07152020چهارشنبه
بروزرسانیچهارشنبه, 13 جون 2018 11:27

NGO هاي آدمكشي

منتشرشده در سیاسی
23 ارديبهشت 1396
از وجوه ممیزه فاشیسم مذهبی ولایت‌فقیه با یک فاشیسم کلاسیک، خصلت دجالیت به شکل مفرط، ریاکاری و وارونه نمایی‌های آن است. رژیم خمینیاز نخستین روز حاکمیت چهره‌ای کاملاً خلاف محتوای درونی‌اش از خود نمایش داد. ولایت‌فقیه که تصریح داشت «قیم ملت با قیم صغار از لحاظ وظیفه و موقعیت هیچ فرقی ندارد». (۱) را سنگ بنای حاکمیت و قانون اساسی خودش قرار داد و آن را به صورتی کاملاً وارونه «جمهوری» یا «اسلامی» نامید! به همین سیاق سرنوشت NGO یا «سازمان‌های مردم‌نهاد»(سمن)، در چنین مردابی به فضیحتی غیرقابل‌تصور کشیده شد. یکی از این به‌اصطلاح NGO های رسوا، ارگانی به نام هابیلیان، شعبه‌ای از وزارت آدمکشی اطلاعات است. رفسنجانی در مورد نیاز حیله‌گرانه به ایجاد چنین مؤسسات پوششی که دست‌بستگی‌های دولتی را از کثافت‌کاری‌های رژیم آخوندی دور کند، رهنمود داده بود: «بسیار پراهمیت است و خلأ آن سال‌ها در فضای سیاسی کشور احساس می‌شد… انجام این‌گونه کارها توسط سازمان‌های مردم‌نهاد بسیار ارزشمند است چراکه دولت‌ها گرفتاری‌های خود رادارند». (۲)  پاسدار عباس عراقچی معاون وزارت امور خارجه آخوند روحانی نیز با استقبال از این ترفند شیادانه، خاطرنشان کرده بود که: «در دنیای امروز سازمان‌های مردم‌نهاد بسیار تأثیرگذار شده‌اند و اعتبار زیادی پیداکرده‌اند. در غرب این مسئله به‌وضوح دیده می‌شود که به یک ان.جی.او. به‌عنوان یک نهاد مدنی بسیار بیشتر از نهادهای دولتی بها داده می‌شود. بنابراین بنیاد هابیلیان نیز به‌عنوان یک سازمان مردم‌نهاد باید به فعالیت‌های خود باقوت بیشتری ادامه دهد» (۳)  اما جنگ گرگ‌ها به نام انتخابات در رژیم آخوندی، معضلات جدیدی روی میز خامنه‌ای گذاشت، با فرستادن مهره جنایتکار خود، یعنی آخوند رئیسی به میدان، پتانسیل عظیم جدیدی در «کارزار دادخواهی قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال۶۷» پدید آمد که کشتی پوسیده آخوندی را زیر امواج قدرتمند خود گرفت، باندهای حکومتی که قبل از «جنبش دادخواهی»، تمام ظرفیت خود برای پنهان نگه‌داشتن و به فراموشی سپردن این واقعه بی‌سابقه تاریخی را بکار بسته بودند این بار تاب نیاورده، با دستگاهی به‌هم‌ریخته به دفاع از جلادانی که «بزرگ‌ترین جنایت کیفر نیافته پس از جنگ جهانی دوم» را مرتکب شده‌اند پرداختند. همین سراسیمگی و عصبانیت ناشی از غافلگیری، تمام چیدمان قبلی «وزارت بدنام اطلاعات» را برهم زد. طوری که با گم کردن دست‌وپا به پنبه کردن تمام بافته‌های پیشین وادار شد. من‌جمله، شعبه هابیلیان وزارت آدمکشی، مأموریت یافت تا در تولیدهای گوناگون رسانه‌ای، توجیه و تفسیرهایی برای این جنایت ضدانسانی بتراشد. در این رابطه سرکرده این باند جنایتکار در یک برنامه تلویزیونی مسخره، وقتی در بافتن رطب و یابس به‌هم، هیچ استدلالی در چنته نمی‌یافت، از کشتار زندانیان سیاسی تنها بر اساس «اعتقاداتشان» به رسواترین صورت، به دفاع برخاست و گفت: «وقتی‌که نظام مواجه شد که… هفت ساله هرکدام از این‌ها که زندانی‌شان تمام می‌شود این‌ها را رها می‌کنیم می‌روند می‌بینیم که این‌ها باز دارند جذب می‌شوند… تکلیف این زندانی چی می‌شود؟… در سال ۶۷ فرمان امام اینه… حکم کسانی که همچنان اصرار دارند سر موضع [مجاهدین] هستند، آشکارا و علناً حکمشان اعدام است» (۴)  و در یک واکنش زبونانه دیگر همین شعبه منفور در پاسخ به سؤال سایت وزارتی علناً اقرار کرد تصمیم نسل‌کشی مجاهدیناز همان خرداد۱۳۶۰ گرفته‌شده بود ولی خمینی در برابر محبوبیت و پایگاه اجتماعی مجاهدین توان انجام چنین جنایتی را نیافت: «[سؤال]: چرا امام خمینی چنین فرمانی را در سال ۱۳۶۰، زمانی که فاز مسلحانه در روزهای نخست خود بود، ابلاغ نکردند؟ [پاسخ وزارتی]: در خردادماه۱۳۶۰ آمادگی پذیرش جامعه نسبت به برخورد قاطعانه، آن‌چنان نبود که در مردادماه ۱۳۶۷ بود»!(۵) به‌این‌ترتیب سرمایه‌گذاری‌های چندساله خلیفه ارتجاع برای زدن رنگ و لعاب به چهره ضدبشری‌اش از طریق «ماسک NGO» های دست‌ساز، جزغاله و برملا شد، همچنان که رفسنجانی و پاسدار عراقچی طراحی کرده بودند این ارگان جنایتکار تنها یک «نهاد دولتی توجیه‌گر آدمکشی با بالاترین درجه سبعیت» است که فقط برای «مصارف بیرون کشوری» و «فریب ارگان‌های بین‌المللی» طراحی‌شده است و عناصر تشکیل‌دهنده آن «شقی‌ترین آدمکشان بی‌رحم اطلاعات آخوندی» هستند که در قتل‌عام زندانیان سیاسی به دلیل اعتقاد به یک آرمان، در گذشته، حال و آینده، درنگ روا نمی‌دارند. (۱) صفحه۶۵ کتاب «ولایت‌فقیه» نوشته دجال ضدبشر خمینی (۲) شعبه وزارت آدمکشی اطلاعات موسوم به هابیلیان ۲۰دی۹۵ (۳) شعبه وزارت آدمکشی اطلاعات موسوم به هابیلیان ۲۷فروردین۹۶ (۴) دژخیم محمدجواد هاشمی نژاد در تلویزیون حکومتی موسوم به آستان قدس ۱۳اردیبهشت۹۶ (۵) شعبه وزارت آدمکشی اطلاعات موسوم به هابیلیان ۱۹اردیبهشت۹۶
 مسعود رجوي  نوروز 1368 (زیارت سرداب امام زمان) اي صاحب زمين و زمان و اي پرچمدار و فاتح جامعه بي‌طبقه توحيدي. اي بشارت بخش رهايي و يگانگي. سربازان مجاهد خلق تو در ايران ربع قرن است كه سربر قدوم تو مي‌سايند و اين سمبل و اين شعار پرتوي از پيام خود توست. پرتوي از پيام خود تو در ايران شاه زده و خميني گزيده. اجازه مي‌خواهيم تا به وكالت از طرف شهيد بنيانگذارمون محمد حنيف كه رهرو راه خود تو بود و تو او و سازمان او رو در كنف حمايت خودت گرفتي در طول اين ربع قرن و در برابر انواع توطئه‌ها و نامردميها حفاظت كردي، اين رو به خودت تقديم كنيم. اين رو براي خودت بردار، براي اينكه از آن تو بود از آغاز و در كنف حمايت خودت بگير. شهيدانش رو هم از اين پيشتر فهرست ستاره‌ها و شهدايش رو هم از اين پيشتر كه همه زمينه سازان موكب تو هستند به جدت حسين تقديم كرده‌ايم..به خاكپاي وارث زمين و صاحب زمان پرچمدار رهايي و يگانگي فاتح جامعه بي‌طبقه توحيدي، امام دوازدهم مهدي، از سوي شهيد بنيانگذار مجاهدين محمد حنيف و يارانش و همه جاودانه فروغهايي كه بدرگاه حضرتش سرسائيدند. مسعود رجوي 3مرداد89 السلام علی حجت المعبود و کلمه المحمود, سلام بر حجت خدای مورد عبادت, خدایی که او را می پرستیم و بر کلمه محمود حمد شده و سزاوار ستایش, السلام علی القائم المنتظر, آن ایستاده و قیام کننده ای که بشریت و خلق جهان انتظار او رو می کشند. والعدل المشتهر عدل نامدار و پرآوازه  السیف الشاهر , شمشیر از نیام برکشیده ربیع الانام و نظره الایام. بهار پاینده و پایدار و صفا و شادیبخش روزگار, الصاحب الصمصام نگاهبان و صاحب شمشیر قدرت و شکافندگی. …  ابتدا از حجت معبود و همان قائم منتظر آغاز می کنیم, از بین الملل آزادی و یگانگی , از امید و انتظار رنجبران و زحمتکشان , از فاتح تاریخ حقیقی انسان از فلسفه امید و انتظار در نقطه مقابل یأس وانفعال، همیشه گفتیم به همین مناسبت, که ارتجاع حاکم است که تخم یأس و انفعال می کارد. برای تن دادن به وضع موجود، انگار که هیچ چشم اندازی برای تغییر در کار نیست. اما روح و جوهرة تغییر در کار هر انقلابی در امید و انتظاری موج می زنه که موتور محرک اوست. و الا که حرکتی نیست. پس تغییری نیست. یادتون هست که یک دهه پیش به همین مناسبت با هم صحبت می کردیم که اگر مریم به عنوان جوهر بهار جدی و حقیقی و ضروری است، بشارت و نشانه تغییر و تحول و نو شدن مجاهدین و ارتش آزادی و کل جنبش مقاومت خلق و در نتیجه سرنوشت تمامی خلق است. بله حرکت تاریخ، سمت وسوی واحد و یگانه یی دارد. خدشه ناپذیر، فتح و پیروزی نهایی از آن ستم کشان است. هر چند که دیوان و ددان و مرتجعان بتازند. اما قائم منتظر ایستاده و قیام کننده یی که انتظارش رو می کشند، نماد همین فلسفه است، قرار براین نیست که تا به آخر جهل و ارتجاع استیلا و حاکمیت داشته باشه، کسی هست که می آید، امید و انتظار همه محرومان و ستم کشان و مظلومان و مجاهدان و سرکوب شدگان، آرمان زحمتکشان، چگونه و کی؟ این را که من نمی دانم ، «کان را که خبر شد خبری باز نیامد»!  اما فلسفه اش رو ما می دونیم، به تبیین اون آگاه هستیم؛ خاتمه دجالیت و ریا، پایان دوگانگی و شکافها و حفره های اجتماعی، تاریخی و طبقاتی، بازگشایی تاریخ حقیقی انسان. بله وعده های خدایی بی معنا و میان تهی نیست. تکامل اجتماعی هم، مثل مراحل پیشین تکامل سرآمد و سرفصل خودش رو داره، بر شب تیره و تار، بهره کشی است که پایان یابد. بین الملل آزادگی و یگانگی، خواهد آمد. به همین خاطره  که بر سنگ مزار مجاهدین آرمان جامعه بی طبقه توحیدی، عاری از ستم و استثمار ، عاری از تبعیض و دوگانگی، نقش بسته، آرمان خجسته رنجبران، زحمتکشان و کارگر و دهقان. در سرنوشت بشر این نیست که برای همیشه، در سود و کالا فرو برود و در ارزشهای کالایی، برای فرزند انسان پیشاپیش سرنوشت دیگری مقدر است. همان دولت کریمه یی که میعادگاه کیفی و نهایی همه انقلابیون و مصلحین است. به شرط این که برداشتها و درک پس افتاده ارتجاعی و خمینی گرایانه را به کناری بگذاریم و از این آلودگیها تطهیر بشویم، به شرط این که از شرک و ارتجاع و جاهلیت فاصله بگیریم و زنگار زدایی بکنیم. هرآنگاه که رسوبات جهل و ارتجاع کنار زده بشوند اون وقت می توان دریافت که موضوع چیست. صورت مسأله, پیروزی انسان بر تقدیر کور است، بر اجبارات بنده ساز طبیعی و غریزی و اجتماعی و سیاسی، پیام پیامِ پیروزی نهایی فرزند انسان بر دیو تقدیر، تقدیر زشت، تقدیر فروکوبنده وسرکوبگر است. موضوع مجاهدین و ایدئولوژی مجاهدین در پهنة اخص ایدئولوژیکی تفاوت بسیاری دارد ، در مرزبندیهاش با اسلام ارتجاعی خودش رو بیان میکند و با بورژوازی همدست همین رژیم. مجاهدین از همین جا برخاستند. از کلمة آخر، از کلمة خاتم، بر روی محور تعالی و ترقی، و الاّ بدون این تئوری و ایدئولوژی ترقیخواهانه و انقلابی، هرگز نمیتوانستند نهضتی و جنبشی این چنین داشته باشند، پس آنچه بر سنگ مزار مجاهدین حک شده، صرفاً یک شعار نیست. چکیده و خلاصه یک آرمان است. همان چیزی که آخوندهای خمینیگرا عمد دارند اون رو از مردم بربایند و بر روی اون سرپوش بگذارند.تا توجیه بکنند دست بریدن رو، سنگسار رو، وحشیگری رو، چپاول رو و غارت رو، تحت نام اسلام، در حالی که «الدالخصام»، دشمنترین دشمنان اسلام همینها هستند و درست به همین دلیل از بچگی هم به گوشمان میخواندند و در همة اخبار و روایات هم هست که فاتح زمین و صاحب زمان، «السلام علیالسیف الشاهر!» 
ولی فقیه ارتجاع هراسان از بحران فزاینده راس نظام در نمایش انتخابات، به صحنه آمد و نسبت به چشم اندار تیره وتار شعبده انتخاباتی و خطر شقه و خیزشهای اعتراضی و در هم ریختن امنیت تمام نظام هشدار داد. اگر, قانون شکنی كنند ،اگر بداخلاقی كنند و با حرف های خود, دشمن را بخودشان امیدوار کنند, انتخابات به ضرر ما تمام خواهد شد. سعي كنند گسل های اعتقادی,يا جغرافیایی,يا زبانی يا قومی اين گسل ها را تحریک نکنندمراقب باشند سالهاي متمادي است  دشمنان ما دارند  كار مي كنند روي اين گسل ها مر اقب باشندنامزدهاي رياست جمهوري  بخاطر خطای در تشخیص كاري راكه دشمن نيمه كاره  انجام داده ونتوانسته پيش ببرد ،به نفع دشمن اين راتحريك نكنند واين گسل ها را تحريك نكنند  اين رابدانند امنيت براي اين كشور خيلي مهم است مردم به امنيت اهميت مي دهند واين حقير هم به طبع مردم وامنيت  اين كشور اهميت مي دم. در انتخابات بايد امنيت بصورت كامل محفوظ بمانه هركسي كه ازاين را ه تخطي بكند قطعا بداند سیلی خواهد خورد.
هشدارهای هراسان و احساس خطر باندهای متخاصم نظام  درگرداب نمایش انتخابات از انفجار باروت خشم مردم و آشوب سوزنده داخلي با  اوج گيري بحران راس نظام و تعميق شقه رژیم به دنبال اظهارات آخوند روحاني در همدان و اذعان به نزديك به 4 دهه اعدام و زندان در نظام آخوندي، خبرگزاری سپاه پاسداران  19 ارديبهشت با درج نامه يك مهره خامنه اي خطاب به روحانی، نسبت به انفجار بشكه باروت خشم مردم بجان آمده و آشوب سوزنده داخلي که دامنگیر تمامیت نظام خواهد شد هشدار داد.  این مهره باند خامنه ای می نویسد : شما روی بشکه باروت نشسته اید که مدتی‌ست روشن شده .. شما را از لشکرهای مملو از خشم و عقده در پشت دروازه های شهرهایتان ..پشت کاخهایتان؛ همسایه دیوار بدیوار تجارتخانه هایتان میترسانم .. از میلیون‌ها پیرو جوان و کودک ورشکسته و آسیب دیده که درپی جرقه ای برای سوزاندن ترو خشک لحظه شماری می‌کنند می‌ترسانم .. بترسید و بدانید زمانی که طوفان آید فرصت فرار ندارید .. همه راه ها بسته خواهد بود .. حتی مانند شاه به پلکان هواپیما هم نمی‌رسید .. بله اثری از شما نخواهد ماند تهدید حقیقی و واقعی این است تهدید واقعی آشوب کور و سوزنده داخلی‌ست ازسوی دیگر، براساس خبري كه خبرگزاري حكومتي ايسنا 19 ارديبهشت درج كرده است، معاون اول آخوند روحاني و كانديداي نمايش انتخاباتی، توپ را به زمین  باند غالب نظام انداخت و هشدار داد که حملات آنها به دولت روحانی و دوقطبی کردن شعبده انتخابات، برای تمامیت نظام عواقبی خطر آفرین است. اسحاق جهانگيري در توئيتر خود نوشت: من احساس خطر می‌کنم. می‌دانم قطبی کردن جامعه و به جان هم انداختن مردم چه بلایی سرکشور می‌آورد.    در ادامه اظهارات هراس‌آلود مهره‌های حکومت آخوندی از جنش دادخواهی   ودر پی اعتراف روحاني به 38 سال اعدام و زندان، طبق گزارش راديو فرهنگ رژيم 20 ارديبهشت، آخوند مجتبی ذوالنور، عضو مجلس ارتجاع از باند خامنه‌ای، سوابق رئیس جمهور رژیم را به او یادآوری کرد: اعدام‌هائي كه حكم اسلامي جاري شده من بايد عرض كنم آقاي رئيس جمهور كه در سفر همدان زير سئوال مي‌بريد حافظه اين مردم فراموش نكرده كه شما فرياد مي‌زديد اينهارو بياوريد در ملاء عام و نماز جمعه‌ها اعدام كنيد, آخوند حسن روحانی در تیرماه  سال ۵۹ خواستار آن شد که محکومین به اعدام را در محل نماز جمعه به دار بکشند تا باعث عبرت سایر ین شود. در ادمه و اکنشهای باند غالب نسبت به اظهارات روحانی ، نوری همدانی از آخوندهای باند خامنه‌ای در حوزه قم نیز گفت: در تبلیغات انتخاباتی شاهد تهمت, دروغ و تخریب دیگران هستیم, کلمه ای که دردآور است این است که می گویند ۳۸ سال مردم را زندان و اعدام بردید, دستاوردهای ۳۸ سال را زیر علامت سؤال بردن است.

مسعود رجوی - پیام شماره۱۱ - آماده باش دوران سرنگونی - ۱۲ آبان ۱۳۹۷

massoud rajavi10 1396 8e878

ضد فتوا

فعالیت انجمن‌های پوششی وزارت اطلاعات در آلمان