12092019دوشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27

ضد جاسوسي

جمعه, 21 خرداد 1395 ساعت 22:32

تماس هاي تلفني خيانت آميز

دادگاه عالي در مورد دو مظنون به خبرچيني براي رژيم ايران تحقيق ميكند جاسوس يا قرباني دستگاه شنود آلمان؟ بخش جناعي 2 ديوان عالي در برلين بايد در مورد دو ايراني تصميم اتخاذ كند.گفته ميشود كه اطلاعات ايران به طور مخفيانه بسياري از مخالفان تبعيدي در برلين را كنترل ميكند.حدود 5 هزار ايراني، كه خيلي از آنها بيش از چند دهه در برلين زندگي ميكنند ، بعضا از رژيم شاه يا حكومت آخوند ها فرار كردند. آنها يك جامعه فرهنگي قوي تشكيل دادند و خيلي ها همديگر را ميشناسند. آنها اكثرا بخاطر سرنوشت مشابه به هم پيوند خوردند. آنها با اين اميد زندگي ميكنند كه روزي بتوانند مجدد به ايراني آري از ترور و سركوب بازگردند. اكنون دو تن از اين افراد به جاسوسي براي وزارت اطلاعات متهم شدند. گفته ميشود كه ميثم پ 32 ساله و سعيد ر 33 ساله در بين سال هاي 2013 تا 2015 اطلاعات در مورد مخالفاني كه در برلين و كلن ساكن هستند به وزارت اطلاعات دادند.وزارت اطلاعات بطور عمده متمركز جمع آوري اطلاعات در مورد شوراي ملي مقاومت و سازمان مجاهدين در آلمان ميباشد. دستگاه اطلاعاتي ايران در همه كشورهاي كه در آن مخالفان ايراني حضور دارند، شبكه اي داير كرده. اتهام دادستان فدرال هم همين ميباشد، شكار اطلاعاتي در همه قاره ها. تمركز مانيتورينگ اين افراد در كشورهاي آلباني و عراق ميباشد. مقامات آلمان تماس هاي تلقني بين اين افرا را ثبت كردند. ظاهرا اطلاعات بي اهميت در مورد افراد، مكان سكونت، وضيعت جسمي، رابطه با سازمان مجاهدين يا در مورد ديدار دايي، خاله و دوستان ميباشد. در مجموع اينها تصوير نسبتا دقيقي از جنبش اپوزيسيون ايراني در آّمان را نشان ميدهند.گناهكار يا بيگناه؟وكلاي متهمان فرض ميكنند كه موكلان آنها بي گناه هستند. متهمان كه در مورد اتهامات سكوت كردند، تقريبا بصورت روزانه و طولاني با هم تماس هاي تلفني داشتند و مدعي هستند كه در مورد خدا و دنيا (همه چيز ممكن) صحبت ميكردند، اما بطور خاص در مورد جامعه ايراني در آلمان. البته كه اسم هايي در اين ميان عنوان شدند و در مورد قوت ها و ضعف هاي اپوزيسون در تبعيد صحبت شده. دو متهم از زمان كودكي همديگر را ميشناسند، پدر و مادر آنها و يا اقوامشان در ايران كشته شدند. آنها در اردوگاه هاي پناهندگي و پانسيون بزرگ شدند و خود عضو سازمان مجاهدين شدند. وكيل سعيد ر ميگويد كه از آنجايي كه مكالمات در فارسي، زبان اصلي ايراني صورت گرفته، خيلي از بخشها اشتباه ترجمه شدند. مثلا در شنود ها جمله : او چاق است به اين صورت ترجمه شده كه او در لهستان است. اين وكيل مدعي است كه موكل او به ناحق به دادگاه فرا خوانده شده. صحبت هاي عادي بين دو فرد بوده و نه براي يك ارگان امنيتي خاصي. براي اين كه برداشت درستي ازهمه محتوي تماس ها صورت بگيرد، بايد همه تماس هاي ضبط شده در خود دادگاه مورد برسي قرار بگيرند. دادگاه ادامه دارد.شوراي ملي مقاومت ايران از روند دادگاه در برلين استقبال نمود و همزمان خواهان اين شد كه وزير اطلاعات (ايران) به عنوان منبع اصلي جاسوسي عليه مخالفان در دادگاه محكوم شود. گفته ميشود كه جزئيات فاش شده تنها نوك كوه يخ سيستم جاسوسي ايران ميباشند.سرويس مخفي ايران در برلين يك چهره خيلي بدي دارد. افراد اطلاعات ايران ساواك بودند كه (سال 1957 تا 1979) در لباس هاي مشكي در حين ديدار شاه در سال 1967 از برلين غربي با تخته اي چوبي به دانشجويان معترض حمله كردند. بعد از انقلاب اسلامي و سقوط شاه در سال 1979 سرويس اطلاعاتي دوباره سازماندهي شد و حمله به اپوزيسون را تشديد نمود. اين يك اقدام تروريستي دولت بود وقتي قاتلان مامور رژيم ايران در سال 1992 چهار كرد مخالف را در ديداري در رستوران ميكنوس كشتند. سه سال و نيم تا سال 1997 محاكمه قاتلان طول كشيد و دولت و سرويس اطلاعاتي ايران هم متهم بودند. به قلم پیترکیرشی
گزارش مشترک پنتاگون (وزارت دفاع) و كنگره آمريکا درباره وزارت اطلاعات رژيم آخوندها در دي‌ماه سال 91 در واشنگتن منتشر شد و انعكاس بسيار گسترده‌يي در آمريكا و در سراسر جهان داشت. در همين رابطه تلويزيون سي. ان.ان اعلام كرد: «واشينگتن گفته است اطلاعات جديدي در مورد سرويس‌هاي اطلاعاتي ايران دريافت كرده حاكي از اين‌که رژيم ايران ده‌ها هزار عامل مخفي دارد و حملات ترور را در سراسر جهان طراحي و نارضايتي‌ها در داخل را سركوب مي‌كند. برايان تا گزارشگر ما اين موضوع را بيشتر توضيح مي‌دهد. بنا به گزارشي كه محققان دولتي از طرف پنتاگون تهيه‌کرده‌اند؛ طرح‌هاي ترور، بمب‌گذاري‌هاي تروريستي و جنگ سايبري، تاکتيک‌هايي هستند كه در سراسر جهان توسط سرويس مخفي ايران به اجرا درمي‌آيند». (15 دي 1391) در اين گزارش، ضمن بررسي فعاليت‌هاي برون‌مرزي اين وزارتخانه، شيوه‌هاي ترور، يارگيري و نفوذ در ميان اپوزيسيون و جاسوسي در ميان آن‌ها موردبررسي قرارگرفته است. اين گزارش تحقيقاتي که توسط پنتاگون و بخش تحقيقات ايالات‌متحده و کتابخانه کنگره تهيه‌شده، نکات قابل توجه‌يي را درمورد ميزان فعاليت‌هاي وزارت اطلاعات رژيم ايران عليه مخالفان وبطورخاص تلاش‌هاي ويژه براي بي‌اعتبار کردن نيروي اصلي اپوزيسيون، يعني سازمان مجاهدين خلق ايران فاش كرده است. در سلسله مطالبي كه اكنون اولين قسمت آن ازنظرتان مي‌گذرد، نگاهي به برخي قسمت‌هاي اين گزارش و سوابق مأموران اطلاعات در خارجه و اقدامات جنايتكارانة آن‌ها عليه مجاهدين و مقاومت ايران و پناهندگان ايراني مخالف رژيم در خارج كشور مي‌کنيم. واقعيت اين است كه رژيم آخوندي در مقابل بزرگ‌ترين دشمن خودش, فقط به اعدام و شكنجه و ترور اكتفا نكرده است. اين رژيم با راه‌اندازي يك كارزار شيطان سازي عليه مقاومت و مجاهدين بودجه كلاني به آن اختصاص داده است. رژيم با هيولا ساختن از اپوزيسيون مشروعش مي‌خواهد, هم سركوب و اختناق در داخل را توجيه كند و هم يگانه آلترناتيو مؤثر اين رژيم را بي‌اعتبار كند. بي‌اعتبار كردن مقاومت و مجاهدين باعث مي‌شود كه سازش با رژيم براي كشورهاي غربي مشروع جلوه داده شود. اين همان آبشخور سيلي از اتهام‌هاست كه طي ساليان نثار مقاومت ايران و مجاهدين شده است. اتهاماتي از قبيل سكت, شخصيت پرستي, داشتن اعتقادات التقاطي ماركسيست اسلامي, زنداني و شکنجه كردن ناراضيان, طلاق اجباري و جدا کردن كودكان از والدين, وابستگي به رژيم سابق عراق و شركت در سرکوب كردها و شيعيان عراق و.. دروغ‌هاي مبتذلي است كه در دو دهه گذشته توسط آخوندها براي سركوب يك مقاومت مشروع سرهم‌بندي شده است. گزارش تحقيقاتي که توسط پنتاگون و بخش تحقيقات ايالات‌متحده و کتابخانه کنگره تهيه‌شده، نکات قابل‌توجهي در اين مورد و ميزان فعاليت‌هاي وزارت اطلاعات ايران عليه مجاهدين فاش كرده است.روش‌هاي تبليغاتي وزارت اطلاعات در گزارش تحقيقاتي كنگره و پنتاگون درباره سابق اين جنگ رواني آمده است: «بعدازجنگ 1991 عليه عراق وزارت اطلاعات جنگ رواني عليه مجاهدين خلق را به‌عنوان اصلي‌ترين اهداف خود تعيين كرد اما به‌رغم اين‌ها مجاهدين خلق به‌عنوان يك سازمان جدي و قابل‌اتکا سرپا مانده است. وزارت اطلاعات داراي بخش دروغ‌پراکني مي‌باشد، كه مسئول توليد و انجام جنگ رواني عليه دشمنان جمهوري اسلامي است وزارت اطلاعات تمامي امكانات در اختيار خود را جهت حفاظت از جمهوري اسلامي ايران بكار مي‌گيرد. روش‌هايي مانند نفوذ در گروه‌هاي اپوزيسيون داخل كشور… و حفظ ارتباط با آژانس‌هاي اطلاعاتي خارجي و همچنين سازمان‌هايي كه از منافع جمهوري اسلامي ايران در سراسر جهان حفاظت مي‌کنند….. يكي از طرقي كه دولت ايران اين کار را انجام مي‌دهد از طريق سايت اينترنتي آن ايران ديدبان است. اين سايت اخبار را به سه زبان انگليسي, فارسي و فرانسه ارائه مي‌دهد. يك سايت ديگر كه گفته مي‌شود وابسته به وزارت اطلاعات است بنياد هابيليان است. اين سايت اينترنتي اخباري كه به نفع دولت ايران است را به سه زبان عربي, انگليسي و فارسي ارائه مي‌کند. وزارت اطلاعات براي كارزار ضداطلاعات و انتشار تبليغاتش با صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران همكاري مي‌کند. اين سازمان يك راديوتلويزيون دولتي است كه رئيس آن توسط رهبر رژيم ايران انتخاب مي‌شود..». اينجا اين سؤال مطرح مي‌شود كه آيا آخوندها به‌جاي استفاده از عنصر نظامي و حتي به‌جاي تروريسم كه يكي از شيوه‌هاي معمول رژيم در از ميان برداشتن مخالفان خودش هست، به كارزار سياسي و تبليغاتي رو آورده است؟ در پاسخ بايد گفت البته رژيم تا آنجايي كه در توان داشته، هم از عنصر نظامي و هم از عنصر تروريسم در جنگش با مجاهدين و براي از بين بردن اين مقاومت استفاده كرده است. در زمينة نظامي تنها كافي است به شليك بيش از هزار موشك به قرارگاه‌هاي مجاهدين در فروردين 80 و به بندوبست و توطئةاش با كشورهاي ائتلاف با دلالي جك استراو اشاره شود كه منجر به هدف قرار گرفتن قرارگاه‌هاي ارتش آزاديبخش توسط نيروهاي 12 كشور در جنگ با عراق در سال 2003 شد. البته حملات با نيروي نظامي پياده و زرهي ارتش عراق در 6 و 7 مرداد 88 و 19 فروردين 90 را كه به شهادت 50 تن و مصدوم و مجروح شدن بيش از 1200، 300 مجاهد انجاميد را هم اگرچه توسط نيروي عراقي انجام شد، اما بايد به‌حساب رژيم آخوندي گذاشت. در استفاده از ترويسم هم، رژيمي كه در دو دهه گذشته اصلي‌ترين حامي تروريسم تحت‌الحمايه دولتي در سطح جهان بوده, بهمان ميزان مجاهدين بزرگ‌ترين قرباني تروريسم رژيم طي اين مدت بوده است. حدود 300 تن از اعضا و هواداران مقاومت ايران قربانيان تروريسم دولتي ملايان شده‌اند. تروريست‌هاي رژيم تهران, فقط در سالهاي 1993 تا 2003, حداقل 150 عمل تروريستي عليه فعالين مقاومت ايران در عراق انجام داده‌اند كه شامل اقداماتي از قبيل منفجر كردن اتوبوس شهري مجاهدين در بغداد که منجر به كشته شدن 6 تن و مجروح شدن 30 تن ديگر شد، استفاده از خودروهاي بمب‌گذاري‌شده براي منفجر كردن دفاتر مجاهدين, بمب‌هاي منفجر شونده از راه دور براي حمله به خودروهاي در حال عبور, همچنان که از آدم‌ربايي و ترور استفاده كرده است. پس اين تلقي كه گويا رژيم در جنگش با مجاهدين از شيوه‌هاي نظامي و تروريستي استفاده نكرده و صرفاً به جنگ رواني و تبليغاتي متوسل شده، درست نيست. اما ازآنجايي‌که رژيم با آن شيوه‌ها به‌جايي نرسيده و بالعكس باعث شده كه مجاهدين هر چه بيشتر در دنيا مطرح شوند، با شيوة جنگ رواني و شيطانسازي مي‌خواهد ازيک‌طرف به خيال خودش روي ارادة پايداري مجاهدين تأثير بگذارد و از طرف ديگر زمينه و توجيه كافي براي استفاده از ساير شيوه‌هاي نظامي و تروريستي را فراهم كند.مهره‌هاي جنگ رواني رژيم براي پيشبرد اين جنگ سياسي و جنگ رواني ـ تبليغاتي به نيروهاي خاص اين جنگ نياز دارد. همان‌طور كه جنگ نظامي، احتياج به نيروي نظامي آموزش‌ديده و تسليحات متناسب خودش دارد. به همين جهت رژيم دست به استخدام گستردة مأموراني تحت عنوان اعضاي سابق مجاهدين زد و يك شبكة گسترده در داخل و در كشورهاي مختلف با هزينه‌هاي كلان از جيب مردم ايران تشكيل داد.يك شبكة بين‌المللي از جاسوسان با هزينة بسيار گزاف آخوند دري نجف‌آبادي اولين وزير اطلاعات خاتمي, به‌صراحت اعلام كرد «وزارت اطلاعات عناصر بريده از منافقين را حمايت مي‌كند»(ايرنا 13 آذر 1377). آخوند يونسي وزير اطلاعات در مصاحبه با تلويزيون رژيم در تاريخ 13 مهر 83 مي‌گويد: «…امروز ما تروريست‌هاي مسلح، كساني كه آمدند كشته بشوند يا بكشند، ما سالم دستگير مي‌كنيم و آن‌ها را تبديل مي‌كنيم به كسي كه آزادانه در جامعه مي‌گرده و از جمهوري اسلامي و از وزارت اطلاعات، دفاع مي‌كند». دربخشي از گزارش پنتاگون آمده است: «وزارت اطلاعات اعضاي سابق سازمان مجاهدين خلق در اروپا را استخدام و از آن‌ها براي راه‌اندازي يک کمپين دروغ‌پراکني عليه سازمان مجاهدين خلق استفاده كرده است». درواقع يكي از محصولات «صنايع» وزارت بدنام، درست كردن همين شاگرد جلادها از عناصر درهم‌شکسته يا بريده از مبارزه است كه آن‌ها را تحت عنوان افراد بالا و حتي رهبري سازمان رنگ كند و بعد آن‌ها را عليه مقاومت ايران بكار بگيرد. رژيم آخوندي سرمايه‌گذاري عظيمي روي استراتژي «جنگ رواني» عليه مقاومت, كرده و دستگاه عريض و طويلي براي آن به‌کارانداخته است.تمركز مهم‌ترين وزارت خانه‌ها و ارگان‌هاي رژيم عليه مجاهدين و روش‌هاي كار وزارت اطلاعات, سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي, وزارت خارجه, وزارت ارشاد و سپاه پاسداران همگي در اجراي طرح‌هاي جنگ رواني عليه مجاهدين كه عموماً بايد به تأييد شوراي عالي امنيت ملي برسد, دست دارند. رژيم به‌منظور برگرداندن موج ضد تروريسم و نقض حقوق بشر و تمركز آن عليه مجاهدين؛ وزارتخانه‌ها و ارگان‌هاي فوق‌الذكر را با محوريت وزارت اطلاعات با انواع سايت‌هاي دست‌ساز اطلاعات آخوندي به كار گرفته است. سايت‌سازي و سايت بازي عليه مجاهدين و مقاومت ايران از محصولات صنايع (!) اطلاعات رژيم است. به‌عنوان‌مثال وزارت اطلاعات شماري از مزدوران شناخته‌شده را به ترکيه يا امارات يا به تهران احضار كرد و آن‌ها را توجيه و موظف به تشديد فعاليت عليه مجاهدين نمود. در اين ميان عناصري نظير مسعود خدابنده، كريم حقي، مهدي خوشحال و …موظف شدند يك سلسله اطلاعات دروغ عليه مجاهدين به پليس و سرويس‌هاي اطلاعاتي در فرانسه, آلمان, هلند و كشورهاي اسكانديناوي بدهند… از اقداماتي كه رژيم آخوندي بعد از 11 سپتامبر براي گسترش جنگ رواني عليه مجاهدين به آن دست زد, افزايش نشريات و مزخرفات توليدشده عليه مقاومت بود. اين مطالب متعاقباً با امضاي مأموراني نظير كريم حقي, سبحاني، راستگو, مهدي خوشحال، علي قشقاوي و … تحت عنوان اعضاي سابق مجاهدين در نشرياتي كه از قبل با پول و هدايت وزارت اطلاعات تحت عنوان نشريات اعضاي سابق مجاهدين منتشر مي‌شد و يا روي سايت‌هاي پوششي وزارت اطلاعات, درج گرديد. يكي از روش‌هاي وزارت اطلاعات براي نفوذ در محافل ايرانيان خارج كشور و جاسوسي عليه آن‌ها، درست كردن محافل فرهنگي و صنفي در ظاهر بي‌ارتباط با رژيم و حتي، منتقد رژيم است تا از آن‌ها به‌مثابه پوشي براي كارهاي اطلاعاتي و تبليغي استفاده كند. وظيفه اين انجمن‌ها، پيشبرد جنگ رواني مبني بر شيطان سازي عليه مجاهدين و مقاومت ايران مي‌باشد. ازجمله اين انجمن‌ها و سايت‌هاي اينترنتي مي‌توان به اينترلينك در انگليس، بنياد سحر/ آوا و قلم در آلمان و … اشاره كرد كه اين‌ها به‌عنوان اهرم‌هاي رژيم براي پخش اطلاعات گمراه‌کننده عليه مجاهدين بكار گرفته مي‌شود. يكي ديگر از اقدام‌هاي وزارت اطلاعات در اين دوران، ارسال هزاران نامه از داخل يا خارج ايران براي نمايندگان پارلمان اروپا و مقام‌هاي كشورهاي مختلف اروپايي، عليه مجاهدين بوده است. اين نامه‌ها كه امضاكنندگان متفاوت اما متون و مفاهيم كاملاً مشابه و يكساني دارند، مجاهدين را متهم به تروريسم و كشتار بي‌گناهان مي‌كنند و از مخاطبين خود مي‌خواهند مجاهدين را به‌عنوان يك سازمان تروريستي معرفي كنند. شبكه وزارت اطلاعات در خارج كشور خيلي گسترده و تشکيل‌شده است از مأموران قديمي‌تر مثل شاگرد جلاد اوين (سعيد شاهسوندي) تا عواملي كه در سال‌هاي بعد استخدام شدند ازجمله: جهانگير شادانلو، بتول سلطاني، علي‌اکبر راستگو، مسعود جاباني، حسن عزيزي، ادهم طيبي، محمد كرمي، محمد رزاقي، نادر نادري، سعيد ناصري، غفور فتاحيان، عليرضا نصرالله‌ي، محمود سپاهي، همايون کهزادي، عليرضا مير عسگري و تعداد ديگري از اين قماش…. يکي از بنيان‌گذاران گروه دوستان ايران آزاد درپارلمان اروپا پائولو كازاكا، در نامه‌يي به همکاران خود در سال 2006 نوشت: «پس‌ازاينکه تلاش‌هاي من در حمايت از مقاومت ايران علني شد، من ده‌ها نامه از افراد ناشناس که ادعا مي‌کردند با اين رژيم مخالف هستند دريافت كردم. آن‌ها ضمن مخالفت با رژيم ايران همچنين از سازمان مجاهدين خلق انتقاد مي‌کردند. مرحله بعدي به نحوي پيچيده‌تر بود. اين بار رژيم ايران و يا افراد ناشناس نبود، اماکساني‌که ادعا مي‌کردند از اعضاي سابق سازمان بودند و هدف آنان، به‌صراحت، توجيه جنايات ارتكابي رژيم تروريستي حاکم بر ايران بود. اين مقاله، تحت عنوان «چگونه نيروهاي اطلاعاتي ايران در خارج از كشور عمل مي‌کنند؟» موضوع چگونگي به‌کارگيري مكانيزم‌هاي مختلف توسط رژيم ايران براي نفوذ به اپوزيسيون مستقر در خارج را موردبحث قرار مي‌دهد. اين‌يک شيوة لو رفتة مورد استفادة رژيم براي سُراندن اين جاسوس‌ها و عوامل اطلاعاتي است. با همين شيوه، مأموراني از قبيل محمدحسين سبحاني، قشقاوي، عباس صادقي نژاد، محمدباقر مؤمن زاده، غلامرضا صادقي جبلي و… از اين قماش هستند. دستة ديگري از مأموران گشتاپوي آخوندي هستند كه با سناريوي «فرار» و داستان‌سرايي‌هاي فيلم‌هاي پليسي كودكان؛ بر اساس طرح و برنامه رژيم و با كتابي از ياوه‌هاي وزارت اطلاعات عليه مجاهدين به خارج آمده و مشغول انجام مأموريت مي‌باشند. جواد فيروزمند و بهزاد عليشاهي از اين قبيل هستند.سوابق و كاركرد يك زوج جاسوس گزارش مشترك پنتاگون و كنگره دو عامل وزارت اطلاعات در خارج از کشور را شناسايي كرده و توضيح مي‌دهد که چگونه آن‌ها توسط وزارت اطلاعات در تهران استخدام و براي اجراي يک کمپين شيطان سازي ازجمله راه‌اندازي يک و بسايت افتراآميز (ايران اينترلينک) عليه سازمان مجاهدين خلق، آموزش داده‌اند. استخدام ان سينگلتون و همسر ايراني او مسعود خدابنده يك نمونه گوياست از اينکه وزارت اطلاعات چگونه غير ايراني‌ها را مجبور به همكاري مي‌کند. در سال 2004 سينگلتون نهايتاً برادر همسر خود به نام ابراهيم را بعدازاينکه در سوريه دستگيرشده و از سوريه به ايران فرستاده‌شده بود ملاقات كرد. به نظرميرسد كه رژيم سوريه از نزديک با وزارت اطلاعات همكاري مي‌کند، نهايتاً وزارت اطلاعات ابراهيم خدابنده را هم مجبور به همكاري با خود كرد. لردکوربت فقيد در نامه‌يي به همکاران خوددرسال 2006 نوشت: «من ميدانم که نمايندگان مجلس و بزرگان نامه‌هايي تحت عنوان سازمان‌هاي غيردولتي يا سازمان‌هاي حقوق‌بشردريافت کرده‌اند که هدف آن بي اعتبارکردن سازمان مجاهدين خلق بوده است. بيشترين اين نامه‌هاي ارسالي ازسوي ايران اينترلينک است که توسط يك زن و شوهر به نام آن سينگلتون و مسعود خدابنده درليدز اداره مي‌شود. در گزارش كميته پارلماني بريتانيايي آمده است: «… مسعود خدابنده و ان سينگلتون، از طريق وب سايتشان، براي بسيج شيطان سازي عليه سازمان مجاهدين خلق ايران كار مي‌کنند.» 5 سال پس‌ازاين افشاگري، سرويس‌هاي ضد تروريسم آمريكا همان نتيجه‌گيري را کرده‌اند. جان سانو نايب‌رئيس بخش محرمانه وعضومديريت اطلاعات مركزي آمريكا در دولت جرج بوش، در كنفرانس مطبوعاتي كميته سياست ايران در واشينگتن اظهار داشت: «من يک افسر اطلاعاتي براي تقريباً 30 سال بوده‌ام که بيشتر اين زمان را در کشورهاي خارجي براي امريکا خدمت کرده‌ام. من تماس‌هاي شخصي با مأموران اطلاعات ايران در كادر شغلي‌ام در خارج از کشور داشتم. آن‌ها در سراسر ايران و سراسر جهان کار مي‌کنند و مخالفانشان را هدف قرار مي‌دهند. ساواما مخالفان رژيم را به‌عنوان خرابکار و تروريست قلمداد مي‌کند و تلاش تبليغاتي رژيم ايران براي فراهم كردن شرايط براي كشتار اخير در اشرف، نمونه‌يي از كارهاي ساواما براي شکل دادن به افکار عمومي است».قضاوت و نتيجه‌گيري نمايندگان پارلمان اروپا ازنظر گروه دوستان ايران آزاد در پارلمان اروپا گزارش پنتاگون چند نکته را ثابت مي‌کند: 1- اين ادعا که سازمان مجاهدين خلق هيچ حمايتي در داخل ايران ندارد توهمي بيش نيست. 2- سازمان مجاهدين خلق ايران همواره و همچنان جدي‌ترين تهديد براي رژيم ايران بوده و درنتيجه سرکوب سازمان مجاهدين خلق همواره و همچنان يک اولويت براي سرويس‌هاي اطلاعاتي رژيم ايران بوده است. 3- رژيم ايران منبع همه دروغ‌پراکني‌ها عليه سازمان مجاهدين خلق است. واقعيت اين است که گزارش نشان مي‌دهد که «نيروي قدس سپاه پاسداران در بيشتر قسمت‌ها دست به عمليات برون‌مرزي از قبيل خرابکاري، ترور و جاسوسي» مي‌زند. اين گزارش اضافه مي‌کند: «يکي از وظايف اصلي وزارت اطلاعات و امنيت، شناسايي و از بين بردن اعضاي سازمان مجاهدين خلق ايران است». وقتي بهاين شبكة مزدوران كه توسط وزارت اطلاعات براي پيشبردن توطئه‌هايش عليه مجاهدين ساخته‌شده نگاه مي‌کنيم و ميبنيم كه در گزارش مشترك وزارت دفاع و كنگرة آمريكا بر نقش دو مأموري كه نام آن‌ها را ذكر كرده در ارتباط با تمامي اين شبكه تأكيد شده، يك نتيجة روشن و سادة ديگر هم مي‌شود گرفت كه اين گزارش نقش مزدوري تمامي افراد وابسته به اين شبكه و عناصر آن را براي وزارت بدنام اطلاعات تأييد و مهر كرده است. در مطالب بعدي كاركرد اين شبكه و نقش مأموران را در پيشبردن توطئه‌هاي درهم‌شکسته وزارت اطلاعات آخوندها بررسي مي‌كنيم. برگرفته از سایت ایران افشاگر
دادگاه تجدید نظر برلین(Kammergericht) که دو متهم به جاسوسی علیه سازمان مجاهدین خلق ایران در آنجا محاکمه شدند صبح امروز پنجشنبه 13 خرداد 95 دادگاه شعبه دوم جزايي برلين، رسيدگي به اتهامات متهمان به جاسوسي عليه سازمان مجاهدين خلق و شوراي ملي مقاومت ايران را آغاز كرد.دادستاني فدرال آلمان روز 20 فروردين 95 طي اطلاعيه اي اعلام كرد كه علیه دو متهم به خاطر جاسوسی علیه سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران، مطابق جزء يكم از بند اول ماده ۹۹ قانون جزاي آلمان کیفرخواست صادر کرده است. اين اطلاعيه تصريح مي كرد كه يكي از متهمان حداقل از ژانويه ۲۰۱۳ و ديگري حداقل از اوت ۲۰۱۴ براي سرويس مخفي (رژيم) ايران كار كرده اند. مأموريت آنها كسب اطلاعات در مورد سازمان مجاهدين و شوراي ملي مقاومت بوده است. آنها به طور خاص اطلاعات در مورد اعضاي مجاهدين كه در آلمان يا ساير كشورهاي اروپايي اقامت داشتند به وزارت اطلاعات مي دادنددادگاه با حضور 3 قاضي، دادستان ارشد فدرال آلمان، متهمان ميثم پناهي و سعيد رحماني و وكلاي آنها و جمعي از ايرانيان ساكن برلين و خبرنگاران رسانه ها شروع شد.در ابتداي جلسه دادستان ارشد فدرال آقاي گرون Grewen كيفرخواست طولاني اين كيس را با ليستي طولاني از ارتباطات تلفني و اينترنتي كه همگي دال بر تبادل اطلاعات بين متهمان و يك سردژخيم وزارت اطلاعات بنام سجاد بود قرائت نمود. در اين ارتباطات، متهمين اطلاعات جمع آوري شده خود در مورد مجاهدين در كشورهاي آلمان، فرانسه، آلباني و ليبرتي را به كيانمهر با اسم مستعار سجاد منتقل مي نمودند. دراين كيفرخواست همچنين موارد متعددي از تلاش متهمين براي جذب نفرات جديد و گسترش شبكه جاسوسي در سطح اروپا به چشم ميخورد.طبق كيفرخواست، متهم اصلي اين پرونده بر اساس اسناد موجود ميثم پناهي در ازاي مزدوري خود براي وزارت اطلاعات در اين مدت مبلغ 28000 يورو دريافت كرده است.اين متهم عليرغم داشتن موقعيت پناهندگي از كشور آلمان، حداقل يكبار براي گرفتن آموزشهاي اطلاعاتي و توجيهات تكميلي جاسوسي، از طريق استانبول مخفيانه به ايران رفته و برگشته است.در پايان جلسه امروز قضات دادگاه با به تعويق افتادن جلسه فرداي دادگاه كه از سوي وكلاي متهمان مخالفت كرد و جلسه دادگاه فردا صبح ادامه خواهد داشت.
اطلاعیه نمايندگي شوراي ملي مقاومت ايران- آلمان وزير اطلاعات روحاني، مسئول اصلي جاسوسي عليه اپوزيسيون بايد در برابر عدالت قرار گيرد نمايندگي شوراي ملي مقاومت ايران در آلمان ضمن استقبال از محاكمه اعضاي شبكه وزارت اطلاعات رژيم ايران كه عليه شورا و سازمان مجاهدين خلق ايران جاسوسي مي كرده اند، تأكيد كرد آنچه تا كنون فاش شده نوك كوه يخ كارزار وزارت اطلاعات براي سازمان دادن يك شبكه گسترده جاسوسي در اروپا و به طور خاص در آلمان است. اين اقدامها وحشت رژيم ايران را از فعاليتهاي مشروع و قانوني شوراي ملي مقاومت به عنوان آلترناتيو دموكراتيك اين رژيم را به نمايش مي گذارد.نمايندگي شورا از دولت آلمان و ارگانهاي ذيربط خواست تمامي جزييات شبكه جاسوسي و فعاليتهاي غيرقانوني رژيم ايران عليه مقاومت و پناهندگان ايراني در آلمان را فاش نموده و محاكمه و مجازات آنها را تسهيل كند.شبكه جاسوسان رژيم ايران تحت كنترل وزارت اطلاعات در تهران است. موضوعي كه توسط اداره حراست و دادستاني آلمان نيز مورد تأييد قرار گرفته است. لذا محمود علوي، وزير اطلاعات روحاني، كه اين شبكه جاسوسي به دستور و زير نظر او كار مي كند، مي بايد در مقابل عدالت قرار گيرد. در دوران وزارت او اين اقدامهای غير قانوني تشديد شده است. هرگونه ملاحظه سياسي يا ديپلوماتيك براي صرفنظر كردن از نقش او به عنوان مسئول اصلي اين پرونده و عدم احضار او به دادگاه، رژيم ايران را در ساختن شبكه هاي جاسوسي در اروپا تشويق مي كند. شبكه هايي كه مي تواند در خدمت اقدامهای تروريستي احتمالي بعدي اين رژيم نيز قرار گيرد.مقاومت ايران در روز ۶ آبان ۱۳۹۴ اعلام كرد: «پناهي و همدستانش» از ارديبهشت ۱۳۹۱ از كمپ ليبرتي محل اقامت مجاهدين در بغداد اخراج شدند. آنها سپس به هتل مهاجر تحت كنترل وزارت اطلاعات در بغداد رفتند و توسط كيانمهر يك افسر ارشد وزارت اطلاعات با نام مستعار سجاد سازماندهي و نسبت به مأموريتهاي محوله توجيه شدند.سجاد، مسعود دلیلی، را پس از اينكه از كمپ اشرف به هتل مهاجر رفت به خدمت گرفت و بعداً در روز اول سپتامبر ۲۰۱۳ راهنماي نیروهای مهاجم به اشرف شد كه طی آن ۵۲ تن از مجاهدین با دستهاي بسته به قتل رسیدند.گزارش سال ۲۰۱۴ اداره حراست ايالت نورد راين وست فالن آلمان مي نويسد: «ثقل فعاليتهاي سرويس اطلاعاتي ايران تحت نظر قرار دادن و مقابله با اپوزيسيون ايران در داخل و خارج كشور است. در اين راستا منجمله بسياري از اعضاي سازمان مجاهدين كه به دلايل انساندوستانه در آلمان پذيرفته شده اند و سال ۲۰۱۳ از عراق به اين ايالت آمدند از سوي وزارت اطلاعات به صورت فشرده تحت جاسوسي قرار دارند. تغييرات پرسنلي و ساختاري در مجاهدين و يا شوراي ملي مقاومت در كانون جاسوسي هاي وزارت اطلاعات در اين ايالت قرار دارد. علاوه بر اين سرويس مخفي ايران كماكان به استراتژي خود مبني بر پروپاگاند هدف دار به منظور بي اعتبار ساختن مجاهدين ادامه مي دهد».نمايندگي شوراي ملي مقاومت ايران- آلمان۱۳خرداد ۱۳۹۵(۲ژوئن ۲۰۱۶)
کیفرخواست دادستان فدرال آلمان علیه دو مأمور اطلاعات رژیم به خاطر جاسوسی علیه مجاهدین و شوراضرورت دستگيري، محاكمه و اخراج ديگر عوامل رژیم به ويژه از كشورهاي اروپايي در روز ۲۰ فروردين ۱۳۹۵، دادستانی فدرال آلمان طی اطلاعیه یی اعلام کرد علیه دو مزدور اطلاعات آخوندي به خاطر جاسوسی علیه سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران مطابق جزء يكم از بند اول ماده ۹۹ قانون جزاي آلمان کیفرخواست صادر کرده است.اطلاعيه تصريح مي كند: ظن كافي وجود دارد كه میثم پناهی حداقل از ژانويه ۲۰۱۳ و سعید رحمانی حداقل از اوت ۲۰۱۴ براي سرويس مخفي (رژيم) ايران كار كرده اند. مأموريت آنها كسب اطلاعات در مورد سازمان مجاهدين و شوراي ملي مقاومت بوده است. آنها به طور خاص اطلاعات در مورد اعضاي مجاهدين كه در آلمان يا ساير كشورهاي عضو اتحاديه اروپا اقامت داشتند را به مسئولان خود در اين سرويس مي دادند. بنا بر اطلاعيه دادستاني، پناهي از ۶ آبان ۱۳۹۴ در بازداشت به سر مي‌برد. در اطلاعيه ۶ آبان دادستاني اعلام شده بود او در ازاي جاسوسي از وزارت اطلاعات پول دريافت مي‌كرده است.1- مقاومت ايران در روز ۶ آبان در اطلاعيه یی اعلام كرد: «پناهي و همدستانش» از ارديبهشت ۱۳۹۱ از ليبرتي اخراج شدند. آنها سپس به هتل مهاجر تحت كنترل اطلاعات و نيروي قدس رژيم آخوندي در بغداد رفتند.آنها در هتل مهاجر توسط يك مأمور قديمي اطلاعات و نيروي قدس به نام كيانمهر، با نام مستعار سجاد، سازماندهي و نسبت به مأموريتهاي محوله توجيه شدند. پیش از این كميسيون امنيت و ضد تروريسم شورا در روز ۷ اسفند ۱۳۹۲ طي اطلاعيه‌یي نقش سجاد و هتل مهاجر را به عنوان يك مركز اطلاعات ملايان و نيروي قدس در بغداد فاش كرده بود.2- اين مزدوران در آلمان از يك سو دستورات جاسوسي را از سجاد مي گرفتند و از سوي ديگر با عوامل اطلاعات آخوندي در آلمان و ساير كشورهاي اروپايي در ارتباط بودند. سردژخيم سجاد كه پیش از این با اسامي فيسبوكي «علي شمالي» و «علي ساحلي» با مزدوران ارتباط برقرار مي كرد، به تازگی تلاش كرده است با اسم «علي چناره اي» و «علي راستگو» با چندين نفر ديگر در آلمان ارتباط برقرار نموده و آنها را به خدمت بگيرد.3- سجاد از ۳۰ سال قبل در دستگاههاي اطلاعاتي رژيم کار می کرده و در عمليات تروريستي در منطقه شركت داشته است. وي سالهاست در سفارت رژيم در بغداد به همراه شمار ديگري از مأموران اطلاعات و نيروي قدس به توطئه عليه مجاهدين مشغول است. آنها تحت نظر يك پاسدار سرتيپ نيروي قدس به نام ناصري در سفارت رژيم كار مي كنند. سجاد كساني را كه به هتل مهاجر مي روند با تهديد و تطميع به مزدوري مي كشاند. سپس وزارت اطلاعات آنها را با جعل پاسپورت و ويزا به طور مستقيم از عراق يا پس از انتقال به ايران به اروپا اعزام مي كند.4- سر دژخيم سجاد مزدور مسعود دلیلی داخل را نيز بعد از آن که از اشرف به هتل مهاجر رفت به خدمت گرفت به نحوي كه بعداً در روز ۱۰ شهريور 1392 راهنمای نیروهای مهاجم به اشرف شد كه طی آن ۵۲ تن از مجاهدین با دستهاي بسته به قتل رسیدند. مهاجمان بعد از اين جنايت بزرگ براي رد پاك كني دليلي را نیز به قتل رساندند و صورت او را با اسید سوزاندند که شناخته نشود.5- سجاد هدايت و اداره اين مزدوران را در اروپا نيز دنبال مي كند و با مسئولان ايستگاههاي اطلاعات در آلمان (عباس جعفري) و فرانسه (احمد ظريف با نام مستعار حميد عبادي) ارتباط مستمر دارد. ظريف در تابستان گذشته قربانعلي حسين نژاد و مصطفي محمدي، دو تن از دیگر عوامل اطلاعات رژیم، را چند بار براي ايجاد درگيري و زمينه سازي اقدامات تروريستي به دفتر شورا در اور سور اواز فرستاد. آنها در روز ۲۲ تير ۱۳۹۴ توسط ژاندارمري محل دستگير و از منطقه اخراج شدند. مزدور قربانعلي حسین نژاد در حضور ژاندارمها اعتراف كرد كه عبادي آنها را به اين محل فرستاده است (اطلاعيه كميسيون امنيت و ضد تروريسم شورا- ۲۱ مرداد ۱۳۹۴).6- در يك اقدام مجرمانه ديگر سجاد و ديگر مأموران اطلاعات رژیم اسامي مجاهديني كه از ليبرتي به خارج از عراق منتقل مي شوند را در سايتهايي كه به اسم اين مزدوران داير كرده اند، منتشر مي كنند. مقاومت ايران در روز ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۲ طي اطلاعيه یي اعلام كرد انتشار اسامي يك اقدام نفرت انگيز پليسي است كه تحت هر نام و عنوان و پوششي، در ارتباط با وزارت و يك حلقه از توطئه هاي آن براي اخلال در روند انتقال مجاهدان ليبرتي به كشورهاي ديگر است.7- به دنبال لو رفتن جاسوسان وزارت اطلاعات در آبان گذشته، وزارت اطلاعات مزدوران را وادار کرد تا با مقاله ها و نامه‌هاي متعدد به جو سازي و اعمال فشار به قضاييه آلمان بپردازند تا شايد از ارجاع پرونده مزدوران به دادگاه و به‌دام افتادن ديگر مزدوران جلوگيري كند. سايتهاي وابسته به اطلاعات و مزدوران آن به نحو ابلهانه یي نوشتند دستگيري پناهي نتيجه تطميع «برخی جناحها و جریانات در دستگاه امنیتی و قضائيه آلمان» و «پاپوش جديد مجاهدين» است كه می‌خواهند به این وسيله «از بقيه مجاهدين زهر چشم بگیرند». آنها خطاب به دادستان فدرال آلمان نوشتند «اتهام موهوم جاسوسی و اطلاعات دادن به رژیم و تهدید امنیتی» به پناهي ساخته و پرداخته مجاهدين» است. او «یکی از هزاران قربانی سازمان مجاهدین است... آنها به هر کسی که کوچکترین مخالفتی با این سازمان داشته باشد مارک مزدور وزارت اطلاعات را می زنند». اراجيف مسخره یی كه فقط مبين وحشت رژيم از لو رفتن شبكه جاسوسي و مزدوران و طرحهايش عليه مقاومت ايران است.رژيم همزمان از طريق مزدوران در آلمان و فرانسه به جمع آوري پول براي گرفتن وكيل و كمك به مزدوران لو رفته بر آمد تا وانمود كند آنها وابستگي مالي به وزارت ندارند.8- سرويسهاي اطلاعاتي آلمان به خصوص اداره حراست از قانون اساسي پيش از اين بارها تأکید كرده اند که در كانون فعاليتهاي وزارت اطلاعات در آلمان سازمان مجاهدين و شوراي ملي مقاومت قرار دارد. وزارت اطلاعات مأموريت دارد در مورد فعاليتهاي اين سازمان به طور سيستماتيك اطلاعات جمع كرده و در درون مجاهدين و شورا نفوذ كند. وزارت اطلاعات تلاش مي كند مجاهدين و شورا را با كمك فعاليتهاي تبليغاتي بي اعتبار كند. كسب اطلاعات در مورد اعضاي مجاهدين به طور خاص اعضايي كه عراق را به سمت اروپا ترك كرده اند، در كانون توجه فعاليتهاي جاسوسي و شناسايي رژيم ايران قرار دارد.مقاومت ايران با استقبال از اينكه دادستاني آلمان اين پرونده جاسوسي عليه مجاهدين و شوراي ملي مقاومت ايران را در برابر عدالت قرار داده است، از دولت اين كشور و مسئولان ذيربط مي‌خواهد جزييات پرونده جاسوسي و فعاليتهاي غير قانوني رژيم آخوندي و مزدورانش در آلمان را فاش نموده و در اختيار افكار عمومي قرار دهد. اين يك اقدام ضروري براي ممانعت از ادامه اين فعاليتهاي مجرمانه استمقاومت ايران همچنين نسبت به خطرات حضور مزدوران وزارت اطلاعات در كشورهاي اروپايي و آمريكا براي امنيت پناهندگان ايراني قويا هشدار مي‌دهد و به خصوص از آلمان و ديگر كشورهاي عضو اتحاديه اروپا مي‌خواهد در اجراي مصوبه شوراي اتحاديه اروپا در آوريل ۱۹۹۷ مزدوران و مأموران اطلاعاتي فاشيسم ديني حاكم بر ايران را محاكمه، مجازات و اخراج نمايند.دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران۲۱فروردين ۱۳۹۴ (۹ آوريل۲۰۱۶)
.دادستاني فدرال آلمان روز جمعه 8 آوريل 2016 طي يك اطلاعيه مطبوعاتي با عنوان ”صدور كيفرخواست بدليل جاسوسي احتمالي” اعلام كرد   دادستاني فدرال آلمان در تاريخ 22 مارس 2016 در مقابل بخش حفاظت دولتي در شعبه دادگاه برلين عليه اتباع ايراني ميثم پ. 31 ساله و سعيد ر. 33 ساله بدليل فعاليت بعنوان مامور سرويس مخفي (مطابق جزء يكم از بند اول ماده 99 قانون جزايي آلمان) اقامه دعوا كرد.در خصوص افراد متهم شده ظن كافي وجود دارد كه از ژانويه 2013 و اوت 2014 عليه جنبش نظامي گراي سازمان مجاهدين خلق ايران (MEK) و بازوي سياسي آن ”شوراي ملي مقاومت ايران” (NWRI) اقدام به جاسوسي (فعاليت شناسايي) كرده و اطلاعات بدست آمده از اين طريق را به سرويس اطلاعاتي ايران منتقل كرده اند. سازمان مجاهدين خلق ايران در سال 1965 تاسيس گرديد. هواداران اين سازمان در آلمان در قالب بازوي سياسي آن شوراي ملي مقاومت ايران كه در سال 1981 تاسيس شده است فعاليت ميكنند. در كيفرخواستي كه اكنون ديگر صادر شده ، در اساس كيس زير شرح داده شده است:متهمين ميثم پ. و سعيد ر. قبلا به سازمان مجاهدين خلق ايران تعلق داشتند (در آن عضويت داشتند). متهم ميثم پ. حداقل از ژانويه 2013 و متهم سعيد ر. حداقل از اوت 2014 براي سرويس مخفي ايران كار كرده اند. ماموريت آنها كسب اطلاعات در مورد سازمان مجاهدين خلق ايران و شوراي ملي مقاومت ايران بوده است.در ادامه آنها بطور خاص اطلاعات در مورد اعضاي سازمان مجاهدين خلق ايران كه در آلمان ويا ساير كشورهاي عضو اتحاديه اروپا اقامت داشتند را به مسئولين (ماموريت دهندگان) خود در سرويس مخفي (ايران) ميدادند.متهم ميثم پ. از زمان دستگيري اش در 28 اكتبر 2015 در بازداشت تحقيقاتي بسر ميبرد (مطابق با اطلاعيه مطبوعاتي شماره 46 مورخ 28 اكتبر 2015).در همين رابطه در خبري كه توسط خبرگزاري اسوشيتدپرس مخابره شد آمده است : دادستاني آلمان اتهامات جاسوسي به 2 مرد ايراني وارد كردند كه عليه اعضاي اپوزيسيون ايران و براي وزارت اطلاعات ايران انجام مي داده اند.دادستاني فدرال روز جمعه گفت كيفرخواست عليه ميثم پ. 31ساله و سعيد ر. 33ساله در 22مارس در يك دادگاه برلين صادر شده است. نام كامل اين 2 مرد مطابق مقررات حيطه خصوصي افراد در آلمان، داده نشد.روزنامه بيلد 29 اكتبر 2015 در خبري با تيتر ”در برلين يك جاسوس احتمالي دستگير شد” ضمن چاپ عكسي از محل دستگيري ”ميثم پ” نوشت : او از دسامبر 2013 براي سازمان اطلاعاتي ايران بطور برنامه ريزي شده، عليه اعضاي جنبش مقاومت ايراني مبارز « سازمان مجاهدين خلق ايران » جاسوسي كرده و اطلاعات خود را در مقابل دستمزد، به عوامل اطلاعاتي ايران ارسال مي كرده است. جدا از اين خانه فرد دستگير شده، خانه پنج متهم ديگر نيز مورد تفتيش قرار گرفته است. آشكارا فعاليت جاسوسي مربوط به (جمع آوري) اطلاعات عليه يك جنبش تندرو اپوزيسيون بوده است.متهمان ديگر نيز اطلاعات از اين جنبش مقاومت جمع آوري كرده اند.در همين تاريخ روزنامه برلينر سايتونگ نيز زير تيتر ” در حمله پليس، يك فرد ايراني سوء ظن به جاسوسي در منطقه كرويتسبرگ (برلين) دستگير شد” نوشت : ميثم پ. متهم به جاسوسي عليه جنبش مقاومت ايراني شده. در اين حمله پليسي مدارك تامين شده‌اند. سوء ظن جاسوسي در كروتسبرگ! روز چهارشنبه آنجا يك ايراني 31 ساله، ميثم پ.، به اتهام سوءظن ماموريت جاسوسي دستگير شد. در اين حمله پليسي شب چهارشنبه توسط دادستان كل فدرال و پليس برلين خانه اين مظنون در خيابان مانتويفل (Manteuffelstraße) صورت گرفت و از اين طريق منجمله يك كامپيوتر مصادره شد.جدا از خانه اين دستگيرشده، خانه هاي پنج متهم ديگر نيز تفتيش شدند. آنها، همچون ميثم پ.، مظنون به جمع آوري اطلاعات از اعضاي جنبش اپوزيسيون نظامي ايراني، سازمان مجاهدين خلق، براي سازمان اطلاعاتي ايران، ميباشند.اين زنداني، ميثم پ.، فعاليت خود را در دسامبر 2013 بطور برنامه ريزي شده دنبال ميكرده. او روز پنجشنبه توسط بازپرس ديوان عدالت فدرال بازجويي ميشود. وي سپس در مورد ادامه بازداشت تصميم خواهد گرفت.  

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان