09242021جمعه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27

مقالات و نظرات

سي سال مبارزه . سي سال موعظه براي مبارزه . سي سال تشويق ديگران به مبارزه . سي سال درکنار چريک ها زندگي کردن و نان خون شان را خوردن . درانتها اما ... به کجار سيده ايد؟ درهرصورت مبارکتان باشد . جايتان همين جاست . سي سال اشتباه کرده بوديد و اشتباه کرده بودند . آنهايي که شما را از خودشان پنداشته بودند . با شما نان و نمک خورده بودند . اسرارشان را دراختيارتان گذاشته بودند . از جانشان مايه گذاشته بودند تا شما امن و امان بمانيد و زخم چشمي نخوريد . در بالاي سرشان جايتان داده بودند و برايتان سي سال هورا کشيده بودند اما حقيقت اش .نه شما نيروي ضد استثماري بوديد و نه آنها کساني بودند که دست از مبارزه بردارند و درکنار خانواده و اهل و عيال خوشحال و خندان بازنشسته شوند . دو جنس مختلف بوديد . و آنطور که ميگويند . کبوتر با کبوتر ،باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز . شما از همين قماش بوده ايد. ازهمين قماشي که الان هستيد و درجمعشان برايتان جا بازکرده اند!. و باز بقول سعدي باران که درلطافت طبعش دريغ نيست . در باغ لاله رويد و درشوره زار خار
دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر کز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست مولوي حضرت مولانا که در حد خود و زمانه اش با فلاسفه و حکماي يونان قديم آشنا مي بوده، مضمون پرمعناي فوق را از « ديوژن » حکيم، معاصر اسکندر و معلم او ارسطو برگرفته است. ديوژن در اريستوکراسي يونان قديم، چهره آشنا و درخشان و پرپيام عصر خود بود. او عارفي وارسته و بلند نظر و پيام دهنده يي به بشريت بود که صوفي وشانه زندگي مي کرد. هست و نيست او با آن انديشه فراخناي مرتفع دريک خمره بزرگ و کاسه يي خلاصه مي شد. اين زندگي و زيستن براي معاصران و عابران گيج کننده و نا مفهوم بود. آمده است که وقتي اسکندر مقدوني با کوکبه و دبدبه از خيابان آتن مي گذشت. همه کور و در تعظيم بودند. اسکندر، ديوژن را ديد که بي اعتنا به مقام و مرتبه او تکيه برديوار تن به آفتاب داده است. آمد بالاي سر حکيم و گفت: « ديوژن حکيم از اسکندر کبير چه تقاضا دارد ؟» ديوژن از فراغت پر اطمينان و مستحکم فکري و روحي خود گفت: « اينکه آفتاب را از ديوژن دريغ مدارد» يعني جلو آفتاب را گرفته يي، برو کنار!. راست يا دروغ مي گويند اسکندر گفت: « اگر اسکندر نبودم، ترجيح مي دادم که فقط ديوژن باشم ». اسکندر نمي دانست که گاه ميان دو آدم مطرح زمان، چه فاصله پرناشدني هست. مسلما اگر اسکندر، اسکندر نبود با کمک هفت پشتش هم نمي توانست به گـَرد ديوژن برسد. اما اسکندر از اين انصاف و فهم و مروت برخوردار بوده است که براي حفظ شئون حاکميت و تشخص خود، قدردانسته و با کلمات، حريف را لوث و حقير و مسئول نارسايي ها نکرده است. تجربه ساليان به من نشان داده و فهمانده است که هرمجاهد خلق يک ديوژن است اما نه آفتابگير و بي عمل. هست ونيستش دريک ساک کوچک هم جا مي گيرد اما روح بلند و استوار او زير شديدترين و مخوف ترين تهديدات و هجوم ها و طعن ولعن ها چونان خيمه يي آسمان آسا، برجهان سايه افکن مي شود.
شنبه, 20 مهر 1392 ساعت 02:00

قهرمانان اشرف اسطوره های حقیقی

اساسا منشاء پیدایش داستانهای اساطیری و اسطوره ها را باید درنوع زندگی انسانها در شرایط خاص تاریخی و اجتماعی جستجو کرد. تاریخ بسیاری از ملتها حکایت از نیاز آنها به حماسه های ملی دارد تا در پرتو ان دل قوی دارند و برهرآنچه مظهر تباهی و ظلم است فایق آیند.
دوشنبه, 22 مهر 1392 ساعت 02:00

بر پائي 100 اشرف در برلين

بهرام مودت - مهرداد هرسيني هفته گذشته شاهد برگزاري کنوانسيون بزرگ جوامع ايرانيان در آلمان بوديم. کنوانسيوني موفق و پيروزي که يکبار ديگر آن روي سکه ي همبستگي ملي ايرانيان را با قوميت ها، مذاهب و عقايد مختلف براي ناظران و کارشناسان مسائل ايران به نمايش گذاشت. سخن از همبستگي ملي ايرانيان با جنبش مقاومت و آزاديخواهانه اشرفيان، ساکنان ليبرتي، با مجاهدين خلق و شوراي ملي مقاومت ايران است که براي دستيابي به حاکميت ملي و مردمي و حقوق بشر در ايران تحت حاکميت خامنه اي جاني در رزم و تلاش اند.
حذف و سانسور ویژگی ذاتی استبداد دینی ولایت فقیه محمد بهروزی: تمام پدیده ها دارای ویژگی هایی هستند که برآن مبنا تعریف می شوند، از جماد ونبات و موجودات تک یاخته ای تا انسان که پیچیده ترین موجود شناخته شده در پهنه ی هستی است .
پنج شنبه, 11 مهر 1392 ساعت 02:00

دادخواهی مام میهن

روزی به قصد دادخواهی از بیدادهایی که بر مادرم « میهن بانو» برفته، روی به جانب آسمان نهاده و گفتم:ای آسمان پهناور! تو که مظهر رحمت بی پایانی، چگونه رحمتت را از مادرم دریغ داشتی، حال آنکه تو بزرگترین شاهد رنجهای عظیم او بودی؟!
دوشنبه, 08 مهر 1392 ساعت 02:00

روشنفکر" یا آلت دست جلاد؟"

شناخت علمی و متدولوژیک ازپدیده های اجتماعی و بکارگیری آن در پراتیک بدون شک بسان آیینه ای است که عنصر مسئول اجتماعی را به مسیر درست رهنمون میشود. آگاهی بدون شک ندای پذیرش مسئولیت را در جان و ضمیر انسان فریاد میکشد وتنها در پاسخ به این نداست که ادراک و شناخت تبدیل به وجدان میگردد. وجدانی که عشق وعا طفه را در انسان آگاه بارور کرده و نهایتآ منشاء دینامیزم او میگیرد وهمچون سوخت یک موتور که لازمه حرکت آن است، به دانش و آگاهی او فعلیت میبخشد.
اکنون بيش از سه هفته از قتل عام 52 تن و به اسارت گرفتن هفت تن از يارانمان توسط نيروهاي مالکي مزدور در اشرف ميگذرد.سخن از قتل عامي است که وجدان هاي بيدار بشري را تکان داد و بسياري را از خواب خرگوشي بيدار نمود....
پنج شنبه, 04 مهر 1392 ساعت 02:00

پوستر صلح و چتر اخبار

زیر باران ، امروز همه جا می بینم پوستر صلح جهانی زده اند ! آسمانی نیلی و کبوترهای سپیدی در پرواز . روز همبستگی ملت هاست یا دولت ها ؟ زیر باران ، امروز در واشنگتن ، مسکو لندن و پاریس و برلین و چهل شهر بزرگ دیگر عابرینی می بینم کز دیدن آن نیلی بی ابر وسیع و کبوترهایش و عبارات درشت صلحش زَهره در خنده شان آب شده ست . مثل اینکه باران رگبار شده ست سرپناهی می جویم : زیر چتر اخبار خون هنوز در اشرف تازه ست . در لیبرتی ، قهرمانان مجاهد در فریاد . و بس جوانان وطن بر سر ِدار . روز صلح جهانی ست امروز !
فاشیسم خونریز ملایان تهران بار دیگر جنایت آفرید. سیاهی سلطنت شب سایه مهیب خود را باز هم گستراند.غمی بزرگ را بر سینه ما نشاند. سینه ما را شخم زد. شقاوت پیشگان، وحوش گرسنه در برهوت ِ سقوط ِ ارزشهابازهم جولان دادند. وای بر شما، تفو بر زندگی ناپاکتنان. سلام بر روح و قامت به خاک افتادگان، سلام بر ارج و کرامتتان، سلام بر کادرهای ارزنده این دیا، سلام بر ربّیون، سلام بر تربییت شدگانی که گنجیه ملی میهنی یک ملت اسیرند. گوهران کمیابی که تجربه مبارزاتی، سیاسی و تشکیلاتی را د ر حداقل سه دهه گذشته در غامض ترین شرایط منطقه ای و جهانی طی کرده بودند. استوانه های استقلال یک ملت. شناسنامه و هویت انسان ایرانی با هر نگرشی. آنانی که خود را در آتش فشانها پرتاپ کردند و ابراهیم واربه آتش پوزخند زدند. وای که قلب هر انسان شریفی از گلوگاه به جهان پُرتعفن پرتاب می گردد. در منجلاب کدرِ سقوط ارزشها، اینان ستارگانی هستند که نوید جهان دگری را به بشریت معاصر می دهند. و ما شاید توان هضم این ارزشها را نداریم. وای که زمین از پذیرش این کالبدد های شریف سرباز می زند، تا شریک این جنایت نگردد. وای بر سندگدلان، وای بر بی خبران، وای بر سست کنندگان و وای بر زین کنندگان اسبهای سفلگان. آی رجالگان به کجا نشانه گرفته اید؟ ماشه را بر کدام قلب پر عطوفتی می چکانید؟ این قلبها انسانییت را ترویج می کنند. لعنت همه کهکشان به شما باد! تفو بر شما.این همه دنائت در وجود ناپاکتان از کدامین منبع ارتزاق می کند؟ انسان شرقی با اسطورهای لمیده دراعماق تاریخ کهن دلخوش است.جاذبه رمانتیک اساطیر باستان او را شیدا می کند. ولی این اسطوره های پر صلابت، این قهرمانان بی نشان، این انسانهای شریف را نمی بیند. وای بر ما. راستی آنها تربیت شده کدامین مکتب اند؟ دل به کجا بافته اند؟ این شوریدگان در سر و سینه چه پنهان دارند؟ ما شاید توان هضم آن را نداریم. و بهت زده می گوئیم آنان "شستشوی مغزی" شده اند.وای بر ما بی خبران. راستی ما در این چند ماهه چقدر بر آنها تاختیم: مکتبشان، رهبرشان، اسلامشان را به سخره گرفتیم. وآنها صبور و پرفتوت به کار خود مشغول. و اکنون در جمع ما بی خبران نیستند و ما را با وجدان معذبمان تنها گذاشتند. من حتی از خواندن آن سطور شرم دارم. شرمی بی کران. آی "مفاخر ملی" کجائید.آیا در منطق مدافعان حقوق بشرِ وطنی باید حتمأ در "عزا و عروسی" اشان شرکت کرد تا حقوق بشر را ارج نهند؟آیا تعهد و عمل به منشور اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیونهای دفاع از حقوق انسانی با منطق پایاپای کالایی سخیف قابل دفاع است؟ در"عرو سی و عزا" من شرکت کن! تا ازحقوق تو دفاع کنم. وای بر ما شرقیهای کتابخوان! از "غلظت اسلام" (قصیم) در نشستهای درونی آنها فیلسوف مآبانه خرد می گیریم، ولی غم ِ به خاک افتادگان را می خوریم. گوئیا این سلحشوران ِ نازنین در خلاء زیست می کرده و آرمان و مکتبی را در قلبهای پاک خود حمل نمی کرده اند. این هم نوعی انسانشناسی است! در بحبوبه نبرد با سیاهی و نکبت آنها را تنها می گذاریم، در این یورش هم جانبه حقوق "هم جنس بازان" را از آن بی دفاعان ِ گیرافتاده در گلۀ وحوش مطالبه می کنیم، به راهشان، به آرمانشان، به رهبری اشان با طعنه و تمسخر و کین می تازیم، ولی فرا خوان به "کنار نهادن اختلافات" در "این شرایط حساس" می دهیم. گوئیا حساسیت این دوران را امروز فهم کرده ایم. عجبا! وای بر ما! خود محورانه در بوق و کرنای "اختلافات" می دمیم، ولی مشتاق به نمایش گذاشتن "بلوغ اخلاقی و ملی خود" (فراخوان آقایان) هستیم. عجبا! وای بر ما! راه حل آقایان در"فراخوان" 30 آگوست 2013 هم چنین است:"با ایمیل، تلفن، ملاقات حضوری، با مسئولین انجمن‌های حقوق بشری، مدافعان حقوق پناهندگان، پزشکان، وکلا، پارلمانترها، احزاب، قضات، روزنامه‌نگاران، سندیکاها ووو از آنان بخواهیم که مقامات کاخ‌سفید، کمیساریای عالی امور پناهندگان ملل متحد، صلیب سرخ جهانی را نسبت به وقوع یک قتل‌عام هشدار دهند." آی مردم، آی آقایانشما به نقد پشت کرده، سراب نسیه را نشان می دهید؟شما ظرف آماده "همبستگي بين المللی با مقاومت" (قصیم) را که مولود میلیونها ساعت کار شگرف متمرکز، دسته جمعی، تشکیلاتی و بالنده در پرتو یک رهبری داهیانه می باشد را رها کرده، اکنون "فراخوان" به نوشتن ایمیل و تماس تلفنی می دهید. عجبا. وای بر ما! آخر خود شما را اعتقاد بر این بود که:"هرفرمانده مسئول و هر رهبر هوشمند ملي و انقلابي خوب مي داند حال كه نيرويي ساخته و در اختيار دارد با چنان صفات و خصائل, كه برغم هزار سنگ فتنه باريده از آسمان, كماكان عالي و درخشان, بلكه بهتر از سابق كار و تلاش مي كند, باري, چنين گنجينه ملي و ميهني را مي بايدش به هرقيمت حفظ و فعال – البته اكنون با سمتگيری تهران – نگهداشت و مسائلش را رفع به احسن كرد". عجبا. پس این همه تاخت و تاز بر این نیروی "ساخته" چیست؟ لطفأ آدرس و شماره تلفن و آدرسهای ایمیل این "مسئولین انجمن‌های حقوق بشری، مدافعان حقوق پناهندگان، پزشکان، وکلا، پارلمانترها، احزاب، قضات، روزنامه‌نگاران" را هم در آن فرا خوان اضافه کنید تا ما فرا خوانده شدگان بتوانیم وقت ملاقات حضوری بگیریم! البته اول باید از هفتخوان گرفتن وقت ملاقات گذشت، بعد موضوع را در میان گذاشت (مستلزم تسلط داشتن به زبان آلمانی است)، بعد توان تشریح امور را داشت، آنها راد توجیه و قانع نمود و خلاصه ...قصه طول است.خدا قـوّت... وانگهی آقایانخود شما با چند نفر از نمایندگان ایالتی استان محل اقامتتان ارتباط دارید؟با چند وکیل متخصص در امور حقوق بین الملل رابطه دوستانه دارید تا به مجرد دریافت ایمیل و تلفن شما فعال شوند؟چند نفر از آنها را تا کنون فعال نموده اید؟چند نفر وکیل و پزشک و روزنامه ئگار را تا کنون از این فاجعه مطلع کرده اید؟آیا گزارشی از این روزنامه نگاران در رابطه با کشتار فجیع منتشر شده است؟در طی این 80 و اندی پس از جدای اتان درچند "عروسی و عزا" شرکت جسته اید؟آیا آنها اکنون حاضر به دفاع ا زحقوق این پناهندگان در زنجیر هستند؟ لطفأ نام و آدرس ارتباطات برقرار شده از جانب خودتان را هم علنی کنید (شفافیت یکی از اصول سکولاریسم است) و حداقل مرا هم که به زبان آلمانی آکادمیک تسلط دارم بی اطلاع نگذارید تا من هم بتوانم فریاد خود را به گوش آن "پارلمانترها" برسانم. خدا قوت. (قصیم) پیشنهاد مشخص من به شما:آقایانبرای دفاع از جان "سه هزار نفر از هموطنان پناهنده ما در عراق، قتلگاه لیبرتی و اشرف [که] بدون هیچ دفاعی در محاصره " و گرفتار آمده در برهوت سلطنت شر، از شما در خواست می گردد که با دعوت از "مفاخر ملی" در اسرع وقت مقدمات یک راهپیمائی، تحصن و یا یک تجمع را فراهم کنید.فکر می کنم بتوانید حداقل 100 نفر را سازماندهی نماید. چون "فردا خیلی دیر است." خدا قـوّت... (قصیم) عزیز فولادوند 1 سپتامبر 2013 / کلن ـ آلمان
جمعه, 22 شهریور 1392 ساعت 02:00

پایانی غرور آفرین

پایانی غرور آفرین ؛ که با جانفشانی و فدا رقم خورد ــ محمود خادمی « بخش اول »" کجا دانند حال ما سبک بالان ساحل ها " در روز یکشنبه ده شهریور در حالیکه بحران مربوط به گلوله باران شیمیائی شهروندان سوریه توسط بشار اسد و حمله امریکا باین کشور ؛ نا آرامیها در مصر و تونس دیگر نا بسامانیهای منطقه ای تمام توجهات جهانی را به خود جلب کرده بود ؛ رژیم ضد بشری آخوندها از این فرصت استفاده کرده و با همکاری دست نشاندگانش در عراق ؛ کمپ اشرف را مورد حمله جنایتکارانه خود قرار داد .
جمعه, 29 شهریور 1392 ساعت 13:32

بيژن نيابتي - قتل عام در اشرف

جنایت کم نظیر10 شهریور در اشرف ، اگرچه قابل پیش بینی و گمانه زنی بود با اینحال یکباردیگر مرزهای نوینی را در سبعیت و سنگین دلی  بر جا ینهاد. یکربع قرن پس از تابستان خونین 67 ، درست در سالگرد کشتار اسیران آنسال ، با همان وحشیگری ، با همان ماهیت و با همان کاراکتر. وای که یافتن واژه ها برای توصیف آنچه که در دل گذشته و می گذرد ،
پنج شنبه, 28 شهریور 1392 ساعت 02:00

بي آزرمترين بيآزرمها

 رحمان كريمي شاعر و نويسنده مبارز ميهنمان, در مراسم بزرگداشت شهداي قتل عام اشرف در روز 15 سپتامبر 2013 در برلين ضمن سخنان پرشورش چنين گفت : هر اشرفي در قلب ماست، خاك اشرف را ميتوانند شخم بزنند و زيرو رو كنند ولي نام و تاريخ اشرف آن را هرگز، چون بتاريخ سياسي ايران، تاريخ سياسي كشورهاي عربي و ... پيوسته است. هيچ اتفاق سياسي ابتدا بساكن نيست، خلق الساعه نيست، كسي يكشب خواب‌نماي فلان عمل براي فردا نمي شود، همواره هر عمل سياسي دو زمينه دارد يك پيش زمينه عيني و يك پيش زمينه ذهني، پيش زمينه عيني را ما سالهاست در هجوم رژيم فاشيستي ملايان و همدستان حقير جنايتكارشان در عراق شاهد بوده ايم آخرين آنها 5 هجوم سنگين خونبار بود، اما اين آخرين تهاجم در 10 شهريور با يك پيش زمينه ذهني و جنگ رواني و تبليغاتي همراه شد، در اروپا و امريكا و... مزدوران بسيج شدند
پنج شنبه, 28 شهریور 1392 ساعت 13:12

جواد اسديان، شاعر و نويسنده مبارز

سخنراني جواد اسديان، شاعرو نويسنده مبارز، نايب رئيس انجمن قلم ايران (در تبعيد) و عضو كانون نويسندگان ايران در تبعيد، در يادبود قتل عام اشرفمن نخست سر تعظيم فرود مي آورم در برابر روان جان باختگان راه آزادي ميهنمون از چنگال كثيف و دراز و خونريز مشتي آخوند نادان, جاهل كه جز جنايت چيزي نياموختند و درود مي فرستم به دوستان نازنيني كه اينجا در اعتصاب غذا هستند تا صداي اعتراض شون رو با خطر كردن جاني به گوش جهانيان برسونند.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان