04022020پنج شنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27

فرهنگ و هنر

دوشنبه, 24 اسفند 1394 ساعت 21:49

بیاد ایرج میرزا شاعر و طنز پرداز نامور

  نودمین سال درگذشت ایرج میرزا؛ شاعر و طنز پرداز اسفند ماه امسال نود سال از درگذشت ایرج میرزا جلال الممالک شاعر و طنز پرداز برجسته دوره قاجار می‌گذرد.او را اگر چه از نظر زمانی می توان شاعر دوره مشروطیت به شمار آورد٬ ولی به دلیل وابستگی های درباری نمی توان او را انقلابی نامید.ایرج تحصیلات مقدماتی را در دارالفنون مظفری در تبریز به پایان برد و با فنون ادبی و زبان فرانسه در همان جا آشنا شد و از چهارده سالگی به جهان شعر روی آورد. بخت بزرگ او آشنایی با امیر نظام گروسی بود که خود از نویسندگان قوی دست به شمار می‌رفت و آن زمان پیشکاری اذربایجان را بر عهده داشت.ایرج با آن که به ویژه پس از مرگ پدر از حمایت بزرگان دیگری چون نظام السلطنه مافی و امین الدوله و حتی علی اصغر خان اتابک برخوردار بوده ولی به هیچکدام آن ها چون امیر نظام وابسته و متکی نبوده است.ایرج میرزا کار شعر را با مدیحه پردازی آغاز کرد. قصیده های مداحانه او هم صله و انعام در پی داشت و هم لقب فخراشعرا را برای او به ارمغان آورد. ولی به گفته محمد جعفر محجوب شارح و مفسر دقیق ایرج میرزا، او با رفتن امیر نظام به آذربایجان این کار را رها کرد و به منشیگری پرداخت و به قول خودش از "خلوتی خاص" و "همسر لوطی و رقاص" شدن رها شد.ایرج با آن که در خدمات دولتی به سر می برد ولی آن قدر آزادی داشت که ناهنجاری های اجتماعی و فرهنگی را زیر ذره بین بگذارد و خطاها و گاه خیانت‌های سیاستمداران ایران را برملا کند آن هم با زبانی شسته و رفته و ساده و بی‌پیرایه.به گفته محجوب آشنایی با زبان فرانسه، سفر به اروپا و مشاهده زندگی مردم آن دیار ایرج را مردی آزاد فکر، متجدد و ترقی‌خواه بار ‌آورد. مردی که در عین حال این شجاعت اخلاقی را داشت که تقیه و تعارف را که رسم زمانه بود به کناری بگذارد و آن‌چه را که ناهنجار تشخیص می‌دهد به مردمان یادآوری کند. ایرج در کار انتقاد و یادآوری‌های اجتماعی تا آن‌جا پیش رفت که حتی عده‌ای برای کشتن او آماده شده بودند.محجوب در برابر همه محاسن عیب بزرگی نیز در شعر ایرج- یا در بخش بزرگی از شعر ایرج- می بیند و آن عدم رعایت عفت قلم است. محجوب نمی‌دانست که یکی دو دهه بعد ادبیات اروتیک و پرنو گرافیک آن‌چنان رونقی در جهان پیدا می‌کند که حتی شایسته دریافت جوایز بزرگ می‌شود.نویسندگان ایرانی امروز در برونمرز نیز در شعرها و داستان‌های خود به جا و بی‌جا دست به دامان همان حرف‌‌هایی می‌شوند که محجوب بیان ساده و راحت آن ها را در شعر ایرج عیب به شمار می‌آورد.نوآوری ایرج بیشتر در مضمون و معنا مطرح می‌شود تا فرم و قالب. ایرج خود در شعری نوآورانی را که قالب‌های تازه به وجود می‌آورند به باد انتقاد گرفته است.«ادبیات شلم شوربا شد/ در تجدید و تجدد وا شد/می‌کنم قافیه‌ها را پس و پیش/ تا شوم نابغه دوره خویش/این جوانان که تجدد طلبند/ راستی دشمن شعر و ادبند/»کیسه خالیدوره دوم بارآور زندگی ایرج اگر چه رها از قید و بندهای درباری بود ولی وقت و نیروی زیادی از او را در کاغذ بازی‌های اداری از میان می‌برد که اگر چنین نمی‌بود دستاوردهای ارزنده‌تری پدید می آورد. خود می گوید:«حیف باشد که مرا فکر بلند/ صرف گردد به خرافاتی چند/حیف امروز گرفتارم من/ ورنه مجموعه افکارم من/جهل از ملت خود بردارم/ منتی بر سرشان بگذارم/آن‌چه را گفته‌ام از زشت و نفیس/ نیست فرصت که کنم پاکنویس/ایرج در دوره دوم زندگی با وجود پیشینه اعیانی و کار در دستگاه‌های دولتی در تنگناهای مالی می زیست. تنگناهائی که مزید بر علت می‌شد و نمی‌گذاشت آن‌طور که باید به کار اصلی خود بپردازد:«آن‌چه آمد به کفم گم کردم/ صرف آسایش مردم کردم/دائم افکنده یکی خوان دارم/ شاعر و زائر و مهمان دارم/یک طرف پیری و ضعف بصرم/ یک طرف خرج فرنگ پسرم!/بعد سی سال قلم فراسائی/ نوکریٓ کیسه بری، ملائی.../مدتی خلوتی خاص شدن/ همسر لوطی و رقاص شدن/باز هم کیسه ام از زر خالی است/ کیسه‌ام خالی و همت عالی است/»انتقام از عارفعارف نامه یکی از منظومه‌های معروف ایرج میرزاست که اگر هم کسانی باشند که آن را نخوانده باشند وصف آن را شنیده‌‌اند.انگیزه سرودن عارف نامه، رنجشی‌ست که ظاهرا ایرج از عارف قزوینی پیدا کرده بود ولی روایت‌ها مختلف است. یکی این است که عارف در سفر به مشهد به جای آن‌که به منزل دوست قدیم و ندیم خود ایرج وارد شود در جای دیگری سکنی کرده است.روایت دیگری هم می‌گوید عارف در کنسرت خود در مشهد اهانت‌هایی به خاندان قاجار روا داشته و این حرف‌ها «شازده» را خوش نیامده و به یاری طبع روان انتقام خود را گرفته است. آن‌گونه که از متن پانصد و پانزده بیتی عارف نامه بر می‌آید هر کدام از روایت‌ها بخشی از واقعیت را بیان کرده است.با این همه شهرت و اعتبار ماندگار عارف نامه تنها به خاطر فحش و فضیحتی نیست که ایرج نثار یار دیرین خود می‌کند، بلکه به سبب اشاراتی نیز هست که در لابلای ناسزاها به آزادی و حجاب و سیاست و خدای باریتعالی دارد. قصه کامجویی از یک زن محجبه را در پس دالان خانه خود بهانه قرار می‌دهد تا بگوید:«اگر زن را بیاموزند ناموس/ زند بی پرده بر بام فلک کوس/به هیچ افسون ز عصمت برنگردد/ به دریا گر بیفتد تر نگردد/به عصمت نیست مربوط این طریقه/ چه ربطی گوز دارد با شقیقه؟!/»در مقم اندرز گویی عارف را که از جان دوست‌تر دارد به پرهیز از سیاست فرا می‌خواند:سیاست پیشه مردم حیله سازند/ نه مانند من و تو پاکبازند/به هر تغییر شکلی مستعدند/ گهی مشروطه گاهی مستبدند/یکی از انگلستان پند گیرد/ یکی با روس‌ها پیوند گیرد/به غیر از نوکری راهی ندارند/ و الا در بساط آهی ندارند/»و بعد هم راه چاره همه نابسامانی‌ها را در قدرت یابی سردار سپه می‌بیند با آن که خود از قاجار است:«تجارت نیست، صنعت نیست، ره نیست/ امیدی جز به سردار سپه نیست/»دلگیری‌های ایرج تنها از عارف نیست از خدا نیز هست. زیرا همه آن‌چه نابسامانی و ناهنجاری است زیر سر اوست. شاعر در عارفنامه که همه‌اش شکوائیه است فرصت مناسبی پیدا کرده که خدمت خدا نیز برسد که همه ذرات عالم منتر اوست.«چرا پا توی کفش ما گذاری/ چرا دست از سر ما برنداری؟/تو این آخوند و ملا آفریدی/ تو توی چرت ما مردم دریدی/خداوندا مگر بیکار بودی/ که خلق مار در بستان نمودی/به شرع احمدی پیرایه بس نیست/ زمان رفتن این خار و خس نیست؟/بیا از گردن ما زنگ وا کن/ به زیر بار خر ملا رها کن/»در مورد آخوندها نیز می‌گوید:«در ایران تا بود ملا و مفتی/ به روز بدتر از این هم بیفتی/»غرقاب عشقمثنوی برجسته دیگر ایرج که شهرت بسیار یافته زهره و منوچهر نام دارد و برداشت تازه‌تری است از برداشت قدیمی‌تر شکسپیر از قصه اساطیری ونوس و آدونیس. ایرج برای آن‌که جائی برای بیان حرف‌های خود نیز باز کند تغییراتی در داستان اصلی پدید آورده است.زهره و منوچهر یکی از ظریف‌ترین متن‌های عاشقانه معاصر است که طنزی سبک و لطیف آن را سرشار از جاذبه کرده است. ایرج در جائی از منظومه از زبان زهره خدای هنر و زیبائی به فضای هنری/ فرهنگی ایران نیز اشاره می‌کند و می گوید:«روی زمین هر چه مرا بنده اند/ شاعر و نقاش و نویسنده‌اند/و پس از آن که از رافائل و میکل آنژ و هومر و هرودوت می گذرد به سرزمین خودمان می‌رسد و می گوید: گاه قلم را در کف دشتی نهاده و گاه تار را در کف درویش خان. گاه کمال‌الملک را پدید آورده و گاه در دهان قمر تنگ شکر پرورده است.ایرج منظومه عاشقانه خود را با شکوه‌ای لذت آمیز از عشق به پایان می‌برد:«وه که چه غرقاب مهیبی است عشق/ مهلکه پر ز نهیبی است عشق/غمزه خوبان دل آدم شکست/ شیر دل است آن که از این غمزه رست/»به قلم محمود خوشنام پژوهشگر موسیقی
بیاد استاد حسین قوامی (فاخته)و ترانه بیاد ماندنی "تو ای پری کجایی"   حسين قوامي هنرمندي كه بيش از نيم قرن در خدمت موسيقي ايراني بود ، نامي آشناي صاحبدلان است و مقام والاي او بر كسي پوشيده نيست مردي فروتن و بي ادعاكه آواي دلنشين او در دلها جاي دارد و صفحات يا نوارهاي آواي جاوداني اش را در هر خانه اي مي توان سراغ گرفت . قوامي نه تنها خدمتگزار موسيقي بلكه مروج شعر و ادبيات نيز بود . شعر ها را چنان واضح و آشكار مي خواند كه هر شنونده اي مي فهميد ، احساس مي كرد و بدان گوش مي سپرد . با قوامي " رضي الدين آرتيماني " را شناختيم و به حال و هواي اشعار سعدي و حافظ و مولانا نزديك شديم . صداي نرم و بي مانندش ، درك فوق العاده اش از شعر و آگاهي ژرف اش از موسيقي ايراني ، نام وياد او را هرگز از قلب دوستدارانش نخواهد زدود .سال 1288 خورشيدي در تهران زاده شد ، مادرش آواي گرمي داشت و به گفته ي استاد " ..... هنگام تلاوت قرآن متوجه صداي گيرا و جذابش مي شديم ...." از ده – دوازده سالگي با صفحاتي كه در دسترس بود به تقليد از صداي خوانندگان پرداخت ، هر چند كه كار آساني نبود و مخالفت پدر را نمي توانست سرسري بگيرد . مرحوم حسين خان اسماعيل زاده استاد بزرگ موسيقي نزديك خانه ي قوامي كلاس تعليم داشت . استادي كه هنرمند اني مانند : صبا - مرتضي محجوبي - رضا محجوبي - حسين يا حقي - حسين تهراني و .... از شاگردان او بودند . رفت و آمد خانوادگي سبب شد تا مرحوم اسماعيل زاده به قدرت صداي حسين پي ببرد و به او پيشنهاد تعليم بدهد اما پدر تسليم نا پذير مي نمود . همسايگان و اهل محل چون ديدند حسين ضمن علاقمندي به آداب مذهبي صداي خوشي دارد ، شبهاي ماه رمضان دنبالش مي رفتند و او را به مسجد سپهسالار مي بردند و از روي دفترچه اي كه به دستش مي دادند نزديك به نيم ساعت در گلدسته ها مناجات خواني مي كرد . اين نيز چندان نپاييد و با ممنوعيت پدر رو برو شد . از آن پس حسين تنها مي توانست در خانه و دور از چشم پدر با استفاده از صفحه به تمرين آواز سرگرم شود .پس از در گذشت پدر ، مادر روشنفكر فرمان آزادي حسين را صادر كرد و چون برادرش مشغول ياد گيري تار بود به كمك وي با استاداني چون احمد عبادي و حسين يا حقي آشنا شد . سال 1308 تصادف به ياري او شتافت و مرحوم " ظلي " را شناخت . شناختي كه به دوستي نزديك انجاميد و تا پايان عمر " ظلي " ادامه يافت . سال 1312 نخست با برادران وفادار و به دنبال آن با يكي از خوانندگان مشهور و سطح بالاي آن دوران " مرحوم عبدالله حجازي " آشنا شد و مدت 6 سال نزد او به تعليم آواز و شناخت رديفهاي موسيقي ايراني گذراند . همزمان از محضر ديگر استادان كسب فيض كرد و به مقامي رسيد كه اساتيد موسيقي معتقد شدند كه او دستگاههاي و مقام ها را به كمال مي شناسد و اجرا مي كند .سال 1325 شادروان حسينقلي مستعان نويسنده ي مشهور كه رياست راديو را داشت از او خواست تا همراه برادران وفادار برنامه اي در راديو اجرا كند . او خود در اين مورد گفته " .... شب قول دادم اما صبح پشيمان شدم . مي خواستم تلفني انصراف خود را اطلاع دهم اما مستعان شبانه خبر را به راديو داده بود .كار از كار گذشته بود . ساعت 5/1 همراه با برادران وفادار و مرحوم همدانيان برنامه اجرا شد و بدنبال آن تلفن هاي راديو براي شناختن اين خوانند ه به صدا در آمد . اما كسي جواب قانع كننده اي نگرفت ، قوامي افسر ارتش بود و خوانندگي براي نظاميان ممنوع . اين برنامه آوازي در مايه ي ابوعطا بود و او خود احساسش را چنين بيان كرده " بار اول كه مي خواستم اجراي برنامه كنم ، وحشت كرده بودم و حتي در شروع برنامه از فكر اينكه ميليون ها نفر صداي مرا مي شنوند و اگر وسط كار ، برنامه خراب شود ، چه آبرو ريزي خواهد شد ، بدنم به لرزه افتاد . ولي بعدها اين مسئله عادي شداو شش ماه با نام ( نا شناس ) آواز خواند و پس از آن به پيشنهاد مرحوم روح الله خالقي نام مستعار ( فاخته اي ) را برگزيد و تا سال 1341 كه باز نشسته شد ، توانست با نام واقعي خودش برنامه اجرا كند . شادروان قوامي از سال 1325 تا سال 1331 هر هفته روز هاي جمعه در راديو برنامه داشت و نزديك به 300 برنامه اجرا كرد كه متاسفانه به دليل كمبود امكان ضبط و پخش مستقيم اثري از آنها بر جاي نمانده .از سال 1331 تا 1337 به علت ماموريت هاي نظامي خارج از تهران ، از راديو كناره گيري كرد . سال 1337 مرحوم داوود پيرنيا باني برنامه ي " گلها " استاد را به همكاري دعوت كرد ، او كه شش سال در راديو برنامه اجرا نكرده بود ، ابتدا نپذيرفت . اما وقتي دانست چگونگي برنامه هاي موسيقي راديو تغييراتي كرده و به خصوص برنامه ي گلها وضع آبرومندانه و فرهنگي دارد ، و اركستر بزرگ گلها را از نزديك ديد ، با شرط موافقت ارتش پذيرفت . مرحوم پير نيا هم با نفوذ و اعتباري كه داشت اين موافقت را كسب كرد ، و چنين بود كه استاد بين سالهاي ( 45- 1337 ) يكي از پركارترين خوانندگان برنامه ي گلها بود . دست آورد اين دوران نزديك به 400 برنامه در ( گلهاي رنگارنگ 162 برنامه ، گلهاي جاويدان 44 برنامه ، برگ سبز 87 برنامه ، شاخه گل 39 برنامه ، گلهاي تازه 27 برنامه و متفرقه 18 برنامه است). استاد قوامي در تلويزيون نيز فعاليت داشت و شاگرداني تعليم داد ، او خود گفته " در سالهاي آغازين كار تلويزيون ، كلاسي در ساختمان تلويزيون تاسيس شد و از بين گروهي داوطلب 18 نفر براي تمرين آواز انتخاب شدند . حدود يك سال به همراهي استاد حنانه ، زرين پنجه و استاد بهاري به تعليم شاگردان پرداختيم و هر كدام از ما آموزش يكي از رشته هاي موسيقي را بر عهده داشتيم " .سال 1346 به دعوت سازمان يونسكو ، همراه با گروهي از هنرمندان برنامه هايي در آلمان و فرانسه اجرا كرد . برنامه ي او چنان مورد توجه مردم قرار گرفت كه قوامي و يارانش را گلباران كردند . برنامه اي نيز به مدت يك هفته با همراهي 17 تن از هنرمندان ايراني در ( كابل ) اجرا كرد كه بي نهايت چشمگير بود و مورد تشويق مردم افغانستان قرار گرفتند . در همين سال به همراهي استادان ( جليل شهناز و كسايي ) برنامه اي در سالن دانشكده ي ادبيات براي گروهي از بزرگان موسيقي جهان ، اجرا كرد كه بسيار جالب بود و يكي از استادان خارجي طي مصاحبه اي مطبوعاتي گفت " من تصور مي كردم كه آواز ايراني داراي ريتم نمي باشد ولي در اجراي برنامه هاي قوامي متوجه شدم كه اين خواننده ريتم را در آواز رعايت ميكند و به نوازندگانش توجه ندارد و حاكم برنامه است . درست موقعي كه بايد آواز شروع كند شروع ميكند و همين امر باعث شد كه متوجه شوم ريتم آواز ايراني ، چهار ضربي است و تنها قوامي اين را رعايت ميكند و من اين رعايت ريتم را در خوانندگان ديگر نديدم و نشنيدم . قوامي در آواز ايراني در سطح عالي و بالاتر از ديگر خوانندگان قرار دارد . استاد نورعلي برومند نيز نظري همانند اين داشت و معتقد بود كه در آن شرايط و برهه از زمان در بين خوانندگان ، قوامي در سطح بالاتري قرار دارد و خواننده اي ندا شتيم كه بتواند همپايه ي او بخواند . مرحوم قوامي با هنرمندان معاصر خود روابطي دوستانه داشت و با همكاري استاداني مانند : مرحوم خالقي ، مرحوم بديعي ، و عزيزاني چون : تجويدي ، پرويز ياحقي و مهندس همايون خرم آهنگ هاي به ياد ماندني اجرا كرد ، ترانه هاي گيتي افروز ( داد از دل ) ساخته ي استاد تجويدي ، سرگشته ( تواي پري كجايي ) ساخته ي همايون خرم ، جواني از پرويز ياحقي ، ( ساقي نامه ) از مرحوم بديعي ، آهنگ بختياري شوشتري ( محلي دو صدايي ) از مرحوم خالقي ، بخشي از اين همكاري هاست .
استاد احمد عبادی هنرمتد و نوازنده برجسته سه تار هفدهم اسفند مصادف با درگذشت استاد احمد عبادي، هنرمند و استاد برجسته سه تار و موسيقي اصيل ايراني است . استاد عبادی در سال 1283ش در تهران به دنيا آمد.وي در كودكي پدر را از دست داد و تحت تكفل برادرش قرار گرفت. احمد عبادي از نوجواني به فراگيري موسيقي ايران پرداخت و پس از سال‏ها نواختن سه‏تار، شيوه جديدي را در نواختن اين ساز ارايه و اين شيوه را متداول كرد. استاد عبادي در تعليم موسيقي به ديگران بسيار كوشا بود و از طريق آموزش پيگير و تشويق شاگردانش به تمرين و ممارست، موسيقي اصيل ايراني را رشد و توسعه داد. احمد عبادي معلمي دلسوز و مهربان بود و با سخاوت فراوان، آنچه را در سينه داشت براي هنرجو در كف قرار مي‏داد. او رديف‏هاي موسيقي ايران را گردآوري كرد و آنها را به شاگردانش آموخت. از استاد عبادي، آثار بسياري در موسيقي به جاي مانده كه براي دوستداران موسيقي سنتي ايران، گنجينه‏اي گران‏بهاست. از جمله اين آثار، اجراي كوك‏هاي مختلف سه تار است كه حاصل هشتاد سال تجربه اوست. استاد احمد عبادي سرانجام در هفدهم اسفند 1371ش در 88 سالگي درگذشت.
  بیاد اندرانیک آساطوریان هنرمند مردمی و یار مقاومت ایران در سالکرد درگذشتش مصاحبه آندرانیک با سیمای آزادی، ۶بهمن ۱۳۹۲ مجری: وقتی از آندرانیک آساطوریان صحبت می‌کنیم، قبل از هر چیز صمیمیت او و ملودیهای ناب و تنظیمهای شگرف به یادمان می‌آید. صمیمیتی پاک توأم با نغمه‌هایی زیبا و جذاب.با کمال خوشوقتی آقای آندرانیک آهنگساز، تنظیم کننده و خواننده‌یی که صدای گیرا و زیبایش برای مردم ایران آشناست، مهمان ماست. آندرانیک: متشکرم از این‌که دعوتم کردید، می‌خواهم خدمت هموطنان عزیزم سلام کنم. امیدوارم که همه شما خوش و خرّم باشید.من آندرانیک آساطوریان در سال 1320در شهر همدان متوّلدشدم. دو ماه بعد خانواده‌ام به خوزستان و به شهر اهواز نقل مکان کردند. در آنجا بزرگ شدم. از 9سالگی به موسیقی روی آوردم. در 18سالگی به تهران رفتم تا در آنجا به تحصیلاتم در رشته موسیقی ادامه دهم. در تهران به هنرستان عالی موسیقی رفتم. اما وقتی خواستم نام نویسی کنم، به من گفته شد که به‌دلیل این‌که سنم بالاست، می‌بایست در نوبت شبانه ثبت‌نام کنم. من هم در شیفت شب نام نویسی کردم و از ساعت 4 تا 8 بعدازظهر به کلاس می‌رفتم و به این ترتیب تحصیلات موسیقی را در این هنرستان ادامه دادم.بعد از فعالیّتهای بسیار در موسیقی، وارد ارکستر پاپ رادیو تلویزیون شدم و رهبری آن را به مدّت دو سال به‌عهده گرفتم. مجری: چه سالی بود حدوداً ؟ آندرانیک: سال 1976 (1354) بود، که به مدتّ دو سال رهبر ارکستر 55نفره پاپ رادیو تلویزیون بودم. در سال 1356 تصمیم گرفتم به آمریکا بیایم و قصد داشتم در کار ساخت موسیقی فیلم وارد شوم. از دوران نوجوانی معتقد بودم اگر کسی بخواهد کاری انجام دهد، باید به‌صورت حرفه‌یی در آن وارد شود، نه آماتوری، متأسفانه در مملکت ما زیاد هستند کسانی که به‌صورت آماتوری کارهایی می‌کنند، ولی این به نتیجه‌یی نمی‌رسد. برای همین هم موسیقی ما به آن‌جایی که باید برسد، نرسیده است. اما به‌امید خدا با سرنگونی رژیم و با رفتن بچّه‌های مجاهدمان به ایران، به آن سطح هم حتماً خواهیم رسید.در هر صورت من اوایل سال 1978به‌آمریکا سفر کردم و در لس‌آنجلس ساکن شدم. آنجا در یک مدرسه موسیقی اسم نویسی کردم و به تحصیلاتم در موسیقی ادامه دادم.بعد از گذشت یکسال، انقلاب 22بهمن شد. خوب است یادآوری کنم که وقتی هنوز در ایران بودم، با تعدادی از خوانندگان قرارداد ساخت آهنگ برای ترانه‌هایشان داشتم. وقتی به‌ آمریکا آمدم، این قراردادها هم‌چنان به‌قوت خود باقی بود تا این‌که انقلاب شد. با وقوع انقلاب ارتباطم با این خوانندگان قطع شد و این قراردادها هم منتفی شد. به‌همین دلیل چون می‌بایست کار می‌کردم و خرج خانه و زندگی را درمی‌آوردم، مجبور شدم تحصیلاتم را ترک کرده و به آن خاتمه دهم.تا این‌که گذشت و گذشت و اگر اشتباه نکنم سال 1993 یا 94 بود که یک روز همین طور که در خانه داشتم تلویزیون تماشا می‌کردم، یکدفعه حین عوض کردن کانال، نگاهم به یک کانال ایرانی افتاد. داشتم به این کانال نگاه می‌کردم که یکی از دوستانم شروع کرد به استنطاق کردن که: «تو چرا رفتی با مجاهدین؟ چرا این کارها را می‌کنی؟ چرا آن کارها را کردی؟!»...، واقعاً مرا با این حرفهایش به‌عصبانیت رساند. من هم در عوض تلفن را برداشتم و به خانه آن دوست عزیز، که در همان کانال ایرانی دیده بودم؛ و شاید نیاز نباشد که اسم او را بیاورم، زنگ زدم و به او گفتم: «فلانی، من آندرانیک هستم و به‌عنوان یک پیش‌کسوت موسیقی می‌خواهم به‌تو تبریک بگویم که با بچه‌های مجاهد رفتی».او گفت: «به به!… راست می‌گی؟» گفتم: «آره راست می‌گم. چون تنها کسی که الآن دارد برای آزادی مردم در ایران می‌جنگد، فقط مجاهدین هستند، کس دیگری نیست». او هم گفت: «به تو تبریک می‌گم».به آن دوست گفتم: «احیاناً شما با بچه‌های مجاهد در ارتباط هستید و با هم صحبت می‌کنید، از قول من به ‌آنها بگویید که در این راه مقدسی که دارید می‌روید، من هم اگر کمکی از دستم بر بیاید، می‌خواهم با شما باشم و خیلی خوشحال می‌شوم.یکی دو روز بیشتر طول نکشید که برادر عزیزم طاهر سعیدی به من تلفن کرد و گفت: «آقای آندرانیک، شنیدم که شما می‌خواهید با ما همکاری کنید». به او گفتم: «بله، دیگر افتخاری بالاتر از این نمی‌شود».بعد قرار شد من هم در آن جشنی که در پاریس برگزار شد، که ویگن و خیلی از خواننده‌های دیگر هم در آن حضور داشتند، شرکت کنم. مجری: جشن همبستگی.آندرانیک: بله، بله بارک الّله! مسئولان جشن از من خواستند که 7آهنگ را برای این جشن تنظیم کنم. این کار یک ماه طول کشید و من آنها را برای ارکستر تنظیم کردم. اگر یادتان باشد ارکستر بسیار بزرگی بود، تقریباً شبیه به یک ارکستر کوچک سمفونی کلاسیک.در طول این یک‌ماه بارها و بارها حس می‌کردم که این صحبتهایی که از مجاهدین می‌شنوم، خیلی فرق می‌کند با 53سالی که من زندگی کرده‌ام. (دارم از آن 20سال پیش صحبت می‌کنم که آن موقع 53سالم بود). می‌دیدم که خیلی چیزها فرق می‌کند؛ از صحبتهایی که می‌کنند، سطح تحصیلات بچه‌ها و خیلی چیزهای دیگر، خیلی فرق می‌کرد و من بسیار مشتاق شدم بفهمم یک مجاهد چه کار می‌کند. مجری: چه فرقی در آنها می‌دیدید؟آندرانیک: صحبتهایشان با بقیه خیلی فرق می‌کرد و این سطح تحصیلات آنها را نشان می‌داد. چون اگر کسی تحصیلات نداشته باشد، از طرز صحبت کردنش معلوم می‌شود. در حالی‌که از صحبتهای آنها معلوم بود که تحصیلات و شعور بالایی دارند.به هر صورت، من این 7آهنگ را تنظیم کردم و قرار شد به پاریس بروم. اتفاقاً روزی که به پاریس رسیدم، همان روز ارکستر در حال تمرین بود. در آنجا آقای طاهر سعیدی به من گفت: «آندرانیک جان، تمرین این ارکستر با شماست، ولی اجازه بدهید که آقای محمد شمس آن را رهبری کند. چون محمد شمس از پله اول با مجاهدین بوده». من گفتم: «خیلی از این موضوع هم خوشحالم، چون آمدن من به این‌جا به قول آمریکاییها ”بیزینس“ نیست. چون من آمده‌ام این‌جا که کمکی کرده باشم و هیچ مسأله‌یی نیست. بنابراین آن شب آقای شمس ارکستر را رهبری کرد.آن شب، شب بسیار خوبی بود. به‌طور خاص که خانم رجوی هم تشریف آوردند و به ما گل دادند و من از دست ایشان گل گرفتم. در یک کلام بخواهم بگویم در این یک ماه که با بچه‌ها صحبت می‌کردم، تقریباً عاشق شدم. عاشق بچه‌های مجاهد شدم. مجری: جشن همبستگی در پاریس را، که همبستگی هنرمندان با مردم ایران در راه آزادی بود، چگونه دیدید؟ با توجه به این‌که شما بسیاری از جشنها و مراسم را از نزدیک دیده‌اید و با چنین جشنهایی آشنایی دارید.آندرانیک: ببینید، این را به تعارف نمی‌گویم، از واقعیتی که دیده‌ام دارم می‌گویم. از همان روز که طاهر سعیدی با من صحبت کرد و بعد از آن هم در این یک‌ماه بارها و بارها با من صحبت کرد، او می‌خواست ببیند چه اتفاقی در من افتاده و خلاصه چقدر حاضر به همکاری هستم.من این حس را داشتم که ایشان دیسیپلین مخصوصی دارند. معتقدم که یک سازمانی که دیسیپلین داشته باشد، به نتیجه کارش خواهد رسید. در شب جشن هم که من در بین تماشاچیان بودم، این دیسیپلین را حس کردم. می‌دیدم که یک کار جدی است. برای این‌که من سالهای سال در کنسرتهای مختلف بودم. همیشه رهبری ارکسترهای بزرگ را برعهده داشتم. ولی این کنسرت یک چیز دیگر بود، دیسیپلین مخصوص خود را داشت.در شب جشن من خیلی خوشحال بودم. در یک کلام بخواهم بگویم، به‌خاطر آشنایی‌ام با مجاهدین، خیلی خوشحال بودم. چون بالاخره آن راهی را که می‌خواستم، به آن رسیدم.من بایستی همرزم مجاهدین باشم، چون همیشه می‌خواستم به ملتم خدمت کنم. جز خدمت هم هیچ کاری تا کنون از من سر نزده است. من موسیقی را یاد گرفتم به‌خاطر این‌که مردم وطنم موسیقی بهتری داشته باشند.چرا باید ملت ایتالیا، اسپانیا، آمریکا و جاهای دیگر موسیقی خوبی داشته باشند، ولی ما هنوز در موسیقی اندر خم یک کوچه باشیم. من سعی کردم که فرهنگ موسیقی‌مان را غنی کنم. همین کار را هم کردم.می‌دانید که من سالهای سال طبق استاندارد آمریکایی در موسیقی کار کردم. به موسیقی آمریکایی و ایتالیایی و حتی اسپانیایی، آشنایی داشتم. بنابراین سعی کردم موسیقی ما هم به آن سمت کشیده شود و من این کار را کردم و در این زمینه خیلی پیشرفت حاصل شد. بیشتر مردم هم واقعاً خوششان آمده بود.در یک کلام بخواهم بگویم، از سالهای گذشته که این افتخار را پیدا کردم که عضو شورای ملی مقاومت بشوم، به یک خانواده بزرگ متصل شدم. الآن که 73سال دارم، زندگی من به تمام و کمال به بچه‌های مجاهدم، به خواهران و برادران مجاهدم بسته است.من روزهایی هم در اشرف بودم. همان‌طور که برادر مسعود گفت: «یک، دو، سه، صد، هزار اشرف می‌سازیم»، حتماً هم می‌سازیم و در این شکی نیست. من عاشق این بچه‌ها هستم، اینها خانواده بزرگ من هستند. مجری: آقای آندرانیک، آخرین ترانه‌یی که از شما شنیدیم و سیمای آزادی هم آن را پخش کرد، فکر می‌کنم در مورد اشرف بود. اگر ممکن است درباره این ترانه کمی برایمان بگویید.آندرانیک: بله حتماً. شعر این آهنگ، از بچه‌های اشرف، یعنی از البرز است که شعر زیبا و بسیار خوبی است. به عقیده من او یکی از بهترین شعرای ایران است. انشاءالله یک روز برای بچه‌های ایران در خود ایران شعر و ترانه بگوید.من تا به‌حال خیلی آهنگ ساخته‌ام. خودم هم در آنها خوانده‌ام. با روزبه خوانده‌ام، با خواهر ماندانا، با خواهر نصرت و با سایر بچه‌های اشرف خوانده‌ام؛ اما باور کنید وقتی شعری از البرز می‌آید، مخصوصاً همین شعر اشرفی، وقتی من داشتم آهنگش را می‌ساختم، همسرم آیدا می‌گفت: «بابا بسه! چشات کور می‌شه، بس که گریه می‌کنی». آخر من با گریه این کار را ساختم. مجری: با تمام عواطفتانآندرانیک: با تمام زندگی‌ام آن را ساختم. آخر اشرف یک شهر فراموش نشدنی است. ما این شهر را دوباره باید بسازیم. من به خواهر مریم گفتم که وقتی به ایران برسیم، شما خیلی کار خواهید داشت، ولی من یک قطعه زمینی پیدا می‌کنم و یک اشرف دیگر را در آنجا می‌سازیم و خودمان هم در آن زندگی می‌کنیم. البته می‌دانم که خیلیها هم دوست دارند بیایند داخل آن زندگی کنند. مجری: آقای آندرانیک، در ایران آزاد فردا خیلیها به‌کار و مسئولیت و به هنر و عواطف شما نیاز دارند.آندرانیک: بله، من تا هستم، یعنی تا زنده هستم، این کار را خواهم کرد. تا به آخر با این فامیل و خانواده بزرگ خود خواهم بود و به امید خدا ما آزادی را برای ایران به ارمغان خواهیم آورد.همین جا می‌خواهم از هواداران خوب و بی‌نظیرمان به‌خاطر کارهای بزرگی که می‌کنند، تشکر کنم. آنها روزی در ایران آزاد فردا به‌خاطر کمکهایی که به بچه‌های مجاهد کردند، به خود خواهند بالید. چرا؟ چون آن روز معلوم می‌شود که آنها چه کار کردند و با کمکهایشان چه اتفاقی افتاد. آن روز مملکت آزاد و پیشرفته‌یی خواهند داشت و هیچ بعید نیست که به سطح آمریکا برسیم. آخر ما از یک فرهنگ خوب و غنی برخورداریم. ما در فرهنگ پیشتازیم و شک ندارم و بارها و بارها گفته‌ام که با مجاهد، ایران به گلستان تبدیل خواهد شد.
شنبه, 15 اسفند 1394 ساعت 22:17

تاریخ سینما در جهان و ایران

  سینماتوگراف دستگاهی که لویی میلر و آگوست اختراع کردند تاریخ سینما ۱۲۰ سال قدمت دارداز آخرین سالهای قرن ۱۹ تا آغاز قرن ۲۱. تصاویر متحرک بتدریج از از کاروانهای شادی شروع شد و تا آنجا پیشرفت کرد که یکی از مهمترین ابزار ارتباطات و تفریحات و رسانه پرتعداد قرن ۲۰ شد. تصاویر متحرک فیلمها تحت تاثیر سه عامل هنر، تکنولوژی و سیاست بوده است.قدمت جعبه به ابن هیثم در کتابی از او با نام کتاب المناظر بر میگردد (۱۰۲۱م، قرن پنجم) و بعدها این دستگاه توسط گیامباتیستا دلا پارتا در سال ۱۶۰۰ تکمیل شد. نور توسط یک سوراخ کوچک یا یک لنز در خارج از آن برعکس می شود و بر روی یک سطح صاف یا صفحه نمایش داده می شود، در سال ۱۷۴۰ و ۱۷۴۸ دیوید هوم در مقالات رساله ای درباره طبیعت آدمی و پرس و جویی درباب فرایند فهم در آدمی به بحث درباره مشارکت و انگیزش مایه خیال بوسیله تصاویر می پردازد که عده ای گمان می کنند که اولین ارجاعات در مورد زبان فیلم است. دوربین استرئوسکوپ : یکی از قدیمی ترین انواع دوربین ها است، مخترع آن سر چارلز ... در سال ۱۸۷۸ میلادی، ادوارد مایبریج با حمایت مالی للاند استانفورد که سیاستمدار و موسس دانشگاه استنفورد بود موفق به عکسبرداری پشت سر هم از اسبی به نام سالی گاردنر شد. این عکسهای متوالی توسط ۲۴ دوربین پشت سر هم برداشته شد. آزمایش فوق در ۱۱ ژوئن در مزرعه پالو آلتو و با حضور نشریات بر‌گزار شد. دوربین ها به موازات حرکت اسب در یک مسیر مستقیم قرارداده شد و شاتر هر دوربین بوسیله سیمی که با سم اسب در ارتباط بود کنترل می شد. هر تصویر در یک هزارم ثانیه برداشت می شد.فیلم بعدی که تجربه شد منظره باغ روندهای بود که در ۱۴ اکتبر ۱۸۸۸ میلادی بوسیله لوئیس پرینس در لیدز، ایالت یورکشایر غربی انگلیس ساخته شد. لذا انگلیس بعنوان اولین کسانی که تصویر متحرک دست یافته اند شناخته می شوند.در ۲۱ ژوئن ۱۸۸۹ میلادی، ویلیام گرین حق امتیازی به شماره ۱۰۱۳۱ برای دوربین کرونوفوتوگرافیک اش گرفت. ظاهراً دوربین او قادر به گرفتن ۱۰ عکس بر روی فیلم سلولولید سوراخ دار بوده است. گزارشی از این دوربین در روزنامه عکسی انگلستان در تاریخ ۲۸ فوریه ۱۸۹۰ میلادی منتشر شد. گرین یک سری تصویر از قضیه را برای توماس ادیسون یعنی کسی که در آزمایشگاهش دستگاهی به نام کینتوسکوپ را ساخته بود ارسال کرد. این گزارش بار دیگر در مجله Scientific American در تاریخ ۱۹ آوریل همان سال به انتشار رسید. گرین در سال ۱۸۹۰ مکانی برای نمایش تهیه کرد اما سرعت پایین نمایش عکسها باعث عدم توجه چشم گیری به آن شد.ویلیام کندی لاری دیکسون، که همکار ادیسون در لابراتوارش بود توانست با ساخت نواری از جنس سلولولید برای خودش اعتباری کسب کند. آنها برای تولید فیلم استودیویی به نام بلک ماریا ساختند. (به علت شباهت ساختمان استودیو با ماشین مخصوص حمل مجرمین که نامش بلک ماریا بوده است).کینتوسکوپ با موفقیت در کل اروپا منتشر شد اما ادیسون هرگز این وسیله را خارج از آتلانتیک ثبت نکرد. این امر باعث شد تا از روی این دستگاه تقلیدهایی صورت گیرد، مثل دوربینی که بوسیله مخترع انگلیسی رابرت و پائول و بیرت اکرس شریکش ساخته شد.پائول عقیده بر نمایش تصاویر متحرک برای گروهی از تماشاچیان عمومی به جای بینندگان خاص را داشت، از این رو یک فیلم پروژکتور تولید کرد، اولین نمایش خودش را در ۱۸۸۵ انجام داد. در حول و حوش همین زمان، در فرانسه، آگوست و لوئی لومیر سینماتوگراف را اختراع کردند، یک دستگاه قابل حمل که سه قطعه دوربین، چاپگر و پروژکتور را در یکجا جا داده بود.آنها به زودی با فیلمهای واقع گرایانه خود به اصلی ترین تولید کنندگان اروپا تبدیل شدند، کارهایی مثل: کارگران در حال خروج از کارخانه لومیر و کارهای خنده آوری مثل آبیار آبیاری می‌شود (هر دو در سال ۱۸۹۵) ساخته شده اند. در واقع اولین فیلم تاریخ سینما ورود لوکوموتیو بخار به ایستگاه لسیوته است. لومیر ها پدر سینمای مستند هستند. اولین نمایش عمومی فیلم موشن پیکچرز در اروپا، متعلق به ماکس و امیل اسکلادا نوسکی بود که با دستگاه آپاراتوس شان بایوسکوپ که یه دستگاه بدون لرزش بود از ۱ تا ۳۱ نوامبر ۱۸۹۵ انجام شد.در می همان سال در آمریکا، اوژن آگوستین لائوست دستگاه ایدلوسکوپ را برای خانواده لاتهم طراحی کرد. در این دوران فیلمها کمتر از ۱ دقیقه بودند و اغلب یک صحنه واقعی یا نمایشی را از یک اتفاق عمومی یا ورزش یا بزن و بکوب را نمایش می دادند. هنوز از دستکاری در فیلم خبری نبود: نه تدوینی و اکثراً بدون حرکت دوربین و صحنه مستقیم. شاخصه تازگی تصاویر متحرک خود به تنهایی کافی بود تا یکی از بزرگترین اتفاقات قرن اخیر باشد دوربین پیشرفته فیلمرداری تاريخچهٔ سينما در ايران .برادران لومير، در دسامبر ۱۸۹۵ دستگاهى را به راه انداختند که سينماتوگراف نام داشت. اين دستگاه پيچيده عکس‌هاى متحرک را نشان مى‌داد. لومى‌ير با چرخاندن دستک آن عکس‌هاى متحرک را روى پرده‌اى سفيد به نمايش مى‌گذاشتند. آنها پس از استقبال پاريسى‌ها از سينماتوگراف، نمايندگانى به کشورهاى مختلف فرستادند تا مردم آن کشورها را با اين دستگاه آشنا کنند. اما ايران دورهٔ قاجار يکى از اين کشورها نبود. سينما زمانى‌که به سرزمين ما ايران رسيد، اسباب‌بازى ملوکانه‌اى در دست شاه قاجار بود. و اگر سفر مظفر‌الدين‌شاه به فرنگ در شروع قرن مصادف با نمايش برادران لومير نمى‌شد. سينما در ايران چه سرنوشتى پيدا مى‌کرد؟ مظفرالدين‌شاه سينماتوگراف را مى‌بيند و دستور خريد آن را مى‌دهد و به ايران مى‌آورد تا از آن به‌طور خصوصى استفاده کند و سينما در پس پردهٔ حرم باقى مى‌ماند. سينما را مظفرالدين‌شاه وارد مملکت کرد؛ اما نه به قصد خدمت به ملتش؛ بلکه در جهت ارضاى ذهن تنوع طلب و نوجويش. اولین سالن سینمایی ایران در سال 1279 تأسیس شد. چهار، پنج سال بعد از ورود خصوصى سينما به ايران نمايش فيلم توسط ميرزا ابراهيم خان صحاف‌باشى که سفر به اروپا را تجربه کرده بود، علنى مى‌شود. صحاف‌باشى که با کاربرد سينما آشنا شده بود، آن‌را به ميان مردم برد، اين تاريخ (۱۹۰۵) براى نمايش فيلم در ايران سابقه‌اى آبرومند و هم‌عصر با اکثر کشورهاى پيشرفتهٔ جهان ارائه مى‌دهد. کار نمايش فيلم بعد از فقط يک ماه بهم مى‌خورد و صحاف‌باشى در پى گرفتارى‌هاى مالى دستگير و سپس تبعيد مى‌شود و سرانجام به هند مى‌رود و حرکتش ناتمام مى‌ماند. بعد اين باور بوجود آمد که کار سينما را بايد خارجى‌ها برعهده گيرند و لذا فعاليت‌هاى سينمادارى را افراد غير ايرانى شکل دادند. در کار فيلم‌سازى نيز وضع به همين منوال بود. با انقلاب مشروطه مجدداً اولين مباشران سينما در ايران اسامى غيرايرانى داشتند: روسى‌خان (ايوانف)، آقايوف، اسماعيلوف، لوين و ياکوسبن. اولين ايرانى خالصى که نخستين فيلم ناطق را مى‌سازد، در آن‌سوى مرزها، در هند اجازهٔ کار پيدا مى‌کند. از همان ابتدا، اقتباس و تقليد، ساختار سينماى ايران را دچار تشتت کرد و بنايى بدون استحکام، فکر، ذوق و سليقه پى‌ريزى شد. آوانیس اوگانیانس سازنده اولین فیلم تاریخ سینمای ایران در کنار خانواده اش پيشگامان سينماى ايران هنر سينما را سال‌ها پيش در اين ملک متولد ساختند، کسانى چون: آوانس اوگانيانس، عبدالحسين سپنتا، خان بابا معتضدي، ابراهيم مرادي، اسماعيل کوشان، محسن بديع، احمد شيرازي، ساموئل خاچيکيان، مهدى اميرقاسم‌خاني، واهاک وارطانيان، آرمان ، ژورک و ... و انبوه زنان و مردان ديگرى که اين هنر را کشف کردند، به بلوغ رساندند و گسترش بخشيدند. در تمام اين سال‌ها، سينما در هر دوره و زمانه‌اى به شکلى درآمد. گاه هنر ناب بود و گاه وسيلهٔ تبليغ، گاه، اسباب تفريح و سرگرمى زمينه‌اى براى انتقال پيام. سينماى ايران در اين سال‌ها انبوهى علاقمند را با خود همراه کرد. امروزه دوربين و سينما که آن را صنعت تصوير نيز گفته‌اند، ابزارى است توانمند در دست هنرمندانى که مى‌کوشند به نگريستن معناى تازه‌اى ببخشند. منبع : ویکی پدیا ، سایت آفتاب
چهارشنبه, 12 اسفند 1394 ساعت 23:40

تاریخچه ویولن ; سازی با صدای جادویی

ویولن از سازهایی است که صدای بسیار دلنشینی دارد ویولن ساز زهی و آرشه ای است. این ساز کوچک ترین عضو سازهای زهی آرشه ای است. برای نواختن معمولاً روی شانه چپ قرار می گیرد و با آرشه که در دست راوک سیم های ویولن از زیر به بم به ترتیب: می (سیم اول)، لا (سیم دوم)، ر (سیم سوم)، سل (سیم چهارم).اصوات سیم های مجاور نسبت به یکدیگر فاصله پنجم درست را تشکیل می دهند. در این وسعت صدا ویولن قادر است تمام فواصل کروماتیک و کوچکتر از آن را اجرا نماید.تاریخچه ویولنتاریخچه ویولن در اروپا به قرن 9 میلادی باز میگردد. بسیاری معتقدند که ویولن نمونه تکمیل شده ساز رباب است. رباب سازی است که بعدها وقتی به اروپا آورده شد و تغییراتی در آن بوجود آمد به نام ربک در اروپا شهرت گرفت. برخی بر این باورند که ساز ویلن متعلق به یک امپراطوری هند در حدود 5000 سال قبل از میلاد بوده است و برخی دیگر ریشه ان را در آفریقا و حتی کشورهای عربی میدانند. فرمهای اولیه دارای سوراخی بودند که بر روی ساز قرار داشت اما بعدها این سوراخ از بدنه سازها حذف شدند و این ساز با چهار سیم سرآغاز ساز ویلن تکامل یافته در سالهای آینده شد. در اروپا از قرن 11 به بعد ساز ویولون به صورت تکامل یافته دیده می شود. برخی ایرانیان بر این باورند که این ساز از ساز ایرانی کمانچه مشتق شده است.ست نوازنده است نواخته می شود.سازندگاناز اولین سازندگان ویولن می توان به گاسپارو برتولونی ایتالیایی نام برد، که در برخی موارد وی را مخترع این ساز می دانند. از شاگردان مشهور گاسپارو برتولونی آندره آماتی بود که او هم بهترین سازنده ویولن در سطح جهان یعنی آنتونیو استرادیواری ایتالیایی را پرورش داد. تا کنون کسی در جهان پیدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکمیل نماید بلکه قادر نبوده ویولنی بسازد که از حیث زیبایی و صوت بتواند با ویولن های آنتونیو استرادیواریوس برابری نماید.تا کنون بیش از سه سده از اختراع اولین نمونه ویولن توسط گاسپارو برتولونی میگذرد و در این مدت با وجودی که کشفیات جدیدی در علوم فیزیک و شیمی نموده اند نه تنها نتوانسته اند در ساختمان ویولن تغییری بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قدیم نیز چیزی درک نکرده اند.بخش های ویولن خرک (در جلو)، گریف (جسم سیاه رنگ در عقب) و سیم های ویولن این ساز از 58 قطعه مختلف ساخته می شود. وزن آن در حدود 400 گرم می باشد.ویلن از بخش های زیر تشکیل شده است:آرشه:یا کمان ترکه ای چوبی است که رشته های موی دم اسب در طول آن کشیده شده و به دو سر آن ثابت شده است.جعبه طنینی (جعبه ریزونانس):جعبه ای است که از سه بخش صفحه روئی، صفحه زیرین و زوارهای دور تشکیل شده است. گریف، خرک و سیم گیر در این ساز از جنس چوب آبنوس (به دلیل استحکام بیشتر)می باشد.دسته یا گردن:در واقع دنباله چوب آبنوس تکیه سیم هاست که محل انگشت گذاری نوازنده در قسمت بالای آن قرار دارد. نوازنده ویولن قادر است در تمام طول چوب آبنوس انگشت گذاری کند. انتهای دسته به جعبه کوچکی (جعبه کوک) ختم می شود که سیم ها در درون آن به دور گوشی های کوک پیچیده می شوند.خرک:پلی است بین سیم ها و جعبه طنینی. نقش خرک تقسیم راه سیم ها، نگه داشتن سیم ها با ارتفاع خاص برای عبور بر روی جعبه طنینی و انتقال ارتعاشات سیم ها به جعبه طنینی. در داخل جعبه طنینی استوانه چوبی کوچکی قرار دارد (تقریباً در زیر محلی که خرک قرار دارد)، که نقش آن انتقال ارتعاشات به صفحه زیرین ساز و مانعی در جهت عدم شکسته شدن صفحه روئی ساز از فشار سیم ها و خرک.گریف:از آبنوس ساخته شده و در طول دسته ویلن چسبیده است و تا میانهٔ جعبهٔ ساز ادامه دارد. گریف بخشی است که نوازنده با انگشت خود سیم را به آن می چسباند و به این ترتیب طول سیم را کوتاه می کند و نت های مختلف را می نوازد.سیم گیر:از آبنوس ساخته شده و در فاصله اندکی از خرک تا آخر تنه ویولن کشیده شده است. با زهی از جنس روده یا پلاستیک یا سیم به دکمه ای که در قسمت پائین جدار تعبیه شده بند می شود.سیم ها:سیم ها از جعبه کوچک سر ساز آغاز شده در طول چوب آبنوس تکیه گاه سیم ها ادامه یافته، از روی خرک عبور کرده و در سیم گیر مهار می شوند. سیم های ویولن قبلا از روده گوسفند (زه) ساخته می شد. امروزه در سیم های بم تر، روی روده سیم فلزی نازکی می پیچند و در سیم های زیرتر از مفتول فلزی تنها استفاده می شود.نوازندگی ویولوننقش این ساز چه در ارکسترها، به صورت گروه نوازی و چه در ارکستر مجلسی و ختی بصورت تکنوازی پر اهمیت است و بیشترین نقش را در ارکستر بر عهده دارند. نقش این ساز چه در ارکستر بزرگ چه به طور جمعی و انفرادی بسیار پر اهمیت است. وجهه جهانی ویولن را می توان در سازگاری آن با فرهنگهای مختلف و حضور این ساز در موسیقی ملل مختلف دید.تاریخچه ویولن در ایران . ابوالحسن صبا، (۱۲۸۱ در تهران - ۱۳۳۶[)، استاد موسیقی ایرانی، آهنگ‌ساز و نوازندهٔ سرشناس ایرانی. ویولون از ادوات و آلات موسیقی جدید است که در زمان ناصرالدین شاه پس از تآسیس شعبه موزیک دارالفنونو آمدن مستشاران خارجی برای معلمی این شعبه و آوردن سازهای جدید مانند فلوت و قره نی در ایران معمول گردید.مسیو دوال فرانسوی که در اواخر عصر ناصری به ایران آمد و دو سال بیشتر در ایران نماند معلمی قسمتی از شعبه موزیک دارالفنون را بر عهده داشت و استاد و نوازنده ویولون بود و این ساز را با قواعد مخصوص آن تعلیم میداد.و ظاهرا قدیمی ترین معلم و مربی ویولون بود."حسن مشحون"در کتاب تاریخ موسیقی ایران حسین هنگ آفرین را قدیمی ترین ایرانی نوازنده ی ویولون معرفی کرده است.ولیکن"روح الله خالقی"در کتاب سرگذشت موسیقی"تقی دانشور"{اعلم السلطان}را نخستین ایرانی مینویسد که با ویولون آشنا شده است.از معروفترین ویولینست های ایرانی می توان از ابوالحسن صبا ، ابراهیم لطفی ، رکن الدین مختاری ، حسینعلی وزیری ، علی تجویدی ، همایون خرم ، حبیب ا... بدیعی پرویز یاحقی و... نام برد
آدل بهترین خواننده روز جهان  "ادل" خواننده بریتانیایی، با کسب چهار جایزه از جمله جایزه بهترین خواننده زن و بهترین آلبوم سال در صدر فهرست برندگان جوایز موسیقی "بریتز" قرار گرفت. به گزارش رادیو فرانسه سی و ششمین مراسم برندگان جوایز موسیقی بریتز، شامگاه چهارشنبه ۲۴ فوریه، در لندن برگزار شد. ادل که با آلبوم تازه خود در این مراسم شرکت کرده بود برایبه نق تک آهنگ "Hello" جوایز "بهترین تک‌آهنگ و موفقیت جهانی" را کسب کرد. جاستین بیبر نیز برنده جایزه بهترین خواننده جهانی مرد شد. او در این مراسم دو آهنگ از پرفروش‌ترین آهنگ‌های خود را اجرا نمود.گروه موسیقی "کولد پلی"* برای چهارمین بار برنده جایزه بهترین گروه موسیقی شد. این گروه موسیقی، جایزه خود را به "تمامی مردان و زنان عرصه موسیقی که در اردوگا‌ه‌های مهاجران" به سر می برند، اهدا نمود. همچنین، در جریان مراسم جوایز موسیقی بریتز، یاد "دیوید بویی" ستاره تازه درگذشته موسیقی پاپ و راک نیز گرامی داشته شد.
دوشنبه, 10 اسفند 1394 ساعت 22:15

برندگان جوایز اسکار سال ۲۰۱۶

لئوناردو دی‌کاپریو! طلسم را سرانجام شکست و برنده اسکار شد! مراسم اسکار ۲۰۱۶ به پایان رسید. "اسپات لایت" اسکار بهترین فیلم را گرفت. دی‌کاپریو هم پس از ۶ بار ناکامی سرانجام به اسکار رسید. بری لارسون هم اسکار بهترین هنرپیشه زن را دریافت کرد.اسکار بهترین هنرپیشه زن نقش اصلی به بری لارسون رسید. این نخستین اسکار این هنرپیشه با استعداد و خجالتی آمریکایی است. دیگر نامزدهایی که دست خالی به خانه رفتند: کیت بلانشت (کارول)، جنیفر لارنس (جوی)، شارلوت رمپلینگ (۴۵ سال) و سرشه رونان (بروکلین). هر چند این هنرپیشه‌ها دست خالی مراسم را ترک کردند اما قطعا با نامزدی در اسکار میزان دستمزدشان چند برابر خواهد شد.جایزه بهترین هنرپیشه نقش مکمل زن تعلق گرفت به آلیسیا ویکاندر! این نخستین جایزه اسکار این هنرپیشه با استعداد سوئدی بود. ویکاندر که به زبان انگلیسی تسلط کامل دارد، از کارگردان تام هوپر و ادی ردمین همبازی‌اش در "دختر دانمارکی" تشکر کرد. او همراه با پدر و مادرش به مراسم اسکار آمده بود.اسکار بهترین گریم و آرایش مو باز هم به "مد مکس: جاده خشم" رسید. لسلی واندروالت، الکا واردگا و دامیان مارتین برای دریافت جایزه‌شان به روی صحنه رفتند.هنرپیشگان اسپات لایت و کرید برنده جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری را اعلام کردند. برنده، امانوئل لوبزکی بود که سال گذشته برای "برد من" و سال پیش از آن برای "جاذبه" همین جایزه را دریافت کرده بود.اسکار بهترین تدوین فیلم هم نصیب مارگارت سیکسل شد برای فیلم "مد مکس: جاده خشم".اسکار بهترین تدوین صدا هم به مارک منجینی و دیوید وایت برای فیلم باز هم "مد مکس: جاده خشم" رسید.اسکار جلوه‌های تصویری نصیب اندرو وایت هرست، پل نوریس، مارک اردینگتون و سارا بنت برای فیلم "فراماشینی" (اکس ماکینا) شد.سکار بهترین انیمیشن سال رسید به "پشت و رو". انیمیشینی خلاقانه، خوش‌ساخت با داستانی بکر محصول کمپانی پیکسار. پیت داکتر و جوناس ریورا سازندگان این انیمیشن هستند.پاتریشیا ارکت که سال گذشته برنده اسکار بهترین هنرپیشه زن نقش مکمل شده بود، اسکار بهترین هنرپیشه مرد نقش مکمل را به مارک رایلنس (پل جاسوسان) داد. رقبای رایلنس برای دریافت اسکار کریستین بیل، تام هاردی، مارک رافلو و سیلوستر استالونه بودند.اسکار بهترین مستند کوتاه به شرمین عبید چینوی برای مستند "دختری در رودخانه: بهای بخشش" رسید این دومین اسکار این مستندساز پاکستانی بود.اسکار بهترین مستند بلند به آصف کاپادیا و جیمز گی‌ریس برای مستند ستایش‌شده "امی" (خواننده فقید بریتانیایی) رسید.حظه اهدای اسکار بهترین موسیقی فیلم: برنده، انیو موریکونه (هشت نفرت‌انگیز)؛ آهنگساز ۸۷ ساله ایتالیایی که دنیای سینما برخی از به یادماندترین موسیقی‌هایش را مدیون وی است. او در سال ۲۰۰۶ برنده جایزه افتخاری اسکار برای یک عمر فعالیت هنری شد. موریکونه نطق تشکرش را به زبان ایتالیایی قرائت کرد البته همراه با ترجمه انگلیسی.اسکار بهترین ترانه فیلم سال هم به سم اسمیت و جیمی نیپز برای Writings on the Wall برای فیلم جیمز باند "اسپکتر" رسید. سمت اسمیت اسکارش را به جامعه دگرباشان جنسی با امید برابری برای همه اهدا کرد.نامزدها برای بهترین کارگردانی آدام مک‌کی (بیگ شورت)، لنی ابراهامسون (اتاق)، تام مک‌کارتی (اسپات لایت)، الخاندرو ایناریتو (برخاسته از گور) و جرج میلر (مد مکس: جاده خشم) بودند و در نهایت، اسکار به الخاندرو ایناریتو رسید. چهارمین اسکار ایناریتو! او سال گذشته هم برای "برد من" اسکار برد.لئوناردو دی‌کاپریو اسکار را برد. طلسمی که سرانجام شکست! رقبای وی: برایان کرانستون (ترامبو)، مت دیمون (مریخی)، مایکل فسبندر (استیو جابز)، ادی ردمین (دختر دانمارکی) بودند.آخرین جایزه اسکار ۲۰۱۶ مربوط به بهترین فیلم بود که به اسپات لایت رسید.
جایزه «بهترین بازیگر زن جوان» نیز به خانم زتا حنروط بازیگر الجزایری تعلق گرفت فیلم «فاطمه» به کارگردانی فلیپ فوکون فرانسوی، موفق شد در چهل و یکمین دوره جوایز سینمایی «سزار» فرانسه، که معادل جوایز «اوسکار» است، سه جایزه کسب کند. کارگردان این فیلم جایزه «بهترین فیلم» را دریافت کرد. جایزه «بهترین بازیگر زن جوان» نیز به خانم زتا حنروط بازیگر الجزایری تعلق گرفت. علاوه بر این جایزه «بهترین اقتباس» از دو رمان عربی ترجمه شده را به خود اختصاص داد که این دو رمان عبارتند از: رمان «نماز در ماه»، و رمان «بلأخره می توانم به تنهایی راه بروم». این فیلم داستان یک خدمتکار مهاجر به نام فاطمه الایوبی بود که طی یک حادثه فلج شده بود. کارگردان «فاطمه» به دنبال یک زن خدمتکار بود تا نقش اصلی را بازی کند، زیرا تنها یک خدمتکار می توانست به خوبی نقش را ایفا کند. به همین منظور یک ازمون برگزار شد و طی آن یک خدمتکار مراکشی به نام ثریا زروال برنده شد و موفق شد نقش را به خوبی ادا کرده و نامزد دریافت «جایزه سزار» شود.
روز یکشنبه برگزاری مراسم اعطای جوایز اسکار مراسم اعطای جوایز اسکار 2016 در روز یکشنبه با اجرای «کریس راک» برگزار می‌شودنامزدهای نهایی هشتادوهشتمین دوره جوایز اسکار در کنفرانس خبری در لس‌آنجلس آمریکا معرفی شد و فیلم «بازگشته» ساخته «الخاندرو گونزالز ایناریتو» با نامزدی در 12 بخش پیشتاز این رویداد سینمایی نام گرفت. کریس راک، کمدین و فیلم‌ساز، قرار است مجری مراسم ۲۰۱۶ باشد  رئیس آکادمی علوم و هنرهای سینمایی اسکار در یک نشست خبری با حضور بیش از 400 رسانه از سراسر جهان به همراه «آنگ لی» کارگردان آمریکایی تایوانی تبار، «گیلرمو دل‌تورو» کارگردان مکزیکی و «جان کرازینسکی» بازیگر آمریکایی، فهرست نامزدهای نهایی جوایز اسکار 2016 را اعلام کردند.به گزارش وب‌سایت رسمی آکادمی علوم و هنرهای سینمایی اسکار، فهرست نامزدهای نهایی هشتاد وهشتمین دوره این جوایز سینمایی به این شرح است:نامزدهای بهترین فیلم بلند«بازگشته»، «کمبود بزرگ»، «مکس دیوانه: جاده خشم»، «اتاق»، «افشاگر»، «مریخی»، «بروکلین»، «پل جاسوس‌ها»نامزدهای بهترین کارگردانی«آدام مک‌کی»؛ کمبود بزرگ«آلخاندرو گونزالز ایناریتو»، بازگشته«تام مک‌کارتی»؛ افشاگر«جورج میلر»؛ مکس دیوانه: جاده خشم«لنی آبراهامسون»؛ اتاقنامزدهای بهترین بازیگر نقش اول مرد«برایان کارنستون»؛ ترامبو«مت یمون»؛ مریخی«لئوناردو دی‌کاپریو»؛ بازگشته«مایکل فاسبندر»؛ استیو جابز«ادی ردماین»؛ دختر دانمارکینامزدهای بهترین بازیگر نقش اول زنکیت بلانشت»؛ کارول«بری لارسن»؛ اتاق«سیبرشا رونان»؛ بروکلین«شارلوت رامپلینگ»؛ 45 سال«جنیفر لاورنس»؛ جویمراسم اعطای جوایز هشتاد و هشتمین دوره جوایز سینمایی اسکار روز 28 فوریه (یکشنبه نهم اسفند) در سالن «دالبی تئاتر» لس‌آنجلس با اجرای «کریس راک» برگزار می‌شود
جانفرانکو رزی برای مستند "آتش در دریا" جایزه خرس طلا را دریافت کرد شصت و ششمین دوره جشنواره فیلم برلین پرصدا تر و بارتر از پیش، امسال نیز میزبان ستاره های هنر هفتم بود. این رویداد سینمایی  سمت گیری سیاسی دارد،  پناهجویان یکی از موضوعات اصلی برلیناله امسال بود. پناهجویان و سازمان های پناهندگی مردمی به جشنواره و پشت صحنه دعوت شد ند، ب . مستند «آتش در دریا» ساخته فیلمساز ایتالیایی جیان‌فرانکو روسی، با موضوعی درباره بحران پناهجویی در اروپا برنده خرس طلایی بهترین فیلم در شصت و ششمین دوره جشنواره فیلم برلین شد. مراسم اختتامیه این دوره جشنواره فیلم برلین شنبه شب در محل کاخ اصلی این جشنواره با حضور عوامل فیلم‌های حاضر در بخش مسابقه و نیز مهمانان و داوران این دوره برگزار شد. اهدای جایزه خرس طلایی به مستند «آتش در دریا» با توجه به مضمون و نوع پرداختش از سوی بسیاری از پیگیران و کارشناسان سینمایی پیش‌بینی می‌شد. نمایش این فیلم در روزهای برگزاری جشنواره برلین هم با استقبال منتقدان روبه‌رو شده بود. مستند «آتش در دریا» روایتی است از آنچه این روزها در جزیره لامپدوسا، جنوبی‌ترین نقطه ایتالیا می‌گذرد. جزیره‌ای که کانون اصلی ورود پناهجویان از شمال آفریقا به اروپاست.فیلم دو روایت موازی یکی از زندگی پسربچه‌ای دبستانی ساکن این جزیره و خانواده و افراد پیرامون او و دیگری فعالیت‌های نیروی دریایی ایتالیا در نجات پناهجویان را دنبال می‌کند. کارگردان این مستند اجازه پیدا کرده تا همراه نیروی دریایی ایتالیا از ابتدا تا انتهای چند عملیات نجات همراه باشد و در این مسیر، فرصت ثبت تصاویر تاثیر گذار و کمتر دیده‌شده‌ای را پیدا کرده است. او در صحبت‌هایش پس از نمایش فیلم از عملکرد کشورهای مختلف اروپایی در قبال بحران مهاجرت انتقاد کرده بود. از دیگر فیلم‌های موفق در شب اهدای جوایز جشنواره برلین فیلم تونسی «هادی» به کارگردانی محمد بن عطیه بود که توانست دو جایزه خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد و بهترین فیلم اول را دریافت کند. این فیلم روایتی است از زندگی جوانی در میانه دهه سوم زندگی در تونس امروز که همواره به حکم مادرش زندگی کرده و حالا به انتخاب او در آستانه ازدواج است اما ناگهان آشنایی با دختری رها و جذاب باعث شورش او بر مناسبات سنتی می‌شود.ریاست هیئت داوران بخش مسابقه این دوره جشنواره برلین را مریل اسرتیپ بازیگر شناخته شده آمریکایی برعهده داشت. اکثریت اعضای هیات داوران جشنواره امسال را چهره‌های فرهنگی و سینمایی زن تشکیل می‌دادند. تحولات سیاسی و اجتماعی حال حاضر دنیا از جمله بحران مهاجرت، حملات سایبری و مشکلات طبقه متوسط در کشورهای مختلف از جمله مضامین اصلی فیلم‌های بخش مسابقه جشنواره امسال برلین بودند. از ایران فیلم «اژدها وارد می‌شود» به کارگردانی مانی حقیقی با ۱۷ فیلم دیگر در بخش مسابقه برای دریافت جایزه خرس طلایی رقابت می‌کرد. فهرست برندگان جوایز جشنواره فیلم برلین ۲۰۱۶ خرس نقره‌ای بهترین فیلم اول: هادی (محمد بن عطیه) از تونس خرس نقره‌ای بهترین فیلمنامه: توماش واشیلفسکی برای فیلم ایالات متحده عشق (لهستان) خرس نقره‌ای دستاورد فنی: مارک لی ژینگ بی برای فیلمبرداری فیلم crosscurrent (چین) خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد: مجد مستور برای فیلم هادی (تونس) خرس نقره‌ای بهترین بازیگر زن: ترینه دیرهولم برای فیلم کمون (دانمارک) خرس نقره‌ای بهترین کارگردان: میا هانسن لووه (آینده- فرانسه) خرس نقره‌ای برای بهترین فیلمی که افق‌های تازه‌ای را گشوده: لالایی برای یک راز غمگین (لاو دیاز - فیلیپین) خرس نقره‌ای جایزه بزرگ هیئت داوران: دنیس تانوویچ (مرگ در سارایوو - بوسنی و هرزگوین)جایزه عفو بین‌الملل برای مستند ایرانی «رویاهای دم صبح» مستند «رویاهای دم صبح» به کارگردانی مهرداد اسکویی از جمله فیلم‌های ایرانی حاضر در جشنواره برلین برنده یکی از جوایز جنبی این دوره شد. این فیلم به طور مشترک با مستند «آتش در دریا» ساخته جیان‌فرانکو روسی از ایتالیا جایزه نهاد حقوق بشری عفو بین‌الملل را دریافت کرد.هدف از اعطای این جایزه جلب توجه به موضوع حقوق بشر و تشویق فیلم‌سازان به پرداختن به این موضوع است. DW.com
دوشنبه, 19 بهمن 1394 ساعت 09:11

سال نوی چینی؛ سال پربار میمون آتشین

سال میمون سالی سراسر پرجنب و جوش خواهد بود چینی‌ها در ساعات آغازین روزدوشنبه (۸ فوریه/ ۱۹ بهمن) سال جدیدشان را جشن می‌گیرند. این سال طبق تقویم سنتی چینی سال میمون است؛ سالی پر جنب و جوش که وعده رسیدن به "ثروت" و ممکن بودن همه‌چیز را می‌دهد. سال میمون سالی سراسر پرجنب و جوش خواهد بود؛ سالی که در آن هر چیزی ممکن است و هیچ‌چیز را نمی‌توان پیش‌بینی کرد. سال جدید چینی البته امسال با عنصر آتش نیز پیوند خورده است؛ برای همین می‌توان پیش‌بینی کرد که یک میمون آتشین به طور قطع با خود جنب و جوشی بیش از حد معمول همراه خواهد آورد. بیشتر خانواده‌های چینی به همین دلیل تحویل سال را با سر و صدای بیشتری جشن خواهند گرفت. به ویژه اینکه سال گذشته سال گوسفند بود که نماد عدم تحرک و خسته‌کننده بودن به شمار می‌رود. برای همین آمدن سال پر جنب و جوش میمون بعد از چنین سالی خیلی از چینی‌هایی را که عاشق تحرک و تحول هستند، شادمان کرده است. طالع‌بینی چینی که حول حیوانات می‌گردد، یکی از معدود رسوم کهن به جا مانده‌ای است که توانسته از دست‌درازی کمونیست‌ها به سنن و آداب چندین هزار ساله چین جان سالم به در ببرد. بر خلاف دیگر باورهای سنتی، رهبری کمونیست چین هم با طالع‌بینی میانه خوبی دارد. در سال ۱۹۶۷ زمانی که مائو، بنیانگذار جمهوری خلق چین درگذشت، این واقعه رسما با سال اژدها که طالع آن سال بود، پیوند خورد. طبق طالع‌بینی چینی، در سال اژدها رخدادهای بزرگ و غالبا دهشتناک به وقوع می‌پیوندند. باهوش و تر و فرز، بی‌قرار و خودخواه هر چند سال میمون پرتحرک و پر فراز و نشیب خواهد بود، اما نتیجه این جنب و جوش‌ها غالبا مثبت از آب درمی‌آید. یکی از خوش‌بینی‌ها در این رابطه نیز در زمینه اقتصاد است. مشاوران اقتصادی امید دارند که سال میمون کسب و کار را رونق دهد. از چند هفته مانده به آغاز سال نو، بانک‌های چینی با ارائه خدمات ویژه‌ای که برای سال میمون در نظر گرفته‌اند، دست به کار تبلیغات زدند. میمون‌ها حیواناتی فرز و چابک، باهوش و اهل خطرند. با توجه به همین ویژگی نیز بسیاری امید دارند که با اندکی دل به دریا زدن، کسب و کارشان در سال میمون سکه شود. برخی این سال را "سال ثروت" هم می‌نامند. میمون البته برای چینی‌ها یادآور افسانه محبوب "میمون پادشاه" است که هر کودک چینی با آن آشنایی دارد؛ افسانه‌ای که روایتگر همراه شدن میمون پادشاه با یک راهب، یک خوک و یک گداست. این جمع راهی هند می‌شوند تا نوشته‌های مقدس بودا را به چین بازگردانند. انیمیشنی سه‌بعدی از این روایت این روزها در سینماهای چین و جهان به روی پرده رفته است و امید می‌رود که با استقبال خوبی در گیشه‌ها مواجه شود. سال میمون چنان در میان چینی‌ها محبوب است که بسیاری از زنان باردار که هر لحظه ممکن است مادر شوند، آرزو دارند فرزندشان را نه در سال کم حس و حال گوسفند، ‌بلکه در سال پر هیجان میمون به دنیا بیاورند. طبق طالع‌بینی چینی، کسانی که در سال میمون متولد می‌شوند، افرادی باهوش، تر و فرز و خوش‌طبع هستند. البته این گروه می‌توانند به آسانی به افرادی بی‌قرار، خودخواه و سودازده نیز تبدیل شوند. در طالع‌بینی چینی شغل‌های مناسب برای متولدین سال میمون شاخه‌های مهندسی، علوم تحقیقات، بازار بورس، بانک، حسابداری، فروشندگی یا کارگردانی شناخته می‌شود. از متولدین سرشناس سال میمون می‌توان از لئوناردو داوینچی، جولیوس سزار، الیزابت تیلور، جرج لوکاس و میک جگر نام برد. DW.com
جشن سَده، یکی از جشن‌های ایرانی، است که در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه یعنی آبان روز از بهمن ماه برگزار می‌شود. در پیچ و خم کوه، ناگاه در برابرش مار سیاهی از تیرگی و شقاوت، برآمده از اعماق تاریکی و جهالت، قد علم کرد. هم‌چون اهریمنی با خون سرد، برون آمده از دخمه‌های تنگ. هوشنگ، بی‌دفاع و بی‌سلاح، سنگی برداشت و به سویش پرتاب کرد. از برخورد سنگ به تخته سنگ، جرقه‌ای برخاست؛ از پی آن یکصد روز آتشی درگرفت: یکصد روز، آتش ظلمت‌سوز هوشنگ در لغت به‌معنی طریقت و راه و روش؛ و نیز به‌معنای فرد دانا و فرزانه است. در افسانه‌های اساطیری ایران باستان، هوشنگ شاه، روزی با یارانش (که به روایتی، یکصد تن بوده‌اند) از کوهی گذر می‌کند. در آنجا با ماری بزرگ و بدهیبت روبه‌رو می‌شود. او تصمیم به نبرد با مار سیاه می‌گیرد. هوشنگ برای نابود کردن این جانور هولناک، سنگی از زمین برمی‌دارد و آن‌را نشانه می‌گیرد. سنگ به تخته سنگی می‌خورد و از برخورد این دو سنگ جرقه‌یی پدید می‌آید. فروغی پدید آمد از هر دو سنگدل سنگ گشت از فروغ آذرنگهوشنگ این رویداد را به فال نیک گرفت، آتش بزرگی برافروخت و جشنی برپا ساخت: جشن سده. جشن غلبه نور و روشنایی بر تیرگی و ظلمت. جشن پیروزی بر اهریمنان و بر حکام جبار زمان.
 " لئوناردو دی‌کاپریو، بازیگر فیلم "بازگشته" یکی از نامزدهایی است که شانس چشمگیری دارد نامزدهای کسب جوایز سینمایی اسکار معرفی شدند. آخرین ساخته‌ی آلِخاندرو ایناریتو، کارگردان مشهور مکزیکی در ۱۲ رشته نامزد دریافت اسکار شد. فیلم "مدمکس" نیز در ۱۰ رشته نامزد کسب اسکار شد.پنج‌شنبه (۱۴ ژانویه/ ۲۴ دی ماه) نامزدهای جایزه‌ی سینمایی اسکار سال ۲۰۱۶ طی مراسمی در شهر لس‌آنجلس معرفی شدند. فیلم "بازگشته" تازه‌ترین اثر الخاندرو ایناریتو، نامزد بیشترین تعداد جایزه شده است و عوامل و بازیگران این فیلم در بیشتر گروه‌های اصلی نامزد شدند. این فیلم در مجموع در ۱۲ رشته نامزد دریافت اسکار شد. سال گذشته نیز فیلم "بردمن" ساخته‌ی ایناریتو جایزه‌ی بهترین فیلم را در مراسم اسکار دریافت کرد. فیلم "بازگشته" در مراسم جایزه گلدن‌گلوب در هفته‌ی گذشته نیز برنده‌ی جایزه‌ی بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر نقش اول مرد شد. در گروه "بهترین فیلم" در اسکار ۲۰۱۶فیلم‌های "پل جاسوسان"، "بروکلین"، "مدمکس: جاده‌ی خشم"، "بیگ شورت"، "مریخی" و "اسپات‌لاین" دیگر رقبای فیلم "بازگشته" خواهند بود. آلِخاندرو ایناریتو در گروه "بهترین کارگردانی" یکی از نامزدها است. به جز ایناریتو، جورج میلر برای کارگردانی فیلم "مدمکس"، آدام مک‌کی برای فیلم "بیگ شورت"، لنی آبراهامسون برای فیلم "اتاق" و تام مک‌کارتی برای کارگردانی فیلم "اسپات‌لایت" نامزد دریافت جایزه اسکار شدند. هر دو بازیگر اصلی فیلم "کارول" نامزد دریافت جایزه اسکار شدند در گروه "بهترین بازیگر نقش اول مرد" لئوناردو دی‌کاپریو، بازیگر فیلم "بازگشته" یکی از نامزدهایی است که شانس چشمگیری دارد. دی‌کاپریو در مراسم گلدن‌گلوب نیز برای بازی در این آخرین ساخته‌ی ایناریتو برنده‌ی جایزه‌ی بهترین بازیگر مرد شد. مت دیمون به خاطر بازی در فیلم "مریخی"، مایکل فاسبندر برای بازی در فیلم "استیو جابز"، ادی ردمین برای بازی در فیلم "دختر دانمارکی" و برایان کرانستون برای بازی در فیلم "ترومبو" دیگر نامزدهای گروه بهترین بازیگر نقش اول مرد معرفی شدند. کیت بلانشت برای بازی در فیلم "کارول"، یکی از نامزدهای جایزه اسکار در گروه "بهترین بازیگر نقش اول زن" است. بلانشت دو سال قبل نیز جایزه اسکار را در همین گروه به خاطر بازی در فیلم "یاسمین غمگین" کسب کرد. جنیفر لارنس برای نقش‌آفرینی در فیلم "جوی"، سیرشه رونان برای فیلم "بروکلین"، بری لارسون برای فیلم "اتاق" و شارلوت رمپلینگ برای فیلم "۴۵ سال" دیگر نامزدهای کسب بهترین جایزه‌ی نقش اول زن‌ هستند. در بخش "بهترین بازیگر نقش مکمل مرد" تام هاردی برای فیلم "بازگشته"، کریستین بیل در فیلم "بیگ‌شورت"، سیلوستر استالونه در "کرید"، مارک رافولا در "اسپات‌لاین" و مارک رایلنس برای فیلم "پل جاسوسان" نامزد شدند. در بخش "بهترین بازیگر نقش مکمل زن" نیز رونی مارا برای نقش‌آفرینی در فیلم "کارول"، جنیفر جیسن‌لی در فیلم "هشت نفرت‌انگیز"، کیت وینسلت در "استیو جابز"، آلیشا ویکاندر در "دختر دانمارکی" و ریچل مک‌آدامز در "اسپات‌لایت" نامزد شدند. فیلم‌نامه‌های فیلم‌های "پل جاسوسان"، "اسپات‌لایت"، "اکس ماکینا"، "پشت‌ورو" و "خروج مستقیم از کمپتن" برای دریافت جایزه بهترین فیلم‌نامه با یکدیگر رقابت خواهند کرد.در گروه بهترین "فیلم‌نامه اقتباسی" نیز فیلم‌های "بروکلین"، "کارول"، "بیگ‌شورت"، "مریخی" و "اتاق" کاندید شدند.موسیقی متن فیلم‌های "پل جاسوسان"، "کارول"، "هشت نفرت‌انگیز"، "جنگ ستارگان" و "سیکاریو" برای دریافت اسکار بهترین موسیقی متن نامزد نهایی شدند. در بخش "مستند بلند" نیز فیلم‌های مستند "چه خبر شد خانم سیمون؟"، "کارتل‌لند"، "تصویر سکوت"، "زمستان در آتش" و "امی" نامزد شدند. فیلم "مدمکس" در ۱۰ رشته نامزد اسکار شد نامزدهای دریافت اسکار بهترین انیمیشن نیز "پشت‌ورو"، "پسر و دنیا"، "انومالیسا"، "وقتی مارنی این‌جا بود" و "گوسفند شان" معرفی شدند. در بخش "بهترین فیلم خارجی" نیز فیلم‌های "جنگ" از دانمارک، "پسر سائل" از مجارستان، "اسب وحشی" از فرانسه، "در آغوش مار" از کلمبیا و "غرور" از کشور اردن نامزد شدند. مراسم اهدای جوایز آکادمی علوم و هنرهای تصویری که به اسکار معروف است، در تاریخ ۲۸ فوریه ۲۰۱۶ در شهر لس‌آنجلس برگزار خواهد شد.DW.com

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان