رودي جولياني و بيل ريچاردسون كانديداي رياست‌جمهوري، وزير انرژي و سفير پيشين آمريكا در سازمان ملل، در واشينگتن برگزار شد. سخنرانان این گردهمايي، ضمن حمايت از قيام مردم ايران، بر لزوم اتخاذ يك سياست قاطع در مقابل رژيم و حسابرسي از حكومت ركوردار اعدام و بانكدار مركزي تروريسم تأكيد كردند. .پیام مریم رجوی به‌ كنوانسيون ايرانيان در آمریکا . خانم مریم رجوی طی یک پیام ویدئویی به این کنفرانس خطاب به شرکت‌کنندگان گفت:‌ از راه دور ولی با قلبی بسیار نزدیک به اجتماع پرشور شما درود می‌فرستم. به شما که از ایالت‌های مختلف در سراسر آمریکا در این گردهم‌آیی حضور یافته‌اید. شما اراده مردم ایران را برای برپایی یک ایران آزاد، دمکراتیک و غیراتمی به جهانیان نشان می‌دهید.  امروز در شرایطی که جنبش اعتراضی گسترده و ادامه‌داری با پیشتازی زنان و جوانان غیور و کانون‌های شورشی رژیم آخوندی را محاصره کرده است؛ اجازه می‌خواهم پاره‌یی نکات مربوط به سیاست درست در مورد ایران را خاطرنشان کنم: ۱‌ـ مردم ایران که از دی‌ماه گذشته به‌صدها قیام و خیزش دست زده‌اند، در پی سرنگونی تمامیت رژیم ولایت فقیه‌اند. مردم ایران از جامعه جهانی و مشخصاً از دولت‌های غرب می‌خواهند که از قیام ایران برای براندازی رژیم حمایت کنند. ۲‌ـ  ما از جامعه جهانی مؤکداً می‌خواهیم که با اتخاذ اقدامات تنبیهی نسبت به جنایات مستمر علیه بشریت توسط رژیم رکورد‌دار اعدام، سکوت نکند. از آن‌ها می‌خواهیم رژیم آخوندها را وادار کنند که دستگیرشدگان قیام و خیزش‌های هفته‌های اخیر، ازجمله صدها نفر از هموطنان عرب در خوزستان و شمار زیادی از هموطنان کرد در  غرب کشور را آزاد کند و به ‌آزار وحشیانه کشاورزان اصفهان خاتمه دهد. ۳‌ـ امروز رهبران دولت‌های غرب، بر کمبودهای اساسی یا ناکارآمدی توافق اتمی دست گذاشته‌اند. بدین ترتیب حقانیت مواضع مقاومت ایران به اثبات رسیده است. ساعاتی پس از امضای برجام در ۲۳ تیر ۱۳۹۴ از جانب مقاومت ایران اعلام کردم که در این توافق «امتیازهای ناموجهی به رژیم آخوندها داده شده است». تأکید کردم که «ضرورت خلع ید از رژیم در سراسر خاورمیانه» باید «به‌عنوان یک اصل بنیادین در هر گونه توافقی وارد شود».در مورد پول‌هایی که بابت همین توافق به جیب رژیم ریخته شد، اعلام کردم که این پول‌ها «باید تحت کنترل شدید سازمان ملل صرف حقوق پرداخت نشده کارگران و معلمان و پرستاران و تامین غذا و دارو برای توده مردم شود در غیر این‌صورت خامنه‌ای پول‌ها را به سوریه و یمن و لبنان سرازیر می‌کند». و سرانجام این حقیقت را گفتم که: «توافقی که حقوق بشر مردم ایران را نادیده بگیرد، تنها مشوق سرکوب و اعدام‌های بی‌وقفه از جانب این رژیم و لگد مال کردن حقوق مردم ایران است».۴‌ـ تجربه سه‌سال گذشته اثبات کرد که آخوندها امتیازهای برجام را برای سرکوب مردم ایران و کشتار ملت سوریه به‌کار گرفتند. براین اساس ما قویاً خواستار آنیم که دولت‌های غرب سیاستی در پیش بگیرند که تمام ساختار برنامه اتمی رژیم را از میان ببرد و با بازرسی‌های بی‌قید و شرط دست آخوندها را از هرگونه فعالیت، آزمایش و تحقیقی در این زمینه از جمله غنی‌سازی اورانیوم برای همیشه کوتاه کند. ۵‌ـ جمع کردن بساط برنامه اتمی رژیم در کنار برچیدن برنامه موشکی آن، اخراج سپاه پاسداران از کشورهای منطقه و واداشتن این رژیم به توقف شکنجه و اعدام یک کل یکپارچه است.‌ دولت‌های غرب نباید از هیچ بخشی از آن صرف‌نظر کنند. ۶‌ـ برای مهار اعمال جنایتکارانه و جنگ‌طلبانه استبداد مذهبی، ما بر ممانعت از دسترسی رژیم به‌ویژه سپاه پاسداران به سیستم بانکی جهانی تأکید داریم.۷‌ـ به‌رسمیت شناختن شورای ملی مقاومت ایران به‌عنوان جایگزین دموکراتیک رژیم آخوندی یک گام ضروری است. این لازمه جبران سیاست‌ مماشات در چند دهه اخیر است که باعث طولانی شدن عمر حکومت آخوندها شده است. یاران مقاومت، هموطنان عزیز،هیچ‌گاه رژیم آخوندی تا این اندازه غرق بحران نبوده و هیچ‌گاه شرایط تا این حد برای سازمان دادن و گسترش قیام فراهم نبوده است. زمان آن است که هر فرصت و امکانی را در حمایت از قیام مردم‌ برای سرنگونی به کار بگیرید. به این وظیفه مبرم، با روشنگری در جامعه ایرانیان تبعیدی، خنثی کردن لابی‌ها و مبلغان استبداد دینی و افزایش فعالیت‌هایتان در رساندن صدای مردم ایران به گوش جهان قیام کنید.زمان، زمان تغییر است و هر گامی در این مسیر، گامی به‌سوی پیروزی آزادی و نجات ایران اسیر است. از همه شما متشکرم. شماري از نمايندگان برجستة كنگرة آمريكا از هر دو حزب طي پيام‌هايي همبستگي خود را با اين گردهمايي ابراز كردند و بر حمايت از مبارزة مردم و مقاومت ايران براي برقراري آزادي و دموكراسي تأكيد كردند؛ اين نمايندگان از جمله عبارتند از: اليوت انگل رئيس دموكرات‌ها در كميتة خارجي ايليانا رزلهتينن رئيس زيركميتة خاورميانه و شمال آفريقا قاضي تد پو رئيس زيركميتة تروريسم شيلا جكسون لي رئيس دموكرات‌ها در زيركميتة جرائم، تروريسم، امنيت داخلي و تحقيقات ويليام ليسي كلي نمايندة كنگره از حزب دموكرات استيو كوهن رئيس دموكرات‌ها در زيركميتة قانون اساسي و عدالت مدني و تام مك‌كلينتاك نمايندة كنگره از حزب جمهوري‌خواه شهردار رودي جولياني در سخنراني خود در گردهمايي جوامع ايرانيان در واشينگتن، گفت: ما اينجا به‌عنوان جمهوري‌خواه و دموكرات حضور نداريم، بلكه به اين دليل اينجا هستيم كه به آزادي عشق مي‌ورزيم. اكنون آن‌را در (اعضاي اين جنبش) مي‌بينيم و من اين‌را در آلباني هم ديدم... هيچ چيز مهم‌تر از تحقق آزادي و آزاد كردن خلق‌هاي خوبي هم‌چون ملت ايران نيست». رودي جولياني سپس با اشاره به قيام سراسري دي‌ماه مردم ايران، گفت: اعتراضاتي كه در ماه ژانويه شروع شد در سراسر ايران در جريان است... رئيس‌جمهور (آمريكا در سال 2009) به رزمندگان آزادي پشت كرد. هم‌چون رويكرد او در برابر نقض خط قرمز شيميايي در سوريه... اما واكنش پرزيدنت ترامپ (در هر دو مورد) بسيار متفاوت بود. در سوريه (اسد از سلاح) شيميايي استفاده كرد و او آنها را بمباران كرد... پرزيدنت ترامپ هم‌چنين مثل اوباما به (معترضان) پشت نكرد... او گفت: ما از مبارزة (مردم ايران) براي آزادي حمايت مي‌كنيم... ما رئيس‌جمهوري داريم كه... به اندازة ما متعهد به تغيير رژيم است...     بيل ريچاردسون در شروع سخنراني خود در كنوانسيون واشينگتن گفت: آيا شما آمادة تغيير رژيم در ايران هستيد؟ آيا خواهان تغيير در ايران هستيد؟ (بله) خود شما اين تغيير را محقق خواهيد كرد... اعتراضات عظيم در سراسر ايران كه در اواخر دسامبر 2017 شروع شد، بزرگ‌ترين اعتراضات از سال 2009 بود و در 142 شهر در تمام 31 استان ايران صورت گرفت. بيل ريچاردسون با اشاره به حمايت دو حزبي در آمريكا و حمايت گستردة بين‌المللي از مقاومت ايران، افزود: «همه به خاطر اين جنبش با هم متحد مي‌شوند. (اين مقاومت) با خانم رجوي يك رهبري قوي و پايدار دارد. يك رهبري كه آمادة فداكاري و ريسك‌پذيري است. يك رهبري با يك برنامة مشخص، يك ديدگاه دموكراتيك براي آينده و... اصولي مشخص... ما اينجا هستيم چون دوران آخوندها، به پايان خود نزديك مي‌شود و گام بعدي آلترناتيو است و اين به شما و به ما بستگي دارد. به همين دليل... بايد در دوران تعيين‌كننده‌يي در پيشرفت اين جنبش براي آزادي و دموكراسي به سر مي‌بريم.
تحقيقات مستقل و مجازات عاملان جنايت عليه بشريت اختفاي جنايت، تخريب گورهاي جمعي جانباختگان كشتار سال 67 توسط حكومت ايران در گزارشي تحت عنوان اختفاي جنايت ، تخريب گورهاي جمعي جانباختگان كشتار سال 67 توسط حكومت ايران كه بر روي سايت عفو بين الملل گذاشته شده، با استفاده از شواهد جديدي از جمله تصاوير ماهواره اي، فيلم هاي ويدئويي و عكسها، تاكيد شده كه مقامات رژيم آخوندي عامدانه در حال تخریب گورهای جمعی مربوط به قتل عام ۶۷ هستند. اين گزارش توسط عفو بين الملل و عدالت براي ايران تهيه شده، و در اطلاعيه اي كه در همين باره منتشر كرده اند آمده است اقدامات مقامات رژيم ايران شامل مسطح‌سازی بوسیله بولدوزر، ساخت جاده و ساختمان، انباشت زباله یا ساخت قبرهای جدید در محل گورهای جمعی است. این روند موجب از بین رفتن شواهد و آثار جرمی می‌شود که می‌تواند در کشف حقیقت درباره ابعاد جنایت‌های انجام گرفته، اجرای عدالت و جبران خسارت قربانیان و خانواده‌هایشان به کار آید. مدیر تحقیقات خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید: «جنایت‌های انجام شده در جریان کشتار ۶۷ همانند زخمی است که با وجود گذشت سه دهه همچنان التیام نیافته است. مسئولان رژيم ایران با نابود کردن شواهد و آثار جرم، عامدانه به تحکیم فضای مصونیت کمک می‌کنند.» درمقدمه گزارش اختفاي جنايت ، تخريب گورهاي جمعي جانباختگان كشتار سال 67 توسط حكومت ايران آمده است: نزدیک به سه دهه است که مقامات رژيم ايران به صورت سازمانیافته محل دفن هزاران زندانی سیاسی و عقیدتی، که درمرداد و شهریور 67 قهراً ناپدید و به صورت فراقانونی اعدام شدند را پنهان نگاه داشته ا ند بسیاری از این گورها در نقاط متروکه در داخل یا حوالی قبرستانها واقع هستند. این گزارش، با استناد به گفته هاي خانواده هاي قتل عام شدگان و همچنين عكسهاي ماهواره اي، تخریب یا نابودی هفت گور جمعی از جمله در گورستان بهشت آباد اهواز، گورستان بهشت رضاي مشهد، گورستان وادي رحمت در تبريز، گورستان تازه آباد رشت و همچنين در قروه در استان كردستان، گورستان خاوران در تهران و محل دادگاه سابق انقلاب رژيم در سنندج به دست مقامات رژيم ايران را در فاصله ای سالهای 1382 و 1396 مستند كرده است. اقدامات تخریبی شامل موارد زیر بوده است: خاکبرداری با بولدوزر؛ پنهان سازی گورهای جمعی زیر قبرهای جدید انفرادی؛ احداث ساختمان یا جاده بر روی گورها؛ ریختن بتن بر روی گورهای جمعی و تبدیل مکان گورهای جمعی به محل انباشت زباله. این تخریبها منجر به از میان رفتن شواهد و آثار جرم شده و خانوادههای قربانیان و همچنین کل جامعه را از حق دانستن حقیقت، اجرای عدالت و جبران خسارت محروم میکند. در دو محل احتمالی گور جمعی در گورستان بهشت رضا در مشهد و گورستان تازه آباد در رشت، مسئولان قبرهای تکی جدید بر روی گورهای جمعی ساخته اند در حالی که به نظر میرسد مالکان جدید را درباره گذشته هولناک این زمين ها بي اطلاع نگاه داشته اند. در یک گورستان دیگر با نام وادی رحمت در تبریز، مسئولان بیش از نیمی از محل احتمالی گور جمعی را با بتن پوشانده اند و آنجا را به مکانی برای برگزاری مراسم تبدیل کرده اند. چهارمین گور جمعی احتمالی که مورد تخریب قرار گرفته در محل ساختمان سابق دادگاه انقلاب سنندج است. امروزه، محل این گور جمعی تبدیل به بخشی از یک منطقه خرید پرازدحام در مجاورت میدان شهرداری سنندج شده است. در اين گزارش با اشاره به اينكه براي جمع آوري اطلاعات مورد نظر در فاصله بین آبان1394 و دی 1396 با 28 زندانی سابق و 23نفر از اعضای خانوادههای قتل عام شدگان مصاحبه صورت گرفته و از عكسهاي ماهواره هاي فيلمهاي ويدئويي و عكسهاي مختلف استفاده شده همچنين آمده است: اقدامات سازمان یافته مقامات رژيم ايران برای پنهان کردن محل قربانیان کشتارهای 67 به منزله ناپدیدکردن قهری است و مطابق قوانین بین المللی جرم محسوب میشود. عذاب و پریشانی که خانوادههای کشتهشدگان به موجب تصمیم مقامات برای ناپدیدسازی قهری و اعدام مخفیانه زندانیان، پنهان سازی محل حقیقی دفن آنان و همچنین تخریب و بیاحترامی به گورهای جمعی متحمل شدند، در حکم نوعی شکنجه یا اقسام دیگر رفتارهای ظالمانه، غیرانسانی است که در بند 7 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ممنوع شمرده شده است. ایران نیز از جمله همپیمانان این میثاق است. تخریب گورهای جمعی و علائمی که خانوادهها در محل گورها نصب میکنند، به معنی محروم کردن آنها و کل جامعه از حق دانستن حقیقت درباره چگونگی ناپدیدسازیهای قهری است. این اعمال همچنین ناقض حق خانوادهها برای جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات در اینباره است، حقی که در بند 19 میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی بر لزوم برخورداری از آن تصریح شده است. عفو بين الملل در پايان خواستار تحقيقات مستقل و مجازات عاملان قتل عام 67 شده و مي افزايد: این امر مستلزم انجام رسیدگی کامل، موثر و مستقل به اعدامهای فراقانونی و اختصاری و ناپدیدسازیهای قهری و همچنین محاکمه مسئولان این جنایات در دادگاهی عادلانه بدون توسل به مجازات اعدام است. ***** عفو بین الملل جنبشی جهانی با بیش از هفت میلیون عضو است  تلاش این سازمان رسیدن به جهانی است که در آن همه انسانها از حقوق بشر برخوردار باشند . چشم انداز ما بهره مندی یکایک انسانها از کلیه حقوقی است که در بیانیه جهانی حقوق بشر و سایر استانداردهای بینالمللی حقوق بشر به رسمیت شناخته شدهاند .  ما به هیچ دولت, ایدئولوژی سیاسی, مذهبی یا منافع اقتصادی وابسته نیستیم و عمده بودجه خود را از طریق حق عضویت و کمکهای مردمی تامین میکنیم  .  عدالت برای ایران یک سازمان حقوق بشری غیردولتی غیرانتفاعی و عضو فدراسیون بینالمللی جامعه های حقوق بشر است . هدف عدالت برای ایران, پاسخگو کردن مقامات جمهوری اسلامی در برابر اعمالشان و مبارزه با مصونیتی است که در حال حاضر, مقامات جمهوری اسلامی را قادر به نقض گسترده حقوق شهروندان خود میکند.  عدالت برای ایران, در جست و جوی حقیقت و دستیابی به عدالت به خصوص در مورد اقلیتهای ملیتی و مذهبی, همجنسگرایان و ترنسجندرها, زنان و کسانی که به دلیل عقاید سیاسیشان تحت تعقیب قرار میگیرند است.برای تحقق این اهداف, عدالت برای ایران دست به مستند سازی و تحقیق میزند و علیه ناقضانحقوق بشر به طرح دعوی حقوقی میپردازد. همچنین آگاه کردن افکار عمومی و نیز نهادهای. بین المللی مانند سازمان ملل نیز یکی دیگر از فعالیتهای ماست   تصویر جلد: سه تصویر ماهوارهی از خرداد, مرداد و شهریور 1396 )از بالا به پایین(  که پیشرفت ساختوساز در محل گور جمعی احتمالی در قبرستان وادی رحمت در تبریز را نشان میدهد. مسئولان بیش از نیمی از این منطقه را به منظور  ایجاد مکانی برای برگزاری مراسم رسمی با بتن پوشاندهاند.به جز مواردی که به طور مشخص ذکر شده باشند, متن این گزارش تحت قوانین «Creative Commons» )ارجاع, مقصد غیرتجاری, بدون اشتقاق, بینالمللی, نسخه ۴.۰( قرار دارد /legalcode۰.۴https://creativecommons.org/licenses/by-nc-nd/برای اطلاعات بیشتر لطفاً به صفحه مجوزها در وبسایت ما رجوع کنید:www.amnesty.org جایی که بخشی اعم از متن یا عکس به یک صاحب حقوق متفاوت از سازمان عفو بینالملل نسبت داده شده باشد, آن بخش دیگر تحت قوانین «Creative Commons» قرار نمیگیرد.این گزارش اولین بار در سال 2۰18 توسط عفو بینالملل با مسئولیت محدود , به آدرس ساختمان پیتر بنسن, شماره یک خیابان ایستن, لندن, کدپستی WC1X 0DWبریتانیا منتشر شد.  شماره ایندکس: MDE 13/8259/2018   زبان متن اصلی: انگلیسی         فهرست 1  خلاصه .................................................................................................................................................................................................. ۴ 2  روششناسی ........................................................................................................................................................................................ 6 3  تاریخچه ............................................................................................................................................................................................... 7 ۴ گورهای جمعی در معرض خطر .................................................................................................................................................... 8 ۴  اهواز .......................................................................................................................................................................................... 8 ۴ مشهد ....................................................................................................................................................................................... 1۰ ۴ تبریز ........................................................................................................................................................................................ 15 ۴ سنندج ..................................................................................................................................................................................... 23 ۴ خاوران ..................................................................................................................................................................................... 2۴ 5  تحلیل حقوقی ................................................................................................................................................................................. 26 6  توصیه ها ............................................................................................................................................................................................ 28 1 خلاصه  نزدیک به سه دهه است که مقامات ایرانی به صورت سازمانیافته محل دفن هزاران زندانی سیاسی و عقیدتی, که در مرداد و شهریور 67  قهراً ناپدید و به صورت فراقانونی اعدام شدند را پنهان نگاه داشته اند. سازمان عدالت برای ایران بر اساس اطلاعاتی که از سوی زندانیان سابق, اعضای خانوادهها, مدافعان حقوق بشر, رسانه های خبری و گروه های سیاسی به دست آورده, احتمال میدهد که تعداد گورهای جمعی که در نقاط مختلف ایران پراکندهاند بالغ بر 12۰ مورد باشد .بسیاری از این گورها در   نقاط متروکه در داخل یا حوالی قبرستان ها  واقع هستند.  در این گزارش , عفو بینالملل و عدالت برای ایران تخریب یا نابودی هفت گور جمعی قطعی یا احتمالی به دست مقامات ایرانی را در فاصله ی بین سالهای1382 و 1396 مستند کردهاند. اقدامات تخریبی شامل موارد زیر بوده است: خاکبرداری با بولدوزر؛ پنهانسازی گورهای جمعی زیر قبرهای جدید انفرادی؛ احداث ساختمان یا جاده بر روی گورها؛ ریختن بتن بر روی گورهای جمعی و تبدیل مکان گورهای جمعی به محل انباشت زباله.   سازمانهای ما امکان شناسایی افراد یا نهادهایی را که دستور یا مجوز تخریب گورهای جمعی را صادر میکنند نداشتند. به طور کلی, مسئولیت مدیریت قبرستانها در ایران با مقامات شهرداری است. اما با توجه به اینکه ماموران امنیتی و اطلاعاتی در ایران محل گورهای جمعی را از نزدیک و دائما زیر نظر دارند, مقامات قضایی و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی به احتمال زیاد در فرایند تصمیمگیریهای مربوط به تخریب یا حفظ این مکانها دخیل هستند.  عفو بینالملل و عدالت برای ایران شدیداً نسبت به اقداماتی که از سوی مقامات ایرانی برای تخریب گورهای جمعی قربانیان کشتار 67 صورت میگیرد نگران هستند, چرا که این تخریبها منجر به از میان رفتن شواهد و آثار جرم شده و خانوادههای قربانیان و همچنین کل جامعه را از حق دانستن حقیقت, اجرای عدالت و جبران خسارت محروم میکند . در دو محل احتمالی گور جمعی در گورستان بهشت رضا در مشهد و گورستان تازه آباد در رشت , مسئولان قبرهای تکی جدید بر روی گورهای جمعی ساختهاند در حالی که به نظر میرسد مالکان جدید را درباره گذشته هولناک این زمینها بیاطلاع نگاه داشتهاند. در یک گورستان دیگر با نام وادی رحمت در تبریز , مسئولان بیش از نیمی از محل احتمالی گور جمعی را با بتن پوشاندهاند و آنجا را به مکانی برای برگزاری مراسم تبدیلکردهاند .چهارمین گور جمعی احتمالی که مورد تخریب قرار گرفته در محل ساختمان سابق دادگاه انقلاب سنندج است .امروزه , محل این گور جمعی تبدیل به بخشی از یک منطقه خرید پرازدحام در مجاورت میدان شهرداری سنندج شده است . سه گور جمعی دیگر که در معرض خطر نابودی قرار دارند در نزدیکی گورستانهای بهشت آباد در اهواز, گلستان جاوید در خاوران و گورستان بهاییان در قروه کردستان واقع هستند. در مورد اول, مسئولان با انباشت زباله در محل گور جمعی آن را برای سالیان مورد هتک حرمت قرار دادهاند و مکان یادشده به تازگی به خاطر یک پروژه تعریض جاده در معرض خطر جدی قرار گرفته است. دو محل دیگر به ترتیب در سال های 1387 و 1395 با بولدوزر تخریب شدهاند. در قروه به طور مشخص, اداره کشاورزی به خانوادههای قربانیان گفته است که زمینی که عزیزانشان در آنجا دفن شدهاند به عنوان زمین کشاورزی اعلام شده و تخریب گورها با تائید دادستانی قروه و به بهانه ساخت «سازه غیرقانونی» در زمین کشاورزی انجام گرفته است.     4در این گزارش, برای انتخاب گورهای جمعی ملاحظاتی نظیر دسترسی به اطلاعات دقیق از جمله شهادتهای دستاول, شواهد تصویری و ویدیویی و عکسهای ماهوارهای مد نظر قرار گرفت. همچنین تلاش شد دامنه تحقیق از توزیع جغرافیایی متعادلی برخوردار باشد و گورهای جمعی از مکانهای مختلف در سرتاسر کشور مورد بررسی قرار گیرند.  عفو بین الملل و عدالت برای ایران در فاصله بین آبان 139۴ و دی 1396  به صورت جداگانه یا با هم, با 28 زندانی سابق و 23 نفر از اعضای خانوادههای کشتهشدگان مصاحبه کردند. برخی مصاحبهها به صورت حضوری و باقی از طریق برنامههای پیامرسان از راه دور صورت گرفت. عفو بین الملل و عدالت برای ایران همچنین توانستند به تصاویر ماهوارهای, فیلمهای ویدئویی و عکسهایی دست یابند که شواهد تصویری قانعکنندهای از تخریب گورهای جمعی قطعی یا احتمالی فراهم میکنند. پنهانکاری عامدانه مقامات ایرانی درباره محل دفن هر یک از قربانیان کشتارهای سال 67  مصداق ناپدیدکردن قهری است که مطابق قوانین بینالمللی جرم تلقی میشود . عذاب و پریشانی که خانوادههای کشتهشدگان به دلیل تصمیم مقامات برای ناپدیدکردن قهری و اعدام مخفیانه زندانیان, پنهانسازی محل حقیقی دفن آنان و همچنین تخریب و بیاحترامی به گورهای جمعی, متحمل شده و میشوند در حکم نوعی شکنجه یا اقسام دیگر رفتارهای ظالمانه, غیرانسانی و ترذیلی است . عفو بینالملل و عدالت برای ایران از مقامات ایران خواستهاند که فوراً به تخریب گورهای دستهجمعی که حاوی بقایای پیکرهای قربانیان کشتار 67 است پایان دهند. آنها باید تضمین کنند که گورهای یادشده تا زمان انجام تحقیقات قانونی مستقل و مقتضی برای تعیین هویت صاحبان بقایای موجود و پی بردن به چگونگی ماوقع, به عنوان صحنه جرم به رسمیت شناخته شده و محفوظ باقی میمانند. مسئولان اعدامهای فراقانونی و ناپدیدسازیهای قهری باید به صورت عادلانه و بدون استفاده از مجازات اعدام محاکمه شوند . 2 روش شناسی برای این گزارش, عفو بینالملل و عدالت برای ایران هفت محل را که قطعا یا به احتمال قوی حاوی بقایای پیکرهای قربانیان کشتار 67 هستند را مورد مطالعه و تحقیق قرار دادند  . سازمانهای ما این گورهای جمعی را با توجه به ملاحظاتی نظیر دسترسی به اطلاعات دقیق از جمله شهادتهای دستاول, شواهد تصویری و ویدیویی و عکسهای ماهوارهای انتخاب کردند. همچنین تلاش شد دامنه تحقیق از توزیع جغرافیایی متعادلی برخوردار باشد. مکانهای شناسایی شده از استان گیلان در شمال ایران تا استان خوزستان در جنوب, استانهای آذربایجان شرقی و کردستان در غرب تا خراسان رضوی در شرق را در برمیگیرد . عفو بین الملل و عدالت برای ایران در فاصله بین آبان 139۴ و دی 1396  به صورت جداگانه یا با هم, با 28 زندانی سابق و 23 نفر از اعضای خانوادههای کشتهشدگان مصاحبه کردند. این شاهدان درباره نحوه برنامه ریزی و اجرای کشتار 67, پنهانکاری مقامات درباره سرنوشت و محل قربانیان, توالی رویدادهای منتهی به کشف گورهای جمعی توسط خانوادهها و تخریب و نابودی آنها در طول سالیان صحبت کردند. علاوه بر این, دو سازمان با 13 نفر از جمله مدافعان حقوق بشر و شاهدان عینی صحبت کردند که در مورد دفن قربانیان در گورهای جمعی و اقدامات تخریبی صورت گرفته شهادتهای دست اول ارائه دادند. برخی مصاحبهها به صورت رو در رو و باقی از طریق برنامههای پیامرسان ها از راه دور صورت گرفت.   عفو بین الملل و عدالت برای ایران هیچ کدام اجازه ورود به ایران برای انجام تحقیقات را ندارند. با این حال, این دو سازمان توانستند به تصاویر ماهوارهای, فیلم های ویدئویی و عکسهایی دست یابند که شواهد تصویری قانعکنندهای از تخریب گورهای جمعی قطعی یا احتمالی فراهم میکنند .تصاویر ماهوارهی بوسیله نرمافزار گوگل ارت به دست آمد. قدیمیترین تصویر ماهوارهای مربوط به تخریب گورهای جمعی که در گزارش حاضر منتشر شده است در سال 1387 گرفته شده و مربوط به گور جمعی احتمالی در قبرستان تازهآباد رشت در استان گیلان است 3 تاریخچه اعدامهای فراقانونی جمعی سال 67, اندکی پس از پایان جنگ ایران و عراق و به دنبال حمله ناموفق سازمان مجاهدین خلق ایران در تیر ماه همان سال, آغاز شد. ارتباط زندانیان سیاسی در سرتاسر کشور با خارج از زندان قطع شد و برای چندین ماه هیچ خبری از آنان در دست نبود. در میان خانوادهها شایعاتی مبنی بر اعدام دستهجمعی زندانیان و دفن آنها در گورهای جمعی منتشر شده بود. خانوادههای پریشانخاطر گورستانها را برای یافتن نشانههایی از گودالهای تازه حفر شده جستجو میکردند . از اواخر سال 67 مقامات به طور شفاهی خبر کشته شدن زندانیان را به خانوادههایشان دادند, اما اجساد آنها را بازنگرداندند و مکان دفن اجساد را نیز عمدتاً فاش نکردند .در معدود مواردی که مقامات محل دفن را به خانوادهها اعلام کردند, با کاربرد الفاظی مانند «لعنتآباد» در اشاره به گورهای جمعی و اظهار این که کشتهشدگان سزاوار برخورداری از سنگ قبر یا تدفین شایسته نبودهاند, موجب رنج و عذاب مضاعف خانوادهها شدند. اکثر اعدامشدگان در حال سپری کردن احکام طولانی زندان بودند که غالبا به دلیل استفاده مسالمتآمیز از حقوق خود, از جمله انجام فعالیتهایی نظیر پخش روزنامه و نشریه, شرکت در تظاهرات مسالمتآمیز ضدحکومتی و داشتن ارتباط واقعی یا متصور با انواع سازمانهای سیاسی مخالف در زندان صادر شده بود. برخی از آنان چندین سال پیشتر آزاد و سپس در هفتههای پیش از کشتار دوباره دستگیر شده بودند. برخی دیگر نیز علیرغم پایان یافتن دوران محکومیتشان, به دلیل امتناع از «ابراز ندامت» آزاد نشده بودند. در حال حاضر هنوز تعداد و محل دفن دقیق افرادی که به صورت فراقانونی اعدام و مخفیانه دفن شدند مشخص نیست .تخمینهای حداقلی که سازمانهای حقوق بشری در مورد تعداد اعدام ها ارائه داده اند, بین ۴ تا 5 هزار نفر است. تاکنون, هیچیک از مقامات ایرانی در مورد اعدامهای فراقانونی مورد بازجویی قرار نگرفته و محاکمه نشدهاند . تعدادی از متهمان دارای مناصب سیاسی و موقعیتهای پرنفوذ از جمله در قوه قضاییه و وزارت دادگستری هستند. مدافعان حقوق بشر و بستگان قربانیان که خواستار یافتن حقیقت, اجرای عدالت و جبران خسارت هستند با آزار و اذیت مقامات مواجه بودهاند. برگزاری مراسم گرامیداشت یا قرار دادن پیامهای یادبود در محل گورهای جمعی هم با آزار و اذیت خانوادهها از سوی ماموران اطلاعاتی و امنیتی رو به رو بوده است. آزار و اذیتها از سال 1395 در واکنش به درخواست دوباره برای رسیدگی به کشتارهای 67 شدت گرفت. اینها همه از انتشار فایلی صوتی حسین علی منتظری در مرداد ماه 1395 آغاز شد. این فایل صوتی مربوط به جلسهای در سال 67 بود که طی آن مقامات ارشد درباره جزئیات اجرای اعدامهای گروهی صحبت میکنند و از برنامههای خود در این خصوص دفاع میکنند.[1]انتشار این جلسه ضبط شده سرآغاز رشتهای از واکنشهای بیسابقه از جانب مقامات بلندپایه بود و موجب شد که آنان برای نخستین بار اعتراف کنند که کشتارهای سال 67 با برنامهریزی در بالاترین سطوح دولت انجام پذیرفته است.[2]  4 گورهای جمعی در معرض خطر سازمان عدالت برای ایران بر اساس اطلاعاتی که از سوی زندانیان سابق, اعضای خانوادهها, مدافعان حقوق بشر , رسانههای خبری و گروههای سیاسی به دست آورده, احتمال میدهد که تعداد گورهای جمعی که در نقاط مختلف ایران پراکندهاند بالغ بر 12۰ مورد باشد .بسیاری از این گورها در  نقاط متروکه در داخل یا حواشی قبرستانها  قرار دارند؛ در دههی136۰, رویهی جاافتاده مقامات ایرانی این بود که پیکر زندانیان سیاسی را در نواحی بیابانی یا حاشیه گورستانها دفن کنند و این مکانها را «لعنتآباد» بنامند . تحقیقات عفو بینالملل و عدالت برای ایران نشان میدهد که مقامات ایرانی مکانهایی که در این گزارش به عنوان محل قطعی یا احتمالی گورهای جمعی شناسایی شده را مورد تخریب یا نابودی قرار دادهاند. اقدامات یاد شده شامل این موارد بوده است: خاکبرداری با بولدوزر؛ پنهانسازی گورهای جمعی زیر قبرهای جدید انفرادی؛ احداث ساختمان یا جاده بر روی گورها؛ ریختن بتن بر روی گورهای جمعی و تبدیل مکان گورهای جمعی به محل انباشت زباله  . عفو بینالملل و عدالت برای ایران امکان شناسایی افرادی که دستور یا مجوز تخریب گورهای جمعی را صادر کردهاند ندارند.  مدیریت گورستانها در ایران عموما بر عهده مقامات شهرداری است .اما با توجه به حساسیت مکانهایی که گمان میرود جایگاه گورهای جمعی زندانیان اعدام شده در کشتار 67 باشد و با توجه به نظارت ماموران امنیتی و اطلاعاتی بر مکانهای یادشده, عفو بینالملل و عدالت برای ایران احتمال میدهند که مقامات قضایی و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی در فعالیتهای تخریبی مستند شده در فصل حاضر دخیل باشند.  4  اهواز  در اهواز مسئولان محل گورهای جمعی متعلق به بیش از ۴۴ زندانی سیاسی که از زندان فجر اهواز ناپدید و متعاقبا اعدام شدند را پنهان نکردند. خانوادههای قربانیان گفتهاند که چندین مامور سپاه پاسداران در آبان 67 آنها را به قطعه زمینی بایر در 3 کیلومتری شرق گورستان بهشتآباد اهواز برده, سازهای بتنی و جعبه شکل به آنان نشان داده و گفته بودند که زندانیان اعدامشده در زیر آن سازه دفن شدهاند.[3] شاهدی عینی در مصاحبه با عدالت برای ایران ادعای مقامات را تائید کرده است. او گفته است که اوایل مرداد 67 شاهد بوده که اجسادی را هنگام شب درون گودالهای تازهحفرشده میریختهاند. خانوادهها معتقدند که مسئولان بلافاصله بعد از دفن اجساد بر روی آنها بتن ریختهاند تا آنها نتوانند زمین را بکنند و جسد عزیزانشان را پیدا کنند . تصویر یک گور جمعی در قطعه زمینی بایر در 3 کیلومتری شرق گورستان بهشت آباد اهواز میشود که بازمانده اجساد زیر سطح بتنی قابل مشاهده در تصویر قرار گرفته باشند .© ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر )هرانا( , 139۰ طی سالهای بعد, مقامات پیوسته به شیوههای گوناگون به این محل بیحرمتی کردهاند, از جمله با تبدیل کردن آن به محل انباشت زباله و منع کردن خانوادهها از تجمع و برگزاری مراسم نکوداشت و تزیین محل با عکس, گل و پیامهای یادبود. عکسهای گرفته شده از این محل در سال 139۰ تودههای زبالهای را نشان میدهد که خانوادهها برای رسیدن به آرامگاه عزیزانشان مجبورند از میان آنها عبور کنند.  در خرداد 1396, عفو بین الملل و عدالت برای ایران سندی ویدیویی به دست آوردند. در این ویدیو, بولدوزرهایی دیده میشوند که برای انجام پروژهای ساختمانی مستقیما در امتداد محل گورهای جمعی کار میکنند و تلهای زباله و نخالههای ساختمانی محل گورها را در برگرفتهاند. مسئولان هیچ اعلان رسمی درباره این محل ندادهاند. با اینحال بر اساس شهادت یکی از اعضای خانواده قربانیان که از محل بازدید و با کارگر ساختمانی صحبت کرده است, هدف پروژه تعریض جاده واقع در امتداد محل گور جمعی و سپس برداشتن سازه بتنی پوشاننده محل گورها و تبدیل آن ناحیه به «فضای سبز» یا مجتمع تجاری است.۴  در شهریور 1396, این دو سازمان, فیلم جدیدی به دست آوردند که نشان میداد محل گور دستهجمعی تدریجا درزیر تلهای عظیم زبالههای ساختمانی پنهان شده است و بنابراین در معرض تهدید بیشتری قرار دارد.[4] ۴«تخریب گورهای جمعی مربوط به اعدامهای تابستان 67 موجب نابودی آثار جرم خواهد شد»,  11 خرداد 1396,  ؛ «کمپین عفو بینالملل برای پایان دادن به /https://justice4iran.org/persian/publication/call-for-action/mass-graves-67 https://www.amnesty.org/en/latest/news/2017/09/iran- , 1396 تخریب گورهای جمعی مربوط به کشتار 67»,  13 شهریور  campaign-to-stop-destruction-of-mass-grave-of-those-killed-in-1988-prison-massacre/ 4 مشهد  به باور خانوادههای قربانیان , حداقل سه مکان گور جمعی در حومه گورستان بهشت رضا در نزدیکی مشهد در استان خراسان رضوی وجود دارد که حاوی بقایای حداقل 17۰ زندانی سیاسی و عقیدتی کشته شدهاند. این زندانیان در مرداد 67 در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشدند و بعدا به صورت قهری ناپدید, و پنهانی کشته شدند.[5]یکی از این گورها احتمالا در گوشه جنوبی, دیگری در گوشه جنوبشرقی و سومی در جانب شرقی این گورستان واقع شده اند )نقشه زیر را ببینید( . برخی از خانوادهها به عفو بینالملل و عدالت برای ایران گفتهاند که در مرداد 67 کارکنان گورستان و ماموران دادگاه انقلاب مشهد به طور غیررسمی به آنها اطلاع دادند که جسد عزیزانشان بلافاصله بعد از اعدام, درون سه گودال ریخته شده است. این اطلاعات با مشاهدات شاهدان عینی که در مرداد و شهریور 67 از گورستان دیدن کرده بودند مطابقت داشت. آنها در محلی که تصور میرود حاوی گورهای جمعی باشد متوجه زیرورو شدگی خاک و برآمدگی در سطح زمین شده و همچنین جسدهایی را دیده بودند که بخشی از آنها از خاک بیرون زده بوده است. این شاهدان عینی  1۰برای دیدار از مزار بستگانشان که در اوایل دهه 136۰ اعدام شده و در قبرهای انفرادی در همان نزدیکی دفن شده بودند به آنجا رفته بودند.                             دایره های زرد رنگ محل احتمالی سه گور جمعی را که در حاشیه گورستان بهشت رضا در مشهد            واقع شرقی, شدهدر اند گوشه نشان میجنوبدهند: شرقی واین  در گورها )گوشه به جنوبی ترتیب از این بالا در گورستان جهت واقع عقربهشدهاندهای.  ساعت( در جانب                                                                                                                                       © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017   طی سه دهه گذشته , مقامات ایران از شیوههای مختلف سرکوب استفاده کردهاند تا خانوادهها را از جمع شدن در محل گورها و قرار دادن سنگ یادبود روی آنها در آنجا بازدارند .بر اساس اطلاعات عفو بینالملل و عدالت برای ایران, ماموران رسمی پیوسته نشانههای یادبود و سنگقبرهایی را که خانوادهها نصب کردهاند تخریب, برای ایجاد رعب و وحشت اقدام به نصب دوربینهای امنیتی در محل و گاهبهگاه برای ایجاد سیلاب در محل گورها آب جاری کردهاند . از سال 1395 مقامات دو گور از مجموعه این سه گور جمعی را مورد تخریب بیشتر قرار دادهاند. تصاویر ماهوارهای به دستآمده از طریق عفو بینالملل و عدالت برای ایران حاکی از آن است که در فاصله تیر و مرداد 1395, پروژهای ساختمانی در محل گور جمعی واقع در گوشه جنوبی گورستان آغاز شده است. تصاویر به دست آمده از منطقه در تاریخ 16 مرداد 1396نشان میدهد که عملیات ساختمانی به طرز چشمگیری پیشرفت کرده است و بخش وسیعی از گور جمعی در زیر سازههای جدید پنهان شده است. عفو بینالملل و عدالت برای ایران به شدت نگراناند که در صورت ادامه ساخت و ساز با سرعت کنونی, تمامی آثار این گور جمعی به زودی از دید عموم پنهان شود و مدارک مهمی که میتواند روزی برای روشن شدن تعداد و هویت ناپدیدشدگان قهری و کشتهشدگان مورد استناد قرار گیرد از بین برود. این تصویر ماهوارهای در 22 تیر 1395 گرفته شده است و وضعیت گور جمعی احتمالی در گوشه جنوبی گورستان بهشت رضا را پیش از شروع عملیات ساختمانی نشان میدهد.    © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017 این تصویر ماهوارهای در 17 شهریور 1395, هم زمان با آغاز عملیات ساختمانی در محل گور جمعی احتمالی واقع در گوشه جنوبی گورستان بهشت رضا گرفته شده است  © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017 این تصویر ماهوارهای در 6 مهر 1396 گرفته شده است و بناهای جدیدی را نشان میدهد که بر روی گور جمعی. احتمالی واقع در گوشه جنوبی گورستان بهشت رضا ساخته شده اند  © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017 12گور جمعی احتمالی که در گوشه جنوبشرقی گورستان بهشت رضای مشهد واقع شده نیز به شکل مشابهی در معرض تخریب قرار گرفته است. این زمین مساحت زیادی دارد و محل دقیق گورهای جمعی در آنجا مشخص نیست. خانوادههای مختلف در صحبت با عدالت برای ایران و عفو بینالملل بخشهای متفاوتی از این زمین را به عنوان محل احتمالی گور جمعی عزیزانشان نشان دادهاند . چنانکه در تصویر زیر دیده میشود بخشی از این منطقه پیشتر مسطح در اسفند 1395 با پشتههای خاک پوشانده شده است. شاهدان عینی به عفو بینالملل و عدالت برای ایران گفتهاند که مقامات در حال ساخت قبرهای جدید در این محل هستند . پشته های خاکی که بخشهایی از گور جمعی واقع در گوشه جنوب شرقی گورستان بهشت رضا را میپوشانند , تائیدکننده اظهارات شاهد عینی در فروردین 1396 هستند .    تصاویر ماهوارهای به دست آمده توسط عفو بین الملل و عدالت برای ایران نشان میدهد که در فاصله فروردین 95 تا مرداد 96, بخش دیگری از این منطقه نیز دچار تغییرات مشخصی شده است. آخرین تصویر ماهوارهای که در تاریخ 5 مرداد 1396 به دست آمده نشان میدهد که این محل با آنچه به نظر قطعه قبرهای تازه میرسد پوشانده شده است.[6]  این تصویر در تاریخ 5  اردیبهشت 1395بهوسیله ماهواره گرفته شده است و وضعیت گور جمعی احتمالی واقع در گوشه جنوب شرقی گورستان بهشت رضا را قبل از آغاز ساخت وسازها نشان میدهد.  © Map data: Google, DigitalGlobe 2017 این تصویر در تاریخ 22 تیر 1395 بوسیله ماهواره گرفته شده است و نشان میدهد که رنگ بخشی از محل احتمالی گور جمعی واقع در گوشه جنوب شرقی گورستان بهشترضا تغییر کرده است. به نظر میرسد که این تغییردر نتیجه انباشت خاک جدید در محل ایجاد شده باشد    © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017 این تصویر در تاریخ 5 مهر 1396 بوسیله ماهواره گرفته شده است و نشان میدهد که بخشی از محل احتمالی گورجمعی واقع در گوشه جنوب شرقی گورستان بهشترضا با آنچه به ظاهر قبرهای جدید میرسد پوشانده شده است  © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017 1۴ 4 تبریز در نزدیکی ورودی گورستان وادی رحمت در شهر تبریز واقع در استان آذربایجان شرقی, قطعه زمینی وجود دارد که گمان میرود محل یک گور جمعی باشد و بقایای دهتا تن از زندانیان سیاسی را در دل خود جای داده باشد. این زندانیان در مرداد و شهریور 67  قهراً از زندان تبریز ناپدید و مخفیانه اعدام شده بودند. این ناحیه که به قطعه کودکان مشهور است محل قبرهای انفرادی زندانیان سیاسی است که  قربانی اعدامهای سریعالوقوع در اوایل دهه 136۰ شدند.[7] همچون بسیاری موارد دیگر, باور خانوادهها درباره وجود یک گور جمعی در این قطعه عمدتا بر پایه اطلاعاتی است که در ماههای بعد از کشتار به طور غیررسمی از دوستان و آشنایان دولتی کسب کرده بودند . بر اساس گزارش رسانههای محلی, در خرداد ماه 96 سازمان آرامستانهای شهرستان تبریز که مسئول نظارت بر قبرستانهای شهر است, پروژهای را برای تبدیل این منطقه به جایگاه برگزاری مراسم آغاز کرد.[8] از آن زمان به بعد مسئولان بر روی بیش از نیمی از این منطقه بتن پاشیدهاند. تصاویر و عکسهای ماهوارهای که عفو بینالملل و عدالت برای ایران به دست آوردهاند, تائیدکننده تغییرات زیادی است که در این منطقه در فاصله زمانی خرداد 96 تا پایان پروژه ساخت وساز در شهریور 96 اتفاق افتاده است.    محل گور جمعی احتمالی در قبرستان وادی رحمت,  قبل و بعد از تخریب در سال 1396. © سازمان مجاهدین خلق ایران , 1396  این تصویر که در تاریخ 19 خرداد 1396 بوسیله ماهواره گرفته شده است, وضعیت گور جمعی احتمالی در قبرستان   © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017.وادی رحمت را پیش از تخریب نشان میدهد این تصویر ماهوارهای که در تاریخ 7 تیر 1396 گرفته شده است, وضعیت گور جمعی احتمالی در قبرستان وادی رحمت را اندکی بعد از آغاز عملیات ساختوساز نشان میدهد .© Map data: Google, DigitalGlobe, 2017 .تصویر  ماهوارهای به تاریخ 2۰ مرداد 96 پیشرفت ساختوسازها را در محل گور جمعی احتمالی در قبرستان وادی رحمت نشان می دهد   © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017 این تصویر ماهوارهای که در تاریخ 2۰ شهریور 1396 گرفته شده نشان میدهد که بیش از نیمی از سطح گور جمعیاحتمالی در قبرستان وادی رحمت با بتن پوشانیده شده است  .© Map data: Google, DigitalGlobe, 2017  این تصویر در سایتهای خبری رسمی ایران منتشر شده است و خبر از اتمام ساخت جایگاه برگزاری مراسمرسمی در قبرستان وادی رحمت میدهد. در این خبرها اشاره نشده است که جایگاه مذکور بر روی یک گور جمعی احتمالی ساخته شده است.   © شهریار نیوز, شهریور 1396 این عکس در سایتهای خبری رسمی منتشر شده, خبر از گشایش رسمی جایگاه ویژه برگزاری مراسم رسمی  در گورستان وادی رحمت میدهد. در این گزارشها اشاره نشده که جایگاه مذکور بر روی یک گور جمعی احتمالی ساخته شده است.  ©نسل تدبیر, شهریور 1396 4 رشت  به گفته شاهدان عینی که با عفو بینالملل و عدالت برای ایران مصاحبه کردهاند, پیکر زندانیان سیاسی را که در مرداد 67 در زندان شهر رشت در استان گیلان اعدام شده بودند به داخل سه یا چهار گودال در قبرستان اصلی شهر رشت یعنی قبرستان تازهآباد ریخته بودند.1۰ هر گودال تقریبا 9 متر مربع مساحت داشته است. از سال 1387مقامات شروع به ساخت قبرهای تکی جدید بر روی این گور جمعی کرده و بسیاری از این قبرها را فروختند. شواهد تصویری و ماهوارهای به دست آمده بهوسیله عفو بینالملل و عدالت برای ایران نشانگر ساخت و سازهایی است که در فاصله سالهای 1387 تا 1395 در این محل انجام شده است.   یکی از اعضای خانوادههای قربانیان با تعدادی از کسانی که قبرهای جدید را خریدهاند صحبت کرده است. طبق گفته او در مصاحبه با عدالت برای ایران, این افراد همگی اظهار داشتهاند که مقامات چیزی به آنها درباره وجود گورهای جمعی در زیر این قبرها نگفته بودند.                    1۰مختصات محل: 282447. 37,  6177۰۰. 49 این تصویر ماهوارهای در سال 1384 گرفته شده است و محل احتمالی گور جمعی در قبرستان تازه آباد را نشان می دهد. این محل با پونز زردرنگ در تصویر مشخص شده است  © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017  .این تصویر ماهوارهای که در سال 1387 گرفته شده است نشاندهنده آثار ساخت وساز در محل احتمالی گوری دسته جمعی در گورستان تازه آباد است   © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017 این تصویر ماهوارهای که در سال 1394 گرفته شده است نشان میدهد محل احتمالی گور جمعی در قبرستان تازه آباد که قبلا مسطح بوده است اکنون با قبرهای انفرادی جدید پوشیده شده است.  © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017  2۰ 4 قروه حوالی شهر قروه واقع در استان کردستان زمینی بیابانی در مجاورت گورستان بهاییان وجود دارد که باور میرود پیکر برخی از زندانیان سیاسی که در تابستان سال 67 در شهرهای سنندج, سقز و کامیاران اعدام شدند در آنجا دفن شده باشد.[9] این شهرها همه در استان کردستان در غرب ایران واقع شدهاند. مقامات قضایی هنگامی که در شهریور 67 خبر اعدام این افراد را به خانوادههایشان دادند, محل دفن اجساد را رسما به آنها اعلام نکردند. بااینحال چند نگهبان رده پایین زندان به برخی از خانوادهها گفتند که اجساد عزیزانشان در قطعه زمینی بایر در حواشی قروه دفن شده است اما اطلاعات بیشتری ندادند.  بنا به گفته جانبهدربردگان کشتار 67 و اعضای خانوادههای کشتهشدگان که با عدالت برای ایران مصاحبه کردهاند, پس از هفتهها جستوجو در کیلومترها بیابانهای اطراف شهرهای کردستان, در آبانماه 1367 خانوادهها با یک فرد روستایی در نزدیکی قروه روبهرو شدند که به آنها محلی را در نزدیکی قبرستان بهاییان نشان داد که در آن, مسئولان پیکر جانباختگان را در شهریور 1367 به صورت جمعی دفن کرده بودند. خانوادههای قربانیان  زمین را با بیل کندند و گوری دستهجمعی را پیدا کردند که حاوی اجساد بیش از 2۰ زن و مرد بود. آنها اجساد را بیرون آورده, چند قبر جداگانه حفر کرده و آنها را درون قبرها دفن کردند. محل دفن دهها جانباخته دیگر که در میان این پیکرها نبودند هیچگاه مشخص نشده است. جان به دربردگان و اعضای خانوادههای قربانیان کشتار 67, به عفو بین الملل و عدالت برای ایران گفته اند که در سالهای بعد, ماموران پیوسته سنگ قبرها و علائم یادبودی را که خانواده ها بر روی قبر عزیزانشان میگذاشتند نابود کرده اند. بنا به اخبار برخی از رسانه های کردی, در تیر ماه 1395, گورهای متعلق به قربانیان کشتار 67 بوسیله بولدوزر تخریب شد .در پی این تخریببرخی از خانوادهها تلاش کردهاند شکایتی رسمی تنظیم کنند اما موفق نشدهاند. یکی از کارمندان وزارت کشاورزی به شاکیان گفته است که تنها مالک خصوصی زمین, یعنی خلیل اقدامیان, حق شکایت رسمی دارد. به گفته این کارمند, اقدامیان هم بخت چندانی در این پرونده نخواهد داشت چون زمین مورد نظر به عنوان زمین کشاورزی اعلام شده و تخریب گورهای انفرادی و غسالخانه موجود در آن با تائید دادستانی قروه و به بهانه ساخت «سازه غیرقانونی» در زمین کشاورزی انجام گرفته است. [10]  نمایی از گورهای متعلق به قربانیان کشتار 67 در قروه بعد از تخریب بوسیله بولدوزر در تیرماه 1395. بر روی تابلوی نصب شده نوشته شده است که تخریب ابنیه این ملک به دستور قضایی صورت گرفته است   © رادیو فردا, تیر 1395    تصاویر ماهوارهای که عدالت برای ایران و عفو بین الملل در بازه زمانی 11 اردیبهشت 1393 تا 12 مهر 1395 به دست آورده اند تخریب این گورستان را تائید میکند. در این تصویر که در 11 اردیبهشت 93 گرفته شده است , سازههای بتنی مربوط به قبرهای انفرادی قربانیان اعدام های 1367, ساختمان غسالخانه و همچنین درختان اطراف قبرستان قابل تشخیص است.  © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017 این تصویر که مربوط به 12 مهر 1395 است, همان منطقه را بعد از تخریب قبرهای انفرادی, ساختمان غسالخانه ودرختها نشان میدهد  © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017  ٦. 4 سنندج  در خرداد ماه سال 1382, روزنامه محلی کرفتو در سنندج گزارش داد که کارگران ساختمانی هنگام کار در محل ساختمان سابق دادگاه انقلاب سنندج , گوری جمعی یافتهاند.[11] عملیات ساختوساز در خرداد 1382 آغاز شده بود و هدف این بود که ساختمان دادگاه انقلاب را که به محل دیگری منتقل شده بود به مرکزی تجاری تبدیل کنند. در 22 خرداد 1382, کومهله, گروه کرد مخالف جمهوری اسلامی, بیانیهای در خصوص اکتشاف این گور جمعی منتشر کرد و خبر داد که ماموران اطلاعاتی, کارگران ساختمانی را با تهدید وادار به سکوت کردهاند.1۴ به نظر میرسد روزنامه کرفتو نیز به دنبال گزارشی که درباره این گور جمعی منتشر کرده بود تعطیل شده باشد.  عفو بین الملل و عدالت برای ایران اطلاع دارند که پروژه ساختمانی مذکور علیرغم کشف گور جمعی ادامه پیدا کرده است, اما نمی دانند چه بر سر بازمانده اجساد موجود در این گور آمده است  . هویت کسانی که پیکرشان در این گور جمعی مدفون بوده است مشخص نیست. با این حال, عدالت برای ایران با چهار زندانی سیاسی سابق مصاحبه کرده و آنها گفتهاند در محل سابق ساختمان دادگاه انقلاب سنندج زندانی وجود داشته که در اوایل دهه 136۰ تعدادی از زندانیان سیاسی در حیاط آنجا اعدام شدهاند. بنابراین احتمال دارد بقایای موجود در این گور جمعی متعلق به این افراد باشد. دو زندانی که در سال 67 در این زندان محبوس بودهاند به عدالت برای ایران گفتهاند احتمال دیگر این است که بقایای موجود در این گور به آن دسته از زندانیان سیاسی تعلق داشته باشد که طی شش ماه اول سال 1367 عمدتا به اتهام رابطه با گروههای مخالف کرد مثل کومهله و حزب دموکرات کردستان ایران اعدام شدند. بنا به اظهارات ایشان در آن زمان دهها تن در زندان دادگاه انقلاب سنندج محبوس بوده و در زیرزمین این ساختمان اعدام شدهاند .اعدامها مخفیانه صورت میگرفته و پیکرها هرگز به خانوادهها تحویل داده نشده است. امروزه, این گور جمعی به بخشی از محوطه اطراف میدان شهرداری تبدیل شده که به دلیل وجود مراکز خرید یکی از پررفتوآمدترین نقاط شهر سنندج محسوب میشود .  تصور میشود گور جمعی که در خرداد 1382 کشف شد اکنون در میدان شهرداری سنندج, زیر ناحیهای که  ماشین سیاهرنگ پارک شده پنهان شده باشد.  © عدالت برای ایران , 2۰17 ٧. 4 خاوران  خاوران زمینی متروک به مساحت تقریبی 86۰۰ متر مربع است که در جنوب شرقی تهران واقع شده است. این زمین در مجاورت گلستان جاوید, گورستان بهاییان قرار دارد. از اوایل دهه 136۰ مقامات قضایی و مسئولان زندان به این مکان «لعنتآباد» میگفتهاند و افرادی را که به اتهامات سیاسی دستگیر و اعدام میشدند در آنجا دفن میکردند . اواخر سال 1367 خانوادههای برخی از زندانیان اعدام شده در کشتار 67 دریافتند که عزیزانشان در گوری جمعی در این محل دفن شده اند.[12] عفو بینالملل و عدالت برای ایران با اعضای برخی از خانوادههایی که در آذر ماه 67 به خاوران رفته و اعضای بدن پیکرها و پارههای لباس بیرون زده از خاک را پیدا کرده بودند مصاحبه کرده اند.  2۴ گزارشی که عفو بین الملل در سال 1369 منتشر کرده به نقل از زنی است که در سال 68 در مصاحبه با این سازمان توضیح داده که در مرداد 67, چگونه پیکر یک مرد اعدامی را با دست خالی و هنگامی که به دنبال جنازه همسرش میگشته از خاک بیرون کشیده است:  در بخشی از قبرستان که مخصوص دفن زندانیان سیاسی چپ بود دسته های جنازه در گورهای کم عمق بی نام ونشان دفن شده بودند. بعضی جنازهها با لباس بودند و بعضی هم با کفن. بوی تعفن اجساد خیلی وحشتناک بود اما من با دستهایم شروع کردم به کندن خاک چون برای خودم و دو فرزند کوچکم پیدا کردن قبر شوهرم مهم بود . این زن پیکری را با چهره خونآلود از خاک بیرون میآورد اما بعد از پاک کردن صورت میبیند که جسد شوهرش نیست . طی سه دهه اخیر ماموران پیوسته این منطقه را با بولدوزر تخریب کردهاند. آنها خانوادهها را از برگزاری مراسم یادبود بازمیدارند, گلهایی را که خانوادهها در محل گورها کاشتهاند لگدمال میکنند و سنگ قبرها و نشانههای یادبود را برمیدارند یا میشکنند . گزارشها حاکی از آن است که آخرین دور تخریب این گور جمعی بین 2۰ تا 27 دی ماه 1387 صورت گرفته است . در این فاصله مامورین با بولدوزر محل را تخریب کرده و بسیاری از نشانهایی را که خانواده بر سر قبرها گذاشته و درختهایی را که کاشته بودند نابود کردهاند.[13] به گفته خاطره معینی, خانوادههای قربانیان که در بهمن 1387 به خاوران رفته بودهاند, به نظرشان رسیده چند لایه خاک از محل برداشته شده و همچنین تکههای استخوان نیز از زیر لایه نازکی از خاک به چشم میآمده است. بنا به گفته جعفر بهکیش یکی دیگر از اعضای خانوادههای قربانیان, آنها نمیدانند که در جریان این تخریب و خاکبرداری, زمین تا چه عمقی کنده شده و آیا بقایای اجساد به جای دیگری منتقل شده است یا نه.[14]                    5 تحلیل حقوقی  اقدامات سازمانیافته مقامات ایرانی برای پنهان کردن محل قربانیان کشتارهای 67 به منزله ناپدیدکردن قهری است و مطابق قوانین بینالمللی جرم محسوب میشود . عذاب و پریشانی که خانوادههای کشتهشدگان به موجب تصمیم مقامات برای ناپدیدسازی قهری و اعدام مخفیانه زندانیان, پنهانسازی محل حقیقی دفن آنان و همچنین تخریب و بیاحترامی به گورهای جمعی متحمل شدند, در حکم نوعی شکنجه یا اقسام دیگر رفتارهای ظالمانه, غیرانسانی و ترذیلی است که در  بند 7 میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی ممنوع شمرده شده است. ایران نیز از جمله همپیمانان این میثاق است. ناپدیدسازی قهری  کنوانسیون بین المللی محافظت از تمامی افراد در برابر ناپدیدکردن قهری, سه شرط را برای احراز این جرم برشمرده  است:  دستگیری, بازداشت, ربودن یا هر عمل دیگری که منجر به سلب آزادی شود. سلب آزادی به وسیله ماموران دولت یا افراد یا گروههای وابسته به افرادی انجام گیرد که با مجوز, حمایت یا رضایت دولت به این عمل مبادرت میورزند. امتناع از اعتراف به سلب کردن آزادی و یا اقدام به پنهان کردن سرنوشت یا مکان شخص ناپدید شده به گونهای که فرد از حمایت قانون محروم شود . کارگروه سازمان ملل متحد درباره ناپدیدشدگان قهری یا ناخواسته تصریح میکند , «دستگیری و اعدام فراقانونی متعاقب آن, چنانچه به وسیله عوامل حکومتی در هر سطح و بخشی انجام گیرد ... و پس از دستگیری و یا حتی بعد از اجرای اعدام, مسئولان دولتی از افشای سرنوشت و یا محل اشخاص موردنظر امتناع کنند و یا به کلی از اعتراف به ارتکاب عمل سرباز زنند به منزله ناپدیدکردن قهری محسوب میشود.» تخریب گورهای جمعی و علائمی که خانوادهها در محل گورها نصب میکنند, به معنی محروم کردن آنها و کل جامعه از حق دانستن حقیقت درباره چگونگی ناپدیدسازیهای قهری است. این اعمال همچنین ناقض حق خانوادهها برای جستجو, دریافت و انتشار اطلاعات در اینباره است, حقی که در بند 19 میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی بر لزوم برخورداری از آن تصریح شده است . کارگروه سازمان ملل متحد در زمینه ناپدیدسازیهای ناخواسته یا قهری تصریح میکند , «در مواردی که شخص ناپدیدشده مرده باشد, حق دانستن حقیقت درباره سرنوشت یا مکان شخص ناپدیدشده ایجاب میکند که بقایای فرد به خانوادهاش بازگردانده شود و آنان بتوانند مطابق سنت, فرهنگ یا مذهب خود با آن رفتار کنند. هویت فرد باید به طور قاطع با روشهایی شامل تست دی ان ای تعیین شود.» مقامات ایرانی با ممانعت از برگزاری مراسم عزاداری, بازداشتن خانوادهها از نصب سنگقبر بر روی گورها یا تزئین محل دفن اجساد با گل, عکس, نشان یا پیامهای یادبود, حقوق فرهنگی اعضای خانوادهها را برای شرکت در مراسم تدفین و عزاداری و به جا آوردن رسومی که به آن اعتقاد دارند نقض میکنند. این امر ناقض اصل 15 میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی, اجتماعی و فرهنگی است, میثاقی که ایران نیز از همپیمانان آن است .               ٦ توصیه ها  عفو بینالملل و عدالت برای ایران درخواست دارند که گزارشگر ویژه سازمان ملل در زمینه حقوق بشر در ایران و سایر گزارشگران مرتبط, از جمله گزارشگر ویژه سازمان ملل در زمینه حقیقت, عدالت, جبران خسارت و تضمین عدم تکرار , کارگروه سازمان ملل در زمینه ناپدیدسازی های قهری یا ناخواسته, گزارشگر ویژه سازمان ملل در زمینه اعدامهای فراقانونی , سریعالوقوع یا خودسرانه و گزارشگر ویژه سازمان ملل در زمینه شکنجه و سایر رفتارها یا مجازاتهای ظالمانه, غیرانسانی یا ترذیلی, اطلاعات موجود در گزارش حاضر را با هدف مداخله فوری مد نظر قرار دهند و از مقامات ایرانی بخواهند:  به تخریب گورهای جمعی که حاوی بقایای اجساد قربانیان کشتار 67  است سریعا پایان دهند .مسئولان ایران باید تضمین کنند که از گورهای جمعی تا زمان انجام رسیدگیهای مستقل و مقتضی برای تشخیص هویت بقایای اجساد و پی بردن به چگونگی ماوقع حفاظت میکنند؛ گورهای جمعی را در کلام و در عمل و به طور علنی به عنوان صحنه جرم به رسمیت بشناسند و به ضرورت شکافتن این گورها توسط افراد متخصص, اطمینان یافتن از محفوظ ماندن شواهد و تعیین هویت حقیقی اجساد اذعان کنند؛ و    از آزار و اذیت خانوادههای ناپدیدشدگان قهری و قربانیان اعدامهای دستهجمعی سال 67 دست بردارند و حق آنان برای دانستن حقیقت, اجرای عدالت و جبران خسارت را تضمین کنند. این امر مستلزم انجام رسیدگی کامل, موثر و مستقل به اعدامهای فراقانونی و اختصاری و ناپدیدسازیهای قهری و همچنین محاکمه مسئولان این جنایات در دادگاهی عادلانه بدون توسل به مجازات اعدام است.
روز پنجشنبه ششم اردیبهشت‌ماه، مجلس نمایندگان آمریکا لایحه دو حزبی «حسابرسی از رژیم ایران به‌خاطر نقض حقوق بشر و گروگانگیری» را برای اعمال تحریم‌های جدید علیه حکومت آخوندی با اکثریت قریب به اتفاق آرا یعنی ۴۱۰ رأی مثبت در برابر تنها ۲ رأی منفی به‌تصویب رساند. این لایحه دوحزبی به‌دنبال قیام سراسری مردم ایران در دی‌ماه گذشته توسط مایکل مک‌کال رئیس کمیته امنیت داخلی مجلس نمایندگان ارائه شد؛ لایحه ۴۷۴۴ از ۴۶ حامی مشترک از اعضای هر دو حزب برخوردار است و علاوه بر مایکل مک‌کال، حامیان اولیه آن عبارتند از اد رویس رئیس کمیته خارجی، الیوت انگل رئیس دموکرات‌ها در این کمیته و تد دویچ رئیس دموکرات‌ها در زیرکمیته خاورمیانه.قسمتی از لایحه ۴۷۴۴ به قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ و محکومیت این جنایت اختصاص دارد.این نخستین‌بار است که قتل عام ۶۷ در یک لایحه الزام‌آور کنگره آمریکا که اکنون در مجلس نمایندگان به تصویب نیز رسیده است، به‌ثبت می‌رسد.در مقدمه لایحه ۴۷۴۴ اعلام شده است: هدف (لایحه ۴۷۴۴) اعمال تحریم‌ها در ارتباط با نقض‌های جدی حقوق بشری حکومت ایران و اهداف دیگر است». لایحه تصریح می‌کند: «مقامات رژیم ایران در نقض... التزامات بین‌المللی خود، به نقض حقوق بشر بنیادین مردم ایران ادامه می‌دهند...». این لایحه به اعمال سرکوبگرانه رژیم علیه اقلیت‌های مذهبی و نیز به سرکوب وحشیانه قیام‌های مستمر مردم ایران علیه دیکتاتوری دینی اشاره کرده و درباره قتل عام زندنیان سیاسی در سال ۶۷، خاطرنشان می‌کند: «طی در سال ۱۹۸۸، رژیم ایران اعدام‌های جمعی وحشیانه هزاران زندانیان سیاسی را از طریق حلق‌آویز و تیرباران به این خاطر که حاضر نشدند از وابستگی‌های سیاسی خود کوتاه بیایند و در برخی موارد به‌خاطر در اختیار داشتن مطالب سیاسی به اجرا گذاشت؛ (اعدام‌شدگان) شامل زندانیان عقیدتی، نوجوانان و زنان باردار بودند. در یک فایل صوتی که به‌تازگی افشا شده، حسینعلی منتظری.... جانشین خمینی (در آن زمان) گفته است که کشتارهای جمعی سال ۱۹۸۸، «بزرگ‌ترین جنایت صورت‌گرفته در دوران (حکومت) جمهوری اسلامی است که تاریخ به‌خاطر آن، ما را محکوم خواهد کرد». لایحه مصوب ۴۷۴۴، در باره نقض سیستماتیک و مستمر حقوق بشر در ایران می‌افزاید: «مقام‌های ارشد دولتی، نظامی و امنیتی در ایران، به صدور فرمان، کنترل و ارتکاب نقض‌ها و سوءرفتارهای فاحش حقوق بشری ادامه داده‌اند که در بسیاری از موارد، سیاست‌های رسمی رژیم ایران محسوب می‌شوند».لایحه ۴۷۴۴ سپس اعلام می‌کند: آمریکا باید توانایی حکومت ایران را برای ادامه سرکوب مردم ایران و استفاده از خشونت و اعدام برای به‌سکوت‌کشاندن معترضان حامی دموکراسی، سلب کند.(آمریکا باید) با شرکای بین‌المللی برای تحقیق نقض‌های حقوق بشری مقامات ارشد حکومت ایران، صرف نظر از این‌که این نقض‌ها در کجا و در چه زمانی صورت گرفته باشد، کار کند.(آمریکا باید) از تلاش‌های مردم ایران برای ترویج برقراری آزادی‌های بنیادینی حمایت کند که پایه ظهور یک سیستم سیاسی هستند که آزادانه انتخاب شده باشد و باز، غیر فاسد و دموکراتیک باشد.لایحه مصوب مجلس نمایندگان سپس تأکید می‌کند: «(آمریکا باید) نقض‌های حقوق بشری رژیم ایران از جمله قتل عام ۱۹۸۸ (۱۳۶۷) و سرکوب تظاهرات سیاسی در سال‌های ۱۹۹۹، ۲۰۰۹ و ۲۰۱۷ را محکوم کند و حکومت ایران را وادار سازد که به اعضای خانواده (قربانیان) اطلاعات جزیی که از آنها سلب شده است را درباره محل دفن همه قربانیان مفقود... را بدهد.(آمریکا باید) مردم ایران را در ایجاد، دسترسی و اشتراک آزادانه و امن اطلاعات از طریق اینترنت و سایر مطبوعات، کمک کند.در در قسمت «اعلام سیاست» در لایحه ۴۷۴۴ آمده است: این باید سیاست ایالات متحده باشد که در کنار مردم ایران که در پی فرصت برای انتخاب آزادانه حاکمیت منتخب خودشان هستند بایستد و استفاده از تمامی اختیارات موجود برای اعمال تحریم‌ها علیه مقامات حکومت ایران و سایر مسئولان نقض‌ جدی حقوق بشر، افزایش بدهد.بخش دیگری از این لایحه به گروگان‌گیری اتباع آمریکایی توسط رژیم آخوندی اختصاص دارد و در آن تأکید شده است: این باید سیاست دولت ایالات متحده باشد که برای محقق‌کردن آزادی شهروندان آمریکایی... باج پرداخت نکند.در این قسمت نیز تحریم‌هایی علیه مقامات رژیم به خاطر گروگان‌گیری شهروندان آمریکایی و خارجی در نظر گرفته شده است.به‌دنبال تصویب لایحه ۴۷۴۴ با اکثریت قاطع ۴۱۰ رأی مثبت، کمیته خارجی مجلس نمایندگان آمریکا با صدور یک اطلاعیه مطبوعاتی تحت عنوان «حسابرسی از رژیم ایران به‌خاطر بی‌رحمی آن»، اعلام کرد: «این لایحه دوحزبی کارنامه طولانی‌مدت نقض‌های حقوق بشری و گروگان‌گیری رژیم ایران را برجسته می‌کند. (لایحه) هم‌چنین به تحریم مقامات رژیم ایران که مسئول زندانی‌کردن ناعادلانه شهروندان آمریکایی با انگیزه‌های سیاسی هستند، حکم می‌کند».اطلاعیه مطبوعاتی کمیته خارجی سپس سخنرانی اد رویس رئیس این کمیته را در اجلاس مجلس نمایندگان درباره لایحه ۴۷۴۴ نقل کرده است.اد رویس از جمله گفته بود:بسیاری از ما اعدام‌های جمعی بی‌رحمانه‌یی را به یاد داریم که طی یک مدت ۴ ماهه در سال ۱۹۸۸ صورت گرفت. اضافه می‌کنم که اگر شما کسی ایرانیانی را بشناسید که از ایران گریخته‌اند، اشراف دارید که طی آن مدت که به سال ۱۹۸۸ رسید، بیش از ۳۰ هزار دانشجو و جوانان حرفه‌یی جان خود را در نتیجه (آن اعدام‌ها) از دست دادند. می‌دانیم که زندانیان سیاسی در آنجا تجربه دردناکی را پشت سر گذاشتند، در زندان اوین و زندان‌های دیگر، بسیاری از طریق حلق‌آویز و بسیاری با تیرباران اعدام شدند. آنها حاضر نشدند از وابستگی سیاسی خودشان کوتاه بیایند و این سرنوشتی بود که نصیبشان شد. مایکل مک‌کال رئیس کمیته امنیت داخلی و ارائه‌دهنده لایحه ۴۷۴۴ درباره تصویب آن، گفت: «از همکارانم به‌خاطر حمایت بسیار گسترده از لایحه‌یی که همراه با تد دویچ ارائه کردم تشکر می‌کنم. (این لایحه) پیام روشنی را به رژیم فاسد (حاکم) بر ایران می‌فرستد مبنی بر این‌که ما بازداشت ناعادلانه و با انگیزه سیاسی شهروندانمان را تحمل نخواهیم کرد و هم‌چنین چشمانمان را بر رفتار سرکوبگرانه این رژیم نخواهیم بست».در بیانیه صادر شده از سوی مایکل مک‌کال آمده است: «این لایحه به‌طور مشخص اعلام می‌کند که کنگره در کنار مردم ایران ایستاده است و ابزار لازم را در اختیار دولت ترامپ قرار می‌دهد تا مقامات حکومت ایران را که مسئول نقض حقوق بشر، فساد و سانسور هستند، مورد حسابرسی قرار بدهد».
هموطنان عزیز،جوانان قیام آفرین،اعتصاب‌ها و اعتراض‌های همزمان در شهرهای مختلف استان‌های کردستان، کرمانشاه، آذربایجان غربی و خیزش مردم كازرون،  كه حالا به هفتمین روز خود رسیده، هم‌چنان‌ كه خیزش دو ماهه كشاورزان اصفهان و خیزش هفته‌های گذشته هموطنان عرب در اهواز و دیگر شهرهای خوزستان، بازهم آمادگی عظیم جامعه ایران برای گسترش قیام‌ها جهت سرنگونی رژیم ولایت فقیه را تأیید می‌کند. دستگیری و کشتار، ازجمله قتل زندانیان در زیر شکنجه، بر اراده آزادی‌ستان مردم ما اثر ندارد. مردم ایران دیگر نمی‌خواهند فقر و اختناق و حاکمیت استبداد مذهبی ادامه پیدا کند.یک هفته است که صدای اعتراض و حق‌‌طلبی ملت ایران از زبان مردم دلیر کازرون شنیده می‌شود. فریادشان این است که ما زن و مرد جنگیم و وای به‌روزی که مسلح شویم. این خروش، فرزندان دلیر کازرون را به‌یاد می‌آورد که در صفوف مجاهدین به‌نبرد برخاستند. یاد قهرمانان سربه‌دار سال ۶۷ که از این شهر به‌پاخاستند، گرامی باد. درود به‌ مردم کازرون با آن سوابق درخشان در حمایت از مصدق بزرگ و با تقدیم آن همه مجاهد و مبارز زندانی و شهید در برابر رژیم آخوندی.فریاد مردم کازرون که می‌گویند دشمن ما همین جاست فریاد همه مردم ایران است؛ بله دشمن ایران و ایرانی آخوندهای اشغالگر حاکم‌اند. باید ایران عزیزمان را از چنگ آن‌ها بیرون بیاوریم. به‌مردم كازرون و اصفهان و اهواز درود كه بساط دین‌فروشی آخوندها در نماز ریایی جمعه را بر هم زده و با شعارهای پشت به دشمن، رو به میهن آخوندهای حاکم را مفتضح كردند.مردم بانه و پیرانشهر در خیابان‌ها و بازارهای در حال اعتصاب سفره‌های خالی پهن کرده‌اند. این سفره‌ها پیام ده‌ها میلیون ایرانی فقرزده و محروم است. اما خالی نیست، بلکه از خشم در حال طغیان مردم لبریز است. دهها هزار جوانان کرد و دلیر ما با این همه استعداد تا کی باید کولبری کنند؟ تازه همین شغل پر از محنت و مشقت هم به نفع دزدان بزرگ حكومتی در بیت خامنه‌ای و سپاه پاسداران و نهادهای دولتی از آن‌ها دریغ شود. تا کی باید جسم و جان‌شان یا زیر بارهای سنگین یا با اصابت گلوله‌های پاسداران پرپر شود؟ و تا کی باید اقتصاد و معیشت لرزان و نحیف بخش بزرگی از استان‌های غرب کشور تابع این بارکشی طاقت‌فرسا باشد؟ننگ و نفرت بر رژیمی که این بارهای سنگین را بر دوش مردم محروم کرد گذاشته است. تا این رژیم باقی است کولبری برای جوانان کرد، بی‌آبی برای کشاورزان، بی‌حقوقی برای کارگران، تبعیض و ستم مضاعف علیه هموطنان كرد و عرب و بلوچ و فقر و اختناق برای عموم مردم ادامه دارد. چاره کار، قیامی است که از دی ماه گذشته شعله‌ور شد و تا به‌زیر کشیدن آخوندها ادامه دارد. چنان‌که مسعود رجوی گفت بالا‌بردن مشعل قیام در هرفرصت، هر زمان و هر مکان دستور کار و وظیفه مبرم انقلابی و میهنی است. عموم هموطنان را به‌گسترش قیام‌ها و به‌همبستگی با مردم به‌جان آمده در استان‌های مختلف ایران و پافشاری بر آزادی دستگیرشدگان به‌خصوص صدها هموطن دستگیر شده در خوزستان فرا می‌خوانم.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان