12142019شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27

گزارش، تحلیل، مصاحبه

بروکسل - پارلمان اروپا ـ کنفرانس در آستانه روز جهانی حقوق‌بشر با حضور مریم رجوی سخنرانیهای نمایندگان پارلمان اروپا از کشورهاو گروه‌های مختلف سیاسی و پارلمانی محکومیت موج اعدامها و نقض حقوق‌بشر در ایران و دخالتهای تروریستی فاشیسم مذهبی در منطقه روز چهارشنبه ۱۵آذر 96 (ششم دسامبر 2017) رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت خانم مریم رجوی، در کنفرانسی که توسط گروه پارلمانی دوستان ایران آزاد در آستانه روز جهانی حقوق‌بشر در مقر پارلمان اروپا در بروکسل برگزار شد. شرکت و سخنرانی کرد. خانم رجوی در ورود به مقر پارلمان اروپا در بروکسل، مورد استقبال نایب‌رئیس پارلمان اروپا ریچارد چارنسکی و هیأتی از نمایندگان برجسته پارلمان اروپا و اعضای گروه دوستان ایران آزاد به ریاست ژرار دوپره وزیر دولت و نماینده پارلمان اروپا از بلژیک، قرار گرفت:در کنفرانس پارلمان اروپا، دو نایب رئیس پارلمان آقایان ریچارد چارنسکی و پاول تلیشگا، رئیس گروه دوستان ایران آزاد ژرار دوپره، رئیس پیشین گروه دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا استرون استیونسون و هم‌چنین شماری از نمایندگان پارلمان از کشورها و گروه‌های مختلف پارلمانی، از جمله آنتئامک اینتائر، هاینس بکر، تونه کلام، آنا فوتیگا، آنا زابورسکا سخنرانی کردند. سخنرانان کنفرانس ضمن محکوم‌کردن موج اعدامها و جنایات ضدانسانی حکومت آخوندی و دخالتهای تروریستی و ثبات زای این رژیم در منطقه، بر مشروط‌کردن روابط اتحادیه اروپا با رژیم آخوندی به توقف اعدامها و نقض حقوق‌بشر و اتخاذ یک سیاست قاطع در برابر این رزیم، از جمله لیست‌گذاری و اعمال تحریم‌های فراگیر بر سپاه پاسداران تأکید کردند. سخنرانان ضمن اشاره به موقعیت بحرانی دیکتاتوری مذهبی و تروریستی حاکم برایران، خواهان حمایت از مقاومت سازمانیافته مردم ایران و اهداف آلترناتیو دموکراتیک برای برقراری آزادی و دموکراسی شدند .ژرار دوپره - رئیس گروه دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپابسیار متشکرم از حضور شما در این جلسه در مقر پارلمان اروپا. ما آگاهانه این جلسه را به‌مناسبت روز جهانی حقوق‌بشر برگزار کرده‌ایم. بسیار خوشحالیم که خانم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران امروز در این‌جا با ما است. بسیار خوشحالم که بگویم: او رهبری گرانقدر برای اپوزیسیون دموکراتیک علیه حکومت مذهبی آخوندهاست و مبارزه او در دفاع از حقوق‌بشر در ایران چشم‌گیر و مورد حمایت ماست. هم‌چنین مفتخرم که بسیاری از همکارانم را امروز در این‌جا می‌بینم. ژرار دوپره - رئیس گروه دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا و حالا به وضعیت کنونی در داخل ایران می‌پردازم. همان‌طور که می‌دانید، حسن روحانی دومین دوره ریاست‌جمهوری خود را آغاز کرد. آنهایی که هم‌چنان او را یک «معتدل» می‌نامند، باید این شهامت را داشته باشند که چشمانشان را به واقعیت باز کنند. به گفته عفو بین‌الملل، بیش از 55% اعدامها در جهان باستثنای چین، در ایران صورت می‌گیرد. بیش از 3هزار اعدام در دوره اول ریاست‌جمهوری روحانی صورت گرفته است. خود او نیز به توجیه این اعدامها تحت عنوان به‌اصطلاح «قانون قصاص» پرداخت.در ماه گذشته، کمیتة سوم مجمع عمومی ملل‌متحد قطعنامه‌یی را به‌تصویب رساند که نقض حقوق‌بشر در ایران را محکوم می‌کرد. این قطعنامه موج گسترش‌یابنده اعدام‌ها، نقض سیستماتیک آزادی بیان و تجمع، سرکوب اقلیت‌های مذهبی و قومی و تبعیض در قبال زنان را محکوم می‌کند. نزدیک به 38سال است که پاسخی به نقض حقوق‌بشر در ایران داده نشده است. همه می‌دانیم که در سال 1988بیش از سی هزار زندانی سیاسی که اکثرآنها متعلق به سازمان مجاهدین خلق ایران بودند توسط حکومت آخوندها قتل‌عام شدند. مسئولین این قتل‌عام مجازات نشدند و برعکس، عالیرتبه‌ترین مقامات حکومت که در این جنایت علیه بشریت دست داشتند هنوز در مسند قدرتند. یکی از آنها وزیر سابق دادگستری روحانی است که عضو هیأت مرگی بود که مسئول کشتارها در تهران در سال 1988بوده است. وزیر کنونی دادگستری نیز عضو این هیأت شوم در جنوب ایران بوده. این وزیر که هم‌اکنون در مسند قدرت است، از سال 2011به‌دلیل نقض شدید حقوق‌بشر، در لیست سیاه اتحایه اروپا و انگستان است. پس می‌توانیم و باید بگوییم که این همان حکومت سی سال پیش است. فقط ظواهر امر تغییر کرده‌اند.ما اتحادیة اروپا، به‌خصوص نماینده عالی آن، خانم فدریکا موگرینی را فرا می‌خوانیم به اولویت‌دادن به حقوق‌بشر و حقوق زنان در روابط اتحادیه اروپا با (رژیم) ایران. ما به تلخی از نگرش وی که تماماً توسط وسواس او در قبال توافق اتمی ترسیم می‌شود و شرکت‌های غربی را تشویق به رفتن به ایران می‌کند سرخورده شده‌ایم. ما دولتهای اروپایی، از جمله دولت کشور خودم بلژیک را دعوت می‌کنیم به مشروط‌کردن روابط با (رژیم) تهران به توقف اعدام‌های وحشیانه و پیشرفت‌های ملموس در زمینه حقوق‌بشر. هم‌چنین می‌خواهم تأکید کنم که تروریسم حکومت ایران در منطقه غیرقابل‌قبول است. حمایت (رژیم) تهران از بشار اسد و حضور روسیه، هم یک دخالت است و هم یک خطا. ما خواهان آن هستیم که همه نیروهای حکومت ایران از سوریه و عراق خارج شوند. معتقدم که به‌عنوان منتخبان اروپا وظیفه داریم به مردم ایران این پیام را بدهیم که آنها در مقاومتشان علیه دیکتاتوری آخوندها تنها نیستند. به‌همین دلیل محکومیت شدید و علنی سرکوب در ایران از جمله سرکوب زنان و سرکوب اقلیت‌های قومی و مذهبی توسط ما، امر بسیار مهمی است. از طرف دیگر خانم (رجوی)، ما بر این عقیده‌ایم که طرح ده ماده‌یی که خواهان برقراری ایرانی مبتنی بر جدایی دین و دولت و لغو حکم اعدام است باید مورد حمایت قرار گیرد. چند صد تن از همکارانم در پارلمان اروپا بیانیه‌هایی را در حمایت از برنامه‌یی برای یک ایران آزاد که شما خانم رجوی مسئول آن هستید امضا کرده‌اند. من همه کشورهای دموکراتیک غربی را فرامی‌خوانم که این اپوزیسیون دموکراتیک را که این برنامه تبلور آن است، به‌رسمیت بشناسند و از آن حمایت کنند.من چند بار در گردهمایی‌های سالانه شورای ملی مقاومت ایران شرکت کرده‌ام و می‌توانم گواهی بدهم که این شورا با دست بالا قوی‌ترین و سازمان‌یافته‌ترین اپوزیسیون است و شایان حمایت تام و تمام ما ست. ما همه اقدامات لازم را برای حمایت از این اپوزیسیون به‌عمل خواهیم آورد تا مردم ایران هر چه سریع‌تر به آزادی که شایسته آن هستند دست یابند. از حسن توجه شما ممنونم. ريچارد چارنسكي، نايب رئيس پارلمان اروپا مايلم به خانم رجوي به خاطر حضور در پارلمان اروپا خوشامد بگويم. شما چندين‌بار در اين پارلمان حضور يافته‌ايد و ما ميدانيم كه صدها تن از همكاران من از كشورهاي مختلف، دولت‌هاي مختلف و گروه‌هاي سياسي مختلف و با تمايلات سياسي گوناگون، از شما و جنبشتان، قوياً حمايت مي‌كنند. من اين افتخار را داشته‌ام كه طي سي سال گذشته دوست مقاومت ايران باشم و به‌صراحت بگويم: من ديپلومات نيستم، اين گروه دوستان ايران آزاد هم‌چون خانوادة دوم من است. حضور امروز شما در اينجا هم‌چنين مرا به ياد خواهران و برادرانتان در مقاومت ايران در آلباني مي‌اندازد. من چندين‌بار براي ديدن آنها اقدام كرده‌ام. مايلم آنها را اشرفي بنامم. چرا كه كمپ اشرف سمبل مقاومت براي ميليون‌ها ايراني بود. ما در پارلمان اروپا بسيار نگران سلامت و امنيت آنها بوديم، زماني كه در كمپ اشرف و ليبرتي در عراق بودند. ما اكنون خوشحاليم كه آنها سالم و امن در آلباني هستند. ولي مي‌دانيم كه رژيم ايران بسيار خشمگين و عصباني است . ولي اين نشان مي‌دهد كه اين اپوزيسيون واقعاً باعث وحشت رژيم ايران است كه انبوهي انرژي و ميليون‌ها يورو عليه اپوزيسيون دموكراتيك تحت رهبري شما، خانم رجوي، هزينه مي‌كند. اكنون كه خانم رجوي مجدداً در پارلمان اروپاست، مي‌دانم كه رژيم از كوره درخواهد رفت. تا زماني كه اعدام‌ها در ايران ادامه دارد، تا زماني كه آزادي بيان در ايران سركوب مي‌شود، تا زماني كه اقليت‌هاي مذهبي، از جمله مسيحيان و مسلمانان سني در ايران سركوب مي‌شوند، ما نمي‌توانيم و نبايد مناسبات عادي با اين رژيم داشته باشيم.   در روابطمان با (رژيم) ايران، اروپا بايد حقوق بشر را در اولويت اول قرار دهد و ما نبايد در اين رابطه سازش كنيم. ما بسيار نسبت به رويكرد خانم موگريني انتقاد داريم كه در مورد نقض حقوق بشر سكوت كرده و روابط دوستانه‌يي با دولت روحاني دارد. بايد به او يادآوري كنيم كه در دوران روحاني، (رژيم) ايران بالاترين آمار اعدام به نسبت جمعيت را در دنيا داشته است. در نتيجه‌گيري سخنانم، بايد تأكيد كنم كه رژيم ايران فقط دشمن مردم ايران نيست، بلكه دشمن ما هم هست، دشمن همة ارزش‌هاي دموكراتيكي است كه از آن بهره‌منديم. اگر ما واقعاً مي‌خواهيم شاهد يك روابط مسالمت‌آميز و پايدار با شرق باشيم، بايد تغيير رژيم در ايران صورت گيرد و به همين دليل است كه ما، خانم رجوي، از جنبش شما براي يك ايران آزاد، حمايت مي‌كنيم. متشكرم. آنا فوتيگا-رئيس زيركميته امنيت و دفاع پارلمان اروپا با تشكر فراوان از آقاي رئيس. خانم رجوي، همكاران، دوستان، باعث خوشوقتي و افتخار من است كه بار ديگر در چنين جلسة بسيار عالي شركت كنم تا از شعار حقوق بشر و دمكراسي، و مبارزه براي آزادي حمايت كنيم. در واقع وقتي من به همه مسائلي كه در اين رابطه بايد مورد گفتگو قرار دهيم نگاه ميكنم، وضعيت مردم ايران، نقش فوقالعاده رهبري خانم رجوي و جنبش مقاومت ايران تحت رهبری او يك نمونه واقعي است كه به همه ما اميد آيندهيي بهتر در اين رابطه ميدهد. بايد اعتراف كنم كه از اول من كمي در مورد تلاشهاي غرب جهت رسيدن به يك توافق هستهيي با رژيم ايران مشكوك بودم. وقتي كه اعمال شود به نظرم بسيار مشكل است كه به نحوي آينده خود توافق را مورد بحث قرار دهيم. اما آنچه اكنون مايلم طرح كنم نمونه رفتارهاي درست است. اينجا منظورم رفتار شما و رهبري خانم رجوي است چون به يمن شما بوده كه ما قادر بودهايم تصوير كامل ايران زیر سلطه حکومت روحاني را نشان دهيم. متأسفانه اين مسأله توسط ما، جهان غرب، به عنوان يك حکومت مدره جلوه داده شده است. علت آن هم محاسبات آنها در اين رابطه است. متأسفانه آنچه من فعلاً از طرف خودمان ميبينم اين است كه زباني را بكار ميگيريم كه خلاف ارزشهاي غربي خودماستد. چرا ما از كلام مستقيم در مورد ايران در گزارشات سالانه حقوق بشر خود پرهيز ميكنيم؟ چرا بر روي زمينههاي ديگر متمركز ميشويم و نقش رژيم و سپاه پاسداران و برخي مسائل ديگر را ناديده ميگيريم؟ ما قادريم فوريتها و گفتگوهايي را در مورد يك مورد اعدام در جهان ترتيب دهيم، اما 18 مورد در همان يك هفته صورت ميگيرد، و ما سكوت ميكنيم. هيچ درخواستي براي مسائل فوري در اين رابطه ارائه نميشوند. ما بايد به نظام واحدي از ارزشها بازگرديم و تلاش كنيم از ظاهرسازي پرهيز كنيم و پيرامون موضوعات به اصطلاح نيابتي تمركز نكنيم. اينجا من واقعاً از مريم رجوي قدرداني ميكنم كه به خانوادههاي قربانيان كمك كرده است. اين بهترين رفتار ممکن چرا كه كار بسيار سخت و پيچيدهيي است. معمولاً كار بسيار خطرناكي هم هست. او زن بسيار شجاعي است. آرزوي شرايطي را دارم كه خودم و همكارانم در كميتههاي خود نشسته باشيم و به او گوش ميدهيم كه به عنوان رئيس جمهور ايران ما را مخاطب قرار دهد. با تشكر آنتئا مک‌اینتاير - نايب‌رئيس حزب محافظه‌كار انگلستان، نمايندة پارلمان اروپا بسيار خوشحالم كه امروز به‌مناسبت سالگرد روز جهاني حقوق بشر در جمع شما هستم. بسيار تحسينبرانگيز است كه شاهد حضور دوستان بسيار زياد ايران آزاد هستيم كه امروز اينجا گرد هم آمدهاند. ميدانيد اكنون حدود چهار سال است كه حسن روحاني به‌عنوان باصطلاح رئيس‌جمهور مدره سر كار آمده و از آن زمان تاكنون، شاهد پسرفت مستمر وضعيت حقوق بشر و افزايش شوكهكننده آمار اعدام‌ها بودهايم. ميدانيد به گفتة عفو بينالملل، (رژيم) ايران به‌تنهايي 55 درصد، يعني بيش از نيمي از همة اعدام‌هاي ثبت‌شدة جهان در 2016 را داشته است. رژيم روحاني بيش از 80 زن را اعدام كرده و زنان بسيار بيشتري در زندان هستند، چرا كه جرأت كردند عقايد خود را طرح كنند. به گفتة ملل متحد اعدام‌ها تحت نظر روحاني در سال گذشته، بيشترين آمار اعدام‌ها در 25 سال اخير بوده است. اين به معني آن است كه حتي به اعتراف خود رژيم، اين بدترين موج اعدام‌ها از زمان اعدام‌هاي جمعي 30 هزار زنداني سياسي در ايران در سال 1988 بوده است. اما به‌نظر ميرسد اتحادية اروپا اين را فراموش كرده يا بدتر از آن، اين فجايع را ناديده گرفته است. به‌جاي ادامة همكاري، اتحادية اروپا بايد همة روابط ديپلوماتيك و تجاري را با (رژيم) ايران متوقف كند تا اعدام‌ها به پايان رسيده و حقوق بشر محترم شمرده شود. فدريكا موگريني، نمايندة عالي اتحادية اروپا، حتي به تهران سفر كرد تا تحليف روحاني براي دور دومش را جشن بگيرد. اين در ماه اوت امسال بود. او توسط ديكتاتور مخلوع زيمبابوه، رابرت موگابه، و فرد شماره دو كره شمالي، كيم يان نام، همراهي شده بود. اينها همراهان خوبي نيستند و صراحتاً بگويم براي ما در اروپا اين بسيار شرمآور است كه بدين صورت نمايندگي شويم. هيأت پارلمان اروپا براي روابط با (رژيم) ايران هفتة گذشته به ايران سفر كرد. اطلاعيه خود هيأت كه بعد از سفر در سايت پارلمان اروپا منتشر شد اشاره نكرد كه در همان هفتهيي كه در تهران بودند، اين رژيم 18 نفر را اعدام كرد و اين بسيار ماية تأسف است. ما منتخبان اروپا هستيم. ما توسط مردم انتخاب شده‌ايم و بايد ارزش‌هاي آنها را نمايندگي كنيم كه آزادي بيان، حقوق زنان، حقوق بشر و دموكراسي هستند. اين براي ما در اروپا و پارلمان اروپا بسيار تخريبكننده است كه در كنار رژيم‌هاي وحشي مانند (رژيم) ايران نام‌گذاري شويم. از طرفي ديگر، بسيار خوشحالم كه شاهد اين هستم كه اپوزيسيون دموكراتيك ايران، تحت رهبري مريم رجوي، پيشرفت‌هاي بسيار زيادي داشته است. با وجود همة سركوب‌ها در ايران و سياست مماشات اتحادية اروپا با (رژيم) ايران، كارزار مريم رجوي در جستجوي عدالت براي خانوادههاي قربانيان قتل عام 1988 توسط نمايندة ويژة دبيركل ملل متحد به‌رسميت شناخته شده كه خواهان تحقيقات مستقل دربارة آن قتل عام شده است. كارزار خانم رجوي براي ليستگذاري تروريستي سپاه پاسداران منجر به تحريم‌هاي جديد عليه سپاه توسط وزارت خزانهداري آمريكا شده است. اين يك ضربة جدي به بدنة اين رژيم سركوبگر بوده است. بنابراين ما بايد به‌واقع از او و اپوزيسيون دموكراتيك ايران به رهبري او تشكر كنيم به‌خاطر ايستادن در برابر بنيادگرايي اسلامي و به اين دليل كه الگويي براي پيروي از آن‌را، براي ما و بقية جهان برقرار كرده‌اند. در دوراني كه بنيادگرايي اسلامي به‌واقع بزرگ‌ترين دشمن ما در جهان امروز است، مريم رجوي اميدهاي بسياري را فراهم مي‌كند. من معتقدم كه مسئلة شكست‌دادن اين دشمن با برابري جنسي و حقوق زنان شروع مي‌شود كه من خواهان آن هستم كه به‌عنوان بخشي از جامعة ايران پذيرفته شود. اگر بتوانيم شاهد آن باشيم كه مريم رجوي به‌صورت دموكراتيك انتخاب شود و زمام امور را در ايران برعهده گيرد، ميتوانيم شاهد شكست بنيادگرايي اسلامي باشيم. خانم رجوي، اجازه بدهيد سخنانم را بدين‌صورت به‌پايان برسانم كه بگويم مريم، شما نقطة انگيزش همگي ما هستيد. مريم رجوي، يك زن بسيار شجاع و رهبري بزرگ است. زنده باد ايران آزاد. مارك دمسماكر – نمايندة پارلمان اروپا از بلژيك آقاي دوپره متشكرم بخاطر سازماندهي اين جلسه. بسيار خوشحالم كه رهبر اپوزيسيون دموكراتيك ايران خانم مريم رجوي را امروز در كنارمان داريم. به دور و بر خود نگاه كنيد و خواهيد ديد كه در پارلمان اروپا جنبش شما از حمايت بسياري به‌عنوان يك پلاتفرم دموكراتيك براي ايراني مبتني بر جدايي دين و دولت و آزاد برخوردار است. من هم، مثل بقية همكارانم، وضعيت ايران را دنبال كرده‌ام و بسيار خوشحالم كه گروه فراحزبی ايران آزاد در پارلمان اروپا را داريم، واقعاً اعتقاد دارم كه مهم است ما چنين گروه قدرتمند و با تمايلات گوناگون داشته باشيم كه در آن اعضاي تمامي تمايلات سياسي، با يك صدا دربارة موضوع وضعيت حقوق بشر صحبت مي‌كنند و در مورد لزوم حمايت از آلترناتيو دمكراتيك اين رژيم در ايران. با تجربة نزديك به چهار دهه حكومت اين رژيم، همه موافقند كه وقتي به واقعيت‌ها نگاه مي‌كنيد، اين يك رژيم وحشي است كه نه فقط شهروندان آن كشور و بخصوص زنان را سركوب مي‌ كند، و همان‌طور كه شنيده‌ايم نسل جوان را كه خواهان آزادي هستند، بلكه يك (رژيم) مشكل‌ساز و تهديدي براي منطقه و بقية جهان است. ما مي‌توانيم مداخلات آنها را در كشور همسايه عراق و در سوريه ببينيم، جايي كه آنها از سركوب سيستماتيك سني‌ها توسط اين رژيم‌ها حمايت مي‌كنند كه باعث سربرآوردن داعش شد. ما همچينين شاهد جاه‌طلبي‌هاي مخفيانة اتمي آنها بوده‌ايم كه توسط اپوزيسيون دموكراتيك در سال 2002 افشا شد و به تحريم‌هاي جامع و توافق اتمي منجر شد كه هنوز شكاف‌هايي دارد، چون اجازة هيچ‌گونه بازرسي از سايت‌هاي نظامي وجود ندارند، جايي‌كه رژيم ممكن است فعاليت‌هاي مخفيانه‌اش را دنبال كند. بعد از دورة اول رياست‌جمهوري حسن روحاني باصطلاح مدره ديده‌ايم كه وضعيت حقوق بشر وخيم‌تر شده و تعداد اعدام‌ها چند برابر شده است، حتي در مقايسه با سلف خودش، احمدي نژاد. كابينة جديد روحاني، حتي شامل وزيراني است كه در ليست تحريم‌هاي اتحادية اروپا هستند براي نقض فاحش حقوق بشر. به همين دليل براي من بسيار تأثرآور است كه مي‌بينم نمايندة عالي اتحاديه اروپا، خانم موگريني، اين‌قدر شيفته و مشتاق داشتن روابط گرم و بسيار دوستانه با اين رژيم است و چشمانش را بر نقض حقوق بشر مي‌بندد و صرفاً شركت‌ها را تشويق به سرمايه‌گذاري در ايران مي‌كند. اين كار براي جنبش آزادي‌خواهانه در ايران بسيار تخريب‌كننده و همچنين براي اعتبار اتحاديه اروپا بسيار، بسيار بد است. مردم ايران از سياستمداران اروپايي انتظار دارند به نمايندگي و دفاع از ارزش‌هاي اروپايي بپردازند، مثل دموكراسي و آزادي بيان. كار ما اصلاً اين نيست كه براي شركت‌هاي غربي لابي‌گري كنيم. به هيچ‌وجه. برخلاف ديگر كشورها در منطقه كه در آن هيچ آلترناتيو معتبري بعد از سقوط حاكمان مستبد وجود نداشت و وضعيتشان به هرج و مرج و جنگ‌هاي داخلي كشيده شد، در مورد ايران يك آلترناتيو دموكراتيك وجود دارد كه بسيار خوب سازماندهي شده و ذيصلاح است و آمادة به‌دست‌گرفتن قدرت است. ائتلاف شوراي ملي مقاومت ايران، تحت رهبري خانم مريم رجوي كه دهه‌هاست اين مبارزه را رهبري كرده است. ما شاهد حمايت از خانم رجوي در گردهمايي 100 هزار تن از هواداران آنها در تابستان گذشته در پاريس بوديم كه به تغيير دموكراتيك در ايران فراخوان دادند. برنامة ده ماده‌يي وي براي آيندة ايران جايي كه دين از دولت جدا خواهد بود و مردان با زنان برابر خواهند بود و مجازات مرگ لغو خواهد شد، برنامه‌يي است كه واقعاً شايان حمايت فعال دولت‌هاي اروپايي و تمامي مقامات اتحادية اروپا است. ترديدي ندارم كه اين رژيم مستبد سقوط خواهد كرد و دير يا زود خواهد رفت و ناپديد خواهد شد. درست مثل ساير (حكومت‌هاي اين‌چنيني) كه در تاريخ محو شده اند. لذا وظيفه ما بايد اين باشد كه كمك كنيم تا تضمين شود كه اين تغيير هر چه زودتر اتفاق بيفتد تا به‌جاي اين‌كه با اين رژيم منفور و متعلق به گذشته مراوده داشته باشيم، بتوانيم در ايراني واقعاً آزاد و واقعاً دموكراتيك سرمايه‌گذاري كنيم. متشكرم. ميلان زهور – نماينده پارلمان اروپا از اسلووني متشكرم آقاي رئيس. متشكرم . از حضور خانم رجوي در اينجا خوشوقتم كه براي سالهاي متمادي مقاومت عليه رژيم مذهبي را شجاعانه رهبري كرده اند. مايلم در مورد جنبه ديگري از سياستهاي مخرب رژيم ايران صحبت كنم و آن تامين مالي تروريسم از طريق پولشويي ميباشد. ما برخي بانكهاي اروپايي را داريم كه يكي پس از ديگري به اين كار ادامه داده اند. يكي از نمونه هاي تكان دهنده در اسلووني يعني كشور من فاش گرديد كه مربوط به نوا لوبليانسكا بانكا (NLB)[ Nova Ljubljanska banka]، بزرگترين بانك دولتي اسلووني بوده است. بین سالهای 2008 تا 2010، NLB یک ميليارد يورو را برای رژیم ایران پولشويي كرد. این پول عمدتا از بانک توسعه صادرات ایران بود. این بانك يك پوشش بانک دولتی در ایران بود. در آن زمان بانك ايراني در ليست سياه و در بازار بين المللي تحت تحريم بود. این پول با انتقال مبالغ کوچکتر به بیش از 30000 حساب منتخب در کشورهای مختلف در سراسر جهان، از جمله ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپا، کانادا، روسیه و غیره پولشويي گرديد. بر اساس یافته های موسسات بین المللی ذيصلاح، این رسوایی تهدید مستقیمي عليه امنیت جهانی بود. مقامات اسلووني هیچ کاری برای جلوگیری یا محاکمه مسئولین اين كار انجام نداده اند، اما اتحادیه اروپا به آرامی از میزان رسوایی دارد آگاه می شود. همچنين در این هفته در کمیته افتخاری پارلمان اروپا جلسه استماعي در این باره برگزار شد. ما باید با هم کار کنیم تا پولشویی رژیم ایران در سطح جهانی را متوقف کنیم. من خوشحالم که ایالات متحده امریکا سپاه پاسداران رژيم ایران که پول آلوده در ایران را تحت كنترل خود دارد در فهرست تحریم ها قرار داده است. ما باید در اروپا هم همین کار را بکنیم. با تشکر از توجه شما. هاينس بكر - نمايندة پارلمان اروپا از اتريش با تشكر از رئيس جلسه. با تشكر از همه شما كه اينجا حضور داريد ما همگي در حمايت خود از حقوق بشر و دمكراسي در ايران متحد هستيم. حمايتها و همدردي زيادي در پارلمان اروپا براي آلترناتيو دمكراتيك تحت رهبري خانم رجوي وجود دارد. امروز ميخواهم بصورت خلاصه در مورد يك موضوع صحبت كنم كه به سپاه پاسداران مربوط است.   و جهت حفاظت از رژيم مذهبي ايران و ولی فقیه آن تشكيل شده است. اين نيرويي است که مأموریتش سركوب مردم در داخل ايران است و جنايات بسيار وحشتناكي در بسياري كشورهاي منطقه مرتكب شده است. سپاه پاسداران مراكز زيادي در ايران دارد كه در آن تروريستهاي خارجي را آموزش ميدهند. در بسياري كشورهاي منطقه سپاه از طريق سفارتهاي رژيم ايران عملاً سياستهاي خارجي آن كشور را تحت كنترل گرفته است. آنها همچنين از معافيت ديپلوماتيك سوء استفاده ميكنند. سپاه همچنين بزرگترين قدرت اقتصادي در ايران است. بايد تصور آن را كرد. سپاه تواناييهاي مالي و اقتصادي خود را وقف دخالت در كشورهاي ديگر كرده است. اين دخالت بر اقتصاد ايران بسيار سنگيني ميكند. تنها طي پنج سال گذشته تهران بيش از 100 ميليارد دلار صرف عملياتهاي سپاه در سوريه كرده است. اين پولها صرف تهيه سلاحها و تأمين مخارج ارتش سوريه شده است. آمريكا اخيراً سپاه را در ليست تروريستي قرار داد. اين خبر بسيار خوبي براي مردم ايران بود چرا كه از سپاه بسيار متنفرند. اكنون كه سپاه توسط وزارت خزانهداري آمريكا به عنوان يك سازمان تروريستي جهاني نامگذاري شده شركتهاي اروپايي كه در حال تجارت با ايران هستند بطور جد در معرض تحريم توسط آمريكا هستند چرا كه سپاه مديريت قسمت اعظم اقتصاد ايران را دارد. بسيار روشن است كه تجارت با ايران امروز به معني تجارت با سپاه است. در اروپا بدليل منافع بزرگ تجاري برخي كشورهاي عضو و روابط نزديك اتحاديه اروپا با تهران، دولتهاي اروپايي تصميم گرفتهاند باعث ناراحتي آخوندها نشوند و عملاً چشمان خود را به نقض حقوق بشر بستهاند. اين از نظر اخلاقی کاری اشتباه و از لحاظ استراتژيك براي اروپا مضر و خطرناك است. اتحاديه اروپا بايد سپاه پاسداران را در ليست تروريستي خود قرار دهد. با تشكر   استرون استيونسون ما همگي با ميزان سركوب و بدرفتاري كه در ايران صورت ميگيرد آشنا هستيم. از زمان بنيانگذاري اوليه آن، رژيم تهران بر پايههاي سركوبي داخلي، صدور تروريسم و عقايد مذهبي ارتجاعي استوار بوده است. سياست صدور بنيادگرايي اسلامي و افراطگرايي يكي از بنيادهاي استراتژي دولتي در قانون اساسي رژيم ايران طي 38 سال گذشته بوده است. همانطور كه امسال شنيديم، عفو بينالملل يك گزارش 94 صفحهيي به نام «حبس در شبكهيي از سركوبي: مدافعان حقوق بشر ايران در معرض حمله» منتشر كرد. اين گزارش وضعيت اسفناك نقض حقوق بشر در ايران را با جزئيات تشريح كرده و بكارگيري بيش از حد رژيم ايران از اعدام را طرح كرده است. رژيم ايران، همانطور كه امروز بصورت مكرر شنيدهايم، مدتها است بيشترين آمار اعدامها را در جهان داشته است. بسياري از حلقآويزها در ملأ عام صورت گرفتهانداين ايران واقعي تحت حاكميت مذهبي و فاشيستي آخوندهاست، كه رئيس جمهور به اصطلاح مدره آن، روحاني، كسي است كه غرب با آن معامله ميكند. روحاني رئيس يك دولت بسيار فاسد بوده كه حدود 3500 نفر را از شروع دوره خود در 2013 اعدام كرده است. امسال 350 نفر تاكنون اعدام شدهاند. ما بايد ماهيت واقعي نظام به اصطلاح عدالت در ايران را درك كنيم. وزير دادگستري كنوني، عليرضا آوايي، از 2011 بابت نقض حقوق بشر در ليستهاي تروريستي اتحاديه اروپا و انگلستان قرار داشته است. او اكنون وزير دادگستري است. رژيم ايران پدرخوانده تروريستها است و نزاع و نقض سيستاميك حقوق بشر را در سراسر خاورميانه گسترش ميدهد. سپاه پاسداران، همانطور كه الان خيلي بدرستي شنيديم، و نهادي كه مسئول عملياتهاي برونمرزي است، يعني نيروي تروريستي قدس به سركردگي قاسم سليماني، اصليترين نهادهاي مسئول توسعهطلبي مهاجم رژيم ايران در خاورميانه هستند. چند دهه است كه سپاه پاسداران در مناطق مختلف دست به حملات تروريستي زده، از جمله در سوريه، عراق، يمن و لبنان. اين واقعيت كه رژيم ايران بصورت مستمر از گروههاي شيعه افراطگرا و نيابتي حمايت كرده اصلاً موضوع بحث و انكار نيست. آنچه كمتر روشن است روابط تهران با افراطگرايان سني است. ما به اين فريب هدايت شدهايم كه اختلافات ميان سنيها و شيعيان به قدري جدي است كه رژيم ايران هرگز نميتوانست ارتباطي با رقيبان سني خود برقرار كند. البته اين رژيم حتي بعضاً خود را به عنوان متحد بالفعل غرب در مقابله با افراطگرايان سني جلوه داده است. اما اسنادي توسط آمريكاييها به هنگام حمله خود به خانه اسامه بن لادن   در 2 مه 2011 اخيراً بيروني شده و اثبات ميكنند آنچه را كه بسياري از ما سالهاست ميدانستيم. رژيم آخوندها، به عنوان قلب بنيادگرايي اسلامي، همواره آماده ناديده گرفتن اختلافات فرقهاي با افراطگرايان سني جهت گسترش بيشتر تروريسم و بنيادگرايي در سطح جهان بوده است مؤسسه اروپايي آزادي عراق، كه من رياست آن را برعهده دارم، اخيراً يك گزارش 25 صفحهيي منتشر كرده كه روابط گسترده رژيم ايران و گروههاي افراطگراي سني مانند القاعده و داعش را فاش كرده است.   آنها به هزاران دسته تقسيم شدهاند، مانند طالبان، القاعده، داعش، بوكو حرام، حزبالله و ديگر گروههاي تروريستي. همگي آنها مانند گربههايي در كيسه با هم ميجنگند و همگي به تهران به عنوان پدرخوانده اسلام بنيادگرا مينگرند. سقوط رژيم ملايان باعث پاياني بر گسترش تروريسم اسلامي در سراسر جهان خواهد بود. اما، آقاي رئيس، ما بايد هوشيار باشیم و گارد خود را بالا نگهداريم. رژيم ايران خطرناك است. من از تجربيات شخصي خود ميدانم چگونه از تبليغات سوء براي شيطانسازي دشمنان خود استفاده ميكنند. آنها افراد سادهلوح و آسيبپذير را فريب می دهند تا پيامهاي زهرآگين را حتي به اين پارلمان نفوذ بدهند. اين برنامههاي شيطانسازي همواره مقدمه حملات خشونتبار هستند. بناباراين از شما ميخواهم هوشيار و مراقب باشيد. براي آنهايي از ما كه حقوق بشر برايشان مهم است بايستي از مقاومت ايران تحت رهبري انگيزاننده مريم رجوي، و همچنين تنها جنبش اپوزيسيون دمكراتيك مشروع، يعني سازمان مجاهدين خلق و شوراي ملي مقاومت ايران، حمايت كنيم تا مردم ستمديده ايران را آزاد كنند. مردمي كه خواهان براندازي اين رژيم فاسد و مخوف بوده، و حقوق بشر، حقوق زنان، آزادي، عدالت و دمكراسي را در كشور خود كه سالهاست رنج كشيده احيا كنند. با تشكر   ژوزه ايناسيو فاريا - نمايندة پارلمان اروپا از پرتغال همکاران عزیز ،خانم ها و آقایان  من می خواهم سخنان کوتاهم را آغاز کنم با گفتن اينكه هياتي كه از اين پارلمان در ماه گذشته از ايران ديدار كرد من را نمايندگي نميكند ، و فكر ميكنم اكثريت گسترده همكارانم را هم نميكند. این اولین نکته بود. باید بگویم که اگر همه مؤسسات جدید و نمایندگان آنها بایستی حقوق بشر را در صدر دستور كار خود قرار دهند، به نظر می رسد که این هیئت اروپایی به سركوب داخلي كه بعيد است در ايران رو به كاهش باشد اشاره اي نكرد. از لحاظ اقتصادی، این واقعیت است که ایران فرصتی وسوسه انگیز برای اتحاديه اروپا ميباشد. اعداد و ارقام نشان ميدهد که در سال گذشته پس از باجرا گذاشتن برجام ، معاملات اتحادیه اروپا و رژيم ایران در مقایسه با سال 2015 تقریبا دوبرابر شده است. اما رویکرد اروپا به این تجديد روابط با رژيم ایران نباید مانع از رویارویی با مقامات رژيم در زمینه هایی مانند تحریم تسلیحاتی، نقض قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره سوریه ، همکاری های موشکی و هسته ای با کره شمالی و حقوق بشر و آزادی ها و حقوق اساسی بشود.   از سال 2013، برخی از کشورهای غربی، حسن روحانی، رئیس جمهور رژيم ایران را به عنوان یک چهره جدید برای اعتدال معرفی کرده اند، اما این باصطلاح رئیس جمهور مدره بیش از 3500 اعدام را تنها در چهار سال ناديده گرفته است. و همچنان سرکوب مداوم فعاليتها ، مطبوعات مستقل و فعاليت های اجتماعی وجود دارد.  امروزه اعدام ها و مجازات های غير انساني همچنان بخشی غم انگیز از زندگی روزمره مردم ایران است. و من متاسفانه می گویم که در دیدار ماه گذشته هیئت نمایندگی پارلمان اروپا از ایران، مقامات رژيم ایران اعدام 18 نفر دیگر را به همكاران من، يعني نمايندگان پارلمان اروپا هديه كردند. چنين چيزي غیر قابل قبول است. روحانی به اصطلاح مدره شکنجه و زندان خودسرانه را مجاز ميشمارد، به طور گسترده ای حقوق اجتماعی و اقتصادی را نقض می کند و اشکال وحشیانه ای از مجازات هایی نظیر شلاق زدن در ملاء عام، قطع اندام و محروم كردن از درمان پزشکی را به عنوان وسیله ای برای ارعاب مردم جهت تسليم مورد حمايت قرار ميدهد.  اگر چه ایران کنوانسیون حقوق كودكان را امضا کرده است که مطلقا حكم اعدام در مورد مجرمين زير 18 سال را منع ميكند، اما اين رژیم همچنان ركورد دار اعدام نوجوانان در جهان است. اين در حالي است كه جامعه مدنی ايران و طور خاص نسل جوان آن در مقايسه با تمام کشورهای خاورمیانه، مترقي هستند و همواره از حقوق و منافع خود دفاع كرده اند و خواستار تغيير هستند. دوستان عزیز، مردم ايران از ما انتظار بسیاري دارند، قطعا اينطور است. آنها انتظار دارند که اروپایی ها برای ارزش های اصلی، دفاع از حقوق بشر و دموکراسی، بدون توجه به موقعیت جغرافیایی آنها در جهان، قيام كنند. بنابراین من از همه اروپایی ها و بطور خاص اتحاديه اروپا و اروپاییها ميخواهم كه آنها را نااميد نكنند    
بروکسل – پایتخت بلژیک و مقر اتحادیه اروپا – چهارشنبه ۱۵آذر 96(ششم دسامبر2017) – رئيس جمهور برگزیده مقاومت خانم مریم رجوی، برای شرکت در کنفرانسی که توسط گروه پارلمانی دوستان ایران آزاد در آستانه روز جهانی حقوق بشربرگزار شد، شرکت کرد. خانم رجوی در هنگام ورود به مقر پارلمان اروپا در بروکسل، مورد استقبال نايب رئيس پارلمان اروپا ريچارد چارنسكي و هیأتی از نمایندگان برجسته پارلمان اروپا و اعضای گروه دوستان ایران آزاد به ریاست ژرار دوپره وزیر دولت و نماینده پارلمان اروپا از بلژیک، قرار گرفت: گروه پارلمانی دوستان ايران آزاد در پارلمان اروپا كه طی فعالیتهای مستمر خود درسالهای گذشته از حمایت صدها نماینده پارلمان اروپا از کشورهای مختلف عضو اتحادیه اروپا و از گروهها و گرایشهای سیاسی مختلف پارلمان- چه در اجلاسیه های رسمی پارلمان و چه در برگزاری کنفرانسهای مختلف در بروکسل و استراسبورک، برخوردار بوده است، کنفرانس۶دسامبر ۲۰۱۷ را در آستانه روز جهانی حقوق بشر و سالگرد تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر که در ۱۰دسامبر ۱۹۴۷در مجمع عمومی ملل متحد به تصویب رسید، برگزار کرد. این کنفرانس هم چنین درشرایطی برگزار میشود که جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام ۳۰هزار زندانی سیاسی پس از ۲۹سال به گزارشهای رسمی ملل متحد راه یافته و هم درجامعه ایران و هم درسطح بین المللی در کانون توجهات و کارزارهای حقوق بشری قرار گرفته است. در کنفرانس پارلمان اروپا، سایر سخنرانان شامل شخصیتهای سیاسی و نمایندگان این پارلمان ، ازجمله ریچارد چارنسکی و پاول تلیشگا دو نائب رئیس پارلمان اروپا و همچنین ژرارد دو پره ، آنتئامک اینتائر ، هاینس بکر ، تونه کلام ، آنا فوتیگا ، آنا زابورسکا و استراون استیونسون ضمن محكوم‌كردن موج اعدام‌ها و جنايات حكومت آخوندي عليه مردم ايران و هم چنین مداخلات تروريستي و ثبات زای آن در منطقه، برلزوم اتخاذ يك سياست قاطع از سوی اتحادیه اروپا و مشروط‌كردن روابط با رژيم آخوندی به توقف اعدام‌ها و اعمال تحريم‌هاي فراگير بر سپاه پاسداران تاکید کردند. سخنرانان کنفرانس ۶دسامبر در پارلمان اروپا ، دفاع از حقوق بشر و اعلامیه جهانی حقوق بشر بدون پرداختن به رژیمی که در قطعنامه های مکرر ملل متحد به خاطر نقض حقوق بشر محکوم شده را فاقد معنا دانسته و ضمن انتقاد از سیاست مماشات و و نادیده گرفتن ارزشهای حقوق بشری و دموکراتیک مردم اروپا ، حمايت نمایندگان پارلما اروپا را از جنبش دادخواهي قتل عام 67، مورد تاکید قرار دادند و خواهان تشکیل کمیته تحقیق بین اللملی و محاكمة سران رژيم به‌خاطر جنايت عليه بشريت در کشتار جمعی ۳۰هزار زندانی سیاسی شدند. سخنرانان ضمن اشاره به موقعیت بحرانی دیکتاتوری مذهبی و تروریستی حاکم برایران، خواهان حمايت از مقاومت سازمانیافته مردم ايران و اهداف آلترناتیو دموکراتیک براي برقراري آزادي و دموكراسي شدند. سخنرانی مریم رجوی در پارلمان اروپا در آستانه روز جهانی حقوق‌بشر نمایندگان محترم پارلمان اروپا، باعث مسرت فراوان است که در میان نمایندگان مردم اروپا هستم. زنان و مردانی که پیشتاز دفاع از دموکراسی و حقوق‌بشر در جهان امروز هستند.من امروز، در حالی اینجا هستم که وضعیت در ایران به نقطه انفجار نزدیک می‌شود. ماه گذشته یک زلزله مهیب در غرب کشور تلفات زیادی به‌جای گذاشت. این زلزله دو واقعیت اساسی را به نمایش گذاشت:اول فساد گسترده حکومتی، وضعیت فاجعه‌بار زیرساختها و ناتوانی حکومت از حل ابتدایی‌ترین مسائل مردم و دیگری همبستگی عمومی با زلزله‌زدگان در رویارویی با رژیم.رژیم در وحشت از خشم و نفرت مردم به جای هرگونه کمکی، پاسداران و نیروهای ضد‌شورش را به منطقه اعزام کرد. اما این کار، مانع اعتراضات و خشم مردم نشد. فساد حکومتی به حدی است که بخش وسیعی از کمکهای مردمی را نیز چپاول می‌کنند و نمی‌گذارند به زلزله‌زدگان برسد.یک نمود دیگر از تمایل مردمی برای تغییر رژیم در ۷ آبان، روزی که به نام کوروش کبیر مشهور است، بارز شد. او نخستین منشور حقوق‌بشر جهان را اعلام کرد. نیروهای سرکوبگر رژیم بسیج شده بودند که از رفتن مردم به آرامگاه کوروش، در پاسارگاد ممانعت کنند. با این حال، هزاران تن از مردم از سراسر کشور به سمت پاسارگاد حرکت کردند و ایران شاهد یک رویارویی مردمی در برابر دیکتاتوری دینی بود. در ایران، سیستم مالی در مرز سقوط است. دوهفته پیش، وزیر کشور رژیم اعتراف کرد روزانه ۱۵۰حرکت اعتراضی در کشور رخ می‌دهد. یک‌سال است یک جنبش اعتراضی سراسری توسط مردمی که دارایی آنها توسط مؤسسات مالی وابسته به حکومت غارت‌شده جریان دارد که هر روز دامنه آن گسترده‌تر می‌شود. این اعتراضات در موارد متعدد به اعتراضات سیاسی علیه تمامیت رژیم تبدیل شده است. همزمان، جنبش دادخواهی شهیدان قتل‌عام سال ۱۳۶۷، که مقاومت ایران آن را فعالانه سازمان داده، یک جنبش اجتماعی گسترده شده است. این یک دلیل اصلی شکست خامنه‌ای در نمایش انتخابات، برای روی کار آوردن یکی از مسئولان این قتل‌عام بود. شعار نه جلاد نه شیاد رأی من سرنگونی است، که هر دو کاندیدای اصلی را هدف قرار می‌داد، به یک شعار اجتماعی تبدیل شد. دبیرکل ملل متحد، در آخرین گزارشش به اجلاس جاری مجمع عمومی ملل متحد، اذعان کرد که تعداد زیادی شکایت از جانب خانواده‌های قربانیان دریافت کرده است. در یک کلام، درگیری بین مردم و رژیم هر روز گسترده‌تر می‌شود. رژیم آخوندی، تا همین‌جا ذخائر استراتژیکش برای بقا را استفاده کرده است. از نظر اقتصادی در آستانه ورشکستگی است، توافق اتمی مشکلی از آن حل نکرده است، از نظر اجتماعی بیش از هر زمان دیگر منزوی شده است. در طرح استراتژیکش برای نابودی اپوزیسیون اصلی شکست خورده و نتوانست از انتقال اعضای سازمان مجاهدین خلق از زندان لیبرتی در عراق به اروپا جلوگیری کند.در چنین شرایطی، راه‌حل، رژیم سرکوب بیشتر و اعدام بیشتر است. به گزارش گزارشگر ویژه سازمان ملل نگاه کنید. ثابت شد که قولهای آخوند روحانی جز دروغهایی برای ایجاد یک امید کاذب و کاهش خشم ملت و فریب جامعه بین‌المللی نیست. ولی این اقدامات دیگر برای مهار جامعةی که مشتاق تغییر است، کافی نیست. در واقع روحانی با حمایت کامل از رفتار سرکوبگرانه سپاه پاسداران در داخل، با حمایت از گروه‌های تروریستی در منطقه و برنامه موشکی، ماسک دروغین اعتدال را به دست خود از چهره‌اش برداشت. دومین اهرم بقای رژیم، افزایش دخالتهایش در خارج از مرزهاست. این سیاست، بیانگر قدرت رژیم نیست، بلکه نشان‌دهنده رژیمی است که در یک بحران عمیق داخلی به‌سر می‌برد و تلاش می‌کند با اعمال نفوذ در منطقه، از یک سو بر ضعفهای داخلی‌اش سرپوش بگذارد و از سوی دیگر با قدرت‌نمایی کاذب و شانتاژ، جامعه جهانی را از یک سیاست قاطع برحذر دارد. به اظهارات اخیر سردمداران رژیم از خامنه‌ای و روحانی و فرماندهان پاسداران توجه کنید آنها در یک کلام می‌گویند: به دخالت و جنگ‌افروزی و ترویسم در عراق و سوریه و لبنان و یمن و سایر کشوها ادامه می‌دهند.به حمایت از دیکتاتوری اسد ادامه خواهند داد. به تأمین مالی و تسلیحاتی نیروهای شبه‌نظامی و تروریستی وابسته به خود، در منطقه ادامه خواهند داد. به برنامه موشکی‌شان ادامه خواهند داد. آنها تصریح می‌کنند علت این‌که امروز بر وضعیت در داخل مسلط هستیم «ناشی از داشتن یک استراتژی مشخص مبارزه در بیرون مرزهاست». تا زمانی‌که جامعه بین‌المللی آنها را به‌خاطر اعمال مخرب‌شان مورد حسابرسی قرار ندهد، آخوندها به ماجراجویی‌های خطرناکشان ادامه خواهند داد. تا زمانی‌که جامعه بین‌المللی در این توهم است که با دادن امتیاز به این رزیم می‌تواند این هیولا را مهار کند، آن را فقط تغذیه می‌کند که بیشتر ادامه بدهد. راه‌حل، قاطعیت است، نه امتیاز دادن. این رژیم، تنها از ترس این‌که تحریمها ممکن است منجر به جرقه قیامهای بزرگ شود، وارد مذاکرات اتمی شد و یک قدم عقب‌نشینی کرد.بگذارید صریح باشم. متأسفانه اتحادیه اروپا ارزش‌های خود را به‌خاطر ارتقای تجارت با ملاها رها کرده و چشم خود را بر روی نقض فاحش حقوق‌بشر در ایران بسته است. عقد قراردادهای اقتصادی با سپاه پاسداران که بخش اعظم اقتصاد ایران را در دست دارد، یک سیاست کوته‌بینانه است که صلح و ثبات را بیشتر به خطر می‌اندازد.اتحادیه اروپا می‌تواند نقش مثبتی در صلح و ثبات منطقه ایفا کند. در زیر برخی از گام‌های مشخصی که باید برداشته شود، آمده است:- رژیم ایران را به‌خاطر جنایاتشان علیه مردم و به‌ویژه قتل‌عام سال ۶۷مورد مواخذه قرار دهید و روابط تجاری را به خاتمه اعدام در ایران منوط کنید. - خواستار خروج فوری سپاه و مزدورانش از سوریه و دیگر کشورهای منطقه شوید وگرنه با عواقب شدید آن مواجه می‌شوید.- خواستار توقف سریع برنامه موشکی رژیم آخوندها شوید و یا تحریم‌های شدید نفتی و بانکی بر آن اعمال کنید. برنامه موشکی رژیم، نه برای دفاع از ایران، بلکه علیه مردم ایران و برای بحران‌آفرینی در منطقه است. - اگر با فاشیسم دینی حاکم، با قاطعیت برخورد نشود، جنگ مهلکی را بر منطقه و جهان تحمیل می‌کند. این دلیل کافی برای اروپا جهت اتخاذ سیاست درست با رژیم آخوندی است. رژیم برای بی‌ثبات‌سازی منطقه و سرکوب مردم به اروپا نیاز دارد. از همراهی دیپلوماتیک و تجاری اروپا به‌سود منویات خطرناک ولایت فقیه بهره‌برداری می‌کند. به اذعان دستگاههای امنیتی اروپایی از بازارهای اروپا برای تکمیل برنامه اتمی خود استفاده می‌کند. از شرکتهای اروپایی برای چاب اسکناس تقلبی بهره می‌برد. بگذارید صحبت‌هایم را با یادآوری یک لحظه تاریخی خاتمه دهم. در دی ماه سال ۱۳۵۶، رئیس‌جمهور آمریکا در حال بازدید از ایران گفت: «ایران به‌خاطر رهبری عالی شاه، جزیره ثبات در یکی از پرآشوب‌ترین مناطق دنیاست.» ده ما بعد از شروع قیام در ایران، مشاور امنیت ملی آمریکا، گزارشی از دستگاههای اطلاعاتی آمریکا برای او فرستاد که این‌طور شروع می‌شد: «خبر خوب. ایران در یک موقعیت انقلابی و یا حتی پیش انقلابی نیست. نارضایتی نسبت به کنترل شدید شاه است ولی در حال حاضر به‌عنوان تهدیدی علیه دولت محسوب نمی‌شود.» این تنها چند ماه قبل از سرنگونی شاه بود. تردیدی نیست که مردم ایران رژیم آخوندی را سرنگونی خواهند کرد. اتحادیه اروپا باید تصمیم بگیرد که در کدام طرف قرار بگیرد. اکثریت نمایندگان مردم اروپا سالهاست در طرف دموکراسی و حقوق‌بشر قرار دارند یک آلترناتیو دموکراتیک در برابر رژیم ملایان وجود دارد که معتقد به انتخابات آزاد، برابری زن و مرد، جدایی دین و دولت، برابری حقوق اقلیتهای قومی و مذهبی و یک ایران غیراتمی است. از همه شما تشکر می‌کنم. بروکسل - پارلمان اروپا - کنفرانس در آستانه روز جهانی حقوق بشر با حضور رئیس جمهور برگزیده مقاومت مریم رجوی
چهارشنبه, 15 آذر 1396 ساعت 08:00

گزارشگر سیمای آزادی از دانشگاه تهران

بنام خدا یک جوان دانشجوی ایرانی هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران هستم. بمناسبت سالروز 16 آذر و دانشجویان قتل عام شده در این نظام این را میگویم. به خونخواهی آنها هیچو.قت از پا نمی نشینیم و انتقام خواهیم گرفت. مرگ بر حکومت دیکتاتوری ولایت فقیه کلام گوینده: روز دوشنبه همچنین دانشجویان شرکت کنندة در تظاهرات اعتراضی به مناسبت 16آذر، با اجرای یک نمایش، گوشه یی ار تاریخچة رویارویی دانشجویان با رژیم سرکوبگر آخوندی را به شکل سمبلیک به تصویر کشیدند. دانشجويي از دانشگاه تهران : ““ من پرت شدن شبانه ام از بالکن هایی که امروز لباسهای دانشجوییمان بر فرازش تاب میخورد ... به من نگاه كنيد جاي گلوله ها را روي تنم نگاه كنيد چند خط دستبند بردستانم افتاده است چند حكم انضباطي بر گردنم آويخته است، دوستان عزيز معرفي ميكنم اين منم كشته شده در كلاسهاي درسي كه حالا آرام در آنها نشسته ايد، من خون پاكيزه ام برديوارهاي مسير دانشگاه در همین روز صدها تن از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی نیز به مناسبت روز دانشجو و برای اعتراض به سیاست‌های ویرانگر رژیم آخوندی ؛ تجمع کردند. دانشجویان پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آنها نوشته شده بود: «نه به تبعیض جنستی» و «دانشگاه پولکی شهریه زورکی». هم چنین دانشجویان دانشگاه ملی به همین مناسبت دست به تجمع زدند. آنها از دیگر دانشجویان نیز دعوت کردند   به تجمع آنان بپیوندند. و شعار مي دادند : دانشگاه پولکی شهریه زورکی نمیخواهیم دانشگاه قم نیز روز دوشنبه۱۳آذرماه صحنة رویارویی دانشجویان با مزدوران و عوامل رژیم بود. دانشجویان معترض، مانع برگزاری مراسم و سخنرانی حاجی بابایی عضو مجلس ارتجاع شدند. دانشجویان این مراسم را که عوامل رژیم می خواستند به صحنة مصادرة 16آذر تبدیل کنند،‌ با شعارهایشان به مراسم واقعی بزرگداشت 16آذر تبدیل کردند و ازجمله شعار دادند: دانشجو مي‌ميرد ذلت نمي پذيرد.آنان هم چنین به تفکیک جنسیتی در دانشگاه نیز اعتراض کردند. با بالاگرفتن این حرکت اعتراضی عضو مجلس ارتجاع مجبور شد سالن را ترک کند  
انتشار كتاب «ايران، جايي كه قتل عام‌كنندگان حكومت مي‌كنند» كه توسط دفتر نمايندگي شوراي ملي مقاومت در آمريكا تهيه شده، روز جمعة گذشته طي يك كنفرانس مطبوعاتي در كلوپ ملي مطبوعات در واشينگتن با حضور شخصيت‌هاي برجستة آمريكايي، اعلام شد كتاب جديد دفتر نمايندگي شوراي ملي مقاومت در آمريكا دربارة قتل عام 67 و جنبش دادخواهي   تقريظ ها و پیشگفتار از : -سناتور جوزف ليبرمن -مايكل موكيزي -سفیر کنت بلکول -سر جفري رابرتسون انتشار كتاب «ايران، جايي كه قتل عام‌كنندگان حكومت مي‌كنند» كه توسط دفتر نمايندگي شوراي ملي مقاومت در آمريكا تهيه شده، روز جمعة گذشته طي يك كنفرانس مطبوعاتي در كلوپ ملي مطبوعات در واشينگتن با حضور شخصيت‌هاي برجستة آمريكايي، اعلام شد. سفیر کنت بلکول سفیر پیشین آمریکا در کمیسیون حقوق‌بشر در ژنو نگارندة پيش‌گفتار اين كتاب طي يك مصاحبة اختصاصي با سيماي آزادي در كنفرانس واشينگتن، گفت: من افتخار آن‌را يافتم كه پيش‌گفتار اين كتاب را بنويسم. كتابي كه خواهان شفافيت و دسترسي به مزارهاي جمعي مي‌شود كه نتيجة اعدام خودسرانة 30 هزار ايراني بوده است. جلسة امروز براي روشن‌ساختن گذشتة تاريك (رژيم) ايران بود و براي درخواست اين‌كه خانواده‌هاي قربانيان بتوانند (پرونده را) به‌سرانجام برسانند، آن هم در هم‌خواني با درخواست‌هاي سازمان ملل براي شفافيت. ما هم‌چنان در تلاش براي پيشبرد درخواست‌هايمان هستيم تا تيم‌هاي پزشكي قانوني و انسان‌شناسي بتوانند (به ايران) بروند و مزارها را (مورد تحقيق قرار بدهند) و حقيقت را مستند كنند؛ اين به عدالت و پاسخگويي در ايران منجر خواهد شد. لیندا چاوز، مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید نيز در مصاحبه با سيماي آزادي، تأكيد كرد: انتشار كتاب «ايران، جايي كه قتل عام‌كنندگان حكومت مي‌كنند» بسيار مهم است، چون اولين‌باري است كه مي‌توانيم شواهد مستندی دربارة قساوت‌هايي در اختیار داشته باشیم كه در سال 1988 در ايران رخ داده است، وقتي كه 30 هزار تن توسط رژيم به‌خاطر عقايد سياسي‌شان به قتل رسيدند.... اين كتاب بسيار مهمي براي بازگو كردن داستان اعمال رژيم ايران در سال 1988 است. اما اهميت آن امروز در اين است كه به جهان بگويد، هيچ‌چيز در داخل ايران تغيير نكرده و برخي از عاملان همان قتل عام، در بالاترين سطوح حكومتي اين رژيم بوده و هستند. من توصيه مي‌كنم كه همه اين كتاب را مطالعه كنند و اين كتاب فراخواني براي اقدام باشد و رژيم ايران به‌خاطر قتل عام 30 هزار انسان بي‌گناه، مورد حسابرسي قرار گيرد. كتاب «ايران، جايي كه قتل عام‌كنندگان حكومت مي‌كنند» كه در كتابخانة كنگرة آمريكا به ثبت رسيده، داراي 138 صفحه و 9 فصل و حاوي ده‌ها عكس و سند و مدارك مستند و غير قابل انكار دربارة قتل عام 67 و جنايات رژيم آخوندي است. از جمله فتواي جنايتكارانة خميني جلاد براي كشتار جمعي مجاهدين، نامه های اعتراضی ‌منتظري جانشین وقت خمینی و پاسخ‌هاي خميني به او، تصاوير برخي گورهاي دست‌جمعي، و هم‌چنين شهادت زندانيان از بندرسته و شاهدان قتل عام 67. بخشي از اين كتاب به معرفي اصلي‌ترين دست‌انداركاران قتل عام اختصاص دارد و در بخش ديگري از كتاب توضيح داده شده است كه چه‌طور رژيم آخوندي در سال‌هاي بعد از قتل عام و تا همين امروز نيز همان روية اعدام و كشتار زندانيان سياسي و هواداران مجاهدين را ادامه داده است. در فصل هفتم كتاب، جنبش دادخواهي و پيشرفت‌هاي آن تشريح شده است و در فصل هشتم، وضعيت كنوني حقوق بشر در ايران شرح داده شده و تأكيد شده است كه رژيم آخوندي در دوران رياست‌جمهوري آخوند روحاني، اقدامات سركوبگرانه و موج اعدام‌ها را افزايش داده است. كتاب «ايران، جايي كه قتل عام‌كنندگان حكومت مي‌كنند» در فصل نهم، به اقدامات مشخص و ضروري در قبال قتل عام 67 و ساير جنايات رژيم مي‌پردازد و به محاكمة سران حكومت آخوندي، به‌ويژه مسئولان مستقيم و غير مستقيم قتل عام سي هزار زنداني سياسي فراخوان مي‌دهد. اين كتاب حاوي دو تغريظ توسط سناتور جوزف ليبرمن كانديداي پيشين معاون رياست‌جمهوري و قاضي مايكل موكيزي وزير پيشين دادگستري آمريكاست. سناتور ليبرمن، مي‌نويسد: «اين يك كتاب پرمعنا و حاوي توضيحات جزيي دربارة يك جنايت عليه بشريت در تابستان سال 1988 است. وقتي اعمال قساوت‌بار صورت مي‌گيرد، ما نمي‌توانيم از آن چشم‌پوشي كنيم. فقط با تاکید بر انجام تحقيقات مستقل و اشراف به آن‌چه اتفاق افتاده مي‌توانيم از تكرار چنين قساوت‌هايي جلوگيري كنيم. بيشتر اين كتاب توسط مخالفان ايراني و رزمندگان آزادي گردآوري شده كه توسط حكومت (ايران) هدف قرار گرفته‌اند. ما بايد داستان‌هاي آنها را بخوانيم و آن‌را به داستان خودمان تبديل كنيم». مايكل موكيزي تصريح مي‌كند: «اين كتاب... (جناياتي را) تشريح مي‌كند كه در سال 1988 شروع شد و تا به امروز ادامه دارد و عاملان آن هم‌چنان در قدرتند. اعدام‌هاي جمعي اعضاي مجاهدين در تابستان خونين 1988 يك شروع بود، اما بسياري از مسئولان آن دادگاه‌هاي نمايشي و هزاران اعدام، هم‌چنان بر سر كارند و رئيس‌جمهور كنوني (رژيم ايران) حسن روحاني، بيش از 3000 اعدام را در كارنامة خود دارد. اينها كساني هستند كه ايالات متحده و ساير حاميان برجام براي اجراي وعدة (رژيم) ايران به رها كردن تلاشش براي (دستيابي به) تسليحات اتمي به آنها اتكا مي‌كنند. در نتيجه، اين كتاب هم يك فراخوان به پاسخگويي است و هم يك درس عبرت. كتابي است كه بايد هر كسي نسبت به عدالت و امنيت دغدغة خاطر دارد، آن‌را بخواند». در پيشگفتار كتاب دفتر نمايندگي شورا در واشينگتن، سفير كنت بلكول ضمن مروري بر وقايع قتل عام 67، مي‌نويسد: «انتشار اين كتاب به اين دليل به موقع است كه مسئولان آن «تابستان خونين» در ايران، هرگز مورد حسابرسي قرار نگرفته‌اند... جناياتكاران هم‌چنان در مسند قدرتند و جناياتشان ادامه دارد... اعضاي «هيأت‌هاي مرگ»... هم‌چنان در مواضع بالاي حكومتي هستند، از جمله عليرضا آوايي وزير كنوني دادگستري (رژيم ايران)... كتاب شوراي ملي مقاومت، ما را با وقايع سال 1988 و وقايع ايران امروز آشنا مي‌كند؛ جايي كه مسئولان آن جنايات وحشتناك در سال 1988، هم‌چنان با خشونت، تحقير و اعدام، حكومت مي‌كنند. اگر جامعة جهاني متعهد به حفاظت از عدالت و حقوق بشر است، ما بايد خواهان آن بشويم كه ناقضان قانون بين‌الملل، آن هم در اين ابعاد مرگبار، به‌خاطر اعمالشان، مورد حسابرسي قرار بگيرند». سر جفري رابرتسون در ديباچة اين كتاب، نخست وقايعي را كه به قتل عام سال 67 منجر شد تشريح كرده و با اشاره به تحقيقات و نتيجه‌گيري‌هاي حقوقي خودش دربارة اين جنايت، مي‌نويسد: «بدون هيچ‌گونه شك و ترديدي، (اعدام‌هاي سال 67) جنايت عليه بشريت است». وي سپس موارد مشخصي را ذكر مي‌كند و بر پاية آن استدلال مي‌كند كه رژيم در قتل عام 67 و هم‌چنين با پنهان‌كردن اجساد شهيدان، قانون بين‌الملل را به‌طور جدي نقض كرده است؛ او مي‌افزايد كه تمام اين موارد، هم تماميت رژيم و هم مسئولان قتل عام را مشمول جرم جنايات جنگي و جنايت عليه بشريت مي‌كند که بايد مورد پيگرد قانوني قرار گيرند. وي مي‌افزايد: «اعضاي هيأت مرگ و مقامات ارشد زندان كه اين اعدام‌ها را سازمان‌دهي و مجاز كردند، به‌خوبي شناخته‌شده هستند و شكي وجود ندارد كه (افراد) سپاه پاسداران كه جزو دژخيمان و اعضاي جوخه‌هاي آتش بوده‌اند و گورها را كنده‌اند نيز قابل شناسايي هستند... شواهدي وجود دارد كه در برخي زندان‌ها، زندانبانان با اعضاي سپاه پاسداران كه كشتارها را انجام دادند، جايگزين شدند... وضعيت امروز در ايران، نشان‌دهندة عواقب مصونيت از مجازات به‌خاطر جنايت عليه بشريتي است كه هرگز به درستي مورد تحقيق...قرار نگرفته است». سر جفري رابرتسون بر مسئوليت شوراي امنيت براي تشكيل يك دادگاه بين‌المللي به‌منظور تحقيق دربارة قتل عام 67 تأكيد مي‌كند چراکه در غیر اینصورت،« (رژيم) ايران به نقض قانون بين‌الملل ادامه خواهد داد؛ (قانوني كه) سران (اين رژيم) در سال 1988، با قساوت آن‌را به چالش كشيدند».
مسعود رجوي : «…محمد حبيب، كلمه و پيام مجسم عشق بود. لابد که خود خدا هم عشق میکرده از او. زير‌بال و پر او بود كه علي بیرون آمد امام حسين و اینها بیرون آمدند و فاطمه. کوثر. كسي بود كه خدا هم هر پرده و حجابي را در رابطه با خودش براي او به‌كنار زد. بیخودی که نمیگوييم سرچشمهٌ خروشان عشق و معرفت، يعني كه داراي يگانگي، وحدت و محرميت مطلق است با بني‌بشر. اما چهره‌يي كه آخوندها تصوير مي‌كنند، يك آخوند بزرگتري است مثل خودشان. اما چه انقلابي بزرگي بايد باشد كه دنياي كهن را با امپراتوريها يش و ابر قدرتهایش ـ‌از قيصر روم گرفته تا كسري‌ـ و ایران اینها را در هم بريزد. حتماً‌كه جاي درستي انگشت گذاشته و انرژي شگفتي آزاد كرده از بنی بشر… بزرگترين فريب و دجاليت و خيانت ايدئولوژيكي آل خميني در اين است كه چهرة او را هم مسخ مي‌كنند و نمي‌گذارند كه پيروانش به او وصل شوند… لابد هرچه که بود ه يكرنگي و صميميت و صفا و پاكيزگي بوده والا كه جاذبه‌يي نداشت. ولی همین "امي" بیسواد و درس نخوانده، جهان را مبهوت کرد. و پيامش را پايدار كرد و "تركنا عليه في‌الاخرين". راهش را آينده‌دار کرد. چون كلمةٌ ختم‌كننده و خاتم ، کلمه خاتم پیامبر خاتم و سرآمد . جیزی جز عشق در متعالي‌ترين مفهومش نمیتونه باشه که وگرنه به چه دردی میخوره… والا باید جزو داستانهای کهنه شده بایگانی اش کرد. با چنان عشقي است كه مي‌توان امروز هم از بنياد ارتجاع را زد. بت‌شكني كرد و ريشه‌اش را زد. و هركس كه شناخت، يا پرتوي از او را دريافت و يا ذره‌يي اش را گرفت، طبعاً كه مدهوش شد و چرا كه نشود؟ و واي بر سنگين‌دلان يعني خميني‌گرايان. كه میدونند این اون نیستند که او بود . ولی نونش را میخورند . نام او را می آورند اما كام خود را مي‌جويند. كلمة خاتم، كلمة عشق و رحمت است. بنابراین. و اين، آن چيزي است كه ارتجاع بويي از آن نبرده، اصلا بویی نبرده. در ارتجاع هرچه هست، قساوت است و سنگدلي».  مسعود رجوي : بهمن 1376 آخوندهاي خميني‌صفت نه‌ فقط دشمن مردم ايران بلكه لکه ای هستند تيــره‌تــريــن، و تــباهــتريــن و سياهترين لكه بر دامان اسلام . اسلام حقيقي، انقلابي و مردم‌گرا ، اسلام محمدي، علوي، فاطمي و حسيني. . به‌همين دليل فضیلت بسیار بزرگی است جهاد با آنها و برانداختن آنها : ذخراً شرفاً، كرامتاً و مزيدا. چون که در يك كلام تماميت سوء، پليدي و زشتي را نمایندگی میکنند..... اولین چیز در اسلام انقلابي و تشیع انقلابی و در اسلام مجاهدين، پويايي و ديناميسم آن است.  نه يك شريعت خشك و منجمد.اگر مربوط هست به هزاره‌هاي پيشين ، خوب ولش کنید. پس از یکطرف اجتهاد . از یکطرف سوره قدر و از‌طرف ديگر سنگسار . و به جهان گفتند و به خودشون بفرمایید این اسلام. در زمان خودش انقلاب بسيار بزرگي بود كه زن و مرد را متساوي بشناسد پیامبر، خیلی بزرگ . يا برده را انسان متساوي‌الحقوق تلقي بكند در اصل و در اساس.و اين كه دو‌ نوع آدم نداریم. و اینکه معيار برتري تقواست. و آن هم تقواي رهاييبخش. رهايي ، و نه جنس، رنگ و نژاد. و زن و مرد. «انّ‌اكرمكم عنداللّه اتقيكم». و روزگار را بنگرید. از نکبت و پلیدی که خدا مقرر و مقدر کرده است برای خمینی و بنی خمینی مثل بنی امیه حالا یک به یک باید بیان خودشون حرفاشون را پس بگیرند. در مورد جنگ اونطور. در‌مورد جنگ، در‌مورد شيطان بزرگ اینطور . در‌مورد عراق هکذا . لاجرم بین مجاهدین و خمینی مردم ایران قضاوتشون رو کردند.
محکومیت موج اعدامها و جنایات ضدبشری و ویرانگری زیست محیطی و قتل عام طبیعت توسط دیکتاتوری آخوندی هم‌میهنان عزیز یاران مقاومت در فرانسه و سراسر اروپا به‌مناسبت هفتادمین سالروز تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر و همزمان با برگزاری اجلاس رهبران و مقام‌های ارشد کشورهای مختلف در «اجلاس تغییرات آب و هوا» در پاریس، برای اعتراض به استبداد مذهبی حاکم بر ایران، برای ابراز خشم ملت ایران از وحشی‌ترین ناقض حقوق بشر در جهان امروز و برای افشای قاتل بزرگ محیط زیست ایران، همه شما را به‌شرکت در تظاهرات 20 آذر ـ برابر با 11 دسامبر ـ‌ در پاریس فرا می‌خوانیم. تظاهرات ایرانیان در پاریس، ملت به‌زنجیر کشیده شده‌ ایران را نمایندگی می‌کند که خفقان ضدبشری حاکم صدای حق‌طلبی‌ را در گلویش شکسته است و در اختناق و فقر می‌سوزد. این تظاهرات اعتراضی علیه اعدام‌های بی‌وقفه است که تکیه‌گاه حکومت ولایت فقیه است و از شروع ریاست آخوند روحانی به بیش از 3200 مورد رسیده است. این تظاهرات خروش حق طلبی ملتی است که از حق مخالفت سیاسی، از حق آزادی عقیده و مذهب، از حق امنیت، از حق داشتن حاکمیت قانون و از حق انتخاب آزادانه محروم شده است. این تظاهرات فریاد اعتراض ملتی است که با سانسور، کنترل‌های امنیتی، استراق‌ سمع، فیلترینگ فضای مجازی، دستگیری‌های بی‌شمار روزانه،‌ و مجازات‌های ضدانسانی و دست و پا بریدن و چشم از حدقه درآوردن، زندگی‌اش هر روز و هر ساعت در هم کوبیده می‌شود. این تظاهرات اعتراض زنان ایران است که به‌بهانه بدحجابی هر روز و هر ساعت هدف تحقیر و سرکوب قرار می‌گیرند و در سراسر ایران از تعرض رذیلانه پاسداران و بسیجی‌ها در امان نیستند. این تظاهرات صدای ملیت‌های دربند ایران، ‌از کرد و بلوچ و عرب تا ترک و ترکمن و قشقایی و لر و بختیاری است که حکومت آخوندها آن‌ها را از حقوق برابر محروم کرده و سرکوب و اعدام و فقر و بی خانمانی را نصیب آن‌ها ساخته است. این تظاهرات صدای اعتراض ملت ایران به‌فجایع زیست محیطی گسترده‌یی است که رژیم ولایت فقیه به‌خاطر طرح‌های نظامی و امنیتی، یا اهداف غارتگرانه و سیاست‌های ضدایرانی و ضد ملی ایجاد کرده است بحران مصیب‌بار آب، آلودگی هوا و بیماری‌های مرگزای آن، خشک شدن دریاچه‌ها و رودخانه‌ها و تالاب‌ها و نابودی جنگل‌ها و مراتع کشور همه و همه زاییده حاکمیت آخوندها در ایران است. بیایید تا فریادمان را در تظاهرات 20 آذر در پاریس هر چه رساتر هرچه پرخروش‌تر و هرچه فراگیر تر کنیم که آزادی ملت ایران و امنیت جان‌اش و زندگی و محیط زیست‌اش یکسره لگدکوب حاکمیت ضدانسانی آخوندهاست تظاهرات 20 آذر در پاریس خواست مردم ایران را به‌همه جهان ابراز می‌کند که می‌خواهیم و خواهان یک جمهوری آزاد و دمکراتیک بر پایه جدایی دین و دولتیم. همه هموطنان و یاران مقاومت را به‌همیاری هرچه فعالتر در برپایی این تظاهرات و حضور گسترده در آن فرا می‌خوانیم.
دوشنبه, 13 آذر 1396 ساعت 23:46

خداحافظي با دونر كباب

اتحادیه اروپا به دنبال تغییراتی در قانون است که اگر تصویب شود ممکن است غذای محبوب برلینی‌ها، «دونر»  را با مشکلات جدی مواجه کند. اتحادیه اروپا به دنبال تغییراتی در قانون است که اگر تصویب شود ممکن است غذای محبوب برلینی‌ها، «دونر»  را با مشکلات جدی مواجه کند. کمیته محیط زیست و بهداشت اتحادیه اروپا بر این باور است که ماده افزودنی فسفات سالم نیست، ماده‌‌ای که از قضا برای کباب کردن دونر مهم است. در واقع بدون فسفات، دونر هنگام طبخ ممکن است به‎اصطلاح وا برود. پارلمان اروپا در ماه دسامبر در مورد این موضوع تصمیم خواهد گرفت. پارلمان اروپا بین ۱۱ تا ۱۴ دسامبر در مورد این موضوع تصمیم خواهد گرفت. فسفات چه تاثیری بر سلامتی دارد؟ فسفات طبیعی خطرناک نیست و حتی بدن انسان به آن نیاز دارد. اما فسفات مصنوعی در فرآیند گوارش به سختی تجزیه می‌شود. در فست‌فود و غذاهای حاضری مقدار زیادی فسفات وجود دارد. بعد از مصرف‌شان بدن مملو از فسفاتی می‌شود و توانایی تجزیه -و بعد جذب یا دفع- آن را ندارد. این حجم فسفات مصنوعی برای کسانی که عارضه خاصی ندارند، مشکلی ایجاد نمی‌کند. اما برای کسانی که کلیه‌شان دچار مشکل است، فسفات یک خطر جدی است و ممکن است به حمله قلبی و اختلال در گردش خون، پوکی استخوان و پیری زودتر پوستی و ماهیچه‌ای بینجامد. دلیل اصلی تقاضای تعدادی از نمایندگان پارلمان اروپا برای ممنوعیت استفده از فسفات در دونر هم همین است. آن‌ها می‌گویند نگرانی‌های جدی و فزاینده به‌خاطر تاثیر فسفات موجود در دونر بر سلامتی وجود دارد. اداره امنیت مواد غذایی اروپا، EFSA، قرار است تا آخر سال ۲۰۱۸ نتایج آزمایش‌های جدیدی در مورد این موضوع منتشر کند. اما پارلمان اروپا مستقل از این آزمایش‌ها و قبل از آن در مورد ممنوعیت فسفات رأی‌گیری خواهد کرد. چرا مسئله فسفات امروز مهم شده است؟ تولیدکنندگان دونر تا امروز از یک رخنه در قانون اتحادیه اروپا استفاده می‌کردند: برای گوشت تازه استفاده از فسفات مجاز است. اما برای گوشت‌ یخ‌زده هیچ قانونی وجود ندارد که استفاده از فسفات را ممنوع یا مجاز اعلام کند. رناته زمر (Renate Sommer)، نماینده پارلمان اروپا از حزب دموکرات‌مسیحی (CDU) دو روز قبل در فیسبوکش نوشت که کمیسیون اروپا به کلی فراموش کرده است در این مورد قانون‌گذاری کند. پارلمان اروپا می‌خواست برای پر کردن این خلاء قانونی استفاده از فسفات برای گوشت یخ‌زده را هم مجاز اعلام کند. اما ناگهان نماینده‌های سوسیالیست‌ها و سبز پارلمان مردد شدند و خواهان ممنوعیت مصرف فسفات به گوشت یخ‌زده شدند. اداره امنیت مواد غذایی اروپا مصرف روزانه ۴۲۰۰ میلی‌گرم فسفات را بی‌ضرر می‌داند. اما یک پرس دونر به تنهایی حاوی ۱۳۴ میلی‌گرم فسفات است. ممنوعیت فسفات: سقوط صنعت دونر! به نوشته خانم زمر، نماینده پارلمان اروپا: «ممنوعیت افزودنی فسفات تولید دونر را با مشکلات جدی مواجه خواهد کرد، زیرا تا امروز هیچ جایگزینی برای پایدار نگه‌داشتن دونر هنگام کباب شدن وجود ندارد.» از آن‌جا که تقریبا صددرصد گوشتی که در دونر فروشی‌ها مصرف می‌شود، گوشت یخ‌زده است، درصورتی که عملا استفاده از فوسفات برای این گوشت ممنوع شود، صنعت گوشت باید چاره‌ای بیندیشد. نماینده پارلمان اروپا از حزب دموکرات‌مسیحی که مخالف ممنوعیت فسفات است، در فیسبوکش نوشته است: «[این ممنوعیت] مرگ صنعت دونر در اتحادیه اروپا باشد.» به‌هرحال دوست‌داران دونر می‌توانند هنوز امیدوار باشند: سبزها و سوسیال‌دموکرات‌ها در پارلمان اروپا در اکثریت نیستند. به این دلیل نمی‌توان با اطمینان گفت که آن‌ها موفق می‌شوند ممنوعیت استفاده از فسفات را به تصویب پارلمان اروپا برسانند.  
حمايت از جنبش دادخواهي شهيدان قتل عام 67 در كنفرانس واشينگتن كه تحت عنوان «ايران، جايي كه قتل عام‌كنندگان حكومت مي‌كنند» برگزار شده بود، سخنرانان عبارت بودند از: سفیر کنت بلکول سفیر پیشین آمریکا در کمیسیون حقوق‌بشر در ژنو لیندا چاوز، مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید سفير آدام ارلي، سخنگوي پيشين وزارت خارجه و سفير پيشين آمريكا در بحرين سفیر مارک گینزبرگ، سفیر پیشین آمریکا در مراکش و سونا صمصامي نمايندة شوراي ملي مقاومت ايران در آمريكا در اين كنفرانس كه با حضور خبرنگاران مطبوعات آمريكايي و بين‌المللي برگزار شد، انتشار كتاب جديد دفتر نمايندگي شورا در آمريكا دربارة قتل عام 67 اعلام شد. اين كتاب 164 صفحه‌يي، حاوي دو تقريظ از سناتور جوزف ليبرمن كانديداي پيشين معاون رياست‌جمهوري آمريكا و مايكل موكيزي وزیر پیشین دادگستری آمریکاست. پيشگفتار كتاب توسط سفير كنت بلكول و ديباچة آن توسط سر جفري رابرتسون نوشته شده است. كتاب «ايران، جايي كه قتل عام‌كنندگان حكومت مي‌كنند» حاوي 9 فصل به‌علاوة ضمائمي از مدارك مستند پيرامون قتل عام 67 و اسناد جنايت عليه بشريت هم‌چون فتواي خميني جلاد براي كشتار جمعي مجاهدين است. در کنفرانس در کلوپ ملی مطبوعات ، پس از اعلام انتشار این کتاب توسط سفير آدام ارلي كه مديريت جلسه را برعهده داشت، سخنرانان در صحبت‌هايشان با اشاره به موج اعدام‌ها و استمرار جنايات ضد بشري رژيم عليه مردم ايران، تأكيد كردند كه عاملان قتل عام 30 هزار زنداني سياسي در سال 67 هم‌چنان در مسند قدرتند. سخنرانان به تشكيل كميتة تحقيق بين‌المللي در راستاي محاكمة مسئولان قتل عام 67 و حسابرسي از سران رژيم آخوندي به‌خاطر جنايات ضد بشري‌اش فراخوان دادند. آنها هم‌چنين بر حمايت خود از مبارزة مردم و مقاومت ايران براي استقرار آزادي و دموكراسي تأكيد كردند...
شادروان غلامحسین ساعدی برجسته‌ترین نمایشنامه‌نویس معاصر میهنمان، در سال 1314 در شهر تبریز متولد شد. او نویسنده بزرگی بود كه سالها با عشق به‌مردم و در دفاع از آزادی و بهروزی خلق قلم زد. ادبیات معاصر در طی بیش از 3دهه از 1330 تا 1364، آثار فراموش‌ناشدنی در زمینه داستان، نمایشنامه و فیلمنامه را با نام 'گوهر مراد' در سینه خود ثبت كرده است. در تمامی آثار ساعدی، از اولین نمایشنامه‌اش، 'كاربافكها در سنگر'، تا آخرین مقاله منتشرشده‌اش در شورا، ماهنامه شورای ملی مقاومت، تحت عنوان 'پناهنده سیاسی كیست؟'، عشق به‌آزادی، وفاداری به‌مردم ستمزده و كینه نسبت به‌دیكتاتور و ستمگرو دجال، موج می‌زند. آخرین نمایشنامه شادروان ساعدی 'اتّللو در سرزمین عجایب' سرنوشت هنر تحت حاكمیت ارتجاع را بخوبی به‌تصویر كشیده ‌است.ساعدی همچنین مقالات متعددی در دوران مبارزه با رژیم و در دوران تبعید نوشته است. زنده‌یاد ساعدی با فروتنی و صفای خاص خود می‌گفت: من مخلص كسی هستم كه با خمینی می‌جنگد. هر چه به‌من فشار وارد می‌آورند، دقیقاًً از این موضع است و من از این موضع كوتاه نمی‌آیم. غلامحسین ساعدی در نخستین روزهای سال ١٣٦١ ایران را "ناگزیر" ترک کرد، به پاریس آمد امّا در این شهر همچنان در "کشور خود" می زیست. در شرح حالی که خود نگاشته می نویسد: "من به هیچ صورت نمی خواستم کشور خودم را ترک کنم ولی رژیم توتالیتر جمهوری اسلامی که همۀ احزاب و گروههای سیاسی و فرهنگی را به شدت سرکوب می کرد به دنبال من هم بود، بی شک غلامحسین ساعدی یکی از بزرگترین نویسندگان فارسی زبان و از داستان نویس های پیشرو دهه ی چهل شمسی به حساب می آید . او از متن داستان ها، افسانه ها و روایت های فرهنگ ایرانی برخاسته است. نویسنده ای که آثارش آفریده ای از خیال واقعیت، ترس و وحشت اند و با زبانی قوی و بیانی هنرمندانه و با نمایش درد و رنج مردم کشورش تاثیری عمیق بر خوانندگان آثارش باقی می گذارد. او به نسلی از نویسندگان ایرانی تعلق دارد که موفق شدند در دهه ی چهل ، ادبیات و هنر ایران را به کلی دگرگون کنند و تاثیرشان بر ادبیات و تاتر ایران تا به امروز قابل مشاهده است . « پناهنده سياسي كيست؟ پناهنده سياسي كسي است كه چهره به چهره روبه ‌رو، در برابر حكومت مسلّط ايستاده بود، و اگر بيرون آمده،‌از ترس جان نبوده است. ‌او با همان فكر مبارزه و با سلاح انديشه خويش ترك خاك و ديار كرده است.   در اين ميان هستند بسياري از نويسندگان، شاعران، نقاشان،‌مجسمه ‌سازان، كه سلاح آنها همان كارشان است و در جرگه رزمندگان ديگر قرار مي‌گيرند.  پناهنده سياسي نيّتش اين است كه با جلّادان حاكم بر وطنش تا نفس آخر بجنگد و حاضر نيست از پا بيفتد.  به لقمه ‌ناني بسنده مي‌كند، ناله سرنمي ‌دهد و شكوه نمي ‌كند. مدام در تلاش است كه ديوار جهنم آخوندها را بشكند و به خانه برگردد. خانه ‌او وطن اوست.    براي تميز كردن خانه قدرت روحي كافي دارد و وقتي آشغالها جمع شدند، حاضر است سرتاسر وطن را با مژّه‌هاي خود پاك كند.  از جان گذشته است ‌و مطلقاً‌ نمي‌ترسد.  پناهنده سياسي نارنجكي است كه به ‌موقع مي‌خواهد ضامن را بكشد و كوهي را از جا بركند با دست بريده براي هر كار يدي حاضر است، با پاي بريده مدام مي ‌دود و با چشمان كم ‌سو همه ‌جا را مي‌بيند.‌ روحيه پناهنده سياسي عضلاني است، انگار كه از سرب ريخته شده.  واهمه ‌يي از مرگ ندارد، ‌و زماني كه خود را در صف پناهنده‌هاي قلّابي مي‌بيند، خشم جان او را به لب مي‌رساند، چون مي‌بيند ستون فقرات بشردوستي ساخته و پرداخته حكومتها فرقي بين او و دلالان اسلحه نمي‌گذارد. اولي مدام با دو گذرنامه در رفت و آمد است.. ولي او اگر پا به وطن بگذارد،‌ جمهوري اسلامي امكان نفس كشيدن نيز برايش نخواهد گذاشت و پاي ديوار خواهدش كاشت و سوراخ سوارخش خواهد كرد. دراين‌جاست كه قوانين به يك‌باره بي‌اعتبار مي‌شوند. دراين جاست كه بايد تأملي مثلاً‌در «قرارداد1951» كرد، يا در قوانين و مقرّرات ديگر. سوءتفاهم نشود، منظور اين نيست كه كشورهاي پناه‌دهنده سختگيري بكنند. اصلاً حتّي تلاش فراواني بايد كرد كه به آواره‌هاي دور افتاده بيش از پيش توجّه شود،‌اين تلاش امر بسيار لازمي است. غرض اين است كه فرق «پناهنده‌سياسي» قلّابي با «پناهنده‌سياسي واقعي» روشن شود. اين دو از يك جنس و از يك قماش نيستند.  پناهنده سياسي قلّابي جانوري است همه چيز خوار، ولي پناهنده سياسي واقعي انساني است مرگ بركف،‌كه بي‌هيچ چشم‌داشتي مي‌خواهد كمر رژيم جمهوري اسلامي را بشكند، خشت روي خشت بگذارد و خانه تازه و وطن تازه‌يي بسازد. ميان ماه من تا ماه گردون                          تفاوت از زمين تا آسمان است
بنياد اروپايي آزادي عراق به ریاست استرون استیونسون با انتشار گزارش جديدي دربارة نقش رژيم آخوندي به‌عنوان پدرخوانده و مركز صدور بنيادگرايي و تروريسم تحت نام اسلام، به اِعمال تحريم‌هاي گسترده عليه سپاه پاسداران به‌عنوان عامل اصلي پيشبرد اين سياست، و اخراج همة عوامل تروريست رژيم از منطقه فراخوان داد. بنياد اروپايي آزادي عراق در اين گزارش 24 صفحه‌يي تحت عنوان «حمايت (رژيم) ايران از گروه‌هاي بنيادگراي اسلامي با استناد به اسناد روابط گستردة رژيم و القاعده كه به‌تازگي توسط اطلاعات مركزي آمريكا منتشر شد تأكيد كرده است كه رژيم براي پيشبرد سياست‌هايش، تمايزي بين بنيادگرايان شيعي و سني قائل نيست و همة باندهاي حكومت آخوندي، در سياست صدور بنيادگرايي با هم اتفاق نظر دارند. در مقدمة گزارش بنياد اروپايي آزادي عراق به رياست استرون استيونسون، صدور بنيادگرايي به‌عنوان يكي از پايه‌هاي استراتژي حكومت آخوندي طي 38 سال گذشته ذكر شده و توضيح داده شده است كه هر چند حمايت رژيم از گروه‌هاي باصطلاح شيعه همواره روشن بوده است، اما رژيم ولايت فقيه كه مركز صدور بنيادگرايي است، در اين زمينه براي پيشبرد اهداف خودش، تفاوتي بين شيعه و سني قائل نمي‌شود. اين گزارش سپس جزيياتي از روابط رژيم و القاعده را كه به‌تازگي در اسناد مربوط به بن لادن فاش شد ذكر مي‌كند و مي‌افزايد: اكنون ضرورت فوري‌تري وجود دارد تا روابط رژيم ايران با گروه‌هاي بنيادگراي سني به‌طور عام و با القاعده و داعش به‌طور خاص، مورد بازبيني قرار گيرد و فهم شود. گزارش سپس به مشخصه‌هاي بنيادگرايي اسلامي پرداخته كه يكي از آنها قساوت بي حد و حصر است؛ در اين رابطه جناياتي مثل قتل عام 30 هزار زنداني سياسي در سال 67، اسيدپاشي به صورت زنان يا پاكسازي قومي توسط شبه نظاميان رژيم در عراق، به‌عنوان برخي از نمونه‌هاي عملكرد بنيادگرايان ذكر شده‌اند. گزارش «حمايت (رژيم) ايران از گروه‌هاي بنيادگراي اسلامي» سپس به اين حقيقت مي‌پردازد كه بنيادگرايي اسلامي در عصر معاصر، نخستين‌بار با روي كار آمدن خميني جلاد به‌وجود آمد و در پي آن رژيم آخوندي به «حامي سياسي، ذاتي، معنوي و استراتژيك تمامي بنيادگرايان اسلامي در سراسر جهان به‌رغم اختلافات آنها با اين رژيم، تبديل شد». بنياد اروپايي آزادي عراق در بخش ديگري از گزارش خود خاطرنشان مي‌كند كه مقاومت ايران در كتاب «بنيادگرايي اسلامي، تهديد جديد جهاني» كه در سال 1993 به‌قلم محمد محدثين مسئول كميسيون خارجة شورای ملی مقاومت منتشر شد، نسبت به اين خطر به‌ويژه بعد از شكست رژيم در جنگ ضد ميهني، هشدار داده بود. ايفا سپس اهداف و مقاصد رژيم را در صدور بنيادگرايي و تروريسم در محورهاي مختلف، تشريح كرده است از جمله: ترويج بنيادگرايي اسلامي برخي از ارگان‌هاي رژيم كه مشغول عضوگيري بنيادگرايان هستند حمايت رژيم از گروه‌هاي بنيادگراي شيعي و سني و هماهنگي استراتژيك رژيم با القاعده و داعش در اين قسمت از گزارش تصريح شده است كه رژيم و داعش و القاعده، دشمن هم نيستند و به‌رغم اختلافات، اشتراك نظرتشان بسا بيشتر است. «رژيم ايران هم‌سو با استراتژي‌اش، هرگز از كمك يا فراهم‌كردن همكاري، پشتيباني و (حمايت) لجستيكي از بنيادگرايان سني مثل القاعده و داعش، خودداري نكرده است». يك بخش ديگر از گزارش ايفا، به نقش حزب‌الشيطان لبنان در پيشبرد تروريسم و بنيادگرايي رژيم از جمله به‌كارگيري از حزب‌الشيطان براي همكاري و ارتباط با القاعده، اختصاص يافته است. گزارش بنياد اروپايي آزادي عراق در بخش ديگري خاطرنشان مي‌كند كه رژيم آخوندي در ماه مي سال 2003، به مقامات آمريكايي پيشنهاد تبادل سران القاعده با رهبران سازمان مجاهدين در اشرف را داد، اما اين پيشنهاد از سوي آمريكا رد شد. گزارش سپس نمونه‌هاي مختلف را ذكر مي‌كند كه در آن، مقامات دولت آمريكا بر ارتباطات و روابط ميان رژيم و القاعده صحه گذاشته‌اند. در همين رابطه دونالد ترامپ در 21 مهرماه گذشته، در سخنرانی خود درباره استراتژی جدید آمریکا در قبال رژیم آخوندی پیرامون نقش اين رژيم در حمایت از تروریسم گفت: عوامل رژیم ایران به عواملی آموزش دادند که بعداً در بمبگذاری القاعده در سفارت‌خانه‌های آمریکا در کنیا و تانزانیا شرکت داشتند و 2سال بعد، 224نفر را کشتند و بیش از 4000تن را مجروح کردند. این رژیم به‌دنبال حملات 11سپتامبر به تروریست‌های سطح بالا پناه داد، از جمله به پسر اسامه بن لادن. در عراق و افغانستان گروه‌هایی تحت حمایت رژیم ایران، صدها پرسنل نظامی آمریکا را کشته‌اند. تجاوزات دیکتاتوری حاکم بر ایران تا همین امروز ادامه دارد. این رژیم هم‌چنان حامی اصلی تروریسم در جهان است و به القاعده، طالبان، حزب‌الله، حماس و دیگر شبکه‌های تروریستی مساعدت می‌رساند. بنياد اروپايي آزادي عراق در پايان گزارش 24 صفحه‌يي خود نتيجه‌گيري‌ها و درخواست‌هايش را اعلام كرده و از جمله تصريح مي‌كند كه رژيم ايران مركز بنيادگرايي اسلامي است و سياست صدور بنيادگرايي براي اين رژيم يك مسئلة حكومتي است. اين سياست در بالاترين سطوح حكومتي توسعه يافته و همة دسته‌بندي‌هاي رژيم از آن حمايت مي‌كنند. بنياد اروپايي آزادي عراق در پايان با تأكيد بر اين‌كه با توجه به جايگاه حمايت از تروريسم در اهداف رژيم آخوندي، بايد اقدامات بيشتري براي مقابله با آن صورت بگيرد، توصيه‌هاي خود را به اين ترتيب ارائه كرده است: قدرت‌هاي جهاني كه با بنيادگرايي و تروريسم (تحت نام) اسلام مقابله مي‌كنند بايد نقش ويژة رژيم ايران را در آن مورد تأكيد قرار بدهند. اين بايد بدون هيچ‌گونه ملاحظة سياسي، به‌طور علني اعلام و به آن پرداخته شود... بايد تحريم‌هاي گسترده‌يي عليه سپاه پاسداران در تماميتش و بر حزب‌الله اعمال شود. بايد يك كارزار جامع براي شناسايي، افشا و مجازات همة شركاي تجاري سپاه پاسداران و حزب‌الله در سراسر جهان وجود داشته باشد. ايالات متحده، اروپا و همة كشورهاي متمدن بايد در اتحاد با هم براي اخراج همة مأموران تروريست رژيم ايران از سرزمينشان كار كنند. سپاه پاسداران، حزب‌الله و ساير عوامل (رژيم) تهران، بايد از كشورهاي منطقه، به‌ويژه از سوريه، بيرون رانده بشوند.
جمعه, 03 آذر 1396 ساعت 23:12

اشتباهات پزشکی، پایان یک سکوت؟

روزنامه پاريزين ـ در فرانسه شماری از اشتباهات پزشکی به‌طور گسترده زیر سیطره سکوت قرار دارند. انجمنها صدایشان را بلند کرده اند. از این به بعد پزشکان موظف هستند که «رویدادهای مهم» را اعلام کنند. اما ارقامی که ما به مناسبت هفته امنیت بیماران فاش می‌کنیم، کم اهمیت شمرده شده‌اند. اشتباه تعیین مقدار دارو، عضوی که به جای عضو دیگر عمل شده است، سر در گمی در هویت بیمار... آیا اشتباهات پزشکی در فرانسه به سمت شفافیت می‌رود؟ از مارس گذشته، حرفه‌های بهداشت و درمان ملزم هستند «تمام حوادث مهم ناخواسته هنگام درمان» را اعلام کنند. و هشت ماه بعد از این قانون، آماری که به مناسبت هفته امنیت بیماران تهیه شده تنها ۱۱۵۳مورد هشدار به ثبت رسیده است. این اولین قدم است. اما بسیار از ارزیابی که در این ارتباط صورت گرفته دور هستیم، چرا که یک انجمن مشورتی که برای قربانیان کار می‌کند و روی ۶۰هزار مرگ و میر در فرانسه کار کرده است خواستار آمار شفاف و شکستن سکوت است. چرا که ۶۰هزار نفر بیست برابر بیشتر از کسانی هستند که سالانه در حوادث جاده‌ای کشته می‌شوند. با این همه این رقم برای صادق بلوسیف رئیس سندیکای ملی پزشکان و جراحان بیمارستانهای عمومی، چندان تعجب‌آور نیست و وی می‌گوید «یک تحقیقات در آمریکا نشان می‌دهد که در سال ۲۰۱۶شمار افرادی که بر اثر اشتباهات پزشکی جان داده‌اند ۲۵۱هزار نفر در سال می‌شوند. اگر این دو را قیاس کنیم در فرانسه حداقل باید ۵۱هزار نفر باشد». وزارت بهداشت ترجیح می‌دهد که ارزیابی داده نشود و در مورد۱۱۵۳اعلام هشدار، می‌گوید «چنین داده‌یی وجود ندارد». آنها می گویند قرار است آمار دقیقی برای سال ۲۰۱۹ تهیه شود. و برای اولین بار خانه‌های سالمندان هم در این آمار گنجانده خواهند شد.    
  امروز این جا جمع شده‌ایم به‌یاد هموطنان جان‌باخته در زلزله استان کرمانشاه و همدردی با مجروحان و مصدومان این واقعه و ده‌ها هزار خانواری که خانه‌ و سرپناه‌شان ویران شده است. هموطنان عزیز، خواهران و برادران گرامی،امروز این جا جمع شده‌ایم به‌یاد هموطنان جان‌باخته در زلزله استان کرمانشاه و همدردی با مجروحان و مصدومان این واقعه و ده‌ها هزار خانواری که خانه‌ و سرپناه‌شان ویران شده است.جمع شده‌ایم ‌به‌خاطر همدردی با کسانی که عزیزان‌شان زیر آوار ماندند و هر چه گریه کردند و هر چه فریاد کشیدند، کسی به‌داد آنها نرسید و همدردی با کسانی که حتی وقتی توانستند فرزندان و بستگان‌شان را زنده از زیر آوار بیرون بکشند، اما بعد از آن کسی نبود که به‌جراحت آن‌ها رسیدگی کند و جان‌شان را نجات دهد.به مردم مصیبت‌زده و داغدار استان کرمانشاه، از طرف مقاومت ايران، عميق‌ترين تسليت‌را تقديم مي‌كنم و تكرار مي‌كنم كه قلب ما باشماست و دعاهاي ما براي شماست.هم چنین به‌خواهران و برادران‌مان و به‌فرزندان‌مان در سرپل‌ ذهاب، در قصر شیرین، ثلاث باباجانی، ازگله، کرند، اسلام‌آباد، گیلان غرب، روانسر، جوانرود، پاوه، صحنه، دالاهو، تازه آباد و کرمانشاه، می‌گوییم:هاو درد و هاو غم‌تانم خه‌لکی داغداری کورد.و می‌خواهم از زبان شاعر بزرگ مردم کردستان، مولویِ کرد، بگویم که:دوباره دلم باز پر غم شدهدرین جمع، ماتم فراهم شدهدل از هجر و دوریست بس بیقرارز اندوه، نور دو دیده ست تارباشد که در پناه لطف خدا و یاری و کمک هموطنان‌مان در سراسر کشور، به‌ويژه غرب ایران که در این روزها از دل و جان برانگیخته و دردمند بودند و با یاری پرستاران و پزشکان دلسوز، مجروحان این فاجعه، هرچه زودتر، بهبود پیدا کنند.با این حال این زخم برقلب‌ و ضمیر همه باقی می‌ماند، زیرا که چنین حادثه‌یی می‌توانست به مراتب قربانی و ویرانی کم‌تری داشته باشد و می‌توانست کرمانشاه عزیز ما را تا این حد در خون و ویرانی غرق نکند.می‌دانیم که در این روز‌ها، نه فقط کرمانشاه، بلکه تمام ایران، دردمند و اشک‌‌ریزان است. به‌خصوص که همه در سراسر ایران، در زلزله استان کرمانشاه یک بار دیگر ناامنی و آسیب‌پذیری تمام شهرها و روستاهای خود و هم چنین تمام شئون اقتصادی و اجتماعی ایران را به‌چشم دیدند.بنابراین ما امروز جمع شده‌ایم که باز هم بگوییم در این ویرانه‌سرای اختناق و فساد و ناامنی و فقر که جغد شوم ولایت فقیه در آن لانه کرده، راه نجات و تنها راه نجات، سرنگونی رژیم ولایت فقیه است.به‌خواهران و برادران مجاهدم و هواداران مقاومت که خویشان و بستگان‌شان را در این زلزله از دست داده‌اند، صمیمانه تسلیت می‌گویم.در این جا می‌خواهم به‌طور خاص از هموطنانی که به‌یاری مردم کرمانشاه برخاستند، قدردانی کنم. فکر می‌کنم در این لحظه، اکثریت مردم ایران در این قدردانی سهیم‌اند؛ سپاسگزاری و تقدیری از صمیم قلب از تمام هموطنانمان به‌خصوص جوانانی که در میان این همه شیون و داغ و درد و خانه‌خرابی، منتظر نماندند و در عین فقر و نیازمندی، بی‌تفاوت ننشستند، از تهدید‌ها و اهانت‌های پاسداران و مأموران رژیم جا نزدند، بلکه غیرت و جوانمردی به‌جا آوردند و به‌یاری مردم مصیبت‌زده برخاستند.به‌ جوانان کرمانشاه می‌گوییم راستی که شما یاد جهان پهلوان تختی را زنده کردید که پهلوانی و انسان‌دوستی را در کمک‌رسانی به مردم زلزله‌زده بوئین زهرا، به‌اوج رساند، پس شما هم مانند آن پهلوان، از هیچ کمک و یاری به هموطنان زلزله‌زده دریغ نکنید. پهلوانی همین است که غم‌خوار و تکیه‌گاه مردم‌ بی‌‌پناه‌تان باشید و رو در روی رژیم ولایت فقیه در میان مردم، همبستگی به‌وجود بیاورید. زلزله استان کرمانشاه دو واقعیت خیلی مهم را رو در روی هم آشکار کرد؛ یکی شدت فساد و چپاول و بحران‌زدگی رژیم حاکم و دیگری روحیه همدلی و اتحاد برای مقابله با رژیم.همه دیدند که ولی فقیه ارتجاع، اولین کاری که کرد، فرستادن سرکرده سپاه و سرکرده بسیج به منطقه زلزله‌زده بود. در اولین فرصت، یگان‌های ضد شورش در آن‌جا مستقر شدند. زیرا خودشان یقین دارند که اگر با تمام قوا، اوضاع را کنترل نکنند، همین منطقه زلزله‌زده، آتشفشان قیام‌ها خواهد شد.بدیهی است که زلزله و سیل و سایر بلاهای طبیعی چیزی نیست که فقط در ایران واقع شود، در برخی کشورها با بلاهای بسیار بزرگ‌تر مثل سونامی مواجه می‌‌شوند. اما برخلاف ایران تحت حاکمیت آخوندها، در آن کشورها، تمام قوای دولت برای نجات مصیبت‌دیدگان، بسیج می‌شود نه این که به فکر سرکوب مردم در این شرایط باشند.وانگهی در کشورهای دیگر در مواجهه با چنین مصائبی، طرحهایی را برای رسیدگی به‌نجات‌یافتگان اجرا می‌کنند. اما در ایران، چنان‌که پس از زلزله شمال، یا زلزله بم، یا همین کرمانشاه دیدیم، کسانی هم که از زیر آوار نجات می یابند، یا بر اثر عدم رسیدگی جان می‌دهند و یا به‌خاک سیاه نشانده می‌شوند و کسی کمک‌کار آنها نیست. زلزله یک فاجعه است و زندگی پس از زلزله ده‌ها فاجعه.آخوندها، حتی مانع این می‌شوند که مردم خود کرمانشاه یا استان‌های همجوار آن به‌کمک زلزله‌زدگان بروند. در برخی جاها مثل سنندج، محل جمع‌آوری کمک‌های مردمی را تخریب کردند، کامیون‌های حامل کمک‌های مردمی را مصادره کردند تا به‌اسم سپاه پاسداران آنها را توزیع کنند و البته بخش زیادی را هم چپاول کنند.در برخی نقاط، حتی در توزیع کمک‌ها به‌ انواع و اقسام تبعیض‌ها رو آوردند و هموطنان اهل سنت را محروم کردند. راستی که روح اسلام و شیعه و پیشوایانش، از این پلیدی‌ها بیزار است و هم‌چنان که بارها گفته‌ام شیعه حقیقی، امروز در همبستگی و برادری با مردم اهل سنت است.آری، کار رژیم همین است. تمامیت این نظام برای سرکوب برنامه‌ریزی شده نه برای کمک‌رسانی.از طرف دیگر، زلزله کرمانشاه، با توجه به‌ابعاد ویرانی‌هایی که می‌توانست بسیار محدودتر باشد، جلوه دیگری از بلایی را عیان کرد که حاکمیت رژیم ولایت فقیه در شهر و روستا بر سر محل کار و زندگی و آموزش و درمان مردم و تأسیسات خدماتی و فنی و زیربنایی کشور آورده است. به‌طوری که کم‌تر جایی در ایران هست که از این بلا در امان باشد. در منطقه زلزله‌زده بیمارستان‌‌های تازه‌ساز فرو ریخته‌اند. می‌گویند بیمارستانی كه با هزینه ۱۵ میلیون دلار به‌مدت ۸ سال ساخته شده بود، در عرض چند دقیقه فرو ریخت.زلزله کرمانشاه که ایران را تکان داد، فضایی ایجاد کرده که بعضی از کارشناسان برخی حرف‌های نگفته را بزنند. آن‌ها می‌گویند که رژیم روی گسل‌های زلزله برج می‌سازد، باغ‌ها را تخریب می‌کند و محیط زیست را به‌فاجعه می‌کشاند.و هم‌چنان که یک‌بار مسعود گفت: «وقتی تمامی درآمد نفت کشور تحت حاکمیت خمینی و دم و دنبالچه‌اش بالا کشیده شده یا صرف ماشین جنگ و سرکوب گردیده و در تنور شهوت شیطانی خمینی خاکستر شده است، طبیعی است که ارکان اقتصاد و اجتماع متزلزل شود و هیچ پیش‌بینی و پیشگیری برای مقابله با حوادث مختلف طبیعی در کار نباشد».بله، تبهکاری و چپاول و البته اختناق و سرکوب برای حفظ یک رژیم ضد تاریخی و ضد ملی، فاجعه‌یی به‌وجود آورده که یک روز در بم بیرون می‌زند، یک روز در فرو‌ریختن ساختمان پلاسکو یا آتش‌سوزی پالایشگاه‌ها و ریختن معدن ذغال سنگ بر سر کارگران و مهندسان و حالا امروز در زلزله کرمانشاه.باید از آخوندها پرسید چرا پول‌های مردم ایران را که باید خرج ابتدایی‌ترین نیازهای آنها شود، این چنین بر باد می‌دهند؟ برای حفظ دیکتاتوری بشار اسد، آخوندها هر سال دهها میلیارد دلار خرج می‌کنند، تمام مخارج باندهای وحشی حشد‌الشعبی عراق را خامنه‌ای می‌پردازد. و راستی آن صد میلیارد دلاری که پس از لغو تحریم‌ها از طرف دولت‌های غربی آزاد شد و در اختیار رژیم قرار گرفت کجا رفت؟ از دو برابر شدن درآمد نفت در این دو سال چه چیزی عاید مردم ایران شد؟چرا هلال احمر را به‌جای این که در خدمت مردم ایران به کار بگیرید، برای صدور ارتجاع به‌کشورهای دیگر فرستادید؟‌ به‌گفته مقام‌های این نظام، هلال احمر رژیم در ۱۹ کشور آسيايي، آفريقايي و آمريكاي لاتين، ۲۶مرکز کمک‌رسانی را اداره می‌کند.راستی چرا این طور است؟ زیرا ولایت فقیه به‌طور ذاتی کاری جز سرکوب و کشتار ندارد، کاری ندارد جز این که کشور را به‌فساد و تباهی بکشاند و آن را به‌‌قهقرا ببرد. این همان امنیتی است که خامنه‌ای و همدستان‌اش هر روز به‌عنوان افتخارات و دستاوردهای خود، درباره‌اش داد سخن می‌دهند.اما واقعیت این است که تمام کشور در مقابل زلزله و سیل ناامن است؛ در مقابل فجایع زیست‌محیطی ناامن است، در مقابل پلیدی و فسادی که آخوندها رایج کرده‌اند، ناامن است. در مقابل موسسات غارتگر رژیم که سپرده‌های مردم را چپاول می‌کنند، نا امن است. و از همه مهم‌تر در مقابل سرکوب و آزار و آزادی‌کشی توسط سپاه پاسداران و این‌همه نهاد سرکوب و جنایت، ناامن است.راستی چرا ایران را به‌یک زندان بزرگ تبدیل کرده‌اید؟‌ چرا خیابان‌ها را برای رفت و آمد جوانان و به‌خصوص زنان ناامن کرده‌اید؟ چرا قلم‌ها را شکسته و زبان‌ها را بریده‌اید؟‌چرا مردم را از شدت فقر به فروش کلیة خود وادار کرده‌اید؟ چرا مادران تیره‌بخت را به‌فروختن اطفال به‌دنیا نیامده کشانده‌اید؟‌ چرا این همه کارتن خواب و گورخواب؟‌ چرا این همه بیکار و فقیر و نابسامان‌؟‌ چرا این همه دستگیری و این‌همه اعدام؟ چرا و چرا و هزار چرای دیگر.اما در میان این همه داغ و جراحت و ویرانی یک فکر مشترک و یک احساس مشترک، در ضمیر و قلب هموطنان ما جاری است و آن این است که نه‌حاکمیت این رژیم و نه این خرابی‌ها، ماندگار نخواهد ماند و زبان حال‌شان همان سروده زیبایی است که میگوید:دوباره می‌سازمت وطن اگرچه با خشت جان خویشستون به‌‌سقف تو می‌زنم اگرچه با استخوان خویشدوباره می‌بویم از تو گل به‌‌میل نسل جوان تودوباره می‌شویم از تو خون به‌سیل اشک روان خویش آری دوباره می سازیم این وطن را باخشت جانهای خویش آن چنان که تا به حال مجاهدین خلق ایران و رزمندگان آزادی ایران کرده‌اند. و در این مسیر۱۲۰هزار از بهترین جوانان ایران، جان خود را فدا کرده‌اند.آنچه گفتم گوشه‌یی از مصائب یک زلزله شوم به‌نام ولایت فقیه است که در ایران رخ داده است. ولی در این ایام، یک واقعیت دیگر هم خودش را نشان داد و آن همبستگی و همیاری جامعه با مردم دردمند کرمانشاه است.حتی خبرنگاران خارجی هم که از منطقه دیدار کرده بودند، این واقعیت را گزارش می‌کردند که خیلی از کمک‌رسانی‌ها به‌طور خصوصی یعنی توسط خود مردم انجام می‌گیرد. این روحیه همبستگی و از خودگذشتگی حقیقتاً تحسین برانگیز است. همه دیدیم که مادران و پدران و حتی کودکان به‌رغم مشکلات و سختی‌هایی که با آن مواجهند، از هیچ کمکی دریغ نکردند.دو نفر از هموطنان دلیر کرد از اهالی بوکان و دالاهو در خلال همین امداد رساني‌ها به‌‌شهادت رسیده‌اند. آری، اگر کار در دست خود مردم باشد، این چنین برای یک دیگر حتی جان هم می‌دهند. درود بر همه آنها.این فداکاریها، یادآور تلاشهای جوانان مجاهد و مبارز در جریان زلزله طبس، در آستانه سرنگونی رژیم سلطنتی است و آنچه در این چند روزه اتفاق افتاد به روشنی از آمادگی اجتماعی و اعتلای روحیه مقاومت و مبارزه علیه رژیم خبر می‌دهد. اکنون که به‌خصوص در غرب ایران، فصل سرما شروع شده، مردم زلزله‌زده به‌کمک‌های بسیار بیشتری نیاز دارند. من در این جا از کلیه هموطنانم می‌خواهم که به یاری و کمک خانواده‌‌هایی بشتابید که سرپرست‌ خود را از دست داده‌اند. به کمک بچه‌هایی که یتیم شده‌اند و مادران و پدرانی که نمی‌دانند در سوز سرما و در گرسنگی و بیماری، چطور فرزندان‌ خود را تأمین کنند، همه آن‌ها به‌یاری و کمک شما احتیاج دارند.از یاد نبریم که به خاطر سیاست ضدمردمی و غارتگرانه آخوندها، فاجعه‌یی که دامنگیر بازماندگان زلزله بم شد از خود زلزله کم‌تر نبود. در مورد کرمانشاه هم نباید اجازه داد که چنان تجربه تلخی تکرار شود و این با همبستگی عمومی مردم امکان‌پذیر است. این چیزی است که نه فقط برای کرمانشاه، بلکه برای سراسر ایران ضروری است. در نقطه مقابل ولایت فقیه، که تفرقه و بی‌اعتمادی و بی‌تفاوتی را در بین مردم ترویج می‌کند، با سلاح همبستگی می‌توان روحیه اجتماعی را دگرگون کرد. مردمی که از بی‌پناهی رنج می‌کشند و مردمی که از ناامنی و بی‌آیندگی این چنین در اضطرابند، وقتی که به حمایت و محبت هموطنان‌شان پشتگرم شوند، برانگیخته می‌شوند و قدرتمند.در نتیجه رشته‌های پیوند میان تمام اجزای جامعه محکم می‌شود و نیروی عظیم همبستگی و همدلی جامعه ایران، علیه رژیم ولایت فقیه به‌میدان می‌آید.کشور ما باید از زنجیر تباهی و اختناق و فقر نجات پیدا کند، باید از ‌ویرانی و بی‌ثباتی و ناامنی رها شود.کودکان ایران باید نجات پیدا کنند، هم‌چنان‌که روستا‌نشینان و روستاهای ایران، شهرها و شهرنشینان محروم، زنان سرکوب شده و نیروی به بند کشیده جوانان، اقتصاد و کسب و کار کشور، مدارس و دانشگاه‌ها و ورزش ایران، همه به دنبال راه ‌نجات و رهایی هستند و تنها راه آن، سرنگونی تمامیت رژیم ولایت فقیه است.براین اساس عموم هموطنان را به‌همبستگی و مقاومت و قیام برای به زیر کشیدن این رژیم پلید فرا می‌خوانم.سلام بر مردم مصیبت‌دیده کرمانشاه،سلام بر مردم ایران،سلام بر آزادی.  
گرامیداشت ۲۴قهرمان شهید مجاهد خلق مسعود رجوي : بگذارید قبل از هر چیز یاد یاران خاموش اما پر جوش خودمون رو گرامی بداریم زیرا که در هر قدم جوشش خونهای اونها رو دیدیم . نمیگویم جایشان خالی چون که با ما هستند و در کنار ما و در بالای سر ما . ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون مبادا که آنها را مرده بپندارید. زندگان حقیقی هستند. با این شاخص که بسا فراتر از ما در نزد خدا روزی داده میشوند. هر گل نو ز گلرخی یاد میکند ولی گوش سخن شنو کجا دیده اعتبار کو ای دم صبح خوش نفس دیده اعتبار کو حزن فروشی گلم نیست تحمل ای صبا دست زدن به خون دل بهر خدا نگار کو دست زدن جمعیت و تصویر شهدا امروز ما باز هم تکرار میکنیم خطاب به شهدامون که یاران خاموش اما پر جوش . نگهبانان و حافظان خون های شما بیدار و هوشیارند. مرور زمان اونها را بسا استوارتر و محکم و محکمتر کرده و بجانب همون آرمان شما که آزادی خلق در زنجیر بود شتابان به پیش میتازد. بله با چنین قیمتهایی بود که شعله مقاومت زنده و بر افروخته نگهداشته شد تا به قیام و نسل قیام رسید. شعار جمعیت اعتراضی مالباختگان: ابوالفضل علمدار دولت شیخ رو بردار مسعود رجوي : یاران خاموش اما پر جوش ما اونهایی که در جمع در کنارمون بودند و الان در آستان تو فرود اومدند لاجرم که در صحنه نبرد آخرین دوشادوش و صف در صف رزمندگان آزادی به ما خواهند پیوست. این روز رو نزدیک کن. میهن شهیدان رو با هم بخوانیم و وقتی تمام شد بدون اینکه حرف و شعار دیگری بگیم یک دقیقه تمام به نشانه زندگی و جوش و خروش شهیدان با هم کف خواهیم زد. جمیعت: خواندن سرود میهن شهیدان و دست زدن جمعیت شعار جمعیت؛ خون شهیدانمان رنج اسیرمان در تو گره میخورد رجوی قهرمان   دکتر ماتیو آفورد -   نماينده مجلس عوام از حزب محافظه كار خانم رجوی، خانمها و آقایان. این یک افتخار و امتیاز بزرگ است که امروز به عنوان نماینده پارلمان بریتانیا در اینجا نزد شما حضور داشته باشم. امروز در دومین سالگرد مرگبارترین حملات موشکی به کمپ (لیبرتی) همه ما یاران شجاع تان را بخاطر می آوریم. در حمله ای که میتوانست از آن جلوگیری شود و باید میشد. به این دلیل میگویم که از اول روشن بود این حملات توسط رژیم ایران برنامه ریزی شده و هم هماهنگ شده بود. آنها به خیال خودشان این کار را با این هدف کردند که بتوانند جنبش اپوزیسیون سازمان یافته طرفدار دمکراسی، مجاهدین خلق ایران را تخریب کنند. هدف آن این بود که چراغ امید میلیونها ایرانی برای آینده بهتر و ایران آزاد و دمکراتیک را خاموش کنند. اما عزم جدی برای مقابله با این حملات مرگبار، یک پیام واضح فرستاد که سرکوب خشونت آمیز رژیم و سرکوب وحشیانه رژیم را می توان شکست داد. خانم ها و آقایان، جنبش شما با رییس جمهور برگزیده اش، از چیزی برخوردار است که بسیاری از مردم در خاورمیانه به شدت خواهان آن هستند اما از آن برخودار نیستند. یک رهبر با صلاحیت و قدرتمند که دیدگاه دموکراتیک روشن دارد. دست زدن خانم رجوی بعنوان یک رهبر قوی مسلمان، رهبر یک سازمان پرتوان و سازمانیافته، امید واقعی میلیونها زن ایرانی است. این نشان میدهد که همه شما در ایجاد تغییر نقش دارید. دست زدن ما از این واقعیت قدرت میگیریم. همانطور که میتوانیم از لیست گذاری اخیر سپاه پاسداران توسط دولت ایالات متحده امریکا قدرت بگیریم. ما همچنین از گزارشگر ویژه برای ایران قدرت میگیریم که اکنون بعد از چند دهه سکوت قتل عام 30 هزار زندانی سیاسی در سال 1367 را در یک سند رسمی سازمان ملل ثبت کرده است. امروز در حالی که دوستان و یارانمان را که در این حملات وحشتناک از دست داده ایم بخاطر می‌آوریم ، باید لحظاتی را هم برای نشان دادن موفقیت هایی که داشته ایم اختصاص بدهیم. با آگاهی به ویژگی رژیم ایران می دانیم که چه مبارزه ای در ماه ها و سال های آینده در رو در رویی با این رژیم در انتظار ما است. اما من و بسیاری از همکارانم در پارلمان بریتانیا که قدرت خود را از قدرت شما میگیریم، یقین داریم که شما می توانید پیروزی خود را به دست آورید. ما به تلاش هایمان و مبارزه علیه رژیم ایران ادامه خواهیم داد و از جامعه جهانی خواهان به رسمیت شناختن آرمان های مشروع و دموکراتیک مردم شما خواهیم بود. در این راستا من همچنان از دولت انگلستان و دیگر رهبران اتحادیه اروپا خواستار نامگذاری سپاه پاسدارن به عنوان یک گروه تروریستی خواهم شد و از کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد خواهم خواست که بدین منظور یک کمپین جامع بین المللی ایجاد کند. ما این کار را برای شناسایی همه جنبه های قتل عام سال67 و شناسایی افرادی که در آن مشارکت داشتند و اکنون در قدرت به سر می برند، دنبال می کنیم تا آنها را به پای میز عدالت بیاوریم.دست زدن من همچنین می خواهم از این فرصت استفاده کنم تا از دولت بریتانیا و سایر رهبران اتحادیه اروپا بخواهم که پلاتفرم دمکراتیک۱۰ ماده ای خانم رجوی برای آینده ایران را برسمیت بشناسند و حمایت کنند.دست زدن این یک جایگزین شایسته برای حاکمیت دینی فعلی است. و نقشه مسیر یک ایران آزاد و دموکراتیک و غیر هسته ای نشان می دهد . ایرانی بدون مجازات اعدام و شکنجه بر اساس حاکمیت قانون، برابری جنسیتی و بر اساس منشور ملل متحد برای همزیستی مسالمت آمیز با همسایگان. من با تکیه بر این پلاتفرم به دولت ایالات متحده و دولت خودم فراخوان می دهم تا از شما و از تلاش های مردم ایران برای پیشبرد آزادی، حقوق بشر و حاکمیت قانون در کشور شما حمایت کنند.دست زدن جورج صبرا ـ رئيس شورای ملی سوریه و از هیئت عالی مذاکرات مبارز محترم خانم مريم رجوي ميهمانان گرامي خانم ها و آقايان امروز با تمامي احترام بخاطر زنده نگه داشتن ياد شهدا، ياد آخرين شهدا از قافله شهداي ليبرتي اينجا ايستاده ايم و هرگز فراموش نمي كنيم آن قافله بزرگ شهداء، شهداي واقعي انقلاب ايران سال 1367 و همچنين درود مي فرستيم به صدها هزار شهداي مردم سوريه كه روزانه ،هر روز و هر ساعت در طي اين   7 سال به شهادت رسيده اند. شهداي آزادي وكرامت شهدايي كه فقط گفتند مي خواهيم زندگي كنيم در زمين خودمان ،در خانه هاي خودمان با عزت و سربلندي و سياست هاي اشتباه را نپذيرفتند. و من به شما بگويم همانا كه قاتل يكي است. آنكه شهداي سال1988( 1367 )و شهداي2015 -94 -در ليبرتي را به قتل رساند و كسي كه به كشتن فرزندان انقلاب سوريه طي 7سال ادامه ميدهد، همان رژيم قاتل در تهران و كارگزاران آن در ساير پايتخت ها و شبه نظاميان بنيادگرا است. آيا این براي ما، ما سوريه اي ها و ايرانيان زياد است كه بگوييم خواهان آزادي هستیم مانند مردم سایر كشورهاي دنيا؟ یک درود ديگر در قلبم هست که مي خواهم تقديم شما بكنم .شما كساني هستيد كه از مرگي قطعي خارج شديد. مرگ قطعي در ليبرتي. شما شهداي زنده هستيد بين شما و شهادت به اندازة يك ريسمان نازك فاصله بود شما همچنين از شهداي آزادي هستيد كه سالهاي طولاني پایداری، عمر شما را با خود برد فقط بخاطر اينكه هرگز نخواستيد كه تن به خواسته و سياست آخوندها در تهران بدهيد. شما مي خواهيد كه فرزندان مردم ایران تاريخ و تمدني داشته باشند ولي آخوندها مي خواهند كه تاريخ ايران با ولايت فقيه شروع شود. بعد از اين طبيعي است كه بگوييم نبرد ما يكي است و آنهم نبرد تمامي آزاديخواهان در جهان است. ما درمقابل بقاياي حاكميت بشار اسد مقاومت مي كنيم ولي ميدانيم درد اساسي از بابت ولايت فقيه است و سرنگوني اين رژيم در تهران تنها خدمت به مردم ايران نيست بلكه خدمتي است به مردم منطقه و خدمتي به آزاديخواهي در جهان و براي انسانيت در اين قرن. چگونه نفوذ رژيم ايران در خاورميانه گسترش پيدا كرده است؟ دنيا در حقيقت همه اينها را ميديده و مي شنيده است ولي واقعيت اين است كه قرار گرفته بود بين ناتواني و سياست شك و ترديد و ذلت در قبال موضوع آزادي. آيا دنيا نمي بيند آنچه رژيم بشار اسد انجام ميدهد توسط رژيم آخوندي حمايت مي شود ؟ او بشكه هاي انفجاري را بصورت كور و بي هدف فقط براي كشتن شهروندان و سپس سلاح شيميايي استفاده ميكند و مي بيند ازكشورهاي قدرتمند كداميك از او حمايت مي كنند.؟ واقعيت اين است فقط ايرانيان و سوريه اي ها از آنچه رژيم ايران انجام ميدهد ضرر نمي بينند. نگاه كنيد به تابلو ! همه مردم خاورميانه حتي تروريسمي كه به اروپا و ساير جاها کشیده شده، ریشه اش برمي گردد به همان سياستي كه ولايت فقيه در تهران بكار ميگيرد. اميدواريم كه يك جبهه، جبهه جهاني و منطقه اي، براي مقابله با اين برنامه فرقه گرايانه و خشونت طلب و تروريستي تشكيل بشود روح همبستگي و برادري مردم سوريه را که در واقع خواهان رهايي مردم ايران از دست ظالمان هستند به شما تقدیم می کنم تا ما هم از ظلم رها شويم، تا جهان از خاطرات دردناك زندانها و زندانيان و طناب هاي دار و قتل و شكنجه رها شود. با تشكر از شما اجيديوس واريكيس - معاون پارلمان ليتواني -عضو مجمع پارلماني شوراي اروپا همکاران محترم، دوستان عزیز، خانم ها و آقایان. من مفتخرم که اینجا با شما هستم و از شما تشکر میکنم که من را دعوت کردید تا به این کنفرانس مهم بیایم. ما اینجا جمع شده ایم تا خاطره همرزمان و دوستان شما را گرامی بداریم. کسانی که جانشان را در حمله وحشیانه موشکی که توسط رژیم ایران طراحی شده بود دو سال پیش در کمپ پناهندگیتان از دست دادند. ولی چنین حمله ای علیه شما، اعضای مقاومت ایران به صورت خیلی روشن اقدامی از روی درماندگی است. وقتی رژیم تصمیم میگیرد که با افراد بی دفاع و غیر مسلح اعضای اپوزوسیون مقابله کند و موشک به شما زد. این گواهی بر استقامت شما و توانمندی هایتان به عنوان جایگزین دمکراتیک این رژیم مذهبی حاکم بر ایران است. خانم رئيس جمهور. بدليل فداكاريها و رهبري عالي سازمانتان، شما در يك موقعيت زماني خاص براي آينده كشورتان قرار داريد. شما حتماً متوجه شدهايد كه برخي از سياستمداران از دسترسي به توافقي با رژيم ايران بسيار خوشحال هستند. برخي سياستمداران با خوشحالي ميگويند كه با ديكتاتورها ملاقات كرده و زبان مشترك با آنها پيدا كردم. بنابراين، بدين معني است كه برخي از سياستمداران، خوشبختانه نه همه، اما برخي سياستمداران بدنبال قراردادها، درك و فهمهاي مشترك و معاملات با ديكتاتوريها هستند. فكر ميكنم اين بسيار اشتباه است و نبايد تلاش كنيم ياد بگيريم چگونه ديكتاتورها را درك كنيم، بلكه بايد ياد بگيريم چگونه ديكتاتورها را از ميان برداريم. اگر شما در حال معامله با كشورهاي ديكتاتوري هستيد، لاجرم منافع شما حمايت از آن كشورها و ثباتسازي در آن كشورها ست. معني تثبيتسازي ديكتاتورها چيست؟ بدين معني است كه حفظ آن بر مسند قدرت و ادامه فعاليتهاي ديكتاتوري است. بنابراين، ما بايد به روشني بگوئيم كه ما حامي هيچ معاملهيي نيستيم، يعني همين الان. دولت آمريكا در حال تغيير سياستهاي رهبران گذشته است. اتحاديه اروپا هم، هر چند بسيار كند، قدم به قدم، اما خوشبختانه در حال تغيير رفتار خود است. ما ميبينيم و به خوبي درك ميكنيم چه جنگ وحشتناكي در منطقه شما در جريان است. بسيار وحشتناك است و بسياري درك نميكنند كه چه كسي در حال جنگ با كيست است. طرفهاي زيادي اكنون در حال جنگ هستند و بعضاً افراد از من سئوال ميكنند تو دوست مقاومت ايران هستي، طرف آنها چيست؟ تو از كدام طرف جنگ حمايت ميكني؟ جواب من اين است كه شما يك طرف جنگ نيستيد. شما طرف صلحآور هستيد و شما يك طرف حامي حقوق بشر هستيد. اگر ايمان قوي داشته باشيد از افرادي كه مسلح هستند قويتر هستيد. مردان، زنان و كودكان، مردمان كوچك ميتوانند ايمان قوي داشته باشند و اين بسيار مهم است. بنابراين، من مبارزه شما براي مردمتان را تشويق ميكنم و به شما قول ميدهم بهترين تلاشهاي خود را جهت ايستادن در كنار شما و در حمايت از شما انجام بدهم. با تشكر از شما دکتر احمد ابوهولی - نماينده پارلمان فلسطین بسم الله الرحمن الرحيم بانوي رهبر مريم رجوي، خواهران بزرگوار، برادران مجاهد، اي قهرمانان آزاده مردم ايران، درود و رحمت و بركت خداوند بر شما باد. ما بعنوان مردم فلسطين، كه تلخي اشغالگري را چشيده و مي چشد، بيش از هر كس ديگر شما را درك مي كند و با شما زندگي مي كند. ما با شما زندگي مي كنيم و به شهداي شما نگاه مي كنيم. به اين قهرمانان كه دو سال پيش شهيد شدند و آنهايي كه در سالهاي گذشته در زندانهاي سركوب ايران به شهادت رسيدند. ما مي دانيم كه هر كس كه راه جهاد و مقاومت براي آزادي وطن را انتخاب مي كند، بايد از همين مسير عبور كند. راهي پر از خارها و توطئه ها و دسيسه ها از دور و نزديك، راهي سخت و ناهموار، اما اراده و پايداري آزاديخواهان بيگمان پيروز خواهد شد. وقتي كه رهبر شهيد ياسر عرفات، در محاصره قرار گرفت، او چهار سال در محاصره بود همانطور كه شما در كمپ ليبرتي در محاصره قرار داشتيد، او در معرض فشارهاي زيادي قرار گرفت، همانطور كه شما در معرض فشار و شكنجه و توطئه ها و فشار براي تسليم قرار گرفتيد. ولي او حرف آخرش را زد و گفت آنها مي خواهند من اسير يا اخراج و يا شهيد شوم ولي (من مي گويم) شهيد، شهيد، شهيد و من مي بينم كه مجاهدين خلق شهدا را تقدیم مي كنند .... شهيد بعد از شهيد من پيروزي را در چهره هاي شما مي بينم و در فداكاري هاي شما، در رنجهاي شما، در صبر شما و پايداري تان، مي گويم كه اين انقلاب بياري خدا پيروز مي شود، پيروز مي شود، پيروز مي شود. ما درباره كمپ ليبرتي مي شنيديم و با خانم رجوي در پاريس ديدار مي كرديم و مي ديديم كه ايشان و مسئولين مجاهدين خلق چگونه شب و روزشان به هم پيوسته است، چگونه مهارت بخرج مي دهد در ايجاد يك ديپلماسي، تا جهان را قانع كند و درد و رنجهاي شما را به گوش جهانيان برساند، رنجهاي اين كمپ و درد و رنجهاي مردم ايران. و با ايستادگي شما و فداكاري شما و اراده شما، مي بينيم كه با وجود اين تشكيلات عالي، و اين چهره هاي پاك و اين عزمهای جزم براي فداكاري و فداكردن جان و هستي، امكان ندارد نتيجه آن محقق شدن هدف شما نباشد و از خداوند عزوجل مي خواهيم كه نزديك باشد. همچنانكه خداوند سبحان در قرآن كريم فرموده است: آيا صبح نزديك نيست. به ياري خدا صبح با شما و بوسيله شما نزديك خواهد بود. تشكر مي كنيم از خانم مريم رجوي، كه آرمان فلسطين و طرح ملي ما را دنبال مي كند و شبانه روز در فلسطين با ما در ارتباط هستند، و از ايشان تشكر مي كنيم بخاطر تبريك ايشان به مناسبت آشتي ملي فلسطين، براي رسيدن به وحدت ملي. تشكر مي كنم از شما بخاطر اين سازماندهي عالي و اين جمعيت انبوه و از خداوند مي خواهيم كه ديدار با شما نزديك باشد در حاليكه شما علامت پيروزي را از تهران نشان ميدهيد و مي گوييد: تهران و ايران آزاد و دموكراتيك. به ياري خدا دکتر احمد ابو حشیش – معاون دبيركل پارلمان فلسطین تشكر مي كنم. تشكر مي كنم. وقت شما را نمي گيرم و صحبت بيشتري ندارم و همانطور كه برادرم دكتر احمد (ابوهولي) گفت به شما مي گويم كه با شما در ايران ديدار مي كنيم. و انقلاب انقلاب تا پيروزي.    
گابريل براسسكو خبرنگار آرژانتيني و نويسندة كتاب «خودكشي‌شده، ترور قاضي آلبرتو نيسمن» در مصاحبه با سيماي آزادي، دربارة پروندة جنايت قتل نيسمن، گفت: تحقيقات قاضي نيسمن شامل انتقال تكنولوژي اتمي از آرژانتين به رژيم ايران از طريق ونزوئلا و نيز سفيدسازي 5 اعلام هشدار قرمز انترپل... براي دستگيري و استرداد مقامات اين رژيم، به‌اتهام قتل ِ خشونت‌بار ، در ارتباط با بمب‌گذاري بوئنوس آيرس بود. وي دربارة آخرين تحولات اين پرونده و درخواست رسمي دادستان فدرال آرژانتين براي تحقيق دربارة ترور نيسمن به‌عنوان يك قتل، گفت: دادستان فدرال ادواردو تايانو اعتقاد دارد كه قاضي آلبرتو نيسمن به قتل رسيده است؛ پيكر بي‌جان نيسمن 4 روز بعد از اين‌كه رئيس‌جمهور (وقت) آرژانتين كريستينا فرناندز را متهم به لاپوشاني نقش 5 مقام رژيم ايران در بمب‌گذاري آميا در سال 1994 كرد، پيدا شد. (انفجاري كه) 85 تن در آن كشته شدند. اين بعد از انتشار يك گزارش پليس رخ مي‌دهد كه اعلام كرد، نيسمن توسط دو فرد كتك زده شد و در حمام به او مادة سمي تزريق كردند؛ يكي از آنها او را گرفت و ديگري سلاح را روي سرش گذاشت و او را به قتل رساند تا يك سناريوي تقلبي خودكشي را ايجاد كنند. آن‌چه نيسمن قبل از قتلش مورد تحقيق قرار مي‌داد، شامل انتقال تكنولوژي اتمي به (رژيم) ايران از طريق ونزوئلا بود و نيز سفيدسازي 5 اعلام هشدار قرمز انترپل كه به همكاري بين‌المللي فراخوان مي‌دهد براي دستگيري و استرداد (مقامات) مظنون (رژيم) ايران به‌اتهام قتل خشونت‌بار در ارتباط با بمب‌گذاري آميا؛ شامل محسن رضايي فرمانده وقت سپاه پاسداران، محسن رباني رایزن فرهنگی وقت (سفارت رژيم ايران) در بوئنوس آيرس، احمد وحيدي وزير دفاع وقت (رژيم) ايران، احمدرضا اصغري دبير سوم سفارتخانة (رژيم) ايران در آرژانتين و علي فلاحيان وزير اطلاعات وقت (رژيم) ايران.  

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان