12162019دوشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27

دیدنی ها

چهارشنبه, 26 دی 1397 ساعت 14:20

عکسی کمیاب از دوران سربازی جنتی

یکشنبه, 11 شهریور 1397 ساعت 23:58

زیباترین عکس سال

وقتی جنگل آتش گرفت دیگر شیر قدرت حمل بچه اش را نداشت، اما در نهایت شگفتی فیل به کمک شیر شتافت و با مهارت خاص خودش، به کمک او شتافت و بچه شیر را نجات داد
بار دیگر صداسیمای رژیم حماسه آفرید ((((:امامزاده با بیش از ۴ هزار سال قدمت؟!زمانی که هنوز امام نداشتیم امامزاده داشتیم
کابل‌های نگهدارنده "پل زرمات" که ۸ تن وزن دارند، به فناوری مدرنی مجهز است که از تاب خوردن پل جلوگیری می‌کند. این پل در ناحیه‌ای ساخته شده که هنگام عبور از آن قله‌ی پرشکوه "ماترهورن" کوه‌های آلپ سوئیس نیز دیده می‌شود. کوهنوردان و دوستداران طبیعت می‌توانند از روز شنبه (۲۹ ژوییه) برای گذر از ناحیه‌ی زرمات سوئیس و رسیدن به منطقه‌ی گرشن آن به جای دو روز، ۱۰ دقیقه وقت صرف کنند. البته اگر از بیماری بلندی‌هراسی رنج نمی‌برند و می‌توانند از پل معلقی به طول ۴۹۴ متر عبور کنند. چون این پل در ارتفاع ۸۵ متری زمین قرار گرفته و دشت و دره‌ی زرمات هم از کف شبکه‌ای آن دیده می‌شود. "پل قدیمی زرمات" دو سال پیش بر اثر ریزش کوه آسیب دید. پل جدید هر چند بر روی پایه‌های پل قدیمی ساخته شده، ولی ارتفاع تاج آن کمتر است. در ماه مه سال جاری میلادی پل معلقی برای عبور گردشگران و کوهنوردان در منطقه‌ی کوهستانی هارتس آلمان افتتاح شد که به گفته‌ی سازندگان آن، ۴۸۳ متر طول و ۱۰۰ متر ارتفاع دارد.    
شنبه, 07 مرداد 1396 ساعت 22:17

اسرار جان سخت‌ترین موجود کشف شد

"خرس‌های دریایی با توانایی‌های شگفت‌انگیز خود، می‌توانند به ما راه‌های جدیدی را برای مقابله با مشکلات دنیای واقعی از جمله انتقال واکسن‌ها نشان دهند." مطالعه ژنتیکی خرس‌های آبی از توانایی‌های خارق العاده آنها برای بقا و زنده ماندن پرده برداشته است. این جانور آبزی کوچکی با هشت‌پا می‌تواند در مقابل تابش، انجماد، کم‌آبی بدن، و حتی خلاء از خود مقاومت نشان دهد. در مقاله جدیدی که در مجله "پلوس بیولژی" نشر شد، محققان دریافته‌اند که کلید بقای این جانوران در ژنتیک است. محققان در حال حاضر دی‌ان‌ای این جانوران را رمزگشایی کرده و ژن‌های را کشف کرده‌اند که به آنها اجازه می‌دهد پس از خشک شدن، خود را احیا و بازسازی کنند. برخی از ژن‌های موجود در شرایط کمبود آب، پروتئینی تولید می‌کنند که جایگزین آب‌ از دست رفته در سلول ها می‌شود. هنگامی که آب دوباره در دسترس قرار می‌گیرد، سلول‌ها این پروتئین‌ها را دفع می‌کنند. هرچند این موجودات تنها یک میلی‌متر یا کمتر اندازه دارند، اما جان سخت‌رین موجودات روی زمین هستند. نتیجه یک پژوهش نشان می‌هد که آنها می‌توانند تقریبا از هر فاجعه کیهانی که دچار زمین شود، جان سالم به در ببرند. دهان خرس آبی خرس‌‎های آبی اغلب در دریاچه‌ها و استخرهای که احتمال خشک شدن آن وجود داد، یافت می‌شوند. با گذشت زمان، آنها توانایی زنده ماندن در شرایط کم‌آبی شدید را به دست آورده و زمانی که آب دوباره پیدا می‌شود، پس از سال‌ها به زندگی خود (در آب) بازمی‌گردند. محققان می‌گویند فهم این توانایی ذاتی خرس‌های آبی می‌تواند برای انسان‌ها مفید باشد. مثلا این فهم، به محققان کمک می کند تا واکسن‌های زنده را راحت تر به سراسر جهان بفرستند و بدون سردکردن نگهداری کنند. مارک بلکستر، یکی از محققان این پروژه و استاد دانشگاه ادینبورگ می گوید: "خرس‌های دریایی با توانایی‌های شگفت‌انگیز خود، می‌توانند به ما راه‌های جدیدی را برای مقابله با مشکلات دنیای واقعی از جمله انتقال واکسن‌ها نشان دهند." محققان همچنین، مجموعه‌ای از پروتئین‎‌های مختلف را کشف کردند که می‌توانند دی‌ان‌ای خرس‌های آبی را محافظت کند. این کشف شاید توضیح دهد چگونه موجودات می‌توانند از خطرات تابش در امان بمانند.
دوشنبه, 16 اسفند 1395 ساعت 22:35

عقاب هاي شكارچي پهباد

فرانسه به دلیل واهمه از جاسوسی یا حملات تروریستی توسط پهپادها در خاک این کشور رو به آموزش عقاب‌های طلایی برای شکار پهپادها آورده است. در پنج پایگاه هوایی ارتش فرانسه به عقاب‌ها برای انجام مأموریت آموزش داده می‌شود. عقابی که در تصویر می‌بینید "دارتانیان" نام دارد. او یکی از عقاب‌های پایگاه هوایی "مون دو مارسان" است که از اواسط سال گذشته برای شکار تهدیدات هوایی بالقوه به ‌ویژه پهپادها در حال آموزش هستند. دیگر پرندگان در حال آموزش این پایگاه آتوس، پورتوس و آرامیس هستند که نام‌هایشان برگرفته از شخصیت‌‌های اصلی داستان "سه تفنگدار" اثر نویسنده شهیر فرانسوی الکساندر دوماست.پایگاه هوایی مون دو مارسان در ۱۳۰کیلومتری جنوب شهر بوردو واقع شده و یکی از پنج پایگاه هوایی ارتش فرانسه به شمار می‌رود که در آن از پرندگان شکاری استفاده می‌شود. از پرندگان شکاری در حالت معمول برای ترساندن پرندگان دیگر و دور نگاه‌ داشتن آنها از پایگاه استفاده می‌شود. اما در شرایط کنونی که به دلیل تهدیدات تروریستی وضعیت اضطراری در فرانسه حاکم است، به این پرندگان برای شکار پهپاد تعلیم داده می‌شود. این عقاب در عرض ۲۰ثانیه پهپاد را با چنگال‌هایش می‌گیرد. سپس طعمه را به زمین ‌انداخته و با بال‌های پهن‌اش روی آن را می‌پوشاند و مجال فرار به آن نمی‌دهد. نخستین بار ایده استفاده از پرندگان شکاری برای گیر انداختن پهپادها به ذهن پلیس هلند رسید که از اواخر سال ۲۰۱۵عقاب را به خدمت گرفت. عقاب‌ها پرندگان شکاری تیزپروازی هستند که سرعتشان به ۸۰کیلومتر در ساعت می‌رسد. عقاب‌های پایگاه مون دو سان در اسارت به دنیا آمده‌اند. مربیان از زمانی که آنها تنها جوجه‌هایی سه هفته‌ای بودند، غذای‌شان را روی پهپاد می‌گذاشتند. به این ترتیب این پرندگان یاد می‌گرفتند تا برای شکار غذا اول این پهپاد‌ها را شکار کنند. زمانی که این عقاب‌ها صدای پهپادها را می‌شنوند، غریزه شکار در آنها بیدار می‌شود و وارد عمل می‌شوند. از شکارچی موفق در نهایت با یک تکه گوشت قدرانی می‌کنند.عقاب‌های طلایی پنجه‌هایی پرقدرت دارند و با چنگال‌های تیزشان می‌توانند طعمه‌های سنگین‌وزن نظیر خرگوش، سنجاب یا خرگوش‌های صحرایی را شکار کنند. در پایگاه مون دو مارسان این طعمه‌ها، از نوع ساخته دست بشر یعنی پهپادها هستند. ارتش فرانسه برای شکار پهپاد از عقاب طلایی استفاده می‌کند. این پرندگان با منقارهایی قلاب‌مانند، چشم‌هایی کهربایی و بال‌هایی که طول‌شان به ۲متر و ۲۰سانتی‌متر می‌رسد، از قدرت شکار بسیار بالایی برخوردارند. عقاب ‌طلایی با چشمان تیزبین‌اش می‌تواند از دو کیلومتری طعمه را تشخیص دهد. برای اینکه این پرندگان به خودشان آسیبی نرسانند، کارشناسان پوششی از جنس چرم و کولار طراحی کرده‌اند که چنگال‌های این عقاب‌ها را می‌پوشانند. مربیان این عقاب‌ها البته نهایت توجه را به دانشجویان‌شان دارند و از اعزام آنها به مأموریت‌های "غیرممکن" مثل رویارویی با پهپادهای بزرگتر با ملخ‌های مرگبار خودداری می‌کنند. یکی از مربیان می‌گوید: «من عاشق این پرندگان هستم و نمی‌خواهم آنها را به قتل‌گاه‌ بفرستم.
یکشنبه, 17 بهمن 1395 ساعت 22:41

زندگي شگفت انگيز يك نابغه الهام بخش

زندگی‌نامه نیک وی آچیچ (مرد بدون دست و پا) برای یک لحظه چشمانتان را ببندید و فکر کنید هیچ دستی ندارید. نمی‌توانید چیزی را با انگشتانتان لمس کنید یا با دوستانتان دست دوستی بدهید و یا حتی مادرتان را در آغوش بگیرید. حال تصور کنید هیچ پایی برای راه رفتن ندارید. نمی‌توانید با دوستانتان پیاده‌روی کنید. دوچرخه‌سواری کنید یا پا به پای فرزندتان بدوید. هر کدام از این شرایط بسیار دشوارند؛ اما همیشه شرایط بدتری هم وجود دارد، فقط کافی است یک لحظه به این فکر کنید که نه دست دارید و نه پا! حتی فکر کردن به این موضوع تن آدم را به لرزه می‌اندازد. نیک وی آچیچ (Nick Vujicic) از معدود افرادی است که به دلیل سندروم تترا آملیا، بدون دست و پا به دنیا آمد و در زندگی محدودیت‌های زیادی داشته است، اما توانسته با این محدودیت‌ها کنار بیاید و حتی از بسیاری افراد سالم نیز موفق‌تر باشد. نیک در سال 1982 در استرالیا به دنیا آمد. در آن زمان به دلیل نبود امکانات تصویربرداری از جنین هیچ کس از وضعیت نیک خبر نداشت. می‌توانید شوک بزرگی که پدر و مادر نیک در هنگام تولد او را داشته‌اند را تصور کنید؛ اما کسی حتی نمی‌توانست تصور کند که این کودک زیبای معلول با این همه ناتوانی روزی به یکی از موفق‌ترین افراد جهان تبدیل شود و بتواند به جایی برسد که به افراد سالم درس امید و روش زندگی آموزش دهد. او از اولین افرادی بود که پس از حذف قانون ممنوعیت ورود افراد معلول حرکتی به مدارس معمولی، مانند دیگر کودکان سالم به ادامه تحصیل پرداخت. اما در سن 8 سالگی به دلیل تمسخرهای شدید همکلاسی‌هایش دچار افسردگی شد و اقدام به خودکشی کرد. این هیجان احساسی باعث شد تا تصمیم بگیرد خود را در آب غرق کند اما خودش می‌گوید به دلیل علاقه به پدر و مادرش از این کار منصرف شده است. کودکی نیک وی آچیج او با تلاش بسیار زیاد و به کمک مادرش یاد گرفت با دو انگشتی که در انتهای اندامی مانند پا در سمت چپ پائین‌تنه‌اش وجود دارد، بنویسد. همچنین کارهای روزانه دیگری مانند نوشیدن آب با لیوان، تایپ، پرتاب توپ بیس‌بال و ... را آموخت. در دبیرستان به عنوان رهبر گروه برای موسسه خیریه اعانه جمع می‌کرد و در سن 17 سالگی موسسه خود با عنوان «زندگی بدون دست و پا» را به منظور امید دادن به افراد افسرده و ناتوان تأسیس کرد. نیک وی آچیچ جوان در سن 21 سالگی از دانشگاه گریفیت با دو مدرک لیسانس در رشته‌های حسابداری و برنامه‌ریزی مالی فارغ‌التحصیل گردید. او با ادامه فعالیت‌های خود در نهایت تبدیل به شخصی شد که سخنرانی‌هایش برای میلیون‌ها شنونده در سراسر جهان امید به زندگی و انگیزه به ارمغان می‌آورد. نیک وی آچیچ سخنران انگیزشی و مدیر سازمان غیرانتفاعی زندگی بی‌حدومرز است. او اکنون در جنوب کالیفرنیا زندگی می‌کند از دیگر مهارت‌های او شنا، موج‌سواری و بازی گلف است. او کتاب « زندگی بی‌حد و مرز» را در شرح زندگی خود به نگارش در آورده است. این کتاب در ۱۲فصل نوشته‌شده و گوشه گوشه آن نشان‌دهنده روحیه و انگیزه یکی از عجیب‌ترین انسان‌هایی است که امروز در جوانی به سر می‌برد و با نیرویی روانی و انگیزشی، به دیگران روحیه و امید می‌بخشد. «زندگی بی‌حدومرز» با عنوان فرعی حکایت الهام‌بخش یک زندگی خوب و بامزه نوشته نیک وی آچیچ  روانه بازار نشر شده است. کتابی خاص که به شرح زندگی و موفقیت‌های انسانی خاص اختصاص دارد که با وجود محدودیت‌ها و نقص‌های جسمی، به پیشرفت‌های خیره‌کننده دست یافته است. او درباره خودش می‌نویسد: «من بدون دست و پا به دنیا آمدم. اما هرگز در حصار شرایط خود نماندم. من به سراسر دنیا سفر می‌کنم و به میلیون‌ها نفر الهام می‌بخشم تا با ایمان، امید، عشق و شجاعت خویش بر ناملایمات زندگی چیره شوند و به آرزوهای خود برسند.» نویسنده در بخشی از مقدمه کتاب آورده است: «من ایمان دارم که زندگیم حد و مرزی ندارد. دلم می خواهد تو نیز، صرف نظر از دشواری های زندگیت، چنین احساسی داشته باشی. ما همسفریم. در آغاز سفرمان، لطفا قدری درنگ کن و درباره تمامی محدودیت هایی فکر کن که بر زندگی خویش تحمیل کرده ای و یا به دیگران اجازه داده ای بر زندگیت تحمیل کنند. اکنون به این بیندیش که رهایی از این محدودیت ها چه حس و حالی دارد. زندگی تو چگونه می بود اگر همه چیز برایت ممکن می شد؟» بخشی از کتاب که نویسنده در مورد دوران کودکی خود نوشته است را با هم می‌خوانیم: «وقتی به دنیا آمدم، پدرم که در اتاق زایمان حضور داشت، از دیدنم بدحال شد و بیرون رفت. پزشکان و پرستاران شوکه شده بودند و به سرعت مرا از مادرم دور کردند. مادرم که پرستار همان بیمارستان بود، متوجه شد که اتفاق بدی افتاده است. پرسید چه شده؟ بچه مرا کجا بردید؟ راستش را بگویید؟ کسی توان نداشت ماجرا را به مادرم بگوید. واقعیت این بود که من بدون دو دست و بدون دو پا به دنیا آمدم، فقط یک تنه بودم. سونوگرافی‌های دوران بارداری مادرم هیچ‌وقت نشان نداده بود که من چنین شرایطی دارم. تصور کنید که زوج جوانی منتظر به دنیا آمدن فرزندی سالم هستند اما یک‌باره با این شرایط مواجه می‌شوند پرستاران تصمیم گرفتند مرا به مادرم نشان دهند. مادرم وقتی مرادید، حیرت‌زده شد، جیغ کشید و گفت این را از جلوی چشمانم دور کنید. وقتی به دنیا آمدم هیچ کس مرا بغل نکرد. مدت زمانی طول کشید تا پدرم بر احساس شوک اولیه‌اش غلبه کند و مرا مهربان‌تر نگاه کند. مادرم افسرده شده بود اما بالاخره حس مادری بر احساسات اولیه او هم غلبه کرد و مرا پذیرفت. از وقتی پا به این جهان گذاشته بودم، یک دنیا غم، مشکل، سؤال، اضطراب و اندوه را برای والدینم آوردم: عاقبت این بچه چه می‌شود؟ از کجا زندگی‌اش را تأمین کند؟ شغل؟ تحصیلات؟ آینده؟ همه چیز در مورد من در هاله ابهام قرار داشت؛ و البته شاید به نوعی واضح بود: هیچ آینده‌ای در انتظارم نبود. پدر و مادرم در سال‌های اولیه زندگی‌ام تصمیم داشتند مرا به خانواده‌ای دیگر بسپارند. پدربزرگ و مادربزرگم در فهرست اولین افراد برای بزرگ کردن من قرار داشتند اما نهایتاً والدینم از این تصمیم منصرف شدند. مسلماً من هرچه بزرگ‌تر می‌شدم، جای بیشتری در دل آن‌ها باز می‌کردم. دیگر به سادگی نمی‌توانستند مهر مرا از دلشان بیرون کنند. من کم‌کم بزرگ می‌شدم و نگرانی مادر و پدرم در مورد سرنوشتم، با من بزرگ‌تر می‌شد. تا وقتی خردسال بودم، هنوز متوجه تفاوت میان خودم و دیگران نمی‌شدم؛ اما از وقتی به مدرسه رفتم، واقعیت تلخ معلولیتم را بیشتر از هر زمانی احساس کردم. کسی جرئت نمی‌کرد به پسری نزدیک شود که روی ویلچر نشسته بود، دست و پا نداشت و فقط با دو انگشت کوچک که به جای پای چپ روییده بود، مداد را به دست می‌گرفت. کسی با من حرف نمی‌زد. زنگ ناهار تک‌وتنها بودم. بچه‌ها مسخره‌ام می‌کردند. به من می‌گفتند «موجود فضایی» یا صفت‌های دیگری به من می‌دادند که مرا در هم می‌شکست. کم‌کم فهمیدم که خودم باید با آن‌ها سر صحبت را باز کنم. گاهی در راهروهای مدرسه با بچه‌ها حرف می‌زدم. تمام تلاشم این بود که به ایشان نشان بدهم که در درون، یکی هستم عین آن‌ها، یک آدمیزاد، با همان احساس‌ها و نیازها و فقط بیرونم متفاوت است و من تقصیری ندارم. سال‌های کودکی‌ام در رنج می‌گذشت. شب‌های زیادی به درگاه خدا التماس می‌کردم، گریه می‌کردم که معجزه کند و یک دست، فقط یک دست به من بدهد. هر صبح وقتی بیدار می‌شدم، به شانه‌ام نگاه می‌کردم ببینم آیا بازویی جوانه زده است؟ اما هیچ خبری نبود! هر صبح افسرده‌تر، ناراحت تر و ناامیدتر روز را آغاز می‌کردم و شب‌ها دوباره دعا و مناجات را از سر می‌گرفتم به امید یک معجزه. کم‌کم این اندیشه در ذهنم جان گرفت که شاید خداوند از خلقت من هدفی داشته است. والدینم نیز که افرادی مذهبی هستند، به مرور زمان به این باور رسیده بودند و می‌گفتند حتماً هدفی در آفرینش تو هست. از وقتی این فکر در من جوانه زد، دیگر منتظر جوانه زدن دست و پایم نشدم. تلاش کردم هدف از آفرینشم را پیدا کنم و سرانجام آن را پیدا کردم. من معجزه‌ای را که از خداوند طلب می‌کردم، خودم در زندگی‌ام رقم زدم.»
یکشنبه, 05 دی 1395 ساعت 01:12

بدون شرح فقط براي خنده

خبر زير كه از يك خبرگزاري رژيم بنام مشرق نيوز 4 دي 95 نقل شده است نيازي به توضيح ندارد و چنته خالي يك رژيم در هم شكسته در حال زوال را بخوبي بنمايش مي گذارد : همکاری سفارت ایران در آلمان با یک مازوخیست جهت معرفی عاشورا گزارش مشرق از یک بی‌تدبیری فرهنگی؛ همکاری سفارت ایران در آلمان با یک مازوخیست جهت معرفی عاشورا +عکس و سند رایزن فرهنگی ایران در آلمان ، اقدام به انتخاب فردی جهت معرفی عاشورا (!) کرده که نه تنها هیچ سنخیتی با این فرهنگ انسان ساز و ظلم ستیز ندارد، بلکه رفتارهایی موهن و مازوخیستی دارد. سرویس جنگ نرم مشرق - چندی پیش توسط رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در برلین با فردی به نام «جان جان آریاز» قراردادی بسته شده که بر اساس آن، بخش فرهنگی سفارت ایران به این فرد جهت برگزاری یک مراسم با محوریت عاشورا و همچنین سخنرانی در آن مراسم، مبالغی پرداخت کرده است . مروری بر شخصیت «جان جان آریاز»، نشان می‌دهد که رایزن فرهنگی ایران در آلمان ، اقدام به انتخاب فردی جهت معرفی اربعین و واقعه عاشورا کرده! که نه تنها هیچ سنخیتی با این فرهنگ انسان ساز و ظلم ستیز ندارد، بلکه رفتارهای موهن و مازوخیستی وی اعتراض غربی ها را نیز برانگیخته است. علی موجانی رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در آلمان در کنار «جان جان آریاز» علی موجانی که اخیرا حواشی برگزاری مراسم افتتاح «نمایشگاه هنری انارستان- سرزمین توت فرنگی در برلین» به دلیل سرو مشروبات الکلی دامن او را گرفته بود، با کسی قرارداد بسته که تخصص او در آنچه آن را "هنر" می‌نامد، چیزی شبیه خودآزاری فیزیکی به سبک عریان کامل است. تخصص "جان جان" چیزی شبیه خودآزاری فیزیکی به سبک عریان کامل است جان جان آریاز خود را این‌گونه معرفی می‌کند: «جان جان یک جوان هنرمند فرانسوی است که در برلین زندگی می‌کند. موضوعات مورد علاقه: زبان بدن، عادی بودن در عصر جراحی‌های زیبایی و پلاستیک، دیکتاتوری فشن، شهوت‌گرایی و جنسیت. این علاقه‌ها موجب شده که به تغییرات ظاهری در بدن و همچنین تغییرات (آسیب) در بدن در برنامه‌های زنده روی بیاورد، که به شکل تناقض‌آمیزی با احساسات شاعرانه‌ای درآمیخته شده است. گوشت، پوست و خون، ابزار نقاشی من برای بردن شما به سفری از محبت تا  سبعیت (وحشی‌گری) از طریق زیبایی است...». "جان جان" در حال بریدن دست خود جهت خلق اثر هنری تصاویر، فیلم‌ها و اثرات نمایشی از "جان جان"، البته گویا تر از توضیحات بالا از خودش است؛ در این فیلم‌ها که به دلیل محتوای غیراخلاقی و مشمئزکننده‌ از انتشار آن معذوریم، "جان جان" در برهنگی کامل اقدام به آزار خود می‌کند و حتی به‌صورت زنده در مقابل تماشاچی‌ها اقدام به استخراج خون خود جهت نوشتن و طراحی بر روی صفحات می‌کند. پیشینه "جان جان" به همراه ظاهر عجیبش که شامل خالکوبی در اکثر نقاط بدن و حتی گذاشتن اشیا زیر پوست دستانش می‌شود، هیچکدام مانع از همکاری رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی با وی نشده است. جان جان: گوشت، پوست و خون، ابزار نقاشی من برای بردن شما به سفری از محبت تا سبعیت (وحشی‌گری) از طریق زیبایی است... متن قرارداد رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در آلمان با "جان جان" به زبان آلمانی است  که به قسمت‌هایی از ترجمه آن توجه فرمایید: این قرارداد همکاری جهت یک جشنواره فیلم – نمایش تعدادی فیلم درباره عاشورا (رسوم دسته‌های عزاداری مذهبی در زمان ماه محرم در ایران)، بین آقای علی  موجانی، رایزن فرهنگی سفارت ایران در برلین، به عنوان نماینده مرکز سینمایی ایران و آقای "جان جان آریاز" معتبر است. شرایط: الف- دو طرف قرارداد درباره یک نمایش حرفه‌ای و تخصصی فیلم مبنی بر وجوه انسان‌شناسی اجتماعی ایرانی دسته‌های عزاداری عاشورا در 19 نوامبر 2016 (29 آبان 95) قرار گذاشته‌اند. ب- بخش فرهنگی ایرانی در برلین، آقای جان جان آریاز را فقط تا مبلغ 3000 یورو در اجرای این جشنواره حمایت می‌کند. ج- هزینه‌های ذیل از طرف آقای جان جان آریاز بواسطه پرداخت مجموع گفته شده (3000 یورو) پوشش داده خواهد شد: •       کرایه سالن سینما. •       هزینه جهت دعوت 2 الی 3 متخصص همراه مراسم. •       تولید بروشورها، کارت‌های دعوت و تبلیغات برای مراسم. •       دستمزد برای آقای جان جان آریاز و همکارانش.    متن قرارداد علی موجانی با جان جان به زبان آلمانی جهت برگزاری مراسم اکران یک مستند این مراسم برای اکران مستند "دل‌ها در ماتم" با موضوع عاشورا بوده که ظاهرا "جان جان" در ساخت آن همکاری داشته است؛ در متن قرارداد آمده است که بخش فرهنگی سفارت ایران به آقای جان جان آریاز، پیشاپیش (بصورت نقد یا انتقال بانکی) مبلغ 1000 یورو پرداخت می‌کندکه رسید دریافت این پول توسط "جان جان" امضا شده است: «بدین وسیله تایید می‌گردد که اینجانب "جان جان آریاز" مبلغ هزار یورو به عنوان دستمزد جهت سخنرانی «جشنواره فیلم» در تاریخ 13 جولای 2016 (23 تیر 95) از بخش فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران دریافت نمودم». متن آلمانی رسید دریافت 1000 یورو توسط جان جان از رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران جهت دستمزد سخنرانی در «جشنواره فیلم» اکنون این سوال مطرح می‌شود که آیا رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در آلمان بعد از اولین ملاقات با "جان جان" و دیدن ظاهر غیرمعمول او، تحقیقی در رابطه با وی انجام نداده که به او جهت همکاری پول پرداخت کرده است؟ اگر رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در آلمان تحقیقی نکرده باشده که بی‌کفایتی است، و اگر هم تحقیق  کرده و بعد با "جان جان" همکاری کرده باشد که باید برای وزارت خارجه و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی تاسف خورد که کسی را رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی در آلمان منصوب کرده‌اند که برای تبلیغ دین از روش "هدف وسیله را توجیه می‌کند" استفاده می‌کند.
دوشنبه, 27 ارديبهشت 1395 ساعت 23:59

بزرگترين كشتي جهان مرتفع تر از برج ايفل

اين كشتي غول‌پيكر, با دارا بودن تئاتري با 1400صندلي, پاركي با 12هزار گونه‌هاي گياهي و با يك سرسره آبي 10طبقه, 8500مسافر و خدمه را در خود جاي خواهد داد.هارموني درياها تحت آزمايشهاي دريايي در سن نازاير در فرانسه قرار گرفت. اين كشتي روز پنجشنبه به صاحبان آن در ايالات متحده تحويل داده شد.هارموني درياهاي 120هزار تني درهاي خود را گشوده است.با 66متر (217فوت) عرض, وسيع‌ترين كشتي تفريحي است كه تاكنون ساخته شده است, در حالي كه طول 362متري آن موجب مي‌شود 50متر بلندتر از ارتفاع برج ايفل باشد.گاردين
شنبه, 11 ارديبهشت 1395 ساعت 21:32

نابغه سه ساله نقاشی

این دختر بچه که عاشق بازی با رنگ هاست شاید خودش نمی داند چه نقاشی هایی می کشد اما آنهایی که در این رشته تخصص دارند از او به عنوان یک نابغه یاد می کنند زیرا کارهای او را با افرادی مانند ونگوگ یا پیکاسو مقایسه می کنند بچه ها در سنین پایین توانایی زیادی در نقاشی کردن ندارند، آن ها معمولا تصاویری ساده که بیشتر از طبیعت الهام گرفته اند، می کشند اما در میان همین کودکان ساده نیز گاهی نابغه هایی پیدا می شوند که توانایی خاصی در نقاشی کشیدن دارند. “آیریس هالمشاو” دختر بچه سه ساله ای است که این روزها به عنوان یک نابغه کوچک در نقاشی جهان شناخته میشود. او با استعدادی که دارد نقاشی های جالبی می کشد و والدینش آن ها را با قیمت های بالا به فروش می رسانند. این دختر بچه که عاشق بازی با رنگ هاست شاید خودش نمی داند چه نقاشی هایی می کشد اما آنهایی که در این رشته تخصص دارند از او به عنوان یک نابغه یاد می کنند زیرا کارهای او را با افرادی مانند ونگوگ یا پیکاسو مقایسه می کنند. این دختر انگلیسی حتی به درستی نمی تواند صحبت کند. او برای اولین بار زمانی که مادرش تعدادی گوآش برایش خرید با نقاشی آشنا شد. از آن پس با علاقه خاصی که به رنگ ها پیدا کرده بود نقاشی را ادامه داد و این تبدیل به تنها تفریحش شد. چندی پیش در یک مزایده یک کلکسیونر، برای دو نقاشی او نزدیک به 3000 پوند پرداخت کرد. بسیاری از کارشناسان این رشته می گویند این کودک در آینده می تواند یکی از نقاشان نامی جهان باشد.
سه شنبه, 31 فروردين 1395 ساعت 09:03

دو خبر از شگفتی های طبیعت

پروانه‌ها از زمان طلوع خورشید خود را با نورخورشید تنظیم میکنند. و سپس با غروب خورشید در محلی روی گلها میمانند .دانشمندان راز مهاجرت پروانه ها را که سه هزار کیلومتر فاصله شمال آمریکا را تا مکزیک طی می کنند، کشف کرده انداین پروانه ها که در فصل گرما مهاجرت می کنند، سالیان است که تعجب همه را نسبت به ردیابی دقیق خود برای پیمودن این مسیر، برانگیخته بودند. اما اخیرا دانشمندان طی آزماییشهایی کشف کردند که پروانه‌ها از زمان طلوع خورشید خود را با نورخورشید تنظیم میکنند. و سپس با غروب خورشید در محلی روی گلها میمانند و مجددا صبح روز بعد با طلوع خورشید به ادامه سفر خود میپردازند.لذا با این شیوه ردیابی، مدت چند ماه طول میکشد تا این میلیونها پروانه به مقصد خود برسند. مورچه هایی با مو های نقره ای که گرمای 70 درجه را تحمل می کنند همچنين در صحرای شمال افریقا و در دمای ۵۰ درجه مورچه ها تنها موجوداتی هستند که میتوانند از لانه های خود بیرون امده و در شن های داغ که دمای آنها گاه تا ۷۰ درجه میرسد به گردش و جستجوی غذا بپردازند. این مورچه ها با موهای بسیار ریز میکروسکوپی نقره ای رنگی پوشیده شده اند که به شکل مثلث هستند. دانشمندان می گویند این موها تمامی نور خورشید را منعکس میکند و از جذب حرارت جلوگیری میکند. به همین دلیل این نوع مورچه ها میتوانند در چنین گرمای طاقت فرسایی زندگی خود را بگذرانند.
سه شنبه, 03 فروردين 1395 ساعت 07:00

ساعت زمين، چراغ خاموش در سراسر جهان

بناهاي به طور معمول روشن در ساعت ۸.۳۰ در شنبه شب (19مارس) در تاريكي فرو می روند « ساعت زمين يك جنبش جهاني است كه توسط صندوق جهاني طبيعت, براي اين سياره سازماندهي شده است. اين رويداد در سراسر جهان به صورت سالانه انجام مي شود تا افراد و جوامع و خانواده ها و تجار را به خاموش كردن چراغهاي غيرضروري خود به مدت يك ساعت (از ساعت ۸.۳۰ تا ۹.۳۰ بعدازظهر) در اواخر ماه مارس به عنوان يك سمبل خاموش كنند. اين رويداد چراغ خاموش در سيدني در سال 2007 آغاز شد. در استراليا رشد كرد و اينك بيش از 7000 شهر در سراسر جهان اقدام به اين كار مي كنند. اين يكي از سمبلهاي يك سري از مسائل زيست محيطي مي باشد كه طيف گسترده يي دارد. خانة اپراي سيدني و پل بندرگاه در ميان اولين نشانه هاي نمادين در سراسر جهان بوده است كه به نوبة خود دهمين سالگرد چراغ خاموش سالانة زمين را اجرا كردند. بناهاي به طور معمول روشن در ساعت ۸.۳۰ در شنبه شب (19مارس) در تاريكي فرو رفتند. همراه با آن دهها ساختمان ديگر در اين شهر بندري به عنوان اين رويداد جهاني چراغها را خاموش كردند تا تهديد تغيير آب و هوا را برجسته كنند. .... در حالي كه ساعت زمين سراسر كره را مي پيمايد بيش از 350 جاي ديدني در سراسر دنيا ازجمله برج ايفل, ساختمان امپاير استيت و تايپي 101 به زودي به اين رخداد مي پيوندند. سازماندهندگان مي گويند موضوع امسال يك جشن براي اماكني است كه ما به آنها عشق مي ورزيم, كه شامل ساحلها, جنگلها, صخره ها, پاركهاي ملي, كوهها, رودخانه ها و مناطق روستايي مي باشد كه مي تواند در معرض خطر تغييرات آب و هوا قرار بگيرد. سازمان دهندگان مي گويند ساعت زمين در سيدني در سال 2007 شروع شد و در سال بعد جهاني شد و حداقل 50 ميليون نفر را به خود جذب كرد. امسال سازمان دهندگان مي گويند اين رخدادها در بيش از 172 كشور برگزار مي شود و تمام مردم جهان علامت حمايت خود از اقدامات در مورد تغييرات آب و هوا را مي دهند.».برگرفته از گوگل
بزرگترین شهر عمده فروشی جهان با سرمایه 30 میلیارد دلار در دبی ساخته می شود. به گزارش سایت اماراتی گلف نیوز، کار ساخت این شهر با مساحت 50 میلیون مترمربع، روز سه شنبه توسط شیخ محمد بن راشد آل مکتوم، نایب رئیس دولت و نخست وزیر امارات و حاکم شهر دبی آغاز شد. این شهر شامل چندین بازار، انبار، مراکز کارگو و گمرک، شرکتهای بیمه، سیستم های نگهداری، خدمات بانکی، و تعداد زیادی واحد مسکونی و هتل است. هدف از ساختن این شهر کمک به امارات در کسب سهم بالایی از این بخش اقتصاد جهانی است، که ارزش آن 4.3 تریلیون دلار برآورد می شود. این شهر قرار است که توانایی برگزاری نمایشگاههای متعدد را داشته باشد، و به بندر جبل علی و فرودگاه بین المللی آل مکتوم متصل شود. این شهر می تواند به چهار قاره جهان پشتیبانی لجستیکی بدهد. این پروژه قرار است که به پایتخت عمده فروشی تبدیل شود و میزبان 15000 تاجر عمده فروش جهان گردد.
یکشنبه, 02 اسفند 1394 ساعت 01:28

آبشاري از آتش

پدیده آبشار آتش درسال یکبار و در ماه فوریه اتفاق می افتد در ماه فورية هر سال، پارك ملي یوسمیتی Yosemite در كاليفرنياي آمريكا در ساعات مشخصي از روز، شاهد خلق صحنة خارق‌العاده و ديدنيِ آبشار اين محل است؛آبشاري از آتش: تصويري كه بيشتر به گدازة يك آتشفشان مي‌ماند تا يك آبشار. اين پديده هر سال يك بار در ماه فوريه در پارك ملي یوسمیتی كاليفرنيا رخ مي‌دهد. از ساعت 5 و نيم صبح، تابش خورشيد در هنگام طلوع از زاويه‌يي به پرتگاه و آبشار كوچك اين پارك مي‌تابد كه وقتي روي درختان مي‌افتد، تصويري از آبشار آتش از بالاي تپه به پايين ايجاد مي‌كند. اين آبشار، آبشار دم اسب يا Horsetail fall نام دارد. اين تصوير ديدني يكي، دو هفته در پارك ملي كالفرنيا رخ مي‌دهد و همة حاضران را مجذوب خود مي‌كند. هر سال حدود 3 و نيم ميليون نفر از اين پارك بازديد مي‌كنند؛ آنهايي كه در ماه فوريه اينجا هستند، فرصت را غنيمت شمرده و بارها و بارها به تماشاي آبشار آتشين و فيلم و عكس‌برداري از آن مي‌پردازند. به هنگام شب نيز خورشيد صحنة شگفتي‌آور ديگري را ايجاد مي‌كند.برخي مي‌گويند، قدمت اين پرتگاه به 9 هزار سال قبل بر مي‌گردد؛ اولين تصاوير از اين پديده در سال‌هاي 1930 ميلادي گرفته شد.البته ويژگي اين صحنه هم‌چنين در اين است كه هر بار تصويري منحصر به فرد و متفاوت در اين آبشار خلق مي‌شود.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان