05092021یکشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27
آی مردم، آی بیخبران و آی باخبران شما را چه می شود؟ رقص و شادمانی در کوی و برزن و بر فراز ماشین ها برای کدامین "فتح الفتوح" است؟ به آیندگان بگوئید، در سینه ها ثبت کنید، در یادها حک نمایئد که ملایان ما را ملعبه دست خویش کرده اند. آخر رقص را "فعل حرام " دانند که "احتیاط واجب در ترک آن است". حالیا بر رقصندگان در کوی و برزن "حد جاری" نمی کنند. آی زنان غافلید که "رقص زن فقط براى شوهرش جایز است، و بقیّه اشکال دارد"؟ اینان بسیاری را به جرم خندیدن، رقصیدن، کمانچه زدن و ترویج شوق و سرور آزار دادند، کشتند و به صلابه کشیدن. آری اینان متجاوز از سه ده است، که ما را "می رقصانند". و یا اینکه ما را به سازشان "می رقصیم".اینان با گزمه هایشان حقی مسلم از ما را سلب می کنند، ما را بر تیرکها می آویزانند، تازیانه می زنند، قلمهایمان و قلبهایمان را می شکنند، اما چند صباحی دگر ولی نعمتانه ، نیمچه حقی را پس دهند و ما را سرمست از "احقاق حقمان" می رقصانند.به باور من این رقصها را حلاوتی نباشد. البته شاید این شادیها صادقانه و برآمده از امیدهای آنان باشد: لغو تحریمها و بهتر شدن اوضاع اقتصادی، دورشدن خطر جنگ، تقویت جناح مذاکره کننده در مقابل "افراطیون" و آزاد کردن احتمالی دارایی‌های مسدود و مصادره شده ملت ایران تا سقف ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیارد دلار. ولی آی زنان، مردان، جوانان نمی پرسید (لااقل از خویشتن) که آیا اینان صلاحییت دریافت این دارائی ها را دارند؟ چه مکانیسمی این دریافت را نظارت خواهد کرد؟ این ثروت وارد کدام چرخه خواهد شد؟ آیا این اموال به سرنوشت درآمد های نفتی دچار نخواهد شد؟ مگر امپراطوریهای ملون پنهان و آشکار به کسی تا کنون حساب پس داده اند که این بار دوم باشد؟ ما ایرانیان گوییا از ضعف حافظه تاریخی و جمعی رنج می بریم. مگر نه اینکه اینان در فضای سیاسی کشور تا کنون کارناوالهای متعدد مهندسی نموده اند ولی سرانجام اوضاع بر همان پاشنه قبل چرخید. ملایان را اعتماد نشاید. ملایان با یاغیگری و بر خلاف تمامی عرفهای سیاسی ما را در جهان ایزوله نمودند و فقط در مواجه با یک اراده قدرتمند و مشت پُر زور به میز مذاکره کشانده شدند.آنهم برای خرید فرجه بقاء.همیشه گفت شده، که اینان در مقابله با اراده ای قدرتمند وا می دهند. برای چه می رقصیمبی کفایتی و یاغیگری شیوخ اقتصاد نیمه جان کشور را در تیرس و محاصره سختترین تحریمهای اقتصادی جهانی قرار داد. فشار ناشی از تنبیهات بین المللی رژیم را زحمکتشان شهر و روستا تحمل می کنند. افزایش غیر قابل کنترل بیکاری (نشریه تحقیقات اقتصادی خاورمیانه از یک بحران خبر می دهد که جمعییت کل کشور را بطور نسبی فقیر کرده است) عدم پرداخت حقوق معلمین، ورشکستگی و تعطیلی شرکتها ایرانی حتی در اقلیم کردستان تنها نمونه های کوچکی از نتایج این تمرد است. تحریمها راههای تنفسی اقتصاد را مسدود کرده اند: تحریمهای شورای امنیت، تحریمهای اتحادیه اروپا، تحریمهای یک جانبه دولتها، تحریمهای گنگره امریکا، تحریمهای علمی (رایانه، فیلترینگ آی پی ایرانی)، تحریمهای کشورهای مختلف از اروپا و آسیا. کشورهایی نظیر مصر، بحرین (بزرگ ‌ترین بانک‌های کشور بحرین به تحریمها پیوسته اند)، امارات متحده عربی، اندونزی، آذربایجان، مالزی، حتی روسیه و چین وارد این اجماع جهانی شدند.آیا وضعمان بهتر خواهد شد؟ لوزان؛ میدان تنبیهمذاکرات آشکار و پنهان هسته ای پس از فرود و فرازهای مطول و سناریوهای "وین 1" تا "وین 4" و حرکتهای "غیر موزون" و کسل آور تهران سرانجام در لوزان سوئیس به گُـل یا به گِل نشست. محمد جواد ظریف وزیر امو خارجه دولت حسن روحانی و فدریکا موگرینی نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و امور امنیتی در روز ۱۳ فروردین ۱۳۹۴ (دوم آوریل ۲۰۱۵) در دانشگاه پلی تکنیک لوزان سوئیس متن یک "بیانه" را با عنوانبیانیه مشترک پایانی مذاکرات هسته‌ای ایران قرائت نمودندFull transcript: the international statement on the Iranian nuclear deal)). در این کنفرانس مطبوعاتی طرفین به تفاهمنامه ای ارجاع دادند که مبنای توافق نهائی قرار خواهد گرفت.این تفاهمنامه (Parameters for a Joint Comprehensive Plan of Action) با عنوان اختصاری "PJCPOA" به معنای "پارامترهای برنامه جامع اقدام مشترک" می باشد.متن منتشر شده از طرف وزارت امور خارجه ایران و امریکا حاوی تفاوتهایی بنیادین است. با مقایسه و بررسی متون انتشار داده شده از جانب طرفین، ابهامات زیادی طرح می گردد. ولی آنچه که مبرهن است بر خلاف ادعای طرف ایرانی اولا برنامه هسته ای ایران برای مدت 15 سال به حالت تعطیل درخواهد آمد، ثانیا پس از این قدم تهران موظف به ادامه مذاکرات شده و شرایط همچنان پر تنش است و به هیچ وجه عادی نخواهد گردید، ثالثا ورود و بازرسی از جانب قدرتهای 5+1 به حوزه های نظامی ایران تحت عنوان ضرورت روشن شدن مسئله PMD پذیرفته شده، خامسا تحریمها همچنان به قوت خود باقی است و هیچ تحریمی لغو نشده. در سند انگلیسی می خوانیم که چنانچه ایران به تعهدات خود عمل کند، امریکا و اروپا فقط در تحریمها "تخفیف" (Relief) قائل خواهند شد. استخوانبدنی تحریمهای اعمال شده از جانب واشنگتن، اتحادیه اروپا و شورای امنیت سازمان ملل متحد همچنان به قوت خود باقی خواهد ماند.گرچه تیم مذاکره کننده ایرانی با گفته های متناقض روایت دگری ارائه دهد. بعضی از تحریمهای موجود:1. تحریم شرکتهای کشتیرانی ایران.طی قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت (خرداد ۱۳۸۹) خطوط کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران که شامل اکثر شرکت های کشتیرانی ایرانی می شود در محاصره چفت و بندهای تحریم قرار دارند. اطلاعات نشان می دهند که بیش از 70 شرکت کشتیرانی ایرانی، شعبات وابسته با آن و یا طرفین خارجی در لیست تحریم اتحادیه اروپا قرار دارند. http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=41724 هدف خارج نمودن خطوط کشتیرانی ایران از مسیرهای اصلی تجاری آبی دنیا و حدف سهم بازار ایران از حمل و نقل دریایی است. برای نمونه «کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران» و شرکت ملی نفتکش که مسئولیت اصلی در ترانسپورت نفت ایران را به عهده دارد، د ر چنبره تحریم هستند. ما به اهمییت خطوط آبی در چرخه اقتصاد ایران بیشتر آشنا خواهیم شد وقتی بدانیم که حمل و نقل دریائی کم هزینه ترین نوع حمل در تجارت بین المللی است. به استناد آمارهای موجود سهم حمل و نقل دریایی در جابجایی کالاهای وارداتی و صادراتی از نظر وزنی ۹۰درصد و از نظر ارزشی ۷۰درصد است. یعنی به لحاظ تناژی شش ميليارد تن از انواع كالاها را در بر می گیرد. تقريبا يك سوم این میزان را كالاهای نفتی و يك سوم آن را كالاهای خشك و فله و بقيه را كالاهای غير فله تشكيل می دهند. این نشان از وابستگی قابل توجه تجارت خارجی ایران به حمل و نقل دریایی دارد. تحلیل گران سیاست خارجی و اقتصاد بین الملل بر این باورند که مهم‌ترین و آسیب پذیرترین بخش اقتصادی ایران در تیررس تحریم‌های امریکا و اروپا قرار گرفته است. در دهه 90 رشد اقتصاد جهانی معادل 4/2% برآورد گردیده است در حالیکه رشد تجارت جهانی 200% افزایش را نشان می دهد. همین روند برای دهه اول قرن بيست و يكم نيز پيش بينی شده است. پیمانهای بین المللی در امور تجاری و گمرکی (GATT) که از سال 1948 فعال است، موجبات رشد تجارت بين المللی را فراهم آورده است. در نتيجه دور دوم مذاكرات در سال 1994 در اروگوئه موانع بسياری از سر راه تجارت آزاد برداشته شد و تعرفه های گمرگی به میزان قابل توجه ای برچیده شد. تا سال 2000 ما شاهد افزایش حجم تجارت جهانی به میزان 50% نسبت به سال 1994 بودیم. عواملی چون تكنولوژی مدرن ارتباطات (فاکس، ایمیل و اینترنت) كه امكان سفارش سریع کالاها را فراهم می نماید و از طرفی كاهش چشمگیر هزينه حمل و نقل دريايی به میزان 70% در 20 سال گذشته، نقش اصلي را در افزايش تجارت به عهده داشته اند. در حال حاضر "سازمان تجارت بین المللی" (WTO) به مثابه قدرتمندترین ابزار تجارت، کنترل اقتصاد جهانی، برنامه ریزی و گسترش آن را در ید قدرت خود دارد. درخواست عضویت ایران هنوز مورد قبول واقع نشده است.(لیست تحریمها را می توان در ویکیپدیا مشاهده نمود) 2. تحریم شرکت‌های کشتیرانی و بهره برداری بندرتعداد زیادی از شرکتهای کشتیرانی ایرانی در لیست تحریمها قراد دارند. از جمله این شرکتها، شرکت "تایدواتر خاورمیانه" از شرکتهای زیر مجموعه سپاه پاسداران می باشد. حوزه فعالییت "تایدواتر خاورمیانه" شامل ارائه خدمات بندری، دریائی و کشتیرانی، انجام عملیات هیدروگرافی و لایروبی، اجراء پروژه های عمرانی ساخت سازه های دریائی، تخلیه، بارگیری عملیات کانتیری، باربندی و ترخیص در کلیه بنادر و مرزهای گمرکی. یکی دیگر از شرکتهای کشتیرانی مورد تحریم "شرکت سینا" می باشد، که در اسفند ماه سال 66 توسط بنیاد مستضعفان به منظور انجام عملیات تخلیه، بارگیری و خدمات بندری محصولات وارداتی در بنادر گمرکات کشور تاسیس گردید. در حال حاضر 82 درصد سهام شرکت به صورت مستقیم و غیر مستقیم در اختیار بنیاد مستضعفان می باشد. این شرکت بعنوان تنها اپراتور صد درصد عملیات تخلیه و بارگیری کالا در بنادر بوشهر و نوشهر و بیش از 50% عملیات بندر "امام خمینی" را بر عهده دارد. تحریمهای ایالات متحده امریکا از اول جولای سال ۲۰۱۳ میلادی مقرر می کند که کلیه خطوط بین الملی حمل کانتینر حق ورود به بنادر ایران را ندارند. چنانچه وال استریت ژورنال گزارش می دهد، این تحریمها باعث گردید که صادرات نفت ایران به میزانی کمتر از نصف کاهش یابد. افزایش بیمهاز جمله دلایل اصلی این افت صادرات، محدودیت شدید اعمال شده بر حمل و نقل تانکرها و افزایش بیمه آنها می باشد. شایان ذکر است که اگر کشتی ای مشمول تحریم حمل و نقل کالا نباشد، در صورت نداشتن بیمه حوادث و خسارت (Protection and Indemnity) "P&I" اجازه تردد به هیچ بندری را ندارد.با اشاره گذرا یه این فاکتها می توان تصوری از فلج شدن حمل و نقل دریائی ایران توسط تحریمهای ایالت متحده و اتحادیه اروپا داشت. 3. تحریم نظام بانکی و بیمه ای مرتبط با حمل‌ونقلهدف این تحریم افزایش هزینه‌های تولید و مبادلات کالاهای صادراتی و وارداتی می باشد که باعث کاهش توان رقابت اقتصادی کشور می گردد و عملا ساختار آن را فلج نموده است. تحریم بانک مرکزی ایران از سوی اتحادیه اروپا، حیات اقتصادی ایران را دچار مخاطره نموده است. «انسداد دارایی‌های بانک مرکزی در اتحادیه اروپا» یکی از این اقدامات تنبیهی می باشد. به گفته منابع آگاه حدود ۱۰ میلیارد دلار دارایی بانک مرکزی ایران در اتحادیه اروپا بلوکه شده باشد. مضافا اینکه تقریبا 80 تا 100 میلیارد دلار دارایی بانک مرکزی ایران در حساب‌های خارج از کشور مسدود می باشند. میزان قابل توجه این ثروت در چین و هند بلوکه و غیرقابل دسترسی می باشد. سوئیفتعلاوه ‌برانسداد دارایی‌ها، تحریم‌های اتحادیه اروپا باعث شد که دسترسی ایران به سیستم نقل و انتقالات مالی بین‌المللی سوئیفت (Society for Worldwide Interbank Financial Telecommunication/SWIFT) نیز قطع گردد. سوئیفت یکی از پیشرفت های تکنولوژیک نظام بانکداری است که بسیاری از مشکلات بین المللی مبادلات را برطرف نموده است. این سیستم که در حال حاضر 7000 مؤسسه در 197 کشور جهان عضو آن می باشند، مبادلات ارزی بین واحدهای ارزی بانکهای داخل و خارج از هر کشوری را فراهم می نماید.این انجمن از شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۰ در راستای اعمال تحریم‌های اتحادیه اروپا خدمات خود را به برخی بانک‌های ایرانی قطع نموده است. مضافا اینکه تحریم‌های اتحادیه اروپا، کلیه فعالیت‌های اقتصادی اعم از نقل و انتقال و مالکیت دارایی در حوزه ارزی یورو را با مشکلهای جدی مواجه نموده است. البته عواقب تحریم بانک مرکزی گسترده‌تر از موارد یاد شده می باشد. با توجه به این نکته که بانک مرکزی ایران در تأمین اعتبار مالی در حیطه تجارت خارجی نقش محوری دارد، تحریمها موجب می شوند که فعالیتهای تجاری در زمینه "تجارت مواد خوراکی"، "تجهیزات پزشکی"، "محصولات کشاورزی"، "واردات دارو" و سایر موارد با سد و مانع جدی روبرو گردند. 4. تحریم افراد و مقامات تحریم شدهدر مجموع گفته می شود که تعداد 180 تن از عالی ترین مقامات نظامی، کشوری و قضائی تهران در لیست تحریم شدگان قرار دارد.http://www.farhangnews.ir/content/18544 ساده گرائی یا فریبکاریرأس هرم ملایان با بلاهتی ویژۀ مستبدین می گوید: "در همان روز توافق بایستی تحریمها به ‌طور کامل لغو بشود، این باید اتفاق بیفتد. اگر قرار باشد که لغو تحریمها باز متوقف بشود در یک فرایند دیگری، پس چرا اصلاً مذاکره کردیم ما؟". همین اظهارات را هم رئیس جمهور فقها در 20 فروردین 1394 در مراسم "روز ملی فناوری هسته ای ایران" ایراد نمود. این جملات البته مصرف داخلی دارد. اینان بخوبی آگاهند که لغو حتی یک تحریم در پروسه ای سنگین و طولانی بروکراسی و طی کردن مراحل متعدد اداری امکان پذیر است. تفاهمنامه ای "PJCPOA" مورد اتفاق ِ طرفین حاوی یک زمانبندی 10 تا 15 ساله (با فرض رویکرد توافق) امکان لغو تحریمها می باشد، آنهم با تفتیشهای آمرانه و بکارگیری مکانیسمی شدید از جانب "استکبارگران".البته این هم نشانی است از "ضعف و استیصال جهانخوارن"! "مقام عظما" شاید هنوز دامنه تحریمها و پیچیدگی جهان معاصر را درک نکرده است. چون حقیقت چیز دیگری استهنوز چند روزی از قرائت "تفاهم" لوزان و انتشار متن وزارتخانه های ایران و امریکا نگذشته است که سران رژیم به چند پهلو سخن گفتن و مغشوش کردن همت می گمارند. آنها نمی گویند که 15 سال تعلیق ماجراجویهای هسته ای در راه است. آنها نمی گویند که فقط شاید از سر ترحُم "تخفیف" هائی داده شود، آنها به مردم نمی گویند که باید به بازرسیهای شفاف تن دهند، آنها نمی گویند که در صورت "عدم تمکین" به مکانیزمهای کنترل، "تخفیف" پس گرفته و تحریمهای "معلق" برگردانده می شوند، آنها نمی گویند که کل زنجیره هسته‌ای از معادن اورانیوم گرفته تا تأسیسات نهایی مثل نطنز مورد بازرسی قرار می گیرد، آنها پنهان می کنند که "یک مکانیسم بین المللی ایجاد خواهد شد که در صورت لزوم هر زمان که لازم بداند بازرسیها را انجام دهد نه "حرف ایران که 'نمی‌توانید از اینجا بازدید کنید'." (مصاحبه اوباما)، اینان نمی گویند که "تحریم‌های مربوط به موشک‌های بالستیک و مجموعه‌ای از تحریم‌ها سر جایش می‌مانند."http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2015/04/150401_u04_obama_irandeal چون حقیقت چیز دیگری است. "حق مسلم" یا کاپیتولاسیونما نسبت به دولت ملایان بد بین هستیم. این بدبینی پیشنه دارد. اینان بحرانهای خود ساخته چون گروگانگیری سفارت امریکا و پافشاری بر ادامه نامشروع جنگ باعراق را با جشن و پایکوبی بستند. بهای بس گران شعار منحوس "فتح قدس از کربلا می گذرد" را ملّتین ایران و عراق پرداختند. در آن افسانه "دفاع مقدس" نکبتی نهفته بود که تدوام، تثبیت و بقاء شومِ استبداد دینی را تبلیغ می کرد. گستردن دام تبعیض، نهادینه کردن خشونت و سرکوب، تنیدن لابیرنت مافیایی در حیات اقتصادی، زایش و پرورش ِکُنگلومِراتی (Conglomerate)از پاسدارـ دکترـ تاجر، تنها در زیر پوشش "دفاع مقدس" امکان پذیر بود. به میمنت تداوم جنگ و در پی آن سر کشیدن جام زهر ِاول، رانت خواری، عدم نظارت بر شبکه بانکی، چپاول و فساد و فربه شدن امپراطوری بنیاد مستضعفان و آستان قدس رضوی زمینی مساعد یافت.ملایان چون توان گسترش سلطنت شر خود در خاور میانه را نداشتند، جام اول را سر کشیدند. نمی توان اشاره نکرد که در آن شرایط هیستریک "دفاع از وطن"، حضورِ قدرتمند و سنگین سازمان مجاهدین خلق در نوارهای مرزی و سیاست داهیانه و شجاعانه آنها در قبال جنگ ضد میهنی یکی از علل مؤثر در خوراندن جام زهر اول بود. علی رغم حملات مدام و غیر عادلانه آنها پرچم مبارزه با جنگ را برافراشتند و تا امضاء سمبولیک قرارداد صلح پیش رفتند. بسیاری از "مفاخر ملی" منتقدان ِ آن دوران مجاهدین بودند و به آنها اتهامات زدند. "حق مسلم" دستگاه حاکمه نیاز ما نبوده و نیست. این نیاز بلند پروازیها و هژمونی طلبی های تهران است. ما طلبکاران نان، مسکن، آزادی هستیم. حق ما قانونمداری است، حق ما برچیده شدن بساط چپاول و غارت است، شفافیت، صلح، آزادی و امنیت حق ماست. حق ما خلع ید از کل دستگاه حاکمییت است. هزینه های گران و خرد کننده "حق مسلم" دستگاه حاکمه را ما پرداخیتم: قلمها شکسته شد، چهره کریه فقر قربانیها گرفت، سرکوبها غلظت یافت، شیوخ قوم تجاوز به حریم فردی را نهادیه کردند و نو کیسگان از دسترنج تهیدستان فربه تر شدند. ملت ما مدام در دلهره و نگرانی زیست، بیماران تنگدست دارو دریافت نکردند، صف فروشندگان کلّیه ها طویل تر شد، تن فروشان سیاه بخت در همه جا صف کشیدند، فشار تحریمها را نه نوکیسگان که تهیدستان بر دوش کشیدند، هر اعتراضی را هم به بهانه "حق مسلم" له کردند. همان له کردنهای دوران "جنگ جنگ تا پیروزی"، به بهانه "رفع فتنه درجهان". غافل از آنکه خود محور فتنه اند. ما هزینۀ گزاف هژمونی طلبی ها، ندانم ‌کاری‌ها، کینه‌ توزی‌ها و لجبازی‌های فقها را پرداخت کرده ایم. باز هم نباید از حق گذشت که افشاگریهای سازمان مجاهدین خلق از سال 2002 که بی توجه به انتقادات از محافل مختلف، پی گیرانه ادامه داشت، نقشی تعیین کننده در خوراندن جام زهردوم به ملایان ایفاء نمود. سکوت محافل ایرانی اپوزیسیون در قبال این تلاشهای دامنه دار، شجاعانه و اصولی نه تنها با پرنسیپهای مدنی همسنگ نیست بلکه سؤال برانگیز نیز هست.آی شیوخ! آی نو کیسگان، و حالیا چگونه است که از "حق مسلم" خود در می گذرید؟کاپیتولاسیون را جشن می گیرید؟ رسوائی آشکارتر بر شما گوارا باد!ای طایفه سخیفان و ای پلشتان، روزگار بر شما سیاه تر باد! دکتر عزیز فولادوندبن آپریل 2015
 شرایط بسیار حساسی را از سر می گذرانیم. جنبش در گردنه های بسیار مهیبی گرفتارآمده است. غول مهیب ارتجاع تمامی دار و ندارش را برای زمین گیر کردن و سر بریدن مبارزه مردم ما بسیج کرده است. مختصات ِ بغایت بغرنج بین المللی و منطقه ای به نفع مردم ما نیست. فقها را بیش از این شاد نکنیم.
فاشیسم خونریز ملایان تهران بار دیگر جنایت آفرید. سیاهی سلطنت شب سایه مهیب خود را باز هم گستراند.غمی بزرگ را بر سینه ما نشاند. سینه ما را شخم زد. شقاوت پیشگان، وحوش گرسنه در برهوت ِ سقوط ِ ارزشهابازهم جولان دادند. وای بر شما، تفو بر زندگی ناپاکتنان. سلام بر روح و قامت به خاک افتادگان، سلام بر ارج و کرامتتان، سلام بر کادرهای ارزنده این دیا، سلام بر ربّیون، سلام بر تربییت شدگانی که گنجیه ملی میهنی یک ملت اسیرند. گوهران کمیابی که تجربه مبارزاتی، سیاسی و تشکیلاتی را د ر حداقل سه دهه گذشته در غامض ترین شرایط منطقه ای و جهانی طی کرده بودند. استوانه های استقلال یک ملت. شناسنامه و هویت انسان ایرانی با هر نگرشی. آنانی که خود را در آتش فشانها پرتاپ کردند و ابراهیم واربه آتش پوزخند زدند. وای که قلب هر انسان شریفی از گلوگاه به جهان پُرتعفن پرتاب می گردد. در منجلاب کدرِ سقوط ارزشها، اینان ستارگانی هستند که نوید جهان دگری را به بشریت معاصر می دهند. و ما شاید توان هضم این ارزشها را نداریم. وای که زمین از پذیرش این کالبدد های شریف سرباز می زند، تا شریک این جنایت نگردد. وای بر سندگدلان، وای بر بی خبران، وای بر سست کنندگان و وای بر زین کنندگان اسبهای سفلگان. آی رجالگان به کجا نشانه گرفته اید؟ ماشه را بر کدام قلب پر عطوفتی می چکانید؟ این قلبها انسانییت را ترویج می کنند. لعنت همه کهکشان به شما باد! تفو بر شما.این همه دنائت در وجود ناپاکتان از کدامین منبع ارتزاق می کند؟ انسان شرقی با اسطورهای لمیده دراعماق تاریخ کهن دلخوش است.جاذبه رمانتیک اساطیر باستان او را شیدا می کند. ولی این اسطوره های پر صلابت، این قهرمانان بی نشان، این انسانهای شریف را نمی بیند. وای بر ما. راستی آنها تربیت شده کدامین مکتب اند؟ دل به کجا بافته اند؟ این شوریدگان در سر و سینه چه پنهان دارند؟ ما شاید توان هضم آن را نداریم. و بهت زده می گوئیم آنان "شستشوی مغزی" شده اند.وای بر ما بی خبران. راستی ما در این چند ماهه چقدر بر آنها تاختیم: مکتبشان، رهبرشان، اسلامشان را به سخره گرفتیم. وآنها صبور و پرفتوت به کار خود مشغول. و اکنون در جمع ما بی خبران نیستند و ما را با وجدان معذبمان تنها گذاشتند. من حتی از خواندن آن سطور شرم دارم. شرمی بی کران. آی "مفاخر ملی" کجائید.آیا در منطق مدافعان حقوق بشرِ وطنی باید حتمأ در "عزا و عروسی" اشان شرکت کرد تا حقوق بشر را ارج نهند؟آیا تعهد و عمل به منشور اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیونهای دفاع از حقوق انسانی با منطق پایاپای کالایی سخیف قابل دفاع است؟ در"عرو سی و عزا" من شرکت کن! تا ازحقوق تو دفاع کنم. وای بر ما شرقیهای کتابخوان! از "غلظت اسلام" (قصیم) در نشستهای درونی آنها فیلسوف مآبانه خرد می گیریم، ولی غم ِ به خاک افتادگان را می خوریم. گوئیا این سلحشوران ِ نازنین در خلاء زیست می کرده و آرمان و مکتبی را در قلبهای پاک خود حمل نمی کرده اند. این هم نوعی انسانشناسی است! در بحبوبه نبرد با سیاهی و نکبت آنها را تنها می گذاریم، در این یورش هم جانبه حقوق "هم جنس بازان" را از آن بی دفاعان ِ گیرافتاده در گلۀ وحوش مطالبه می کنیم، به راهشان، به آرمانشان، به رهبری اشان با طعنه و تمسخر و کین می تازیم، ولی فرا خوان به "کنار نهادن اختلافات" در "این شرایط حساس" می دهیم. گوئیا حساسیت این دوران را امروز فهم کرده ایم. عجبا! وای بر ما! خود محورانه در بوق و کرنای "اختلافات" می دمیم، ولی مشتاق به نمایش گذاشتن "بلوغ اخلاقی و ملی خود" (فراخوان آقایان) هستیم. عجبا! وای بر ما! راه حل آقایان در"فراخوان" 30 آگوست 2013 هم چنین است:"با ایمیل، تلفن، ملاقات حضوری، با مسئولین انجمن‌های حقوق بشری، مدافعان حقوق پناهندگان، پزشکان، وکلا، پارلمانترها، احزاب، قضات، روزنامه‌نگاران، سندیکاها ووو از آنان بخواهیم که مقامات کاخ‌سفید، کمیساریای عالی امور پناهندگان ملل متحد، صلیب سرخ جهانی را نسبت به وقوع یک قتل‌عام هشدار دهند." آی مردم، آی آقایانشما به نقد پشت کرده، سراب نسیه را نشان می دهید؟شما ظرف آماده "همبستگي بين المللی با مقاومت" (قصیم) را که مولود میلیونها ساعت کار شگرف متمرکز، دسته جمعی، تشکیلاتی و بالنده در پرتو یک رهبری داهیانه می باشد را رها کرده، اکنون "فراخوان" به نوشتن ایمیل و تماس تلفنی می دهید. عجبا. وای بر ما! آخر خود شما را اعتقاد بر این بود که:"هرفرمانده مسئول و هر رهبر هوشمند ملي و انقلابي خوب مي داند حال كه نيرويي ساخته و در اختيار دارد با چنان صفات و خصائل, كه برغم هزار سنگ فتنه باريده از آسمان, كماكان عالي و درخشان, بلكه بهتر از سابق كار و تلاش مي كند, باري, چنين گنجينه ملي و ميهني را مي بايدش به هرقيمت حفظ و فعال – البته اكنون با سمتگيری تهران – نگهداشت و مسائلش را رفع به احسن كرد". عجبا. پس این همه تاخت و تاز بر این نیروی "ساخته" چیست؟ لطفأ آدرس و شماره تلفن و آدرسهای ایمیل این "مسئولین انجمن‌های حقوق بشری، مدافعان حقوق پناهندگان، پزشکان، وکلا، پارلمانترها، احزاب، قضات، روزنامه‌نگاران" را هم در آن فرا خوان اضافه کنید تا ما فرا خوانده شدگان بتوانیم وقت ملاقات حضوری بگیریم! البته اول باید از هفتخوان گرفتن وقت ملاقات گذشت، بعد موضوع را در میان گذاشت (مستلزم تسلط داشتن به زبان آلمانی است)، بعد توان تشریح امور را داشت، آنها راد توجیه و قانع نمود و خلاصه ...قصه طول است.خدا قـوّت... وانگهی آقایانخود شما با چند نفر از نمایندگان ایالتی استان محل اقامتتان ارتباط دارید؟با چند وکیل متخصص در امور حقوق بین الملل رابطه دوستانه دارید تا به مجرد دریافت ایمیل و تلفن شما فعال شوند؟چند نفر از آنها را تا کنون فعال نموده اید؟چند نفر وکیل و پزشک و روزنامه ئگار را تا کنون از این فاجعه مطلع کرده اید؟آیا گزارشی از این روزنامه نگاران در رابطه با کشتار فجیع منتشر شده است؟در طی این 80 و اندی پس از جدای اتان درچند "عروسی و عزا" شرکت جسته اید؟آیا آنها اکنون حاضر به دفاع ا زحقوق این پناهندگان در زنجیر هستند؟ لطفأ نام و آدرس ارتباطات برقرار شده از جانب خودتان را هم علنی کنید (شفافیت یکی از اصول سکولاریسم است) و حداقل مرا هم که به زبان آلمانی آکادمیک تسلط دارم بی اطلاع نگذارید تا من هم بتوانم فریاد خود را به گوش آن "پارلمانترها" برسانم. خدا قوت. (قصیم) پیشنهاد مشخص من به شما:آقایانبرای دفاع از جان "سه هزار نفر از هموطنان پناهنده ما در عراق، قتلگاه لیبرتی و اشرف [که] بدون هیچ دفاعی در محاصره " و گرفتار آمده در برهوت سلطنت شر، از شما در خواست می گردد که با دعوت از "مفاخر ملی" در اسرع وقت مقدمات یک راهپیمائی، تحصن و یا یک تجمع را فراهم کنید.فکر می کنم بتوانید حداقل 100 نفر را سازماندهی نماید. چون "فردا خیلی دیر است." خدا قـوّت... (قصیم) عزیز فولادوند 1 سپتامبر 2013 / کلن ـ آلمان

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان