04032020جمعه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27

مقالات و نظرات

پنج شنبه, 14 فروردين 1399 ساعت 19:52

شارلاتانیسم ایرج مصداقی، یک شاگرد دژخیم

شهیدان محمود حسنی و محمدرضا شهیر افتخار از مسئولین تشکیلات بند ما بودند. هر دوی این قهرمانان در جریان قتل‌عام سال ۶۷ سربدار شدند. به عهده گرفتن مسئولیت مصداقی را هم مجاهد شهید محمود حسنی بمن ابلاغ کرد تا مصداقی بیشتر از این طعمه پاسداران نشود.
پنج شنبه, 14 فروردين 1399 ساعت 19:40

حکومت «گل و بلبل» در لبه سقوط

سخنان اخیر آخوند شیاد روحانی نه تنها باعث تعجب جامعه دردمند ایران، بلکه فراتر از آن مهر تائیدی براین واقعیت است که بند ناف رژیم آخوندی را با «دروغ و ریا» بسته اند، آنهم از نوع و مدل «نجومی» اش!! شیخ حسن روحانی به هنگامه شیوع ویروس کرونا و از دست رفتن جان بیش از ۱۵ هزار هموطن امان، در یک پریشان گویی، از وجود «نقاهتگاه های قشنگ و وسیعی» سخن می گوید که اگر کسی دیکتاتوری آخوندی، با تمامی باند های غارت و چپاول آن را نشناخته و یا تجریه نکرده باشد ، گمان خواهد کرد که انگاری با «بهشت برین» طرف است!!
هموطنان عزیز و سرفراز در طول تاریخ بشریت و تشکیل جامعه -از حدود ده هزارسال پیش- گاهی زمین و زمان، مانند مادری دلسوز اما نگران، برانگیخته شده و انگاری که از دست بشر کارش به تب و لرز وتشنج جسمی و روحی بکشد، دیگر نتوانسته فرزندان در دامان خود را سالم نگهداری کند و شاهد مرگ میلیونها از آنان به سوگ بزرگی نشسته است
جمعه, 08 فروردين 1399 ساعت 20:37

از زبان مقاومت ایران

شرایط و موقعیت ایران از هر جهت، فاقد ابهام و تردید است. برای مردم ایران کاملا به اثبات رسیده است که جز برافتادن این رژیم مخوف چپاولگر بی رحم؛ هیچ راه حل و امیدی نیست. این آمادگی ذهنی اجتماعی ست که با وجود شدت سرکوب ها، مردم عاصی از فرصت ها بهره گرفته اند برای اعتراض و شورش و قیام. این حقیقت است که جهان در چمبره ویروس کرونا گیر افتاده است و ویژه ایران نیست.
پنج شنبه, 07 فروردين 1399 ساعت 20:09

روباه بازنده و ابراهیم خدابنده

می‌گویند فرق شهرداری با رسانه‌های آخوندی این است که شهرداری آشغالها را جمع می‌کند، اینها آشغال پخش می‌کنند. اما توزیع آشغال توسط رسانه‌های آخوندی کیفیت یکسانی ندارد. بسته به‌میزان بی‌بهرگی دست‌اندرکارانشان از شعور، کیفیتهای متفاوتی پیدا می‌کند.
تاریخ تحولات و دگرگونیهای بنیادین اجتماعی از ابتدای شکل‌گیری جوامع بشری همواره پر نشیب و فراز بوده و بسته به فرهنگ ملتها و بافت اجتماعی ـ اقتصادی آنها تجارب زیاد و ویژه‌یی را برای ما به‌جا گذاشته است.
دوشنبه, 26 اسفند 1398 ساعت 17:06

کرونا، سلب حاکمییت

سیستم فلج حاکم بر میهن بارها اثبات نموده است که از درایت و صلاحییت مکفی برای اداره  امور و صیانت از ملت برخوردار نمی باشد. ملایان و عمال این نظم چرکین قادر به تامین  سعادت و تندرستی مردم نیستند .بی کفایتی و سوء مدیریت این قوم در همه پهنه ،آرامش، امنییت ها بارها به اثبات رسیده  است. این نظم دیگر آن نهاد خیرخواه و مسئولی نیست که لزوما در صدد تامین منافع ملی باشد. تمامی ساختار قدرت به مثابه بنگاهی معاملاتی است، که هدفش مهندسی کردن چپاول و غارت و تامین منافع قشری نازک است. تجربه چهار دهه بخوبی بیانگر این حقیقت است که کارگزاران فاقد ویژگیهایی هستند که بتواند منافع عامه را تامین نمایند.  کشور را به قهقرا  ،مداخله گری افسار گسیخته د ر تمامی سطوح و هرج و مرج ساختاری ایجاد رفا ه و رفع فقر و برطرف ساخت ن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه « کشانده است. و مسكن و كار و بهداشت و تعمیم بیمه» از وظایف محوری دولتها است که در قانون اساسی این  نظام مملو از تبعیض و فساد هم یاد آوری شده است. شیخان در هیچ پهنه ای کارنامه قابل  افتخاری ندارند.    دولت مدرن منشأ و وظایف دولت مدرن، بسی فراتر از روساخت قرار گرفته بر یک شالوده اقتصادی و قهر دولتی است. دولت  مدرن یکی از دست آوردهای مهم مدرنیته است که بر پایه سه اصل فردگرایی، خردباوری و دنیاگرایی استواراست. در عصری که به دوران میانه نامگذاری شده است، اندیشه مسلط پیوند نهادهای دولت و دین و پیوند اخلاق و سیاست بود. متولیان این دوران تحقق زندگی دینی و اخلاقی را غایت قدرت سیاسی می دانستند. این اندیشه تلاش خود را وقف  توجیه ولایت مطلقه پاپ بر امور دنیوی و اخروی می کرد. فرهیختگان و اندیشمندان اروپا اما به جدالی نظری با این  نگرش به میدان وارد شدند و برتری مرجعییت روحانی پاپ وقدرت سیاسی امپراطور را به چالش کشاندند. آنان بستر لازم را برای تولد دولت مدرن فراهم نمودند. این چنین بود که  منبع اقتدار سیاسی از نهاد دینی (کلیسا) به مردم واگذار   و مصلحت  عامه است  .دیگر سرنوشت دولت با » گردید. مبنا و منبع مشروعیت قدرت سیاسی فقط «قرارداد اجتماعی سرنوشت شهریار در آمیخته نبود. یکی از شاخصهای مهم در دولت مدرن، غیرشخصی بودن قدرت است. به این  مفهوم که «قدرت» براساس قانون، ازطریق مجراهای قانونی و براساس ضوابط معیین جاری می گردد. قانون، حوزه  اختیارات اشخاص و مسئولین را تعریف کرده و متجاوز را   در هر پستی مؤاخذه می کند. افراد مطیع قانون و نه مطیع اشخاص و روابط مرموز سیاسی هستند.  در پی کره نظم ملایان اما ، اشخاص و کارگزاران دولتی حضوری پر رنگ و تعیین کننده دارند. دولت مدرن نماینده ملت و تبلور تمناها و آرزوها و تجسم قدرت ِ ملت است. داریوش آشوری بدرستی تاکید می کند که  در واقع بیانگر وجود یک رابطه ارگانیک و دو سویه میان آنهاست. اعتماد دو جانبه چسب » ملت – اصطلاح دولت « این رابطه است. وجود پدیده «زندانی سیاسی» و بکارگیری قهر دولتی لجام گسیخته در خیابان، شاخصی روشن برای   به مفهوم شهروندی محصول همین رابطه  ، عدم وجود این رابطه ارگانیک است. عبور از درک رابطه رعییت و ارباب ارگانیک و با وثوق می باشد.  قانون مداری، قرارداد    ، پس دولت مدرن، نهادی مدنی و مشروع است که بر خردباوری، جدایی دین از دولت تقویت جامعه مدنی، تأمین حقوق شهروندی، فراهم کردن زمینه های گسترش فردیت  ، اجتماعی، خیر و صلاح همگانی و پیوند عمیق ارگانیک استوار است. منبع اقتدار، حاکمیت و مشروعیت فقط جمهور مردم است. دولت مدرن از اراده  مردم برمی خیزد.   نمی گنجد. این سیستم نه به  » دولت مدرن « تشکیلات دیوان سالاری مملو از فساد و فاشیسم دینی حاکم در تعاریف معنی مدرن «دولت» است، بلکه گروه مسلحی است که در مناسباتی تخاصم آمیز با ملت خویش قرار دارد.  این  سازمان سیاسی/دینی تحمیلی که با کاربرد قوه قهریه تعریف می گردد از هیچگونه مشروعییت برخوردار نمی باشد. هیچگونه احساس تعلق دوسویه ای بین مردم و نظم حاکم دیده نمی شود. حکومت خود را نماینده قوای آسمانی پنداشته  و مردم آنها را بیگانه می شمارند. ملایان چنین می پندارند که  «خیمه ملک است و ستون پادشاه و طناب و میخها ) و «فکر و تدبیرش صرف نمی شود مگر در نگهبانی حوزه ٔ اسلام و 386  چاپ ادیب ص ، (تاریخ بیهقی «رعیت.  (همانجا). »رعیت.    (Right to health)حق بر سلامتی  سلامت را چنین تعریف ميکند: «حالتی است که  (World Health Organization, WOH) سازمان جهانی بهداشت افراد در آن از رفاه کامل جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی برخوردار باشند، زندگی مولد از نظر اقتصادی و  باروری و زندگی با نشاطی داشته باشند. « بنا به این تعریف سلامتی تنها به معنی نبود بیماری نیست. یعنی تنها دسترسی به مراقبتهای بهداشتی و تجهیزات پزش کی شرط تامین سلامتی نیست. بلکه گسترده وسیعتری به آن تعلق   »دولتها« دارد و لازم هی نیل به «سلامتی» تحقق همهی حقوق بشری است. اصلی ترین متعهد و ضامن  حق سلامتی هستند. بدین معنا که دولتها می توانند به تنهایی (و یا به کمک بخش خصوصی) مصدا قهای مختلف سلامت را چه  در حوزه سلامت جسمی و چه در حوزه سلامت روانی، اجرا و تضمین کنند.   یکی از حقوق بشری است که »حق بر سلامتی«حق برخورداری از بالاترین استانداردهای قابل حصول سلامتی یا در اسناد حقوق بشری بین المللی بر اهمیت محوری آن تأکید شده است. یکی از مهمترین مؤلفههای کرامت انسانی  سلامتی را به عنوان یکی از حقوق بنیادین بشری به ، تأمین سلامت فرد است. به همین علت نظام بی نالمللی حقوق بشر رسمیت شناخته شده و از آن دفاع می نماید. در اسناد حقوق بشری ع   از ً از سلامت جسمی و روانی و بعضا ً مدتا سلامت معنوی و اجتماعی یاد شده و آنها را مورد حمایت قرار داده است. دول تهای عضو موظف و متعهد به تأمین و   «میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی،  ۱۲ تضمین این حق بوده و حوزه مسئولیتهای آنها مشخص گردیده است. ماده  The International Covenant on Economic, Social and Cultural Rights (ICESCR)اجتماعی و فرهنگی»  کشورعضو تأکید بر این حق دارد. از طرفی «حق بر سلامتی» در پیوندی ناگسستنی با «حق 148 با 1966مصوبه حیات» قرار داشته و مورد توجه بسیاری از اسناد بین المللی  است .  نگارنده در این سطور قصد طرح خواسته های بنیادین ملی و کلان را از ولی فقیه فاسد ندارد. برآورده نمودن این خواسته در گرو خلع قدرت از کل حاکمییت فاشیسم دینی است. این مهم، وظیفه ملت و مقاومت سازمان یافته و قدرتمند مردم ایران  است. اما غاصبین حق حاکمییت مردم موظفند که حداقل در این روزهای شوم و ناگوار ابعاد گسترش فاجعه کرونا را محدود کنند. واپس گرایان حاکم با پنهانکاری و عدم اطلاع رسانی و طفره رفتن از قرنطینه کردن  کانون های  ر پ خطر بر ابعاد فاجعه افزودند.    شرکت هواپیمایی ماهان، در اقدامی بغایت مجرمانه و با امعان نظر به مخاطرات زنجیره ای و مهلک همچنان به پروازهای خود به چین ادامه می داد. این بی توجهی های مجرمانه علت العلل ورود ویروس کرونا به ایران بود. در  قدمهای بعدی کارگزاران حکومتی با اهداف سیاسی در تلاش نفی شیوع ویروس کرونا در کشور بر آمدند. یکی از  کارگزان در وزارت بهداشت می فرمود که قرنطینه کردن روش مبارزه با طاعون در دوران  جنگهای جهانی بوده و روشی علمی نیست .شیادان پلشت زمین از پذیرش شما سر باز می زند. رئیس دولت ملایان بعنوان عالی ترین مقام  اجرایی با گفته هایش در روزهای اخیر بی کفایتی خویش و دولتش را بخوبی عیان کرد. مردم از «دروغهای سر به   . این دولت مجرم است . » دولتی که «اسلحه دارد، زور می گوید، پول دارد، شرافت ندار د ،می گویند » فلک کشیده میلیونها  ،هیات حاکمه مجرم با نقض «حق بر سلامتی» به مثابه بنیادی ترین حق برای استیفای سایر حقوق بشری شهروند ایرانی و جهانی را در معرض خطری بسیار جدی قرار داده است .  بحران ِکرونا  کتمان، همیشه اولین رویکرد رژیم فاسد و جرار به بحرانها بوده است. با همین فرهنگ ِ تکذیب اخبارگسترده ورود ویروس به ایران هم مدام تکذیب می شد. کتمان و دروغ نهادینه شده را می توان به مثابه اولین فاز در دستگاه  دشمن دانست. شیوخ قوم در تمامی دوران تسلط شوم خود، با ساختن سناریوی های مبتذل، منشاء »سرکوب« اعتراضات و نارضایتیهای فراگیر را «دشمنان نظام» معرفی کردند. بحران کرونا اما چیز دگری است. شریعت ملایان گرفتار بلایی آسمانی شده است. این ویروس حتی الهیات مندرس آخوندها را هم به چالش کشانده است. شعبده بازیهای دجالانه و تقدس مآبانه بسرعت رنگ باخت. آخوندها که در پناه صنعت معجزه و شفا، خرافات را ترویج داده  و ثروتهای نجومی اندوخته اند، خود را د ر مقام «مقدسان»  در  برابر یورش کرونا بی پناه یافتند و به شهرهای دیگر  گریختند. ترکیبی از نفرت و خشم همگانی همراه با مضحکه به استقبال آنان شتافت. ملایان شعبده باز چهار دهه از  احساسات مذهبی د ر راستای منافع حقیر گروهی خویش بهره جسته و به ساختار چرکین خویش ردای تقدس پوشیده اند. این حباب ترک برداشته اما با وورد کرونا با فضاحت بیشتر از قبل ترکید .  نظام ولایت فقیه دیگر نمی تواند بحران ویروس کرونا به «مشتی اراذل و اوباش» نسبت دهد و ابتکار عمل را با  انحراف اذهان عمومی بدست گرفته، ماشین سرکوب را در ابعاد قبلی به حرکت درآورد. دخائر رژیم در مقابله با  بحران کرونا و «سرکوب» بسیار محدود است. سیستم حاکم در تامین نیازها و مایحتاج عمومی و رسیدگی به مبتلایان در شهرها بسیار درمانده تر از قبل است. زمان آزمودن توانمندیهای کارگزاران ملایان فرا رسیده است. در این میدان   لیافت و درایت حل بحران و نجات شهروندان ، کشاکش رجزخوانی و تعزیه گردانی کارکرد ندارد.  آیا ساختار حاکم خود را دارد؟  آیا رژیم پتانسیل لازم برای تامین آرامش، امنییت سلامتی مردم تحت مهمیز خود را دارد؟ بعید است.   بل که ، رژیم از ارائه پروژه موثری عاجز است. ح کومت توان مدیریت بحرانها را ندارد. مدیران نه متخصصین شایسته وابستگان و خویشاوندان این نظم مافیایی هستند. آنها در مواجه با بحران در قدم اول در تلاش توجیه صورت مسئله و پنهانکاری بر می آیند، تا سیستم را از زیر ضرب بیرون کشند.  مهندسی کردن مقابله با این بحران فراتر از قد و قواره ولایت مافیایی است.   گذشته چراغ راه ماست. سه سال از زلزله کرمانشاه و سر پل ذهاب می گذرد. هیچ اخبار امیدوارکنندهای از بازسازی   ساله است که با همسر و فرزند  ۸۷ مناطق زلزله زده به گوش نمیرسد (دویچه وله). «ی کی از ای ن افراد پیرمردی میلیون تومان پول ۵۰  متری باید ۶۰ معلولش در کانکس زندگی میکند. او به همشهری گفته برای اجاره یک خانه  هزار تومان اجاره بها بپردازد و چون قادر به تامین این هزینه نیست، یک سال است که در  ۷۰۰ پیش و ماهیانه این در حالی است که حسن روحانی رییس جمهوری ملایان ادعا دارد که: «در طول این   ». کانکس زندگی میکند مدت، از آبان پارسال تا پایان شهریور ه همه به خان هایشان بازگشتهاند ً تقریبا ، در مناطق روستایی ، امسال و اوایل مهر   ». و خانهها بازسازی و مرمت شده است 46270981-ir/iran/a-https://www.dw.com/fa این نمونه ای است از  عمق فاجعه مدیریت کلان در فاشیسم دینی حاکم.  ِ شیوخ تا کنون توفیق یافتند که بحرانها را موقتا با کارت ارعاب و سرکوب از سر بگذرانند و با ترفندهای متفاوت از پاسخگویی طفره روند. اما این بار دستانشان بسته است. کرونا فرصت را از آنها ربوده است. انحراف افکارعمومی و  نشانه گرفتن دشمنان موهوم خارجی چاره درد نیست. تقدس مآبی و سوء استفاده کردن ابزاری از احساسات مذهبی هم  دیگر بازار گرمی ندارد. ردای تقدس برافکنده شده و ملت با گامهای استوار به عصر کبیر آگاهی قدم نهاده است.    رژیم ملایان و راس آن خامنه ای فاسد با پتانسیل عظیم انفجاری خلقی دردمند و عاصی مواجه است. در حالیکه کرونا گام به گام انسانها را به کام مرگ می کشاند، نفرت همگانی از عدم کارآیی سیستم گسترش یافته و ظرفییت فداکاری  افزایش می یابد. آری ما به نقطه عطف تعیین کننده ای نزدیک شده ایم. هر شهروند مبتلا یا غیر آلوده در این فضای پر رنج و محنت تبدیل به جن گاوری خواهد شد که هیبت مرگ او را نهراساند.   شاید مصاف نهایی با اهریمن فرارسیده باشد.  دکترعزیز فولادوند     1398  اسفند 25 بن/آلمان برابر با 2020 ژانویه 15  
دوشنبه, 26 اسفند 1398 ساعت 17:03

گفتمان بر مبنای توهم و تناقض، چرا؟

از بعد از قیام ۹۶، موضوع آلترناتیو رژیم آخوندی بیش از هر زمانی بر سر زبان ها افتاده، اتفاقا بیشتر از همه هم، از سوی محافلی که عناصر تشکیل دهنده آنها بعضا تا آن تاریخ حتی حضور محسوسی در عرصه سیاسی نداشتند! جنب و جوش این محافل البته قبل از هرچیز مؤید سرفصل جدیدی در روند برگشت ناپذیر تحولات سیاسی جامعه بسوی تعیین تکلیف نهایی رژیم بوده و البته بسیار هم قابل انتظار! چرا که اساسا تخصص اصلی مروجین اینگونه آلترناتیوهای موسمی همین تشخیص دقیق جهت باد تحولات سیاسی است!
 ای به خشکی شانس بدکردار. تو و امثال تو اگر یک جو شانس داشتید، چشمتان به دوران سعادت بخش و هنرشناس حکومت ملایان به دنیا باز می شد. و حالا مجبور نبودی که از سر دریغ و وا اسفا، بگویی «ایکاش منهم هنرمند نمای ملایان بودم».
برغم همه تشبثات ولی فقیه ارتجاع از حذف فله ایی شرکای سابق تا فروش میلیاردی «صلاحیت» دربنگاه سوپرارتجاعی شورای نگهبان! و خرید رای با قیمت های مختلف تا منتفی کردن شروط انتخاباتی مانند شناسنامه عکس دار واثرانگشت, تا انتقال 1500 اتوبوس از شهرها و روستاهای عشایری به تهران و تشکیل صف در جلوی دوربین های سیمای ارتجاع؛ تا التماس های مکرر ولی فقیه و تکلیف شرعی خواندن شرکت درانتخابات و نیز لغو لزوم اجازه شوهر برای زنان در این مورد مشخص؛و..... سرانجام همه اقدامات آخوندهای ستم پیشه برای نمایش گدایی مشروعیت مردمی با شکست روبروشد. و رژیم ضد بشری ولایت با «نه» و قهر بزرگ و تاریخی ملت ایران روبرو شد. با این «نه» واستمرار شکستهای پی درپی و بی سابقه آخوندها ؛ قهرمردم ایران با نظام ولایت فقیه وارد مرحله جدیدی شد. ازقیام آبان به این سو همه چیز از درون و بیرون نظام و همچنین از سوی مردم ایران و مقاومت سازمان یافته سراسری اش ؛ گواهی میدهد که رابطه مردم ایران با این رژیم قهرآمیز خواهد بود. مروری برالتماس و درخواست های مقامات ریز و درشت نظام که بر خلاف انتخابات پیشین به زبان نفی: قهر نکنید!؛ مایوس نشوید! ازمن هم خوشتان نمی آید!..... بیان شد به خودی خود بیانگر این بود که مقامات بخوبی حقیقت رابطه قهرآمیزرا دریافته اند : ولی فقیه ارتجاع گفت:"ممکن است کسی از بنده خوشش نیاید اما اگر ایران را دوست دارد، باید پای صندوق رأی بیاید." روحانی شیاد گفت: ولو اینکه گله داشته باشید؛ نباید با صندوق رأی قهر کرد. حسام الدین آشنا اطلاعاتی سابق و مشاور کنونی روحانی گفت : قهر با صندوق در عمل یعنی افزایش فشار و تحریم و عملیات تخریبی مجاهدین! «رای من سرنگونی» ماموریت «کانون های شورشی» در تعریف واژه «مانتره» در متون اسطوره‌های هندی،آمده است: بعضی شعارها وسخنان دارای نیروی جادویی است که می‌‌تواند دانایی را ازاندیشه به عمل درآورد. (نقل از منابع اینترنتی) شعارسرنگونی و «رای من سرنگونی است» از جمله سخنان و شعارهای این مرحله از جنبش است که دارای این ویژگی بود و خواست واراده یکپارچه مردمی را بیان میکند که در نمایش انتخابات 2اسفند با تحریم 85 تا 90 درصدی همان نیروی جادویی «قهر» را نشان داد که دانایی را از اندیشه به عمل درآورد و جنبش انقلابی مردم ایران را یک گام دیگر به جلو برد. این شعار در طی دو ماه پس از قیام آبان ماموریت کانون های شورشی بود تا تبدیل به خواست قاطع مردم ایران گردد. صدها کانون شورشی در سراسرمیهن به این امر خطیر قیام کرده و در و دیوار شهرها را به گواهی گرفتند. اکنون بوضوح می‌توان نتیجه گرفت که ورشکستگی و افتضاح نمایش انتخاباتی دوم اسفند؛ رژیم را ضعیف تر و بی‌آبروتر،و موجب قدرتمند تر شدن جبهه نیروهای برانداز و افزایش و گسترش عملیات کانون‌های شورشی و تضعیف موقعیت بین‌المللی رژیم می‌گردد. یعنی دقیقا نقطه متقابل التماس و درخواست خامنه ایی و روحانی و حسام الدین آشنا. ضربه سیاسی و اقتصادی FATF علاوه بر این؛ درعرصه بین المللی نیز«قهر با صندوق» باعث بسته شدن دست اصحاب مماشات برای استمالت از رژیم می شود. به عنوان نمونه در همان روز انتخابات؛ اولین تاثیرش به ظهور رسید ورژیم در لیست سیاه FATF قرار گرفت. به این ترتیب می‌توان دریافت که همزمانی شکست نمایش انتخاباتی رژیم با ضربه ناشی از قرار گرفتن در لیست سیاه FATF صرفاً یک تصادف نیست. به نظر بسیاری ازآگاهان سیاسی؛ دست اندر کاران FATF در روز تصمیم گیری برای قراردادن رژیم در لیست سیاه؛ تا آخر روز انتخابات و اطلاع از نتیجه تحریم قاطع مردم صبر کردند و بعد تصمیم به بردن درلیست گرفتند. و اگر مشارکت مردم در انتخابات غیر از آنچه که رخ داد؛ می بود می توانست به تصمیم گیری دیگری از جانب آنان بیانجامد و چه بسا برای یک دوره چند ماهه دیگربه رژیم امتیاز داده و لیست گزاری رژیم را به تعویق می انداختند. این موضوع در حقیقت بیانگر سقوط موقعیت سیاسی رژیم درمعادلات بین‌المللی است. هم‌چنین حاکی از قطع امید اصحاب مماشات از این رژیم قرون وسطایی است که توان جلب اعتماد بین المللی را با پذیرش شروط عضویت دراین نهاد ها را ندارد. «قهر با صندوق» و تحولات پیش رو: علاوه بر آنچه که در بالا ذکرشد نتایج دیگری را نیز می توان از تحریم قاطع مردم متصور دانست که ذیلا به مهمترین آنها اشاره می شود : همچنان که آخوند سابق واطلاعاتی منفور؛ آشنا مشاورروحانی گفت؛ قهر با صندوق به گسترش هرچه بیشتر و افزایش فعالیت‌های کانون‌های شورشی مجاهدین خواهد انجامید. و دریک سیر دیالک تیکی؛ شاهد افزایش کمی وکیفی کانون های شورش؛ بویژه در دانشگاهها خواهیم بود که باعث گسترش اعتراض وقیام شده وافزایش ضربات بر پیکر پوسیده نظام را در پی خواهد داشت. با پایان یافتن بازی اصلاح طلب و اصولگرا هر مشکل وجنایت و فساد و هر بحران؛ مستقیما و بیش از پیش خود خامنه ایی و بیت ولایت را نشانه خواهد رفت و هر گونه بحران بین المللی در پیش باشد مستقیما ازشخص خامنه ایی و سپاه هزینه خواهد شد. همچنانکه در 40 سال گذشته بوده است شاهد استمرار شقه و شکاف در هسته مرکزی قدرت خواهیم بود و این برای ولی فقیه به معنای چیزی جز بریدن دست و پای قانقاریا گرفته خود نخواهد بود که مفهوم آن حرکت به سمت فروپاشی واضمحلال خواهد بود. و مهمتر از همه همبستگی ملی در جامعه بیشتر شده و همچنانکه در شعاردانشجویان بود با اتحاد بیشترمقاومت به پیش خواهد رفت. و همه راههای میانه بازی به کنار خواهد رفت و مرزها با این دیکتاتوری تیزتر خواهد شد . و راه برای حرکت نهایی و سرنگونی آخوندهای حاکم باز می شود .و همچنان که رهبر مقاومت در آخرین پیام خود گفت: «جواب نه در انتخاب در چارچوب این رژیم؛ بلکه در انقلاب و ارتش آزادیبخش ملی است. نعمت فیروزی 4 اسفند98 ؛ 22 فوریه 2020
جمعه, 02 اسفند 1398 ساعت 19:32

ممجواد ریبنتروپ

محمد جواد ظریف – ماله کش نظام فاشیسم دینی و همرتبه یواخیم فون ریبنتروپ – وزیرخارجه آدولف هیتلر- باید- پیش از هر چیز- روی آخوندیش همرتبه سنگپای قزوین شهر زیبا وتاریخی عزیزمان باشد- تا جرات کند و روی منحوسش بشود که در این کنفرانس بزرگ سالانه جهانی – اصلا شرکت کند. این کنفرانس در سال ۱۹۶۳ توسط یکی از اعضای اصلی گروه شورشی بنام مرد رشید و شهید سرهنگ اشتافنبرگ – یعنی یکی از بنیانگذاران این گروه مقاومت مردم آلمان- تاسیس گردید.
دوشنبه, 14 بهمن 1398 ساعت 12:09

«هان، ای ایرانیان، ایران مال شماست»!

 بعد از این که «تظاهرات» مقتدی صدر و حامیانش برای به بیراهه کشاندن و نابودکردن قیام سراسری مردم عراق، در روز جمعه ۴بهمن۹۸، به شکست انجامید، اسعد الناصری، از چهره های جریان صدر و امام جمعۀ پیشین مسجد کوفه، جدایی اش را از جریان مقتدا صدر اعلام کرد و به قیام کنندگان پیوست. اسعد الناصری در «توئیتر»ش نوشت: با عشق به عراق و ناصریه و انقلابیون، عمّامه ام را بر زمین می کوبم. من با مردم عراق بودم، هستم و در کنار آنها باقی خواهم ماند. وی در پاسخ به تهدیدهای مقتدی صدر و ایادیش گفت: خواهشمندم مرا سریع تر تصفیه فیزیکی کنید، چرا که اشتیاق دارم به شهدا بپیوندم». *** «عشق به عراق» و رزمندگان آزادی آن، اسعد الناصری را از صف دشمنان آزادی رهانید و به قلب تپندۀ انقلاب عراق پیوند داد. امّا در میان ولایت معاشان جمعه بازار آخوندی، در این چهل و یک سال، حتّی یک مورد را هم نمی توان یافت که مانند اسعد الناصری، از صف ننگبار ولایت جور و تزویر بگسلد و به دریای شور و سرفرازی قیام برای آزادی بپیوندد.  در ایران، همۀ گردانندگان جمعه بازارها با سرکردۀ نظام آخوندی، در جنایت و چپاول و کشتار همسو و همصدایند. همه، از صدر تا ذیل، دشمن ایران و ایرانی بوده و هستند.  هم دیروز و هم امروز: ایران سوز  از وقتی در بهمن ۵۷ خمینی بر خر مراد سوارشد تا امروز که کبّاده کش مفلوک او، خامنه ای، مِهار ولایت آدمکشان را به دست دارد و مدار جنایت و چپاول و رذالت را به اوج وصف ناپذیری رسانده است، پیوسته، درب حکومت بر یک پاشنه می چرخد: دشمنی سخت و سازش ناپذیر با ایران و ایرانی و هر آن چه که رنگ و آمیزه یی از فرهنگ و پیشینه و باورهای تاریخی کهن ایران دارد.  آنها در این چهل و یک سال ایران و ایرانی را غنیمت جنگی پنداشته و مغول وار به نابودی سرزمین ایران و ساکنان آن کمر بسته اند و هیچگاه از این عزم و نیّت شوم و اهریمنی گامی واپس ننهاده اند و با گستاخی و بی شرمی، از بیان آشکار این دشمنکامی رذیلانه، اِبایی نداشته اند: خمینی: «این ... که ما ایرانی هستیم و برای ایران چه باید بکنیم، این حسابها درست نیست؛ این قضیّه یی که شاید صحبتش در همه جا هست که به ملّت و ملیّت کار داشته باشند، این یک امر بی اساس است در اسلام، بلکه متضادّ است با اسلام» (در دیدار با خانوادۀ امام موسی صدر، ۶شهریور۱۳۵۸). ـ «خیلی باید توجّه داشته باشید که به اسم ایران و به اسم کشور ایرانی، شیاطینی نخواهند شما را منحرف کنند از "اسلام عزیز". هر فساد که هست از ملیّت و ملّی گرایی است» (از سخنان خمینی خطاب به افسران نیروی هوایی، ۱۹بهمن ۱۳۵۹). ـ «ملّی گرایی اساس بدبختی ماست... ما چقدر سیلی خوردیم از این ملیّت. اینها بروند گم شوند. اینها باید خجل باشند» (خمینی، «کنگرۀ آزادی قدس»، حسینیۀ جماران، ۱۸مرداد۱۳۵۹).  ***  بلندپایگان نظام ایران ستیز خمینی نیز، دشمنی شان را با ایران و فرهنگ و تاریخ ایران زمین، بارها، بی پروا، به زبان آورده اند. چند نمونه:  ـ میرحسین موسوی: «مسألۀ اتّکا به نظامِ ارزشی ایرانِ پیش از اسلام، یعنی تکیه بر تاریخ هخامنشیان و ساسانیان و دوران سلاطینی که پیش از اسلام در ایران بودند... در کشور ما، سوغاتی بود که به منظور اسلام زدایی از فرنگ صادرشده بود... ناسیونالیسم اصولاً وجهی از غرب زدگی است. هویّت ایرانی، دشمن هویّت اسلامی است و توطئۀ خارجی ها می باشد. برگزاری هزارۀ فردوسی در سال ۱۳۱۳ و پیراستن زبان فارسی از کلمات عربی، که بر اساس ناسیونالیسم صورت می گرفت، توطئه یی از سوی غربیها برای نابودی اسلام بود...  همان موقعی که در ایران با توسّل به باستان شناسی، خرابه های تخت جمشید از خاک بیرون کشیده می شد و تاریخ ساخته می شد تا ملّت ما اجباراً به آن افتخار کنند، در حالی که آن تاریخ کاملاً بیگانه از اسلام بود... هنرمندان ایرانی از هنرها و ادبیات ایران صحبت می کردند، ولی در تمام مجموعه های کارهایشان یک کلمه یی از داستان کربلا نبود. نام نشریه هایشان را هم مثلاً "آرش" می گذاشتند که از افسانۀ آرش کمانگیر اقتباس شده بود... افسانۀ آرش ... جز یک افسانۀ رنگ باختۀ متّکی بر ناسیونالیسم و خاک پرستی چیزی نیست». (پایۀ ستون تخت جمشید در جلو درِ «نمازخانۀ خواهران» در شیراز، برای بستن بند کفش) (مجسمۀ سرنگون شدۀ فردوسی)  مهدی کرّوبی، در خطبۀ نماز جمعۀ تهران در روز ۱۶مهر۱۳۶۱، مهندس مهدی بازرگان را «خائن» خواند زیرا که او در نامه اش از کلمات «ملّی» و «ملّی گرا» یادکرده بود: «در خیانت شما همین بس که نوشته اید: انقلاب "ملّی" ایران به ثمررسیده و صراحتاً در دو جای نامۀ خود کلمۀ "ملّی" را به کار برده اید... در قسمت دیگری از نامۀ خود می نویسید فلان شخص مردی میهن پرست است، خجالت نمی کشید؟ مردم شعار اسلام را داده اند و حالا که سفره بازشده، شما می آیید و اسم ملّی و میهن را روی آن می گذارید؟ این سخن امام امّت است که فرمود: مردم ما باید جلوِ آنهایی را که دم از ملیّت می زنند، بگیرند».خمینی ایرانی نبود!  مرتضی پسندیده (هندی زاده)، برادر خمینی: «جدّ ما، یعنی سید احمد الهندی، از اهالی شهر کشمیر هند بوده که در ایّام جوانی به ایران سفرکرده است» (روزنامۀ اطلاعات، ۲۵ دیماه ۱۳۵۷). هم او در خاطراتش می نویسد: نام خانوادگی من و برادرم نورالدین، «هندی زاده» بوده است، ولی چون این فامیلی شبهۀ وابستگی به انگلیس را ایجاد می کرد،من فامیلم را به «پسندیده» تبدیل کردم. («خاطرات آیت الله پسندیده»، صفحه ۵۳).  خمینی، خود، در نامه یی به پسرش، احمد، به هندی بودن خود و خانواده اش اشاره دارد: «احمد عزیزم، نامۀ شما واصل شد. از سلامت همه مسرور شدم... از سلامت خودتان و دیگران مطّلعم کنید. از آقای هندی، به طور تفصیل بنویسید که کجا رفته اند و چه معالجاتی شده است و نتیجه چه بوده است؟» («صحیفۀ امام»، جلد دوّم، صفحۀ ۴۹۹، از انتشارات «مؤسّسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی»، تهران). (آقای «هندی» مورد اشاره در این نامه، «سیّد نورالدّین هندی»، برادر خمینی بود که برای معالجۀ بیماری ریوی به خارج کشور سفرکرده بود).ـ خواهر خمینی هم «همدم هندی» نام داشت.ـ خمینی در مقدّمۀ کتاب «شرح دعاء السّحر» می نویسد: «امّا بعد، این فقیرِ درگاهِ پروردگارِ عظیم، سیّد روح الله بن سید مصطفی خمینی هندی...» («شرح دعاء السّحر»، «مؤسّسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی»، تهران، ۱۳۸۸، صفحۀ۷). خمینی در غزلهایی که پس از مرگش به نام او به چاپ رسید، «هندی» تخلّص می کند. یک نمونه: «رمز عشق تو نگوید "هندی" / چه کنم من، که ز رنگش پیداست؟»(«دیوان امام»، «مؤسّسۀ تنظیم و نشر امام خمینی»، تهران، ۱۳۷۲، صفحۀ ۵۰). «نه غزّه، نه لبنان، جانم فدای ایران» ـ مهدی کرّوبی: «اصلاً مسألۀ میهن با مسألۀ اسلام دو موضوع متضادّ است که با هم جور درنمی آید. "ملّی" یعنی چه؟ بنده به عنوان یک مسلمان چه انگیزه یی دارم که وطن منهای اسلام را نجات بدهم؟» (کیهان، ۲۱مرداد ۱۳۶۱). جان کلام خمینی و دست پروردگان ایران ستیز و ایران سوز او، در همین یک جمله خلاصه می شود: «بنده به عنوان یک مسلمان، چه انگیزه یی دارم که وطنِ منهای اسلام را نجات بدهم؟» قول و عمل این اسلام پناهان جلّاد و چپاولگر، در تجربۀ چهل و یک ساله نشان داده است که «اسلام عزیز» در نگاه این کوراندیشان، همان «حفظ نظام» است و لاغیر. آن هم از طریق کشتار و شکنجه و به زنجیرکشیدن هر معترض و آزاداندیش، بریدن زبان و دریدن قلب هر آن کسی که عشق وطن در دل دارد و در راه آزادی و آبادی آن از سر و جان و مال و خانمان می گذرد.  ایران، وطن این جلّادان تشنه به خون نیست، ایران، در نگاه این اهریمنان آدمی روی، غنیمتی جنگی است که باید جانمایۀ آن را تا ذرّۀ آخر به نابودی کشاند و لاشه اش را طعمۀ لاشخوران کرد. اگر تمامی مردم ایران، از گرسنگی و بیماری و سیل و زلزله و سرما و گرما از میان بروند؛ اگر تمام جنگلها و مراتع و سرمایه های معدنی و ذخیره های آب و خاک ایران از میان برود و حاصل آن یکپارچه آخوندخور شود و در حسابهایشان در بانکهای خارجی تلنبار شود، آنها ذرّه یی دلسوزی به حال «وطن» و مردم بلارسیدۀ آن ندارند.  خمینی و خامنه ای و پیرکفتاران شورای نگهبان و مجلس خبرگان و سرکردگان ریز و درشت آن و تمامی پاسداران و حافظان قدّاره بند این نظام، از صدر تا به ذیل، این چنین اند. سخت و سنگین دل و اهریمن خوی نسبت به ایران و ایرانی، بی ذرّه یی عاطفۀ انسانی. مگر خمینی، کفتار خون آشام، نبود که در پاسخ خونهای پاکبازترین قیام کنندگان این میهن برای آزادی که، برای صعودش بر تختگاه خلافت ارتجاعی اش، فرش خون گستردند، در هواپیما در جواب این پرسش که «چه احساسی دارید؟»، گفت: «هیچ». از سنگ ناله برخاست در سوگ شهیدان راه آزادی، امّا از قلب سنگین تر از سنگ خارای خمینی، «هیچ».*** مردم ایران در تمام این چهل و یک سال، به یاری مجاهدین و دیگر مشتاقان و رزمندگان راه آزادی، به سیمای اهریمنی این «جوفروشانِ گندم نمای»، گام به گام، پیشتر پی بردند و برای دفاع از کیان ایران و ایرانی، در برابر این دشمنان آزادی و آبادی ایران زمین به پا خاستند و بی باک و جان بر کف در برابرشان قامت برافراشتند و پشت بر این شعبده بازان جمعه بازارها، شعار دادند: «رو به میهن، پشت به دشمن». آنها همگام و متّحد سیاست «راهبردی» صدور تروریسم رژیم را، با شعار «نه غزّه، نه لبنان، جانم فدای ایران» به چالش طلبیدند و بر آن خط بطلان کشیدند و با شعارهایی مانند «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی»، به اصلی ترین شعار خمینی فرموده، پشت پا زدند و چهار رکن نظام را به لرزه درآوردند:  (شعار «نه غزّه، نه لبنان ـ جانم فدای ایران» در قیام ۱۳۸۸)  شعارهای ملّی و ایران گستر و دشمن کوبِ «نه غزّه، نه لبنان، جانم فدای ایران» و «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» در قیام ۱۳۸۸، «آب در خوابگه» رجّالگان غاصب حاکمیّت مردم ایران زمین ریخت و همۀ قدّاره بندان ضحّاک نژاد خمینی زاد را، به نعره کشی علیه آن شعارهای ایران گرایانۀ ملی واداشت. این سراسیمگی و برآشفتگی در قیام دیماه ۱۳۹۶، و قیام آبانماه ۹۸، لجام گسیخته تر از قبل، تکرار شد.  قیام دلیرانه مردم همۀ شهرهای ایران در آبان و کشتار ۱۵۰۰ تن از جوانان و دادخواهان معترض بی سلاح در آبان ماه امسال و ادامۀ آن در دیماه و شعله ورترشدنش پس از سقوط خامنه ای فرمودۀ هواپیمای اوکراینی که به جان باختن ۱۷۶ مسافر بی گناه منجرشد، این حقیقت را به عیان نشان داد که این قیام پرشور سراسری سر بازایستادن ندارد و تا نابودی تامّ و تمام این نظامِ کمربسته برای نابودی ایران، ادامه خواهدیافت؛ قیامی که در صفهای مقدّم آن زنان پاکباخته و مرگ بر کف و جوانان و دانشجویان بی باک و بیم رزم نهایی را رهبری می کنند با شعار دشمن کوب و رعشه برانگیز «می جنگیم، می میریم، ایران رو پس می گیریم».  
من کوروش ممبینی‌پور هستم و می‌خواهم تجربه‌ای تلخ، که شخصاً در مسیر مبارزه با آخوندهای پلید طی کردم را به اطلاع هم‌میهنانم برسانم تا شاید بتوانم قدمی هرچند کوچک در افشای ترفندهای کثیف این رژیم پابه‌گور بردارم.
جمعه, 11 بهمن 1398 ساعت 20:42

مادموازل هشتادرودی

وزارت بد نام اطلاعات رژیم دیکتاتور مذهبی آخوندها که ید طولائی در برنامه‌ریزی و طرحهای تروریستی، توطئه‌گری و اپوزیسیون‌سازی در خارج از ایران دارد و همواره و مستمر در صدد ضربه‌زدن به مقاومت، مقاومتی که به حق، بر اساس خواست و اراده

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان