12092019دوشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27

فرهنگ و هنر

استاد احمد عبادی هنرمتد و نوازنده برجسته سه تار هفدهم اسفند مصادف با درگذشت استاد احمد عبادي، هنرمند و استاد برجسته سه تار و موسيقي اصيل ايراني است . استاد عبادی در سال 1283ش در تهران به دنيا آمد.وي در كودكي پدر را از دست داد و تحت تكفل برادرش قرار گرفت. احمد عبادي از نوجواني به فراگيري موسيقي ايران پرداخت و پس از سال‏ها نواختن سه‏تار، شيوه جديدي را در نواختن اين ساز ارايه و اين شيوه را متداول كرد. استاد عبادي در تعليم موسيقي به ديگران بسيار كوشا بود و از طريق آموزش پيگير و تشويق شاگردانش به تمرين و ممارست، موسيقي اصيل ايراني را رشد و توسعه داد. احمد عبادي معلمي دلسوز و مهربان بود و با سخاوت فراوان، آنچه را در سينه داشت براي هنرجو در كف قرار مي‏داد. او رديف‏هاي موسيقي ايران را گردآوري كرد و آنها را به شاگردانش آموخت. از استاد عبادي، آثار بسياري در موسيقي به جاي مانده كه براي دوستداران موسيقي سنتي ايران، گنجينه‏اي گران‏بهاست. از جمله اين آثار، اجراي كوك‏هاي مختلف سه تار است كه حاصل هشتاد سال تجربه اوست. استاد احمد عبادي سرانجام در هفدهم اسفند 1371ش در 88 سالگي درگذشت.
  بیاد اندرانیک آساطوریان هنرمند مردمی و یار مقاومت ایران در سالکرد درگذشتش مصاحبه آندرانیک با سیمای آزادی، ۶بهمن ۱۳۹۲ مجری: وقتی از آندرانیک آساطوریان صحبت می‌کنیم، قبل از هر چیز صمیمیت او و ملودیهای ناب و تنظیمهای شگرف به یادمان می‌آید. صمیمیتی پاک توأم با نغمه‌هایی زیبا و جذاب.با کمال خوشوقتی آقای آندرانیک آهنگساز، تنظیم کننده و خواننده‌یی که صدای گیرا و زیبایش برای مردم ایران آشناست، مهمان ماست. آندرانیک: متشکرم از این‌که دعوتم کردید، می‌خواهم خدمت هموطنان عزیزم سلام کنم. امیدوارم که همه شما خوش و خرّم باشید.من آندرانیک آساطوریان در سال 1320در شهر همدان متوّلدشدم. دو ماه بعد خانواده‌ام به خوزستان و به شهر اهواز نقل مکان کردند. در آنجا بزرگ شدم. از 9سالگی به موسیقی روی آوردم. در 18سالگی به تهران رفتم تا در آنجا به تحصیلاتم در رشته موسیقی ادامه دهم. در تهران به هنرستان عالی موسیقی رفتم. اما وقتی خواستم نام نویسی کنم، به من گفته شد که به‌دلیل این‌که سنم بالاست، می‌بایست در نوبت شبانه ثبت‌نام کنم. من هم در شیفت شب نام نویسی کردم و از ساعت 4 تا 8 بعدازظهر به کلاس می‌رفتم و به این ترتیب تحصیلات موسیقی را در این هنرستان ادامه دادم.بعد از فعالیّتهای بسیار در موسیقی، وارد ارکستر پاپ رادیو تلویزیون شدم و رهبری آن را به مدّت دو سال به‌عهده گرفتم. مجری: چه سالی بود حدوداً ؟ آندرانیک: سال 1976 (1354) بود، که به مدتّ دو سال رهبر ارکستر 55نفره پاپ رادیو تلویزیون بودم. در سال 1356 تصمیم گرفتم به آمریکا بیایم و قصد داشتم در کار ساخت موسیقی فیلم وارد شوم. از دوران نوجوانی معتقد بودم اگر کسی بخواهد کاری انجام دهد، باید به‌صورت حرفه‌یی در آن وارد شود، نه آماتوری، متأسفانه در مملکت ما زیاد هستند کسانی که به‌صورت آماتوری کارهایی می‌کنند، ولی این به نتیجه‌یی نمی‌رسد. برای همین هم موسیقی ما به آن‌جایی که باید برسد، نرسیده است. اما به‌امید خدا با سرنگونی رژیم و با رفتن بچّه‌های مجاهدمان به ایران، به آن سطح هم حتماً خواهیم رسید.در هر صورت من اوایل سال 1978به‌آمریکا سفر کردم و در لس‌آنجلس ساکن شدم. آنجا در یک مدرسه موسیقی اسم نویسی کردم و به تحصیلاتم در موسیقی ادامه دادم.بعد از گذشت یکسال، انقلاب 22بهمن شد. خوب است یادآوری کنم که وقتی هنوز در ایران بودم، با تعدادی از خوانندگان قرارداد ساخت آهنگ برای ترانه‌هایشان داشتم. وقتی به‌ آمریکا آمدم، این قراردادها هم‌چنان به‌قوت خود باقی بود تا این‌که انقلاب شد. با وقوع انقلاب ارتباطم با این خوانندگان قطع شد و این قراردادها هم منتفی شد. به‌همین دلیل چون می‌بایست کار می‌کردم و خرج خانه و زندگی را درمی‌آوردم، مجبور شدم تحصیلاتم را ترک کرده و به آن خاتمه دهم.تا این‌که گذشت و گذشت و اگر اشتباه نکنم سال 1993 یا 94 بود که یک روز همین طور که در خانه داشتم تلویزیون تماشا می‌کردم، یکدفعه حین عوض کردن کانال، نگاهم به یک کانال ایرانی افتاد. داشتم به این کانال نگاه می‌کردم که یکی از دوستانم شروع کرد به استنطاق کردن که: «تو چرا رفتی با مجاهدین؟ چرا این کارها را می‌کنی؟ چرا آن کارها را کردی؟!»...، واقعاً مرا با این حرفهایش به‌عصبانیت رساند. من هم در عوض تلفن را برداشتم و به خانه آن دوست عزیز، که در همان کانال ایرانی دیده بودم؛ و شاید نیاز نباشد که اسم او را بیاورم، زنگ زدم و به او گفتم: «فلانی، من آندرانیک هستم و به‌عنوان یک پیش‌کسوت موسیقی می‌خواهم به‌تو تبریک بگویم که با بچه‌های مجاهد رفتی».او گفت: «به به!… راست می‌گی؟» گفتم: «آره راست می‌گم. چون تنها کسی که الآن دارد برای آزادی مردم در ایران می‌جنگد، فقط مجاهدین هستند، کس دیگری نیست». او هم گفت: «به تو تبریک می‌گم».به آن دوست گفتم: «احیاناً شما با بچه‌های مجاهد در ارتباط هستید و با هم صحبت می‌کنید، از قول من به ‌آنها بگویید که در این راه مقدسی که دارید می‌روید، من هم اگر کمکی از دستم بر بیاید، می‌خواهم با شما باشم و خیلی خوشحال می‌شوم.یکی دو روز بیشتر طول نکشید که برادر عزیزم طاهر سعیدی به من تلفن کرد و گفت: «آقای آندرانیک، شنیدم که شما می‌خواهید با ما همکاری کنید». به او گفتم: «بله، دیگر افتخاری بالاتر از این نمی‌شود».بعد قرار شد من هم در آن جشنی که در پاریس برگزار شد، که ویگن و خیلی از خواننده‌های دیگر هم در آن حضور داشتند، شرکت کنم. مجری: جشن همبستگی.آندرانیک: بله، بله بارک الّله! مسئولان جشن از من خواستند که 7آهنگ را برای این جشن تنظیم کنم. این کار یک ماه طول کشید و من آنها را برای ارکستر تنظیم کردم. اگر یادتان باشد ارکستر بسیار بزرگی بود، تقریباً شبیه به یک ارکستر کوچک سمفونی کلاسیک.در طول این یک‌ماه بارها و بارها حس می‌کردم که این صحبتهایی که از مجاهدین می‌شنوم، خیلی فرق می‌کند با 53سالی که من زندگی کرده‌ام. (دارم از آن 20سال پیش صحبت می‌کنم که آن موقع 53سالم بود). می‌دیدم که خیلی چیزها فرق می‌کند؛ از صحبتهایی که می‌کنند، سطح تحصیلات بچه‌ها و خیلی چیزهای دیگر، خیلی فرق می‌کرد و من بسیار مشتاق شدم بفهمم یک مجاهد چه کار می‌کند. مجری: چه فرقی در آنها می‌دیدید؟آندرانیک: صحبتهایشان با بقیه خیلی فرق می‌کرد و این سطح تحصیلات آنها را نشان می‌داد. چون اگر کسی تحصیلات نداشته باشد، از طرز صحبت کردنش معلوم می‌شود. در حالی‌که از صحبتهای آنها معلوم بود که تحصیلات و شعور بالایی دارند.به هر صورت، من این 7آهنگ را تنظیم کردم و قرار شد به پاریس بروم. اتفاقاً روزی که به پاریس رسیدم، همان روز ارکستر در حال تمرین بود. در آنجا آقای طاهر سعیدی به من گفت: «آندرانیک جان، تمرین این ارکستر با شماست، ولی اجازه بدهید که آقای محمد شمس آن را رهبری کند. چون محمد شمس از پله اول با مجاهدین بوده». من گفتم: «خیلی از این موضوع هم خوشحالم، چون آمدن من به این‌جا به قول آمریکاییها ”بیزینس“ نیست. چون من آمده‌ام این‌جا که کمکی کرده باشم و هیچ مسأله‌یی نیست. بنابراین آن شب آقای شمس ارکستر را رهبری کرد.آن شب، شب بسیار خوبی بود. به‌طور خاص که خانم رجوی هم تشریف آوردند و به ما گل دادند و من از دست ایشان گل گرفتم. در یک کلام بخواهم بگویم در این یک ماه که با بچه‌ها صحبت می‌کردم، تقریباً عاشق شدم. عاشق بچه‌های مجاهد شدم. مجری: جشن همبستگی در پاریس را، که همبستگی هنرمندان با مردم ایران در راه آزادی بود، چگونه دیدید؟ با توجه به این‌که شما بسیاری از جشنها و مراسم را از نزدیک دیده‌اید و با چنین جشنهایی آشنایی دارید.آندرانیک: ببینید، این را به تعارف نمی‌گویم، از واقعیتی که دیده‌ام دارم می‌گویم. از همان روز که طاهر سعیدی با من صحبت کرد و بعد از آن هم در این یک‌ماه بارها و بارها با من صحبت کرد، او می‌خواست ببیند چه اتفاقی در من افتاده و خلاصه چقدر حاضر به همکاری هستم.من این حس را داشتم که ایشان دیسیپلین مخصوصی دارند. معتقدم که یک سازمانی که دیسیپلین داشته باشد، به نتیجه کارش خواهد رسید. در شب جشن هم که من در بین تماشاچیان بودم، این دیسیپلین را حس کردم. می‌دیدم که یک کار جدی است. برای این‌که من سالهای سال در کنسرتهای مختلف بودم. همیشه رهبری ارکسترهای بزرگ را برعهده داشتم. ولی این کنسرت یک چیز دیگر بود، دیسیپلین مخصوص خود را داشت.در شب جشن من خیلی خوشحال بودم. در یک کلام بخواهم بگویم، به‌خاطر آشنایی‌ام با مجاهدین، خیلی خوشحال بودم. چون بالاخره آن راهی را که می‌خواستم، به آن رسیدم.من بایستی همرزم مجاهدین باشم، چون همیشه می‌خواستم به ملتم خدمت کنم. جز خدمت هم هیچ کاری تا کنون از من سر نزده است. من موسیقی را یاد گرفتم به‌خاطر این‌که مردم وطنم موسیقی بهتری داشته باشند.چرا باید ملت ایتالیا، اسپانیا، آمریکا و جاهای دیگر موسیقی خوبی داشته باشند، ولی ما هنوز در موسیقی اندر خم یک کوچه باشیم. من سعی کردم که فرهنگ موسیقی‌مان را غنی کنم. همین کار را هم کردم.می‌دانید که من سالهای سال طبق استاندارد آمریکایی در موسیقی کار کردم. به موسیقی آمریکایی و ایتالیایی و حتی اسپانیایی، آشنایی داشتم. بنابراین سعی کردم موسیقی ما هم به آن سمت کشیده شود و من این کار را کردم و در این زمینه خیلی پیشرفت حاصل شد. بیشتر مردم هم واقعاً خوششان آمده بود.در یک کلام بخواهم بگویم، از سالهای گذشته که این افتخار را پیدا کردم که عضو شورای ملی مقاومت بشوم، به یک خانواده بزرگ متصل شدم. الآن که 73سال دارم، زندگی من به تمام و کمال به بچه‌های مجاهدم، به خواهران و برادران مجاهدم بسته است.من روزهایی هم در اشرف بودم. همان‌طور که برادر مسعود گفت: «یک، دو، سه، صد، هزار اشرف می‌سازیم»، حتماً هم می‌سازیم و در این شکی نیست. من عاشق این بچه‌ها هستم، اینها خانواده بزرگ من هستند. مجری: آقای آندرانیک، آخرین ترانه‌یی که از شما شنیدیم و سیمای آزادی هم آن را پخش کرد، فکر می‌کنم در مورد اشرف بود. اگر ممکن است درباره این ترانه کمی برایمان بگویید.آندرانیک: بله حتماً. شعر این آهنگ، از بچه‌های اشرف، یعنی از البرز است که شعر زیبا و بسیار خوبی است. به عقیده من او یکی از بهترین شعرای ایران است. انشاءالله یک روز برای بچه‌های ایران در خود ایران شعر و ترانه بگوید.من تا به‌حال خیلی آهنگ ساخته‌ام. خودم هم در آنها خوانده‌ام. با روزبه خوانده‌ام، با خواهر ماندانا، با خواهر نصرت و با سایر بچه‌های اشرف خوانده‌ام؛ اما باور کنید وقتی شعری از البرز می‌آید، مخصوصاً همین شعر اشرفی، وقتی من داشتم آهنگش را می‌ساختم، همسرم آیدا می‌گفت: «بابا بسه! چشات کور می‌شه، بس که گریه می‌کنی». آخر من با گریه این کار را ساختم. مجری: با تمام عواطفتانآندرانیک: با تمام زندگی‌ام آن را ساختم. آخر اشرف یک شهر فراموش نشدنی است. ما این شهر را دوباره باید بسازیم. من به خواهر مریم گفتم که وقتی به ایران برسیم، شما خیلی کار خواهید داشت، ولی من یک قطعه زمینی پیدا می‌کنم و یک اشرف دیگر را در آنجا می‌سازیم و خودمان هم در آن زندگی می‌کنیم. البته می‌دانم که خیلیها هم دوست دارند بیایند داخل آن زندگی کنند. مجری: آقای آندرانیک، در ایران آزاد فردا خیلیها به‌کار و مسئولیت و به هنر و عواطف شما نیاز دارند.آندرانیک: بله، من تا هستم، یعنی تا زنده هستم، این کار را خواهم کرد. تا به آخر با این فامیل و خانواده بزرگ خود خواهم بود و به امید خدا ما آزادی را برای ایران به ارمغان خواهیم آورد.همین جا می‌خواهم از هواداران خوب و بی‌نظیرمان به‌خاطر کارهای بزرگی که می‌کنند، تشکر کنم. آنها روزی در ایران آزاد فردا به‌خاطر کمکهایی که به بچه‌های مجاهد کردند، به خود خواهند بالید. چرا؟ چون آن روز معلوم می‌شود که آنها چه کار کردند و با کمکهایشان چه اتفاقی افتاد. آن روز مملکت آزاد و پیشرفته‌یی خواهند داشت و هیچ بعید نیست که به سطح آمریکا برسیم. آخر ما از یک فرهنگ خوب و غنی برخورداریم. ما در فرهنگ پیشتازیم و شک ندارم و بارها و بارها گفته‌ام که با مجاهد، ایران به گلستان تبدیل خواهد شد.
شنبه, 15 اسفند 1394 ساعت 22:17

تاریخ سینما در جهان و ایران

  سینماتوگراف دستگاهی که لویی میلر و آگوست اختراع کردند تاریخ سینما ۱۲۰ سال قدمت دارداز آخرین سالهای قرن ۱۹ تا آغاز قرن ۲۱. تصاویر متحرک بتدریج از از کاروانهای شادی شروع شد و تا آنجا پیشرفت کرد که یکی از مهمترین ابزار ارتباطات و تفریحات و رسانه پرتعداد قرن ۲۰ شد. تصاویر متحرک فیلمها تحت تاثیر سه عامل هنر، تکنولوژی و سیاست بوده است.قدمت جعبه به ابن هیثم در کتابی از او با نام کتاب المناظر بر میگردد (۱۰۲۱م، قرن پنجم) و بعدها این دستگاه توسط گیامباتیستا دلا پارتا در سال ۱۶۰۰ تکمیل شد. نور توسط یک سوراخ کوچک یا یک لنز در خارج از آن برعکس می شود و بر روی یک سطح صاف یا صفحه نمایش داده می شود، در سال ۱۷۴۰ و ۱۷۴۸ دیوید هوم در مقالات رساله ای درباره طبیعت آدمی و پرس و جویی درباب فرایند فهم در آدمی به بحث درباره مشارکت و انگیزش مایه خیال بوسیله تصاویر می پردازد که عده ای گمان می کنند که اولین ارجاعات در مورد زبان فیلم است. دوربین استرئوسکوپ : یکی از قدیمی ترین انواع دوربین ها است، مخترع آن سر چارلز ... در سال ۱۸۷۸ میلادی، ادوارد مایبریج با حمایت مالی للاند استانفورد که سیاستمدار و موسس دانشگاه استنفورد بود موفق به عکسبرداری پشت سر هم از اسبی به نام سالی گاردنر شد. این عکسهای متوالی توسط ۲۴ دوربین پشت سر هم برداشته شد. آزمایش فوق در ۱۱ ژوئن در مزرعه پالو آلتو و با حضور نشریات بر‌گزار شد. دوربین ها به موازات حرکت اسب در یک مسیر مستقیم قرارداده شد و شاتر هر دوربین بوسیله سیمی که با سم اسب در ارتباط بود کنترل می شد. هر تصویر در یک هزارم ثانیه برداشت می شد.فیلم بعدی که تجربه شد منظره باغ روندهای بود که در ۱۴ اکتبر ۱۸۸۸ میلادی بوسیله لوئیس پرینس در لیدز، ایالت یورکشایر غربی انگلیس ساخته شد. لذا انگلیس بعنوان اولین کسانی که تصویر متحرک دست یافته اند شناخته می شوند.در ۲۱ ژوئن ۱۸۸۹ میلادی، ویلیام گرین حق امتیازی به شماره ۱۰۱۳۱ برای دوربین کرونوفوتوگرافیک اش گرفت. ظاهراً دوربین او قادر به گرفتن ۱۰ عکس بر روی فیلم سلولولید سوراخ دار بوده است. گزارشی از این دوربین در روزنامه عکسی انگلستان در تاریخ ۲۸ فوریه ۱۸۹۰ میلادی منتشر شد. گرین یک سری تصویر از قضیه را برای توماس ادیسون یعنی کسی که در آزمایشگاهش دستگاهی به نام کینتوسکوپ را ساخته بود ارسال کرد. این گزارش بار دیگر در مجله Scientific American در تاریخ ۱۹ آوریل همان سال به انتشار رسید. گرین در سال ۱۸۹۰ مکانی برای نمایش تهیه کرد اما سرعت پایین نمایش عکسها باعث عدم توجه چشم گیری به آن شد.ویلیام کندی لاری دیکسون، که همکار ادیسون در لابراتوارش بود توانست با ساخت نواری از جنس سلولولید برای خودش اعتباری کسب کند. آنها برای تولید فیلم استودیویی به نام بلک ماریا ساختند. (به علت شباهت ساختمان استودیو با ماشین مخصوص حمل مجرمین که نامش بلک ماریا بوده است).کینتوسکوپ با موفقیت در کل اروپا منتشر شد اما ادیسون هرگز این وسیله را خارج از آتلانتیک ثبت نکرد. این امر باعث شد تا از روی این دستگاه تقلیدهایی صورت گیرد، مثل دوربینی که بوسیله مخترع انگلیسی رابرت و پائول و بیرت اکرس شریکش ساخته شد.پائول عقیده بر نمایش تصاویر متحرک برای گروهی از تماشاچیان عمومی به جای بینندگان خاص را داشت، از این رو یک فیلم پروژکتور تولید کرد، اولین نمایش خودش را در ۱۸۸۵ انجام داد. در حول و حوش همین زمان، در فرانسه، آگوست و لوئی لومیر سینماتوگراف را اختراع کردند، یک دستگاه قابل حمل که سه قطعه دوربین، چاپگر و پروژکتور را در یکجا جا داده بود.آنها به زودی با فیلمهای واقع گرایانه خود به اصلی ترین تولید کنندگان اروپا تبدیل شدند، کارهایی مثل: کارگران در حال خروج از کارخانه لومیر و کارهای خنده آوری مثل آبیار آبیاری می‌شود (هر دو در سال ۱۸۹۵) ساخته شده اند. در واقع اولین فیلم تاریخ سینما ورود لوکوموتیو بخار به ایستگاه لسیوته است. لومیر ها پدر سینمای مستند هستند. اولین نمایش عمومی فیلم موشن پیکچرز در اروپا، متعلق به ماکس و امیل اسکلادا نوسکی بود که با دستگاه آپاراتوس شان بایوسکوپ که یه دستگاه بدون لرزش بود از ۱ تا ۳۱ نوامبر ۱۸۹۵ انجام شد.در می همان سال در آمریکا، اوژن آگوستین لائوست دستگاه ایدلوسکوپ را برای خانواده لاتهم طراحی کرد. در این دوران فیلمها کمتر از ۱ دقیقه بودند و اغلب یک صحنه واقعی یا نمایشی را از یک اتفاق عمومی یا ورزش یا بزن و بکوب را نمایش می دادند. هنوز از دستکاری در فیلم خبری نبود: نه تدوینی و اکثراً بدون حرکت دوربین و صحنه مستقیم. شاخصه تازگی تصاویر متحرک خود به تنهایی کافی بود تا یکی از بزرگترین اتفاقات قرن اخیر باشد دوربین پیشرفته فیلمرداری تاريخچهٔ سينما در ايران .برادران لومير، در دسامبر ۱۸۹۵ دستگاهى را به راه انداختند که سينماتوگراف نام داشت. اين دستگاه پيچيده عکس‌هاى متحرک را نشان مى‌داد. لومى‌ير با چرخاندن دستک آن عکس‌هاى متحرک را روى پرده‌اى سفيد به نمايش مى‌گذاشتند. آنها پس از استقبال پاريسى‌ها از سينماتوگراف، نمايندگانى به کشورهاى مختلف فرستادند تا مردم آن کشورها را با اين دستگاه آشنا کنند. اما ايران دورهٔ قاجار يکى از اين کشورها نبود. سينما زمانى‌که به سرزمين ما ايران رسيد، اسباب‌بازى ملوکانه‌اى در دست شاه قاجار بود. و اگر سفر مظفر‌الدين‌شاه به فرنگ در شروع قرن مصادف با نمايش برادران لومير نمى‌شد. سينما در ايران چه سرنوشتى پيدا مى‌کرد؟ مظفرالدين‌شاه سينماتوگراف را مى‌بيند و دستور خريد آن را مى‌دهد و به ايران مى‌آورد تا از آن به‌طور خصوصى استفاده کند و سينما در پس پردهٔ حرم باقى مى‌ماند. سينما را مظفرالدين‌شاه وارد مملکت کرد؛ اما نه به قصد خدمت به ملتش؛ بلکه در جهت ارضاى ذهن تنوع طلب و نوجويش. اولین سالن سینمایی ایران در سال 1279 تأسیس شد. چهار، پنج سال بعد از ورود خصوصى سينما به ايران نمايش فيلم توسط ميرزا ابراهيم خان صحاف‌باشى که سفر به اروپا را تجربه کرده بود، علنى مى‌شود. صحاف‌باشى که با کاربرد سينما آشنا شده بود، آن‌را به ميان مردم برد، اين تاريخ (۱۹۰۵) براى نمايش فيلم در ايران سابقه‌اى آبرومند و هم‌عصر با اکثر کشورهاى پيشرفتهٔ جهان ارائه مى‌دهد. کار نمايش فيلم بعد از فقط يک ماه بهم مى‌خورد و صحاف‌باشى در پى گرفتارى‌هاى مالى دستگير و سپس تبعيد مى‌شود و سرانجام به هند مى‌رود و حرکتش ناتمام مى‌ماند. بعد اين باور بوجود آمد که کار سينما را بايد خارجى‌ها برعهده گيرند و لذا فعاليت‌هاى سينمادارى را افراد غير ايرانى شکل دادند. در کار فيلم‌سازى نيز وضع به همين منوال بود. با انقلاب مشروطه مجدداً اولين مباشران سينما در ايران اسامى غيرايرانى داشتند: روسى‌خان (ايوانف)، آقايوف، اسماعيلوف، لوين و ياکوسبن. اولين ايرانى خالصى که نخستين فيلم ناطق را مى‌سازد، در آن‌سوى مرزها، در هند اجازهٔ کار پيدا مى‌کند. از همان ابتدا، اقتباس و تقليد، ساختار سينماى ايران را دچار تشتت کرد و بنايى بدون استحکام، فکر، ذوق و سليقه پى‌ريزى شد. آوانیس اوگانیانس سازنده اولین فیلم تاریخ سینمای ایران در کنار خانواده اش پيشگامان سينماى ايران هنر سينما را سال‌ها پيش در اين ملک متولد ساختند، کسانى چون: آوانس اوگانيانس، عبدالحسين سپنتا، خان بابا معتضدي، ابراهيم مرادي، اسماعيل کوشان، محسن بديع، احمد شيرازي، ساموئل خاچيکيان، مهدى اميرقاسم‌خاني، واهاک وارطانيان، آرمان ، ژورک و ... و انبوه زنان و مردان ديگرى که اين هنر را کشف کردند، به بلوغ رساندند و گسترش بخشيدند. در تمام اين سال‌ها، سينما در هر دوره و زمانه‌اى به شکلى درآمد. گاه هنر ناب بود و گاه وسيلهٔ تبليغ، گاه، اسباب تفريح و سرگرمى زمينه‌اى براى انتقال پيام. سينماى ايران در اين سال‌ها انبوهى علاقمند را با خود همراه کرد. امروزه دوربين و سينما که آن را صنعت تصوير نيز گفته‌اند، ابزارى است توانمند در دست هنرمندانى که مى‌کوشند به نگريستن معناى تازه‌اى ببخشند. منبع : ویکی پدیا ، سایت آفتاب
چهارشنبه, 12 اسفند 1394 ساعت 23:40

تاریخچه ویولن ; سازی با صدای جادویی

ویولن از سازهایی است که صدای بسیار دلنشینی دارد ویولن ساز زهی و آرشه ای است. این ساز کوچک ترین عضو سازهای زهی آرشه ای است. برای نواختن معمولاً روی شانه چپ قرار می گیرد و با آرشه که در دست راوک سیم های ویولن از زیر به بم به ترتیب: می (سیم اول)، لا (سیم دوم)، ر (سیم سوم)، سل (سیم چهارم).اصوات سیم های مجاور نسبت به یکدیگر فاصله پنجم درست را تشکیل می دهند. در این وسعت صدا ویولن قادر است تمام فواصل کروماتیک و کوچکتر از آن را اجرا نماید.تاریخچه ویولنتاریخچه ویولن در اروپا به قرن 9 میلادی باز میگردد. بسیاری معتقدند که ویولن نمونه تکمیل شده ساز رباب است. رباب سازی است که بعدها وقتی به اروپا آورده شد و تغییراتی در آن بوجود آمد به نام ربک در اروپا شهرت گرفت. برخی بر این باورند که ساز ویلن متعلق به یک امپراطوری هند در حدود 5000 سال قبل از میلاد بوده است و برخی دیگر ریشه ان را در آفریقا و حتی کشورهای عربی میدانند. فرمهای اولیه دارای سوراخی بودند که بر روی ساز قرار داشت اما بعدها این سوراخ از بدنه سازها حذف شدند و این ساز با چهار سیم سرآغاز ساز ویلن تکامل یافته در سالهای آینده شد. در اروپا از قرن 11 به بعد ساز ویولون به صورت تکامل یافته دیده می شود. برخی ایرانیان بر این باورند که این ساز از ساز ایرانی کمانچه مشتق شده است.ست نوازنده است نواخته می شود.سازندگاناز اولین سازندگان ویولن می توان به گاسپارو برتولونی ایتالیایی نام برد، که در برخی موارد وی را مخترع این ساز می دانند. از شاگردان مشهور گاسپارو برتولونی آندره آماتی بود که او هم بهترین سازنده ویولن در سطح جهان یعنی آنتونیو استرادیواری ایتالیایی را پرورش داد. تا کنون کسی در جهان پیدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکمیل نماید بلکه قادر نبوده ویولنی بسازد که از حیث زیبایی و صوت بتواند با ویولن های آنتونیو استرادیواریوس برابری نماید.تا کنون بیش از سه سده از اختراع اولین نمونه ویولن توسط گاسپارو برتولونی میگذرد و در این مدت با وجودی که کشفیات جدیدی در علوم فیزیک و شیمی نموده اند نه تنها نتوانسته اند در ساختمان ویولن تغییری بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قدیم نیز چیزی درک نکرده اند.بخش های ویولن خرک (در جلو)، گریف (جسم سیاه رنگ در عقب) و سیم های ویولن این ساز از 58 قطعه مختلف ساخته می شود. وزن آن در حدود 400 گرم می باشد.ویلن از بخش های زیر تشکیل شده است:آرشه:یا کمان ترکه ای چوبی است که رشته های موی دم اسب در طول آن کشیده شده و به دو سر آن ثابت شده است.جعبه طنینی (جعبه ریزونانس):جعبه ای است که از سه بخش صفحه روئی، صفحه زیرین و زوارهای دور تشکیل شده است. گریف، خرک و سیم گیر در این ساز از جنس چوب آبنوس (به دلیل استحکام بیشتر)می باشد.دسته یا گردن:در واقع دنباله چوب آبنوس تکیه سیم هاست که محل انگشت گذاری نوازنده در قسمت بالای آن قرار دارد. نوازنده ویولن قادر است در تمام طول چوب آبنوس انگشت گذاری کند. انتهای دسته به جعبه کوچکی (جعبه کوک) ختم می شود که سیم ها در درون آن به دور گوشی های کوک پیچیده می شوند.خرک:پلی است بین سیم ها و جعبه طنینی. نقش خرک تقسیم راه سیم ها، نگه داشتن سیم ها با ارتفاع خاص برای عبور بر روی جعبه طنینی و انتقال ارتعاشات سیم ها به جعبه طنینی. در داخل جعبه طنینی استوانه چوبی کوچکی قرار دارد (تقریباً در زیر محلی که خرک قرار دارد)، که نقش آن انتقال ارتعاشات به صفحه زیرین ساز و مانعی در جهت عدم شکسته شدن صفحه روئی ساز از فشار سیم ها و خرک.گریف:از آبنوس ساخته شده و در طول دسته ویلن چسبیده است و تا میانهٔ جعبهٔ ساز ادامه دارد. گریف بخشی است که نوازنده با انگشت خود سیم را به آن می چسباند و به این ترتیب طول سیم را کوتاه می کند و نت های مختلف را می نوازد.سیم گیر:از آبنوس ساخته شده و در فاصله اندکی از خرک تا آخر تنه ویولن کشیده شده است. با زهی از جنس روده یا پلاستیک یا سیم به دکمه ای که در قسمت پائین جدار تعبیه شده بند می شود.سیم ها:سیم ها از جعبه کوچک سر ساز آغاز شده در طول چوب آبنوس تکیه گاه سیم ها ادامه یافته، از روی خرک عبور کرده و در سیم گیر مهار می شوند. سیم های ویولن قبلا از روده گوسفند (زه) ساخته می شد. امروزه در سیم های بم تر، روی روده سیم فلزی نازکی می پیچند و در سیم های زیرتر از مفتول فلزی تنها استفاده می شود.نوازندگی ویولوننقش این ساز چه در ارکسترها، به صورت گروه نوازی و چه در ارکستر مجلسی و ختی بصورت تکنوازی پر اهمیت است و بیشترین نقش را در ارکستر بر عهده دارند. نقش این ساز چه در ارکستر بزرگ چه به طور جمعی و انفرادی بسیار پر اهمیت است. وجهه جهانی ویولن را می توان در سازگاری آن با فرهنگهای مختلف و حضور این ساز در موسیقی ملل مختلف دید.تاریخچه ویولن در ایران . ابوالحسن صبا، (۱۲۸۱ در تهران - ۱۳۳۶[)، استاد موسیقی ایرانی، آهنگ‌ساز و نوازندهٔ سرشناس ایرانی. ویولون از ادوات و آلات موسیقی جدید است که در زمان ناصرالدین شاه پس از تآسیس شعبه موزیک دارالفنونو آمدن مستشاران خارجی برای معلمی این شعبه و آوردن سازهای جدید مانند فلوت و قره نی در ایران معمول گردید.مسیو دوال فرانسوی که در اواخر عصر ناصری به ایران آمد و دو سال بیشتر در ایران نماند معلمی قسمتی از شعبه موزیک دارالفنون را بر عهده داشت و استاد و نوازنده ویولون بود و این ساز را با قواعد مخصوص آن تعلیم میداد.و ظاهرا قدیمی ترین معلم و مربی ویولون بود."حسن مشحون"در کتاب تاریخ موسیقی ایران حسین هنگ آفرین را قدیمی ترین ایرانی نوازنده ی ویولون معرفی کرده است.ولیکن"روح الله خالقی"در کتاب سرگذشت موسیقی"تقی دانشور"{اعلم السلطان}را نخستین ایرانی مینویسد که با ویولون آشنا شده است.از معروفترین ویولینست های ایرانی می توان از ابوالحسن صبا ، ابراهیم لطفی ، رکن الدین مختاری ، حسینعلی وزیری ، علی تجویدی ، همایون خرم ، حبیب ا... بدیعی پرویز یاحقی و... نام برد
آدل بهترین خواننده روز جهان  "ادل" خواننده بریتانیایی، با کسب چهار جایزه از جمله جایزه بهترین خواننده زن و بهترین آلبوم سال در صدر فهرست برندگان جوایز موسیقی "بریتز" قرار گرفت. به گزارش رادیو فرانسه سی و ششمین مراسم برندگان جوایز موسیقی بریتز، شامگاه چهارشنبه ۲۴ فوریه، در لندن برگزار شد. ادل که با آلبوم تازه خود در این مراسم شرکت کرده بود برایبه نق تک آهنگ "Hello" جوایز "بهترین تک‌آهنگ و موفقیت جهانی" را کسب کرد. جاستین بیبر نیز برنده جایزه بهترین خواننده جهانی مرد شد. او در این مراسم دو آهنگ از پرفروش‌ترین آهنگ‌های خود را اجرا نمود.گروه موسیقی "کولد پلی"* برای چهارمین بار برنده جایزه بهترین گروه موسیقی شد. این گروه موسیقی، جایزه خود را به "تمامی مردان و زنان عرصه موسیقی که در اردوگا‌ه‌های مهاجران" به سر می برند، اهدا نمود. همچنین، در جریان مراسم جوایز موسیقی بریتز، یاد "دیوید بویی" ستاره تازه درگذشته موسیقی پاپ و راک نیز گرامی داشته شد.
دوشنبه, 10 اسفند 1394 ساعت 22:15

برندگان جوایز اسکار سال ۲۰۱۶

لئوناردو دی‌کاپریو! طلسم را سرانجام شکست و برنده اسکار شد! مراسم اسکار ۲۰۱۶ به پایان رسید. "اسپات لایت" اسکار بهترین فیلم را گرفت. دی‌کاپریو هم پس از ۶ بار ناکامی سرانجام به اسکار رسید. بری لارسون هم اسکار بهترین هنرپیشه زن را دریافت کرد.اسکار بهترین هنرپیشه زن نقش اصلی به بری لارسون رسید. این نخستین اسکار این هنرپیشه با استعداد و خجالتی آمریکایی است. دیگر نامزدهایی که دست خالی به خانه رفتند: کیت بلانشت (کارول)، جنیفر لارنس (جوی)، شارلوت رمپلینگ (۴۵ سال) و سرشه رونان (بروکلین). هر چند این هنرپیشه‌ها دست خالی مراسم را ترک کردند اما قطعا با نامزدی در اسکار میزان دستمزدشان چند برابر خواهد شد.جایزه بهترین هنرپیشه نقش مکمل زن تعلق گرفت به آلیسیا ویکاندر! این نخستین جایزه اسکار این هنرپیشه با استعداد سوئدی بود. ویکاندر که به زبان انگلیسی تسلط کامل دارد، از کارگردان تام هوپر و ادی ردمین همبازی‌اش در "دختر دانمارکی" تشکر کرد. او همراه با پدر و مادرش به مراسم اسکار آمده بود.اسکار بهترین گریم و آرایش مو باز هم به "مد مکس: جاده خشم" رسید. لسلی واندروالت، الکا واردگا و دامیان مارتین برای دریافت جایزه‌شان به روی صحنه رفتند.هنرپیشگان اسپات لایت و کرید برنده جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری را اعلام کردند. برنده، امانوئل لوبزکی بود که سال گذشته برای "برد من" و سال پیش از آن برای "جاذبه" همین جایزه را دریافت کرده بود.اسکار بهترین تدوین فیلم هم نصیب مارگارت سیکسل شد برای فیلم "مد مکس: جاده خشم".اسکار بهترین تدوین صدا هم به مارک منجینی و دیوید وایت برای فیلم باز هم "مد مکس: جاده خشم" رسید.اسکار جلوه‌های تصویری نصیب اندرو وایت هرست، پل نوریس، مارک اردینگتون و سارا بنت برای فیلم "فراماشینی" (اکس ماکینا) شد.سکار بهترین انیمیشن سال رسید به "پشت و رو". انیمیشینی خلاقانه، خوش‌ساخت با داستانی بکر محصول کمپانی پیکسار. پیت داکتر و جوناس ریورا سازندگان این انیمیشن هستند.پاتریشیا ارکت که سال گذشته برنده اسکار بهترین هنرپیشه زن نقش مکمل شده بود، اسکار بهترین هنرپیشه مرد نقش مکمل را به مارک رایلنس (پل جاسوسان) داد. رقبای رایلنس برای دریافت اسکار کریستین بیل، تام هاردی، مارک رافلو و سیلوستر استالونه بودند.اسکار بهترین مستند کوتاه به شرمین عبید چینوی برای مستند "دختری در رودخانه: بهای بخشش" رسید این دومین اسکار این مستندساز پاکستانی بود.اسکار بهترین مستند بلند به آصف کاپادیا و جیمز گی‌ریس برای مستند ستایش‌شده "امی" (خواننده فقید بریتانیایی) رسید.حظه اهدای اسکار بهترین موسیقی فیلم: برنده، انیو موریکونه (هشت نفرت‌انگیز)؛ آهنگساز ۸۷ ساله ایتالیایی که دنیای سینما برخی از به یادماندترین موسیقی‌هایش را مدیون وی است. او در سال ۲۰۰۶ برنده جایزه افتخاری اسکار برای یک عمر فعالیت هنری شد. موریکونه نطق تشکرش را به زبان ایتالیایی قرائت کرد البته همراه با ترجمه انگلیسی.اسکار بهترین ترانه فیلم سال هم به سم اسمیت و جیمی نیپز برای Writings on the Wall برای فیلم جیمز باند "اسپکتر" رسید. سمت اسمیت اسکارش را به جامعه دگرباشان جنسی با امید برابری برای همه اهدا کرد.نامزدها برای بهترین کارگردانی آدام مک‌کی (بیگ شورت)، لنی ابراهامسون (اتاق)، تام مک‌کارتی (اسپات لایت)، الخاندرو ایناریتو (برخاسته از گور) و جرج میلر (مد مکس: جاده خشم) بودند و در نهایت، اسکار به الخاندرو ایناریتو رسید. چهارمین اسکار ایناریتو! او سال گذشته هم برای "برد من" اسکار برد.لئوناردو دی‌کاپریو اسکار را برد. طلسمی که سرانجام شکست! رقبای وی: برایان کرانستون (ترامبو)، مت دیمون (مریخی)، مایکل فسبندر (استیو جابز)، ادی ردمین (دختر دانمارکی) بودند.آخرین جایزه اسکار ۲۰۱۶ مربوط به بهترین فیلم بود که به اسپات لایت رسید.
جایزه «بهترین بازیگر زن جوان» نیز به خانم زتا حنروط بازیگر الجزایری تعلق گرفت فیلم «فاطمه» به کارگردانی فلیپ فوکون فرانسوی، موفق شد در چهل و یکمین دوره جوایز سینمایی «سزار» فرانسه، که معادل جوایز «اوسکار» است، سه جایزه کسب کند. کارگردان این فیلم جایزه «بهترین فیلم» را دریافت کرد. جایزه «بهترین بازیگر زن جوان» نیز به خانم زتا حنروط بازیگر الجزایری تعلق گرفت. علاوه بر این جایزه «بهترین اقتباس» از دو رمان عربی ترجمه شده را به خود اختصاص داد که این دو رمان عبارتند از: رمان «نماز در ماه»، و رمان «بلأخره می توانم به تنهایی راه بروم». این فیلم داستان یک خدمتکار مهاجر به نام فاطمه الایوبی بود که طی یک حادثه فلج شده بود. کارگردان «فاطمه» به دنبال یک زن خدمتکار بود تا نقش اصلی را بازی کند، زیرا تنها یک خدمتکار می توانست به خوبی نقش را ایفا کند. به همین منظور یک ازمون برگزار شد و طی آن یک خدمتکار مراکشی به نام ثریا زروال برنده شد و موفق شد نقش را به خوبی ادا کرده و نامزد دریافت «جایزه سزار» شود.
روز یکشنبه برگزاری مراسم اعطای جوایز اسکار مراسم اعطای جوایز اسکار 2016 در روز یکشنبه با اجرای «کریس راک» برگزار می‌شودنامزدهای نهایی هشتادوهشتمین دوره جوایز اسکار در کنفرانس خبری در لس‌آنجلس آمریکا معرفی شد و فیلم «بازگشته» ساخته «الخاندرو گونزالز ایناریتو» با نامزدی در 12 بخش پیشتاز این رویداد سینمایی نام گرفت. کریس راک، کمدین و فیلم‌ساز، قرار است مجری مراسم ۲۰۱۶ باشد  رئیس آکادمی علوم و هنرهای سینمایی اسکار در یک نشست خبری با حضور بیش از 400 رسانه از سراسر جهان به همراه «آنگ لی» کارگردان آمریکایی تایوانی تبار، «گیلرمو دل‌تورو» کارگردان مکزیکی و «جان کرازینسکی» بازیگر آمریکایی، فهرست نامزدهای نهایی جوایز اسکار 2016 را اعلام کردند.به گزارش وب‌سایت رسمی آکادمی علوم و هنرهای سینمایی اسکار، فهرست نامزدهای نهایی هشتاد وهشتمین دوره این جوایز سینمایی به این شرح است:نامزدهای بهترین فیلم بلند«بازگشته»، «کمبود بزرگ»، «مکس دیوانه: جاده خشم»، «اتاق»، «افشاگر»، «مریخی»، «بروکلین»، «پل جاسوس‌ها»نامزدهای بهترین کارگردانی«آدام مک‌کی»؛ کمبود بزرگ«آلخاندرو گونزالز ایناریتو»، بازگشته«تام مک‌کارتی»؛ افشاگر«جورج میلر»؛ مکس دیوانه: جاده خشم«لنی آبراهامسون»؛ اتاقنامزدهای بهترین بازیگر نقش اول مرد«برایان کارنستون»؛ ترامبو«مت یمون»؛ مریخی«لئوناردو دی‌کاپریو»؛ بازگشته«مایکل فاسبندر»؛ استیو جابز«ادی ردماین»؛ دختر دانمارکینامزدهای بهترین بازیگر نقش اول زنکیت بلانشت»؛ کارول«بری لارسن»؛ اتاق«سیبرشا رونان»؛ بروکلین«شارلوت رامپلینگ»؛ 45 سال«جنیفر لاورنس»؛ جویمراسم اعطای جوایز هشتاد و هشتمین دوره جوایز سینمایی اسکار روز 28 فوریه (یکشنبه نهم اسفند) در سالن «دالبی تئاتر» لس‌آنجلس با اجرای «کریس راک» برگزار می‌شود
جانفرانکو رزی برای مستند "آتش در دریا" جایزه خرس طلا را دریافت کرد شصت و ششمین دوره جشنواره فیلم برلین پرصدا تر و بارتر از پیش، امسال نیز میزبان ستاره های هنر هفتم بود. این رویداد سینمایی  سمت گیری سیاسی دارد،  پناهجویان یکی از موضوعات اصلی برلیناله امسال بود. پناهجویان و سازمان های پناهندگی مردمی به جشنواره و پشت صحنه دعوت شد ند، ب . مستند «آتش در دریا» ساخته فیلمساز ایتالیایی جیان‌فرانکو روسی، با موضوعی درباره بحران پناهجویی در اروپا برنده خرس طلایی بهترین فیلم در شصت و ششمین دوره جشنواره فیلم برلین شد. مراسم اختتامیه این دوره جشنواره فیلم برلین شنبه شب در محل کاخ اصلی این جشنواره با حضور عوامل فیلم‌های حاضر در بخش مسابقه و نیز مهمانان و داوران این دوره برگزار شد. اهدای جایزه خرس طلایی به مستند «آتش در دریا» با توجه به مضمون و نوع پرداختش از سوی بسیاری از پیگیران و کارشناسان سینمایی پیش‌بینی می‌شد. نمایش این فیلم در روزهای برگزاری جشنواره برلین هم با استقبال منتقدان روبه‌رو شده بود. مستند «آتش در دریا» روایتی است از آنچه این روزها در جزیره لامپدوسا، جنوبی‌ترین نقطه ایتالیا می‌گذرد. جزیره‌ای که کانون اصلی ورود پناهجویان از شمال آفریقا به اروپاست.فیلم دو روایت موازی یکی از زندگی پسربچه‌ای دبستانی ساکن این جزیره و خانواده و افراد پیرامون او و دیگری فعالیت‌های نیروی دریایی ایتالیا در نجات پناهجویان را دنبال می‌کند. کارگردان این مستند اجازه پیدا کرده تا همراه نیروی دریایی ایتالیا از ابتدا تا انتهای چند عملیات نجات همراه باشد و در این مسیر، فرصت ثبت تصاویر تاثیر گذار و کمتر دیده‌شده‌ای را پیدا کرده است. او در صحبت‌هایش پس از نمایش فیلم از عملکرد کشورهای مختلف اروپایی در قبال بحران مهاجرت انتقاد کرده بود. از دیگر فیلم‌های موفق در شب اهدای جوایز جشنواره برلین فیلم تونسی «هادی» به کارگردانی محمد بن عطیه بود که توانست دو جایزه خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد و بهترین فیلم اول را دریافت کند. این فیلم روایتی است از زندگی جوانی در میانه دهه سوم زندگی در تونس امروز که همواره به حکم مادرش زندگی کرده و حالا به انتخاب او در آستانه ازدواج است اما ناگهان آشنایی با دختری رها و جذاب باعث شورش او بر مناسبات سنتی می‌شود.ریاست هیئت داوران بخش مسابقه این دوره جشنواره برلین را مریل اسرتیپ بازیگر شناخته شده آمریکایی برعهده داشت. اکثریت اعضای هیات داوران جشنواره امسال را چهره‌های فرهنگی و سینمایی زن تشکیل می‌دادند. تحولات سیاسی و اجتماعی حال حاضر دنیا از جمله بحران مهاجرت، حملات سایبری و مشکلات طبقه متوسط در کشورهای مختلف از جمله مضامین اصلی فیلم‌های بخش مسابقه جشنواره امسال برلین بودند. از ایران فیلم «اژدها وارد می‌شود» به کارگردانی مانی حقیقی با ۱۷ فیلم دیگر در بخش مسابقه برای دریافت جایزه خرس طلایی رقابت می‌کرد. فهرست برندگان جوایز جشنواره فیلم برلین ۲۰۱۶ خرس نقره‌ای بهترین فیلم اول: هادی (محمد بن عطیه) از تونس خرس نقره‌ای بهترین فیلمنامه: توماش واشیلفسکی برای فیلم ایالات متحده عشق (لهستان) خرس نقره‌ای دستاورد فنی: مارک لی ژینگ بی برای فیلمبرداری فیلم crosscurrent (چین) خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد: مجد مستور برای فیلم هادی (تونس) خرس نقره‌ای بهترین بازیگر زن: ترینه دیرهولم برای فیلم کمون (دانمارک) خرس نقره‌ای بهترین کارگردان: میا هانسن لووه (آینده- فرانسه) خرس نقره‌ای برای بهترین فیلمی که افق‌های تازه‌ای را گشوده: لالایی برای یک راز غمگین (لاو دیاز - فیلیپین) خرس نقره‌ای جایزه بزرگ هیئت داوران: دنیس تانوویچ (مرگ در سارایوو - بوسنی و هرزگوین)جایزه عفو بین‌الملل برای مستند ایرانی «رویاهای دم صبح» مستند «رویاهای دم صبح» به کارگردانی مهرداد اسکویی از جمله فیلم‌های ایرانی حاضر در جشنواره برلین برنده یکی از جوایز جنبی این دوره شد. این فیلم به طور مشترک با مستند «آتش در دریا» ساخته جیان‌فرانکو روسی از ایتالیا جایزه نهاد حقوق بشری عفو بین‌الملل را دریافت کرد.هدف از اعطای این جایزه جلب توجه به موضوع حقوق بشر و تشویق فیلم‌سازان به پرداختن به این موضوع است. DW.com
دوشنبه, 19 بهمن 1394 ساعت 09:11

سال نوی چینی؛ سال پربار میمون آتشین

سال میمون سالی سراسر پرجنب و جوش خواهد بود چینی‌ها در ساعات آغازین روزدوشنبه (۸ فوریه/ ۱۹ بهمن) سال جدیدشان را جشن می‌گیرند. این سال طبق تقویم سنتی چینی سال میمون است؛ سالی پر جنب و جوش که وعده رسیدن به "ثروت" و ممکن بودن همه‌چیز را می‌دهد. سال میمون سالی سراسر پرجنب و جوش خواهد بود؛ سالی که در آن هر چیزی ممکن است و هیچ‌چیز را نمی‌توان پیش‌بینی کرد. سال جدید چینی البته امسال با عنصر آتش نیز پیوند خورده است؛ برای همین می‌توان پیش‌بینی کرد که یک میمون آتشین به طور قطع با خود جنب و جوشی بیش از حد معمول همراه خواهد آورد. بیشتر خانواده‌های چینی به همین دلیل تحویل سال را با سر و صدای بیشتری جشن خواهند گرفت. به ویژه اینکه سال گذشته سال گوسفند بود که نماد عدم تحرک و خسته‌کننده بودن به شمار می‌رود. برای همین آمدن سال پر جنب و جوش میمون بعد از چنین سالی خیلی از چینی‌هایی را که عاشق تحرک و تحول هستند، شادمان کرده است. طالع‌بینی چینی که حول حیوانات می‌گردد، یکی از معدود رسوم کهن به جا مانده‌ای است که توانسته از دست‌درازی کمونیست‌ها به سنن و آداب چندین هزار ساله چین جان سالم به در ببرد. بر خلاف دیگر باورهای سنتی، رهبری کمونیست چین هم با طالع‌بینی میانه خوبی دارد. در سال ۱۹۶۷ زمانی که مائو، بنیانگذار جمهوری خلق چین درگذشت، این واقعه رسما با سال اژدها که طالع آن سال بود، پیوند خورد. طبق طالع‌بینی چینی، در سال اژدها رخدادهای بزرگ و غالبا دهشتناک به وقوع می‌پیوندند. باهوش و تر و فرز، بی‌قرار و خودخواه هر چند سال میمون پرتحرک و پر فراز و نشیب خواهد بود، اما نتیجه این جنب و جوش‌ها غالبا مثبت از آب درمی‌آید. یکی از خوش‌بینی‌ها در این رابطه نیز در زمینه اقتصاد است. مشاوران اقتصادی امید دارند که سال میمون کسب و کار را رونق دهد. از چند هفته مانده به آغاز سال نو، بانک‌های چینی با ارائه خدمات ویژه‌ای که برای سال میمون در نظر گرفته‌اند، دست به کار تبلیغات زدند. میمون‌ها حیواناتی فرز و چابک، باهوش و اهل خطرند. با توجه به همین ویژگی نیز بسیاری امید دارند که با اندکی دل به دریا زدن، کسب و کارشان در سال میمون سکه شود. برخی این سال را "سال ثروت" هم می‌نامند. میمون البته برای چینی‌ها یادآور افسانه محبوب "میمون پادشاه" است که هر کودک چینی با آن آشنایی دارد؛ افسانه‌ای که روایتگر همراه شدن میمون پادشاه با یک راهب، یک خوک و یک گداست. این جمع راهی هند می‌شوند تا نوشته‌های مقدس بودا را به چین بازگردانند. انیمیشنی سه‌بعدی از این روایت این روزها در سینماهای چین و جهان به روی پرده رفته است و امید می‌رود که با استقبال خوبی در گیشه‌ها مواجه شود. سال میمون چنان در میان چینی‌ها محبوب است که بسیاری از زنان باردار که هر لحظه ممکن است مادر شوند، آرزو دارند فرزندشان را نه در سال کم حس و حال گوسفند، ‌بلکه در سال پر هیجان میمون به دنیا بیاورند. طبق طالع‌بینی چینی، کسانی که در سال میمون متولد می‌شوند، افرادی باهوش، تر و فرز و خوش‌طبع هستند. البته این گروه می‌توانند به آسانی به افرادی بی‌قرار، خودخواه و سودازده نیز تبدیل شوند. در طالع‌بینی چینی شغل‌های مناسب برای متولدین سال میمون شاخه‌های مهندسی، علوم تحقیقات، بازار بورس، بانک، حسابداری، فروشندگی یا کارگردانی شناخته می‌شود. از متولدین سرشناس سال میمون می‌توان از لئوناردو داوینچی، جولیوس سزار، الیزابت تیلور، جرج لوکاس و میک جگر نام برد. DW.com
جشن سَده، یکی از جشن‌های ایرانی، است که در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه یعنی آبان روز از بهمن ماه برگزار می‌شود. در پیچ و خم کوه، ناگاه در برابرش مار سیاهی از تیرگی و شقاوت، برآمده از اعماق تاریکی و جهالت، قد علم کرد. هم‌چون اهریمنی با خون سرد، برون آمده از دخمه‌های تنگ. هوشنگ، بی‌دفاع و بی‌سلاح، سنگی برداشت و به سویش پرتاب کرد. از برخورد سنگ به تخته سنگ، جرقه‌ای برخاست؛ از پی آن یکصد روز آتشی درگرفت: یکصد روز، آتش ظلمت‌سوز هوشنگ در لغت به‌معنی طریقت و راه و روش؛ و نیز به‌معنای فرد دانا و فرزانه است. در افسانه‌های اساطیری ایران باستان، هوشنگ شاه، روزی با یارانش (که به روایتی، یکصد تن بوده‌اند) از کوهی گذر می‌کند. در آنجا با ماری بزرگ و بدهیبت روبه‌رو می‌شود. او تصمیم به نبرد با مار سیاه می‌گیرد. هوشنگ برای نابود کردن این جانور هولناک، سنگی از زمین برمی‌دارد و آن‌را نشانه می‌گیرد. سنگ به تخته سنگی می‌خورد و از برخورد این دو سنگ جرقه‌یی پدید می‌آید. فروغی پدید آمد از هر دو سنگدل سنگ گشت از فروغ آذرنگهوشنگ این رویداد را به فال نیک گرفت، آتش بزرگی برافروخت و جشنی برپا ساخت: جشن سده. جشن غلبه نور و روشنایی بر تیرگی و ظلمت. جشن پیروزی بر اهریمنان و بر حکام جبار زمان.
 " لئوناردو دی‌کاپریو، بازیگر فیلم "بازگشته" یکی از نامزدهایی است که شانس چشمگیری دارد نامزدهای کسب جوایز سینمایی اسکار معرفی شدند. آخرین ساخته‌ی آلِخاندرو ایناریتو، کارگردان مشهور مکزیکی در ۱۲ رشته نامزد دریافت اسکار شد. فیلم "مدمکس" نیز در ۱۰ رشته نامزد کسب اسکار شد.پنج‌شنبه (۱۴ ژانویه/ ۲۴ دی ماه) نامزدهای جایزه‌ی سینمایی اسکار سال ۲۰۱۶ طی مراسمی در شهر لس‌آنجلس معرفی شدند. فیلم "بازگشته" تازه‌ترین اثر الخاندرو ایناریتو، نامزد بیشترین تعداد جایزه شده است و عوامل و بازیگران این فیلم در بیشتر گروه‌های اصلی نامزد شدند. این فیلم در مجموع در ۱۲ رشته نامزد دریافت اسکار شد. سال گذشته نیز فیلم "بردمن" ساخته‌ی ایناریتو جایزه‌ی بهترین فیلم را در مراسم اسکار دریافت کرد. فیلم "بازگشته" در مراسم جایزه گلدن‌گلوب در هفته‌ی گذشته نیز برنده‌ی جایزه‌ی بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر نقش اول مرد شد. در گروه "بهترین فیلم" در اسکار ۲۰۱۶فیلم‌های "پل جاسوسان"، "بروکلین"، "مدمکس: جاده‌ی خشم"، "بیگ شورت"، "مریخی" و "اسپات‌لاین" دیگر رقبای فیلم "بازگشته" خواهند بود. آلِخاندرو ایناریتو در گروه "بهترین کارگردانی" یکی از نامزدها است. به جز ایناریتو، جورج میلر برای کارگردانی فیلم "مدمکس"، آدام مک‌کی برای فیلم "بیگ شورت"، لنی آبراهامسون برای فیلم "اتاق" و تام مک‌کارتی برای کارگردانی فیلم "اسپات‌لایت" نامزد دریافت جایزه اسکار شدند. هر دو بازیگر اصلی فیلم "کارول" نامزد دریافت جایزه اسکار شدند در گروه "بهترین بازیگر نقش اول مرد" لئوناردو دی‌کاپریو، بازیگر فیلم "بازگشته" یکی از نامزدهایی است که شانس چشمگیری دارد. دی‌کاپریو در مراسم گلدن‌گلوب نیز برای بازی در این آخرین ساخته‌ی ایناریتو برنده‌ی جایزه‌ی بهترین بازیگر مرد شد. مت دیمون به خاطر بازی در فیلم "مریخی"، مایکل فاسبندر برای بازی در فیلم "استیو جابز"، ادی ردمین برای بازی در فیلم "دختر دانمارکی" و برایان کرانستون برای بازی در فیلم "ترومبو" دیگر نامزدهای گروه بهترین بازیگر نقش اول مرد معرفی شدند. کیت بلانشت برای بازی در فیلم "کارول"، یکی از نامزدهای جایزه اسکار در گروه "بهترین بازیگر نقش اول زن" است. بلانشت دو سال قبل نیز جایزه اسکار را در همین گروه به خاطر بازی در فیلم "یاسمین غمگین" کسب کرد. جنیفر لارنس برای نقش‌آفرینی در فیلم "جوی"، سیرشه رونان برای فیلم "بروکلین"، بری لارسون برای فیلم "اتاق" و شارلوت رمپلینگ برای فیلم "۴۵ سال" دیگر نامزدهای کسب بهترین جایزه‌ی نقش اول زن‌ هستند. در بخش "بهترین بازیگر نقش مکمل مرد" تام هاردی برای فیلم "بازگشته"، کریستین بیل در فیلم "بیگ‌شورت"، سیلوستر استالونه در "کرید"، مارک رافولا در "اسپات‌لاین" و مارک رایلنس برای فیلم "پل جاسوسان" نامزد شدند. در بخش "بهترین بازیگر نقش مکمل زن" نیز رونی مارا برای نقش‌آفرینی در فیلم "کارول"، جنیفر جیسن‌لی در فیلم "هشت نفرت‌انگیز"، کیت وینسلت در "استیو جابز"، آلیشا ویکاندر در "دختر دانمارکی" و ریچل مک‌آدامز در "اسپات‌لایت" نامزد شدند. فیلم‌نامه‌های فیلم‌های "پل جاسوسان"، "اسپات‌لایت"، "اکس ماکینا"، "پشت‌ورو" و "خروج مستقیم از کمپتن" برای دریافت جایزه بهترین فیلم‌نامه با یکدیگر رقابت خواهند کرد.در گروه بهترین "فیلم‌نامه اقتباسی" نیز فیلم‌های "بروکلین"، "کارول"، "بیگ‌شورت"، "مریخی" و "اتاق" کاندید شدند.موسیقی متن فیلم‌های "پل جاسوسان"، "کارول"، "هشت نفرت‌انگیز"، "جنگ ستارگان" و "سیکاریو" برای دریافت اسکار بهترین موسیقی متن نامزد نهایی شدند. در بخش "مستند بلند" نیز فیلم‌های مستند "چه خبر شد خانم سیمون؟"، "کارتل‌لند"، "تصویر سکوت"، "زمستان در آتش" و "امی" نامزد شدند. فیلم "مدمکس" در ۱۰ رشته نامزد اسکار شد نامزدهای دریافت اسکار بهترین انیمیشن نیز "پشت‌ورو"، "پسر و دنیا"، "انومالیسا"، "وقتی مارنی این‌جا بود" و "گوسفند شان" معرفی شدند. در بخش "بهترین فیلم خارجی" نیز فیلم‌های "جنگ" از دانمارک، "پسر سائل" از مجارستان، "اسب وحشی" از فرانسه، "در آغوش مار" از کلمبیا و "غرور" از کشور اردن نامزد شدند. مراسم اهدای جوایز آکادمی علوم و هنرهای تصویری که به اسکار معروف است، در تاریخ ۲۸ فوریه ۲۰۱۶ در شهر لس‌آنجلس برگزار خواهد شد.DW.com
ساز کمانچه موسیقی همواره با روح و روان بشر گره خورده است . نوای دلنشین آن ، آرامبخش روان آدمی است . یکی از سازهایی که صدای بس دلنشین و گاها" سوزناکی دارد ، ساز کمانچه است.کمانچه یکی از سازهای ایرانی و موسیقی خاور زمین استاینگونه تعریف شده که کمانچه از سازهای زهی قدیم ایران و در واقع نوع تکامل یافته رباب، کاسه گرد و پایه آهنی دارد و مانند تار و ویولن سیمهای آن را با گوشی محکم و کوک می‌کنند. کمانی که با آن کمانچه را می‌نوازند کمانه نام دارد و همان است که در ویولن کلمه فرانسوی آرشه به معنی کمان کوچک جای آن را گرفته است.شادروان خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران، کمانچه را تکامل یافته رباب می‌نامد. ساز اخیر رباب که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده است و با کمانه به صدا در می‌آمده و همان است که ما امروز کمانچه می‌گوییم و به همین جا اضافه می‌کند از دوره صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است.قسمت اصلی کمانچه کاسه آن است که به صورت‌های مختلف ساخته می‌شود. کاسه کمانچه هنوز از نظر جنس چوب، اندازه‌ها و شکل یکسان و تثبیت شده نیست.از نظر شکل، کاسه‌ها را به صورت کروی یا مخروط ناقص درست می‌کنند. کاسه‌هایی که به شکل مخروط ناقص هستند اکثرا پشت باز ساخته می‌شوند. استفاده از این کمانچه‌ها در قسمت‌های مرکزی ایران به خصوص در لرستان متداول است.این کمانچه‌ها صدایی پر قدرت و شفاف دارند و چون کاسه سبک دارند، اجرای قطعاتی که نیاز به چرخیدن سریع کمانچه دارد بر روی این کمانچه ها آسانتر است و این امتیازی است برای این نوع کمانچه.این کمانچه‌ها اغلب سه سیم دارند، ولی این روزها به تدریج دارای چهار سیم می‌شوند. کمانچه‌های پشت باز معمولا از چوب توت و به صورت یک تکه ساخته می‌شوند.کاسه‌های کروی به دو صورت یک تکه و ترکه‌ای هستند، در کمانچه‌های ترکه‌ای کاسه از به هم چسبیدن ترکه‌هایی که در روی قالب خم شده‌اند ساخته می‌شود. ضخامت این کاسه‌ها کم است و به همین دلیل کاسه سبک است و چرخیدن کمانچه به سهولت صورت می‌گیرد.کاسه‌های یک تکه از چوبهای مختلف ،معمولا از گردو خراطی می‌شود. وزن کاسه از کاسه‌های ترکه‌ای بیشتر و چرخش کمانچه تا حدی مشکل است. صدای این نوع کمانچه‌ها زیاد مطلوب نیست، کمانچه‌هاییساخته می‌شود که تغریبا کروی است و از چوب توت به صورت دو تکه ساخته می‌شود، این کمانچه‌ها چون دست باز هستند در تنظیم شکل و ضخامت و اندازه‌های دهانه کمانچه دقت بیشتری دارند و خوش صدا هستند.قطر بیرونی کاسه کمانچه موسیقی سنتی معمولا ‌٢٠ سانتی متر است، در حالی که در مناطق مختلف ایران اندازه کاسه کمانچه متفاوت است، ترکمن‌ها کمانچه با کاسه‌های بسیار کوچک می‌سازند. در نقاطدیگر دنیا نیز که سازهایی شبیه به کمانچه ما دارند کاسه‌ها کوچک و غالبا از پوست نارگیل ساخته می‌شود.دسته کمانچه بر خلاف کاسه تقریبا در یک شکل ساخته می‌شود. جنس دسته از چوب گردو ، و شکل آن مخروط ناقص و قطر آن در شیطانک ‌٣٧ میلی متر و در محل اتصال به کاسه ‌٣١ میلی متر است. طول دسته کمانچه ‌٣١ سانتی متر است.در گذشته کمانچه دارای سه سیم بوده است، گاهی دو سیم اول و دوم مضاعف انداخته می‌شد و احتمالا در تبعیت از ویولن به چهار سیم تبدیل شده است. بنابراین چهار سیم و در نتیجه چهار گوشی بر روی دسته کمانچه قرار می گیرد، و این سیمها پس از رد شدن از روی شیطانک و عبور از روی دسته و کاسه به سیم گیر وصل می شوند. بر روی دهانه کمانچه پوست کشیده می شود و این پوست معمولاپوست دل گاو، پوست ماهی، پوست آهو و غیره می‌تواند باشد. خرک بر روی پوست قرار می‌گیرد و سیم‌ها با فشار خرک را به پوست می‌چسبانند. کمانچه به وسیله یک پایه که در قسمت سیمگیر به کاسه وصل شده است، روی پای نوازنده قرار می‌گیرد.آرشه کمانچه، که اسم اولیه‌اش کمانه بوده است، تشکیل شده است از یک چوب که از یک طرف انحنا دارد با بلندی ‌۶٠ سانتی متر و موی دم اسب.موی آرشه کمانچه بر خلاف سازهای زهی غربی بر روی چوب محکم کشیده نمی‌شود، بلکه نوازنده است که به هنگان نوازندگی به تناسب احساس فسار را بر روی سیم تغییر می‌دهد.چگونگی صدای کمانچه به عواملی بستگی دارد که بعضی از آنها از این قرارند: جنس چوب، ضخامت در نقاط مختلف کاسه، شکل کاسه، اندازه های کاسه، چگونگی سطح کاسه از نظر تراش، نوع و ضخامت پوست، جنس و شکل و اندازه و محل قرار گرفتن خرک، چگونگی شیطانک، جنس سیم، زاویه اتصال دسته به کاسه.نوازندگان و شیوه های نوازندگیقدیمی ترین نوازنده کمانچه فردی به نام خوشنواز است که گوبینو جهانگرد فرانسوی، نوازندگی اش را به همراه تار آقا علی اکبر فراهانی در حدود سال 1235 خورشیدی (1856 میلادی) دیده است. پس از او می توان به نام های حسن خان و موسی کاشی اشاره کرد. اما تنها نمونه های ضبط شده از نوازندگان قدیمی منحصر به نواخته های باقرخان رامشگر، حسین خان اسماعیل زاده و صفدر خان است. کمانچه در آغاز قرن 14 خورشیدی به دلیل ورود ویولون به ایران به مدت دست کم ده سال از صحنه موسیقی هنری غایب بود ولی در انواع موسیقی های مطربی شهری و همچنین موسیقی های بومی از جمله آذربایجان، شمال خراسان و لرستان حضوری پر رنگ داشت. با آغاز به کار رادیو ایران در سال 1319 خورشیدی (1940 میلادی) همراه با سایر سازهای ایرانی، کم کم پای کمانچه نیز به میان آمد. علی اصغر بهاری تنها کسی بود که با تشویق روح الله خالقی صدای کمانچه به شیوه موسیقی دستگاهی را بار دیگر به گوش مردم رساند. بهاری بعدها با تربیت شاگردانی زبده، عملاً تنها حلقه رابط دو نسل کمانچه نوازی ایران گردید. در دوران رکود ساز کمانچه، علاوه بر علی اصغر بهاری، رحمت الله بدیعی کمانچه می نواخت. وی در اصل ویولون نواز بود که بنا به نیاز گروه فرامرز پایور، گاهی کمانچه به دست می گرفت. او برای نخستین بار، با استفاده از تکنیک انگشت گذاری انگشت سوم، صداهای بسیار زیر از کمانچه تولید کرد. مهم ترین کمانچه نوازان عصر حاضر عملاً شاگردان مستقیم و غیر مستقیم علی اصغر بهاری هستند که از میان شاخص ترین ایشان می توان به نام های داوود گنجه ای، محمد مقدسی، علی اکبر شکارچی، مهدی آذرسینا، درویش رضا منظمی، هادی منتظری، سعید فرجپوری، اردشیر کامکار و کیهان کلهر اشاره کرد. علاوه بر این ها، برخی ویولون نوازان دوران رادیو (1320-1350) نیز به ضرورت، کمانچه را به عنوان ساز دوم می نواختند، افرادی مانند رحمت الله بدیعی، کامران داروغه و مجتبی میرزاده. تنبک رایج ترین ساز کوبه ای برای همراهی با کمانچه است. گر چه در دوره اخیر گاهی با دف و دهل نیز نمونه هایی از همنوازی با کمانچه را می توان شنید. در منطقه آذربایجان ساز همراه کمانچه، قاوال (دایره آذری) و قوشا نقاره است. شیوه به دست گرفتن کمانچه در یکصد سال اخیر تفاوت آشکاری داشته است. نوازندگان قدیمی، ساز را همواره در کنار خود می گرفتند و تعویض سیم با چرخش ساز انجام می شد. در روش سنتی، دست چپ کاملاً دسته ساز را در بر می گرفت ولی امروزه تغییرات قابل ملاحظه ای در شیوه نواختن به وجود آمده است. اول این که دست چپ، روی دسته ساز آزادانه حرکت می کند و آن را در بر نمی گیرد. در نتیجه سرعت پنجه نوازندگان به مقدار محسوسی افزایش یافته است. همچنین ساز، روبروی بدن نوازنده قرار می گیرد و مانند گذشته در کنار او نیست که البته این موضوع فقط یک تغییر ظاهری است و تأثیری در صدا دهی ساز ندارد. دیگر این که برخی نوازندگان قدیمی، پایه ساز را روی زانوی خود قرار می دهند و برخی دیگر آن را بر زمین می گذارند. معمولاً نوازندگان جدید ترجیح می دهند پایه ساز روی زمین و یا گوشه صندلی شان قرار گیرد. این تفاوت ها فقط سلیقه نوازندگان را نشان می دهد و در عمل چندان فرقی نمی کند که ساز در چه موقعیتی نواخته شود. نوازندگی این ساز در دوره جدید با تغییراتی همراه بوده است که می توان به افزایش حرکت های سرعتی (پاساژ)، نواختن صداهای بسیار زیر و ایجاد صداهای مقطع (استاکاتو) با بهره گیری از تکنیک پیتزیکاتوی ویولون، اجرای ترمولو و تریل اشاره کرد. نوازندگان نوپرداز ضمن توجه به شیوه های نوازندگی قدیمی، برخی تکنیک های مورد استفاده در کمانچه نوازی مکتب موسیقی آذربایجان و همچنین استفاده از برخی فنون ویولون نوازی را در این ساز به کار برده اند. صدای کمانچه در چارچوب سنتی خود همواره دارای صداهای اضافی است که گاهی از آن به عنوان خش یاد می شود. این صدا جزو ذات کمانچه نوازی ایرانی است و در واقع بخشی از شخصیت صدایی این ساز را تشکیل می دهد. برخی از نوازندگان دوره جدید صدایی بدون خش را دنبال کرده اند. این نوع صدا برای برخی مخاطبان جالب تر است.تا چند دهه پیش وسعت صدای کمانچه در گستره سنتی خود بود و صداهای خیلی زیر از آن کمتر شنیده می شد. اما با روی آوری برخی نوازندگان پیشرو، اینک گستره صدای بیشتری از این ساز شنیده می شود. برای نمونه ایجاد صداهای بسیار زیر با استفاده از انگشت گذاری موقعیت سوم که پیش از این رحمت الله بدیعی تجربه کرده بود، توسط اردشیر کامکار با پیگیری بیشتری ادامه یافت. این تکنیک در عمل خیلی دشوار می نماید و کمتر نوازنده ای می تواند صداهای دقیق و ژوستی را به گوش مخاطب برساند. اجرای پاساژهای سرعتی در کمانچه نوازی سنتی چندان معمول نیست ولی چنین امکانی با تلاش برخی نوازندگان معاصر رونق یافته است. اجرای این پاساژها به ساز کمانچه جلوه دیگری داده اند که گاه در تکنوازی و یا گروه نوازی، توجه مخاطب را به خود جلب می کند. این ساز در دوره ای با کمبود شدید نوازنده مواجه بود ولی امروزه با گسترش آموزش آن و همچنین افزایش جذابیت ساز توسط نوازندگان برجسته، در میان جوانان طرفداران زیادی پیدا کرده است و هم اکنون تعداد نوازندگان حرفه ای آن ده ها برابر دوران رکود کمانچه هستند(بزرگان): استاد علی اصغر بهاری ـ حسین خان اسماعیل زاده ـ باقرخان رامشگر روح ا... خالقی از دو نوازنده ی کمانچه ی دوران صفویه نام می برد . یکی میرزا محمد کمانچه ای و دیگری استاد معصوم کمانچه ای . به عقیده ی وی معروف ترین کمانچه نواز دوران ناصر الدین شاه قاجار خوشنواز و آقا مطلب بوده اند . از جمله دیگر نوازنده های مشهور عبارتند از:اسماعیل خان ، موسی کاشی ، جواد خان قزوینی ، حسین خان اسماعیل زاده و باقر خان رامشگراز شاخص‌ترین کمانچه‌نوازان  معاصر ایرانی می‌توان به کیهان کلهر، علی‌اصغر بهاری، رحمت‌الله بدیعی، علی‌اکبر شکارچی و... اشاره کرد ــــــــــــــــــــــــــــــ.  منبع :ویکی پدیاسایت آسمانیسرگذشت موسیقی: روح ا... خالقیسایت فارابی
رکوردشکنی‌های فیلم محبوب "جنگ ستارگان" همچنان ادامه دارد. هفتمین قسمت از این مجموعه که "جنگ ستارگان: نیرو برمی‌خیزد" نام دارد، در طی دوازه روز موفق شد، مرز فروش یک میلیارد دلار را پشت سر گذارد. در روز ۱۴ دسامبر بود که با اکران افتتاحیه هفتمین قسمت از مجموعه "جنگ ستارگان" در لس آنجلس انتظار هواداران بالاخره به سر رسید. در آمریکا نیز اکران عمومی اپیزود هفتم این مجموعه با عنوان "جنگ ستارگان: نیرو برمی‌خیزد" در روز ۱۸ دسامبر آغاز شد. این فیلم که پیش از نمایش در سینماهای جهان با توجه به پیش‌فروش گسترده بلیت‌های آن رکورد به پا کرده بود، در همین زمان کوتاه موفق شده است، رکوردهای گوناگونی به جا بگذارد. به گزارش خبرگزاری فرانسه قسمت هفتم "جنگ ستارگان" در عرض ۱۲ روز (تا ۲۷ دسامبر) توانست بیش از یک میلیارد دلار فروش کند. ۵۴۵ میلیون دلار از این مبلغ از طریق اکران این فیلم در سینماهای آمریکا حاصل شده است. درخور توجه آنکه اکران عمومی جدیدترین قسمت "جنگ ستارگان" در برخی از کشورهای بزرگ جهان هنوز شروع نشده است، از جمله در چین که پرجمعیت‌ترین کشور جهان محسوب می‌شود. هواداران "جنگ ستارگان" در چین باید تا تاریخ ۹ ژانویه ۲۰۱۶ (کمتر از دو هفته دیگر) صبوری از خود نشان دهند. جرج لوکاس، تهیه‌کننده و کارگردان صاحبنام هالیوود و خالق جنگ ستارگان قصد ساخت قسمتی تازه را نداشت و از این رو، حقوق تهیه این فیلم را به کمپانی دیزنی فروخت. قسمت هفتم این مجموعه را که با بودجه‌ای بالغ بر ۲۰۰ میلیون دلار ساخته شده، جی‌.جی. آبرامز کارگردانی کرده است. در سال ۱۹۷۷ میلادی بود که نخستین فیلم جنگ ستارگان به نمایش درآمد. در آن زمان هیچکس حتی تصورش را هم نمی‌کرد که این فیلم به این درجه از محبوبیت و شهرت در جهان برسد. "جنگ ستارگان" در یک کلام "نبرد خیر و شر" در کهکشان‌های دوردست را روایت می‌کند. مجموعه فیلم‌های "جنگ ستارگان" از لحاظ فروش یکه‌تاز است و تا سال ۲۰۱۲ میلادی ۲۴ میلیارد یورو فروش داشته است. با توجه به موفقیت و فروش چشمگیر جدید‌ترین قسمت "جنگ ستارگان" انتظار می‌رود که این فیلم به پرفروش‌ترین اثر تاریخ سینما بدل شود. تا کنون فیلم‌های "آواتار" (محصول ۲۰۰۹) با ۸ / ۲ میلیارد و "تایتانیک" (محصول ۱۹۹۷) با ۱۹ / ۲ میلیارد دلار پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما بوده‌اند.DW.com

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان